راز موفقیت چیست؟ راز موفقیت 3 راز موفقیت که هیچ کس به شما نخواهد گفت                    2 1024x613

۳ راز موفقیت که هیچ کس به شما نخواهد گفت

از تمام قول و قرارهای دروغی که به شما داده اند، خسته شده اید؟

احتمالا چیزی که تاکنون درباره موفقیت شنبده اید این است که، رسیدن به موفقیت و اهداف در زندگی ساده است و با تلاش زیاد می توانید به آن ها برسید. اما بیایید منطقی فکر کنیم. زمان های زیادی بوده است که به سختی کار و تلاش کرده اید و در نهایت هم شکست خوردید.

و احتمالا با این فرمول معروف آشنایی دارید:

زیاد تلاش کن. به یک مدرسه خوب برو و در نهایت هم صاحب یک شغل خوب شو که برنامه ی منظم و بازنشستگی دارد.

بعد از آن هر سال را به سختی کار می کنید تا پول بیشتری درآورید و حقوق تان افزایش یابد. در این حین باید به رئیس تان هم جواب پس بدهید که اصلا به رشد فردی و شغلی شما حتی فکر نمی کند.

حالا شما با تلاش و پشتکار به جایی رسیده اید که قبلا تصور می کردید موفقیت است؛ اما فقط دچار روزمرگی و خستگی های شدید می شوید.

چیزی که هیچ کس به شما نمی گوید این است که شاید این فرمول برایتان ثبات و آسایش را ایجاد کند، اما حداکثر فقط ۵۰% از وجودتان را اشباع و راضی می کند، و شما را به موفقیت حقیقی نمی رساند. پس راز موفقیت چیست؟

راز موفقیت چیست؟ راز موفقیت 3 راز موفقیت که هیچ کس به شما نخواهد گفت                    3

به یاد زمانی افتادم که پس از دانشگاه بلافاصله ۶ شغل عوض کردم. آن زمان غیرقابل انتظارترین بخش زندگی من بود. من هنوز درونم پر از افکار منفی بود، هنوز مشکل اعتماد به نفس و عزت نفس داشتم و هنوز به خودم باور قلبی نداشتم. من احساس یک آدم شکست خورده و بازنده را داشتم.

گاهی بعضی مردم توصیه هایی به شما می کنند، که نه تنها شما را به موفقیت نزدیک نمی کند، بلکه شما را سردرگم تر از قبل می کند. مثلا می گویند:

  • فقط آنچه را انجام بده که تو را خوشحال می کند.
  • احساساتت را دنبال کن و پس از آن پول به دنبالت خواهد آمد.
  • صبر کن، من مطمئنم که تو به اهدافت میرسی.

این حرف ها و عبارات فقط بیشتر باعث می شد که من بیشتر احساس کنم که گیر افتاده ام.

پس راز موفقیت چیست؟

سایمون سینک ،نویسنده کتاب با چرا شروع کن، داستانی جذاب دارد. این داستان کمک خوبی برای دانستن راز موفقیت به ما می کند.

یک بار برای مراسمی به یک شرکت معروف و با عملکرد بالا رفتم و در آن جمع سوالی پرسیده شد: «کدام یک از شما به اهداف مالی خود رسیده اید؟» جالب است بدانید که ۸۰% جمعیت سالن دست خود را به نشانه ی مثبت بالا بردند. سوال بعدی این بود: «کدام یک از شما احساس موفقیت در زندگی دارید؟»

و این بار در کمال تعجب بعضی دست ها پایین آمدند. این مثال کوچک نشان می دهد که هیچ ارتباطی بین احساس موفق بودن و اندازه گیری میزان استاندارد موفقیت وجود ندارد.

راز موفقیت چیست؟ راز موفقیت 3 راز موفقیت که هیچ کس به شما نخواهد گفت                    5

تعریف درست موفقیت

در بیشتر زندگی ام، من بعد از دستیابی به هر هدف، فورا دنبال رسیدن به دیگری بودم. من به تمام دنیا سفر کردم. با سلبریتی های مختلف فیلم ساختم و حقوق های بسیار بالایی دریافت کردم، اما باورتان نمی شود هیچ کدام از این ها در من حس موفقیت ایجاد نکرد. تا زمانی که درون خودم را عمیقا جستجو کردم تا یاد بگیرم و بفهمم که به راستی راز موفقیت چیست و چه چیزی واقعا من را راضی و خوشحال می کند.

این ضربه، نقطه ی عطفی برای من بود

من بیشتر عمرم را با دنبال کردن حرف هایی که بقیه مردم به من می زدند، احساس موفقیت کردم.

من به اشتباه فکر می کردم که اگر پول بیشتری به دست آورم، شهرت بیشتری کسب کنم و به اهداف بیشتری در زندگیم برسم، احساس موفقیت خواهم کرد اما این درست نبود. در نهایت بعد از اینکه در این مورد کامل فکر کردم، تصمیم گرفتم که این چرخه ی معیوبی که من را پی در پی برای رسیدن به چیز دیگری آماده می کرد، تمام کنم.

مشکل بزرگ این است که ما بدون تفکر تنها چیزهایی را دنبال می کنیم که به ما گفته شده است. ما راز موفقیت مان را در حرف های مردم دنبال می کنیم!

آندره آغاسی یکی از بزرگترین تنیس بازهای دنیا است که صراحتا اعلام کرده که از ورزش تنیس متنفر است! و تنها به این دلیل که پدرش به او فشار می آورده، این ورزش را دنبال کرده است.

مادر ببرها فرزندانش را به درون مشکلات هل می دهد تا آن ها بتوانند در آینده با مقام و موقعیت زندگی کنند. حتی دوستان اطراف ما هم در مورد موفقیت اشتباه فکر می کنند و دائم به دنبال کسب پول و شهرت هستند. چرا که جامعه آن ها را اینطور مجبور کرده است.

اما باید بدانید که بین چیزی که مردم به شما می گویند موفقیت است و آن چیزی که خودتان حس می کنید، معمولا ارتباطی وجود ندارد! تعجبی ندارد که یک تحقیق در آمریکا نشان می دهد که حدود ۵۰% مردم از شغل خود احساس رضایت نمی کنند.

از هر ۶ امریکایی، یکی از آن ها نسخه ی روان پزشکی دارد و بیشتر آن ها داروهای ضد افسردگی و ضد اضطراب مصرف می کنند.

پس برای فهمیدن این موضوع، من شخصا سفر کردم تا ببینم که چه چیزی به مردم واقعا احساس موفقیت می دهد و رازهای موفقیت در چه چیز یا چیزهایی است؟

۳ راز موفقیت که هیچ کس به شما نخواهد گفت

در طول این سفر من اطلاعاتی فراتر از توصیه های کلیشه ای مردم و کتاب ها پیدا کردم. بعد از ملاقاتم با مردمی که هم موفق و هم شاد بودند، من سه موضوع مشترک را بین آن ها پیدا کردم که بیش از هر چیزی به چشم می آمد:

راز موفقیت چیست؟ راز موفقیت 3 راز موفقیت که هیچ کس به شما نخواهد گفت

۱- اولین راز موفقیت: خودتان سکان دار زندگی تان باشید

افرادی که به موفقیت واقعی می رسند، هیچگاه آن را تصادفا پیدا نمی کنند. آن ها بسیار مصممند و برای پیدا کردن حقیقتی که برای آن ها در زندگیشان مهم است، تلاش می کنند.

افراد موفق، به جای گوش دادن به دوستان، خانواده، کتاب ها و… که چگونه باید زندگی کنند، خودشان متوجه می شوندکه مالکیت زندگی برای خودشان است و این حق و مسئولیت آن ها است که سرنوشت کامل خود را در دست داشته باشند. البته این به این معنی نیست که در طول زندگی تان از کمک و مشورت دیگران استفاده نکنید. قطعا در حدی باهوش هستید که منوجه منظور نگارنده شوید.

افراد موفق به موفقیت واقعی می رسند، چرا که یکی از رازهای موفقیت را فهمیده اند:

این که با نصیحت و صحبت های دیگران در زندگی پیش بروی کاری ساده است، چرا که بعدا اگر مسیر غلطی را به تو نشان داده باشند، می توانی دیگران را مقصر بدانی!

هیچ راه آسانی برای رسیدن به موفقیت وجود ندارد. کسانی که به موفقیت حقیقی می رسند این راز موفقیت را می دانند که زندگی کردن برای ساده تر کردن آن نیست. زندگی کردن برای قوی تر کردن خود انسان است.

و تنها راه قوی شدن در مسیر زندگی این است که بدانید شما تنها شخصیت اصلی در داستان زندگی تان هستید. این بدین معنی است که از یک جا نشستن و سپردن مسیر به دست دیگران یا سرنوشت دست بردارید و خودتان اقدامی انجام دهید.

افراد موفق می دانند که انگیزه پیدا شدنی نیست، ساختنی است. آن ها بدون توجه به اینکه بقیه مردم درباره ی آن ها چه می گویند، احساسات و انگیزه های درونی خود را دنبال می کنند.

“این منتقد نیست که حساب می کشد. مردی نیست که نشان می دهد بقیه چطور سکندری می خورند یا افراد کجای کار را می توانستند بهتر انجام دهند. اعتبار واقعی برای کسی است که واقعا در صحنه ی زندگی است. صورتش از خون و گرد وغبار پر شده است.

مردی که با جدیت تلاش می کند، اشتباه می کند و دوباره و دوباره شکست می خورد؛. چرا که هیچ تلاشی بدون شکست نخواهد بود. اما درون خود را خوب می شناسد، انگیزه هایش را می داند و برای کاری ارزشمند تلاش می کند.

این انسان موفق می داند که اگر به موفقیت خود دست یابد، یا اگر در بدترین حالت شکست بخورد، حداقل جسارت انجام آن را داشته است. و این آدم هرگز ناکام نبوده. و مانند روح های ترسو نیست که تفاوت بین شکست یا پیروزی را نمی دانند.

تئودور روزولت

 

راز موفقیت چیست؟ راز موفقیت 3 راز موفقیت که هیچ کس به شما نخواهد گفت                    4

۲- دومین راز موفقیت: ذهن تان را برای فراتر از حالت بقا برنامه ریزی کنید

قسمتی در مغز ما به نام آمیگدال وجود دارد که به اندازه یک بادام است و به همین دلیل به آن بادامه نیز می گویند. به نظر می رسد کار این قسمت مرتبط با بقا باشد.

با تمام مسئولیت هایی که در زندگی بر دوش ما است و با تمام انتظاراتی که بقیه مردم از ما دارند، مغز ما به طور خودکار برای حالت بقا آماده می شود.

در اینجا به چند اتفاق اشاره کرده ایم که وقتی مغزتان در حالت بقا باشد، برایتان اتفاق می افتد:

  • نمی توانید به خوبی فکر کنید و معمولا تصمیمات غیرمنطقی می گیرید. (مثلا زمانی که عصبانی هستید، حرف هایی می زنید که بعدا پشیمان می شوید.)
  • میدان دیدتان محدود است و نمی توانید تمام موقعیت را ببینید.
  • معمولا مضطرب، ترسیده و عجول هستید.
  • فقط به پول و چگونگی زیاد کردن آن فکر می کنید. در این زمان اغلب در روابط هم دچار مشکل می شوید.

و تمام این ترس هایی که به همراه دارید مغزتان را در فشار می گذارد تا فقط بر حالت بقا تمرکز کنید.

قسمت بد ماندن در حالت بقا این است که زمانی که بادامه مغزتان با فشار روانی فعال می شود، قسمت قشر جلویی مغز که مسئول تفکر درست است، غیرفعال می گردد.

مغز ما در هر حالتی تلاش می کند که برای زنده ماندن و بقا به ما کمک کند و از ماندن در مخمصه جلوگیری کند. به همین دلیل است که وقتی در حالت بقا هستید، در واقع در شرایط غیرفعال به سر می برید. و اگر مدت زیادی را در زندگی اینگونه به سر ببرید، یعنی زمان زیادی را به درستی فکر نخواهید کرد تا چه تغییراتی را یجاد کنید تا شرایط بهتری داشته باشید.

پس چکار کنید تا مغزتان را از حالت بقا بیرون بیاورید؟ خصوصا زمانی که در شرایط واقعا سختی قرار دارید.

جواب این است که باید به خودتان یک فضای امن بدهید. حتی اگر این فضا در حد یک ثانیه است. باید جایی را برای خودتان پیدا کنید که در آن از هر انتظار و فشاری فارغ هستید.

و اگر من از فضای امن صحبت می کنم، منظورم راه گریز نیست. راه گریز برای زمانی است که می خواهید از تمام مشکلات و احساسات سخت فرار کنید. فضای امن جایی است که به دور از هر فشاری قرار گرفته اید و می توانید خود واقعیتان را پیدا کنید. در این حالت است که قادر به تفکر درست هستید.

مدیتیشن

و یکی از ساده ترین راه ها برای انجام این کار، مدیتیشن است. مدیتیشن به شما کمک می کند که از حالت بقا و غیرفعال مغزتان خارج شده و قسمت تفکر را فعال کنید که می تواند عملکردهای مهمی برایتان انجام دهد تا بتوانید منطقی فکر کنید، استدلال بیاورید و شرایطتان را تغییر دهید.

راز موفقیت چیست؟ راز موفقیت 3 راز موفقیت که هیچ کس به شما نخواهد گفت                    1

۳- سومین راز موفقیت: از هر دو نیمکره مغزتان استفاده کنید

مغز ما از دو نیمکره تشکیل شده است که وظایف متفاوتی را انجام می دهند. نیمکره سمت چپ مغز ما، قسمت منطقی است و جایی است که استدلال منطقی و زبان ما از آن جا نشات می گیرد. نیمکره سمت چپ، مسئول احساسات ماست.

هر دو نیمکره ی مغز برای سلامت روان ما مهم هستند، اما واقعیت این است که بیشتر مردم تمایل دارند تنها از نیمکره غالب مغزشان استفاده کنند.

قبلا من مربی کسی بودم که انسانی بسیار منطقی بود و تلاش می کرد برای هر چیز کوچکی دلیل و استدلال بیاورد. او به من می گفت که زمان تماشای بازی بسکتبال به جزئیات ریزی که در بازی وجود داشت دقت می کند. مثلا اینکه جنس توپ بسکتبال چیست و زمین را چگونه ساخته اند.

بعدا وقتی با او جلسه مشاوره داشتم فهمیدم زمانی که او کوچک بوده است، پدر او به مادرش خیانت کرده و حتی داستان درام تر شده و معلوم می شود که پدرش کشیک بوده است.

هیچ گاه قادر به تحلیل احساسات و استدلال بچه ای در شرایط او نخواهیم بود. بچه ای که برای بقیه ی عمرش نیمکره چپ مغز، او را مجبور به استدلال و تجزیه و تحلیل کرده بود.

من تا حدی می توانم به احساسات او مربوط باشم، اما متوجه شدم که یکی از بزرگترین دلایل شاد نبودن من، این است که من تنها بر یکی از نیمکره های مغزم غلبه داشتم.

هر آدم موفقی را که ملاقات کردم، فهمیدم که او به خوبی قادر به استفاده از هر دو نیمکره مغز خود می باشد. آن ها از لحاظ عقلی و احساساتی باهوش هستند.

دکتر دانیل سیگل در کتاب پرفروش خود بنام «ذهنیت» به خوبی توضیح می دهد که چگونه می توانیم از هر دو نیم کره مغزمان استفاده کنیم. من این کتاب را بارها و بارها خوانده ام و این یکی از دلایلی است که الان می توانم چیزهایی که حقیقتا احساس موفقیت به من منتقل می کنند، پیدا کنم.

فرمول راز موفقیت

پیدا کردن یک فرمول برای زندگی بسیار ساده است. اما هیچ تضمینی برای شادی و معنادار بودن به شما در زندگی نمی دهد.

شغلی که تازه در شروع آن هستید، فکری که در سر دارید و خلاصه هر کاری که قصد انجام آن را داشته باشید، شما را از موفقیت لبریز نخواهد کرد. مگر اینکه به خود واقعی و حقیقی تان متصل باشید و درونتان را بشناسید.

پس قبل از اینکه برای تغییر شرایط بیرونی تان حرکتی انجام دهید، برای تغییر درونتان تلاش کنید تا بتوانید شرایط بیرون را هم تغییر دهید. و در این زمان خواهد بود که موفقیتی را که همیشه به دنبال آن می گشتید، در خود احساس خواهید کرد.

چگونه هدف یکتای زندگی تان را پیدا کنید

من معتقدم هر فرد مجموعه ای از احساسات و استعدادهای منحصر به فرد دارد که می تواند با وجود آن ها کارهای مهمی را در جهان انجام دهد. متاسفانه، پتانسیل بیشتر مردم زیر فشارها و کارهای سخت روزانه آن ها دفن شده است.

چگونه می توانیم به هدف در زندگی مان دست پیدا کنیم؟ هدف در زندگی چگونه می توانیم به هدف در زندگی مان دست پیدا کنیم؟                                   1024x512

چگونه می توانیم به هدف در زندگی مان دست پیدا کنیم؟

داشتن هدف در زندگی از بخش های مهم و ضروری برای ادامه یک زندگی سالم است. منظور از زندگی سالم، زندگی توأم با شور و اشتیاق می باشد. بدون این اشتیاق، رکود و یک نواختی بر زندگی شخصی حاکم می شود و فرد دچار تضعیف روحیه برای زندگی کردن خواهد شد.

داشتن هدف در زندگی با کلمه اشتیاق و میل به زندگی تداعی می شود. این جمله بیانگر این است که افراد هدفمند، اشتیاق بیشتری برای زندگی دارند. همین موضوع روحیه آن ها را قوی تر و شکست ناپذیرتر خواهد کرد. کاملاً روشن است که انسان هایی که انگیزه بیشتری در زندگی دارند، به همان نسبت هدفمندتر هستند. این هدف از اشتیاق فراوان آن ها نتیجه می شود. زمانی که بر هدفی اصرار می ورزید، زمان را به نفع خود متوقف خواهید کرد.

هدف در زندگی به وجود آورنده اشتیاق به زندگی است

افرادی که بدون هدف در زندگی هستند، دچار سردرگمی می شوند. آن ها احساس می کنند چیزی را در زندگی شان گم کرده اند. این افراد رغبت انجام بسیاری را از کارها را نخواهند داشت و زندگی بعد از مدتی برای آن ها به یک وقت گذرانی اجباری تبدیل می گردد. منظور از هدف در زندگی، نگاه همه جانبه به بخش های مختلف زندگی فردی است.

افرادی که دارای هدف در زندگی نیستند، تعریف دقیقی نیز از آن ندارند. برای روشن شدن این موضوع بهتر است با یک سوال شروع کنیم. پاسخ به این پرسش که شما چه اندازه در زندگی دچار ناامیدی و حس از دست دادن می شوید؟ بروز این عواطف رابطه تنگاتنگی با عدم وجود هدف در زندگی دارد. افرادی که صاحب زندگی هدفمند نیستند، نمی توانند رغبت لازم برای کار، فعالیت و… را داشته باشند به همین خاطر نیز بیشتر دچار یأس و ناامیدی می شوند.

نشانه های یک زندگی هدفمند

افراد هدفمند در زندگی از شرایط روحی، علایق، استعداد و ظرفیت های خود شناخت کامل تری نسبت به سایرین دارند. در نتیجه می دانند دقیقاً کجای زندگی شخصی قرار گرفته اند و برای رو به رو شدن با هدف خود چند گام فاصله دارند.

چگونه می توانیم به هدف در زندگی مان دست پیدا کنیم؟ هدف در زندگی چگونه می توانیم به هدف در زندگی مان دست پیدا کنیم؟                       2

موقعیت شغلی یکی از مهم ترین جوانب زندگی است که باید به درستی انتخاب شود. بیشتر افرادی که به کار خود علاقه ای ندارند، نه تنها موفقیت چندانی را برای کارفرمایان خود به وجود نمی آورند، بلکه به نوبه خود می توانند صدمه زننده نیز باشند. این افراد سعی دارند یک زندگی هدفمند داشته باشند. لذا جویای کار می شوند اما در نهایت این شغل مورد توجه آن ها نیست و به شدت از آن خسته می شوند و به آن احساس رضایت درونی به آن ها به دست نمی دهد.

برای شناخت هدف در زندگی این فرد بهتر است چند قدم به عقب برگردید و ببینید فرد مورد نظر به چه کارهایی علاقه داشته و اکنون در چه حیطه ای فعالیت می کند. مدیران سرشناس و کارآمد که به دنبال کارمندان هدفمند هستند، حتماً در مورد رغبت و تمایل افراد جویای کار تحقیق می کنند و هدف آن ها از انجام این فعالیت را جویا می شوند.

قطعاً فرد بی هدف در زندگی، نمی تواند شرایط مطلوبی برای دیگری به وجود آورد.

چگونه زندگی هدفمند داشته باشیم؟

هدف در زندگی به مثابه یک قطب نما برای تعیین مسیر است. پس بدون این قطب نما، گمراهی عادی خواهد بود. اگر این هدف مندی وجود نداشته باشد، فرد از ادامه حرکت باز می ماند و به احساس ناامیدی و پوچی دچار می شود. در این وضعیت، تمایل فرد برای برقراری ارتباط با دنیای بیرون متزلزل می شود و منزوی می گردد.

جهت در زندگی انسان، از همان روزهای نخستین آشکار می شود. در واقع هر انسانی با هدفی متفاوت و منحصر به فرد متولد می گردد. برای بسیاری از افراد این غایت مندی با کشف استعدادها و پرورش مهارت ها روشن و واضح می شود.

با این توصیف می توان گفت که جهت در زندگی، با شناخت اشتیاق های فردی مشخص می گردد. کودکانی که در نقاشی استعداد قابل توجهی دارند، ناخواسته به هنر نقاشی مشتاق می شوند. برای شناسایی هدف در زندگی با این پرسش شروع کنید. «هدف شما در زندگی چیست؟» به این سوال پاسخ روشن و واضح دهید. این پاسخ لیستی از علاقه مندی و اشتیاق های شما را پیش روی تان می گذارد.

برای پیدا کردن جهت در زندگی، کارهایی که دوست دارید،انجام دهید

برای موفق شدن و پیدا کردن هدف در زندگی، از کارهایی شروع کنید که به آن علاقه مند و البته در آن به قدر کافی توانا هستید. در ادامه به ویژگی هایی که بیشتر از آن ها لذت می برید، توجه کنید. به عنوان مثال عشق و شادی می توانند به قدر کافی سبب انگیزه در زندگی شوند. حالا باید راه های رسیدن به آن ها را جست و جو کنید.

زندگی هدفمند هدف در زندگی چگونه می توانیم به هدف در زندگی مان دست پیدا کنیم؟

بیانیه زندگی هدفمند را خلق کنید

در ادامه برای پیدا کردن هدف در زندگی، برای چند ثانیه دنیایی را تصور کنید که مطابق میل شماست و در آن به هر چه که می خواستید، رسیده اید. با ابن شگرد می توانید به ایده لازم برای هدف در زندگی دست یابید.

به ندای قلب خود گوش کنید

اجازه دهید قلب تان راهنمای شما باشید. به این ندا اعتماد کنید. در این صورت هدف در زندگی شخصی و مسیر مستقیم دستیابی به آن را پیدا خواهید کرد.

شفاف سازی هدف در زندگی

در این مرحله باید تصویر روشنی از هدف در زندگی خود به دست آورده باشید. ذهن خود را بر روی این اهداف متمرکز کنید. اگر کاری انجام می دهید و از آن احساس رضایت دارید، مطمئن باشید گامی صحیح در راستای هدف خود برداشته اید، اما اگر حس شادی از انجام کار ندارید، قطعاً در مسیر اشتباه حرکت کرده اید.

هدف در زندگی را با قدرت به جهان ارائه کنید. در این صورت ارائه جهان هستی را نیز مشاهده می کنید. بر روی هدف در زندگی تمرکز کنید. به عنوان مثال درباره مکان زندگی، شغل مورد نظر و هر آن چه که شما را راضی و شاد می کند، فکر کنید و احساس دریافت آن را در خود به وجود آورید. با فرستادن این محرک های قدرتمند به ضمیر ناخودآگاه در مسیر دستیابی به زندگی هدفمند قرار خواهید گرفت.

برای داشتن زندگی هدفمند به افکار خود جهت دهید.

برای زندگی هدفمند، تست اشتیاق کریس و جانت اتوود (Chris and Janet Attwood) را مورد توجه قرار دهید. در این تست، جملات انگیزشی را با اراده و اختیار پر کنید. به عنوان مثال «زندگی من ایده آل است وقتی که …» زندگی من ایده آل است وقتی که به دیگران کمک می کنم. زندگی من ایده آل است وقتی با گروه های بزرگ صحبت می کنم. ۱۵ بار این جمله را به میل خود تکمیل و در آخر ۵ جمله برتر آن را انتخاب نمایید. زمانی که این جملات در مقایسه با یکدیگر قرار می گیرند، متوجه اولویت بندی آن ها در ذهن خود خواهید شد. بنابراین اشتیاق و هدف در زندگی پیدا خواهید کرد. اگر جمله دوم در ذهن شما مهم تر از جمله سوم و چهارم است، بهتر است آن را با تمام جملات محک بزنید. آن گاه متوجه می شوید این اهداف در ذهن شما چگونه ترتیب و اولویتی دارند. وقتی که تفسیر روشنی از احساسات خود داشته باشید، در این صورت می توانید برنامه های زندگی را عملی کنید و رویاهایتان را تحقق ببخشید.

هدف زندگی هدف در زندگی چگونه می توانیم به هدف در زندگی مان دست پیدا کنیم؟

حس شادی خود را بیابید

یکی از ترفندهای فوق العاده برای رسیدن به هدف در زندگی این است که لیست کاملی از مواقعی که بسیار شاد بوده اید، تهیه و آن را بررسی نمایید. با وجود این لیست متوجه می شوید بیشترین احساس شادی را چه زمانی احساس کرده اید.

قطعاً این تمرین برای تشخیص هدف در زندگی بسیار کارساز و نجات بخش است. به عنوان مثال فردی در سه جمله از سه وضعیت بسیار خوشحال کننده صحبت می کند. معمولاً در بین این سه وضعیت، نقاط مشترک زیادی وجود دارد. بنابراین این احساس شادی، حامل پیامی برای تعیین هدف در زندگی است. یعنی مهم ترین موضوعی که سبب شادی و اشتیاق در زندگی می گردد، شناسایی خواهد شد. این حس می تواند عشق ورزی، تجربه ثروت، خوش شانسی، آزادی و … باشد.

هماهنگ سازی افکار و فعالیت ها با هدف در زندگی

در این حالت احتمالاً تفسیر روشنی از زندگی هدفمند دارید. بنابراین باید فعالیت و کارهای روزمره خود را متناسب با این هدف، هماهنگ و در راستای آن حرکت کنید. افکار منفی باید نادید گرفته شوند و ترس ها را کنار بزنید. در این مرحله بیشترین فوکوس شما بر روی جملات مثبت و انگیزشی است.

دستیابی به زندگی هدفمند با جملات مثبت و انگیزشی

در مرحله آخر، وقت آن رسیده به هدف برگزیده در زندگی تکیه کنید و با آن پیش روید. عکس العمل های اطرافیان را نسبت به هدف پیش رو مشاهده می کنید. این موضوع نشان دهنده رشد شما در زندگی شخصی است. برای دستیابی به هدف در زندگی همواره ذهن خود را به چالش بکشید.

 

با داشتن مربی و مشاور در امواج پرتلاطم زندگی، قایق بادبانی زندگی خود را به ساحل آرامش برسانید.

aim هدفگذاری هدفگذاری goal

هدفگذاری

 

برای پیش رفتن در زندگی لازم هست که هدف و مقصدی برای خود تعریف کنیم تا بتوانیم نشانه ها و تابلوهایی که در مسیر ما قرار می گیرند رو ببینیم…
اگر برای خودمان هدف و مقصدی نداشته باشیم و برای آن برنامه ریزی نکنیم ، اسیر هدفگذاری و مسیر دیگران خواهیم بود و نشانه هایی که برای ما در نظر گرفته شده اند را نخواهیم دید…

موفقیت الزاما به معنی به دست آوردن موارد بسیار در زندگی نیست، موفقیت می تواند همان خود زندگی باشد که به خوبی سپری شده است…

 

سینا یاوریان

سخنران، مدرس و مشاور روانشناسی

 

این کلیپ با کوادکوپتر فیلمبرداری ، با اداب پریمیر تدوین و در استودیو صداگذاری شده است.

تعیین کردن هدف مشخص کردن هدف... مشخص کردن هدف… goal

مشخص کردن هدف…

 

در مورد مطلب قبلی که در مورد بخشش بود، بنفشه نوشته> با احترام به همه ی دوستان و استادان عزیز ولی به نظر من خیلی ایده آل هست…

 

بله بنفشه عزیز… انجام کار خوب آسان نیست…

 

با اینکه این مطلبی که عنوان شد یعنی بخشیدن و رها کردن یا پذیرفتن و صحبت بر سر مسایل مورد اختلاف، مشکل هست اما قابل اجراست….

انجام دادن همه کارهای درست مشکل هست…

به همین خاطر هست که ما مشکلات زیادی داریم چون افراد جامعه ما اغلب ترجیح میدن راه آسون رو که اغلب اشتباه هست انتخاب کنند…

در مورد رابطه زن و مرد و ازدواج در ایران هم این موضوع آشکار هست…

اغلب دخترها و پسرها در انتخاب طرف مقابل خودشون راه آسون رو انتخاب می کنند

یا برای تشکیل زندگی مشترک هم راه آسون رو انتخاب می کنند…

اغلب نمی خوان مسوولیت بخش خودشون رو در زندگی مشترک بپذیرند بنابراین شخصی رو انتخاب می کنند که مسوولیت بخش اونها رو هم به عهده بگیره…

چرا آمار ازدواج داره پایین میاد و آمار طلاق داره میره بالا… دلیلش اغلب همین هست…

یکی که بخواد همه مسوولیت زندگی رو بپذیره لابد یه شیله پیله ای داره و شخصی هم که دنبال همچین آدمی هست مشخصه که شیله پیله داره…پس دو تا آدم شیله پیله دار با هم ازدواج می کنند و دو ماه نشده زندگی همدیگه رو از هم می پاشند….

و عبرت هم نمی گیرند… تقصیر رو میندازند گردن طرف مقابل و همون رویه قبلی رو برای پیدا کردن شخص دیگه پی می گیرن…

همونطور که شب گذشته در مورد بخشش مطرح کردم در این مورد هم هدف مهمه…

 

در همه مسایل ، تعیین کردن هدف مهمترین بخش و با اولویت ترین هست…

بعد که هدف مشخص شد…راه های رسیدن به اون مورد بررسی قرار می گیره و چند گزینه برای تحلیل و برنامه ریزی انتخاب می شند و وقتی که برنامه ریزی برای یکیشون امکانپذیر تشخیص داده شده اون پیگیری می شه…

در مورد ازدواج هم…هدف ازدواج مهمه…اینکه شخص برای چی می خواد ازدواج کنه؟

برای رختخواب …برای آشپزخانه… برای پز دادن در جمع… به خاطر اینکه یک سنت هست و باید انجام بشه…

شما هم دلایلی که مردم امروزه در جامعه ما به اون دلیل ازدواج می کنند رو برامون بنویسید..

 

برای مهاجرت هم دلیل دیگر امروزی هست … در اختیار داشتن پول طرف مقابل یا پدر طرف مقابل…

چند نفر به خاطر این ازدواج می کنند که شریکشون رو پیدا کردند و می خوان با او بودن رو رسمی و دایمی کنند؟

 

می خوان از اون بچه داشته باشند و از با او بودن بیشتر لذت ببرند؟

 

هدف ازدواجمون رو بررسی کنیم… و اگر ازدواج رو نه به خاطر با او بودن بلکه به خاطر امکاناتی که از طریق اون به دست میاریم انجام می دیم، راه آسون رو انتخاب کردیم….

 

پس در هر مساله ای راه درست، مشکل ترین راه هست…

شاداب و سلامت باشیم در هوشیاری و آگاهی

شب خوش در آرامش

 

سینا یاوریان – سخنران، مدرس و مشاور روانشناسی

goal-aim-motivation  انگیزه و هدف impossible

انگیزه و هدف

در این کارگاه، شما با انگیزه مندی صحیح و هدفگذاری اصولی آشنا شده و توانایی خود را برای پیگیری اهداف خود تقویت خواهید کرد.

    • انگیزه چیست؟
    • روش های افزایش انگیزه چیست؟
    • هدف چیست؟
    • روش های رسیدن به هدف کدامند؟

 

انگیزه و هدف aim1
هدف و انگیزه