طرح واره درمانی چیست و چگونه به کمک ما می آید؟

توضیحات تست هوش هیجانی بار-آن

ارسطو می گوید همه می توانند عصبانی شوند اما عصبانی شدن در برابر شخص مناسب، در زمان مناسب، به دلیل مناسب و به روش مناسب آسان نیست!

این موضوع که آگاهانه عصبانی شویم و توانایی مدیریت هیجانات و احساسات خود را داشته باشیم کار آسانی نیست و افرادی که توانایی تسلط بر این فرایند را دارا می باشند از هوش هیجانی بالایی برخوردار هستند. اما هوش هیجانی فقط به کنترل خشم ختم نمی شود بسیاری از ویژگی های رفتاری ما نظیر انگیزه مند کردن خود، شادمانی، خوش بینی، حل مساله، انعطاف پذیری و… تحت تاثیر EQ ما قرار دارند. هوش هیجانی را «توانایی زیر نظر گرفتن احساسات و هیجانات خود و دیگران، تمایز گذاشتن بین آنها و استفاده از اطلاعات حاصل از آنها در تفکر و اعمال و رفتار و گفتار خود» تعریف می کنند. توسعه هوش هیجانی می تواند تفاوت شکست و یا موفقیت در زندگی شخصی و شغلی هر فرد را مشخص کند. به عبارتی هوش هیجان (EQ)، نوع دیگر باهوش بودن است و شامل درک احساسات خود برای تصمیم گیری مناسب در زندگی است. توسعه هوش هیجانی بسیار دشوار به نظر می رسد، زیرا به توسعه روانشناختی و نورولوژیکی (عصب شناختی) که در طول عمر افراد شکل می گیرد، وابسته است. توسعه هوش هیجانی نیازمند تلاش زیادی برای تغییر عادت های شکل گرفته مربوط به تعامل انسانی (تعامل با خود و دیگران) است که به طور واضح شایستگی های پایه ای مانند خودآگاهی و کنترل احساسات را در بر می گیرد. افراد بایستی بر روی تغییر رفتار و توسعه هوش هیجانی خود سرمایه گذاری نموده و وقت زیادی اختصاص دهند، و ممکن است این تغییر خود به خود اتفاق نیافتد. در عمل آن چه معنا پیدا می کند این است که شما نمی توانید شاهد تغییر هوش هیجانی افراد دیگر باشید، مگر اینکه خودشان بخواهند. البته اثبات شده است که با بالا رفتن سن و تجربه، هوش هیجانی نیز رشد می کند.

طبق مطالعات انجام شده در زمینه موفقیت، رابطه هوش هیجانی (EQ) با موفقیت به مراتب بالاتر از رابطه بهره هوشی (IQ) و موفقیت می باشد. به این معنا که به قول دانیل گلمن ، هوش هیجانی بالا مشحص می‌کند که چرا افرادی با ضریب هوشی (IQ) متوسط موفق تر از کسانی هستند که نمره‌های IQ بسیار بالاتری دارند. زمانی که ۹۵% دانشجویان دانشگاه هاروارد را در دهه ۱۹۴۰ از دوران جوانی تا سنین میانسالی مورد بررسی قرار دادند، دریافتند که افرادی که بالاترین نمره‌های تحصیلی را داشتند از نظر میزان حقوق دریافتی و موفقیت شغلی از هم دوره ای‌های ضعیف تر خود موفق تر نبودند. آنها حتی از نظر میزان رضایت از زندگی شخصی و خانوادگی و عاشقانه نیز وضعیت بهتری نداشتند. قابل توجه اینکه افزایش هوش هیجانی (EQ) به مراتب از افزایش هوشبهر (IQ) آسانتر می باشد. حتی عده ای معتقدند که محیط، تاثیر زیادی در افزایش بهره هوشی ندارد ولی می تواند هوش هیجانی را افزایش دهد. شما می توانید با شرکت در این آزمون به خودشناسی در زمینه مولفه های مختلف هوش هیجانی خود بپردازید.

هوش هیجانی به عنوان یک سازه بنیادین روانشناختی، عامل جدی کامیابی رهبران و مدیران در محیط کار به حساب می آید. رهبران و مدیرهای سازمان های بزرگ اقتصادی و صنعتی جهان بر این باورند که اکثر موفقیت های آنان مرهون و مدیون مهارت های هوش هیجانی است. در سال های گذشته تصور می شد بهره هوشی بالای مدیران، عامل اصلی موفقیت در سازمان ها است اما ناگهان ورق برگشت و با تجلی مفهوم “هوش هیجانی” همه نگاه ها به سمت این موضوع اساسی معطوف شد. «خود آگاهی، مدیریت خود، مدیریت رابطه، شناخت هیجانات خود و دیگران» از جمله مفاهیمی هستند که با هوش هیجانی ارتباط دارند. روان شناسان هوش هیجانی را سوخت موتور محرکه موفقیت ها یا نوعی رادار اجتماعی به منظور برقراری ارتباط سازنده و اثر بخش با دیگران می دانند.

EQ توانایی کنترل حالت های اضطراب آور و کنترل واکنش هاست. این به معنی پرانگیزه و امیدوار بودن به کار و رسیدن به اهداف است. به طور کلی EQ ، یک مهارت فردی و اجتماعی است و شامل همکاری با سایرمردم، کاربرد احساسات در روابط و توانایی رهبری سایر افراد می باشد.

آزمون هوش هیجانی بار-اون EQ

آزمون هوش هیجانی بار –اُن در سال ۱۹۸۰ با طرح این سؤال که «چرا بعضی مردم نسبت به بعضی دیگر در زندگی موفق ترند» آغاز گردید.

این آزمون، دارای ۹۰ سوال و ۱۵ خرده مقیاس می باشد.

افراد ۱۸ سال و بالاتر، مشروط بر دارا بودن حداقل تحصیلات دیپلم، می توانند به این آزمون پاسخ دهند.

پاسخ های آزمون بر روی مقیاس ۵ درجه ای (کاملاً موافقم، موافقم ، تا حدودی، مخالفم و کاملاً مخالفم) تنظیم شده است.

یکی از ابزار های معتبری که به کمک آن می توانید میزان هوش هیجانی خود را بسنجید آزمون هوش هیجانی بار-ان می باشد. هوش هیجانی بار-ان دارای ۵ مقیاس یا جنبه و ۱۵ خرده مقیاس به شرح زیر می باشد:

ضریب هوش هیجانی درون فردی (Intra Personal EQ)
خرده مقیاس توضیحات
خودآگاهی هیجانی توانایی آگاه بودن و فهم احساس خود
عزت نفس توانایی آگاه بودن از ادراک خود، پذیرش خود و احترام به خود
خودشکوفایی توانایی درک ظرفیت های بالقوه و انجام چیزی که می توان انجام داد، تلاش برای انجام دادن و لذت بردن
خود ابرازی توانایی ابراز احساسات، باورها و افکار صریح و دفاع از مهارت های سازنده و بر حق خود
استقلال توانایی هدایت افکار و اعمال خود و آزاد بودن از تمایلات اجتماعی

ضریب هوش هیجانی بین فردی (Inter Personal EQ):
خرده مقیاس توضیحات
همدلی توانایی آگاه بودن و درک احساسات دیگران و ارزش دادن به آن
مسئولیت پذیری اجتماعی توانایی بروز خود به عنوان یک عضو دارای حس همکاری، موثر و سازنده در گروه
روابط بین فردی توانایی ایجاد و حفظ روابط رضایت بخش متقابل که به وسیله نزدیکی عاطفی، صمیمیت، محبت کردن و محبت گرفتن توصیه می شود.

ضریب هوش هیجانی مدیریت استرس (Stress Management EQ):
خرده مقیاس توضیحات
تحمل فشار روانی توانایی مقاومت کردن در برابر رویدادها، موقعیت های فشار آور و هیجانات قوی، و نیز رویارویی فعال و مثبت با فشار
کنترل تکانش توانایی مقاومت در برابر یک تکانش، سایق یا فعالیت های آزمایشی و یا کاهش آن ها، همچنین توانایی کنترل هیجانات خود

ضریب هوش هیجانی خلق عمومی (General Mood EQ):
خرده مقیاس توضیحات
خوش بینی توانایی زیرکانه نگاه کردن به زندگی و تقویت نگرش های مثبت، حتی در صورت بروز احساسات منفی و اتفاقات ناخوشایند
شادمانی توانایی احساس خوشبختی کردن در زندگی، لذت بردن از خود و دیگران، داشتن احساسات مثبت، صریح، مفرح و شوخ

ضریب هوش هیجانی توان سازگاری (Adaptability EQ):
خرده مقیاس توصیحات
واقع گرایی توانایی سنجش و هماهنگی، بین چیزی که به طور هیجانی تجربه شده و چیزی که بطور واقعی وجود دارد
انعطاف پذیری توانایی سازگار بودن افکار و رفتار با تغییرات محیط و موقعیت ها
حل مساله توانایی تشخیص و تعریف مشکلات، به همان خوبی خلق کردن و تحقق بخشیدن راه حل های موثر و بالقوه.

 

با انجام این تست نقاط ضعف و قدرت خود در هوش هیجانی را خواهید شناخت و می‌توانید روی نقاط ضعف خود کار کرده و میزان هوش هیجانی خود را افزایش دهید.

 

برای انجام تست بر روی لینک زیر کلیک کنید

آزمون آنلاین هوش عاطفی-هیجانی

آداب معاشرت

آداب معاشرت – بخش چهارم (پایانی)

آِیا خانم ها مقدمند؟

در این بخش در مورد نمونه هایی از آداب معاشرت از جمله آداب دست دادن ، آداب خطاب قرار دادن و آداب سلام دادن صحبت می کنم…

 

 

ویدیوی آشنایی دختر و پسر را نیز ببینید.

ویدیوی دوستی اجتماعی را نیز ببینید.

برای آشنایی با روش دکتر یاوریان می توانید این ویدیو را تهیه کنید.

 

 

سینا یاوریان

سخنران ، مربی و مشاور روانشناسی

آداب معاشرت

آداب معاشرت ، زیبایی و اعتماد به نفس – بخش سوم

 

در این بخش در مورد آراستگی و زیبایی که یکی از راهبردهای آداب معاشرت هست صحبت می کنم…

 

 

ویدیوی آشنایی دختر و پسر را نیز ببینید.

ویدیوی دوستی اجتماعی را نیز ببینید.

برای آشنایی با روش دکتر یاوریان می توانید این ویدیو را تهیه کنید.

 

 

سینا یاوریان

سخنران ، مربی و مشاور روانشناسی

آداب معاشرت

آداب معاشرت – بخش دوم

 

آداب معاشرت

 

از دکتر یاوریان بشنوید…

 

ویدیوی آشنایی دختر و پسر را نیز ببینید.

ویدیوی دوستی اجتماعی را نیز ببینید.

برای آشنایی با روش دکتر یاوریان می توانید این ویدیو را تهیه کنید.

 

 

سینا یاوریان

سخنران ، مدرس و مشاور روانشناسی

آداب معاشرت

آداب معاشرت و اعتماد به نفس

 

آداب معاشرت

 

از دکتر یاوریان بشنوید…

 

ویدیوی آشنایی دختر و پسر را نیز ببینید.

ویدیوی دوستی اجتماعی را نیز ببینید.

برای آشنایی با روش دکتر یاوریان می توانید این ویدیو را تهیه کنید.

 

 

سینا یاوریان

سخنران ، مدرس و مشاور روانشناسی

روز عشاق

روز مادر ، روز زن ، روز عشاق

 

روز مادر ، روز زن ، روز همسر ، روز عشق و روز عشاق

مادر اولین عشق است. در میان همه موجودات عشق مادر زبانزد هست.

از دکتر یاوریان بشنوید…

آشنایی دختر و پسر یکی از موهبات هست که با شناخت قبلی این دو جنس از همدیگر می تواند به نتیجه خوبی بیانجامد.

ویدیوی آشنایی دختر و پسر را نیز ببینید.

ویدیوی دوستی اجتماعی را نیز ببینید.

برای آشنایی با روش دکتر یاوریان می توانید این ویدیو را تهیه کنید.

 

 

سینا یاوریان

سخنران ، مدرس و مشاور روانشناسی

Five_hundred_days_of_summer

۵۰۰ روز با سامر

۵۰۰ روزِ سامر (به انگلیسیn۵۰۰ Days of Summer) فیلمی رمانتیک کمدی درام محصول سال ۲۰۰۹ است. داستان آن توسط اسکات نویشتاتر و مایکل اچ. وبر نوشته، توسط مارک وب کارگردانی و توسط مارک واترز تولید شده است. در این فیلم جوزف گوردون لویت و زویی دشانل نقش‌های اصلی را بر عهده داشتند. فیلم از ساختار روایت غیر خطی استفاده کرده، با داستانی تکیه بر شخصیت مرد و حافظهٔ او که به گذشته بازمی‌گردد و شکست‌های خود را بررسی می‌کند.[۳] عکاسی اصلی آن در آوریل ۲۰۰۸ در لس‌آنجلس، کالیفرنیا آغاز شد.

فیلم به موفقیتی گسترده و تحسین بسیاری از سوی منتقدان روبرو شد و با درآمد بیش از ۶۰ میلیون دلار به صورت جهانی، با بودجه ۷٫۵ میلیون دلار موفقیت فروش بسیار خوبی نیز داشت. بسیاری از منتقدان فیلم را به عنوان یکی از بهترین فیلم‌های سال ۲۰۰۹ انتخاب کردند.[۴][۵]

 

فیلم در ساختار روایت پست مدرن غیرخطی ارائه شده است، بدین معنی که داستان به روزهای مختلف آشنایی و کارهای تام و سامر در ۵۰۰ روز ارتباطشان می‌پردازد؛ این خلاصه یک نسخه خطی از حوادث فیلم است. در شروع فیلم، راوی اعلام می‌کند که، «پیش از اینکه فیلم را ببنیدید، باید بدانید که این یک فیلم عاشقانه نیست».

داستان فیلم از یکی از روزهای پایانی فیلم، روز ۴۸۸ شروع می‌شود و یکباره همه چیز به روز اول بازمی‌گردد. داستان اصلی از تاریخ ۸ ژانویه هنگامی که تام هانسن (جوزف گوردون-لویت) با سامر فین (Summer) (زویی دشانل)، (سامر به معنی تابستان است) دستیار جدید رئیسش (کلارک گرگ) در دفتر دیدار می‌کند شروع می‌شود. تام به عنوان یک معمار آموزش دیده، اما به عنوان یک نویسنده در شرکت کارت پستال لس آنجلس کار می‌کند. پس از یک شب موسیقی که تام همراه با دوستش مکنزی (جفری آرند) و سامر سپری می‌کند، مکنزی در حالی که مست است اذعان می‌کند که تام به سامر علاقه‌مند است. سامر و تام شروع به آغاز دوستی می‌کنند، اما سامر به عشق حقیقی اعتقاد ندارد و به تام می‌گوید که هیچ وقت نمی‌خواهد دوست پسر داشته باشد.

تام به سامر بهترین نقطه مورد علاقه‌اش را در شهر را نشان می‌دهد و مدت زیادی را با سامر سپری می‌کند اما سامر همیشه به همین جمله که آنها فقط دوست هستند و به عشق واقعی اعتقاد ندارد بسنده می‌کند. سرانجام در روز ۲۹۰ تام و سامر فیلم فارغ‌التحصیل را می‌بینند و به رابطه‌شان پایان می‌دهند. سامر از شرکت خارج می‌شود و تام در افسردگی باقی می‌ماند.

چندین ماه بعد، تام، سامر را در راهش به سوی مجلس عروسی می‌بیند و دوباره با یکدیگر یکجا می‌شوند، در مجلس عروسی شرکت می‌کنند و سامر او را به یک مهمانی در خانه‌اش دعوت می‌کند. در روز مهمانی هنگام وارد شدن تام به منزل سامر، دو دید تام به مهمانی دیده می‌شود. یکی دید غیرواقعی و چیزی است که او انتظارش را داشت و دیگری دید واقعی و چیزی که او انتظار آنرا نداشت. تام حلقه نامزدی را در دست سامر می‌بیند و به افسردگی‌اش افزوده می‌شود. بعدها تام با مشورت دوستان و خواهرش (کلی مورتز) بهتر می‌شود. از شرکت کارت پستال خارج می‌شود و به حرفه اصلی‌اش، معماری روی می‌آورد.

روزهای سپری می‌شوند و به روز ۴۸۸ (اولین روز فیلم) می‌رسد، سامر، تام را در نقطهٔ مورد علاقه‌اش در شهر که قبلاً به او نشان داده بود می‌بیند و آنها حرف می‌زنند. تام از سامر در مورد نحوه رفتار او می‌پرسد، اینکه چرا با اینکه به عشق اعتقاد نداشته او را اینطور رها کرده و بعداً نامزد فرد دیگری می‌شود. سامر توضیح می‌دهد که با وجود اینکه تام در مورد عشق واقعی درست می‌گفت اما در مورد او اشتباه فکر می‌کرد. او گفت که در مورد تام هیچ وقت مطمئن نبوده و به همین خاطر یکباره همه چیز تغییر می‌کند. چند روز بعد در ۲۳ مه، روز چهارشنبه، تام می‌خواهد برای پستی در زمینه معماری مصاحبه‌ای انجام دهد که در جایی که نشسته، دختر دیگری (مینکا کلی) نیز برای همان پست انتظار می‌کشد. آنها صحبت می‌کنند و تام پیش از وارد شدن برای مصاحبه، از او می‌خواهد که با هم قهوه‌ای بنوشند، دختر اول قبول نمی‌کند اما بعد از لحظه‌ای دوباره تجدید تصمیم کرده و قبول می‌کند. هنگامی که تام نام او را جویا می‌شود، او می‌گوید نامش آتم (Autumn)است (آتم به معنی پاییز است) و داستان در همین‌جا ختم می‌شود.

 

کارگردانمارک وبتهیه‌کنندهمیسون نویک
جسیکا تاکینسکی
مارک واترز
استیون وولفنویسندهاسکات نویشتاتر
مایکل وبربازیگرانجوزف گوردون-لویت
زویی دشانلموسیقیمیخائل دانا
راب سیمونسنفیلم‌برداریاریک استیل‌برگتدوینآلن ادوارد بلتوزیع‌کنندهفاکس سرچین پیکچرز

تاریخ‌های انتشار

۱۷ ژانویه ۲۰۰۹
(سان دنس)
۱۷ اوت ۲۰۰۹
(ایالات متحده)

مدت زمان

۹۵ دقیقهکشورآمریکازبانانگلیسیهزینهٔ فیلم۷٫۵ میلیون دلار[۱]فروش گیشه۶۰٬۷۲۲٬۷۳۴ دلار[۲]

 

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

loneliness

تنهایی ، نیاز ، دوست

درود بر همراهان عزیز

گلنوش مطلبی فرستاده:

وقتی تنهائیم ، دنبال دوست می‌گردیم …
پیدایش که کردیم ، دنبال عیب‌هایش میگردیم !
وقتی که از دستش دادیم ،
در تنهایی دنبال خاطراتش می‌گردیم …!
مراقب قلب‌ها باشیم …
هیچ چیز آسان‌تر از قلب نمی‌شکند !

در پاسخ به این نوشته:

 

همانطور در نوشته هایی که به تئوری انتخاب دکتر گلسر پرداختم و از ۵ نیاز اساسی نام بردم… بیان کردم که همه ما برای برآورده کردن این پنج نیاز اساسی زندگی خود رو پیش می بریم…

آزادی، تفریح، عشق و احساس تعلق، بقا ، قدرت و پیشرفت

اساسی ترین نیاز بقاست و بقیه نیازها در انسان در ادامه همین نیاز اساسی هست

عشق و احساس تعلق یکی از این نیازهای اساسی انسان هست و همواره برای داشتن فرد یا گروهی که او رو درک کنه تلاش کرده…

البته که انسان نمی خواد تنها باشه بنابراین هم با یک نفر به طور خصوصی ارتباط می گیره و هم عضو گروهی می شه اعضا اون گروه مثل خودش هستند و احساس تعلق به اون گروه او رو شاد می کنه

در ضمن وقتی با شخصی به صورت خصوصی دوست هست احساس تعلق دو طرفه هم او رو شاد می کنه یعنی فکر می کنه که به یک نفر تعلق داره و یک نفر هم به او تعلق داره..

انسان نباید نیازهاش رو دست کم بگیره یا اونها رو نادیده بگیره یا اونها رو حقیر بدونه و فکر کنه که خودش فرد حقیری هست که این نیازها رو داره بعد فکر کنه که باید این نیازها رو سرکوب کنه تا فرد قوی باشه…

انسان لازم هست که بپذیره که نیازهایی داره و نباید اونها رو انکار کنه و راه صحیح برآورده کردن اونها رو هم یاد بگیره

در این مورد صحبت کردم و در سایت هست

اینکه انسان نیاز به غذا داره

اینکه انسان نیاز جنسی داره

اینکه انسان نیاز به هم دم داره

اینکه انسان نیاز به تفریح داره

در بسیاری از عقاید برخی از این نیازها بخصوص نیاز جنسی تحقیرآمیز قلمداد می شند و سعی می شه در جامعه پنهان نگهداشته بشه…

با پنهان کردن و سرکوب نیاز ، نه تنها اون نیاز از بین نمی ره که از طرق اشتباه ظاهر می شه و آسیب های جبران ناپذیری می زنه …چه در فرد چه در جامعه…

 

 

برسیم به بخش بعدی این نوشته که در مورد عیب جویی بعد از ایجاد رابطه نوشته…

در مورد جستجوی عیب ها هم اشاره کنم به نیاز عشق و احساس تعلق که نوشتم فرد در گروهی عضو می شه که اعضا با او اشتراکاتی دارند

همچنین فرد به طور خصوصی با شخصی دوست می شه که شباهت هایی به او داره

و در بخش هایی هم که به او شباهت نداره سعی می کنه اونها رو شبیه کنه

دو نفر بعد از مدتی زندگی مشترک اگر به همدیگه علاقه داشته باشند و بخوان که به احساس های طرف مقابلشون اهمیت بدند کم کم شبیه هم می شند حتا چهرشون هم کمی به هم شبیه می شه

البته اشکال نداره که افراد برای رشد همدیگه به هم کمک کنند

در گروه نیک اندیشان هم هدف ارتقا خود بود از طریق کمک گرفتن از همدیگه … در دوستی خصوصی دو نفره هم ، دو نفر می تونند برای ارتقا خود از همدیگه کمک بگیرند…

برای این ارتقا اگر ما از عادت های کنترل درونی به جای عادت های کنترل بیرونی استفاده کنیم موفق تر خواهیم بود و دوستی مسیر خوبی طی خواهد کرد…

در مورد عادت ها پیشتر توضیح نوشتم و در سایت هست

و از کتاب ازدواج بدون شکست نوشته دکتر گلسر glasser و ترجمه دکتر صاحبی می تونید کمک بگیرید…

 

 

اگر سوالی هست بفرمایید…

شاداب و سلامت باشید و شب در آرامش و لذت

love making

بیان دوست داشتن و ابراز عشق

درود بر همراهان عزیز

در مورد نوشته فریبا که در نوشته قبلی پاسخی کوتاه نوشته بودم ، توضیحات تکمیلی نوشتم.

 

فریبا نوشته:

سلام جناب یاوریان خسته نباشید
ممنون از مطالب خوبتون مثل همیشه عالی و کاربردی

استاد در این جا فرمودید که بیان احساسات در حال و زمان اکنون مهم هستند و من اینو صد در صد قبول دارم
ولی در قسمت دومش با طرح سوالی که میگه تو مرا دوست خواهی داشت ؟؟ که یعنی احساسی که الان دارم بگونه ای هست که مطمئن باشم تا ابد با تو هستم

از شما این سوالو دارم فرضا زنو شوهر موقع ازدواج مگر نه این که این پیمانو با هم میبندند که تا ابد با هم باشند ؟
این پرسشها از هم طبیعی نیست ؟
مگر نه این که ما ادمها در برابر هر کار و هر احساسی که برای هم بوجود میاریم مسئولیم ؟
این مسئولییت یعنی تو در برابر آن عملکرد تا وقتی با منی باید جوابگو باشی
اینگونه نیست؟؟

استنباط من از حرفهای شما نسبت به اون متن اینه که ..

من اکنون دوستت دارم و احساسم به تو در این زمان اینگونه هست و هیچ تضمینی برای بیان همین احساس در فردا برای تو نخواهم داشت

در پاسخ:

فریبای عزیز وقتی می پرسند چقدر دوسم داری یا تا کی دوسم داری؟ همانطور که نوشتم کافی هست کهفقط جنبه مثبت قضیه به طرف بگیم و نیازی نیست که جنبه منفی اون رو هم متذکر بشیم… احساسی که الان بهت دارم به گونه ای هست که می خوام تا ابد باهات باشم…

البته در ادامه اون می شه جملات مثبت دیگه ای رو هم بیان کرد مثل دلیل اینکه اینقدر دوست دارم اینه که خیلی خوب هستی و با من خیلی خوب رفتار می کنی و …

نیازی نیست شرایطی منفی یا مطالبی منفی ابراز بشه

 

در مورد تئوری انتخاب چندین شب نوشتم و همشون در وبلاگ سایت موجود هستند…

 

ما اگر سعی کنیم که پایه ذهنی خودمون رو قوی کنیم بقیه عملکرد خودمون رو بعد براساس اون خواهیم ساخت

اگر تئوری انتخاب آقای دکتر گلسر رو خوب یاد بگیریم بسیاری از جملاتمون رو می تونیم بر اون اساس طراحی کنیم

به مرور این توانایی رو پیدا می کنیم که هفت عادت کنترل درونی رو جایگزین هفت عادت کنترل بیرونی کنیم

 

اگر به این جملات دقت کنید براساس عادات کنترل بیرونی هستند یعنی به این هدف طراحی شدند که طرف مقابل رو تحت کنترل بگیرند

اما لازمه که ما همیشه خودمون رو تحت کنترل داشته باشیم و جملاتمون رو بر اساس عادات کنترل درونی یعنی ؛ گوش دادن، احترام گزاردن، حمایت کردن،… صحبت همیشگی بر سر مسائل….

 

 

در مورد قسمت پایانی مطلب شما… لازم هست که بیان کنم همانطور که نوشتم ما در مورد احساس اکنون خود صحبت می کنیم تا شرطی برای طرف مقابل خود ایجاد نکنیم … اگر می خواهیم شرط و مسوولیتی برای خودمان ایجاد کنیم قضیه با جملات آن عکس تفاوت پیدا می کند و مسوولیت آن با خود ماست… به طور مثال از منظر شما هنگام ازدواج به طرف مقابل می گوییم که می خواهیم تا ابد با شما باشیم… مسوول این جمله خود گوینده هست دلیل نمی شود که شنونده هرچند وقت یکبار آن را برای گوینده تکرار کند و بگوید تا زمانی که تو به آن جمله ای که گفتی پایبند باشی من دوستت دارم… این می شود کنترل بیرونی و به رابطه آسیب می زند…

 

و در پاسخ به جمله پایانی شما

بله هیچ تضمینی برای آینده وجود ندارد اما اینکه تضمینی برای آینده وجود ندارد دلیلی نمی شود که هر لحظه آن را برای خود و دیگری تکرار کنیم…. هیچ تضمینی وجود ندارد که وقتی دوچرخه سواری می کنیم زمین نخوریم… اگر بترسیم که زمین بخوریم هیچگاه دوچرخه سواری نخواهیم کرد…

درصدها و احتمال ها در زندگی مهم هستند… چند درصد احتمال وجود دارد که یک هواپیما سقوط کند؟

اگر احتمال سقوط هواپیما در جهان ۵۰% باشد چندنفر حاضر می شوند هواپیما سوار شوند

اما شاید احتمال سقوط هواپیما امروزه یک به ۱۰۰ میلیون پرواز باشه

بنابراین احتمال سقوط هواپیما بسیار کم هست و ما هواپیما سوار می شویم…

بنابراین اینکه در آینده یک زوج، احتمال جدایی وجود داشته باشد هم وجود دارد اما لزومی ندارد در موقعیتی جملاتی بیان شود که ما را یاد آینده رابطه بیاندازد..

چه بهتر که همواره جملات مثبت و امیدبخش که احساس امروز ما بیانگر آن هست بیان گردند… احساس امروز من این هست که می خواهم تا ابد با تو باشم… هم احساسم را بیان کردم و هم ابدی بودن رابطه را در جمله خود گنجاندم…

 

شاداب و سلامت باشیم در آگاهی

شبتون در آرامش

 

woman's right

حقوق زن

درود بر همراهان عزیز

امشب می خوام در ادامه صحبت قبل در مورد حقوق زن صحبت کنم

در مورد شناخت زن از خودش صحبت کردم

اینکه زنان دنبال حقوق برابر هستند تا چه اندازه از خود و حقوق خود شناخت دارند؟

فعالان حقوق زنان در مورد شناساندن حقوق زنان به زنان فعالیت می کنند اما در مورد شناخت زن از خودش فعالیتی ندارند…

در ابتدا لازمه که زن خودش رو بشناسه و مسیر خودش رو تعیین بکنه تا بعد به دنبال مطالبه حقوق برابر باشه

نمی شه هم مدرن بود و هم سنتی

نمی شه که زن حقوق برابر بخواد اما بخواد خودش سنتی باشه…

لازم هست که تکلیف خودش رو با خودش روشن کنه

سبک سنگین کنه که هر روش چه مزایا و معایبی داره و تصمیمش رو بگیره که مدرنیته یا سنت رو انتخاب کنه

از نظر ذهنی نمی شه قسمتی از هر دو رو انتخاب کرد اما در راهکار می شه برخی از راهکارها رووترکیب کرد تا به خواسته خود که یا مدرنیته هست یا سنت رسید…

به طور مثال در ازدواج اگر حقوق برابر بخواهد می تواند حق طلاق ، حق حضانت فرزند، حق سفر، حق اشتغال، حق تحصیل، حق انتخاب محل سکونت را به دست بیاورد اما در قبال آن…

 

لازم هست که به طور برابر کار کنند و در ساخت خانه و زندگی مشارکت داشته باشد و مهریه ای در کار نخواهد بود چرا که هر دو انسان با هم برابرند و یکی به دیگری ارجح نیست و هدیه ای هم در کار نیست…

اگر سنت را انتخاب کند ، مرد خانه را تهیه خواهد دید، به زن مهریه پرداخت خواهد کرد و در عوض زن تمام حقوق انسانی خود را از دست خواهد داد…

در روش سنتی که برابری وجود ندارد ، حق طلاق و حقوق دیگر را ندارد و دنبال رو تصمیمات مرد است و در قبال آن مهریه دریافت می کند

بنابراین نمی توان هم به برابری معتقد بود و هم مهریه دریافت کرد

اینجاست که تاکید می کنم نمی توان دو روش مدرنیته و سنت را با هم ترکیب کرد چون فلسفه برابری زیرسوال می رود…

حال زن اگر برابری را انتخاب کند به دلیل قوانین موجود لازم هست روش هایی اتخاذ گردد تا این برابری تامین شود… به طور مثال در عقدنامه ذکر مهریه ضروری هست که با یک کتاب یا یک سکه می توان آن را پر کرد و حقوق هم لازم است جداگانه در دفتر اسناد رسمی مستند گردند

ترکیب این دو عجیب است که زن حقوق برابر را می خواهد و می گوید که مهریه جزو سنت هست و قابل حذف نیست!!!

اینجاست که نوشتم از نظر ذهنی این دو یعنی مدرنیته و سنت قابل ترکیب نیستند چرا که ذهن زن با وجود حقوق برابر با قبول مهریه خود را موجودی دیگرگون در نظر می گیرد که لازم است از طرف مقابل هدیه ای دریافت کند و این طرز تفکر برابری را زیر سوال می برد…

به غیر از ازدواج در موارد بسیاری از جمله دریافت دستمزد برابر نیز لازم هست بررسی هایی صورت گیرد

به طور نمونه در فرهنگی که در آن در زندگی مشترک زن دستمزد خود را برای خود محفوظ می داند و اعلام می کند که مرد باید خرج خانه را بدهد چگونه می توان دستمزد را برابر تعریف کرد

بنابراین زندگی مشترک یا ازدواج در حقوق برابر بسیار تعیین کننده است

اگر ذهن برابر در هر دو طرف ازدواج شکل گرفته باشد به مرور در موارد دیگر جامعه نیز تاثیر گذاشته و حقوق برابر اجتماعی را به مرور برای زن به دنبال خواهد داشت….

بنابراین به نظر من در وهله اول برای به دست آوردن حقوق برابر اجتماعی لازم هست زن تکلیف ذهنی خود را برای خودش روشن کند و به این منظور چه خوب است که فعالان برابری حقوق زنان به ارتقا شناخت زنان از برابری تلاش کنند

اگر سوالی هست در خدمتم

شاداب و سلامت باشید

شبتان خوش در آرامش

 

سینا یاوریان – سخنران، مدرس و مشاور روانشناسی

 

خانم قیصری نوشتن:

سلام شبتون نیک
صحبتهاتون بسیار بسیار مفید و ارزنده بود اما در مورد این شناخت فکر میکنم اقایون هم باید در موردش مطالعه داشته باشند مخصوصا در رابطه با حقوق برابر در کار کردن بنظرم از خود گذشتگی خانمها در طول زندگی بسیار بیشتر از اقایون هست البته بیشتر از نظر احساسی و ناخود اگاه و همین امر خیلی وقتها باعث پایمال شدن حقوق خانمها در برابر اقایون خواهد شد بنابر این فکر میکنم این شناخت خیلی وسیعتر هست و اقایون هم باید به این شناخت و حقوق برابر اگاه بشن

پاسخ:

درود بر شما خانم قیصری… البته در مورد شناخت زن در شب گذشته نوشتم و این به هر دو طرف مربوط می شه یعنی هم زن و هم مرد لازم هست که زن رو بشناسند اما موضوعی که در ادامه مطرح کردم این بود که اگر خود زن به خود و حقوق خود شناخت نداشته باشه نمی تونه از مرد انتظار شناخت زن رو داشته باشه بنابراین گام اول با اولویت بسیار بالا ارتقا شناخت زن در مورد خودش و حقوقش هست‌ … سلامت و شاداب باشید و سپاس از مشارکتتون