سخنران، مدرس و مشاور روانشناسی [object object] لمس کردن ؛ بلندتر از سخن گفتن touch

لمس کردن ؛ بلندتر از سخن گفتن

بلندتر از سخن گفتن

لمس کردن اولین حسی است که ما به دست می آوریم و آن یک سلاح سرّی در بسیاری از رابطه ­های موفق است. این مقاله در مورد بازیافتن سلاست (روان بودن) در اولین زبان شماست.

گردآوری : ریک چیلوت

ترجمه : سینا یاوریان

شما در یک صبح سه شنبه در یک واگن شلوغ مترو ، یا در یک اتوبوس شهری هستید. مسافران خواب آلود که تکان­های وسیله نقلیه برایشان لالایی است، در عین حال که خاموش هستند، افکار خود را می پراکنند؛

  • کودک تازه راه افتاده ، در پرسه زدن خود محتاطانه به مسافران نگاه می کند و با نگرانی ابرو در هم می­کشد. او برای اطمینان در حال جستجو با دست کوچک خود به طرف مادرش برمی­ گردد. مادر دست کوچک او را می­ گیرد و فشار می­ دهد و رها می­ کند. او آرام می­ شود، لبخند می زند ، دور می شود و دوباره به سمت مادرش بر­می گردد. مادر دوباره دست او را می گیرد و فشار می دهد و رها می کند.
  • یک خانم بیست و چند ساله با یک دامن و ژاکت به همراه یک کیف چرمی بر روی زانویش به سختی در صندلی نشسته است. او به طور مکرر دسته موهای بلوند خود را از روی صورت خود کنار می زند، سپس گردن خود را لمس می­کند، که هر دو حرکت ­های نیمه هوشیار او ، اضطراب از مصاحبه او در ساعت ۹ صبح را آشکار می کنند و تسکین دهنده هم هستند.
  • یک زوج در حال ماساژ همدیگر به میله تکیه داده اند ؛ دختر بازوهای پسر را مالش می دهد و پسر در حالی که صورتش در موهای دختر است او را می بوید.
  • خانم میانسال به گوشه فشرده می­ شود، به طور مشخص بازوها و بدن مرد جوان که کنار اوست به او فشار می­ آورد. پیغام واضح است؛ بنابراین مرد جوان بلافاصله فضای بیشتری را برای او فراهم می­ کند.

تحقیق در مورد توانایی ما برای ارتباط غیرکلامی یک رویه جدید روانشناسی است؛ محققان مدارک بسیاری در مورد هیجانات و امیال پیچیده ­ای که طرز ایستادن ، حرکات و بیانات ما فاش می­ کنند دارند. در عین حال اخیراً، ایده­ ای که مردم می توانند توسط بُعد غیرکلامی –  به مانند لمس کردن –  محتوای احساسات را افشا و ترجمه کنند بسیار محتمل  به نظر می ­رسند، حتی از نظر محققانی چون متیو هرتنشتین از دانشگاه دپاو که در این دانشگاه مطالعه می­ کند. ایشان در سال ۲۰۰۹ نشان داد که ما یک توانایی درونی برای رمزگشایی هیجانات از طریق لمس کردن داریم. در یک سری مطالعات ، هرتنشتین داوطلبانی داشت که سعی می کردند فقط با لمس کردن با کسانی که پیشتر آشنا نبودند و چشم­ هایشان بسته بود ارتباط حسی برقرار کنند. شرکت کنندگان بسیاری در مورد این آزمایش بیمناک بودند. او می­گوید : ” این یک جامعه لمس_هراس است ، ما غیرآشناها را یا حتا دوستانمان را در صورت لزوم لمس نمی­کنیم.”

 

…………………………………………………………………………………….

نشانگر واقعی یک ارتباط دوستانه بلند مدت سالم این نیست که دوست شما چندوقت یکبار شما را لمس می­ کند، بلکه آن است که دوست شما چندوقت یکبار در پاسخ به لمس کردن شما ، شما را لمس می­ کند.

…………………………………………………………………………………….

به هر حال آنها آن آزمایش را به خاطر علم انجام دادند. نتیجه نشان می دهد که ما با یک توانایی، برای فرستادن و دریافت سیگنال ها تنها با لمس کردن تجهیز شده ­ایم. شرکت کنندگان با ۸ هیجان غریزی – عصبانیت، ترس، انزجار، عشق، قدردانی، همدردی، خوشحالی و غمگینی – با درجه دقت بالای ۷۸ درصد ارتباط برقرار کردند. هرتنشتین تاکید کرد که “شگفت زده شدم، من فکر می کردم دقت آن، شانسی در حدود ۲۵ درصد خواهد بود.”

مطالعات پیشین توسط هرتنشتین و دیگران نتایج مشابهی را تولید کرده ­اند. در اسپانیا ( جایی که مردم بهتر از آمریکا با لمس کردن ارتباط برقرار می کنند) و در انگلیس و همچنین در پاکستان و ترکیه تحقیق به همین صورت پیش رفته است. او می­ گوید:” در همه جاهایی که ما آن تحقیق را انجام دادیم، به نظر می رسید که مردم توانایی انجام آن را دارند.”

علاوه بر آن ، ما برای تفسیر لمس جنس مقابلمان طوری ظاهر می شویم  انگار که در یک شبکه سیم­ کشی قرار داریم. یک تحقیق، شواهدی از این توانایی را گرد آورد که در سال ۲۰۱۲ به وسیله تیمی که اسکن MRI را برای اندازه گیری فعالیت مغز افرادی که لمس شدند به کار بردند انتشار یافت.

برای شرکت کنندگان که مردان با علاقمندی به جنس مخالف بودند، یک فیلم ویدئویی از یک مرد یا یک زن را نشان داد که اینطور نشان می داد که پای شرکت کنندگان را لمس می کند. به طور قابل پیش ­بینی، شرکت کنندگان، تجربه تماس توسط یک مرد را کمتر مطبوع و دلپذیر درجه­ بندی کردند.

اسکن مغز نشان داد که قسمتی از مغز که کورتکس سوماتوسنسوری ابتدایی نامیده می شود، به تماس توسط یک زن بسیار واضح پاسخ داد تا به تماس توسط یک مرد. اما یک آزمایش دوگانه نیز وجود داشت؛ چراکه فیلم­ ها ساختگی بودند و همیشه یک زن بود که شرکت کنندگان را لمس می کرد.

نتایج؛ حیرت انگیز بودند، چرا که پیشتر فکر می کردند که کورتکس سوماتوسنسوری ابتدایی برای رمزگشایی کیفیت تماس همچون نرمی و زبری کاربرد دارد. اینکه فعالیت آن بسته به اینکه شرکت­ کننده ­ها باور داشتند که چه کسی آنها را لمس می کند تغییر می کرد، نشان می دهد که اجزای هیجانی و اجتماعی لمس کردن همراه با هم هستند در عین حال از حس ­های فیزیکی جدا نشدنی هستند. کمک محقق، آقای مایکل اسپزیو- یک روانشناس در کالج اسکریپز- می­گوید: ” وقتی شما توسط یک نفر لمس می شوید، مغز شما برای دادن اطلاعات در مورد کیفیت واقعی آن تماس ساخته نشده است، کل تجربه، توسط ارزیابی اجتماعی شخصی که شما را لمس می کند تاثیر می پذیرد.”

اگر لمس کردن یک زبان بود، به نظر می رسد که ما به طور غریزی می دانستیم که چگونه آن را به کار بگیریم. اما ظاهراُ آن یک مهارت است که برای به دست آوردن امتیاز کسب می کنیم. هنگامی که از شرکت کنندگان در تحقیق هرتنشتین در مورد توانایی شان در مورد ارتباط برقرار کردن توسط لمس کردن پرسش شد، آنها آن را کم تخمین زدند، در حالیکه عمل آنها نشان داد که لمس کردن در حقیقت ممکن است سلیس ­تر از صدا ، تظاهرات صورت و دیگر بُعدهای بروز احساس باشد.

…………………………………………………………………………………….

لمس توسط مادر می تواند درد کودک را هنگام تست خون کاهش دهد. ماساژ نوزاد با خواب بهتر ارتباط دارد و معاشرت اجتماعی را افزایش می­دهد، همانطور که می تواند رشد نوزادان نارس را افزایش دهد.

…………………………………………………………………………………….

هرتنشتین می گوید: ” با صورت و صدا، در کل ما می توانیم فقط یک یا دو نشانه مثبت را که با هم اشتباه نشوند شناسایی کنیم.” برای مثال ، سرور(خرسندی) ، تنها حس مثبتی است که در هنگام مطالعه صورت با اطمینان قابل رمزگشایی است. در حالیکه تحقیق ایشان نشان داد که لمس کردن می­ تواند چند احساس مثبت را بیان کند: سرور، عشق، قدردانی و همدردی. دانشمندان پیشتر باور داشتند که لمس کردن در حقیقت درک مفهوم پیغام­ های ارسالی از صحبت کردن یا زبان بدن را تسهیل می کند. هرتنشتین می گوید: ” اما در واقع به نظر می رسد که لمس کردن ، راه بسیار ظریف­تر ، پیچیده ­تر و صریح­ تر برای انتقال احساس است.”

آن همچنین ممکن است سرعت برقراری ارتباط را افزایش دهد. لورا گوررو ، کمک محقق برخوردهای نزدیک: ارتباط در رابطه ها، که در مورد ارتباط حسی و غیرکلامی در دانشگاه ایالت آریزونا تحقیق می کند، می گوید: ” اگر شما به حد کافی با لمس کردن عجین باشید ، آن اغلب آسان­ترین راه برای ارسال یک پیغام است.” این بی­درنگی بخصوص بسیار ارزشمند است وقتی که برای یک پیوند به کار می رود. گوررو تاکید می کند:” ما به شخصی که ما را لمس می کند احساس نزدیکی بیشتری داریم.”

درحالیکه کارشناسان به طور آشکار گرامر و لغات هر چیزی را مستند می کنند ، یک لغت­نامه برای ترجمه زبان لمس کردن وجود ندارد. هرتنشتین تاکید می کند:” ما متوجه شدیم که راه های بسیار متفاوتی برای نشان دادن یک احساس از طریق لمس وجود دارد.” علاوه بر آن ، اینکه یک لمس چگونه برداشت شود بسیار وابسته به زمینه است. اسپزیو توضیح می دهد : ” اینکه ما در مطب یک دکتر هستیم یا در یک کلوپ شبانه، نقش بزرگی در اینکه مغز چگونه یک تماس را پاسخ دهد دارد.” در حال حاضر ، امتحان برخی راه های ویژه برای ایجاد ارتباط و پیوند از طریق لمس کردن ( و اینکه چگونه ظرفیت خود را برای انجام آن افزایش می دهیم) سلاست و روانی این وسیله و راه ­های بهتر استفاده از آن را نشان می دهد. سود بسیاری با در آغوش کشیدن حس لامسه ­مان، به طور خاص؛ تعامل مثبت بیشتر و حس عمیق تر در ارتباط با دیگران عاید ما خواهد شد.

…………………………………………………………………..

فشار سطحی

حس ­های فیزیکی کسانی که ما لمس می کنیم بر روی احساس­های انتزاعی ما تاثیر می­ گذارند.

اینطور نیست که فقط تماس فیزیکی که با دیگران ایجاد می کنیم طنین­ های غیرقابل پیش­بینی را در روان ما ایجاد می­ کنند. جوش اکرمن، یک روانشناس تکامل­ گرا در مدرسه مدیریت اسلوان MIT می­گوید: ” اینکه بدن فیزیکی ما چگونه به جهان پیرامون واکنش نشان می دهد در اساس با طرز فکر ما ارتباط دارد.”  اینکه بخش فیزیکی ما ، بخش فیزیولوژیکی ما را شکل می دهد ، شناخته شده به عنوان شناخت تجسمی، یک موضوع تحقیق در سال­های اخیر بوده است.

برای نمونه، یک تحقیق در سال ۲۰۱۰ توسط اکرمن و همکاران نشان داد که کیفیت فیزیکی کسانی که مردم لمس می کنند – زمختی یا لطافت ، سنگینی یا سبکی ، زبری یا نرمی آنها – قضاوت مردم را به سمت همان کیفیت انتزاعی  هدایت می کند. بنابراین کسانی که زونکن های سنگینی در دست حمل می­کنند بیشتر به عنوان یک فرد جدی قضاوت می­شوند لمس یک بافت زبر مرتبط است با قضاوت زمختی. نشستن بر روی صندلی چوبی سفت مردم را متمایل می­ کند که در یک مذاکره بسیار سخت­ گیر باشند. یک تحقیق در سال ۲۰۰۸ توسط یکی از کمک محققان اکرمن، روانشناس دانشگاه یل، آقای جوش برگ نشان داد که نگاه داشتن یک نوشیدنی گرم در دست، مردم غریبه را افرادی گرم – مهربان و بخشنده – معرفی می­ کند. در حالیکه تحقیق دیگر او نشان می دهد که احساس تنهایی می­ تواند با تجربه گرمای فیزیکی – نگاه داشتن یک کیسه گرم – تسکین داده شود.

چنین ترجمه هایی از حس­های لمس به کیفیت­ های انتزاعی نشان می­دهد که چگونه حس ­های فیزکی تجربه شده در دوران کودکی می توانند تبدیل به یک معیار ذهنی شوند که در بزرگسالی طرز فکر استعاره­ ای ما را می سازند. ما مفاهیم انتزاعی را بر روی مفاهیم فیزیکی می سازیم ( به طور مثال: مفاهیم ما از شخصیت زمخت یا درشت یا خشن ، برپایه درک ما از زمختی لمس شده است). این ارتباط بین حس­های فیزیکی و مفاهیم انتزاعی باقی هستند، تا زمانیکه راه ­اندازهای پیشین بعداً تجربه شوند.

آیا آن به این معنی است که شما بهتر است از نشستن در صندلی نرم در هنگام مذاکره خرید ماشین اجتناب کنید؟ یا آیا بهتر است یک جنس سنگین­ تر برای کارت ویزیت خود به کار ببرید؟ یا بهتر است یک دوش آب گرم بگیرید وقتی که در شنبه شب خانه تنها هستید و احساس خوبی ندارید؟ بله یا خیر را اکرمن پاسخ می دهد. همچون بیشتر حقه های جادویی ، آن وقتی جواب می دهد که شما متوجه آنچه که اتفاق می افتد نباشید. او توضیح می دهد : ” اگر شما به حقیقت اینکه دارید یک جسم سخت یا سنگین را لمس می کنید توجه کنید، ذهن شما آن را رد خواهد کرد.” بنابراین توجه داشتن به اینکه شما در هنگام مذاکره برای وام خودرو بر روی یک صندلی راحت نشسته اید تمایل شما را برای یک مذاکره کننده ملایم بودن از بین خواهد برد. و دست دادن سفت و سخت ، مصاحبه کننده را قانع خواهد کرد که شما داوطلب قوی و محکمی هستید…مگر اینکه آن برای او القا کند که شما با گرفتن محکم دست سعی دارید در او تاثیر خوبی بگذارید.

…………………………………………………………………..

یاد­گیری زبان لمس

ما دریافت سیگنال­ های لمسی را قبل از به دنیا آمدن با تکان های ضربان قلب مادر که از طریق مایع داخل رحم تقویت می­ شوند شروع می­ کنیم. شگفت­ انگیز نیست که از ابتدا بازی تماس نقش بسیار مهمی در رابطه والدین_کودک دارد. پروفسور پیتر اندرسون از مدرسه ارتباطات دانشگاه ایالتی سان دیه­ گو نویسنده ارتباط غیرکلامی: شکل­ ها و کارکردها ، می گوید:” لمس کردن؛ یک کانال ضروری ارتباط برای کودک با نگهداری کنندگان کودک است.”

لمس مادر پیوستگی بین کودک و مادر را افزایش می دهد: آن می تواند نشانه ­ای از ایمنی باشد( شما ایمن هستی؛ من اینجا هستم) و بسته به نوع لمس کردن ، آن می تواند حس ­های منفی یا مثبت را منتقل کند. حتا لمس مادر به نظر می رسد استرس در کودک را هنگامی که تست خون می­ دهد کاهش دهد. موسسه تحقیقات لمس دانشگاه میامی در رابطه با لمس کردن به شکل ماساژ، ارتباطی بین لمس کردن و منافع بسیار از جمله خواب بهتر ، کاهش تحریک­ پذیری و افزایش ارتباطات اجتماعی بین نوزادان همچنین بهبودی رشد نوزادان بیان می کنند.

ما به قدری که در کودکی لمس می شدیم لمس نمی شویم، آن زمانی است که سطح راحتی با تماس فیزیکی و در کل نزدیکی فیزیکی رشد می یابد. اندرسون می گوید ” در واقع تنوع فرهنگی بسیاری که در مورد راحت بودن با پیشنهادهای لمس شدن وجود دارند به طور مشخص آموخته شده اند”.

آب و هوای گرم تمایل ایجاد می کند که فرهنگ هایی ایجاد شود که در مورد لمس شدن، نسبت به مناطق سردتر، آزاداندیش هستند. فرضیه هایی وجود دارند که چرا شرایط محیطی با دمای بالا اجازه دسترسی به پوست را افزایش می دهد ( اندرسون می گوید:”هنگامی که پوست در معرض نمایش است یا لباس نازکی پوشیده شده که از روی آن لمس قابل احساس است، برای لمس کردن یک فرد کارساز است.” ؛

تاثیر نور آفتاب بر روی خُلق ؛ “نور آفتاب، انگیزه پیوندجویی و شور جنسی را افزایش می دهد، نبود نور آفتاب ما را افسرده می کند و تعامل اجتماعی را کاهش می دهد.”

الگوهای مهاجرت ؛ “قدمای ما تمایل داشتند که به مکان هایی با همان آب و هوای منطقه قبلی خود مهاجرت کنند. ساکنین نیمکره شمالی قاره آمریکا ، آلمانی ها و اسکاندیناوی ها هستند و ایتالیایی ها و اسپانیایی ها به مکزیک و برزیل رفته اند. که روی نوع لمس کردن تاثیر می گذارد.”

آن چیزی که در خانه شما می گذرد نیز نقش دارد. اندرسون خاطر نشان می کند که منکرین خدا بیشتر از مذهبیون همدیگر را لمس می کنند، ” شاید به آن خاطر است که مذاهب می آموزند که برخی از انواع لمس کردن نامناسب یا گناه هستند.” بنابراین تفاوت برای لمس کردن روی سنگ حک نشده است.  گذراندن زمان در فرهنگ های متفاوت، یا حتی با دوستان احساسی_لمسی ، و گرایش شما برای لمس می تواند آن را تغییر دهد.

به هر حال ما بزرگسال هستیم و ما بیشتر آموخته ایم که لمس کردن متمایل است که شرایط را بالا ببرد بخصوص آن در احساس پیوند اتفاق می افتد. حتی ارتباط احساسی با غریبه ها هم در ایجاد و هم در تسهیل همکاری تاثیر قابل ملاحظه ای دارد. در تحقیقاتی که به ۱۹۷۶ برمی­گردد، کارمندان کتابخانه دانشگاه هنگامی که کارت­ های کتابخانه را به داشنجویان برمی­گرداندند، دست برخی از دانشجویان را به صورت ناملموس لمس می کردند. مصاحبه ای که با دانشجویان صورت گرفت آشکار کرد که دانشجویانی که لمس شده بودند حتا در صورتی که متوجه لمس شدن نشده بودند، کتابخانه و کارمندان را مطلوب­تر ارزیابی کردند.

…………………………………………………………………………………….

تماس فیزیکی بین اعضای تیم، عملکرد بین همه تیم های NBA را پیش بینی کرد. تماس مهرورزانه بیشتر قبل از شروع فصل مسابقات، تیم­ها و بازیکنان موفق بیشتری را در آخر فصل به دنبال داشت.

 

…………………………………………………………………………………….

 

بیشتر مطالعات اخیر نشان داده اند که ظاهراٌ تماس های ناچیز ارزش های بزرگی را برای گارسون ها به ارمغان می آورد، به طوری که مردم اگر با احوالپرسی همراه با لمس توسط صاحب مغازه استقبال شوند بیشتر خرید می کنند، و اینکه غریبه ها بسیار مایل هستند به کسانی کمک کنند که کمکی درخواست کرده اند که نیاز به لمس دارد. آن را تماس انسانی بنامیم در حالی که با یک یادآوری مختصر در درونمان یک حیوان اجتماعی هستیم. جوررو می گوید: “بیشتر اوقات در این مطالعات مردم حتی به خاطر نمی آورند که لمس شده اند. آنها فقط یک پیوند را احساس می کنند، آنها احساس می کنند که آن فرد را بیشتر دوست دارند.”

به طور دقیق پیوند لمسی به چه مقدار پرسود است؟ برای یافتن پاسخ، یک تیم که توسط مایکل کراوس از کمپین روانشناسی دانشگاه ایلینویز در اوربانا رهبری شد ، تماس­های فیزیکی بین اعضای یک تیم را در طول بازی های NBA پیگیری کردند(با در نظر گرفتن همه آن برخوردهای سینه ،به هم زدن کف دست ها و به پشت زدن). تحقیق آشکار کرد که تماس مهرورزانه ی بیشتر قبل از شروع فصل مسابقات، تیم­ها و بازیکنان موفق بیشتری را در آخر فصل به دنبال داشت. اثر لمس، مستقل از پرداخت مالی و عملکرد بود.

کراوس می گوید: ” ما بسیار حیرت زده شدیم. لمس کردن، عملکرد را در تمام طول بازیهای NBA پیش بینی کرد. بازیکنان بسکتبال برخی اوقات فرصت نمی کردند که یک واژه ی تشویق کننده به هم تیمی خود بگویند، به جای آن ، آنها این حرکت باور نکردنی لمس کردن را برای ارتباط سریع و دقیق ایجاد کردند.” علاوه بر آن لمس کردن، عملکرد را در تمام فعالیت های همکاری ارتقا می بخشد. همانطور که خویشان نخستین ما ، در انسان ها ، ارتباط اجتماعی را با تیمار کردن همدیگر تقویت کردند. او می گوید:”لمس کردن ، ارتباطات را تقویت می کند و آن نشانه نزدیکی است. آن همکاری را افزایش می دهد در حین اینکه نشان می دهد که پیوند چقدر محکم است.”

آقای فیلد از موسسه تحقیقاتی لمس کردن می گوید:” یک لمس کردن پشت یا مالش دست هنگامی که یک صورت حساب را تحویل می دهیم به ما کمک می کند که بهتر عمل کنیم، شاید به این دلیل است که هنگامی که شما دریافت کنندگان فشار پوست را تحریک می کنید، هورمون های استرس را کاهش می دهید. همزمان تحریکات لمس گرم ، هورمون نوازش، اکسیتوسین را آزاد می کند که احساس اعتماد و تعلق را افزایش می دهد. ”

آزاد شدن هورمون ها همچنین رغبت ما برای نوازش خود را توضیح می دهد که ما صد بار در روز به عنوان روش آرامش بخش به کار می بریم. فیلد بیان می دارد: ” ما خودمان را بسیار لمس می کنیم ، موهای خود را نوازش می کنیم و خودمان را در آغوش می گیریم.”  از دیگر رفتارهای معمول، ماساژ پیشانی ، مالش دست ها ، کشیدن گردن را شامل است. شواهد نشان می دهند که ایده ی موثری وجود دارد که ماساژ خود، ضربان قلب را آهسته می کند و سطح هورمون استرس ، کورتیزول را کاهش می دهد.

 

یک لمس از روی عشق

دی­پاوز هرتنشتاین هر عصر هنگام رختخواب رفتن پسرش پشت او را مالش می دهد. او می گوید: “آن یک فرصت پیوند برای هر دوی ماست . سطح اکسیتوسین بالا می رود، ضربان قلب پایین می آید، تمام اینها موارد شگفت انگیزی هستند که نمی توانیم ببینیم. لحظاتی چون این ، طبیعت متقابل لمس کردن را آشکار می کنند. شما نمی توانید لمس کنید بدون اینکه لمس شوید. بسیاری از این نتایج فیزیولوژیکی سودمند، هنگامی که شخصی عمل لمس کردن را انجام می دهد عایدش می شود.”

در واقع، وقتی ما کسی هستیم که یک تماس را ایجاد می کنیم، ممکن است تمام این منفعت ها را دریافت کنیم. به عنوان مثال؛ تحقیقات فیلد آشکار کرد که کسی که ماساژ می دهد به همان اندازه کسی که ماساژ می گیرد، کاهش عظیمی از هورمون استرس را تجربه می کند. او می افزاید:” تحقیقات نشان داده است که کسی که دیگری را در آغوش می گیرد دقیقاٌ به همان اندازه شخصی که در آغوش گرفته شده است سود می برد.”

هرتنشتین خاطر نشان می کند: “علاوه بر این ، لمس کردن دیگری، یک خیابان یک طرفه نیست هنگامی که آن سیگنال می فرستد؛ قطع نظر از ارسال پیغام، مقدار زیادی از اطلاعات درباره حالت مغز را آشکار می کند”. آیا آنها نسبت به لمس شدن باز هستند یا دوری می کنند؟ آیا آنها در تنش ها آرام هستند؟ آیا گرم هستند یا سرد برخورد می کنند؟ او می گوید:” گاهی همسرم را لمس می کنم و حتی اگر چشم هایم بسته باشد به سرعت می توانم بگویم که استرس دارد. شما می توانید از طریق فشردگی و لرزش ماهیچه ها آن را حس کنید، و این نوع اطلاعات می تواند ما را در مورد رفتارمان با آن شخص هدایت کند و بر آنچه که ما فکر می کنیم و چگونگی درک ما از آنچه که می گویند اثر بگذارد.”

شاید به خاطر اینکه لمس کردن هم بر لمس کننده و هم بر لمس شونده اثر می گذارد، آن یک راه بنیادی برای ایجاد و ارتقا ارتباط صمیمی در یک رابطه رومانتیک است.

یک تحقیق، ۱۲ رفتار پشت سر هم را که عموماً زوج ها برای افزایش صمیمیت دنبال می کنند ارائه کرده است: بعد از سه مرحله اول ( ارتباط چشم به بدن ، چشم به چشم و صحبت کردن) ۹ رفتار باقیمانده شامل لمس کردن هستند( شروع با نگه داشتن دست ، سپس بوسیدن ، در نهایت صمیمیت جنسی). گوررو می گوید:” عوامل متفاوت لمس کردن بستگی به مرحله رابطه دارد. در ابتدا آن به مانند شناسایی است. آیا فرد مقابل پاسخ متقابل خواهد داد اگر من لمس کنم؟” همانطور که رابطه پیش می رود ، لمس کردن بیشتر می شود. او می گوید شما لمس کردن در محل های عمومی را بیشتر می بینید. مردم در تمام مدتی که با هم هستند دست همدیگر را گرفته اند یا دست در شانه هم انداخته اند. آن نشان می دهد که آنها در حال تشدید رابطه هستند.”

اما آن اشتباه خواهد بود اگر فکر کنیم که مقدار لمس های زوجین ادامه پیدا خواهد کرد تا یک اتفاق خاصی را ایجاد کند. تحقیقات از طریق مشاهده زوجین در محل های عمومی و یا تحلیل آنچه که خود آنها گزارش می دهند نشان می دهد که مقدار لمس کردن در ابتدای رابطه افزایش می یابد، گاهی اوج آن در ازدواج است، و پس از آن افت می کند. در طول زمان دوستان رومانتیک با مقدار لمسی که آنها انجام می دهند تنظیم می شوند، رفتار بالا یا پایین آنها برای نزدیک تر بودن به اهمیت دادن آنها به عادات طرف مقابل بستگی دارد. ناتوانی در یکسان شدن روی نقاط آسایش مشترک به زودی منجر به افت رابطه خواهد شد، در حالیکه در بین زوجینی که ازدواج بلند مدت داشته اند ، لمس کردن تقریباً یک نرخ یک به یک را به دست می دهد.

در حالیکه زوجینی که از همدیگر راضی هستند تمایل بیشتری به لمس یکدیگر دارند ، اما نشانگر واقعی یک ارتباط بلند مدت سالم این نیست که دوست شما چندبار شما را لمس می کند ، بلکه آن است که چندبار برای پاسخ به لمس کردن شما، شما را لمس می کند. گوررو می گوید: “هرچه پاسخ متقابل نیرومندتر باشد، شخص رضایت و احساس صمیمیت بیشتری در رابطه را گزارش می کند”. همچون موارد بسیار در روابط، در مورد رضایت نیز به مقداری که ما برای دوستمان انجام می دهیم دریافت خواهیم کرد.

 

قوانین ارتباط اجتماعی

اندرسون می گوید: ” مهمترین موضوع این است که ما با لمس کردن به احتمال زیاد خودمحور بودن یا صمیمی بودن خود را آشکار می کنیم”. به طور مثال ، محکم گرفتن در هنگام دست دادن ، یکی از موقعیت های نادری است که در هنگام ارتباط با غریبه ها اگر طول بکشد اشکالی ندارد. به همان صورت آن برای فرستادن یک پیغام در مورد خودتان یک موقعیت مهمی است. اندرسون می گوید:” یک دست دادن شل و ضعیف نشان از اطمینان و اشتیاق کم دارد، در حالیکه گرفتن سفت و سخت می تواند نشان از این باشد که شما می خواهید خودمحوری خود را نشان دهید”. او پیشنهاد می کند که دست دادن، سفت باشد نه تا حدی که استخوان ها را بشکند و  بهتر است گرم درک شود تا مثل یک ماهی سرد. اندرسون می گوید:” ما مردمی را دوست داریم با سطح بالای گرمی دست می دهند. کسی که بسیار از لمس کردن استفاده می کند می گوید : َ من یک فرد صمیمی و دوستانه هستم. َ پزشکان و معلمان و مدیرانی که به لمس کردن بیشتر تمایل دارند، درجه­ صمیمیت بالایی می گیرند.”

با این وجود، خارج از رابطه های نزدیک ، نتایج ارسال پیغام های اشتباه افزایش می یابد. اندرسون می گوید:” افراد لمس گرا گاهی ریسک هایی را می پذیرند که به عنوان یک فرد گستاخ یا آزار دهنده ارزیابی شوند. تماس فیزیکی ممکن است آزارنده یا خطرناک باشد.” شاید به همین علت است که بر طبق موقعیت ، ما قوانینی داریم که چه کسی می­ تواند ما را لمس کند ، کی و کجا. بر طبق گفته اندرسون “حداقل بین آشنایان دور عموماً از شانه به پایین تا دست ها تنها جای قابل قبول برای لمس هستند. پشت، چندان ایجاد حساسیت نمی کند برای همین آن نیز قابل قبول است.”

البته ، شرایط موقعیتیِ دیگری نیز وجود دارند. فرهنگ­ ها و افراد مختلف سطح تحمل های متفاوتی برای لمس شدن دارند. لمس هم­جنس ­ها و غیر­هم­جنس­ ها مفاهیم متفاوتی دارند. بنابراین عواملی چون، کیفیت لمس کردن، طول لمس، شدت لمس و موقعیت­ها وجود دارد. اندرسون می­گوید ” آن یک ماتریس پیچیده است.” یک لمس سریع و رها کردن- همچون با کف دست به پشت شانه زدن برای جلب توجه او – اشکالی ندارد. اما کشیدن دست روی شانه همچون نوازش می تواند سوتفاهم ایجاد کند. ( اندرسون اشاره می کند : ” بیشتر آزارهای جنسی از  لمس کشیدنی ناشی می شوند.”)

یک لمس می تواند به طور طبیعی بیشتر شهوتی به نظر برسد اگر با نشانه های دیگری همراه شود، همچون طول دادن نگاه ، یا نگهداشتن یک موقعیت به مدت طولانی. در حالیکه یک فشار بازو می تواند به معنی همدلی یا پشتیبانی باشد، اما اگر آن به طور سریع پایان نیابد و با یک نگاه ادامه­ دار همراه شود، آن می تواند به معنی یک فشار خشونت آمیز تلقی شود. همچنین محیط می تواند موارد را تغییر دهد: در زمین بازی ، یک مرد ممکن است راحت باشد که هم بازیش به معنی بازی خوب یک ضربه به باسنش بزند، اما آن نمی تواند به عنوان حرکتی برای تبریک گفتن در اداره به کار رود.

در واقع تنها قانونی که می تواند به شما اطمینان دهد که ارتباط ایجاد کردن با لمس کردن برای شما مشکلی ایجاد نخواهد کرد این است که: آن را انجام ندهید. آن مثل این است که یک قانون برای محل کار شما در کتاب استخدام ذکر شده است. اندرسون یک قانون کمی نه چندان سفت و سخت برای لمس کردن ارائه می کند: ” بیرون از رابطه ‏های نزدیک ، به ناحیه‏ های امن لمس همچون شانه‏ ها و بازوها ( دست دادن، به پشت شانه‏ زدن) اکتفا کنید، و در محل کار ، آن کارها را بهتر است ترجیحاً در مورد هم رده ها انجام دهید نه در مورد رده های بالاتر یا مدیران.

اگر بهترین موقعیت برای ایجاد ارتباط با لمس کردن وجود داشته باشد، آن احتمالاً هنگامی خواهد بود که کسی به تسلی نیاز دارد. گوررو می گوید:” تحقیقات نشان می دهد که لمس کردن می تواند بهترین راه برای تسلی باشد. اگر از مردم بپرسید که آنها چگونه در موقعیت مشخص به کسی تسلی می دهند، آنها مایلند از به پشت زدن، بغل کردن و انواع متفاوتی از لمس کردن بیشتر از راه های دیگر نام ببرند. حتی دوستان غیر­هم­جنس، که معمولاٌ همدیگر را زیاد لمس نمی‏ کنند در این موقعیت نگران نیستند که سیگنال اشتباهی بفرستند یا سوتفاهم ایجاد کنند.”

شاید به همین خاطر باشد که آن زمان­ ها – در طول سوگواری شدید و یا ترس ، همچنین در لحظات لذت و عشق – فقط زبان لمس کردن است که می تواند به طور کامل احساس ما را نشان دهد.

 

 

گردآوری : ریک چیلوت

ترجمه : سینا یاوریان

سال ۱۳۹۲

منبع: سایکولوژی تودی

love making بیان دوست داشتن و ابراز عشق بیان دوست داشتن و ابراز عشق loving

بیان دوست داشتن و ابراز عشق

درود بر همراهان عزیز

در مورد نوشته فریبا که در نوشته قبلی پاسخی کوتاه نوشته بودم ، توضیحات تکمیلی نوشتم.

 

فریبا نوشته:

سلام جناب یاوریان خسته نباشید
ممنون از مطالب خوبتون مثل همیشه عالی و کاربردی

استاد در این جا فرمودید که بیان احساسات در حال و زمان اکنون مهم هستند و من اینو صد در صد قبول دارم
ولی در قسمت دومش با طرح سوالی که میگه تو مرا دوست خواهی داشت ؟؟ که یعنی احساسی که الان دارم بگونه ای هست که مطمئن باشم تا ابد با تو هستم

از شما این سوالو دارم فرضا زنو شوهر موقع ازدواج مگر نه این که این پیمانو با هم میبندند که تا ابد با هم باشند ؟
این پرسشها از هم طبیعی نیست ؟
مگر نه این که ما ادمها در برابر هر کار و هر احساسی که برای هم بوجود میاریم مسئولیم ؟
این مسئولییت یعنی تو در برابر آن عملکرد تا وقتی با منی باید جوابگو باشی
اینگونه نیست؟؟

استنباط من از حرفهای شما نسبت به اون متن اینه که ..

من اکنون دوستت دارم و احساسم به تو در این زمان اینگونه هست و هیچ تضمینی برای بیان همین احساس در فردا برای تو نخواهم داشت

در پاسخ:

فریبای عزیز وقتی می پرسند چقدر دوسم داری یا تا کی دوسم داری؟ همانطور که نوشتم کافی هست کهفقط جنبه مثبت قضیه به طرف بگیم و نیازی نیست که جنبه منفی اون رو هم متذکر بشیم… احساسی که الان بهت دارم به گونه ای هست که می خوام تا ابد باهات باشم…

البته در ادامه اون می شه جملات مثبت دیگه ای رو هم بیان کرد مثل دلیل اینکه اینقدر دوست دارم اینه که خیلی خوب هستی و با من خیلی خوب رفتار می کنی و …

نیازی نیست شرایطی منفی یا مطالبی منفی ابراز بشه

 

در مورد تئوری انتخاب چندین شب نوشتم و همشون در وبلاگ سایت موجود هستند…

 

ما اگر سعی کنیم که پایه ذهنی خودمون رو قوی کنیم بقیه عملکرد خودمون رو بعد براساس اون خواهیم ساخت

اگر تئوری انتخاب آقای دکتر گلسر رو خوب یاد بگیریم بسیاری از جملاتمون رو می تونیم بر اون اساس طراحی کنیم

به مرور این توانایی رو پیدا می کنیم که هفت عادت کنترل درونی رو جایگزین هفت عادت کنترل بیرونی کنیم

 

اگر به این جملات دقت کنید براساس عادات کنترل بیرونی هستند یعنی به این هدف طراحی شدند که طرف مقابل رو تحت کنترل بگیرند

اما لازمه که ما همیشه خودمون رو تحت کنترل داشته باشیم و جملاتمون رو بر اساس عادات کنترل درونی یعنی ؛ گوش دادن، احترام گزاردن، حمایت کردن،… صحبت همیشگی بر سر مسائل….

 

 

در مورد قسمت پایانی مطلب شما… لازم هست که بیان کنم همانطور که نوشتم ما در مورد احساس اکنون خود صحبت می کنیم تا شرطی برای طرف مقابل خود ایجاد نکنیم … اگر می خواهیم شرط و مسوولیتی برای خودمان ایجاد کنیم قضیه با جملات آن عکس تفاوت پیدا می کند و مسوولیت آن با خود ماست… به طور مثال از منظر شما هنگام ازدواج به طرف مقابل می گوییم که می خواهیم تا ابد با شما باشیم… مسوول این جمله خود گوینده هست دلیل نمی شود که شنونده هرچند وقت یکبار آن را برای گوینده تکرار کند و بگوید تا زمانی که تو به آن جمله ای که گفتی پایبند باشی من دوستت دارم… این می شود کنترل بیرونی و به رابطه آسیب می زند…

 

و در پاسخ به جمله پایانی شما

بله هیچ تضمینی برای آینده وجود ندارد اما اینکه تضمینی برای آینده وجود ندارد دلیلی نمی شود که هر لحظه آن را برای خود و دیگری تکرار کنیم…. هیچ تضمینی وجود ندارد که وقتی دوچرخه سواری می کنیم زمین نخوریم… اگر بترسیم که زمین بخوریم هیچگاه دوچرخه سواری نخواهیم کرد…

درصدها و احتمال ها در زندگی مهم هستند… چند درصد احتمال وجود دارد که یک هواپیما سقوط کند؟

اگر احتمال سقوط هواپیما در جهان ۵۰% باشد چندنفر حاضر می شوند هواپیما سوار شوند

اما شاید احتمال سقوط هواپیما امروزه یک به ۱۰۰ میلیون پرواز باشه

بنابراین احتمال سقوط هواپیما بسیار کم هست و ما هواپیما سوار می شویم…

بنابراین اینکه در آینده یک زوج، احتمال جدایی وجود داشته باشد هم وجود دارد اما لزومی ندارد در موقعیتی جملاتی بیان شود که ما را یاد آینده رابطه بیاندازد..

چه بهتر که همواره جملات مثبت و امیدبخش که احساس امروز ما بیانگر آن هست بیان گردند… احساس امروز من این هست که می خواهم تا ابد با تو باشم… هم احساسم را بیان کردم و هم ابدی بودن رابطه را در جمله خود گنجاندم…

 

شاداب و سلامت باشیم در آگاهی

شبتون در آرامش

 

interaction تعامل در جهت ارتقا تعامل در جهت ارتقا interaction

تعامل در جهت ارتقا

درود بر همراهان عزیز

 

 

در ادامه صحبت  شب گذشته می خوام بنویسم

در سال ۸۱ که وبلاگ نویسی آشنا شدم بلافاصله وبلاگ خودم رو بر روی سایت شخصیم طراحی کردم

وبلاگ رو وسیله ای دیدم که می تونه من رو به یکی از اهدافم در راستای رسالتی که از نوجوانی برای خودم تعیین کرده بودم برسونه…

تشکیل یک گروه برای کمک به افراد جامعه

بعد از یک سال که با وبلاگ نویس های بسیاری ارتباط برقرار کرده بودم… پیشنهاد تشکیل گروه نیک اندیشان رو اعلام کردم

همه این مطالب در سایت نیک اندیشان و در تاریخچه اون ذکر شده

اما اینجا مختصری رو بیان می کنم

از ۲۵ نفر که دعوت کرده بودم ۸ نفر اومدن

می خوام تاکید کنم که گروه نیک اندیشان یک گروه حضوری و عملی بود

از این ۸ نفر ۲ نفر در تشکیل گروه اعلام آمادگی کردند و ۲ نفر دیگه در برخی نشست ها شرکت کردند…

هدف گروه ارتقا شخصی بود

شعار گروه ؛ بیایید از خود شروع کنیم

وسیله گروه برای ارتقا شخصی؛ ارتباط افراد بود

با ارتباط گرفتم و تعامل ، افراد می تونند رشد کنند

با خواندن صرف کتاب یا شرکت در کلاس ها نمی شه ارتقا رو تجربه کرد

هر هفته یک نشست دو ساعته که بچه ها تا ۳ ساعت ترک نمی کردند تشکیل می شد با صحبت در حول یک موضوع خاص البته یک نفر هم به طور داوطلبانه کتابی رو معرفی می کرد و یک نفر شعری یا سخنی زیبا را برای اعضا که هنراهان نامیده می شدند می خواند

موضوع یک بهانه هست برای صحبت

هرچند که یک موضوع تعیین شده سبب تبادل اطلاعتی در اون زمینه می شه اما مهمتر از اون اطلاعات ارتباط گرفتن افراد و روش تعاملات هست…

 

پس روش گروه نیک اندیشان برای ارتقا، فراهم کردن محیطی برای تبادل اطلاعات نبود بلکه فراهم کردن محیطی برای تعاملات و ارتقا روش های تعامل بود که منجر به ارتقا فرد می شد…

 

نوشته زیر را یک خانم در اینستاگرام که خود را روانشناس معرفی می کند نوشته است:

“اگه یک نفر ازت پرسید چقد دوسم داری؟ نگو بی نهایت! بگو اندازه ای که هستی.

اگه پرسید تا کی دوسم داری؟ نگو تا ابد بگو تا وقتی هستی.

اگه پرسید….”

 

من با جملات این نوشته موافق نیستم

دوست داشتن یا پاسخ دادن به اینگونه سوالات نمی تواند شرطی باشد….

وقتی کسی را دوست داری ، در زمان حال دوست داری و نمی توانی در مورد گذشته و آینده صحبت کنی

می توانی در مورد احساس اکنونت صحبت کنی… در پاسخ به این سوال که تا کی مرا دوست خواهی داشت؟ با این جمله شروع می کنی که احساسی که الان دارم ….بگونه ای هست که می خواهم تا ابد با تو باشم…

احساس خود را به عملکرد او وصله نمی کنی

فریبا نوشته:

سلام جناب یاوریان خسته نباشید
ممنون از مطالب خوبتون مثل همیشه عالی و کاربردی

استاد در این جا فرمودید که بیان احساسات در حال و زمان اکنون مهم هستند و من اینو صد در صد قبول دارم
ولی در قسمت دومش با طرح سوالی که میگه تو مرا دوست خواهی داشت ؟؟ که یعنی احساسی که الان دارم بگونه ای هست که مطمئن باشم تا ابد با تو هستم

از شما این سوالو دارم فرضا زنو شوهر موقع ازدواج مگر نه این که این پیمانو با هم میبندند که تا ابد با هم باشند ؟
این پرسشها از هم طبیعی نیست ؟
مگر نه این که ما ادمها در برابر هر کار و هر احساسی که برای هم بوجود میاریم مسئولیم ؟
این مسئولییت یعنی تو در برابر آن عملکرد تا وقتی با منی باید جوابگو باشی
اینگونه نیست؟؟

 

استنباط من از حرفهای شما نسبت به اون متن اینه که ..

من اکنون دوستت دارم و احساسم به تو در این زمان اینگونه هست و هیچ تضمینی برای بیان همین احساس در فردا برای تو نخواهم داشت

پاسخ :

فریبای عزیز ، بله این سوال ها چندان مناسب نیستند اما افراد در سطوح مختلف، متفاوت عمل می کنند و گاهی اکثر افراد برای تکرار شنیدن دوستت دارم این سوال را می پرسند و از شنیدن تایید چندین باره لذت می برند… البته اگر بدون سوال بگیم دوست دارم خوبه ولی باز می پرسه چقدر ؟ تا کی؟…

فرصت شد باز می نویسم….

 

 

شاداب و سلامت باشید

شب در آرامش

 

سینا یاوریان – سخنران، مدرس و مشاور روانشناسی

opening to touch opening to touch opening to touch touch

opening to touch

درود بر همراهان عزیز

 

سال ۸۵ در سفری که به هند داشتم یک دوره سه روزه با عنوان opening to touch گذراندم

با یک استاد ماساژ بلژیکی و پارتنرهایی که هر یک ساعت عوض می کردیم…

 

همانطور که آدمی دوست داره شادیهاشو با دیگران تقسیم کنه موقع گرفتاری و ناراحتی هم به وجود کسی نیاز داره تا باهاش درد و دل کنه، و دیدیم که بودن یه دوست (کسی که بدون انتظاری یک شنونده خوب است) حتی با یک جمله کوتاه میتواند آرامش را به طرف مقابل هدیه کند.
مشکل، پیدا کردن دوست است، کسی که همگام ما باشه، و مشکل دیگر خودخواه بودن آدمهاس. بعضی از آدمها فقط زمانیکه به بودن یه دوست نیاز دارند رفع حاجت میکنن و دیگر به اینکه طرف هم متقابلا به وجود اون نیاز داره توجهی نمیکنن. و این خودخواهی باعث سرد شدن و قطع رابطه می شود …

 

در این دوره که در ظاهر آموزش ماساژ بود اما در واقع ما رو با هم آشنا می کرد

در واقع همانطور که از عنوان دوره مشخص بود قرار بود که به ذهن ما و بدن ما برای اینکه بتونیم به پارتنرمون اجازه بدیم که ما رو لمس کنه آمادگی بده

یک کتاب هم با عنوان body and mind به ما دادند..

این دوره هم بدن ما رو برای لمس شدن آماده می کرد هم اینکه روش لمس کردن را هم به ما آموزش داد

در ایران ما خیلی از هم دوریم و روز به روز هم داریم از هم دور می شیم…

بغل کردن در دیدار در ایران مرسوم بوده و دست دادن جایگزین آن شده…

حال روبوسی عربی هم در دیدارهای نوروزی یا دیدار بعد از غیبت طولانی مرسوم شده

 

اما بامروزه دست دادن خانم ها با هم با سر انگشت و روبوسی از راه دور دیگر به کل افراد را از لمس شدن دور نگه می داره

چرا این موضوع رو مطرح کردم!؟

در گروه تلگرامی سعی شده که افراد تشویق بشند که با هم به گفت و گوش بنشینند تا افراد بتونند به هم نزدیک بشند

اینجا لمس کردن و در آغوش کشیدن فیزیکی وجود نداره اما

می تونه در آغوش کشیدن کلامی وجود داشته باشه…

 

فریبا دیروز نظرش رو در مورد موضوع مطرح شده نوشت، چند نفر از او تشکر کردند یا نظر او رو نقد کردند؟!

یادآوری می کنم که بارها ذکر کردم که بیشتر از ارسال مطلب ، این گروه را فرصتی بدانیم برای گفت و گوش و اظهار نظر…

 

دوباره بیان کنم که این گروه را فرصتی بدانیم برای opening to touch

 

از سال ۸۳ تا سال ۹۳ در یاهوگروه نیک اندیشان حدود ۱۷۰۰ نفر عضو بودند و با رد و بدل کردن ایمیل گروهی ، گفت و گوش را انجام می دادیم(علاوه بر جلسات حضوری) که به باشگاه یاهوگروه نیک اندیشان معروف بود

همان رویه را در اینجا ادامه می دهیم… البته من خوشحال می شم که مطالب خوبی دوستان ارسال می کنند اما مطالب ، زیاد و غیرمرتبط شده و چندان مناسب نیست… روزی یک مطلب ارسال کنیم اما مرتبط و بیشتر از ارسال مطلب ، خودمان در گفت و گوش مشارکت کنیم…

 

در واقع این همون یه احوالپرسی گرم و صمیمی است که در بین خیلی ها رایجه، فقط در عمومی بودنش یه خورده دچار مشکل میشیم و اون اینه که هر آدمی ظرفیت خودشو داره، و البته ممکنه گاهی شناخت ما از طرف درست نبوده باشه. و در کل کسی از opening to touch استقبال نکنه

 

 

ما مشکل دار شدیم…

اگر توضیحات بیشتری لازم بود روزهای بعد همین موضوع رو هم ادامه بدیم و دوستان در این زمینه هم نظرشون رو بنویسند…

 

شاداب باشیم در آگاهی

شب پنجشنبه لذت بخش و آرامی داشته باشید

 

سینا یاوریان – سخنران، مدرس و مشاور روانشناسی

woman's right حقوق زن حقوق زن womanright

حقوق زن

درود بر همراهان عزیز

امشب می خوام در ادامه صحبت قبل در مورد حقوق زن صحبت کنم

در مورد شناخت زن از خودش صحبت کردم

اینکه زنان دنبال حقوق برابر هستند تا چه اندازه از خود و حقوق خود شناخت دارند؟

فعالان حقوق زنان در مورد شناساندن حقوق زنان به زنان فعالیت می کنند اما در مورد شناخت زن از خودش فعالیتی ندارند…

در ابتدا لازمه که زن خودش رو بشناسه و مسیر خودش رو تعیین بکنه تا بعد به دنبال مطالبه حقوق برابر باشه

نمی شه هم مدرن بود و هم سنتی

نمی شه که زن حقوق برابر بخواد اما بخواد خودش سنتی باشه…

لازم هست که تکلیف خودش رو با خودش روشن کنه

سبک سنگین کنه که هر روش چه مزایا و معایبی داره و تصمیمش رو بگیره که مدرنیته یا سنت رو انتخاب کنه

از نظر ذهنی نمی شه قسمتی از هر دو رو انتخاب کرد اما در راهکار می شه برخی از راهکارها رووترکیب کرد تا به خواسته خود که یا مدرنیته هست یا سنت رسید…

به طور مثال در ازدواج اگر حقوق برابر بخواهد می تواند حق طلاق ، حق حضانت فرزند، حق سفر، حق اشتغال، حق تحصیل، حق انتخاب محل سکونت را به دست بیاورد اما در قبال آن…

 

لازم هست که به طور برابر کار کنند و در ساخت خانه و زندگی مشارکت داشته باشد و مهریه ای در کار نخواهد بود چرا که هر دو انسان با هم برابرند و یکی به دیگری ارجح نیست و هدیه ای هم در کار نیست…

اگر سنت را انتخاب کند ، مرد خانه را تهیه خواهد دید، به زن مهریه پرداخت خواهد کرد و در عوض زن تمام حقوق انسانی خود را از دست خواهد داد…

در روش سنتی که برابری وجود ندارد ، حق طلاق و حقوق دیگر را ندارد و دنبال رو تصمیمات مرد است و در قبال آن مهریه دریافت می کند

بنابراین نمی توان هم به برابری معتقد بود و هم مهریه دریافت کرد

اینجاست که تاکید می کنم نمی توان دو روش مدرنیته و سنت را با هم ترکیب کرد چون فلسفه برابری زیرسوال می رود…

حال زن اگر برابری را انتخاب کند به دلیل قوانین موجود لازم هست روش هایی اتخاذ گردد تا این برابری تامین شود… به طور مثال در عقدنامه ذکر مهریه ضروری هست که با یک کتاب یا یک سکه می توان آن را پر کرد و حقوق هم لازم است جداگانه در دفتر اسناد رسمی مستند گردند

ترکیب این دو عجیب است که زن حقوق برابر را می خواهد و می گوید که مهریه جزو سنت هست و قابل حذف نیست!!!

اینجاست که نوشتم از نظر ذهنی این دو یعنی مدرنیته و سنت قابل ترکیب نیستند چرا که ذهن زن با وجود حقوق برابر با قبول مهریه خود را موجودی دیگرگون در نظر می گیرد که لازم است از طرف مقابل هدیه ای دریافت کند و این طرز تفکر برابری را زیر سوال می برد…

به غیر از ازدواج در موارد بسیاری از جمله دریافت دستمزد برابر نیز لازم هست بررسی هایی صورت گیرد

به طور نمونه در فرهنگی که در آن در زندگی مشترک زن دستمزد خود را برای خود محفوظ می داند و اعلام می کند که مرد باید خرج خانه را بدهد چگونه می توان دستمزد را برابر تعریف کرد

بنابراین زندگی مشترک یا ازدواج در حقوق برابر بسیار تعیین کننده است

اگر ذهن برابر در هر دو طرف ازدواج شکل گرفته باشد به مرور در موارد دیگر جامعه نیز تاثیر گذاشته و حقوق برابر اجتماعی را به مرور برای زن به دنبال خواهد داشت….

بنابراین به نظر من در وهله اول برای به دست آوردن حقوق برابر اجتماعی لازم هست زن تکلیف ذهنی خود را برای خودش روشن کند و به این منظور چه خوب است که فعالان برابری حقوق زنان به ارتقا شناخت زنان از برابری تلاش کنند

اگر سوالی هست در خدمتم

شاداب و سلامت باشید

شبتان خوش در آرامش

 

سینا یاوریان – سخنران، مدرس و مشاور روانشناسی

 

خانم قیصری نوشتن:

سلام شبتون نیک
صحبتهاتون بسیار بسیار مفید و ارزنده بود اما در مورد این شناخت فکر میکنم اقایون هم باید در موردش مطالعه داشته باشند مخصوصا در رابطه با حقوق برابر در کار کردن بنظرم از خود گذشتگی خانمها در طول زندگی بسیار بیشتر از اقایون هست البته بیشتر از نظر احساسی و ناخود اگاه و همین امر خیلی وقتها باعث پایمال شدن حقوق خانمها در برابر اقایون خواهد شد بنابر این فکر میکنم این شناخت خیلی وسیعتر هست و اقایون هم باید به این شناخت و حقوق برابر اگاه بشن

پاسخ:

درود بر شما خانم قیصری… البته در مورد شناخت زن در شب گذشته نوشتم و این به هر دو طرف مربوط می شه یعنی هم زن و هم مرد لازم هست که زن رو بشناسند اما موضوعی که در ادامه مطرح کردم این بود که اگر خود زن به خود و حقوق خود شناخت نداشته باشه نمی تونه از مرد انتظار شناخت زن رو داشته باشه بنابراین گام اول با اولویت بسیار بالا ارتقا شناخت زن در مورد خودش و حقوقش هست‌ … سلامت و شاداب باشید و سپاس از مشارکتتون

Woman's day روز زن _5 اسفند روز زن _5 اسفند womanday

روز زن _۵ اسفند

درود بر همراهان عزیز

روز ۵ اسفند.. سپندارمذ، روز زن ایرانی و… روز ۸ مارس ، روز زن جهانی بر مردان و زنان فرخنده باد….

من همیشه روز زن رو هم به مردان و هم به زنان خجسته باد گفتم

اگر زن ، ارج نهاده بشه، مرد هم سرافراز می شه… بنابراین این روز رو به مردان هم مبارک می گم….

زن، مادر فرهنگ هست

اگر زن تکریم بشه ، اگر احترام زن نگهداشته بشه ، فرهنگ کل جامعه سالم خواهد بود

 

 

و اگر زن تحقیر بشه… حجاب اجباری و تمکین بهش تکلیف بشه… فرهنگ همینی می شه که الان باهاش دست به گریبانیم…

 

زن نقش های مختلفی در جامعه داره

نقش دوست دختر

نقش همسر

نقش مادر

در هر نقشی که باشه بر رفتار مرد تاثیر بسیاری داره

بنابراین اگر زن خوب پرورش پیدا کنه و ارج نهاده بشه در تربیت مرد نقش بسیار بزرگی داره

در نقش دوست دختر و همسر … مرد رو همراهی می کنه و به بسیاری از مسایل در رفتار مرد مسیر می ده

در نقش مادر ، هم دختران و هم پسران رو پرورش می ده…

زن در هر نقشی که باشه ، مادر فرهنگ یک جامعه هست…

عزیز نسین ؛ نویسنده اهل ترکیه داستانی داره که در اون

یک کارآگاه هر وقت که در صحنه جرم حاضر می شه می گه زن را پیدا کنید

یعنی در هر مساله ای زن نقش داره

در این داستان یک کارگر در حال تعمیر شیروانی از پشت بام سر می خره و می افته و می میره

وقتی کارآگاه از راه می رسه می گه زن را پیدا کنید

مامورها می گن قربان این کارگر پاش سرخورده زن کجا بود

ولی وقتی تحقیق می کنن متوجه می شند که در خانه روبرویی یک خانم تازه از حمام بیرون اومده بوده و این کارگر ایشون رو دیده و پاش سرخورده…

 

این داستان رو به مزاح و کنایه تعریف کردم ولی این یک واقعیت هست که در هر مساله ای زن نقش داره و نادیده گرفتن این نقش جامعه رو به نابودی خواهد کشوند

شاید خیلی ها بیان کنند که زنان نیمی از جامعه رو تشکیل می دن و به اندازه نیمی از جامعه در جامعه نقش دارند

اما من معتقدم که حتا اگر از نظر جمعیتی ، نیمی از جامعه باشند نقش اونها در جامعه بیشتر از ۶۰ درصد هست چرا که فرق دارند چرا که نقششون خاص هست

نقش هاشون رو نوشتم و اگر بخوام که در این نقش ها بیشتر توضیح بنویسم البته موضوع روشن هست…

۱۰ سال پیش در وبلاگم نوشتم که اگر زن نبود مرد در لجنزار زندگی می کرد…

پس نقش همسری زن، مرد رو در قالبی می بره که رشد فرهنگی و حتا علمی رو در پی داره

نقش مادری زن هم روشن هست… وقتی مادر بین دختر و پسر فرق نزاره… وقتی

وقتی مادر هم در تربیت پسر خوب عمل کنه و هم در تربیت دختر… نتیجه مشخص هست

 

مادری که دخترش رو محدود کنه و پسرش رو آزاد بزاره

یا برعکس مادری که به دخترش بیشتر بها بده و پسر رو به حال خودش رها کنه…

نتیجه ای که الان در جامعه می بینیم رو خواهیم دید

اگر زن تکریم بشه و همچنین خودش خوب تربیت شده باشه و یا خودش رو هر روز ارتقا بده البته که سبب ارتقا جامعه خواهد بود

در داستانی هم که از عزیز نسین بیان کردم اشاره شده که زن می تونه عامل جرایم باشه و از طرفی همانطور که بیان کردم می تونه مادر فرهنگ یک جامعه باشه…

 

پس از نظر من ؛ دید کلی جامعه به زن می تونه تعیین کننده آینده اون جامعه باشه…

زن رو بشناسیم…

 

نه اینکه فقط مردان باید زنان رو بشناسند

هم مردان و هم خود زنان باید در شناخت زن تلاش کنند

زنان هم خودشون رو نمی شناسند چطور می شه از مردان توقع داشت…

خواهش می کنم این موضوع شناخت زن رو جدی بگیریم

 

 

ونوس پرسیده :

در مورد “شناخت” میخواستم سوال کنم. که منظورتون از این شناخت چیه؟

پاسخ نوشتم:

زن و هر موجودی رو از زوایای مختلفی باید نگاه کرد و شناخت

زن در وهله اول به عنوان یک موجود زنده چگونه وجودی هست

از نظر فیزیکی و از نظر احساسی

چه نیازهایی داره ؟

چه نقش هایی داره؟

 

در ارتباط با محیط چگونه هست؟

 

در ارتباط با جنس مقابل چگونه هست و چه نقش هایی داره؟

 

چه تفاوت ها و چه شباهت هایی با موجودات دیگه داره؟

 

چه جایگاه اجتماعی داره؟

آیا تفاوت ها باعث محدودیت هست؟

 

آیا تفاوت ها رو می شه دلیل بر وجود یا تعریف محدودیت قرار داد؟

 

آیا می تونه بر موجود دیگری برتر باشه یا زیرسلطه موجود دیگر باشه؟

حق برابر یعنی چه؟

موقعیت برابر یعنی چه؟

بسیاری از خانم ها هم اینها رو نمی دونند… حق خودشون رو نمی شناسند…

محیط و تربیت بسیار موثر بوده در شکل گیری ذهنیت ما اما اکنون این ما هستیم که مسوول ذهنیت خودمون هست و در شب گذشته هم نوشتم که از ۲۰ سالگی به بعد مسوول پرورش خودمون ، خودمون هستیم

شاداب و سلامت باشید

 

سینا یاوریان – سخنران، مدرس و مشاور روانشناسی

 

افتخار نژادی... افتخار نژادی… race

افتخار نژادی…

درود بر همراهان عزیز

 

در اکثر مواردی که صحبت کردم بیشتر علمی و کمتر کاربردی صحبت کردم‌…

 

> دو نکته از زبان ترکی و فارسی ۱- زبان آذری وجود خارجی ندارد اهالی آذربایجان به زبان ترکی صحبت می کنند. ۲- در زبان ترکی صدای “ق”

این مطلب رو ارسال کردم که به چند مورد اشاره کنم که در جامعه موارد بیشتری رو که کاربردی باشه شما هم مثال بزنید…

اول اینکه فارس زبان ها بدونند که اگر ترک زبان ها حرف گ یا هر حرف دیگری رو به گونه دیگر تلفظ می کنند به دلیل ناتوانیشون نیست دلیلش این هست که در زبان خودشون اون حرف چنین صدایی داره

دوم اینکه ترک زبان ها با صداها در زبان فارسی بیشتر آشنا بشند و بدونند که می شه با تمرین و ممارست لحجه فارسی تهرانی رو اجرا کرد…

سوم اینکه دقت کنیم در فرهنگ و ببینیم چقدر به اقوام و نژادهای مختلف احترام قایل هستیم

چرا این توهم در ما ایجاد شده که ژن خوب داریم….

افغان مشکل دارد

ترک مشکل دارد

من آریایی ام و نژاد برتر و باهوش تر…

یک زمانی رضاشاه برای اینکه اقوام مختلف رو زیر یک پرچم جمع و متحد کنه از داستان نژاد آریایی بهره برد

اون زمان این روش جواب داد اما هرچیزی به مقتضای زمان و مکانش

الان اون تفکرات رو باید از ذهنمون بیرون کنیم

در هر قومی و نژادی نابغه وجود داره و اگر آموزش و پرورش درست نباشه دزد هم وجود داره…

و طبقات اجتماعی مختلف هم وجود داره و اگر ما افغان کارگر دیدیم افغان نابغه هم هست

ما اگر ترک کارگر دیدیم ترک نابغه هم هست

شاید بسیاری از دوستانی که اینجا حضور دارند خود رو مبرا از این مسایل بدونند اما از اونجاییکه هممون در این جامعه بزرگ شدیم و برتر بودن نژاد آریاییمون رو هر روز برامون تکرار کردن در ناخودآگاهمون نگاه نابرابر رو داریم

هم لازم هست که بر روی تفکر و عملکرد خودمون خیلی دقت کنیم و هر لحظه خودمون رو زیر ذره بین داشته باشیم

هم اینکه این مطالب رو برای دیگران هم بفرستیم که نگرش ها از ذهن ناخودآگاه به خودآگاه و جلو چشم بیاد…

مورد دیگر در همین راستا، تاکید بر مطالعه و شناخت قبل از قضاوت هست…

این یک نمونه بود که بیان کردم که بدون شناخت و مطالعه براساس داشته هایی که اطرافیان در ذهن ما کاشته اند قضاوت و رفتار می کنیم

 

اگر مطالعه کنیم و به شناخت برسیم ، شناخت، کافی هست و نیازی به قضاوت نخواهد بود

یا اگر حوصله مطالعه نداریم سعی کنیم قضاوت های ذهنمون رو بشناسیم و مواظب باشیم که بدون قضاوت بشیم…

اگر حوصله مطالعه داریم لازم هست منابع درست رو بشناسیم

 

یک زمانی اینترنت نبود و آقای کسروی مثل وبلاگ نویس های امروز، یکسری نظرات خودش رو چاپ کرد و اکنون نوشته های ایشان به عنوان سند مورد استناد قرار می گیرند در حالی که اغلب نوشته های ایشان براساس تاریخ و علم نیست…

پس لازمه منابع درست رو هم شناسایی کنیم بعد مطالعه کنیم

 

البته اگر فرصت باشه که همه رو مطالعه کنیم و از نظرات مختلف اطلاع داشته باشیم هم خوبه

اما فرصت کم هست و این روزها حوصله هم کمه بنابراین هر کتابی ارزش یکبار مطالعه رو نداره چون وقت نداریم…

تلاشمون رو بکنیم

شاداب و سلامت باشید

شب پنج شنبه آرام و لذت بخشی داشته

سینا یاوریان – سخنران، مدرس و مشاور روانشناسی

آمیزش جنسی آمیزش جنسی آمیزش جنسی amizesh

آمیزش جنسی

 

درود بر همراهان عزیز

یک شنبه شب در مورد کلیشه هایی که در مورد علایق و وظایف وجود داره براتون صحبت کردم

رسیدم به روش هایی که در مورد آمیزش وجود داره و نوشتم که در سکس لازم هست که هر دو طرف فعال باشند…

می خوام براتون بنویسم که برای لذت بیشتر و تجربه ارگاسم دو روش وجود داره…

در ابتدا این رو بنویسم که برخلاف اونچه که بیشتر خانم ها و آقایون فکر می کنند، آقایون ارگاسم رو تجربه نمی کنند…

خانم های بسیاری ارگاسم رو تجربه نمی کنند و خانمی بعد از ۷ سال و با وجود یک دختر ، ارگاسم رو تجربه نکرده بود… اما خانم ها فکر می کنند که آقایون همیشه ارگاسم رو تجربه می کنند… خود آقایون هم اینطور فکر می کنند

اما در واقع آقایون گول خوردند

وقتی آقایون به انزال می رسند معنیش این نیست که به ارگاسم هم رسیدند

اگر آقایون به ارگاسم برسند متوجه خواهند شد که خانم ها در ارگاسم چه تجربه ای دارند به طوری که علم امروز اشاره می کنه که خانم ها تا ۱۰ برابر بیشتر از آقایون از سکس لذت می برند.

همانطور که اشاره کردم آقایون و خانم ها از دو روش می تونند به ارگاسم برسند

قبل از هر دو روش معاشقه ملایم ضروری هست…

در کارگاه ها معاشقه ملایم هم توضیح داده می شه…

روش اول بعد از معاشقه فعال بودن دو طرف هست

خاطرمون باشه در معاشقه هم هر دو باید فعال باشند

پس در روش اول هر دو حرکت می کنند کارهای خاصی انجام میدن و همدیگر رو به اوج همراهی می کنند.

در روش دوم هر دو بی حرکت هستند…

همانطور که حرکات روش اول هم به آموزش یا تجربه نیاز دارند… روش دوم هم به آموزش و تجربه نیاز داره…

 

برای روش دوم لازم هست که تمرینات چرخش انرژی به صورت انفرادی انجام بشه و در اینکار تبحر حاصل بشه که در کتاب سلامت تن و روان توضیح نوشتم که آماده چاپ هست..

بعد که تبحر در این چرخش انرژی به صورت انفرادی ایجاد شد این چرخش انرژی را بعد از دخول در پوزیشنی خاص دو نفری بدون حرکت فیزیکی انجام می دن…

این چرخش انرژی لذتی رو در هر دو بدن ایجاد می کنه که با هیچ روش دیگه ای قابل تولید نیست…

اگر سوالی هست در خدمتم…

برگردم به اول صحبتمون و نشست رو خاتمه بدم

پس روش های بسیاری وجود داره که ما حتا به گوشمون نخورده…

پس کلیشه هایی وجود دارند که آنقدر برای ما عادی شدند که فکر نمی کنیم شاید اشتباه باشند…

پس برای ارتقا خود تلاش کنیم .. دانش و تجربه خودمون را افزایش بدیم…

شاد و آگاه باشیم در هوشیاری

شبتون خوش در آرامش

 

سینا یاوریان سخنران، مدرس و مشاور روانشناسی

 

ازدواج و ارتقا ارتقا و ازدواج ارتقا و ازدواج marriage4

ارتقا و ازدواج

درود بر همراهان عزیز

دو شب قبل در مورد ازدواج صحبت کردیم و رسیدیم به اینکه در این مورد هم همچون مسایل دیگه ی زندگی نیاز به اتقا وجود داره

ساوین عزیز پرسید که چطوری به ارتقا برسیم…

سوال خوبیه و شاید اولش بهتر باشه که ببینیم ارتقا چی هست؟

 

ارتقا فردی یعنی اینکه شخص از جنبه های مختلفی ارتقا پیدا کنه… از جنبه فهم و درک، از جنبه آداب معاشرت، از جنبه ظاهری ، از جنبه نگرشی و جنبه های مختلف دیگه مثل اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی و هنری و علمی…

سال ۸۳ یکی از اعضای گروه نیک اندیشان که دختر خانمی ۲۲ ساله بود به من گفت سینا چرا پسرهای در پیت میان سراغ من؟

جلسه اول که این موضوع رو در جمع مطرح کرد چیزی نگفتم و فقط نگاهش کرد و در چهره ام تعجب رو نشون دادم

جلسه دوم هم همین موضوع رو مطرح کرد… یادآوری کنم که جلسات گروه نیک اندیشان هفتگی و دوشنبه ها ساعت ۶ تا ۸ هست…

جلسه سوم که جلسه تموم شده بود و در حال رفتن بودیم در خیابان باز این سوال رو مطرح کرد و گفت سینا نظرت رو می خوام…

بهش گفتم مطمئنی که نظر من رو می خوای؟

گفت بله… می خوام بهم بگی چرا…

کمی با لحن تردید آمیز بهش گفتم به خودت نگاه کردی؟

یک لحظه ایستاد و گفت یعنی من در پیتم؟

گفتم منظورم این نبود ولی همه کمی ارتقا لازم داریم…

استفاده از واژه درپیت خود نشان از ذهنیت شخص و نمونه ای از واژه های کاربردی ایشون هست…

 

واژه هایی که استفاده می کنیم در ذهن ما تاثیر میزارن و ذهنیت ما هم در ادای واژه های ما تاثیر میزارن…NLP

و ما افرادی رو جذب می کنیم که در سطح همون واژه ها هستند…

افرادی بالاتر از اون سطح رو جذب نمی کنیم .. واضح هست که افرادی با سطح فکر بالاتر با ما همراه نخواهند شد

پس تنها راهش اینه که سطح خودمون رو ارتقا بدیم

در مورد روش ادا کردن واژه ها هم .. در مورد ظاهر هم براشون گفتم و ایشون بعد از چهار سال که ملاقاتش کردم بسیار فرق کرده بود…

گاهی خود زمان و تجربه ما رو کمی ارتقا می ده اما ارتقا تعمدی و با تلاش، به ما کمک می کنند که پله های بیشتری رو سریع تر طی کنیم

برای ارتقا فقط تحصیلات کافی نیست… ما گاهی اساتید دانشگاهی رو می بینیم که بسیار بد صحبت می کنند

علوم فیزیک یا شیمی یا ریاضی یا مهندسی باعث ارتقا فرهنگی نمی شند فقط در همون رشته ما رو ارتقا می دند…

منظور از ارتقا فردی ، یادگیری مهارت های زندگی هست که به علوم رفتاری و روانشناسی و اجتماعی مربوط می شند…

مهارت های ارتباطی یکی از مهارت های زندگی هست

گاهی ما افرادی رو می بینیم که در مهارت های ارتباطی خبره هستند اما صحبت هایی که ارائه می کنند خالی از فهم و درک و بدور از علم هست

پس ارتقا شناخت خود در مورد مسایل انسانی هم یکی از مهارت های زندگی هست

دانستن اینکه چه چیزی برای خانم ها مهمه یکی از مهارت های شناختی است در حالی که ما بیشتر شایعات رو در این مورد می شنویم و باور می کنیم و بر طبق گذشته گاهی می گیم زن است دیگر!!!! با عذرخواهی از خانم ها

و همینطور شناخت آقایان برای خانم ها لازمه که نگن مردها اینطورین دیگه!!! با عذرخواهی از آقایان

یک مشکلی که در درک بین خانم ها و آقایان هست ، اینکه خانم ها خیلی حساس و ریزبین و نکته سنج ند و آقایان بیشتر کلی نگرند و این یکی از عوامل مشکل زاست… مثل زمانیکه خانمی به خودش میرسه و تغییراتی در خودش ایجاد میکنه تا به چشم همسرش بیاد ولی همسر متوجه نمیشه.

 

این یک نمونه بود… نمونه دیگه ای در موردآقایان بگیم که خانم ها لازمه بدونن

آقایان چندان مایل نیستند در مورد مشکلات کاریشون صحبت کنند

 

مهارت های جزئی زیادی وجود دارند که لازم بوده به ما در مدارس آموزش بدند و حال که چنین نشده ما خودمون با مطالعه و شرکت در کارگاه ها باید اونها رو یاد بگیریم…

 

یکی از مواردی که در جلسات گروه نیک اندیشان تمرین می کنیم گوش سپردن هست و قطع نکردن صحبت طرف مقابل… برای تمرین ابن موضوع وسایلی لازم هست

 

 

اول لازمه که شناسایی انجام بشه که چرا ما صحبت طرف مقابل رو قطع می کنیم

در اکثر موارد دلیلش این هست که می ترسیم حرفمون یادمون بره

 

پس برای پیشگیری یک دفترچه کوچک پیشنهاد می شه که همواره موقع صحبت و در جلسات همراهمون باشه

تا نکات رو که می شنویم یادداشت کنیم و نکاتی رو هم که می خواهیم بگیم با یک واژه یا یک جمله یادداشت کنیم که یادمون نره

این یک روش برای کسب یک مهارت هست

لازمه که هر مهارتی به همین صورت بررسی و کسب بشه

 

 

شب خوب و خوشی داشته باشید

 

سینا یاوریان

 

سخنران ، مدرس و مشاور روانشناسی