طرح واره درمانی چیست و چگونه به کمک ما می آید؟

توضیحات تست هوش هیجانی بار-آن

ارسطو می گوید همه می توانند عصبانی شوند اما عصبانی شدن در برابر شخص مناسب، در زمان مناسب، به دلیل مناسب و به روش مناسب آسان نیست!

این موضوع که آگاهانه عصبانی شویم و توانایی مدیریت هیجانات و احساسات خود را داشته باشیم کار آسانی نیست و افرادی که توانایی تسلط بر این فرایند را دارا می باشند از هوش هیجانی بالایی برخوردار هستند. اما هوش هیجانی فقط به کنترل خشم ختم نمی شود بسیاری از ویژگی های رفتاری ما نظیر انگیزه مند کردن خود، شادمانی، خوش بینی، حل مساله، انعطاف پذیری و… تحت تاثیر EQ ما قرار دارند. هوش هیجانی را «توانایی زیر نظر گرفتن احساسات و هیجانات خود و دیگران، تمایز گذاشتن بین آنها و استفاده از اطلاعات حاصل از آنها در تفکر و اعمال و رفتار و گفتار خود» تعریف می کنند. توسعه هوش هیجانی می تواند تفاوت شکست و یا موفقیت در زندگی شخصی و شغلی هر فرد را مشخص کند. به عبارتی هوش هیجان (EQ)، نوع دیگر باهوش بودن است و شامل درک احساسات خود برای تصمیم گیری مناسب در زندگی است. توسعه هوش هیجانی بسیار دشوار به نظر می رسد، زیرا به توسعه روانشناختی و نورولوژیکی (عصب شناختی) که در طول عمر افراد شکل می گیرد، وابسته است. توسعه هوش هیجانی نیازمند تلاش زیادی برای تغییر عادت های شکل گرفته مربوط به تعامل انسانی (تعامل با خود و دیگران) است که به طور واضح شایستگی های پایه ای مانند خودآگاهی و کنترل احساسات را در بر می گیرد. افراد بایستی بر روی تغییر رفتار و توسعه هوش هیجانی خود سرمایه گذاری نموده و وقت زیادی اختصاص دهند، و ممکن است این تغییر خود به خود اتفاق نیافتد. در عمل آن چه معنا پیدا می کند این است که شما نمی توانید شاهد تغییر هوش هیجانی افراد دیگر باشید، مگر اینکه خودشان بخواهند. البته اثبات شده است که با بالا رفتن سن و تجربه، هوش هیجانی نیز رشد می کند.

طبق مطالعات انجام شده در زمینه موفقیت، رابطه هوش هیجانی (EQ) با موفقیت به مراتب بالاتر از رابطه بهره هوشی (IQ) و موفقیت می باشد. به این معنا که به قول دانیل گلمن ، هوش هیجانی بالا مشحص می‌کند که چرا افرادی با ضریب هوشی (IQ) متوسط موفق تر از کسانی هستند که نمره‌های IQ بسیار بالاتری دارند. زمانی که ۹۵% دانشجویان دانشگاه هاروارد را در دهه ۱۹۴۰ از دوران جوانی تا سنین میانسالی مورد بررسی قرار دادند، دریافتند که افرادی که بالاترین نمره‌های تحصیلی را داشتند از نظر میزان حقوق دریافتی و موفقیت شغلی از هم دوره ای‌های ضعیف تر خود موفق تر نبودند. آنها حتی از نظر میزان رضایت از زندگی شخصی و خانوادگی و عاشقانه نیز وضعیت بهتری نداشتند. قابل توجه اینکه افزایش هوش هیجانی (EQ) به مراتب از افزایش هوشبهر (IQ) آسانتر می باشد. حتی عده ای معتقدند که محیط، تاثیر زیادی در افزایش بهره هوشی ندارد ولی می تواند هوش هیجانی را افزایش دهد. شما می توانید با شرکت در این آزمون به خودشناسی در زمینه مولفه های مختلف هوش هیجانی خود بپردازید.

هوش هیجانی به عنوان یک سازه بنیادین روانشناختی، عامل جدی کامیابی رهبران و مدیران در محیط کار به حساب می آید. رهبران و مدیرهای سازمان های بزرگ اقتصادی و صنعتی جهان بر این باورند که اکثر موفقیت های آنان مرهون و مدیون مهارت های هوش هیجانی است. در سال های گذشته تصور می شد بهره هوشی بالای مدیران، عامل اصلی موفقیت در سازمان ها است اما ناگهان ورق برگشت و با تجلی مفهوم “هوش هیجانی” همه نگاه ها به سمت این موضوع اساسی معطوف شد. «خود آگاهی، مدیریت خود، مدیریت رابطه، شناخت هیجانات خود و دیگران» از جمله مفاهیمی هستند که با هوش هیجانی ارتباط دارند. روان شناسان هوش هیجانی را سوخت موتور محرکه موفقیت ها یا نوعی رادار اجتماعی به منظور برقراری ارتباط سازنده و اثر بخش با دیگران می دانند.

EQ توانایی کنترل حالت های اضطراب آور و کنترل واکنش هاست. این به معنی پرانگیزه و امیدوار بودن به کار و رسیدن به اهداف است. به طور کلی EQ ، یک مهارت فردی و اجتماعی است و شامل همکاری با سایرمردم، کاربرد احساسات در روابط و توانایی رهبری سایر افراد می باشد.

آزمون هوش هیجانی بار-اون EQ

آزمون هوش هیجانی بار –اُن در سال ۱۹۸۰ با طرح این سؤال که «چرا بعضی مردم نسبت به بعضی دیگر در زندگی موفق ترند» آغاز گردید.

این آزمون، دارای ۹۰ سوال و ۱۵ خرده مقیاس می باشد.

افراد ۱۸ سال و بالاتر، مشروط بر دارا بودن حداقل تحصیلات دیپلم، می توانند به این آزمون پاسخ دهند.

پاسخ های آزمون بر روی مقیاس ۵ درجه ای (کاملاً موافقم، موافقم ، تا حدودی، مخالفم و کاملاً مخالفم) تنظیم شده است.

یکی از ابزار های معتبری که به کمک آن می توانید میزان هوش هیجانی خود را بسنجید آزمون هوش هیجانی بار-ان می باشد. هوش هیجانی بار-ان دارای ۵ مقیاس یا جنبه و ۱۵ خرده مقیاس به شرح زیر می باشد:

ضریب هوش هیجانی درون فردی (Intra Personal EQ)
خرده مقیاس توضیحات
خودآگاهی هیجانی توانایی آگاه بودن و فهم احساس خود
عزت نفس توانایی آگاه بودن از ادراک خود، پذیرش خود و احترام به خود
خودشکوفایی توانایی درک ظرفیت های بالقوه و انجام چیزی که می توان انجام داد، تلاش برای انجام دادن و لذت بردن
خود ابرازی توانایی ابراز احساسات، باورها و افکار صریح و دفاع از مهارت های سازنده و بر حق خود
استقلال توانایی هدایت افکار و اعمال خود و آزاد بودن از تمایلات اجتماعی

ضریب هوش هیجانی بین فردی (Inter Personal EQ):
خرده مقیاس توضیحات
همدلی توانایی آگاه بودن و درک احساسات دیگران و ارزش دادن به آن
مسئولیت پذیری اجتماعی توانایی بروز خود به عنوان یک عضو دارای حس همکاری، موثر و سازنده در گروه
روابط بین فردی توانایی ایجاد و حفظ روابط رضایت بخش متقابل که به وسیله نزدیکی عاطفی، صمیمیت، محبت کردن و محبت گرفتن توصیه می شود.

ضریب هوش هیجانی مدیریت استرس (Stress Management EQ):
خرده مقیاس توضیحات
تحمل فشار روانی توانایی مقاومت کردن در برابر رویدادها، موقعیت های فشار آور و هیجانات قوی، و نیز رویارویی فعال و مثبت با فشار
کنترل تکانش توانایی مقاومت در برابر یک تکانش، سایق یا فعالیت های آزمایشی و یا کاهش آن ها، همچنین توانایی کنترل هیجانات خود

ضریب هوش هیجانی خلق عمومی (General Mood EQ):
خرده مقیاس توضیحات
خوش بینی توانایی زیرکانه نگاه کردن به زندگی و تقویت نگرش های مثبت، حتی در صورت بروز احساسات منفی و اتفاقات ناخوشایند
شادمانی توانایی احساس خوشبختی کردن در زندگی، لذت بردن از خود و دیگران، داشتن احساسات مثبت، صریح، مفرح و شوخ

ضریب هوش هیجانی توان سازگاری (Adaptability EQ):
خرده مقیاس توصیحات
واقع گرایی توانایی سنجش و هماهنگی، بین چیزی که به طور هیجانی تجربه شده و چیزی که بطور واقعی وجود دارد
انعطاف پذیری توانایی سازگار بودن افکار و رفتار با تغییرات محیط و موقعیت ها
حل مساله توانایی تشخیص و تعریف مشکلات، به همان خوبی خلق کردن و تحقق بخشیدن راه حل های موثر و بالقوه.

 

با انجام این تست نقاط ضعف و قدرت خود در هوش هیجانی را خواهید شناخت و می‌توانید روی نقاط ضعف خود کار کرده و میزان هوش هیجانی خود را افزایش دهید.

 

برای انجام تست بر روی لینک زیر کلیک کنید

آزمون آنلاین هوش عاطفی-هیجانی

کنترل خشم (۸ گام برای از بین بردن عصبانیت)

با افزایش مشغله های زندگی، میزان برخوردهای انسان در طول روز با دیگران افزایش می یابد. اینکه چگونه این روابط را مدیریت کرد، هنری است که شاید عده ای از آن غافل باشند. در طول این روابط احساسات ما نقش تعیین کننده ای بر روی روابط و کیفیت زندگی مان دارد دارد. احساساتی چون شاد بودن، غمگین شدن، عصبانیت و … . شاید بسیاری از حالات ما صدمه چندانی به روابط ما وارد نکند، اما وقتی که ما عصبی می شویم و خشم خود را بروز می دهیم آنگاه این روابط دیگر معمولی نخواهند بود. به راستی خشم چیست و راه های کنترل خشم کدام اند؟ چه زمانی ما خشمگین می شویم؟ عوامل خشم چیست؟ برای رسیدن به پاسخ این سوالات با ادامه این مقاله همراه باشید.

تعریف خشم

بسیاری از روان شناسان خشم را بدین گونه معنا کرده اند:

خشم احساسی غریزی و طبیعی در انسان است که در هر فرد به علتی بروز می کند.

هر واقعه یا وضعیتی که انسان نتواند در آن موفقیت کسب نماید و در آن ناکام بماند موجب بروز خشم در فرد خواهد شد. ولی به این نکته باید توجه کرد که میزان بروز خشم در هر فرد متفاوت است. برخی از عواملی که موجب بروز خشم می شود را می توان عامل جسمی دانست.

به عنوان مثال دونده ای که برای رسیدن به قهرمانی در مسیر مسابقه دچار خستگی مفرط می شود و به هدف خود نمی رسد، خشمگین خواهد شد. یا در مثالی دیگر بسیاری از افراد بعد از سوانح دچار نقص عضو و یا قطع عضو می شوند که این امر علاوه بر ناراحتی موجب عصبانیت آنها می شود. در برخی موارد عوامل دیگری موجب بروز خشم می شوند. نوع رفتار های دیگران با فرد که برخی از این نوع رفتارها شامل تحقیر کردن، مسخره کردن و … می شود. حتی فریب خوردن توسط دیگری می تواند موجب بروز خشم در فرد شود.

اینکه ما چرا خشمگین می شویم یا به عبارت دیگر چه عواملی موجب خشم ما می شود، به ما بسیار کمک خواهد کرد تا از آن عوامل دوری کنیم و در صورت موجهه با آنها راه حل مناسبی اتخاذ نماییم. خشم یک ابزار برای دفاع از خود در مقابله با موانع می باشد. خشم علاوه بر عوامل ذکر شده در بالا ممکن است فقط بر اثر ذهنیت یا افکار ما بروز کند. بدین معنی که در دنیای واقعی اتفاقی نیفتاده ولی فرد در ذهن خود شروع به تحلیل و تفسیر می کند و باعث بروز خشم در خود می شود.

برای اینکه خشم خود را بدرستی بشناسیم باید بدانیم در طول زندگی روزانه علاوه بر عوامل ذکر شده، چه کسانی موجب خشم ما می شوند.

تحقیقات نشان داده اند که معمولاً اشخاصی که با انسان رابطه نزدیک تر و صمیمی تری دارند، بیشتر خشم انسان را برمی انگیزند.

این امر به این علت صورت می گیرد که ارتباط فرد با این اشخاص بسیار زیاد است. همچنین از همدیگر توقعات زیادی دارند و با کوچک ترین مسئله و حرف از دست هم خشمگین می شوند.

در برخی موارد خشم را به پرخاشگری تعبیر می کنند که این کار صحیح نیست. با توجه به تعریف ارائه شده، خشم یک حالت فردی است که در زمان ناکامی بروز می کند. حال آنکه پرخاشگری در مرحله دیگری است و زمانی که فرد کنترل خشم خود را از دست می دهد با رفتار های خود موجب آسیب رساندن به دیگران می شود. نکته ای که باید در نظر داشت این است که الزاماً تمامی خشم ها به پرخاشگری منجر نمی شوند.

۸ گام کنترل خشم

باید به این باور رسید که ما نمی توانیم بر رفتار دیگران کنترل داشته باشیم. پس کار صحیح آن است که ما بیاموزیم در مقابل رفتار دیگران چه واکنش مناسبی را ارائه دهیم. ما آموختیم که در مواجهه با غم و شادی چه رفتاری را از خود نشان دهیم. اما بسیاری از افراد هنوز یاد نگرفته اند زمانی که عصبی می شوند چه کنند و کنترل خشم خود را به دست گیرند.

بنا بر اعتقاد روان شناسان کنترل خشم به شکل صحیح، نه تنها موجب سرخوردگی فرد نمی شود، بلکه به انسان انرژی می دهد تا بتواند به اهداف خود نزدیک تر شود. این را باید دانست که کنترل خشم و بروز آن به شکل متعادل موجب شجاعت فرد می شود تا بتواند با قاطعیت نظرات خود را به دیگران ابراز کند. اما اگر همین خشم به طور افسار گسیخته بروز داده شود، نه نتنها مشکلی حل نخواهد شد، بلکه آثار مخربی بر جای خواهد گذاشت. یکی از مهم ترین این اثرها ایجاد اختلال در ارتباط با دیگران است.

اینکه انتظار داشته باشیم از ابتدا مهارت های کنترل خشم را به درستی انجام دهیم بسیار اشتباه است.

کنترل خشم در طول زمان و با یادگیری بیشتر و تمرین حاصل می شود، پس اگر در مواردی موفق به انجام این کار نشدید دلسرد نشوید.

راهکارهایی وجود دارند که به شما در موقع بروز خشم کمک می کند تا کنترل آن را بدست گیرید.

کنترل خشم (8 گام برای از بین بردن عصبانیت)

۱- قبل از به زبان آوردن کلمات قدری فکر کنید

زمانی که فرد خشمگین می شود، به راحتی کلماتی را به کار می برد که بعد فروکش کردن خشم پشیمان می شود. یکی از را های کنترل خشم آن این است که در مواقع خشم قبل از به زبان آورن الفاظ قدری مکث کرده و فکر کنید. درست است فک کردن به شکل صحیح در این مواقع مشکل است، ولی باید تمام تلاش خود را انجام دهید. این کار به طرف مقابل هم این فرصت را می دهد که در کلام خود کمی تأمل نماید.

۲- زمانی که به آرامش نسبی رسیدید، خشم خود را بروز دهید

همانگونه که گفتیم خشم اگر به طور متعادل بروز داده شود، قاطعیت نظرات شما را به مخاطب القا می کند. یکی از راه حل های کنترل خشم قدری صبوری تا رسیدن به آرامش نسبی است. وقتی آرام تر هستید می توانید مواضع خود را روشن و شفاف، به شکلی که مخاطبتان ناراحت نشود به او بگویید. اینگونه دیگر در نظر دیگران شما فردی هجومی نخواهید بود.

۳- محل را ترک و استراحت کنید

یکی از بهترین راه ها برای کنترل خشم ترک کردن محلی است که شما در آن خشمگین شده اید. این کار باعث فروکش کردن سریع خشم می شود. در این زمان دیگر مخاطبی وجود ندارد که موجب خشم شما شود. این موقعیت را غنیمت شمرده و کمی استراحت کنید و بعد آرام شدن دوباره به محل بازگردید که به مخاطب خود بی احترامی هم نکرده باشید.

کنترل خشم (8 گام برای از بین بردن عصبانیت)

۴- کینه افراد را به دل نگیرید

در فرهنگ ما بخشش جایگاه بسیار والایی دارد و اینکه شما چقدر انسان بخشنده ای هستید، در معرفی شخصیت خود به دیگران موفق تر عمل کرده اید. باور داشته باشید در برخی موارد کنترل خشم میسر نخواهد بود، مگر با بخشیدن دیگران. می دانیم که رفتار دیگران تحت کنترل ما نیست و ممکن است آنها با گفتار و رفتار خود در حق شما ناعدالتی کرده و شما را اذیت کرده باشند. این عوامل موجب بروز خشم خواهند شد. ولی بهتر آن است که توقع خود را از دیگران پایین آورید و آنها را ببخشید تا اندکی از شر احساسات منفی و خشم خلاص شوید.

۵- شوخ طبعی دشمن خشم است

تحقیقات نشان داده شوخی و خنده در مواقع خشم به شما کمک شایانی می کند. هرگاه خشمگین شدید بهتر است برای مواجهه با عواملی که موجب خشمتان شده شوخی کنید و کنترل خشم خود را به دست گیرید. این کار باعث می شود این عوامل نزد شما کوچک شمرده شوند و از میزان خشم شما بکاهد. البته مراقب باشید در مواجهه با دیگران خنده و شوخی شما موجب تحقیر یا تمسخر دیگران نشود و اوضاع بدتر نشود.

۶- به دنبال راه حل گره گشا باشید

شما خشمگین شده اید و در هر صورت می خواهید خشم خود را بروز دهید. کمی صبر کنید. به جای اینکه خود و دیگران را اذیت و سرزنش کنید، به دنبال این باشید که آیا می توانید مشکل را حل کنید یا خیر؟ در بسیاری از موارد می توانید با کنترل خشم خود و اندکی تأمل راه حلی مناسب بیابید. اینجا است که به راحتی از مشکل عبور کردید و به آرامش دست می یابید.

کنترل خشم (8 گام برای از بین بردن عصبانیت)

۷- من و تو را درست به کار گیرید

در بسیاری از بحث های دوطرفه که فرد در آن خشمگین می شود، می توان با به کار بردن کلمات درست، هم از خشم خود و هم از خشم مخاطب تان بکاهید. یکی از بهترین راهکارها برای کنترل خشم در این مواقع استفاده از ضمیر من می باشد. به طور مثال شما از همسر خود برای کمک نکردن در کارهای خانه خشمگین هستید. حال این دوجمله را ببینید.

  • تو هیچ زمانی در کارهای منزل کمک نمی کنی.
  • من از اینکه در جمع کردن میز شمام کمک نکردی و رفتی ناراحت شدم.

واضح است که جمله اول بار منفی زیادی دارد و بسیار مبهم است. ولی جمله دوم نه تنها بار منفی ندارد، بلکه شما توانستید حس خود را به درستی منتقل نمایید. این تکنیک کنترل خشم را حتماً بیاموزید. زیرا برای شما کاربرهای زیادی خواهد داشت.

۸- تمرین های آرامش بخش را بیاموزید

خیلی از افراد در زمان خشم آموخته اند که اعصاب آنها به چه کارهایی به به آرامش می رسد. این کار بسیار راحت است. فقط کافی است برخی از این تمرین ها را یاد بگیرید. برای کنترل خشم بهتر است تمرینات تنفس عمیق را انجام دهید. به یک موسیقی آرامش بخش گوش دهید. به جای بیان خشم خود شروع به نوشتن آن کنید. مجموع این کارها به شما کمک می کند که در مواقع خشم رفتار مناسب تری از خود نشان دهید.

کلام پایانی

خشم یکی از احساساتی است که درون همه انسان ها وجود دارد. هرچند در این مقاله راهکارهایی درباره کنترل خشم و عصبانیت گفته شد. اما این نکته هم باید مورد توجه قرار بگیرد که خشم به خودی خود چیز بدی نیست. انسان برای دفاع از خود و دیگران نیاز دارد که گاهی خشمگین بشود. اما نحوه بروز خشم و کنترل آن مهم است. باید بتوانید خشم تان را در چهارچوبی کنترل کنید که نه به خودتان و نه دیگران آسیبی بزنید.

10 نکته و راهکار برای کاهش استرس و کنترل استرس

راهکارهای کاهش استرس برای تجربه زندگی بهتر

راهکارهایِ کاهش استرس در روزهای سخت، لحظات را برای شما آسان تر و خوشایندتر خواهند ساخت؛ بعضی روزها چنان سخت، پیچیده و پرمشغله می شوند که ایجاد تعادل بین شغل، رسیدگی به خانواده و سایر مسئولیت‌ها و تعهدات، باعث استرس و دست پاچگی خواهد شد. شما برای تنظیم زمانِ خود و حفظِ سلامتِ روحی و جسمی در روزهای پرکار، نیاز به آموختن راهکارها و نکاتی برای کاهش استرس دارید تا بتوانید با آرامش و شادابی، بدون سردرگمی وظایف خود را به بهترین شکل ممکن به انجام رسانید؛ شما باید این نکات را برای کاهش استرس و مدیریتِ آن بیاموزید و تمرین کنید زیرا روزهایِ زیادی  از زندگی به آن ها نیاز خواهید داشت…

۱۰ نکته و راهکار برای کاهش استرس و کنترل استرس

۱- ورزش کنید

کار کردنِ منظم و انجام فعالیت های مورد علاقه تان، یکی از بهترین راه ها برای آرامش بخشیدن به ذهن و جسم شما است؛ به علاوه شما با ورزش کردن برای بهبودِ حالت های روحی خود و کنترل استرس نیاز دارید تا فشارهایِ کارهای روزانه را در ورزش تخلیه کنید و سرشار از سبکیِ روحی گردید. شما هر هفته به حدود ۲ ساعت و نیم ورزش های ملایم تر نظیر پیاده روی یا ۷۵ دقیقه ورزش های شدیدتر مانند شنا یا دویدن نیاز دارید. در این ورزش هایِ هفتگی آنچنان نتایجِ کاهش استرس و تناسب اندام را خواهید دید که از ورزش کردن دست بر نخواهید داشت!

10 نکته و راهکار برای کاهش استرس و کنترل استرس

۲- ماهیچه های خود را آرام و رها کنید

هنگام استرس ماهیچه های شما سفت و منقبض می گردند، شما با چند راهکار می توانید ماهیچه های خود را نرم و رها و بدنتان را تازه و شاداب گردانید:

*کش و قوس دادن، حرکات کششی، از جا برخاستن، چند قدم راه رفتن و باز کردن قسمت های مختلف بدن و حرکت دادن به دست ها و پاها.

خودتان را به جادویِ ماساژ بسپارید تا سرشار از لذت، آرامش و سبکی شوید؛ ماساژ، گرفتگی ها و اسپاسم عضلات بدن را که طی استرس ایجاد می شود رفع و به کاهش استرس کمک می کند.

دوش آب گرم شما را سرحال و شاداب و عضلات شما را رها و منبسط می گرداند.

با دمنوشی آرام بخش نظیر: دم نوش گل گاو زبان و اسطوخودوس یا مطالعه ی شبانه خوابی راحت، عمیق، سریع  و شیرین برای خود بسازید؛ داشتنِ خواب شبانه ی با کیفیت به شدت در کاهش استرس مؤثر است.

۳- تمرینات تنفس عمیق را انجام دهید

چند بار پشت سر هم تنفس عمیق (حبسِ نفس و بازدم عمیق) فشار و سنگینیِ لحظات پر استرس را از شما می گیرد و به شدت آرامش بخش است. در زمان هایی که تحت فشار هستید اگر برای کاهش استرس، ۵ قدم زیر را بردارید، از احساسِ خوبی که خواهید گرفت، شگفت زده می شوید.

*در راحت ترین پوزیشنِ ممکن قرار بگیرید، دستان خود را آویزان و رها کنید، پاها را بر زمین بگذارید و یا اگر امکان دارد دراز بکشید.

*چشمان خود را ببندید و ذهنتان را خالی کنید.

*در حالی که چشمانتان را بسته اید، خود را در مکانی امن، راحت، آرام و زیبا که دوستش دارید تصور کنید؛ این مکان می تواند در ساحل رو به دریایی نیلی باشد یا در دلِ جنگلی سبز یا در باغی پر از گل و سرشار از صلح باشد.

*در همین حالات، به آرامی نفس های عمیق بکشید؛ هوا را از راه بینی وارد و به آرامی از دهان خارج کنید.

*از ۵ تا ۱۰ دقیقه حالت هایِ بالا را حفظ کنید و در شرایط آرامش، تصور و تنفس صحیح و عمیق بمانید.

10 نکته و راهکار برای کاهش استرس و کنترل استرس

۴- تغذیه ی صحیح و سالم داشته باشید

خوب بخورید و بیاشامید. یک رژیم غذاییِ منظم، متعادل و سالمِ سرشار از مواد مقوی، به شما در داشتن قدرت، احساسی عالی و کنترل استرس کمک خواهد کرد. علاوه بر آن اثراتِ زیادی در ثبات خلق و کاهش استرس شما خواهد گذاشت. رژیمی از انواع میوه، سبزیجات تازه، غلات کامل و پروتئین های کافی برای خود طراحی کنید تا انرژی بدنتان همیشه بالا باشد. از ویتامین ها و مواد غذایی سالم غافل نشوید؛ چراکه کمبود ویتامین در تحریک پذیریِ اعصاب مؤثر است و استرس، تنش های روانی را در شما افزایش می دهد.

۵- آهستگی را تمرین کنید

زندگیِ مدرن بسیار شلوغ است و سرعت در لحظات زندگی حرف اول را می زند. اما گاهی ما فقط نیاز به آهستگی و حفظِ آرامش داریم. به زندگی خود نگاه کنید و کارهای کوچکی مانند کارهای زیر را برای آوردن آهستگی و آرامش به زندگی خود انجام دهید.

*ساعت خود را ۵ تا ۱۰ دقیقه جلو بکشید؛ در این حالت، شما کمی زودتر به کارها و قرارهایتان می رسید، عجله و شتاب از شما دور می شود و قدمی در کاهش استرس لحظاتِ خود برداشته اید.

*هنگام رانندگی در بزرگراه ها به لاین کم سرعت بروید؛ آرام گرفتن و کاهش استرس در بدن خود را خواهید دید.

*کارهای بزرگ را به بخش های کوچک تبدیل کنید و با آرامش و به دور از استرس به آن ها رسیدگی نمایید؛ مثلا پاسخ دادن به ۱۰۰ ایمیل کاری را تبدیل کنید به ۲۰ قسمت دارای ۵ ایمیل. این تبدیل ها به کاهش استرس شما کمک خواهند کرد.

10 نکته و راهکار برای کاهش استرس و کنترل استرس

۶- برای خودتان زنگ تفریح بسازید

باید در روزهای پرتنش، با زنگ تفریح ها و سرگرمی های لذت بخش کار را برای خود آسان تر و روزها را شادتر کنید. انجام تفریحات زیر در کاهش استرس شما مؤثر است.

*عبادت، راز و نیاز، شکرگزاری و دعا کردن را فراموش نکنید

*مدیتیشن، مراقبه و تای چی نیز می تواند به کاهش استرس تان کمک کند.

*به موزیک های مورد علاقه ی خود گوش دهید و با موسیقی به کنترل استرس خود دست یابید.

*مقداری از زمان خود را در طبیعت بگذرانید و با سکوتُ زیباییِ طبیعت به کاهش استرس خود کمک کنید.

۷- زمانی را به سرگرمی های خود اختصاص دهید

شما نیاز دارید دقایقی  از روزتان را به چیزهایی اختصاص دهید که به شما آرامش، حسِ خوش و لذت می بخشند و در کاهش استرس شما مؤثرند. بعضی از این کارهای آرامش بخش می تواند سرگرمی های زیر باشد:

*مطالعه کردن، بافندگی، خلق هنر مثل نقاشی، نواختن ساز و.

*تماشای فیلمی جذاب؛ کمدی یا.

*بازی با کارت ها، تخته بازی و بازی های دونفره یا گروهی

10 نکته و راهکار برای کاهش استرس و کنترل استرس

۸- درباره ی مشکلات خود صحبت کنید

چیزهای زیادی در زندگی شما را آزار خواهند داد یا دچار رنج خواهند ساخت؛ صحبت کردن درباره ی این چیزها با دوستان، اعضای خانواده، روان شناس و… در کاهش استرس شما بسیار مؤثر است. حتی می توانید صحبت کردن با خود در مقابل آینه را امتحان کنید که به شدت آرامش بخش و سبک کننده است؛ در گفتگو با خود، به درونتان توجه کنید؛ منفی ها را بیابید و به مثبت تبدیل نمایید؛ مثلا: (من نمی توانم این کار را انجام دهم) را به (من این کار را به بهترین شکل انجام خواهم داد) تبدیل نمایید.

۹- برای کاهش استرس به خودتان آسان بگیرید

بپذیرید که شما همیشه نمی توانید در عالی ترین حالت ممکن باشید؛ به خودتان فرصتِ اشتباه کردن و خسته شدن بدهید، بدانید که تلاش کردن شما مهم است، نتایج را رها کنید. سعی نکنید همه چیز را به کنترل خود در بیاورید چون این غیر ممکن است؛ برای کاهش استرس، رها و آزاد باشید و خودتان را به سورپرایزهایِ جذابِ دنیا بسپارید. کارهای مورد علاقه ی خود را انجام دهید و فکرهای بیهوده و رنج آور را متوقف نمایید و تصور نکنید که باید همه ی کارهای سختِ دنیا را به تنهایی و با سرعت به انجام برسانید؛ دنیا مکانی برای مسابقه نیست، به خود سخت نگیرید؛ شاد، آزاد و رها زندگی کنید. شوخ طبع باشیدُ شاد کنید، بخندیدُ بخندانید؛ خنده بهترین روش برای رسیدن به آرامش و کنترل استرس است.

۱۰- دلایل ایجاد استرس در خود را بشناسید

برای کاهش استرس در خود، عواملی که باعثِ ایجادِ  استرس و تنش در شما می شود را شناسایی کنید و سعی کنید این عوامل را حذف کرده یا کاهش دهید؛ در این زمینه می توانید از یک روان شناس کمک بگیرید. اگر نمی توانید دلایل را به درستی تشخیص دهید، یک دفترچه ی استرس برای خود بسازید و زمان هایی را که بیشترین استرس را تجربه می کنید در آن ثبت نمایید، آرام آرام بیشتر خود را خواهید شناخت و به الگویی از خود دست خواهید یافت که به شما کمک می کند دلایلِ استرس و اضطراب خود را بهتر شناسایی کنید و در رفع یا کاهش این دلایل بکوشید…

راهکارهایِ کاهش استرس را شخصی سازی نمایید

۱۰ نکته برای کاهش استرس و کنترل آن گفته شد اما شما بسته به نوع زندگی، شغل، شرایط و علایق خود می‌توانید آن ها را شخصی سازی کنید تا بیشترین نتیجه را بگیرید. نکته ی مهم دیگر در زمینه ی کنترل استرس، تمرین است؛ بارها و بارها این ۱۰ راهکار را تمرین کنید، به کار ببندید و در آن ها تغییراتِ شخصی اعمال کنید تا بهترین مواردی که استرس را در شما کاهش می دهند، بیابید. استرس می تواند لحظاتِ شما را سرشار از سردرگمی و تشویش کند و کیفیتِ انجام کارهایتان را پایین بیاورد پس با شناختِ خود و به کارگیریِ راهکارهای کنترل استرس، آرامش و شادی را به زندگی و لحظات خود بیاورید و روزهای سخت و پراسترس را راحت تر نمایید. در نهایت برای هر کار و فعالیتی که درگیرش هستید، تلاش کنید و نتایج کارها را رها نمایید؛ تغییر در آنچه دستِ شما است را شروع کنید و از تلاش برای تغییر دادنِ آنچه در آن دخیل نیستید دست بردارید؛ این مورد آرامشِ فراوان و کاهش استرس را برای شما به ارمغان خواهد آورد.

 

با شرکت در مجموعه کارگاه های “مهارت های زندگی” “استاد سینا یاوریان“،

قایق بادبانی زندگی خود را در توفان تا مقصد با لذت به پیش برانید.

سخنران، مدرس و مشاور روانشناسی

لمس کردن ؛ بلندتر از سخن گفتن

بلندتر از سخن گفتن

لمس کردن اولین حسی است که ما به دست می آوریم و آن یک سلاح سرّی در بسیاری از رابطه ­های موفق است. این مقاله در مورد بازیافتن سلاست (روان بودن) در اولین زبان شماست.

گردآوری : ریک چیلوت

ترجمه : سینا یاوریان

شما در یک صبح سه شنبه در یک واگن شلوغ مترو ، یا در یک اتوبوس شهری هستید. مسافران خواب آلود که تکان­های وسیله نقلیه برایشان لالایی است، در عین حال که خاموش هستند، افکار خود را می پراکنند؛

  • کودک تازه راه افتاده ، در پرسه زدن خود محتاطانه به مسافران نگاه می کند و با نگرانی ابرو در هم می­کشد. او برای اطمینان در حال جستجو با دست کوچک خود به طرف مادرش برمی­ گردد. مادر دست کوچک او را می­ گیرد و فشار می­ دهد و رها می­ کند. او آرام می­ شود، لبخند می زند ، دور می شود و دوباره به سمت مادرش بر­می گردد. مادر دوباره دست او را می گیرد و فشار می دهد و رها می کند.
  • یک خانم بیست و چند ساله با یک دامن و ژاکت به همراه یک کیف چرمی بر روی زانویش به سختی در صندلی نشسته است. او به طور مکرر دسته موهای بلوند خود را از روی صورت خود کنار می زند، سپس گردن خود را لمس می­کند، که هر دو حرکت ­های نیمه هوشیار او ، اضطراب از مصاحبه او در ساعت ۹ صبح را آشکار می کنند و تسکین دهنده هم هستند.
  • یک زوج در حال ماساژ همدیگر به میله تکیه داده اند ؛ دختر بازوهای پسر را مالش می دهد و پسر در حالی که صورتش در موهای دختر است او را می بوید.
  • خانم میانسال به گوشه فشرده می­ شود، به طور مشخص بازوها و بدن مرد جوان که کنار اوست به او فشار می­ آورد. پیغام واضح است؛ بنابراین مرد جوان بلافاصله فضای بیشتری را برای او فراهم می­ کند.

تحقیق در مورد توانایی ما برای ارتباط غیرکلامی یک رویه جدید روانشناسی است؛ محققان مدارک بسیاری در مورد هیجانات و امیال پیچیده ­ای که طرز ایستادن ، حرکات و بیانات ما فاش می­ کنند دارند. در عین حال اخیراً، ایده­ ای که مردم می توانند توسط بُعد غیرکلامی –  به مانند لمس کردن –  محتوای احساسات را افشا و ترجمه کنند بسیار محتمل  به نظر می ­رسند، حتی از نظر محققانی چون متیو هرتنشتین از دانشگاه دپاو که در این دانشگاه مطالعه می­ کند. ایشان در سال ۲۰۰۹ نشان داد که ما یک توانایی درونی برای رمزگشایی هیجانات از طریق لمس کردن داریم. در یک سری مطالعات ، هرتنشتین داوطلبانی داشت که سعی می کردند فقط با لمس کردن با کسانی که پیشتر آشنا نبودند و چشم­ هایشان بسته بود ارتباط حسی برقرار کنند. شرکت کنندگان بسیاری در مورد این آزمایش بیمناک بودند. او می­گوید : ” این یک جامعه لمس_هراس است ، ما غیرآشناها را یا حتا دوستانمان را در صورت لزوم لمس نمی­کنیم.”

 

…………………………………………………………………………………….

نشانگر واقعی یک ارتباط دوستانه بلند مدت سالم این نیست که دوست شما چندوقت یکبار شما را لمس می­ کند، بلکه آن است که دوست شما چندوقت یکبار در پاسخ به لمس کردن شما ، شما را لمس می­ کند.

…………………………………………………………………………………….

به هر حال آنها آن آزمایش را به خاطر علم انجام دادند. نتیجه نشان می دهد که ما با یک توانایی، برای فرستادن و دریافت سیگنال ها تنها با لمس کردن تجهیز شده ­ایم. شرکت کنندگان با ۸ هیجان غریزی – عصبانیت، ترس، انزجار، عشق، قدردانی، همدردی، خوشحالی و غمگینی – با درجه دقت بالای ۷۸ درصد ارتباط برقرار کردند. هرتنشتین تاکید کرد که “شگفت زده شدم، من فکر می کردم دقت آن، شانسی در حدود ۲۵ درصد خواهد بود.”

مطالعات پیشین توسط هرتنشتین و دیگران نتایج مشابهی را تولید کرده ­اند. در اسپانیا ( جایی که مردم بهتر از آمریکا با لمس کردن ارتباط برقرار می کنند) و در انگلیس و همچنین در پاکستان و ترکیه تحقیق به همین صورت پیش رفته است. او می­ گوید:” در همه جاهایی که ما آن تحقیق را انجام دادیم، به نظر می رسید که مردم توانایی انجام آن را دارند.”

علاوه بر آن ، ما برای تفسیر لمس جنس مقابلمان طوری ظاهر می شویم  انگار که در یک شبکه سیم­ کشی قرار داریم. یک تحقیق، شواهدی از این توانایی را گرد آورد که در سال ۲۰۱۲ به وسیله تیمی که اسکن MRI را برای اندازه گیری فعالیت مغز افرادی که لمس شدند به کار بردند انتشار یافت.

برای شرکت کنندگان که مردان با علاقمندی به جنس مخالف بودند، یک فیلم ویدئویی از یک مرد یا یک زن را نشان داد که اینطور نشان می داد که پای شرکت کنندگان را لمس می کند. به طور قابل پیش ­بینی، شرکت کنندگان، تجربه تماس توسط یک مرد را کمتر مطبوع و دلپذیر درجه­ بندی کردند.

اسکن مغز نشان داد که قسمتی از مغز که کورتکس سوماتوسنسوری ابتدایی نامیده می شود، به تماس توسط یک زن بسیار واضح پاسخ داد تا به تماس توسط یک مرد. اما یک آزمایش دوگانه نیز وجود داشت؛ چراکه فیلم­ ها ساختگی بودند و همیشه یک زن بود که شرکت کنندگان را لمس می کرد.

نتایج؛ حیرت انگیز بودند، چرا که پیشتر فکر می کردند که کورتکس سوماتوسنسوری ابتدایی برای رمزگشایی کیفیت تماس همچون نرمی و زبری کاربرد دارد. اینکه فعالیت آن بسته به اینکه شرکت­ کننده ­ها باور داشتند که چه کسی آنها را لمس می کند تغییر می کرد، نشان می دهد که اجزای هیجانی و اجتماعی لمس کردن همراه با هم هستند در عین حال از حس ­های فیزیکی جدا نشدنی هستند. کمک محقق، آقای مایکل اسپزیو- یک روانشناس در کالج اسکریپز- می­گوید: ” وقتی شما توسط یک نفر لمس می شوید، مغز شما برای دادن اطلاعات در مورد کیفیت واقعی آن تماس ساخته نشده است، کل تجربه، توسط ارزیابی اجتماعی شخصی که شما را لمس می کند تاثیر می پذیرد.”

اگر لمس کردن یک زبان بود، به نظر می رسد که ما به طور غریزی می دانستیم که چگونه آن را به کار بگیریم. اما ظاهراُ آن یک مهارت است که برای به دست آوردن امتیاز کسب می کنیم. هنگامی که از شرکت کنندگان در تحقیق هرتنشتین در مورد توانایی شان در مورد ارتباط برقرار کردن توسط لمس کردن پرسش شد، آنها آن را کم تخمین زدند، در حالیکه عمل آنها نشان داد که لمس کردن در حقیقت ممکن است سلیس ­تر از صدا ، تظاهرات صورت و دیگر بُعدهای بروز احساس باشد.

…………………………………………………………………………………….

لمس توسط مادر می تواند درد کودک را هنگام تست خون کاهش دهد. ماساژ نوزاد با خواب بهتر ارتباط دارد و معاشرت اجتماعی را افزایش می­دهد، همانطور که می تواند رشد نوزادان نارس را افزایش دهد.

…………………………………………………………………………………….

هرتنشتین می گوید: ” با صورت و صدا، در کل ما می توانیم فقط یک یا دو نشانه مثبت را که با هم اشتباه نشوند شناسایی کنیم.” برای مثال ، سرور(خرسندی) ، تنها حس مثبتی است که در هنگام مطالعه صورت با اطمینان قابل رمزگشایی است. در حالیکه تحقیق ایشان نشان داد که لمس کردن می­ تواند چند احساس مثبت را بیان کند: سرور، عشق، قدردانی و همدردی. دانشمندان پیشتر باور داشتند که لمس کردن در حقیقت درک مفهوم پیغام­ های ارسالی از صحبت کردن یا زبان بدن را تسهیل می کند. هرتنشتین می گوید: ” اما در واقع به نظر می رسد که لمس کردن ، راه بسیار ظریف­تر ، پیچیده ­تر و صریح­ تر برای انتقال احساس است.”

آن همچنین ممکن است سرعت برقراری ارتباط را افزایش دهد. لورا گوررو ، کمک محقق برخوردهای نزدیک: ارتباط در رابطه ها، که در مورد ارتباط حسی و غیرکلامی در دانشگاه ایالت آریزونا تحقیق می کند، می گوید: ” اگر شما به حد کافی با لمس کردن عجین باشید ، آن اغلب آسان­ترین راه برای ارسال یک پیغام است.” این بی­درنگی بخصوص بسیار ارزشمند است وقتی که برای یک پیوند به کار می رود. گوررو تاکید می کند:” ما به شخصی که ما را لمس می کند احساس نزدیکی بیشتری داریم.”

درحالیکه کارشناسان به طور آشکار گرامر و لغات هر چیزی را مستند می کنند ، یک لغت­نامه برای ترجمه زبان لمس کردن وجود ندارد. هرتنشتین تاکید می کند:” ما متوجه شدیم که راه های بسیار متفاوتی برای نشان دادن یک احساس از طریق لمس وجود دارد.” علاوه بر آن ، اینکه یک لمس چگونه برداشت شود بسیار وابسته به زمینه است. اسپزیو توضیح می دهد : ” اینکه ما در مطب یک دکتر هستیم یا در یک کلوپ شبانه، نقش بزرگی در اینکه مغز چگونه یک تماس را پاسخ دهد دارد.” در حال حاضر ، امتحان برخی راه های ویژه برای ایجاد ارتباط و پیوند از طریق لمس کردن ( و اینکه چگونه ظرفیت خود را برای انجام آن افزایش می دهیم) سلاست و روانی این وسیله و راه ­های بهتر استفاده از آن را نشان می دهد. سود بسیاری با در آغوش کشیدن حس لامسه ­مان، به طور خاص؛ تعامل مثبت بیشتر و حس عمیق تر در ارتباط با دیگران عاید ما خواهد شد.

…………………………………………………………………..

فشار سطحی

حس ­های فیزیکی کسانی که ما لمس می کنیم بر روی احساس­های انتزاعی ما تاثیر می­ گذارند.

اینطور نیست که فقط تماس فیزیکی که با دیگران ایجاد می کنیم طنین­ های غیرقابل پیش­بینی را در روان ما ایجاد می­ کنند. جوش اکرمن، یک روانشناس تکامل­ گرا در مدرسه مدیریت اسلوان MIT می­گوید: ” اینکه بدن فیزیکی ما چگونه به جهان پیرامون واکنش نشان می دهد در اساس با طرز فکر ما ارتباط دارد.”  اینکه بخش فیزیکی ما ، بخش فیزیولوژیکی ما را شکل می دهد ، شناخته شده به عنوان شناخت تجسمی، یک موضوع تحقیق در سال­های اخیر بوده است.

برای نمونه، یک تحقیق در سال ۲۰۱۰ توسط اکرمن و همکاران نشان داد که کیفیت فیزیکی کسانی که مردم لمس می کنند – زمختی یا لطافت ، سنگینی یا سبکی ، زبری یا نرمی آنها – قضاوت مردم را به سمت همان کیفیت انتزاعی  هدایت می کند. بنابراین کسانی که زونکن های سنگینی در دست حمل می­کنند بیشتر به عنوان یک فرد جدی قضاوت می­شوند لمس یک بافت زبر مرتبط است با قضاوت زمختی. نشستن بر روی صندلی چوبی سفت مردم را متمایل می­ کند که در یک مذاکره بسیار سخت­ گیر باشند. یک تحقیق در سال ۲۰۰۸ توسط یکی از کمک محققان اکرمن، روانشناس دانشگاه یل، آقای جوش برگ نشان داد که نگاه داشتن یک نوشیدنی گرم در دست، مردم غریبه را افرادی گرم – مهربان و بخشنده – معرفی می­ کند. در حالیکه تحقیق دیگر او نشان می دهد که احساس تنهایی می­ تواند با تجربه گرمای فیزیکی – نگاه داشتن یک کیسه گرم – تسکین داده شود.

چنین ترجمه هایی از حس­های لمس به کیفیت­ های انتزاعی نشان می­دهد که چگونه حس ­های فیزکی تجربه شده در دوران کودکی می توانند تبدیل به یک معیار ذهنی شوند که در بزرگسالی طرز فکر استعاره­ ای ما را می سازند. ما مفاهیم انتزاعی را بر روی مفاهیم فیزیکی می سازیم ( به طور مثال: مفاهیم ما از شخصیت زمخت یا درشت یا خشن ، برپایه درک ما از زمختی لمس شده است). این ارتباط بین حس­های فیزیکی و مفاهیم انتزاعی باقی هستند، تا زمانیکه راه ­اندازهای پیشین بعداً تجربه شوند.

آیا آن به این معنی است که شما بهتر است از نشستن در صندلی نرم در هنگام مذاکره خرید ماشین اجتناب کنید؟ یا آیا بهتر است یک جنس سنگین­ تر برای کارت ویزیت خود به کار ببرید؟ یا بهتر است یک دوش آب گرم بگیرید وقتی که در شنبه شب خانه تنها هستید و احساس خوبی ندارید؟ بله یا خیر را اکرمن پاسخ می دهد. همچون بیشتر حقه های جادویی ، آن وقتی جواب می دهد که شما متوجه آنچه که اتفاق می افتد نباشید. او توضیح می دهد : ” اگر شما به حقیقت اینکه دارید یک جسم سخت یا سنگین را لمس می کنید توجه کنید، ذهن شما آن را رد خواهد کرد.” بنابراین توجه داشتن به اینکه شما در هنگام مذاکره برای وام خودرو بر روی یک صندلی راحت نشسته اید تمایل شما را برای یک مذاکره کننده ملایم بودن از بین خواهد برد. و دست دادن سفت و سخت ، مصاحبه کننده را قانع خواهد کرد که شما داوطلب قوی و محکمی هستید…مگر اینکه آن برای او القا کند که شما با گرفتن محکم دست سعی دارید در او تاثیر خوبی بگذارید.

…………………………………………………………………..

یاد­گیری زبان لمس

ما دریافت سیگنال­ های لمسی را قبل از به دنیا آمدن با تکان های ضربان قلب مادر که از طریق مایع داخل رحم تقویت می­ شوند شروع می­ کنیم. شگفت­ انگیز نیست که از ابتدا بازی تماس نقش بسیار مهمی در رابطه والدین_کودک دارد. پروفسور پیتر اندرسون از مدرسه ارتباطات دانشگاه ایالتی سان دیه­ گو نویسنده ارتباط غیرکلامی: شکل­ ها و کارکردها ، می گوید:” لمس کردن؛ یک کانال ضروری ارتباط برای کودک با نگهداری کنندگان کودک است.”

لمس مادر پیوستگی بین کودک و مادر را افزایش می دهد: آن می تواند نشانه ­ای از ایمنی باشد( شما ایمن هستی؛ من اینجا هستم) و بسته به نوع لمس کردن ، آن می تواند حس ­های منفی یا مثبت را منتقل کند. حتا لمس مادر به نظر می رسد استرس در کودک را هنگامی که تست خون می­ دهد کاهش دهد. موسسه تحقیقات لمس دانشگاه میامی در رابطه با لمس کردن به شکل ماساژ، ارتباطی بین لمس کردن و منافع بسیار از جمله خواب بهتر ، کاهش تحریک­ پذیری و افزایش ارتباطات اجتماعی بین نوزادان همچنین بهبودی رشد نوزادان بیان می کنند.

ما به قدری که در کودکی لمس می شدیم لمس نمی شویم، آن زمانی است که سطح راحتی با تماس فیزیکی و در کل نزدیکی فیزیکی رشد می یابد. اندرسون می گوید ” در واقع تنوع فرهنگی بسیاری که در مورد راحت بودن با پیشنهادهای لمس شدن وجود دارند به طور مشخص آموخته شده اند”.

آب و هوای گرم تمایل ایجاد می کند که فرهنگ هایی ایجاد شود که در مورد لمس شدن، نسبت به مناطق سردتر، آزاداندیش هستند. فرضیه هایی وجود دارند که چرا شرایط محیطی با دمای بالا اجازه دسترسی به پوست را افزایش می دهد ( اندرسون می گوید:”هنگامی که پوست در معرض نمایش است یا لباس نازکی پوشیده شده که از روی آن لمس قابل احساس است، برای لمس کردن یک فرد کارساز است.” ؛

تاثیر نور آفتاب بر روی خُلق ؛ “نور آفتاب، انگیزه پیوندجویی و شور جنسی را افزایش می دهد، نبود نور آفتاب ما را افسرده می کند و تعامل اجتماعی را کاهش می دهد.”

الگوهای مهاجرت ؛ “قدمای ما تمایل داشتند که به مکان هایی با همان آب و هوای منطقه قبلی خود مهاجرت کنند. ساکنین نیمکره شمالی قاره آمریکا ، آلمانی ها و اسکاندیناوی ها هستند و ایتالیایی ها و اسپانیایی ها به مکزیک و برزیل رفته اند. که روی نوع لمس کردن تاثیر می گذارد.”

آن چیزی که در خانه شما می گذرد نیز نقش دارد. اندرسون خاطر نشان می کند که منکرین خدا بیشتر از مذهبیون همدیگر را لمس می کنند، ” شاید به آن خاطر است که مذاهب می آموزند که برخی از انواع لمس کردن نامناسب یا گناه هستند.” بنابراین تفاوت برای لمس کردن روی سنگ حک نشده است.  گذراندن زمان در فرهنگ های متفاوت، یا حتی با دوستان احساسی_لمسی ، و گرایش شما برای لمس می تواند آن را تغییر دهد.

به هر حال ما بزرگسال هستیم و ما بیشتر آموخته ایم که لمس کردن متمایل است که شرایط را بالا ببرد بخصوص آن در احساس پیوند اتفاق می افتد. حتی ارتباط احساسی با غریبه ها هم در ایجاد و هم در تسهیل همکاری تاثیر قابل ملاحظه ای دارد. در تحقیقاتی که به ۱۹۷۶ برمی­گردد، کارمندان کتابخانه دانشگاه هنگامی که کارت­ های کتابخانه را به داشنجویان برمی­گرداندند، دست برخی از دانشجویان را به صورت ناملموس لمس می کردند. مصاحبه ای که با دانشجویان صورت گرفت آشکار کرد که دانشجویانی که لمس شده بودند حتا در صورتی که متوجه لمس شدن نشده بودند، کتابخانه و کارمندان را مطلوب­تر ارزیابی کردند.

…………………………………………………………………………………….

تماس فیزیکی بین اعضای تیم، عملکرد بین همه تیم های NBA را پیش بینی کرد. تماس مهرورزانه بیشتر قبل از شروع فصل مسابقات، تیم­ها و بازیکنان موفق بیشتری را در آخر فصل به دنبال داشت.

 

…………………………………………………………………………………….

 

بیشتر مطالعات اخیر نشان داده اند که ظاهراٌ تماس های ناچیز ارزش های بزرگی را برای گارسون ها به ارمغان می آورد، به طوری که مردم اگر با احوالپرسی همراه با لمس توسط صاحب مغازه استقبال شوند بیشتر خرید می کنند، و اینکه غریبه ها بسیار مایل هستند به کسانی کمک کنند که کمکی درخواست کرده اند که نیاز به لمس دارد. آن را تماس انسانی بنامیم در حالی که با یک یادآوری مختصر در درونمان یک حیوان اجتماعی هستیم. جوررو می گوید: “بیشتر اوقات در این مطالعات مردم حتی به خاطر نمی آورند که لمس شده اند. آنها فقط یک پیوند را احساس می کنند، آنها احساس می کنند که آن فرد را بیشتر دوست دارند.”

به طور دقیق پیوند لمسی به چه مقدار پرسود است؟ برای یافتن پاسخ، یک تیم که توسط مایکل کراوس از کمپین روانشناسی دانشگاه ایلینویز در اوربانا رهبری شد ، تماس­های فیزیکی بین اعضای یک تیم را در طول بازی های NBA پیگیری کردند(با در نظر گرفتن همه آن برخوردهای سینه ،به هم زدن کف دست ها و به پشت زدن). تحقیق آشکار کرد که تماس مهرورزانه ی بیشتر قبل از شروع فصل مسابقات، تیم­ها و بازیکنان موفق بیشتری را در آخر فصل به دنبال داشت. اثر لمس، مستقل از پرداخت مالی و عملکرد بود.

کراوس می گوید: ” ما بسیار حیرت زده شدیم. لمس کردن، عملکرد را در تمام طول بازیهای NBA پیش بینی کرد. بازیکنان بسکتبال برخی اوقات فرصت نمی کردند که یک واژه ی تشویق کننده به هم تیمی خود بگویند، به جای آن ، آنها این حرکت باور نکردنی لمس کردن را برای ارتباط سریع و دقیق ایجاد کردند.” علاوه بر آن لمس کردن، عملکرد را در تمام فعالیت های همکاری ارتقا می بخشد. همانطور که خویشان نخستین ما ، در انسان ها ، ارتباط اجتماعی را با تیمار کردن همدیگر تقویت کردند. او می گوید:”لمس کردن ، ارتباطات را تقویت می کند و آن نشانه نزدیکی است. آن همکاری را افزایش می دهد در حین اینکه نشان می دهد که پیوند چقدر محکم است.”

آقای فیلد از موسسه تحقیقاتی لمس کردن می گوید:” یک لمس کردن پشت یا مالش دست هنگامی که یک صورت حساب را تحویل می دهیم به ما کمک می کند که بهتر عمل کنیم، شاید به این دلیل است که هنگامی که شما دریافت کنندگان فشار پوست را تحریک می کنید، هورمون های استرس را کاهش می دهید. همزمان تحریکات لمس گرم ، هورمون نوازش، اکسیتوسین را آزاد می کند که احساس اعتماد و تعلق را افزایش می دهد. ”

آزاد شدن هورمون ها همچنین رغبت ما برای نوازش خود را توضیح می دهد که ما صد بار در روز به عنوان روش آرامش بخش به کار می بریم. فیلد بیان می دارد: ” ما خودمان را بسیار لمس می کنیم ، موهای خود را نوازش می کنیم و خودمان را در آغوش می گیریم.”  از دیگر رفتارهای معمول، ماساژ پیشانی ، مالش دست ها ، کشیدن گردن را شامل است. شواهد نشان می دهند که ایده ی موثری وجود دارد که ماساژ خود، ضربان قلب را آهسته می کند و سطح هورمون استرس ، کورتیزول را کاهش می دهد.

 

یک لمس از روی عشق

دی­پاوز هرتنشتاین هر عصر هنگام رختخواب رفتن پسرش پشت او را مالش می دهد. او می گوید: “آن یک فرصت پیوند برای هر دوی ماست . سطح اکسیتوسین بالا می رود، ضربان قلب پایین می آید، تمام اینها موارد شگفت انگیزی هستند که نمی توانیم ببینیم. لحظاتی چون این ، طبیعت متقابل لمس کردن را آشکار می کنند. شما نمی توانید لمس کنید بدون اینکه لمس شوید. بسیاری از این نتایج فیزیولوژیکی سودمند، هنگامی که شخصی عمل لمس کردن را انجام می دهد عایدش می شود.”

در واقع، وقتی ما کسی هستیم که یک تماس را ایجاد می کنیم، ممکن است تمام این منفعت ها را دریافت کنیم. به عنوان مثال؛ تحقیقات فیلد آشکار کرد که کسی که ماساژ می دهد به همان اندازه کسی که ماساژ می گیرد، کاهش عظیمی از هورمون استرس را تجربه می کند. او می افزاید:” تحقیقات نشان داده است که کسی که دیگری را در آغوش می گیرد دقیقاٌ به همان اندازه شخصی که در آغوش گرفته شده است سود می برد.”

هرتنشتین خاطر نشان می کند: “علاوه بر این ، لمس کردن دیگری، یک خیابان یک طرفه نیست هنگامی که آن سیگنال می فرستد؛ قطع نظر از ارسال پیغام، مقدار زیادی از اطلاعات درباره حالت مغز را آشکار می کند”. آیا آنها نسبت به لمس شدن باز هستند یا دوری می کنند؟ آیا آنها در تنش ها آرام هستند؟ آیا گرم هستند یا سرد برخورد می کنند؟ او می گوید:” گاهی همسرم را لمس می کنم و حتی اگر چشم هایم بسته باشد به سرعت می توانم بگویم که استرس دارد. شما می توانید از طریق فشردگی و لرزش ماهیچه ها آن را حس کنید، و این نوع اطلاعات می تواند ما را در مورد رفتارمان با آن شخص هدایت کند و بر آنچه که ما فکر می کنیم و چگونگی درک ما از آنچه که می گویند اثر بگذارد.”

شاید به خاطر اینکه لمس کردن هم بر لمس کننده و هم بر لمس شونده اثر می گذارد، آن یک راه بنیادی برای ایجاد و ارتقا ارتباط صمیمی در یک رابطه رومانتیک است.

یک تحقیق، ۱۲ رفتار پشت سر هم را که عموماً زوج ها برای افزایش صمیمیت دنبال می کنند ارائه کرده است: بعد از سه مرحله اول ( ارتباط چشم به بدن ، چشم به چشم و صحبت کردن) ۹ رفتار باقیمانده شامل لمس کردن هستند( شروع با نگه داشتن دست ، سپس بوسیدن ، در نهایت صمیمیت جنسی). گوررو می گوید:” عوامل متفاوت لمس کردن بستگی به مرحله رابطه دارد. در ابتدا آن به مانند شناسایی است. آیا فرد مقابل پاسخ متقابل خواهد داد اگر من لمس کنم؟” همانطور که رابطه پیش می رود ، لمس کردن بیشتر می شود. او می گوید شما لمس کردن در محل های عمومی را بیشتر می بینید. مردم در تمام مدتی که با هم هستند دست همدیگر را گرفته اند یا دست در شانه هم انداخته اند. آن نشان می دهد که آنها در حال تشدید رابطه هستند.”

اما آن اشتباه خواهد بود اگر فکر کنیم که مقدار لمس های زوجین ادامه پیدا خواهد کرد تا یک اتفاق خاصی را ایجاد کند. تحقیقات از طریق مشاهده زوجین در محل های عمومی و یا تحلیل آنچه که خود آنها گزارش می دهند نشان می دهد که مقدار لمس کردن در ابتدای رابطه افزایش می یابد، گاهی اوج آن در ازدواج است، و پس از آن افت می کند. در طول زمان دوستان رومانتیک با مقدار لمسی که آنها انجام می دهند تنظیم می شوند، رفتار بالا یا پایین آنها برای نزدیک تر بودن به اهمیت دادن آنها به عادات طرف مقابل بستگی دارد. ناتوانی در یکسان شدن روی نقاط آسایش مشترک به زودی منجر به افت رابطه خواهد شد، در حالیکه در بین زوجینی که ازدواج بلند مدت داشته اند ، لمس کردن تقریباً یک نرخ یک به یک را به دست می دهد.

در حالیکه زوجینی که از همدیگر راضی هستند تمایل بیشتری به لمس یکدیگر دارند ، اما نشانگر واقعی یک ارتباط بلند مدت سالم این نیست که دوست شما چندبار شما را لمس می کند ، بلکه آن است که چندبار برای پاسخ به لمس کردن شما، شما را لمس می کند. گوررو می گوید: “هرچه پاسخ متقابل نیرومندتر باشد، شخص رضایت و احساس صمیمیت بیشتری در رابطه را گزارش می کند”. همچون موارد بسیار در روابط، در مورد رضایت نیز به مقداری که ما برای دوستمان انجام می دهیم دریافت خواهیم کرد.

 

قوانین ارتباط اجتماعی

اندرسون می گوید: ” مهمترین موضوع این است که ما با لمس کردن به احتمال زیاد خودمحور بودن یا صمیمی بودن خود را آشکار می کنیم”. به طور مثال ، محکم گرفتن در هنگام دست دادن ، یکی از موقعیت های نادری است که در هنگام ارتباط با غریبه ها اگر طول بکشد اشکالی ندارد. به همان صورت آن برای فرستادن یک پیغام در مورد خودتان یک موقعیت مهمی است. اندرسون می گوید:” یک دست دادن شل و ضعیف نشان از اطمینان و اشتیاق کم دارد، در حالیکه گرفتن سفت و سخت می تواند نشان از این باشد که شما می خواهید خودمحوری خود را نشان دهید”. او پیشنهاد می کند که دست دادن، سفت باشد نه تا حدی که استخوان ها را بشکند و  بهتر است گرم درک شود تا مثل یک ماهی سرد. اندرسون می گوید:” ما مردمی را دوست داریم با سطح بالای گرمی دست می دهند. کسی که بسیار از لمس کردن استفاده می کند می گوید : َ من یک فرد صمیمی و دوستانه هستم. َ پزشکان و معلمان و مدیرانی که به لمس کردن بیشتر تمایل دارند، درجه­ صمیمیت بالایی می گیرند.”

با این وجود، خارج از رابطه های نزدیک ، نتایج ارسال پیغام های اشتباه افزایش می یابد. اندرسون می گوید:” افراد لمس گرا گاهی ریسک هایی را می پذیرند که به عنوان یک فرد گستاخ یا آزار دهنده ارزیابی شوند. تماس فیزیکی ممکن است آزارنده یا خطرناک باشد.” شاید به همین علت است که بر طبق موقعیت ، ما قوانینی داریم که چه کسی می­ تواند ما را لمس کند ، کی و کجا. بر طبق گفته اندرسون “حداقل بین آشنایان دور عموماً از شانه به پایین تا دست ها تنها جای قابل قبول برای لمس هستند. پشت، چندان ایجاد حساسیت نمی کند برای همین آن نیز قابل قبول است.”

البته ، شرایط موقعیتیِ دیگری نیز وجود دارند. فرهنگ­ ها و افراد مختلف سطح تحمل های متفاوتی برای لمس شدن دارند. لمس هم­جنس ­ها و غیر­هم­جنس­ ها مفاهیم متفاوتی دارند. بنابراین عواملی چون، کیفیت لمس کردن، طول لمس، شدت لمس و موقعیت­ها وجود دارد. اندرسون می­گوید ” آن یک ماتریس پیچیده است.” یک لمس سریع و رها کردن- همچون با کف دست به پشت شانه زدن برای جلب توجه او – اشکالی ندارد. اما کشیدن دست روی شانه همچون نوازش می تواند سوتفاهم ایجاد کند. ( اندرسون اشاره می کند : ” بیشتر آزارهای جنسی از  لمس کشیدنی ناشی می شوند.”)

یک لمس می تواند به طور طبیعی بیشتر شهوتی به نظر برسد اگر با نشانه های دیگری همراه شود، همچون طول دادن نگاه ، یا نگهداشتن یک موقعیت به مدت طولانی. در حالیکه یک فشار بازو می تواند به معنی همدلی یا پشتیبانی باشد، اما اگر آن به طور سریع پایان نیابد و با یک نگاه ادامه­ دار همراه شود، آن می تواند به معنی یک فشار خشونت آمیز تلقی شود. همچنین محیط می تواند موارد را تغییر دهد: در زمین بازی ، یک مرد ممکن است راحت باشد که هم بازیش به معنی بازی خوب یک ضربه به باسنش بزند، اما آن نمی تواند به عنوان حرکتی برای تبریک گفتن در اداره به کار رود.

در واقع تنها قانونی که می تواند به شما اطمینان دهد که ارتباط ایجاد کردن با لمس کردن برای شما مشکلی ایجاد نخواهد کرد این است که: آن را انجام ندهید. آن مثل این است که یک قانون برای محل کار شما در کتاب استخدام ذکر شده است. اندرسون یک قانون کمی نه چندان سفت و سخت برای لمس کردن ارائه می کند: ” بیرون از رابطه ‏های نزدیک ، به ناحیه‏ های امن لمس همچون شانه‏ ها و بازوها ( دست دادن، به پشت شانه‏ زدن) اکتفا کنید، و در محل کار ، آن کارها را بهتر است ترجیحاً در مورد هم رده ها انجام دهید نه در مورد رده های بالاتر یا مدیران.

اگر بهترین موقعیت برای ایجاد ارتباط با لمس کردن وجود داشته باشد، آن احتمالاً هنگامی خواهد بود که کسی به تسلی نیاز دارد. گوررو می گوید:” تحقیقات نشان می دهد که لمس کردن می تواند بهترین راه برای تسلی باشد. اگر از مردم بپرسید که آنها چگونه در موقعیت مشخص به کسی تسلی می دهند، آنها مایلند از به پشت زدن، بغل کردن و انواع متفاوتی از لمس کردن بیشتر از راه های دیگر نام ببرند. حتی دوستان غیر­هم­جنس، که معمولاٌ همدیگر را زیاد لمس نمی‏ کنند در این موقعیت نگران نیستند که سیگنال اشتباهی بفرستند یا سوتفاهم ایجاد کنند.”

شاید به همین خاطر باشد که آن زمان­ ها – در طول سوگواری شدید و یا ترس ، همچنین در لحظات لذت و عشق – فقط زبان لمس کردن است که می تواند به طور کامل احساس ما را نشان دهد.

 

 

گردآوری : ریک چیلوت

ترجمه : سینا یاوریان

سال ۱۳۹۲

منبع: سایکولوژی تودی

50 راهکار برای تقویت هوش هیجانی

تقویت هوش هیجانی: چگونه با افزایش هوش هیجانی به موفقیت برسیم؟

هوش هیجانی باعث تقویت عملکرد شما در محل کار و همچنین در زندگی شخصیتان می شود، با این حال تقویت هوش هیجانی با خود شما شروع می شود. این هوش می تواند رسیدن به موفقیت در همه ی قسمت های زندگیتان، از اعتماد به نفس، یکدلی و خوش بینی شما گرفته تا توانایی های اجتماعی، خود کنترلی، درک و مدیریت احساسات تان را سرعت ببخشد.

مهم نیست که در چه زمینه ی حرفه ای فعالیت می کنید، چه مدیریت یک تیم دو یا بیست نفری و یا حتی مدیریت خودتان، بلکه درک اینکه چقدر در کنترل احساساتتان موثر هستید، خود یک نقطه ی خوب برای شروع است. هوش هیجانی حاصل فراگیری و یا به دست آوردن تجربه نیست و به برنامه آموزشی نیاز ندارد، پس این هوش از کجا می آید، ، آیا شما هوش هیجانی دارید و آیا می توان با راه کارهای به دنیال تقویت هوش هیجانی بود؟

خوشبختانه هوش هیجانی قابل یاد گرفتن است و ما در این مقاله یک لیست جامع و همه جانبه از نکاتی را گردآوری کرده ایم که می توانند به شما در پیدا کردن سطح هوش هیجانی و به دست آوردن توانایی های مهم در تقویت هوش هیجانی جهت پیاده سازی آن ها در زندگی روزمره کمک کنند.

هوش هیجانی

هوش هیجانی چگونگی شناسایی افراد، مدیریت احساسات آن ها و نشان دادن عکس العمل در برابر احساسات دیگران است. هوش هیجانی در واقع درک چگونگی تاثیر احساسات در افکار و عملکردهای شما است. بنابراین می توانید کنترل بهتری بر رفتارهایتان داشته باشید و توانایی هایتان را جهت مدیریت موثرتر خودتان گسترش دهید. افزایش آگاهی عاطفی، به ما اجازه ی رشد و به دست آوردن درک عمیق تری از خودمان را می دهد، ما را قادر می سازد تا با دیگران ارتباط بهتری برقرار کنیم و روابط قوی تری را بسازیم.

چگونه با افزایش هوش هیجانی به موفقیت برسیم؟

ما پیشنهاد می کنیم که با این هشت نکته ی ابتدایی شروع کنید که یک نقطه شروع خوب برای افزایش هوش هیجانی شما خواهند بود.

۱- تمرین مشاهده کردن احساسات تان

اغلب ما یک شیوه زندگی گیج کننده و پر مشغله ای را داریم و به همین دلیل از دست دادن احساسات

مان بسیار آسان است. برای به دست آوردن مجدد احساسات، سعی کنید که زمانی را برای نقاط مختلف در طول روز تنظیم کنید. بعد از اتمام زمان، چند نفس عمیق بکشید و متوجه شوید که چه احساساتی دارید. توجه کنید که این احساسات به صورت احساس فیزیکی در بدن شما ظاهر می شوند و بیانگر احساسات تان هستند. هر چه بیشتر تمرین کنید، این ویژگی به ذات شما تبدیل خواهد شد.

۲- به نحوه ی رفتارتان توجه کنید

وقتی که بر روی خودآگاهی احساسی تان تمرین می کنید، زمانی را نیز برای توجه به رفتارتان تنظیم کنید. توجه کنید که هنگام تجربه ی احساسات اصلی و مهم، چگونه رفتار می کنید و چگونه بر زندگی روزمره شما اثر می گذارند. زمانی که به عکس العمل هایمان در برابر این احساسات آگاه تر می شویم، مدیریت آن ها آسان تر می شود.

50 راهکار برای تقویت هوش هیجانی

۳- در مورد نظرات و افکار خودتان بیندیشید

در این دنیای پر از ارتباط، به راحتی می توانیم در «حباب فکری» قرار بگیریم. در این وضعیت موجود، نظرات شخصی شما مرتبا توسط افراد با دیدگاه های مشابه دوباره اجرا می شود. برای خواندن قسمت دیگر داستان وقت بگذارید و نظرات خود را به چالش بکشید (حتی اگر هنوز هم فکر می کنید که افکار قبلی درست هستند). این کار به شما در درک دیگران و افزایش هوش هیجانی کمک خواهد کرد.

۴- مسئولیت احساسات خود را بر عهده بگیرید

منشاء احساسات و رفتارهایمان، خودمان هستیم نه سایر افراد و هنگامی که شما مسئولیت احساسات و رفتارهای خودتان را بر عهده می گیرید، در همه قسمت های زندگی تان تاثیر مثبت آن را خواهید دید.

۵- برای جشن گرفتن وقت بگذارید

کلید قسمتی از افزایش هوش هیجانی جشن گرفتن و انعکاس آن در لحظات خوب زندگی است. به صورت کلی افرادی که هیجانات مثبت را تجربه می کنند، ارتجاعی تر هستند و احتمالا روابط دارند که به آن ها در گذر از سختی ها کمک خواهند کرد.

۶-  احساسات منفی را نادیده نگیرید

انعکاس احساسات منفی به اندازه ی احساسات مثبت مهم است. درک علت احساس منفی کلیدی است که شما را به یک فرد کامل تبدیل می کند، فردی که در آینده بیشتر قادر به حل مسائل منفی خواهد بود.

۷- نفس کشیدن را فراموش نکنید

زندگی مکررا موقعیت های مختلفی را همراه با تجربه ی بعضی از انواع استرس ها بر سر راه ما قرار می دهد. برای مدیریت احساسات و جلوگیری از فوران هیجانات در این مواقع، نفس کشیدن را فراموش نکنید. در این مواقع، به صورت تان آب بزنید. بیرون بروید و هوای تازه بگیرید یا نوشیدنی بخورید (هر چیزی که شما را خنک نگه دارد) و به خودتان فرصتی دهید تا ببینید چه اتفاقی می افتد و چگونه باید پاسخ دهید.

۸- سیر طول عمر

درک کنید و به یاد آورید که هوش اجتماعی چیزی است که گسترش می یابد و نیازمند بهبود مستمر است؛ تمرین این فرآیند و افزایش هوش هیجانی در سیر طول عمر اتفاق می افتد.

تقویت هوش هیجانی: چگونه با افزایش هوش هیجانی به موفقیت برسیم؟

تاثیر خودآگاهی در افزایش هوش هیجانی

خودآگاهی یک عنصر کلیدی در افزایش هوش هیجانی است که در واقع توانایی شناخت و درک شخصیت، خلق و خو و احساساتتان و تاثیر آن ها بر دیگران را بیان می کند. این عنصر شامل یک ارزیابی واقع بینانه از توانایی های شما (نقاط قوت و ضعف خود) و درک ارزیابی دیگران از شما است و می تواند به شما در بهبود حوزه های مهم زندگیتان، انطباق بهتر و محدود کردن تصمیم گیری های نادرست کمک کند.

۹- یاد بگیرید که به خودتان به صورت عینی نگاه کنید

شناخت کامل خود بسیار دشوار است و تقریبا غیرممکن است که به خودتان به صورت عینی نگاه کنید، پس ورودی اطلاعات شما از کسانی که شما را می شناسند (ارزیابی آن ها از شما) بسیار حیاتی است. از آن ها در مورد نقاط قوت و ضعف خود بپرسید، آن چه که آن ها می گویند را یادداشت و مقایسه کنید. به دنبال یک الگو باشید و به یاد داشته باشید که با آن افراد بحث نکنید. (زیرا صحبت های آن ها به این معنی نیست که آن ها درست می گویند) آن ها فقط درصدد کمک به شما در ارزیابی ادراک شما از دیدگاه دیگران هستند.

۱۰- یک دفتر خاطرات داشته باشید

یک روش عالی برای ارزیابی دقیق از خودتان این است که دفتر خاطرات داشته باشید. می توانید با نوشتن آن چه که در پایان روز اتفاق افتاده است، احساس شما در آن لحظه و نحوه برخورد با آن، نوشتن دفتر خاطرات را شروع کنید. مستند سازی جزئیات به این صورت باعث می شود که شما را از آن چه که انجام می دهید آگاه کند و با مشخص کردن نقاط قوت و ضعف، از مشکلات احتمالی جلوگیری کند. پس هر روندی را یادداشت کنید و به صورت دوره ای به یادداشت های خود نگاهی بیندازید.

۱۱- بفهمید که چه چیزی باعث ایجاد انگیزه در شما می شود

هر کس یک انگیزه ی اصلی در زمان آغاز پروژه ای دارد. مشکل اصلی نگهداری این نیروی محرکه در زمان بروز سختی ها و مشکلات است. اغلب مردم یک پروژه را شروع می کنند ولی نمی توانند آن را تکمیل کنند، زیرا انگیزه خود را از دست می دهند. بنابراین برای پیدا کردن انگیزه تان زمان بگذارید و از آن برای افزایش هوش هیجانی خود استفاده کنید.

۱۲- سخت نگیرید

گاهی اوقات ممکن است شکست های عشقی رخ دهد. زیرا ما زمانی را برای کاهش سرعت ‌و رویه احساساتمان اختصاص نمی دهیم. به خودتان استراحت بدهید و تلاش آگاهانه برای فکر کردن، انجام یوگا و یا کتاب خواندن انجام دهید. کارهای کوچک اینچنینی تاثیر قابل توجهی در افزایش هوش هیجانی شما خواهند داشت.

۱۳- عوامل محرک احساسات خود را تشخیص دهید

افراد خودآگاه قادر به تشخیص احساسات خود در صورت وقوع آن ها هستند. مهم است که بتوانید با احساساتتان انعطاف پیدا کنید و آن ها را با وضعیت خود سازگار کنید. احساسات خود را در زمان وقوع انکار نکنید؛ با این حال در برابر آن ها سفت و سخت هم عمل نکنید، قبل از برقراری ارتباط با احساسات تان، زمانی را برای پردازش آن ها بگذارید.

۱۴- احساساتتان را پیش بینی کنید

به موقعیتی که در آن قرار خواهید گرفت فکر کنید و احساساتتان را پیش بینی کنید. نامگذاری و قبول کردن احساسات را تمرین کنید. نامگذاری احساسات، شما را کنترل می کند. سعی کنید به جای فقط واکنش نشان دادن، واکنش های مناسب نسبت به احساسات را انتخاب کنید.

۱۵- به بینش و بصیرت خود اعتماد کنید

اگر هنوز هم در انتخاب مسیرتان مطمئن نیستید، به بینش و بصیرت خود اعتماد کنید. زیرا بالاخره ناخودآگاه شما یاد گرفته است که کدام مسیر را برای تمام عمر خود انتخاب کنید.

تست هوش هیجانی چگونه باعث موفقیت و رشد فردی شما می شود؟ (تست+ تحلیل آزمون)

تست هوش هیجانی چگونه باعث موفقیت و رشد فردی شما می شود؟ (تست+ تحلیل آزمون)

هوش هیجانی به آن دسته از مهارت هایی گفته می شود که با استفاده از آن ها می توان هیجانات شخصی را مدیریت کرد و در نتیجه روابط اجتماعی مناسبی با دیگران داشت. دیدگاه روانشناس ها درباره این مسئله که هوش هیجانی از چه زیرمجموعه هایی تشکیل شده است، کمی متفاوت با یکدیگر است، با این حال سه مهارت وجود دارند که به باور بیشتر روانشناس ها برای بهبود هوش هیجانی اهمیتی کلیدی دارند. این مهارت ها عبارتند از:

  1. آگاهی هیجانی یا خودآگاهی: که با دست یابی به آن می توان اقدام به شناسایی هیجان های مختلف شخصی و نام گذاری بر آن ها کرد
  2. مهارت و توانایی در کنترل هیجانات: به منظور به کارگیری آن ها در فعالیت های مختلفی نظیر فکر کردن یا حل کردن مشکلی به خصوص
  3. مهارت و توانایی در مدیریت هیجانات: که شامل تعدیل کردن هیجانات شخصی در مواقع ضروری و خشنود کردن یا آرام کردن هیجانات دیگر افراد می شود.

تست هوش هیجانی

تست هوش هیجانی هنوز به اندازه دیگر تست های روانشناسی محبوبیت و شناخت کافی پیدا نکرده است و همین مسئله باعث شده تا بسیاری از منتقدان زبان به انتقاد آن بگشایند و عنوان کنند که چندان مبحث قابل اتکایی نیست. البته، با وجود این گونه انتقادها، در سال های اخیر مباحث مرتبط با هوش هیجانی در میان عامه مردم و نیز در میان کسب و کارها محبوبیت و شناخت بیشتری پیدا کرده است و برخی از صاحبان مشاغل در مصاحبه استخدامی برای فعالیت های مختلف تست هوش هیجانی را هم لحاظ کرده اند. این افراد بر این باورند که هوش هیجانی بالا یکی از عوامل مهم کارایی است و برخی نظریه های مطرح شده در علم روانشناسی را به عنوان اساس عقیده های این چنینی قرار داده اند.

علاوه بر تست هوش هیجانی مرتبط با استخدام، سایت هایی هم وجود دارند که این گونه تست ها را در اختیار کاربران خود می گذارند و می توان با استفاده از آن ها علاوه بر پیدا کردن شناختی بهتر در مورد این گونه تست ها، اطلاعات ارزشمندی درباره خود به دست آورد. موضوع اصلی مقاله ما هم حول محور همین موضوع است و قصد داریم شما را با یک نمونه تست هوش هیجانی آشنا کنیم تا درک بهتری درباره چند و چون آن پیدا کنید.

در بخش بعدی مقاله شاهد یکی از نمونه های رایج پرسشنامه هایی خواهید بود که در تست هوش هیجانی مورد استفاده قرار می گیرند و با جواب گفتن به آن ها امتیازی به خصوص دریافت خواهید کرد. پس از آن تحلیلی درباره بازه نمره های مختلف حاصل شده از تست عنوان خواهد شد، بنابراین توصیه می شود پیش از رفتن به سراغ بخش تحلیلی سؤالات را با دقت مد نظر قرار دهید و به آن ها جواب دهید تا علاوه بر کسب اطلاعات درباره تست هوش هیجانی، اطلاعات شخصی ارزشمندی نیز کسب کنید. با ما همراه باشید.

پرسشنامه تست هوش هیجانی

توضیحات ابتدایی تست هوش هیجانی

پیش از هر چیز توجه شما را به جدول زیر جلب می کنیم:

هیچوقت

به ندرت برخی مواقع اغلب اوقات همیشه
۱ ۲ ۳ ۴

۵

جدولی که مشاهده می کنید شامل جواب هایی است که به هر یک از سؤال هایی که در ادامه در پرسشنامه مشاهده خواهید کرد باید بدهید و امتیاز خود را بر اساس جواب های تان دریافت کنید.

سؤال های تست هوش هیجانی

۱. به محض تجربه هیجانی به خصوص قادر به شناسایی آن هستم (برای نمونه اگر شما به ندرت قادر به شناسایی هیجان در این زمان باشید، پاسخ شما شماره ۲ خواهد بود. باقی سؤال ها را هم به همین ترتیب پاسخ خواهید داد.).

۲. زمانی که خسته و کلافه هستم، کنترل خود را از دست می دهم.

۳. اطرافیانم می گویند شنونده خوبی هستم.

۴. زمانی که مضطرب یا ناراحت می شوم، می توانم خودم را آرام کنم.

۵. از سازمان دهی کردن گروه های مختلف از افراد لذت می برم.

۶. تمرکز کردن بر روی چیزی به خصوص برای بلند مدت برایم کار دشواری است.

۷. زمانی که کلافه یا ناراحت می شوم، ادامه دادن فعالیت های روزمره برایم دشوار می شود.

۸. به نقاط ضعف و قوت خود به خوبی واقف هستم.

۹. از بحث کردن و مجادله با دیگران دوری می کنم.

۱۰. حس می کنم چندان به کاری می کنم علاقه ندارم (یا از انجام آن لذت نمی برم).

۱۱. اگر در انجام کاری به خصوص مهارت داشته باشم، از دیگران می خواهم بازخوردشان درباره کار و پیشنهادشان برای بهبود کارم را در اختیارم قرار دهند.

۱۲. اهداف بلند مدتی برای خود در نظر گرفته ام و به شکل منظم پیشرفتم را مورد بررسی قرار می دهم.

۱۳. پی بردن به هیجانات دیگر افراد برایم کار دشواری است.

۱۴. تمام سعی خود را به کار می گیرم تا با دیگران به توافق برسم.

۱۵. زمانی که دیگران با من صحبت می کنند، تمامی حواس خود را متوجه آن ها می کنم و به حرف شان خوب گوش می کنم.

تحلیل امتیاز تست هوش هیجانی

بازه امتیاز ۱۵-۳۴: اگر امتیاز دریافتی شما جایی بین این دو عدد قرار می گیرد، باید بر روی هوش هیجانی خود بیشتر کار کنید. در این صورت احتمالا با قرار گرفتن در شرایط پر استرس، کنترل هیجانات خود را از دست خواهید داد؛ یا آنکه به کل از درگیر کردن خود در کشمکشی به خصوص خودداری خواهید کرد، چراکه بر این باورید که سبب ناراحتی تان خواهد شد.

همچنین در این شرایط احتمالا پس از تجربه واقعه ناخوشایند آرام شدن و برگشتن به حالت عادی برای تان کاری دشوار خواهد بود. در محیط کاری نیز ممکن است برای برقراری ارتباط با دیگر کارکنان به مشکل بر بخورید.

البته جای نگرانی نیست، چراکه در بخش پایانی مقاله توصیه هایی عنوان کرده ایم که با استفاده از آن ها قادر خواهید بود هوش هیجانی خود را بهبود دهید.

بازه امتیاز ۳۵-۵۵: اگر امتیاز دریافتی شما جایی بین این دو عدد است از سطح قابل قبولی از هوش هیجانی برخوردار هستید. در این صورت شما احتمالا با برخی از همکاران خود ارتباطی خوب و سازنده دارید، اما کار کردن و به توافق رسیدن با برخی دیگر برای تان نسبتا دشوار است.

خبر خوب برای شما این است که نسبت به بازه امتیازی قبلی کار به مراتب ساده تری برای بهبود هوش هیجانی خود دارید و توصیه های مطرح شده در بخش پایانی مقاله بیشتر به کارتان خواهد آمد.

بازه امتیاز ۵۶-۷۵: اگر بازه امتیازی شما جایی بین این دو عدد است از سطح بسیار خوبی از هوش هیجانی برخوردار هستید. در این صورت شما روابط بسیار مؤثری با دیگران برقرار می کنید و به احتمال زیاد دیگران برای مشورت کردن نزد شما می آیند و نظرتان را جویا می شوند.

البته هر اندازه هم دیگران مهارت ها و توانایی های شما را تحسین کنند، به سادگی ممکن است از مسیر موفقیت دور شوید و نیازهای خود را فراموش کنید، بنابراین بهتر است با استفاده از توصیه های بخش پایانی مقاله سعی بر تداوم روند خوب هوش هیجانی خود داشته باشید.

فراموش نکنید که به باور محققان افرادی که از این سطح از هوش هیجانی برخوردار باشند، در مقایسه با دیگران توانایی بیشتری برای هدایت و مدیریت دیگران دارند. از این ویژگی خود به منظور پیشرفت بیشتر در زندگی شخصی و حرفه ای تان بهره بگیرید.

ویژگی های هوش هیجانی

دانیل گلمن روانشناسی است که بیش از هر شخص دیگری به مطرح شدن نام هوش هیجانی و مباحث مرتبط با آن کمک کرد. به باور او پنج ویژگی اساسی وجود دارند که برای داشتن و بهبود هوش هیجانی اهمیت پیدا می کنند. این پنج ویژگی عبارتند از: خودآگاهی، وضع مقررات برای خود، انگیزه سازی، همدلی با دیگران و مهارت های اجتماعی. در ادامه مقاله توضیحات و توصیه هایی عنوان خواهند شد که با استفاده از آن ها می توانید اقدام به بهبود هر یک از این ویژگی ها کنید.

خود آگاهی (سؤال های ۱، ۸ و ۱۱ از تست هوش هیجانی مرتبط با این ویژگی هستند)

دانیل گلمن در کتاب خود با نام «هوش هیجانی: چرا بیشتر از ضریب هوشی (آی کیو) اهمیت دارد؟» که در سال ۱۹۹۵ منتشر کرد در این باره عنوان کرد که آن دسته از افرادی که به سطح بالایی از خودآگاهی دست یافته اند، به هنگام پیدا کردن احساس یا هیجانی به خصوص به خوبی از آن آگاه خواهند بود.

برای داشتن خودآگاهی بیشتر ابتدا باید به طور کلی به آگاهی دست پیدا کنید: به این معنا که توجه خود را به زمان حال معطوف کنید (از جمله این که در حال حاضر چه احساسی دارید). توصیه می شود دفترچه یادداشتی به همراه داشته باشید و در آن راجع به هیجاناتی که هر روز تجربه می کنید اطلاعاتی را یادداشت کنید و تحلیل خود درباره هر یک از هیجانات را هم بنویسید.

نکته دیگر این که برای دست یابی به سطح قابل قبولی از خودآگاهی باید به نقاط ضعف و قوت خود هم واقف شوید. می توانید با درخواست بازخورد از دوستان، همکاران و کارفرمای خود اطلاعات ارزشمندی در این باره پیدا کنید و برای فعالیت های آینده به منظور بهبود کار خود برنامه ریزی کنید.

وضع مقررات برای خود (سؤال های ۲، ۴ و ۷ از تست هوش هیجانی مرتبط با این ویژگی هستند)

این ویژگی به معنای توانایی شما در کنترل کردن هیجانات تان است. برای بهبود این ویژگی پیش از هر چیز باید به فکر چگونگی مدیریت هیجانات خود باشید.

اگر زیاد عصبانی می شوید، بهتر است به دنبال محرک های خشم خود باشید و به این مسئله فکر کنید که اساسا چرا عصبانی می شوید. با استفاده از تکنیک هایی چون تنفس عمیق می توانید خود را آرام کنید و بهتر است به هنگام عصبانیت به درخواست ها و ایمیل های دیگران پاسخ ندهید و کمی صبر کنید تا به حالت عادی برگردید؛ به این شکل دیگر چیزی نخواهید گفت که بعدا به خاطر آن پشیمان شوید.

همچنین ممکن است هیجانات و احساسات دیگری چون اضطراب و استرس هم بعضا در شما بروز پیدا کنند، بنابراین مدیریت این دسته از هیجانات و احساسات هم اهمیت پیدا خواهد کرد.

دیگر نکته ای که برای بهبود این ویژگی باید به خاطر داشته باشید، مسئولیت پذیری است. سعی کنید مسئولیت کارها و رفتارهایی که از شما سر می زند را به عهده بگیرید و از این مسئله کسب اطمینان کنید که کارهای تان همه در هماهنگی با ارزش های تان قرار دارند.

انگیزه سازی (سؤال های ۶، ۱۰ و ۱۲ از تست هوش هیجانی مرتبط با این ویژگی هستند)

انگیزه سازی برای خود ارتباط نزدیک و گسترده ای با هیجانات شما دارد. زمانی که تحت تأثیر هیجانات خود قرار می گیرید، ادامه دادن فعالیت ها و انجام دادن وظایف روزانه برای تان دشوارتر خواهد شد.

برای ایجاد انگیزه یا بهبود انگیزه های حال حاضر خود بهتر است به میزان بیشتری از انضباط شخصی دست پیدا کنید و برای موفقیت های کوچک خود پاداش در نظر بگیرید (برای نمونه اگر موفقیتی کسب کردید برای خود خرید کنید یا چیزی شبیه به این). با پیروزی های کوچک به مرور زمان خود را برای اهداف بزرگتر آماده خواهید کرد.

همچنین از در نظر گرفتن اهداف بلندمدت برای خود غافل نشوید. زمانی که چنین هدفی داشته باشید و تمامی تمرکز خود را متوجه آن کرده باشید، تنها به مسائلی توجه خواهید کرد که برای تان مفید خواهند بود. داشتن اهداف بلند مدت از مهمترین عوامل ایجاد انگیزه است.

اگر با تمامی این تفاسیر هنوز هم با انگیزه سازی مشکل دارید، توصیه می شود بیشتر درباره هدف و خواسته خود فکر کنید.

همدلی با دیگران (سؤال های ۳، ۱۳ و ۱۵ از تست هوش هیجانی مرتبط با این ویژگی هستند)

همدلی همانگونه که از نام آن برمی آید به معنای شناخت هیجانات دیگران و درک کردن دیدگاه های آن ها نسبت به مسائل مختلف است.

برای ایجاد یا بهبود همدلی در خود بهتر است با فکر کردن به دیدگاه های افراد دیگر شروع کنید. به این مسئله فکر کنید که چه احساس  یا هیجانی دارند و به هنگام صحبت کردن آن ها سعی کنید شنونده خوبی باشید تا درک بهتر و جامع تری از هیجانات آن ها به دست بیاورید.

در حین صحبت کردن آن ها سعی کنید وسط حرفشان نپرید و درباره خودتان صحبت نکنید. به زبان اشاره و حرکات بدن آن ها هم خوب دقت کنید؛ این اشارات می تواند اطلاعات ارزشمندی درباره هیجانات در اختیارتان قرار دهد. با زیر نظر گرفتن دیگران و خوب گوش سپردن به آن ها به مرور زمان قادر خواهید بود با آن ها همدل شوید و احساسات شان را درک کنید.

مهارت های اجتماعی (سؤال های ۵، ۹ و ۱۴ از تست هوش هیجانی مرتبط با این ویژگی هستند)

حتی اگر در برقراری ارتباط با دیگران چندان موفق نبوده باشید، باز هم امکان گسترش مهارت های اجتماعی تان وجود خواهد داشت. به جز تست هوش هیجانی که در این مقاله در مورد آن صحبت کردیم، تست های دیگری مختص به مهارت های اجتماعی وجود دارند که با استفاده از آن ها می توانید درک بهتری از نقاط ضعف و قوت خود در این رابطه پیدا کنید. به خاطر داشته باشید که ایجاد اعتماد و رسیدن به توافق با دیگران اهمیت بسیار زیادی در داشتن روابط اجتماعی مؤثر خواهد داشت.

همچنین سعی کنید از موقعیت های ناخوشایند کنار نکشید و راهکارهای مقابله با چنین موقعیت هایی را یاد بگیرید.

اگر به هنگام قرار گرفتن در اجتماع و در میان سایر افراد احساس خوبی ندارید، بهتر است پیش از هر چیز بر روی اعتماد به نفس خود کار کنید. البته این کار را به مرور زمان انجام دهید و گاه به گاه به دنبال موقعیتی باشید که در آن تعدادی از افراد حضور داشته باشند و بتوانید مهارت های خود را مورد سنجش و ارزیابی قرار دهید. پس از مدتی که با این روند رو به جلو حرکت کنید قادر خواهید بود در جمع های شلوغ تر از افراد حضور پیدا کنید.

مزایای تقویت هوش هیجانی

تست هوش هیجانی که در این مقاله درباره اش اطلاعاتی در اختیارتان قرار دادیم راهکار مناسبی است برای پیدا کردن درکی بهتر و جامع تر از هوش هیجانی و اتخاذ تدابیر عملی برای بهبود آن. به خاطر داشته باشید که مزایای هوش هیجانی تنها محدود به محیط کاری و حرفه ای نمی شود و ابعاد بسیار گسترده تری از زندگی شما را در بر می گیرد و با بهبود آن می توانید زندگی بهتری برای خود به ارمغان بیاورید. به باور محققان، آن دسته از افرادی که هوش هیجانی نسبتا بالایی دارند از مزایای زیر بهره مند می شوند:

۱. بهبود کارایی فعالیت ها در سطوح دانشگاهی و آکادمیک.

۲. داشتن روابطی بهتر با افراد خانواده و دوستان.

۳. داشتن روابط و ارتباطات بهتر و مؤثرتر اجتماعی.

۴. کاهش نشانه های اضطراب و استرس.

۵. کاهش افسردگی.

۶. احتمال کمتر روی آوردن به استفاده از مواد مخدر و داروهای دیگر.

۷. کاهش امکان درگیر شدن در بحث و مجادله با دیگران.

 

تاثیر هوش هیجانی بر موفقیت شغلی

تاثیر هوش هیجانی بر موفقیت شغلی

در سال ۱۹۹۵ بود که دانیل گلمن، روانشناس و محقق کتابی به نام «هوش هیجانی» روانه بازار کرد. کتابی که با استقبال بسیار خوبی روبه رو شد و به مدت یک سال و نیم در میان پرفروش ترین کتاب های نیویورک تایمز بود. البته دهه ها است که مفهوم و تاثیر هوش هیجانی مورد توجه و بررسی محققان و روانشناسان قرار گرفته است، اما مسئله ای که باعث شد تا تحقیقات و مطالب منتشر شده توسط گلمن متمایز از دیگران باشد، مسائلی بود که او درباره تاثیر هوش هیجانی بر موفقیت شغلی عنوان کرده بود.

دانیل گلمن برای انجام تحقیقات خود، فعالیت های نزدیک به دویست سازمان بزرگ و جهانی را مورد بررسی قرار داد و با استفاده از نتایج حاصل شده از این تحقیقات، توانست اطلاعات ارزشمندی درباره تاثیر هوش هیجانی بر موفقیت شغلی ارائه دهد.

مسئله مهمی که گلمن به آن توجه نشان داد این بود که با وجود اهمیت ویژگی هایی چون، هوش بالا، قدرت تصمیم گیری، داشتن اراده و چشم اندازی از آینده کاری در کسب موفقیت و مدیریت کارکنان، نباید به این ویژگی ها اکتفا کرد. گلمن به این نکته اشاره کرد که مدیرانی که فعالیت های شان کارآمد و نتیجه بخش است، علاوه بر ویژگی های یاد شده سطح بالایی از هوش هیجانی دارند.

البته کاربرد هوش هیجانی محدود به مدیران و صاحبان مشاغل نمی شود و در هر جایگاهی که مشغول به فعالیت باشید، تاثیر هوش هیجان بر موفقیت شغلی خود را نباید نادیده بگیرید. در حال حاضر سازمان ها اهمیت زیادی به هوش هیجانی کارکنان خود می دهند و بیشتر به دنبال کسانی هستند که به سطح قابل توجهی از آن دست یافته باشند و بتوانند با کسب تجربه کاری کافی، به جایگاه های بهتر شغلی و حتی مدیریت دیگر افراد دست پیدا کنند. باید به خاطر داشت که داشتن احساس مسئولیت کافی در هر شغلی نیازمند سطح مشخصی از هوش هیجانی است.

تحقیقات انجام گرفته در این زمینه حاکی از آن است که هوش هیجانی افراد تا حدود بسیار زیادی به شخصیت آن ها و چگونگی بزرگ شدن شان ارتباط پیدا می کند، اما غیر قابل تغییر هم نیست. اگر واقعا خواستار تغییر و پیشرفت باشید، راهکارهایی وجود دارند که با استفاده از آن ها علاوه بر مشاهده تاثیر هوش هیجانی بر موفقیت شغلی خود، زندگی شادتر و با نشاط تری برای خود به ارمغان خواهید آورد.

تاثیر هوش هیجانی بر موفقیت شغلی

۵ راهکار برای افزایش تاثیر هوش هیجانی بر موفقیت شغلی

در ادامه شما را با راهکارهایی آشنا خواهیم کرد که با استفاده از آن ها قادر خواهید بود تاثیر هوش هیجانی بر موفقیت شغلی خود را افزایش دهید. این راهکارها با استناد به کتاب هوش هیجانی دانیل گلمن تدوین شده اند. با ما همراه باشید.

راهکار اول برای افزایش تاثیر هوش هیجانی بر موفقیت شغلی : افزایش خودآگاهی

خودآگاهی به مهارت فرد در درک و تعبیر احساسات، هیجانات و دیگر حالات درونی گفته می شود (و نیز تاثیری که این حالات و احساسات بر دیگر افراد می گذارد). مشخصا افرادی که به سطح مشخصی از خودآگاهی دست یافته باشند، اعتماد به نفس بیشتری دارند و به شکلی واقع گرایانه تر قادر به ارزیابی خود و فعالیت ها، افکار و رفتارشان هستند.

چگونه می توان به خودآگاهی دست یافت یا آن را بهبود بخشید؟

  • سعی کنید بر این مسئله تمرکز داشته باشید که در طول روز چه احساساتی به شما دست می دهد و منبع هیجانات خود را مشخص کنید. همچنین به خاطر داشته باشید که هیجانات متغیر و زودگذر هستند و نباید به عنوان پایه و اساس تصمیم گیری ها در نظر گرفته شوند.
  • این مسئله را به دقت مورد توجه و بررسی قرار دهید که هیجانات منفی شما (خشم، حسادت، کلافگی و …) در گذشته چه تاثیری بر کارفرما، مشتری ها و همکاران شما می گذاشته است. سعی کنید با نتایج حاصل شده از این بررسی ها رفتار خود را اصلاح کنید و اشتباهات گذشته را تکرار نکنید.
  • این مسئله را مد نظر قرار دهید که در محیط کاری چگونه قادر به مدیریت هیجانات خود خواهید بود. تنها در این صورت است که از اظهار نظرهای بی موقع و دیگر مسائل این چنینی دور خواهید بود.

راهکار دوم برای افزایش تاثیر هوش هیجانی بر موفقیت شغلی : وضع قوانین و دستوراتی مشخص برای خود

با استفاده از این راهکار فرد قادر به کنترل و هدایت مجدد هیجانات و رفتارهایی خواهد بود که فکر نشده هستند و ممکن است پیشرفت کاری او را تحت تاثیر قرار دهند. پس از آن که فرد قوانین و دستوراتی مشخص برای خود وضع کرد و رفتار و هیجانات خود را تحت کنترل درآورد، دیگر در بحث های بی نتیجه و درگیری های بی ارزش ناشی از بروز هیجانات بی موقع شرکت نخواهد کرد و شاهد تاثیر هوش هیجانی بر موفقیت شغلی خود خواهد بود.

چگونه می توان این راهکار را به کار بست یا اقدام به بهبود آن کرد؟

  • اگر در شرایطی قرار گرفته اید که تصمیم گیری برای تان دشوار شده است، یا هیجانات شما تحت تاثیر قرار گرفته اند، بهتر است اتخاذ تصمیم نهایی را چند ساعت یا حتی چند روز به تعویق بیندازید و به این شکل تحت کنترل گرفتن خود را تمرین کنید.
  • سعی کنید در مسائل و درگیری های محیط کاری خود را گرفتار نکنید. اجازه ندهید که خواسته های لحظه ای شما رفتار حرفه ای و شأن تان را تحت تأثیر قرار دهد.
  • این مسئله را قبول کنید که کلافگی، نا امیدی، عدم قطعیت و دیگر مسائل چنینی جزئی از محیط کار هستند و راه گریزی از آن ها وجود ندارد. به جای آن که به ناله کردن و غصه خوردن روی آورید بهتر است به فکر اتخاذ تدبیری عملی برای حل هر چه سریع تر مسئله و مشکل خود باشید.

راهکار سوم برای افزایش تاثیر هوش هیجانی بر موفقیت شغلی : ایجاد انگیزه

راهکار مهم دیگری که برای افزایش تاثیر هوش هیجانی بر موفقیت شغلی می توان به کار گرفت ایجاد انگیزه است. انگیزه در حقیقت همان علاقه و اشتیاقی است که نسبت به کار خود احساس می کنید (چیزی فراتر از جایگاه، وضعیت شغلی و درآمد). در حقیقت همین انرژی و کسب موفقیت بیشتر در کار است که به شما ثبات کافی برای دنبال کردن اهداف تان را می دهد. داشتن انگیزه به این معنا است که چالش هایی که به واسطه کار مقابل تان قرار می گیرد را دوست داشته باشید و برای عبور از آن ها تلاش کنید (که در نهایت منجر به افزایش کارایی شما می شود).

چگونه می توان برای ایجاد انگیزه یا بهبود آن اقدام کرد؟

  • مسئله ای که باعث می شود به کار خود علاقه داشته باشید را شناسایی کنید و به دنبال دلیل بزرگ تری باشید که به خاطر آن کار می کنید (جدای از کسب درآمد و جایگاه شغلی و این گونه مسائل). حتی اگر بخش هایی از کار خود را دوست ندارید، باز هم بر آن چه انجام می دهید تمرکز داشته باشید و سعی کنید با کارفرما یا همکاران خود درباره مسائلی که برای شما ایجاد انگیزه می کنند صحبت کنید و به مرور کارایی خود را افزایش دهید.
  • سعی کنید با دید مثبت تری به فعالیت های خود نگاه کنید. حتی اگر در ابتدای امر به نظرتان مصنوعی بیاید، به مرور بدل به یکی از ویژگی های شما خواهد شد.
  • برای خود اهدافی در نظر بگیرید که به عنوان منبع الهام شما باشند و به دنبال اتخاذ تدابیر عملی برای محقق کردن این هدف ها باشید.

تاثیر هوش هیجانی بر موفقیت شغلی

راهکار چهارم برای افزایش تاثیر هوش هیجانی بر موفقیت شغلی : افزایش مهارت در همدلی با دیگران

دیگر راهکار مهم برای افزایش تاثیر هوش هیجانی بر موفقیت شغلی پیدا کردن مهارت در همدلی با دیگران است. همدلی اساسا به این معنا است که قادر به درک کردن و نشان دادن واکنش درست به هیجانات و احساسات دیگر افراد باشید. به این صورت با دیگران با احترام و مهربانی رفتار خواهید کرد.

کارفرما یا کارمندی که این مهارت را داشته باشد می تواند خود را به جای دیگران بگذارد و احساسات، نیازها، خواسته ها و چگونگی نگاه دیگران به اطراف را به خوبی درک کند. فرد همدل می تواند به خوبی به صحبت های دیگران گوش دهد و با آن ها ارتباط برقرار کند و از قضاوت های عجولانه به دور است.

چگونه می توان با دیگران همدلی پیدا کرد؟

  • سعی کنید مسائل را از زاویه دید دیگران بسنجید. به خاطر داشته باشید که تمامی ما بر اساس دانش و تجربه های خود کار می کنیم و بهتر است از زدن برچست خوب یا بد، درست یا غلط به افکار و رفتار دیگران پرهیز کنیم.
  • علاوه بر سنجیدن مسائل از زاویه دید دیگران، بر آن صحه بگذارید. اجازه دهید بدانند که شما قادر به درک جایگاه آن ها هستید و نیز متوجه این مسئله که زاویه دید آن ها هم سودمند است.
  • انگیزه ها و رفتار خود را به دقت مورد سنجش قرار دهید. آیا تنها قصد دارید حرف خود را به کرسی بنشانید و به سایرین بفهمانید که حرف شما درست است؟ یا آن که حقیقتا به دنبال بهترین نتیجه هستید؟

راهکار پنجم برای افزایش تاثیر هوش هیجانی بر موفقیت شغلی : بهبود مهارت های اجتماعی

داشتن سطح قابل قبولی از مهارت های اجتماعی در محیط کاری به این معنا است که توانایی مدیریت روابط کاری خود را دارید و با استفاده از این مهارت قادر به افزایش تاثیر هوش هیجانی بر موفقیت شغلی خود خواهید بود. داشتن مهارت اجتماعی به این معنا است که شما توانایی متقاعد کردن دیگران و تغییر شرایط را دارید. همچنین به این معنا که شما توانایی تشکیل و هدایت گروه های مختلف را دارید.

چگونه می توان اقدام به بهبود مهارت های اجتماعی کرد؟

  • یکی از بهترین توصیه ها برای محقق شدن این هدف برقراری ارتباط مؤثر با دیگران است. باید آموخت که با دقت به صحبت های دیگران گوش داد، از آن ها سؤال های به جا و درست پرسید، و در نهایت به هنگام صحبت کردن واضح حرف زد و اطلاعات لازم را در اختیار دیگران قرار داد.
  • به هنر متقاعد کردن دیگران بیشتر اهمیت بدهید. متقاعد کردن شامل برقراری ارتباط واقعی با سایرین، بر اساس علایق، دانش حقیقی و منطق زاویه دید شما است.
  • سعی کنید به آن فردی بدل شوید که برای حل هر مسئله و مشکلی به شما مراجعه می کنند. زمانی که چنین شأن و مرتبه ای در میان دیگر افراد محیط کار خود پیدا کنید، خود را مسئول پیدا کردن راه درست و بهترین نتیجه ممکن خواهید دانست و سایرین شما را به عنوان عضوی مهم و تأثیر گذار در گروه خود خواهند دانست.

سخن پایانی

توسعه و بهبود هوش هیجانی نیازمند زمان و مسئولیت پذیری است، اما باید به خاطر داشت که در دنیای امروزی نمی توان تاثیر هوش هیجانی بر موفقیت شغلی را نادیده گرفت و حتما باید در جهت بهبود آن تلاش کرد. خوشبختانه اگر واقعا بخواهید اقدام به بهبود آن کنید، منابع مختلفی برای این کار در دسترس تان خواهد بود و مطالب یاد شده در این مقاله را می توانید به عنوان سرآغاز تحقیقات جامع تر خود در نظر داشته باشید. به خاطر داشته باشید تنها با شروع به کارگیری مهارت های مرتبط با هوش هیجانی و مشاهده تأثیر آن بر موفقیت شغلی است که انگیزه بیشتری برای بهبود این مهارت ها پیدا خواهید کرد.

کارگاه روانشناسی هوش هیجانی کاتالیزور موفقیت شما است!

کارگاه روانشناسی هوش هیجانی کاتالیزور موفقیت شما است!

هوش هیجانی را می توان مهارت فرد در کنترل و هدایت هیجان ها و احساساتش دانست. از همین رو یا شرکت در کارگاه روانشناسی هوش هیجانی یکی از راهکارهای مؤثر برای درک بهتر این مسئله و افزایش هوش هیجانی است.

کسب شناخت بیشتر درباره خود و دیگران، و افزایش خودآگاهی، از جمله عوامل کلیدی برای برقراری ارتباطی مؤثر و بادوام با دیگران است. برای درک و به کارگیری هوش هیجانی به تحقیقات جامع و کاملی نیاز است. بسیاری بر این باورند مهمترین عوامل دست یابی به موفقیت مهارت های فنی و ضریب هوشی هستند و به همین خاطر کمتر به هوش هیجانی توجه نشان می دهند، حال آنکه هوش هیجانی اگر از اهمیت بیشتری نسبت به دو مورد دیگر برخوردار نباشد، کم اهمیت تر هم نیست.

شناخت هوش هیجانی با شرکت در کارگاه روانشناسی هوش هیجانی

برای برقراری روابط بین فردی یکی از مهمترین مسائلی که باید مد نظر قرار بگیرد، مهارت در شناخت و تشخیص هیجاناتی است که در ما و دیگران وجود دارد. چگونگی بروز دادن این هیجانات و مدیریت آن ها هم از اهمیت بسزایی برخوردارند.

هوش هیجانی چه برای موفقیت فردی، و چه برای کسب موفقیت در حوزه کسب و کار نقشی کلیدی دارد و به صاحبان مشاغل و کارکنان این امکان را می دهد که با سهام داران فعالیت های خود روابطی مؤثر برقرار کنند.

کارگاه روانشناسی هوش هیجانی کاتالیزور موفقیت شما است!

همچنین کسب اطلاعات بیشتر و شناخت دقیقتر چند و چون هوش هیجانی به فرد این امکان را می دهد که از تأثیر هیجانات بر افکار، تصمیمات و اقداماتش درک بهتری پیدا کند. به دلیل عوامل یاد شده است که امروزه در حوزه روانشناسی اهمیت ویژه ای به این مسئله داده می شود و برگزاری کارگاه روانشناسی هوش هیجانی به مراتب فراگیرتر از گذشته شده است.

با شرکت در کارگاه روانشناسی هوش هیجانی و پیدا کردن درک بهتری از این مسئله قادر خواهید بود علاوه بر افزایش میزان خودآگاهی خود اقدام به طرح ریزی برنامه های کاربردی برای افزایش میزان مهارت کارکنان خود کنید (اگر صاحب کسب و کاری هستید). از دیگر مزایای این شناخت می توان به مرتبط شدن با دیگران بر پایه اعتماد دو طرفه، و مدیریت این رابطه اشاره کرد. با شرکت در کارگاه روانشناسی هوش هیجانی به مرور زمان ابزارهایی در اختیارتان قرار خواهد گرفت که با استفاده از آن ها قادر خواهید بود مهارت بیشتری در نشان دادن واکنش به هیجانات خود و دیگران نشان دهید.

زمانی که هوش هیجانی فرد افزایش پیدا می کند و درک بهتری از چند و چون آن به دست می آورد، قادر خواهد بود مسیر بهسازی مسائل مختلفی قدم بردارد که از جمله مهمترین آن ها می توان به برقراری ارتباط، کار تیمی و گروهی، رهبری و هدایت دیگران، انعطاف پذیری و بهبود کارایی کارکنان اشاره کرد.

هوش هیجانی عاملی کلیدی در موفقیت و کارایی

اخیرا تحقیقاتی درباره فعالیت های صورت گرفته در محیط های کاری و سازمانی انجام شده است و نتایج حاکی از آن بوده که میان میزان هوش هیجانی مدیر فعالیت ها با میزان و چگونگی کار کارکنان ارتباطی مستقیم وجود دارد. همچنین هر چه هوش هیجانی مدیر سازمانی به خصوص بیشتر بوده است، خدمات و محصولات ارائه شده و تولید شده در سازمان در اختیار عده بیشتری از افراد قرار گرفته است و در نهایت سود بیشتری عاید سازمان شده است. علاوه بر این در میان کارکنان نیز این مسئله صدق می کند و با استناد به نتایج همین تحقیقات هر چه هوش هیجانی کارکنان بیشتر بوده است، کارایی بهتری برای سازمان داشته اند.

در حال حاضر هوش هیجانی به عنوان عاملی کلیدی در موفقیت و کارایی کارکنان و مدیران کار شناخته می شود. این نکته را باید به خاطر داشته که مدیران موفق کسانی هستند که پیش از هر چیز دیگری قادر به هدایت درست خودشان باشند (پیش از آن که بخواهند دیگران را هدایت کنند). شرکت در کارگاه روانشناسی هوش هیجانی و پیدا کردن درک بهتری از این مسئله به شما این امکان را می دهد که هیجانات خود را به شیوه ای کارآمدتر کنترل کنید و درک بهتری از هیجانات افراد دیگر پیدا کند. به عبارت دیگر با کسب این شناخت می توانید روابط تان با دیگران را تحت کنترل قرار دهید.

کارگاه روانشناسی هوش هیجانی کاتالیزور موفقیت شما است!

بنا به آمار منتشر شده آن دسته از مدیرانی که هوش هیجانی گسترده تر و بهتری نسبت به دیگران دارند، در کنار مزایای دیگری چون بهبود روابط که به خاطر این ویژگی نصیب شان می شود، از گروهی با انگیزه تر از کارکنان بهره می گیرند.

اگر قصد راه اندازی کارگاه روانشناسی هوش هیجانی داشته باشید، می توانید برنامه ریزی برای شروع فعالیت ها را به گونه ای ترتیب دهید که به هر یک از مزیت هایی که تا کنون عنوان شده اند، دست پیدا کنید (چگونگی رفتار کردن با همکاران و مشتریان، مدیریت تغییر در فعالیت ها، انعطاف پذیری، رهبری و هدایت دیگران با استفاده از هوش هیجانی، درگیر کردن کارکنان در فعالیت های مختلف و مدیریت خود).

مباحث و محتوای کلیدی ارائه شده در کارگاه روانشناسی هوش هیجانی

در ادامه مطلب قصد داریم شما را با تعدادی از مهمترین مباحثی آشنا کنیم که معمولا در کارگاه روانشناسی هوش هیجانی مطرح می شوند. به این صورت قادر خواهید بود شناخت بیشتری در مورد این کارگاه ها پیدا کنید و چه قصد شرکت در این گونه کارگاه ها را داشته باشید و چه قصد راه اندازی، می توانید مباحثی که در ادامه مشاهده خواهید کرد را مورد مطالعه بیشتر قرار دهید:

  • توصیف و ارائه تعریفی مشخص از هوش هیجانی
  • درک شناختی بیشتر از مدل های استفاده کاربردی از هوش هیجانی
  • پی بردن به چند و چون هیجانات و محرک های رفتاری
  • شناخت قوانین و مقرراتی که درباره تکنیک های مرتبط با هیجانات وضع شده اند و افزایش توانایی در مدیریت هیجانات
  • درک بهتر ابزارها و مهارت هایی که با استفاده از آن می توان رفتاری انعطاف پذیرتر داشت و با توانایی بیشتری از هیجانات استفاده کرد
  • افزایش توانایی در شناخت هیجانات دیگر افراد به منظور برقراری ارتباطی مؤثر با آن ها و درک کردن بهترشان
  • شناخت بهتر صلاحیت های مد نظر از کنترل هیجانات که عبارتند از: خودآگاهی، وضع قوانین برای خود، انگیزه سازی، همدردی با دیگران و به دست آوردن مهارت های بین فردی
  • ارتباط مباحث مطرح شده درباره هوش هیجانی با دیگر حوزه های روانشناسی کاربردی از جمله عصب شناسی، روانشناسی مثبت و رهبری و هدایت مبتنی بر کارکرد مغز.

همچنین باید به خاطر داشت که پیش از برگزاری کارگاه روانشناسی هوش هیجانی می توانید ابزارهای گوناگونی که در این کارگاه ها مورد استفاده قرار می گیرند را به دقت مورد مطالعه و بررسی قرار دهید و با استفاده از اطلاعات حاصل شده اقدام به توسعه هوش هیجانی افراد و گروه های مد نظر خود، به شیوه دلخواه کنید.

کارگاه روانشناسی هوش هیجانی کاتالیزور موفقیت شما است!

نظر دانیل گلمن درباره هوش هیجانی

دانیل گلمن یکی از افرادی است که در حوزه روانشناسی به خوبی او را می شناسند و تا کنون کتاب ها و مقالات تحقیقاتی زیاد و با اهمیتی را به رشته تحریر در آورده است. او به مدت دوازده سال اقدام به نوشتن مقالات تحقیقاتی برای روزنامه نیویورک تایمز کرد. از جمله مباحثی که بیشتر مورد توجه او بودند می توان به علوم رفتاری و چگونگی کارکرد مغز اشاره کرد. در ادامه دو نقل قول از او عنوان خواهیم کرد که در ارتباط با هوش هیجانی عنوان شده اند. به این صورت قادر خواهید بود درک بهتری از اهمیت کارگاه روانشناسی هوش هیجانی به دست آورید:

«اگر توانایی کنترل توانایی های مرتبط با هیجان خود را نداشته باشید، اگر به خودآگاهی کافی دست نیافته باشید، اگر توانایی کنترل و مدیریت هیجانات ناراحت کننده خود را نداشته باشید، اگر توانایی همدردی با دیگران و برقراری روابط مؤثر با آن ها را نداشته باشید، آن گاه دیگر تفاوتی نمی کند که چه اندازه با هوش و استعداد باشید، بدون ویژگی های یاد شده امکان پیشرفت چندانی نخواهید داشت.». «برای دست یابی به موفقیت، داشتن شخصیتی کامل و سالم، و برای شاد زندگی کردن و دست یابی به موفقیت هایی پایدار در زندگی، یکی از مهمترین عواملی که باید مد نظر قرار دهید داشتن مجموعه ای مشخص از مهارت های مرتبط با کنترل و مدیریت هیجانات است. اکتفا کردن به مهارت های شناختی که صرفا به وسیله میزان ضریب هوشی افراد مورد سنجش قرار می گیرند به شما در دسترسی به موفقیت های یاد شده کمک نخواهد کرد.».

هدف از برگزاری کارگاه روانشناسی هوش هیجانی چیست؟

در ادامه دو نمونه از اهدافی را عنوان خواهیم کرد که در دو کارگاه روانشناسی هوش هیجانی برای افراد شرکت کننده در آن مد نظر قرار گرفته شده بود تا بتوانید درک بهتری از این مسئله داشته باشید. اهداف دسته اول متعلق به کارگاهی است که در دبی برگزار شد و دسته دوم متعلق به کارگاهی است که در مالزی:

دسته اول اهداف:

  • پیدا کردن خودآگاهی صادقانه و دقیق
  • نظارت و تطبیق دادن هیجانات و رفتارها به منظور دست یابی به مزیت ها و اهداف مختلف
  • داشتن اثری مثبت بر روی هیجانات و انگیزه های افراد دیگر
  • توسعه و گسترش گروه هایی با هوش هیجانی بالا
  • به وجود آوردن جوی که در آن به هوش هیجانی اهمیت داده می شود

دسته دوم اهداف:

  • ارائه تعاریفی مشخص از هیجانات و هوش هیجانی
  • متمایز کردن هوش هیجانی از دیگر انواع هوش که در مباحث روانشناسی مطرح می شوند
  • مشخص کردن اهمیت هوش هیجانی بالا برای موفقیت در کار، زندگی و داشتن روابطی کارآمد
  • افزایش خودآگاهی
  • افزایش توانایی برای بازیابی پس از تجربه های ناخوشایند (یا قرار گرفتن در محیط های ناخوشایند)
  • افزایش اثر روابط کاری و شخصی
نشانه های هوش هیجانی (چگونه بفهمیم هوش هیجانی داریم؟)

نشانه های هوش هیجانی (چگونه بفهمیم هوش هیجانی داریم؟)

هوش هیجانی یا هوش احساسی که به عنوان EQ نیز شناخته می شود ملکه تمام هوش ها است. این هوش منعکس کننده قدرت ارتباط ما با دیگران، به صورت عمومی یا خصوصی، در محل کار و یا در رابطه عاشقانه است. این نوع هوش به ما کمک می کند تا با افراد سرسخت با موفقیت برخورد کنیم، به طور مناسب از طنز استفاده کنیم (حتی در خندیدن به خودمان)، و هنگامی که دیگران ناراحت می شوند، به شیوه ای مهربان و ماهرانه واکنش نشان دهیم. اما نشانه های هوش هیجانی چیست و چگونه بفهمیم این هوش به اندازه کافی درون مان وجود دارد؟

ریشه هوش هیجانی خودآگاهی است که گاهی اوقات ذهنیت نیز نامیده می شود،

این هوش ما را به عمق شخصیت مان می برد و مانند یک عملگر نقش هایی را برای ما تعیین می کند. هنگامی که سقراط گفت «خودت را بشناس» منظورش این نبود که برای زندگی کردن چه کاری انجام دهیم یا اینکه دوست داریم دیگران ما را چگونه ببینند. شناخت خودمان، یعنی اینکه از  تمایلات و ارزش های درونی مان و همچنین دردها و رنج هایمان آگاه باشیم، و از خودمان محافظت کنیم.

شناخت خودمان، همچنین به این معنی است که اذعان کنید که به نوعی شما خودتان را نمی شناسید . چرا که همیشه چیزهای زیادی برای کشف کردن وجود دارد. خود شناسی واقعی همه چیز درباره خودمان را در بر می گیرد، حتی چیزهایی که ما از آنها دوری می کنیم یا آنها را درک نمی کنیم.

نشانه های هوش هیجانی (چگونه بفهمیم هوش هیجانی داریم؟)

نشانه های هوش هیجانی | میزان هوش هیجانی شما چقدر است؟

شما می توانید با چک کردن پنج نشانه زیر از نشانه های هوش هیجانی مهارت های عالی هوش احساسی شروع کنید و خود ارزیابی خود را انجام دهید و ببینید چه امتیازی بدست می آورید. البته به یاد داشته باشید که می توانید مهارت ها را خودتان ایجاد کنید. به عنوان انسان، هر یک از ما دارای توانایی ذاتی در درک EQ می باشد.

۱- نشانه های هوش هیجانی : شما توانایی خودتنظیمی دارید

«من باید این را می گفتم».

«من باید قبل از ارسال ایمیل، به آن فکر می کردم».

هر یک از این عبارات، کسی را نشان می دهد که احساسات ، رفتار و اعمال را کنترل می کنند، اغلب با نتایج فاجعه آمیز. در مقابل، افرادی که دارای EQ بالایی هستند، احساسات مان را به عنوان اطلاعات در نظر می گیریم و تصمیم گیری آگاهانه ای در مورد نحوه عمل به روشی مثمر ثمر، انجام می دهیم.

در نهایت، تمام احساسات ما مفید هستند. هر احساس مانند یکی از سیم های یک ابزار موسیقی است: هر یک به ما یک ارتعاش منحصر به فرد می دهد و اطلاعاتی در مورد خودمان ارائه می دهد. اینکه چگونه احساسات را تفسیر می کنیم و سپس چگونه تصمیم گیری می کنیم، تعیین می کند که ما قصد خراب کردن زندگی یا بهبود زندگی را داریم.

۲- نشانه های هوش هیجانی: به جای واکنش پاسخ دهید

گاهی اوقات، ما به خاطر پاسخ های خشن یا واکنش های خشنی که به مردم نشان می دهیم، خود را سرزنش کرده و می گوییم من فقط می خواستم… . اما حقیقت این است که نیازی به واکنش دادن با احساسات بی تجربه (خام) نیست. وقتی زمانی را به خود اختصاص می دهیم تا احساسات مان را کنکاش کنیم، متوجه می شویم که کار احساسات این است که به ما در مورد آنچه رخ می دهد، آگاهی دهند.

نشانه های هوش هیجانی (چگونه بفهمیم هوش هیجانی داریم؟)

مهارتی که با هر نوع تمرین ذهنیت رشد پیدا کند، توانایی دیدن فرآیند داخلی را قبل از انجام هر کار، برای ما به وجود می آورد. سپس می توانیم با ترکیبی از احساس و منطق پاسخ دهیم. زمانی که صرف مشاهده احساسات مان می کنیم، باعث می شود تا واکنش های فوری و شدید کاهش یابند.

یکی از نشانه های هوش هیجانی کنترل احساسات است. اگر از احساسات مثبت و منفی قوی غافل شویم، ممکن است باعث شوند که ما خودمان را به طور نادرست به دیگران نشان دهیم.

هنگامی که احساسات قوی می شوند، دشوار است بدانیم چه اتفاقی می افتد، تا زمانی که بدنمان آرام و قرار بگیرد. به همین دلیل مراقبه و تنفس عمیق مفید هستند. آنها فضا و زمانی را برای حل و فصل به ما می دهند، و سپس تصمیم می گیریم که چگونه آنچه احساس می کنیم را بیان کنیم.

۳- نشانه های هوش هیجانی : محرک های خود را بشناسید

هر یک از ما دارای محرک های خاصی است که عواطف خاصی را به وجود می آورد. بعضی از این محرک ها، به استرس و یا آسیب روحی در گذشته باز می گردند. شناختن محرک ها، یک بخش مفید از آگاهی است که باید داشته باشید. ضروری است که بدانید در زمان بروز این محرک ها، چه واکنشی نشان دهید.

هیچ کس دوست ندارد که به او گفته شود چه کاری انجام دهد،

نوجوان درون من واقعا نمی تواند آن را تحمل کند وقتی در آشپزخانه هستم. وقتی در حال آشپزی هستم، توصیه ای به من بکن (برای اکثر افراد ۱ یا ۲ از ۱۰ است). اولین غریزه من این است که با نکته ای ناخوشایند مانند «چرا آن را بر عهده نمی گیری و خودت آن را درست نمی کنی؟» واکنش نشان دهم اما این نوع واکنش های دفاعی و تند، هرگز مفید نیستند.

اما چون من آمده ام تا مانند یک سرآشپز در آشپزخانه رفتار کنم، معمولا آماده می شوم که یک حرکت ضد غریزی انجام دهم: نفس عمیقی می کشم و خودم را با شفقت و همراه با لذت می بینم. امروزه حتی ممکن است بتوانم یک پیشنهاد جدی را بررسی کنم. به این ترتیب، محرک من، باعث ایجاد مشکل می شود، نه اضافه کردن کمی خردل به سس سالاد.

نشانه های هوش هیجانی (چگونه بفهمیم هوش هیجانی داریم؟)

۴- نشانه های هوش هیجانی : واقعا گوش کنید

شنیدن کلمات گفتاری با سیستم شنوایی، یک فرآیند غیرفعال مکانیکی است. با این حال گوش دادن، یک فرایند فعال است، که در آن ما با شخص دیگری مشارکت می کنیم، که به ما نیاز دارد که نشانه های غیر کلامی را که همراه با گفته ها است، تفسیر کنیم.

فضایی برای شما به عنوان شنونده در این برخورد وجود ندارد، که مرخص شوید، رد کنید، بحث کنید، و یا ممکن است ازقبل بدانید که چه چیزهایی قرار است بشنوید، و آنها داستان شان را برای شما می گویند.

۵- نشانه های هوش هیجانی : شما به خوبی ارتباط برقرار می کنید

یکی دیگر از نشانه های هوش هیجانی توانایی برقراری ارتطبات مناسب است. اگر چه بسیاری از کتاب ها در مورد مهارت های ارتباطی بر اهمیت بیان مستقیم احساسات تاکید می کنند، اما ارتباطات هوشمندانه چیزی فراتر از گفتن «ما این را حس می کنیم» است.

توانایی دادن و گرفتن محبت و بیان احساسات ناراحت کننده و پاسخ دادن به آنها، مهارت هایی است که نیاز به زمان، صبر و تشخیص دارند تا بدانید که چه چیزی و چه مقدار برای به اشتراک گذاشتن مناسب نیست و چه چیزی مناسب است. کسانی که خوب ارتباط برقرار می کنند، می دانند که گفتگو در مورد آنچه در داخل مان اتفاق می افتد، ضروری است، اما این بررسی داخلی نیاز به صبر و عمل (تمرین) دارد.

با این وجود، تعهد بسیار ارزشمند است. بهبود روابط مان با افراد دیگر را در همه جا در زندگی مان می توانیم گسترش دهیم. تقویت هوش هیجانی واقعا می تواند زندگی شما را تغییر دهد.

امیدواریم دانشتن نشانه های هوش هیجانی به شما در تقویت این هوش کمک کند و با تقویت آن بتوانید در مسیر موفقیت به طور روز افزون پیشرفت کنید.

چگونه می توان عشق واقعی را با هوش عاطفی پیدا کرد؟

چگونه می توان عشق واقعی را با هوش عاطفی پیدا کرد؟

هوش عاطفی که بیشتر با عنوان هوش هیجانی (Emotional intelligence) شناخته شده است، شاید همچنان برای بسیاری از ما ناشناخته باشد و دقیقا از قدرت آن آگاه نباشیم. مثلا از قدرت هوش هیجانی در داشتن روابط عاطفی بهتر اطلاع نداشته باشیم.

در جامعه ای که برای هوش شناختی و عقلانیت، ارزش قائل می شوند، گفته می شود که «اهل عمل» باشید و «کارهایی که حسی را ایجاد می کنند» انجام دهید. اما این توصیه اغلب با حرف های گیج کننده مثلا «به حرف قلب خود گوش دهید» تفسیر می شود.

گرچه این مفهوم انتزاعی را یاد گرفته ایم که عشق همه چیز را تسخیر می کند، اما یاد گرفته ایم که در قرار ملاقات ها به دنبال شریکی بگردیم که از لحاظ جسمی، مالی و مادی مناسب باشد. اما اگر زمان زیادی را برای یافتن فردی که همه این گزینه ها را داشته باشد، صرف کنیم، خود را در معرض شکست قرار می دهیم، همچنین اگر اجازه دهیم که قلبمان در قرار ملاقات ها، یکه تازی کند، باز هم ممکن است در معرض شکست قرار بگیریم.

چگونه می توان عشق واقعی را با هوش عاطفی پیدا کرد؟

پس چگونه می توان تعادل مناسبی بین معقول بودن و عاطفی بودن پیدا کرد؟ با استفاده از هوش عاطفی. هوش عاطفی یا همان هوش هیجانی اساسا توانایی آگاهی، شناسایی و تنظیم احساسات است.

افرادی که دارای هوش عاطفی هستند می توانند آنچه احساس می کنند را تشخیص دهند و آنقدر با این احساسات کلنجار می روند تا به صورت عاقلانه به آنها پاسخ دهند، گرچه با سرکوب کردن آنها و واکنش شدید نشان دادن به آنها مخالف هستند. افرادی که دارای هوش عاطفی هستند، همدل نیز هستند یعنی می توانند خود را به جای دیگران بگذارند و فکر می کنند که اگر جای آنها بودند چه حسی داشتند.

هوش عاطفی یک مهارت ارزشمند است، هم در قرار ملاقات ها (و رد کردن ملاقات ها) و هم در روابط. در ادامه این مقاله به چند مورد از فواید هوش عاطفی (هوش هیجانی) می پردازیم.

۱- هوش عاطفی منجر به جاذبه های سالم می شود

هنگامی که با قلبمان پیش می رویم و  بین اضطراب، شهوت، شیفتگی و تمایل تمایز قائل نمی شویم، جاذبه های فیزیکی مان می تواند ما را وارد روابط نامناسبی کند. هنگامی که فقط به حرف عقل مان گوش کنیم و به قلب مان اعتنایی نکنیم، ممکن است با افرادی آشنا شویم که همه چیز آنها بر روی کاغذ عالی است اما نمی توانیم از لحاظ احساسی با آنها ارتباط برقرار کنیم. اما اگر هوش عاطفی داشته باشیم، می توانیم با کنترل عقل، به حرف قلب مان گوش دهیم، در نتیجه با احتمال بیشتری می توانیم روابط درستی پیدا و حفظ کنیم.

۲- هوش عاطفی برای واکنش عمدی، مهم است

متنی که کاش ارسال نکرده بودید، دعوایی که به سرعت تشدید شد، ترس از تنها ماندن که ریشه در گذشته یا روابط گذشته دارد، احساسات در برقراری ارتباط و قطع ارتباطات، تاثیر می گذارند. دانستن اینکه چگونه با این احساسات کنار بیایید و به طور مناسب به آنها واکنش نشان دهید، مهارتی ارزشمند در یک رابطه نوپا (و در زندگی) است.

عشق و هوش هیجانی

یکی از راه های انجام این کار، خودداری از خود شفقت ورزی است. مثل وقتی که تلاش می کنید تا یک جا را نخارانید، از واکنش شدید خودداری کنید. گفتن این حرف، راحت تر از انجامش است، می دانم! ترفندی که من استفاده می کنم این است که فضایی را برای بروز احساسات باز می کنم -تصور می کنم که آن در حباب هایی، خارج از من، گسترش پیدا می کند. سپس من خود شفقتی را با همدردی با خودم و گفتن چیزهایی که در همان وضعیت به دوستم ممکن بود بگویم، تمرین می کنم. به عنوان مثال، آن باعث می شود که شما اکنون احساس خستگی (عصبانیت) داشته باشید. شما کاملا مجاز به داشتن این احساس هستید. هر کس دیگر هم جای شما بود، اینگونه بود. با این حال، در اینجا چه واکنشی بیشتر به شما کمک می کند؟

۳- هوش عاطفی به شما کمک می کند تا با بتوانید با عدم پذیرش، کنار بیایید

برای داشتن یک قرار ملاقات موفق، باید با عدم پذیرش نیز کنار بیایید. اگر ترس از پذیرفته نشدن باعث شود که از قرار ملاقات دوری کنید، در نتیجه نمی توانید توانایی ها و احساسات تان را بروز دهید. بعد از قرار ملاقات اول، همه اپلیکیشن ها را پاک می کنید تا با شما تماس نگیرد. اگر پذیرفته نشدن را با روی باز بپذیرید، می توانید عاقلانه و با خود شفقتی، از پس احساسات تان برآیید. اگر شما دارای چنین مشکلی هستید شرکت در یک کارگاه روانشناسی پیش از ازدواج و یا مشاوره زوجین می تواند به شما کمک بیشتری کند.

۴- هوش عاطفی، از شما یک شریک (همسر) حامی می سازد

چه در رابطه ای چند ساله باشید چه رابطه ای نوپا، هوش عاطفی به شما کمک می کند تا شریک یا همسر حامی باشید. شما می پرسید چرا؟  شما باید توانایی همدردی داشته باشید. شما باید خود را جای شریک تان بگذارید و احساسات آنها را درک کنید. بنابراین، به جای پاسخ دادن در یک بحث و دعوا با چیزهایی مثل «نباید برای این موضوع ناراحت بشوی» سعی کنید چیزی شبیه به این بگویید: «می فهمم که چرا آزرده خاطر شده ای» این کار باعث می شود که شریک تان حس کند دیده شده است. این کار به نوبه خود ارتباطی که ایجاد کرده اید را تقویت می کند.

اگر کسی هستید که هوش عاطفی یا هوش هیجانی ندارد، نترسید: قوی کردن عضلات هوش عاطفی خیلی متفاوت از قوی کردن عضله های بازو نیست. فقط به جای انجام این کار در باشگاه، می توانید این کار را با استفاده از درمان، مدیتیشن، یوگا و ذهنیت انجام دهید. بنابراین، به دورن خود نگاه کنید و با احساساتی که از شما شریک (همسری) بهتری می سازند، آشنا شوید.