ضرورت تغییر - مربی

ضرورت تغییر – نیاز به مربی

 

آیا ما به مربی نیاز داریم؟ چه لزومی دارد رفتار و معیار انتخاب خود را تغییر دهیم؟ آیا نتیجه متفاوتی می خواهیم؟

 

ویدیوی آشنایی دختر و پسر را نیز ببینید.

ویدیوی دوستی اجتماعی را نیز ببینید.

برای آشنایی با روش دکتر یاوریان می توانید این ویدیو را تهیه کنید.

 

 

سینا یاوریان

سخنران ، مربی و مشاور روانشناسی

مردمان دوران بحران

ایرانی ها ؛ مردمان دوران بحران هستند…

در خصوص سوپرمارکت ها در ایران در دوران کرونا

در خصوص رقص پرستارها و کادر درمانی

در خصوص سنت ایرانی ها و فرهنگ و تمدن نهادینه شده در ژن ایرانی

 

ویدیوی آشنایی دختر و پسر را نیز ببینید.

ویدیوی دوستی اجتماعی را نیز ببینید.

برای آشنایی با روش دکتر یاوریان می توانید این ویدیو را تهیه کنید.

 

 

سینا یاوریان

سخنران ، مربی و مشاور روانشناسی

آداب معاشرت

آداب معاشرت – بخش چهارم (پایانی)

آِیا خانم ها مقدمند؟

در این بخش در مورد نمونه هایی از آداب معاشرت از جمله آداب دست دادن ، آداب خطاب قرار دادن و آداب سلام دادن صحبت می کنم…

 

 

ویدیوی آشنایی دختر و پسر را نیز ببینید.

ویدیوی دوستی اجتماعی را نیز ببینید.

برای آشنایی با روش دکتر یاوریان می توانید این ویدیو را تهیه کنید.

 

 

سینا یاوریان

سخنران ، مربی و مشاور روانشناسی

آداب معاشرت

آداب معاشرت ، زیبایی و اعتماد به نفس – بخش سوم

 

در این بخش در مورد آراستگی و زیبایی که یکی از راهبردهای آداب معاشرت هست صحبت می کنم…

 

 

ویدیوی آشنایی دختر و پسر را نیز ببینید.

ویدیوی دوستی اجتماعی را نیز ببینید.

برای آشنایی با روش دکتر یاوریان می توانید این ویدیو را تهیه کنید.

 

 

سینا یاوریان

سخنران ، مربی و مشاور روانشناسی

آداب معاشرت

آداب معاشرت – بخش دوم

 

آداب معاشرت

 

از دکتر یاوریان بشنوید…

 

ویدیوی آشنایی دختر و پسر را نیز ببینید.

ویدیوی دوستی اجتماعی را نیز ببینید.

برای آشنایی با روش دکتر یاوریان می توانید این ویدیو را تهیه کنید.

 

 

سینا یاوریان

سخنران ، مدرس و مشاور روانشناسی

آداب معاشرت

آداب معاشرت و اعتماد به نفس

 

آداب معاشرت

 

از دکتر یاوریان بشنوید…

 

ویدیوی آشنایی دختر و پسر را نیز ببینید.

ویدیوی دوستی اجتماعی را نیز ببینید.

برای آشنایی با روش دکتر یاوریان می توانید این ویدیو را تهیه کنید.

 

 

سینا یاوریان

سخنران ، مدرس و مشاور روانشناسی

روز عشاق

روز مادر ، روز زن ، روز عشاق

 

روز مادر ، روز زن ، روز همسر ، روز عشق و روز عشاق

مادر اولین عشق است. در میان همه موجودات عشق مادر زبانزد هست.

از دکتر یاوریان بشنوید…

آشنایی دختر و پسر یکی از موهبات هست که با شناخت قبلی این دو جنس از همدیگر می تواند به نتیجه خوبی بیانجامد.

ویدیوی آشنایی دختر و پسر را نیز ببینید.

ویدیوی دوستی اجتماعی را نیز ببینید.

برای آشنایی با روش دکتر یاوریان می توانید این ویدیو را تهیه کنید.

 

 

سینا یاوریان

سخنران ، مدرس و مشاور روانشناسی

Five_hundred_days_of_summer

۵۰۰ روز با سامر

۵۰۰ روزِ سامر (به انگلیسیn۵۰۰ Days of Summer) فیلمی رمانتیک کمدی درام محصول سال ۲۰۰۹ است. داستان آن توسط اسکات نویشتاتر و مایکل اچ. وبر نوشته، توسط مارک وب کارگردانی و توسط مارک واترز تولید شده است. در این فیلم جوزف گوردون لویت و زویی دشانل نقش‌های اصلی را بر عهده داشتند. فیلم از ساختار روایت غیر خطی استفاده کرده، با داستانی تکیه بر شخصیت مرد و حافظهٔ او که به گذشته بازمی‌گردد و شکست‌های خود را بررسی می‌کند.[۳] عکاسی اصلی آن در آوریل ۲۰۰۸ در لس‌آنجلس، کالیفرنیا آغاز شد.

فیلم به موفقیتی گسترده و تحسین بسیاری از سوی منتقدان روبرو شد و با درآمد بیش از ۶۰ میلیون دلار به صورت جهانی، با بودجه ۷٫۵ میلیون دلار موفقیت فروش بسیار خوبی نیز داشت. بسیاری از منتقدان فیلم را به عنوان یکی از بهترین فیلم‌های سال ۲۰۰۹ انتخاب کردند.[۴][۵]

 

فیلم در ساختار روایت پست مدرن غیرخطی ارائه شده است، بدین معنی که داستان به روزهای مختلف آشنایی و کارهای تام و سامر در ۵۰۰ روز ارتباطشان می‌پردازد؛ این خلاصه یک نسخه خطی از حوادث فیلم است. در شروع فیلم، راوی اعلام می‌کند که، «پیش از اینکه فیلم را ببنیدید، باید بدانید که این یک فیلم عاشقانه نیست».

داستان فیلم از یکی از روزهای پایانی فیلم، روز ۴۸۸ شروع می‌شود و یکباره همه چیز به روز اول بازمی‌گردد. داستان اصلی از تاریخ ۸ ژانویه هنگامی که تام هانسن (جوزف گوردون-لویت) با سامر فین (Summer) (زویی دشانل)، (سامر به معنی تابستان است) دستیار جدید رئیسش (کلارک گرگ) در دفتر دیدار می‌کند شروع می‌شود. تام به عنوان یک معمار آموزش دیده، اما به عنوان یک نویسنده در شرکت کارت پستال لس آنجلس کار می‌کند. پس از یک شب موسیقی که تام همراه با دوستش مکنزی (جفری آرند) و سامر سپری می‌کند، مکنزی در حالی که مست است اذعان می‌کند که تام به سامر علاقه‌مند است. سامر و تام شروع به آغاز دوستی می‌کنند، اما سامر به عشق حقیقی اعتقاد ندارد و به تام می‌گوید که هیچ وقت نمی‌خواهد دوست پسر داشته باشد.

تام به سامر بهترین نقطه مورد علاقه‌اش را در شهر را نشان می‌دهد و مدت زیادی را با سامر سپری می‌کند اما سامر همیشه به همین جمله که آنها فقط دوست هستند و به عشق واقعی اعتقاد ندارد بسنده می‌کند. سرانجام در روز ۲۹۰ تام و سامر فیلم فارغ‌التحصیل را می‌بینند و به رابطه‌شان پایان می‌دهند. سامر از شرکت خارج می‌شود و تام در افسردگی باقی می‌ماند.

چندین ماه بعد، تام، سامر را در راهش به سوی مجلس عروسی می‌بیند و دوباره با یکدیگر یکجا می‌شوند، در مجلس عروسی شرکت می‌کنند و سامر او را به یک مهمانی در خانه‌اش دعوت می‌کند. در روز مهمانی هنگام وارد شدن تام به منزل سامر، دو دید تام به مهمانی دیده می‌شود. یکی دید غیرواقعی و چیزی است که او انتظارش را داشت و دیگری دید واقعی و چیزی که او انتظار آنرا نداشت. تام حلقه نامزدی را در دست سامر می‌بیند و به افسردگی‌اش افزوده می‌شود. بعدها تام با مشورت دوستان و خواهرش (کلی مورتز) بهتر می‌شود. از شرکت کارت پستال خارج می‌شود و به حرفه اصلی‌اش، معماری روی می‌آورد.

روزهای سپری می‌شوند و به روز ۴۸۸ (اولین روز فیلم) می‌رسد، سامر، تام را در نقطهٔ مورد علاقه‌اش در شهر که قبلاً به او نشان داده بود می‌بیند و آنها حرف می‌زنند. تام از سامر در مورد نحوه رفتار او می‌پرسد، اینکه چرا با اینکه به عشق اعتقاد نداشته او را اینطور رها کرده و بعداً نامزد فرد دیگری می‌شود. سامر توضیح می‌دهد که با وجود اینکه تام در مورد عشق واقعی درست می‌گفت اما در مورد او اشتباه فکر می‌کرد. او گفت که در مورد تام هیچ وقت مطمئن نبوده و به همین خاطر یکباره همه چیز تغییر می‌کند. چند روز بعد در ۲۳ مه، روز چهارشنبه، تام می‌خواهد برای پستی در زمینه معماری مصاحبه‌ای انجام دهد که در جایی که نشسته، دختر دیگری (مینکا کلی) نیز برای همان پست انتظار می‌کشد. آنها صحبت می‌کنند و تام پیش از وارد شدن برای مصاحبه، از او می‌خواهد که با هم قهوه‌ای بنوشند، دختر اول قبول نمی‌کند اما بعد از لحظه‌ای دوباره تجدید تصمیم کرده و قبول می‌کند. هنگامی که تام نام او را جویا می‌شود، او می‌گوید نامش آتم (Autumn)است (آتم به معنی پاییز است) و داستان در همین‌جا ختم می‌شود.

 

کارگردانمارک وبتهیه‌کنندهمیسون نویک
جسیکا تاکینسکی
مارک واترز
استیون وولفنویسندهاسکات نویشتاتر
مایکل وبربازیگرانجوزف گوردون-لویت
زویی دشانلموسیقیمیخائل دانا
راب سیمونسنفیلم‌برداریاریک استیل‌برگتدوینآلن ادوارد بلتوزیع‌کنندهفاکس سرچین پیکچرز

تاریخ‌های انتشار

۱۷ ژانویه ۲۰۰۹
(سان دنس)
۱۷ اوت ۲۰۰۹
(ایالات متحده)

مدت زمان

۹۵ دقیقهکشورآمریکازبانانگلیسیهزینهٔ فیلم۷٫۵ میلیون دلار[۱]فروش گیشه۶۰٬۷۲۲٬۷۳۴ دلار[۲]

 

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

interaction

تعامل در جهت ارتقا

درود بر همراهان عزیز

 

 

در ادامه صحبت  شب گذشته می خوام بنویسم

در سال ۸۱ که وبلاگ نویسی آشنا شدم بلافاصله وبلاگ خودم رو بر روی سایت شخصیم طراحی کردم

وبلاگ رو وسیله ای دیدم که می تونه من رو به یکی از اهدافم در راستای رسالتی که از نوجوانی برای خودم تعیین کرده بودم برسونه…

تشکیل یک گروه برای کمک به افراد جامعه

بعد از یک سال که با وبلاگ نویس های بسیاری ارتباط برقرار کرده بودم… پیشنهاد تشکیل گروه نیک اندیشان رو اعلام کردم

همه این مطالب در سایت نیک اندیشان و در تاریخچه اون ذکر شده

اما اینجا مختصری رو بیان می کنم

از ۲۵ نفر که دعوت کرده بودم ۸ نفر اومدن

می خوام تاکید کنم که گروه نیک اندیشان یک گروه حضوری و عملی بود

از این ۸ نفر ۲ نفر در تشکیل گروه اعلام آمادگی کردند و ۲ نفر دیگه در برخی نشست ها شرکت کردند…

هدف گروه ارتقا شخصی بود

شعار گروه ؛ بیایید از خود شروع کنیم

وسیله گروه برای ارتقا شخصی؛ ارتباط افراد بود

با ارتباط گرفتم و تعامل ، افراد می تونند رشد کنند

با خواندن صرف کتاب یا شرکت در کلاس ها نمی شه ارتقا رو تجربه کرد

هر هفته یک نشست دو ساعته که بچه ها تا ۳ ساعت ترک نمی کردند تشکیل می شد با صحبت در حول یک موضوع خاص البته یک نفر هم به طور داوطلبانه کتابی رو معرفی می کرد و یک نفر شعری یا سخنی زیبا را برای اعضا که هنراهان نامیده می شدند می خواند

موضوع یک بهانه هست برای صحبت

هرچند که یک موضوع تعیین شده سبب تبادل اطلاعتی در اون زمینه می شه اما مهمتر از اون اطلاعات ارتباط گرفتن افراد و روش تعاملات هست…

 

پس روش گروه نیک اندیشان برای ارتقا، فراهم کردن محیطی برای تبادل اطلاعات نبود بلکه فراهم کردن محیطی برای تعاملات و ارتقا روش های تعامل بود که منجر به ارتقا فرد می شد…

 

نوشته زیر را یک خانم در اینستاگرام که خود را روانشناس معرفی می کند نوشته است:

“اگه یک نفر ازت پرسید چقد دوسم داری؟ نگو بی نهایت! بگو اندازه ای که هستی.

اگه پرسید تا کی دوسم داری؟ نگو تا ابد بگو تا وقتی هستی.

اگه پرسید….”

 

من با جملات این نوشته موافق نیستم

دوست داشتن یا پاسخ دادن به اینگونه سوالات نمی تواند شرطی باشد….

وقتی کسی را دوست داری ، در زمان حال دوست داری و نمی توانی در مورد گذشته و آینده صحبت کنی

می توانی در مورد احساس اکنونت صحبت کنی… در پاسخ به این سوال که تا کی مرا دوست خواهی داشت؟ با این جمله شروع می کنی که احساسی که الان دارم ….بگونه ای هست که می خواهم تا ابد با تو باشم…

احساس خود را به عملکرد او وصله نمی کنی

فریبا نوشته:

سلام جناب یاوریان خسته نباشید
ممنون از مطالب خوبتون مثل همیشه عالی و کاربردی

استاد در این جا فرمودید که بیان احساسات در حال و زمان اکنون مهم هستند و من اینو صد در صد قبول دارم
ولی در قسمت دومش با طرح سوالی که میگه تو مرا دوست خواهی داشت ؟؟ که یعنی احساسی که الان دارم بگونه ای هست که مطمئن باشم تا ابد با تو هستم

از شما این سوالو دارم فرضا زنو شوهر موقع ازدواج مگر نه این که این پیمانو با هم میبندند که تا ابد با هم باشند ؟
این پرسشها از هم طبیعی نیست ؟
مگر نه این که ما ادمها در برابر هر کار و هر احساسی که برای هم بوجود میاریم مسئولیم ؟
این مسئولییت یعنی تو در برابر آن عملکرد تا وقتی با منی باید جوابگو باشی
اینگونه نیست؟؟

 

استنباط من از حرفهای شما نسبت به اون متن اینه که ..

من اکنون دوستت دارم و احساسم به تو در این زمان اینگونه هست و هیچ تضمینی برای بیان همین احساس در فردا برای تو نخواهم داشت

پاسخ :

فریبای عزیز ، بله این سوال ها چندان مناسب نیستند اما افراد در سطوح مختلف، متفاوت عمل می کنند و گاهی اکثر افراد برای تکرار شنیدن دوستت دارم این سوال را می پرسند و از شنیدن تایید چندین باره لذت می برند… البته اگر بدون سوال بگیم دوست دارم خوبه ولی باز می پرسه چقدر ؟ تا کی؟…

فرصت شد باز می نویسم….

 

 

شاداب و سلامت باشید

شب در آرامش

 

سینا یاوریان – سخنران، مدرس و مشاور روانشناسی

اگر دوستش داری رهاش کن بره اگه دوستت داشته باشه برمی گرده

درود بر همراهان عزیز

 

موضوع صحبتمون در مورد این عکس و نوشته روی اون هست

نوشته اگر دوستش داری رهاش کن بره اگه دوستت داشته باشه برمی گرده…

اما در عکس یک تضادی رو با جمله نشون می ده که اگه پسر دختر رو رها کنه برگشتی نخواهد بود…

این جمله در بین دختران در مورد پسران معمول بوده و همدیگه رو با این جمله آروم می کردن…

اگر دوستش داری رهاش کن بره اگه دوستت داشته باشه برمی گرده…

و خیلی از مشاورها هم با این جمله مشاوره میدن

اما همه چیز به موقعیت و خلق و خوی طرفین بستگی داره

به طور معمول این جمله تحقق پیدا نمی کنه و با وجود دوست داشتن ، برگشتنی اتفاق نمی افته

همونطور که در تئوری گلسر بارها تاکید شد راه حل اینه که با گفت و گوش مسایل حل بشه و جدایی اتفاق نیافته…

همونطور که در عکس نشون داده شاید موقعیت به گونه ای باشه که اگه رهاش کنی از دست رفته

به طور مثال بدون اینکه خودش بدونه در دامی افتاده که اگه همراهیش نکنی و رهاش کنی بدون اینکه خودش بدونه به خود آسیب می زنه

تنها راه گفت و گوش هست

 

ممکنه قبل از اینکه شما بدونی اون رهات کرده

 

همونطور که نوشتم گاهی دوست داشتن هم هست اما چون رنجیده دیگه برنمی گرده

 

یک آقایی با آقای هلاکویی تماس گرفته بود

تعریف کرد که همسرش با گریه براش گفته که هشت ماهی هست با یه آقا ارتباط داره و می خواد که بره یک خونه جدا اجاره کنه و با اون آقا ادامه بده

آقای هلاکویی پرسید از من چه کمکی می خوای

اون آقا گفت راهی بهم بگید که باهاش صحبت کنم یا کارهایی بکنم که رابطه مون درست بشه… در ضمن تاکید کرد که با هم مشکلی نداشتن…

فقط از ۶ ماه پیش با هم رابطه جنسی نداشتن… همین موضوع نشون می ده که اون رهاش کرده بوده… فاصله که بیشتر می شه می تونه نشونه باشه

 

آقای هلاکویی در پاسخ گفت که کدوم رابطه کدوم زندگی درست بشه… ایشون انتخابش رو کرده و شما می خوای با کسی که ترکت کرده چه صحبتی بکنی…

پس اگه رابطه یکطرفه باشه رابطه رو با گفت و گوش هم نمی شه درست کرد و باید رهاش کرد و امیدی هم به برگشتش نباید داشت

هنگامی که نوشتم با گفت و گوش سعی کنیم رابطه رو درست کنیم در مورد رابطه ای نوشتم که دو طرف می خوان

و با این جمله که رهاش کنی اگه دوست داره برمی گرده کاری از پیش نمی ره…

 

در مورد اون آقا هم چاره ای نبود جز اینکه با مراقبه خودش رو آروم کنه …

در واقع این عکس اون جمله رو به چالش می کشه و می گه اگه کسی رو که دوستت داره رهاش کنی امیدی نداشته باش که برگرده..

برخی برای جلب توجه بعضی کارها رو انجام میدن که طرف مقابل رو به فکر وادارند که کار بسیار اشتباهی هست و همانطور که نوشتم تنها راه گفت و گوش هست

و چه خوبه که همونطور که در شب های پیش اشاره کردم همه برند مشاور و طرحواره هاشون رو شناسایی کنند و اونها رو غیرفعال کنند..

 

هر چیزی هزینه ای داره… وقتی شما وارد یک رابطه می شی هم مزایایی داره هم معایبی

 

از یک طرف باید برای رابطه وقت بزاری از طرف دیگه لذت هایی رو تجربه می کنی و ممکنه جدایی هم داشته باشه و آسیب… پاسخ شما همون شناخت طرحواره هاست که آسیب رو کاهش بده…

 

بسیاری از آقایون و خانم هایی که جدا شدند گفتند که ای کاش مشاوره رو قبل از ازدواج اجباری می کردند نه قبل از طلاق…

پس اگر کسی رو در شرف ازدواج یا همسری دوستی می شناسید تاکید کنید که با تایید مشاور ازدواج یا دوستی همسری کنند… تست شخصیت و بسیاری مراحل دیگه….

هنوز بسیاری از تحصیل کرده های ما هم با این موضوع مشاوره قبل از ازدواج آشنا نیستند

 

شاداب و سلامت باشید

شبتون خوش و در آرامش

سینا یاوریان – سخنران، مدرس و مشاور روانشناسی