تست هوش هیجانی

تست آنلاین هوش هیجانی

بعد از مطالعه توضیحات مقدماتی هوش هیجانی ، در انتهای متن؛ آدرس ایمیل خود را وارد کرده و بر روی کلید شروع آزمون کلیک کنید.

براساس این ارزیابی می توانید برنامه رشد و توسعه فردی خود را غنی تر کنید.

این پرسشنامه صفات شخصیتی را اندازه گیری نمی کند و به جای آن بر عملکرد فرد و استعداد برای عملکرد تاکید دارد.

ارسطو می گوید همه می توانند عصبانی شوند اما عصبانی شدن در برابر شخص مناسب، در زمان مناسب، به دلیل مناسب و به روش مناسب آسان نیست!

قایق زندگی  با انتخاب استاد یاوریان به عنوان مربی خود:

قایق بادبانی زندگی خود را در تلاطم امواج روزگار با لذت و اطمینان تا ساحل آرامش مطلوب به پیش برانید.


این موضوع که آگاهانه عصبانی شویم و توانایی مدیریت هیجانات و احساسات خود را داشته باشیم کار آسانی نیست و افرادی که توانایی تسلط بر این فرایند را دارا می باشند از هوش هیجانی بالایی برخوردار هستند. اما هوش هیجانی فقط به کنترل خشم ختم نمی شود بسیاری از ویژگی های رفتاری ما نظیر انگیزه مند کردن خود، شادمانی، خوش بینی، حل مساله، انعطاف پذیری و… تحت تاثیر EQ ما قرار دارند. هوش هیجانی را «توانایی زیر نظر گرفتن احساسات و هیجانات خود و دیگران، تمایز گذاشتن بین آنها و استفاده از اطلاعات حاصل از آنها در تفکر و اعمال و رفتار و گفتار خود» تعریف می کنند. توسعه هوش هیجانی می تواند تفاوت شکست و یا موفقیت در زندگی شخصی و شغلی هر فرد را مشخص کند. به عبارتی هوش هیجان (EQ)، نوع دیگر باهوش بودن است و شامل درک احساسات خود برای تصمیم گیری مناسب در زندگی است. توسعه هوش هیجانی بسیار دشوار به نظر می رسد، زیرا به توسعه روانشناختی و نورولوژیکی (عصب شناختی) که در طول عمر افراد شکل می گیرد، وابسته است. توسعه هوش هیجانی نیازمند تلاش زیادی برای تغییر عادت های شکل گرفته مربوط به تعامل انسانی (تعامل با خود و دیگران) است که به طور واضح شایستگی های پایه ای مانند خودآگاهی و کنترل احساسات را در بر می گیرد. افراد بایستی بر روی تغییر رفتار و توسعه هوش هیجانی خود سرمایه گذاری نموده و وقت زیادی اختصاص دهند، و ممکن است این تغییر خود به خود اتفاق نیافتد. در عمل آن چه معنا پیدا می کند این است که شما نمی توانید شاهد تغییر هوش هیجانی افراد دیگر باشید، مگر اینکه خودشان بخواهند. البته اثبات شده است که با بالا رفتن سن و تجربه، هوش هیجانی نیز رشد می کند.

طبق مطالعات انجام شده در زمینه موفقیت، رابطه هوش هیجانی (EQ) با موفقیت به مراتب بالاتر از رابطه بهره هوشی (IQ) و موفقیت می باشد. به این معنا که به قول دانیل گلمن ، هوش هیجانی بالا مشحص می‌کند که چرا افرادی با ضریب هوشی (IQ) متوسط موفق تر از کسانی هستند که نمره‌های IQ بسیار بالاتری دارند. زمانی که ۹۵% دانشجویان دانشگاه هاروارد را در دهه ۱۹۴۰ از دوران جوانی تا سنین میانسالی مورد بررسی قرار دادند، دریافتند که افرادی که بالاترین نمره‌های تحصیلی را داشتند از نظر میزان حقوق دریافتی و موفقیت شغلی از هم دوره ای‌های ضعیف تر خود موفق تر نبودند. آنها حتی از نظر میزان رضایت از زندگی شخصی و خانوادگی و عاشقانه نیز وضعیت بهتری نداشتند. قابل توجه اینکه افزایش هوش هیجانی (EQ) به مراتب از افزایش هوشبهر (IQ) آسانتر می باشد. حتی عده ای معتقدند که محیط، تاثیر زیادی در افزایش بهره هوشی ندارد ولی می تواند هوش هیجانی را افزایش دهد. شما می توانید با شرکت در این آزمون به خودشناسی در زمینه مولفه های مختلف هوش هیجانی خود بپردازید.

هوش هیجانی به عنوان یک سازه بنیادین روانشناختی، عامل جدی کامیابی رهبران و مدیران در محیط کار به حساب می آید. رهبران و مدیرهای سازمان های بزرگ اقتصادی و صنعتی جهان بر این باورند که اکثر موفقیت های آنان مرهون و مدیون مهارت های هوش هیجانی است. در سال های گذشته تصور می شد بهره هوشی بالای مدیران، عامل اصلی موفقیت در سازمان ها است اما ناگهان ورق برگشت و با تجلی مفهوم “هوش هیجانی” همه نگاه ها به سمت این موضوع اساسی معطوف شد. «خود آگاهی، مدیریت خود، مدیریت رابطه، شناخت هیجانات خود و دیگران» از جمله مفاهیمی هستند که با هوش هیجانی ارتباط دارند. روان شناسان هوش هیجانی را سوخت موتور محرکه موفقیت ها یا نوعی رادار اجتماعی به منظور برقراری ارتباط سازنده و اثر بخش با دیگران می دانند.

EQ توانایی کنترل حالت های اضطراب آور و کنترل واکنش هاست. این به معنی پرانگیزه و امیدوار بودن به کار و رسیدن به اهداف است. به طور کلی EQ ، یک مهارت فردی و اجتماعی است و شامل همکاری با سایرمردم، کاربرد احساسات در روابط و توانایی رهبری سایر افراد می باشد.

آزمون هوش هیجانی بار-اون EQ

آزمون هوش هیجانی بار –اُن در سال ۱۹۸۰ با طرح این سؤال که «چرا بعضی مردم نسبت به بعضی دیگر در زندگی موفق ترند» آغازگردید.

این آزمون، دارای ۹۰ سوال و ۱۵ خرده مقیاس می باشد.

افراد ۱۸ سال و بالاتر، مشروط بر دارا بودن حداقل تحصیلات دیپلم، می توانند به این آزمون پاسخ دهند.

پاسخ های آزمون بر روی مقیاس ۵ درجه ای (کاملاً موافقم، موافقم ، تا حدودی، مخالفم و کاملاً مخالفم) تنظیم شده است.
انجام آزمون حدود ۲۰ دقیقه زمان می گیرد و لازم هست به همه سوالات پاسخ دهید.

درصد امتیاز خرده مقیاس ها به آدرس ایمیل شما ارسال خواهد شد:

(آدرس ایمیل را با حروف کوچک وارد نمایید)بعد از کلیک بر روی شروع آزمون به بالای صفحه رجوع کنید

می بایست یک نشانی ایمیل وارد کنید.
طرح واره درمانی چیست و چگونه به کمک ما می آید؟

توضیحات تست هوش هیجانی بار-آن

ارسطو می گوید همه می توانند عصبانی شوند اما عصبانی شدن در برابر شخص مناسب، در زمان مناسب، به دلیل مناسب و به روش مناسب آسان نیست!

این موضوع که آگاهانه عصبانی شویم و توانایی مدیریت هیجانات و احساسات خود را داشته باشیم کار آسانی نیست و افرادی که توانایی تسلط بر این فرایند را دارا می باشند از هوش هیجانی بالایی برخوردار هستند. اما هوش هیجانی فقط به کنترل خشم ختم نمی شود بسیاری از ویژگی های رفتاری ما نظیر انگیزه مند کردن خود، شادمانی، خوش بینی، حل مساله، انعطاف پذیری و… تحت تاثیر EQ ما قرار دارند. هوش هیجانی را «توانایی زیر نظر گرفتن احساسات و هیجانات خود و دیگران، تمایز گذاشتن بین آنها و استفاده از اطلاعات حاصل از آنها در تفکر و اعمال و رفتار و گفتار خود» تعریف می کنند. توسعه هوش هیجانی می تواند تفاوت شکست و یا موفقیت در زندگی شخصی و شغلی هر فرد را مشخص کند. به عبارتی هوش هیجان (EQ)، نوع دیگر باهوش بودن است و شامل درک احساسات خود برای تصمیم گیری مناسب در زندگی است. توسعه هوش هیجانی بسیار دشوار به نظر می رسد، زیرا به توسعه روانشناختی و نورولوژیکی (عصب شناختی) که در طول عمر افراد شکل می گیرد، وابسته است. توسعه هوش هیجانی نیازمند تلاش زیادی برای تغییر عادت های شکل گرفته مربوط به تعامل انسانی (تعامل با خود و دیگران) است که به طور واضح شایستگی های پایه ای مانند خودآگاهی و کنترل احساسات را در بر می گیرد. افراد بایستی بر روی تغییر رفتار و توسعه هوش هیجانی خود سرمایه گذاری نموده و وقت زیادی اختصاص دهند، و ممکن است این تغییر خود به خود اتفاق نیافتد. در عمل آن چه معنا پیدا می کند این است که شما نمی توانید شاهد تغییر هوش هیجانی افراد دیگر باشید، مگر اینکه خودشان بخواهند. البته اثبات شده است که با بالا رفتن سن و تجربه، هوش هیجانی نیز رشد می کند.

طبق مطالعات انجام شده در زمینه موفقیت، رابطه هوش هیجانی (EQ) با موفقیت به مراتب بالاتر از رابطه بهره هوشی (IQ) و موفقیت می باشد. به این معنا که به قول دانیل گلمن ، هوش هیجانی بالا مشحص می‌کند که چرا افرادی با ضریب هوشی (IQ) متوسط موفق تر از کسانی هستند که نمره‌های IQ بسیار بالاتری دارند. زمانی که ۹۵% دانشجویان دانشگاه هاروارد را در دهه ۱۹۴۰ از دوران جوانی تا سنین میانسالی مورد بررسی قرار دادند، دریافتند که افرادی که بالاترین نمره‌های تحصیلی را داشتند از نظر میزان حقوق دریافتی و موفقیت شغلی از هم دوره ای‌های ضعیف تر خود موفق تر نبودند. آنها حتی از نظر میزان رضایت از زندگی شخصی و خانوادگی و عاشقانه نیز وضعیت بهتری نداشتند. قابل توجه اینکه افزایش هوش هیجانی (EQ) به مراتب از افزایش هوشبهر (IQ) آسانتر می باشد. حتی عده ای معتقدند که محیط، تاثیر زیادی در افزایش بهره هوشی ندارد ولی می تواند هوش هیجانی را افزایش دهد. شما می توانید با شرکت در این آزمون به خودشناسی در زمینه مولفه های مختلف هوش هیجانی خود بپردازید.

هوش هیجانی به عنوان یک سازه بنیادین روانشناختی، عامل جدی کامیابی رهبران و مدیران در محیط کار به حساب می آید. رهبران و مدیرهای سازمان های بزرگ اقتصادی و صنعتی جهان بر این باورند که اکثر موفقیت های آنان مرهون و مدیون مهارت های هوش هیجانی است. در سال های گذشته تصور می شد بهره هوشی بالای مدیران، عامل اصلی موفقیت در سازمان ها است اما ناگهان ورق برگشت و با تجلی مفهوم “هوش هیجانی” همه نگاه ها به سمت این موضوع اساسی معطوف شد. «خود آگاهی، مدیریت خود، مدیریت رابطه، شناخت هیجانات خود و دیگران» از جمله مفاهیمی هستند که با هوش هیجانی ارتباط دارند. روان شناسان هوش هیجانی را سوخت موتور محرکه موفقیت ها یا نوعی رادار اجتماعی به منظور برقراری ارتباط سازنده و اثر بخش با دیگران می دانند.

EQ توانایی کنترل حالت های اضطراب آور و کنترل واکنش هاست. این به معنی پرانگیزه و امیدوار بودن به کار و رسیدن به اهداف است. به طور کلی EQ ، یک مهارت فردی و اجتماعی است و شامل همکاری با سایرمردم، کاربرد احساسات در روابط و توانایی رهبری سایر افراد می باشد.

آزمون هوش هیجانی بار-اون EQ

آزمون هوش هیجانی بار –اُن در سال ۱۹۸۰ با طرح این سؤال که «چرا بعضی مردم نسبت به بعضی دیگر در زندگی موفق ترند» آغاز گردید.

این آزمون، دارای ۹۰ سوال و ۱۵ خرده مقیاس می باشد.

افراد ۱۸ سال و بالاتر، مشروط بر دارا بودن حداقل تحصیلات دیپلم، می توانند به این آزمون پاسخ دهند.

پاسخ های آزمون بر روی مقیاس ۵ درجه ای (کاملاً موافقم، موافقم ، تا حدودی، مخالفم و کاملاً مخالفم) تنظیم شده است.

یکی از ابزار های معتبری که به کمک آن می توانید میزان هوش هیجانی خود را بسنجید آزمون هوش هیجانی بار-ان می باشد. هوش هیجانی بار-ان دارای ۵ مقیاس یا جنبه و ۱۵ خرده مقیاس به شرح زیر می باشد:

ضریب هوش هیجانی درون فردی (Intra Personal EQ)
خرده مقیاس توضیحات
خودآگاهی هیجانی توانایی آگاه بودن و فهم احساس خود
عزت نفس توانایی آگاه بودن از ادراک خود، پذیرش خود و احترام به خود
خودشکوفایی توانایی درک ظرفیت های بالقوه و انجام چیزی که می توان انجام داد، تلاش برای انجام دادن و لذت بردن
خود ابرازی توانایی ابراز احساسات، باورها و افکار صریح و دفاع از مهارت های سازنده و بر حق خود
استقلال توانایی هدایت افکار و اعمال خود و آزاد بودن از تمایلات اجتماعی

ضریب هوش هیجانی بین فردی (Inter Personal EQ):
خرده مقیاس توضیحات
همدلی توانایی آگاه بودن و درک احساسات دیگران و ارزش دادن به آن
مسئولیت پذیری اجتماعی توانایی بروز خود به عنوان یک عضو دارای حس همکاری، موثر و سازنده در گروه
روابط بین فردی توانایی ایجاد و حفظ روابط رضایت بخش متقابل که به وسیله نزدیکی عاطفی، صمیمیت، محبت کردن و محبت گرفتن توصیه می شود.

ضریب هوش هیجانی مدیریت استرس (Stress Management EQ):
خرده مقیاس توضیحات
تحمل فشار روانی توانایی مقاومت کردن در برابر رویدادها، موقعیت های فشار آور و هیجانات قوی، و نیز رویارویی فعال و مثبت با فشار
کنترل تکانش توانایی مقاومت در برابر یک تکانش، سایق یا فعالیت های آزمایشی و یا کاهش آن ها، همچنین توانایی کنترل هیجانات خود

ضریب هوش هیجانی خلق عمومی (General Mood EQ):
خرده مقیاس توضیحات
خوش بینی توانایی زیرکانه نگاه کردن به زندگی و تقویت نگرش های مثبت، حتی در صورت بروز احساسات منفی و اتفاقات ناخوشایند
شادمانی توانایی احساس خوشبختی کردن در زندگی، لذت بردن از خود و دیگران، داشتن احساسات مثبت، صریح، مفرح و شوخ

ضریب هوش هیجانی توان سازگاری (Adaptability EQ):
خرده مقیاس توصیحات
واقع گرایی توانایی سنجش و هماهنگی، بین چیزی که به طور هیجانی تجربه شده و چیزی که بطور واقعی وجود دارد
انعطاف پذیری توانایی سازگار بودن افکار و رفتار با تغییرات محیط و موقعیت ها
حل مساله توانایی تشخیص و تعریف مشکلات، به همان خوبی خلق کردن و تحقق بخشیدن راه حل های موثر و بالقوه.

 

با انجام این تست نقاط ضعف و قدرت خود در هوش هیجانی را خواهید شناخت و می‌توانید روی نقاط ضعف خود کار کرده و میزان هوش هیجانی خود را افزایش دهید.

 

برای انجام تست بر روی لینک زیر کلیک کنید

آزمون آنلاین هوش عاطفی-هیجانی

کارگاه معماری رابطه

اخبار: معارفه کارگاه معماری رابطه

 

 

🌹🌲🌷🌴

کاهش استرس و اضطراب در رابطه

ایجاد رابطه زیبا در ازدواج
تبدیل رابطه دوستی به ازدواج
رابطه خوب فرزندان و والدین
افزایش کیفیت رابطه همکاران
بهره وری در رابطه با مشتریان

🙋🏻‍♂با کارگاه معماری رابطه🙋‍♀

مدرس : استاد یاوریان

معارفه این کارگاه به تاریخ ۱۰ دی در ساعت ۱۸ رایگان خواهد بود

شرکت برای عموم آزاد است

به دلیل محدودیت فضا جهت رزرو ؛ نام و نام خانوادگی و عدد ۳ را به ۰۹۱۰۰۲۰۰۴۹۵ ارسال نمایید

تهران – کلینیک آرامش

 

کارگاه معماری رابطه

  • آیا مدتهاست که به دنبال راهکاری برای بهبود کیفیت روابط خود با دیگران هستید؟
  • آیا احساس می کنید که روابط شما تحت کنترل شما نیستند؟
  • آیا می خواهید کیفیت رابطه خود را با همسر خود بهبود بخشید؟
  • آیا می خواهید رابطه ای زییا با همسر خود خلق کنید؟
  • آیا می خواهید رابطه دوستی خود را به رابطه همسری بدل کنید؟
  • آیا می خواهید فردی را به عنوان همسر برگزینید؟
  • آیا می خواهید با جنس مخالف ارتباط ایجاد کنید؟
  • آیا به دنبال ایجاد رابطه خوب با مدیر خود هستید؟
  • آیا به دنبال ارتباط مناسب با مشتریان برای فروش بالاتر هستید؟
  • آیا به دنبال بهبود کیفیت رابطه خود با همکاران هستید؟
  • آیا می خواهید با فرزند خود رابطه ای پربار و صمیمی برقرار کنید؟
  • آیا به دنبال رابطه‫ی‫ نزدیک با والدین خود هستید؟

 

کیفیت روابط شما به میزان مهارتهای آموخته شدهی شما بستگی دارد.

 

برخی از دستاوردهای شرکت در کارگاه معماری رابطه:

  • شناخت برخی عوامل اساسی موثر در رابطه و ارتباط موثر
  • شناخت عادات کنترل درونی و بیرونی
  • شناخت مولفه های رفتاری
  • شناخت دنیای مطلوب افراد
  • شناخت نیازهای اساسی خود و طرف مقابل رابطه
  • فراگیری مهارت کنترل خود
  • فراگیری مجموعه ای از مهارت های ایجاد ارتباط
  • فراگیری مجموعه ای مهارت های حفظ رابطه
  • فراگیری مجموعه ای مهارت های زیباسازی رابطه
  • ارتقا کیفیت روابط و تعاملات خانوادگی ، اجتماعی و حرفه ای
  • کاهش و حذف استرس و اضطراب های ناشی از روابط
  • برقراری ارتباط موثر و مدیریت روابط با همسر، فرزندان، همکاران و …

 

طول دوره: ۴ جلسه در ۴ سه شنبه متوالی

زمان دوره: از ساعت ۱۸ تا ساعت ۲۰ (در مجموع ۸ ساعت کلاسی)

آغاز دوره: سه شنبه ۱۷ دی ماه

مدرس دوره: سینا یاوریان

مکان دوره : تهران – خیابان گاندی جنوبی – نبش خیابان ۱۱ – کلینیک آرامش – ۸۸۸۵۷۲۶۳

مبلغ دوره: دویست و بیست هزار تومان بابت ۸ ساعت آموزش

ظرفیت دوره: ۲۰ نفر

 

روش ثبت نام:

  • بعد از جلسه معارفه با ۱۰ درصد تخفیف به صورت حضوری
  • از طریق سایت تا یک هفته بعد از جلسه معارفه با ۵ درصد تخفیف
  • از طریق واریز به کارت ۶۳۶۲ ۱۴۱۰ ۷۸۶۱ ۴۹۱۵ به نام سینا یاوریان

 

کارگاه معماری رابطه

اخبار: معارفه کارگاه معماری رابطه

 

 

🌹🌲🌷🌴

ایجاد رابطه زیبا در ازدواج
تبدیل رابطه دوستی به ازدواج
رابطه خوب فرزندان و والدین
افزایش کیفیت رابطه همکاران
بهره وری در رابطه با مشتریان

🙋🏻‍♂با کارگاه معماری رابطه🙋‍♀

مدرس : استاد یاوریان

معارفه این کارگاه به تاریخ ۳ دی ماه در ساعت ۱۸:۳۰ رایگان خواهد بود

شرکت برای عموم آزاد است

به دلیل محدودیت فضا برای رزرو تماس بگیرید
تهران – کلینیک آرامش : ۸۸۸۵۷۲۶۳

 

کارگاه معماری رابطه

  • آیا مدتهاست که به دنبال راهکاری برای بهبود کیفیت روابط خود با دیگران هستید؟
  • آیا احساس می کنید که روابط شما تحت کنترل شما نیستند؟
  • آیا می خواهید کیفیت رابطه خود را با همسر خود بهبود بخشید؟
  • آیا می خواهید رابطه ای زییا با همسر خود خلق کنید؟
  • آیا می خواهید رابطه دوستی خود را به رابطه همسری بدل کنید؟
  • آیا می خواهید فردی را به عنوان همسر برگزینید؟
  • آیا می خواهید با جنس مخالف ارتباط ایجاد کنید؟
  • آیا به دنبال ایجاد رابطه خوب با مدیر خود هستید؟
  • آیا به دنبال ارتباط مناسب با مشتریان برای فروش بالاتر هستید؟
  • آیا به دنبال بهبود کیفیت رابطه خود با همکاران هستید؟
  • آیا می خواهید با فرزند خود رابطه ای پربار و صمیمی برقرار کنید؟
  • آیا به دنبال رابطه‫ی‫ نزدیک با والدین خود هستید؟

 

کیفیت روابط شما به میزان مهارتهای آموخته شدهی شما بستگی دارد.

 

برخی از دستاوردهای شرکت در کارگاه معماری رابطه:

  • شناخت برخی عوامل اساسی موثر در رابطه و ارتباط موثر
  • شناخت عادات کنترل درونی و بیرونی
  • شناخت مولفه های رفتاری
  • شناخت دنیای مطلوب افراد
  • شناخت نیازهای اساسی خود و طرف مقابل رابطه
  • فراگیری مهارت کنترل خود
  • فراگیری مجموعه ای از مهارت های ایجاد ارتباط
  • فراگیری مجموعه ای مهارت های حفظ رابطه
  • فراگیری مجموعه ای مهارت های زیباسازی رابطه
  • ارتقا کیفیت روابط و تعاملات خانوادگی ، اجتماعی و حرفه ای
  • کاهش و حذف استرس و اضطراب های ناشی از روابط
  • برقراری ارتباط موثر و مدیریت روابط با همسر، فرزندان، همکاران و …

 

طول دوره: ۴ جلسه در ۴ سه شنبه متوالی

زمان دوره: از ساعت ۱۸:۳۰ تا ساعت ۲۰ (در مجموع ۸ ساعت کلاسی)

آغاز دوره: سه شنبه ۱۷ دی ماه

مدرس دوره: سینا یاوریان

مکان دوره : تهران – خیابان گاندی جنوبی – نبش خیابان ۱۱ – کلینیک آرامش – ۸۸۸۵۷۲۶۳

مبلغ دوره: دویست و بیست هزار تومان بابت ۸ ساعت آموزش

ظرفیت دوره: ۲۰ نفر

 

روش ثبت نام:

  • بعد از جلسه معارفه با ۱۰ درصد تخفیف به صورت حضوری
  • از طریق سایت تا یک هفته بعد از جلسه معارفه با ۵ درصد تخفیف
  • از طریق واریز به کارت ۶۳۶۲ ۱۴۱۰ ۷۸۶۱ ۴۹۱۵ به نام سینا یاوریان

 

اخبار؛ معارفه کارگاه معماری رابطه

 

🌹🌲🌷🌴

رابطه زیبا در ازدواج
تبدیل رابطه دوستی به ازدواج
رابطه خوب فرزندان و والدین
افزایش کیفیت رابطه همکاران
بهره وری در رابطه با مشتریان

🙋🏻‍♂با کارگاه معماری رابطه🙋‍♀

معارفه این کارگاه به تاریخ ۲۶ آذر در ساعت ۱۸:۳۰ رایگان خواهد بود
به دلیل محدودیت فضا برای رزرو تماس بگیرید
تهران – کلینیک آرامش : ۸۸۸۵۷۲۶۳

 

سینا یاوریان – سخنران ، مدرس و مشاور روانشناسی

کاربرد تئوری انتخاب در زندگی چگونه است؟

به طور کلی تئوری انتخاب بیانگر این است که تمام موجودات زنده چرا و چطور رفتار می کنند. اصل تئوری انتخاب این است که تمام انسان ها به دلیل وجود پنج نیاز ژنتیک ترغیب و تشویق می شوند که این پنج نیاز شامل زندگی کردن،  قدرت، آزادی، تفریح، عشق و علاقه برانگیخته می شوند. تئوری انتخاب این را بیان می کند: اگر رفتارهای تاثیر گذار و مسئولانه ایی انتخاب کنیم یعنی به این نتیجه برسیم که از خود این را بخواهیم که هم نیاز های خود را به نحو احسن برآورده کنیم و هم از رسیدن دیگران به نیازهای خود جلوگیری نکنیم. با زندگی بر اساس این اصل، شاد و کامیاب خواهیم بود و همیشه زندگی را به صورت دلخواه خود پیش خواهیم برد. اینجا به زیبایی کاربرد تئوری انتخاب پی می بریم.

تئوری انتخاب می گوید: همه انسان ها خودشان رفتارهای خود را انتخاب می کنند و تمام فشارهای بیرونی سرانجام محکوم به شکست می باشند. این تئوری به این اصل معتقد است که تمامی رفتارها حتی افسردگی و خشم همه محصول انتخاب غیر مستقیم و مستقیم خود انسان می باشد. اگرچه بعد از اتفاق افتادن وقایع ناگوار بیرونی باشد.

در تئوری انتخاب فرد به جای اینکه اطرافیان را تحت سیطره خود در آورد تا بتواند بر رفتار های آنها تاثیر بگذارد، همواره از خود می پرسد که رفتاری که هم اکنون انجام می دهم آیا من را به این شخص نزدیک می کند یا دور؟

اگر نزدیک می کند این کار را انجام می دهم. ولی اگر من را از او دور می سازد هرگز نباید انجامش دهم.

یک اصل مهم دیگر در کاربرد تئوری انتخاب داریم و آن این است: من فقط می توانم خودم را کنترل کنم. من فقط کنترل رفتار خودم را دارم و نه رفتار دیگران.

من فقط می توانم به دیگران اطلاعات بدهم نه اینکه زندگی, احساس و رفتارشان را تحت کنترل بگیرم. تئوری انتخاب به این باور است کنترل کردن دیگران هم به شخص کنترل کننده آسیب می زند و هم به شخص کنترل شونده و این یک رنج دو طرفه می باشد که درسراسر تاریخ بشریت مستمر بوده و اکنون باید به آن پایان داد.

چه هنگام می توان خود را هم راستای تئوری انتخاب دید؟

در صورتی می توانی به تئوری انتخاب نزدیک شد که در روابط خود با اطرافیان دست از کنترل کردن و مجبور ساختن آنها بردارید. احساس مالکیت به آنها را کنار بگذارید و تلاش کنید که در روابط خود حمایت کننده، شنوا، مهربان، اطلاعات دهنده و مذاکره کننده شوید. می توان گفت تئوری انتخاب روح دموکراسی را زنده نگه می دارد.

کاربرد تئوری انتخاب در زندگی

باور تئوری انتخاب چیست؟

تئوری انتخاب بر این باور است که تمام رفتار هایمان و می توان گفت حتی احساساتمان مثل خشم، ناراحتی و افسردگی همه ی این ها را به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم خودمان انتخاب می کنیم.

دلیل ناخشنودی ما انسان ها چیست؟

تئوری انتخاب سعی کرده است به این سوال مهم پاسخ دهد. ریشه تمام ناخشنودی و نا رضایتی های انسان در روابطی است که به مشکل خورده یا آسیب است.

حالا یک سوال پیش می آید چرا این همه اتفاق ناخوشایند برای ما انسان ها اتفاق می افتد به طور مثال زندگی که با عشق و علاقه شروع می شود. چرا سرد می شوند و در نهایت منجر به جدایی می شود؟

یا حتی چرا بین دو دوست جدایی می افتد؟

و چرا بین والدین و فرزندان مشکل ایجاد می شود؟

تئوری انتخاب سر منشأ تمام این اتفاقات ناگوار را این می داند که ما انسان ها می خواهیم هم دیگر را کنترل کنیم و تحت فرمان خود درآوردیم.

کاربرد تئوری انتخاب یکی از زیباترین اصول زندگی است که به همه انسان ها کمک می کند تا زیباتر زندگی کنیم و تئوری انتخاب پایه و اساس صلح را گسترش می دهد بسیاری از نزاع ها و حتی جنگ های بزرگ به خاطر عدم اعتقاد به کاربرد تئوری انتخاب بوده است.

بیاید زیباتر زندگی کنیم و در تلاش باشیم اطرافیانمان از زندگی با ما لذت ببرند.

تئوری انتخاب اعتقاد دارد ما هرچیزی که بروز می دهیم یک رفتار است.

  • عصبانی شدن یک رفتار است.
  • ناهار خوردن یک رفتار است.
  • ناراحت شدن یک رفتار است.
  • نگران شدن یک رفتار است.

و حتی هذیان های یک بیمار روانی هم یک رفتار است و همه ی این رفتار ها از درون ما بر می خیزد.

تئوری انتخاب یک تئوری جامع بر اساس روانشناسی کنترل درونی انسان است که اعتقاد دارد گذشته هر انسان تأثیر زیادی بر زندگی کنونی او دارد. تئوری انتخاب در یک تعریف عامیانه و ساده نشان می دهد که یک انسان برای رسیدن به آن چه می خواهد باید چطور رفتار کند.

تئوری انتخاب می گوید درمان بسیاری از نا ملایمتی ها و مشکلات انسان ها در اصلاح کردن رفتار و انتخاب انسان ها نهفته است و نه در استفاده کردن از دارو های شیمیایی. نظریه انتخاب در زمینه ی وجود انسان تا اندازه ای با مکتب اصالت وجود هم نظر می باشند، به طوری که انسان را مسئول تمام رفتار و کارهای خویش می داند و انسان را قربانی محیط نمی دانند.

تئوری انتخاب می گوید ما هویت و اصالتمان را به ارث می بریم

تقریبا تمام رفتار های مهم و اساسی ما از جنس انتخاب می باشد حتی غم و ناراحتی هم یک رفتار انتخابی می باشد. رفتار هایی که اگر چه نا آگاهانه می باشند اما بر اساس تحلیل منافع انتخاب می شوند. به همین علت ناراحتی کردن در مقایسه با اصطلاح ناراحت بودن دقیق تر می باشد.

کاربرد تئوری انتخاب در زندگی

کاربرد تئوری انتخاب در چیست؟

آموختن نظریه انتخاب به این دلیل ارزشمند است که به وسیله آن می توانیم به نوعی مهندسی رفتار برسیم. مشکلات با افراد پیرامونمان و فرزندانمان از وقتی شروع می شود که تلاش می کنیم آنها را تحت سیطره خود بگیریم و آنها را کنترل کنیم.

یک انسان آزاد و رها کسی است که نه اجازه می دهد کسی او را مجبور به انجام کاری کند و نه خود،کسی را مجبور به انجام کاری می کند. از همه مهم تر خود را مجبور به انجام روش و رفتاری نمی کند که از آن لذت نمی برد.

تاثیر کاربرد تئوری انتخاب بر تربیت فرزندان

تئوری انتخاب اعتقادش بر این است فرزندان ما برای رسیدن به موفقیت در درس و زندگی نیاز به انضباط دارند و نه مجازات. متاسفانه در بسیاری از مدارس و خانواده ها هنوز مجازات به جای انضباط فرزندانمان را هدایت می کند. انضباط یعنی اجازه انتخاب کردن را به فرزندانمان بدهیم و در انتخاب درست کمکش کنیم. و به او بیاموزیم تا انتهای راه به انتخاب اگاهانه خود متعهد باشد. نوجوان با آگاهی از عشق و علاقه والدین به او به آرامش کامل می رسد نه از انتقاد, تهدید و سرزنش.

اگر همه انسان ها تئوری انتخاب را قبول داشته باشند

اگر همه انسان کاربرد تئوری انتخاب را قبول داشته باشند مسلما جامعه ای بهتر و به طبع پرعشق تر را شاهد خواهیم بود. وقتی تحمیل کردن عقاید به اطرافیان خود نباشد یا حداقل کم باشد، روابط دوستانه بیشتر می شود. چه رابطه دو دوست، چه روابط زناشویی و چه روابط والدین با فرزندان.

 

با داشتن مربی و مشاور در امواج پرتلاطم زندگی، قایق بادبانی زندگی خود را به ساحل آرامش برسانید.

ایجاد روابط موثر

ایجاد روابط موثر یعنی بالا بردن کیفیت رابطه، امری مهم در زندگی شخصی و اجتماعی محسوب می شود.

از طریق ادب و نزاکت و تواضع، مهربانی و توجه، صداقت، احساس تعهد و خوش قول بودن می توانیم پشتوانه عاطفی معتبری برای روابط خود ایجاد کنیم . از شش راه می توان کیفیت هر رابطه ای را اعتبار و تعالی بخشید.

این شش طریق عبارتند از :

۱- مهربانیهای ساده کوچک: تشکر و قدردانی و احوالپرسی و تحسین و نزاکت و ادب.

۲- صداقت: به همین سادگی، کافی است انسان صادقی باشید.

۳- تصریح و تشریح توقعات: یا مدیریت انتظارات.

۴- وفاداری: فرض کنید همکار هستیم و داریم درباره سرپرست خود حرف می زنیم و من پشت سر او بد گویی می کنم. آیا این فکر برایتان پیش نخواهد آمد که در غیاب شما نیز همین کار را خواهم کرد؟ کسانی که نسبت به غایبان وفادارند، به حاضران نیز وفادار خواهند بود.

۵- تمامیت وجود: یعنی حس تعهد نسبت به اصول، انطباق اندیشه و گفتار، با قصد و عمل و توجه مدام به استحکام منش خویش و در نظر گرفتن همه جنبه های روابط خود.

۶- صمیمانه پوزش بطلبید: هرگاه یکی از پنج مورد بالا را رعایت نکردید، بیاموزید به اشتباه خود اقرار و عذرخواهی کنید.

 

از کتاب هفت عادت مردمان مؤثر نوشته استفان کاوی

 

با شرکت در کارگاه ” معماری رابطه” دکتر یاوریان روابط خوب ایجاد کنید و روابط موجود خود را بهبود ببخشید.چ

ویدیوی دوره مقدماتی کارگاه ” معماری رابطه” را تهیه کنید

marriage

ازدواج

آیا همه انسانها باید ازدواج کنند؟
ازدواج برای خیلی از ما بخشی عادی از زندگی است. ما بزرگ می شویم، دیپلممان را می گیریم، یا کار پیدا میکنیم یا وارد دانشگاه می شویم و بعد یک روز آن کسی که می خواهیم را برای زندگیمان پیدا می کنیم. اما این روزها افراد خیلی دیرتر ازدواج می کنند و قبل ازاینکه “بله” را سر سفره عقد بگویند مکث طولانی تری دارند. در جوامع غربی تحقیقات گزارش می کند که از سال ۲۰۰۱، تعداد کسانی که ازدواج می کنند هر ساله رو به کاهش است. در سال ۱۹۷۰، ۷۲ درصد از جمعیت متاهل بودند ولی این رقم امروز به ۵۰ درصد رسیده است. همچنین، درصد افرادی که طلاق گرفته اند شدیداً رو به افزایش است. مشخص است که همه این اطلاعات باعث می شود افراد قبل از ازدواج بیشتر و عمیقتر به این اقدام خود فکر کنند. سوال این است که در این روزگاری که هیچ چیز دائمی و بادوام به نظر نمی رسد، آیا باید ازدواج کرد یا خیر؟

بدون شک عامل دیگر در کاهش آمار ازدواج تاثیر طلاق بر ذهن نوجوانان و جوانان است. خیلی از آنهایی که به ازدواج فکر می کنند خود فزندان طلاق هستند. این مسئله آنها را در برابر رفتن زیر بار تعهدات ازدواج مقاومتر می کند. از ۸۲ درصد از زوج های متاهلی که تا پنجمین سالگرد ازدواجشان زندگی مشترکشان ادامه پیدا میکند، فقط نیمی آن را به ۱۰ سال می رسانند. با گذشت زمان، احتمال با دوام ماندن ازدواج ها کمتر و کمتر می شود. تعداد بالای شکست های ازدواج باعث می شود مردم بیشتر به مسئله ازدواج کردن یا نکردن فکر کنند.

اکثر مردم می فهمند که اول آشنایی همیشه سرشار از عشق و محبت است. اول همه رابطه ها همه چیز خوب است. سکس خوب است، همراهی و همدلی دو نفر با هم خوب است، و مقدار کمتر تعهدات مشترک زندگی را برایشان ساده تر می کند. زندگی کردن در خانه های جدا به هر دو طرف آزادی بیشتری داده و نگرانی ها معمولاً کمتر است. چیز زیادی برای نگرانی وجود ندارد. وقتی رابطه برهم می خورد، چیزهایی مثل بچه، مشکلات مالی و قضاوت های جامعه وجود ندارد که دو طرف را نگران کند و بیشتر افراد می توانند راحت از این مشکلات بگذرند. قبل از اینکه رابطه دو طرف قانونی شود، بر هم زدن رابطه کار سختی به نظر نمی رسد. سالیان سال است که به مردها و زن ها درمورد ازدواج و تعهدات آن هشدار می دهند. سکس بین دو طرف محو می شود، زن خانه مدام غرغر می کند، مرد به فردی تنبل تبدیل می شود که جز دستور دادن و خوردن کار دیگری در خانه نمی کند و خیلی چیزهای دیگر. اینجاست که می گویند، سری که درد نمی کند را دستمال نمی بندند.

بعد از گذشت یک زمان مشخص می فهمید که قدم بعدی در رابطه تان این است که ازدواج کنید. معمولاً فقط یکی از دو طرف میل به ازدواج دارد و طرف دیگر به همان وضعیت راضی است. اما به خاطر ترس از دست دادن رابطه، دو نفر با هم ازدواج می کنند. اما مدت زمان کمی بعد از ازدواج است که همه چیز خسته کننده و تکراری می شود. تعداد کمی از افراد از قبل پیشبینی می کردند که به چنین نقطه ای برسند. بعد از اینکه آنچه که باید گفته شود، گفته می شود و آنچه باید انجام داده شود، انجام داده می شود، زن و شوهر هر شب از سر عادت در اتاق نشیمن می نشینند و تلویزیون تماشا می کنند، هر روز همان کارهای مشابه و تکراری را انجام می دهند و زندگیشان کاملاً یکنواخت می شود. این مسئله باعث می شود متوجه شوید که خیلی چیزها درمورد همسرتان هست که دوست ندارید و آزارتان می دهد. متاسفانه، دیگر خیلی دیر شده است. دیگر ازدواج کرده اید و باید با آن کنار بیایید.

یک روی سکه می گوید چون نمی توانید اوضاع را تغییر دهید به این معنی نیست که اوضاع بد است. در زندگی دوره های تغییر مختلفی وجود دارد و وقتی ازدواج می کنیم، همراه با همسرمان این تغییر را تجربه میکنیم. گاهی اوقات یکی از دو طرف جلوتر از آن یکی است و گاهی اوقات این رشد با هم صورت می گیرد. اگر بتوانید هر مرحله رشد را با هم طی کنید، به دستاورد بسیار بزرگی در زندگیتان نائل شده اید. حتی اگر ۱۰ سال هم با یک نفر رابطه دوستی داشته باشید، به ندرت درمورد موقعیت های واقعی زندگی که ممکن است موجب ازدواج یا برهم خوردن آن شود بحث می کنید. و ناگهان می بینید که با او ازدواج کرده اید و همه تعهدات و انتظارات دنیا از شما خیلی دشوار به نظر می رسد. خیلی وقت ها به زندگی مجردیتان فکر میکنید که هیچ کس نبود که بهش جواب پس بدهید، کسی نبود که نگرانش شوید، کسی نبود که مجبور باشید از او مراقبت کنید و هیچ کس هم نبود که به شما بگوید چه باید بکنید و چه نباید بکنید. اما قبل از اینکه در دریای پشیمانی گم شوید، به این فکر کنید که در زمان مجردی وقتتان را چطور می گذراندید؟ آیا آن تنهایی هر از گاه اذیتتان می کرد؟ آیا احساس کمال می کردید؟ آیا اوقات فراغتتان را به دنبال یک شریک زندگی بودید؟ آیا به آنهایی که ازدواج کرده بودند حسادت نمی کردید؟ آیا فکر نمی کردید که ازدواج یک مسئله خیلی مهم است و باید آنرا جدی بگیرید؟ آیا اصلاً باید ازدواج کرد؟

“عشق در نگاه اول فهمش راحت است، یعنی وقتی دو نفر برای یک عمر به هم نگاه می کردند و این به یک معجره تبدیل می شود…” – امی بلوم

ازدواج چه فوایدی دارد؟ ازدواج این امکان را برای افراد فراهم می کند که کمی آرامتر شوند و برای شناختن درونی و بیرونی طرف خود متعهد شوند. این نزدیکی و صمیمیت و اینکه بدانید یک نفر در این دنیا دوستتان دارد و به رابطه با شما متعهد است خیلی زیباست. همچنین ازدواج یکی از معدود راه های تشکیل خانواده بدون حرف مردم است. ارتباط و تشکیل خانواده بدون ازدواج قانونی همانطور که میدانید چندان در جامعه ما مورد پسند نیست. همچنین وقتی ازدواج کرده اید، می توانید خیلی راحت خودتان باشید و با راحتی بیشتری کارهایتان را انجام دهید. ازدواج معمولاً فواید مالی هم در بر دارد و حتی بانک ها افراد متاهل را بیشتر از افراد مجرد جدی می گیرند. ازدواج گذرگاهی برای شروع دوباره زندگی شماست. آنجاست که می توانید برای آینده تان و هر چه که برایتان مهم است برنامه ریزی کنید. البته این کارها را می توانید بعنوان یک فرد مجرد هم انجام دهید اما همیشه یک باری روی دوشتان است که یک روز بالاخره باید ازدواج کنید.

با وجود این فواید، ازدواج معایبی هم به همراه دارد. هرچقدر هم که دو طرف سعی کنند استقلال خود را در ازدواج حفظ کنند اما باز هم بخش اعظمی از استقلالتان با ازدواج از بین می رود. برخی رفتارهای و اعمال خاص که قبلاً برایتان قابل قبول بود، الان دیگر نیست و می تواند باعث عدم وفاداری احساسی یا جسمی شود. خیلی وقت ها ازدواج کردن مثل این می ماند که دوباره بچه شده باشید. بعد از ازدواج می بینید که دوباه با احساسات یک نفر دیگر محدود شده اید. البته ازدواج مثل زندان نیست اما آن آزادی که قبل از ازدواج داشتید دیگر وجود ندارد. خستگی جنسی هم بعد از ازدواج ایجاد می شود. صادقانه بگوییم، چند بار می توانید با یک نفر خاص قبل از اینکه پیر شوید رابطه داشته باشید؟ خیلی از زوج ها عشق و نوازش های حین رابطه جنسی را زیاد جدی نمی گیرند و همه شور و احساس در سکسشان از بین می رود. اگر با خود فکر می کنید که این اتفاق برای شما نخواهد افتاد مطمئن باشید که کاملاً در اشتباهید چون بالاخره این اتفاق می افتد.

بچه ها را هم وارد قضیه کنید و آنوقت است که داستان ازدواج سخت تر هم می شود. دو نفر الان باید درمورد نحوه بزرگ کردن و تربیت کردن فرزندانشان هم با هم توافق کنند. بچه ها در خیلی چیزها دخالت می کنند. بله درست است که بچه نعمت است و عشق بیشتری به زندگی زناشویی می بخشند اما کنار آمدن و تربیت کردن آنها کاری بسیار دشوار و استرس زا است و مسئولیت ها و انتظارات را ده برابر بیشتر می کند. بچه ها همچنین آن چیزهایی که درمورد همسرمان دوست نداریم را بیشتر به چشممان می آورند. به خاطر همه این مشکلات هم که شده باید قانونی تصویب کنند که زوج ها باید ۵ سال تا بچه دار شدن صبر کنند تا بهتر بتوانند در این رابطه تصمیم گیری کنند.

“عشق یک دیوانگی موقت است، که با ازدواج درمان می شود.” –آمبروز بیرث

آیا باید ازدواج کنیم؟ این سوال کاملاً شخصی است. ازدواج این روزها جذابیت خود را از دست داده است و رسانه ها هم خیلی به این موضوع کمک کرده اند. پاسخ به این سوال خیلی ساده است…اگر فکر می کنید برای شما مناسب است باید ازدواج کنید. اما اگر فکر می کنید که آن روش زندگی برای شما مناسب نیست پس نباید ازدواج کنید. هر فرد متاهلی که به شما می گوید، ازدواج چیزی را تغییر نمی دهد، کاملاً اشتباه می گوید. ازدواج خیلی چیزها را عوض میکند. البته خوشبختانه تعادلی که ازدواج ایجاد می کند به همان اندازه تاثیرات منفی، تاثیرات مثبت به همراه دارد.

داستان های پریان که در زمان کودکی برایمان می گویند فقط داستان اند. داستان واقعی جذابیت خیلی کمتری دارد و تلاش بیشتری هم می برد. برای ازدواج باید بخش خیلی بزرگی از خودمان را فراموش کنیم و خیلی آرزوها و خواسته های شخصیمان را مدتی متوقف کنیم. خیلی ها بعد از مدتی می فهمند آنچه که اول کار می خواستند خیلی با آن چیزی که آخر کار می خواهند فرق می کند. آیا همه اینها ارزشش را دارد؟ خیلی وقت ها زن و شوهر های خوشبخت می گویند که بله ارزشش را دارد اما یادتان باشد زن و شوهرهای خوشبخت هم یک شبه به آن وضعیت نرسیده اند. برای اینکه یک ازدواج دوام پیدا کند باید واقعاً به تعهدات پابرجا بمانید و مشکلات عاطفی، احساسی، ذهنی و فیزیکی خیلی زیادی را پشت سر بگذارید. ده سال اول را واقعاً به کشف رابطه می پردازیم. خیلی وقت ها تا زمانیکه مجبور می شویم با یک نفر زیر یک سقف زندگی کنیم، خودمان و همه پیجیدگی های خودمان را نمی شناسیم.

اگر چند وقت است که سردرگمید که باید ازدواج یکنید یا نه، توصیه می کنیم که کمی صبر کنید. این مسئله نشان می دهد که شما هنوز در این مورد تردید دارید و مطمئن به این کار نیستید. مطمئن باشید که وقتی زمان واقعی ازدواجتان رسیده باشد، آنوقت است که دیگر این تردید را ندارید و کاملاً از تصمیم خود مطمئنید.

ازدواجهایی که ریسک بالاتری دارند

بر اساس مشاوره های صورت گرفته ، ازدواجهایی که با شکست روبرو بوده یا در مرحله آشنایی بهم خورده اند وجوه مشترک زیادی با یکدیگر داشته اند که بر اساس دسته بندی به ۸ دسته طبقه بندی می شوند ، لذا شایسته است افرادی که جهت آشنایی و ازدواج جزء این دسته بندی ها هستند محتاط تر عمل کنند

دسته_اول :
ازدواج هایی که قبل از ۲۵ سالگی آقایان و قبل از ۲۳ سالگی خانم ها صورت پذیرفته :

با توجه به عدم ثبات معیار های انتخاب همسر ، عدم شناخت فردی و شرایط پیرامون ، عدم استقلال فکری ، مالی و ضعف تصمیم گیری ، انتخابهای احساسی و عدم شناخت کافی از جنس مخالف ، این دسته از ازدواج ها یکی از پر ریسک ترین نوع ازدواج ها به شمار میرود و افرادی که در این رده سنی تصمیم به ازدواج و طی مراحل آشنایی دارند لازم است آموزشهای لازم را جهت ارتباط و شناخت صحیح کسب نمایند وبا مشاور و راهنمایی خانواده ها نسبت به آن اقدام نمایند .

دسته_دوم :
ازدواج به علت نیاز جنسی

اگر چه بخش اعظم دلیل ازدواج مردان میتواند به منظور تامین غریزه جنسی آنها باشد و این حق عرفی و شرعی آنهاست ، اما نیاز جنسی نباید تنها دلیل ازدواج باشد چرا که پس ازتامین شدن آن فشارحاصل از شرایط پیرامون زندگی و مسئولیت پذیری و عدم برنامه ریزی میتوانند باعث شکست در ازدواج شود

دسته_سوم :
ازدواج تحمیلی

ازدواجهایی که به طرفین از سوی خانواده یا بر اساس رسم و رسومات تحمیل می شود و بعضا ازدواجهای فامیلی میباشند که علاوه بر اینکه درصد شکست در ایندسته از ازدواجها زیاد است ، میتواند باعث گسترش خیانت های جنسی و عاطفی زوجین نسبت به یکدیگر شود همچنین باعث سرخوردگی و ضعف در استقلال فکری و تصمیم گیری افراد شود

دسته_چهارم :
ازدواج هایی که بواسطه ظاهر و موقعیت اجتماعی طرفین صورت میپذیرد

اگر چه انسان مجذوب زیبائی ها می شود و نمیتواند به ظواهر بی اهمیت باشد اما از آنجایی که ظاهر در ابعاد مختلف در گذر زمان عادی می شود این مطلب از کانال تنظیم خانواده است،و پس از سایر خصوصیات که اکثرا باطنی هستند نمود میکند لذا با توجه به تجارب مشاورین توصیه می شود زیبایی ظاهری در کنار سایر خصوصیات فردی و شخصیتی افراد ملاک انتخاب همسر باشد نه تنها دلیل انتخاب

دسته_پنجم :
ازدواجهایی که در آن زن نسبت به مرد برتری دارد

مسئله این نیست که خانم ظرفیت برتری نسبت به آقایان ندارند بلکه یکی از دلایل درونی خانم ها جهت ازدواج نیاز به یک تکیه گاه قوی است پس در ازدواج شایسته است مرد در چند عامل برتری داشته باشد

– سن ( بیشتر بودن سن مرد نسبت به زن )
– وضعیت اقتصادی و وجه اجتماعی ( بالا بودن جایگاه شغلی مرد و درامد وی )
– قد ( شایسته است مرد از زن بلندتر باشد )

دسته_ششم :
ازدواج های راه دور

شناخت صحیح یکی از ارکان اصلی جهت انتخاب شایسته همسر است و در شناختهایی که دو طرف نسبت به یکدیگر در فاصله مکانی دوری قرار گرفته اند بخش اعظم ارتباط بوسیله اینترنت ، تلفن و یا پیامک صورت میگیرد که این سطح از شناخت نمیتواند قابل اکتفا جهت اتخاذ مهمترین تصمیم زندگی افراد باشد ، همانطور که در مشاوره های صورت گرفته این مسئله نمود کرده است لذا حتی المقدور حتی با توجه به شرایط سختی دوری راه در صورتی که دوطرف میل به شناخت و ازدواج دارند لازم است این ارتباط حتما با اطلاع خانواده ها همرا ه باشد و شرایط به گونه ای باشد که دو طرف بعد از هر ۱۰ دفعه مکالمه تلفنی یک دیدار حضوری داشته باشند

دسته_هفتم :
ازدواج هایی که دو خانواده دارای دو فرهنگ مختلف هستند

خانواده مهترین نقش در تربیت فرد بازی میکند ، اختلافات خانوادگی زمانی بیشتر می شود که دو خانواده آداب و رسوم و فرهنگ مختلفی داشته باشند معمولا این اختلافات شامل : اختلاف بر سر مهریه – اختلاف بر سر مراسم – اختلاف در زمینه دخالت های خانوادگی – اختلاف سلیقه لذا فشار روحی و استرس زیادتری بر طرفین وارد می شود ، حتی المقدور شایسته است وصال با خانواده ای هم فرهنگ صورت پذیرد

دسته_هشتم :
ازدواجهای اینترنتی

ازدواجهای اینترنتی پدیده ای که روبه افزایش است ومتاسفانه باعث افزایش آمار طلاق شده است ، شناخت اینترنتی نمیتواند به هیچ وجه شناختی صحیح باشد و بواسطه تایپ و درج کلمات به سطح مناسبی از شناخت نسبت به فرد مقابل دست یافت از اینرودرصد ریسک در ازدواج های اینترنتی بسیار بسیار بالا میباشد .

 

دلایل اشتباه برای ازدواج :
( اهداف ناصحیح )

::به خاطر شیفتگی و شور و شیدایی
::به خاطر تشکیل خانواده
::به خاطر رفع تنهایی
::به خاطر دارایی و اقتصاد
::به خاطر قیافه و زیبایی
::به خاطر مستقل شدن از والدین
::به خاطر داشتن فرزند
::به خاطرالتیام رابطه شکست خورده
::به خاطر فشار خانواده یا اجتماع
::به خاطر کمبود اعتماد به نفس
::به خاطر رهایی از تضاد و درگیری با والدین

این موارد دلایل صحیح ازدواج نیستند مثلا، حداکثر شیفتگی عشق دو سال دوام دارد؛ پس نمی تواند علت باشد و یا اگر به همسرتان بگویید تنها علت ازدواج من به خاطر فرزند است یا پول است احساس بدی پیدا می کند.

پس علت ازدواج چیست:

دلایل صحیح برای ازدواج:
( اهداف صحیح )

::همراهی و هم صحبتی
::ابراز محبت و عشق و صمیمیت
::داشتن شریک حمایت کننده
::داشتن شریک جنسی و والد شدن

همه این موارد در کنار همدیگر؛ ما را به هدف اصلی ازدواج یعنی “آرامش” می رسانند و به تنهایی کافی نیستند.

ازدواج به خاطر آرامش یافتن است.

اما آرامش به چه چیزی وابسته است؛ به همه کارهایی که زوجین برای هم انجام می دهند تا باعث آرامش خود و همسرشان شود.
اگر فکر شما رساندن همسرتان به آرامش باشد خیلی مشکلات و اختلافات ناچیز می شود.

 

‌ ازدواج مانع از زوال عقل می شود:

بررسی های انجام گرفته توسط محققان دانشگاه لاف‌برو نشان می‌دهد ازدواج یا داشتن دوست های صمیمی می‌تواند از افراد در برابر زوال عقلی محافظت کند.

براساس گزارش اکسپرس، در تحقیق دانشگاهی که در آن ۶۶۷۷ فرد بالغ برای هفت سال تحت نظر گرفته شده‌بودند، محققان دریافتند کیفیت حلقه ارتباطاتی یک فرد بسیار مهم‌تر از ابعاد کلی آن است.
ه گفته انجمن آلزایمر نتایج این تحقیقی برای کمک به بیماران برای حفظ ارتباطات معنی‌دارشان از اهمیت بالایی برخوردار است. هیچ‌یک از داوطلبانی که در این تحقیقات طولانی مدت حضور داشتند به زوال عقلی مبتلا نبودند اما ۲۲۰ نفر در طول این هفت سال به این بیماری مبتلا شدند.

 

“ما با پدر و مادرهایمان ازدواج میکنیم”

چرا و چگونه است که ما هنگام انتخاب شریک زندگی جذب کسی می‌شویم که دارای خصوصیات منفی (مانند طرد کنندگی یا خشم و پرخاشگری ) مادر یا پدر می‌باشد؟؟؟
برای فهم این مطلب ابتدا باید مقدمه ای را بیان کنیم:

مغز ما دو قسمت است:”مغز کهنه” و “مغز نو”
“مغز کهنه” که “ضمیر ناخودآگاه ” انسان در آن جای دارد و مسئول حفاظت از وجود ما برای دفع خطر و حفظ ایمنی و کسب لذت است
“مغزنو”:که همان قشر خاکستری یا کورتکس میباشد که دارای چهار لُب میباشد و جایگاه عملکرد شناختی ما میباشد و تفکر ،کلام ،تصمیم سازی و کلیه ی اعمال مربوط به “خودآگاه” را انجام میدهد.

مغز کهنه(=ضمیر ناخودآگاه ما که جایگاه تمام ابعاد وجودی واپس زده ،و سایه ها و قالبهای شخصیتی و کهن الگوهای ما میباشد) از منطق زمان خطی پیروی نمیکند،او در زمان طفولیت ما،در گذشته های دور ولی در واقع در یک زمان “حال جاودان” زندگی میکند .

او فقط بدنبال کسب امنیت و حفظ بقا و تمامیت خویش است،او بدنبال جلب حمایت بدون شرط ِ پدر و مادر خویش است و بدترین احساس او ،”حس ِ طرد شدگی” از جانب والدینش است و “مغز نو” معادل هوشیار و “ایگو” ما میباشد که قوه ی مجریه ی وجود ماست.

-باید بدانیم که آن بخش از مغز ما که دست به انتخاب همسر میزند، مغز منطقی و منضبط ما که همان “مغز نو” (=خودآگاه) می باشد، نیســــــــــــــــــت!!!

بلکه مغز کوته بین و کهنه(ناخودآگاه) ماست که در زمان گذشته متوقف مانده است، او خاطرات دردناکی از “زخم ها” و “جراحات” دوران کودکی دارد که در لحظاتی از جانب مادر(یا پدر) خویش مورد طرد، بی مهری یا خشم واقع گردید و تحقیر شده است.لذا وقتی او در بزرگسالی و هنگام انتخاب همسر کسی را میبیند که دارای همان خصوصیات مثبت و “بخصوص” منفی !!!! ِ والد خویش میباشدبی اختیار جذب او و عاشق او میشود.
چرا؟؟
-چون “مغز کهنه” با “بازآفرینی” دوران طفولیت و شرایطی که در آن بزرگ شده، قصد دارد آن شرایط را “اصلاح کند” و اینبار در فضایی (به ظاهر) امن همه ی توقعات ِ توجه و حمایت بی اندازه ی خود را از فردی که “جانشین” پدر و مادرش شده است طلب کند و همه ی ناکامی ها و سرخوردگیهای نخستین خود را حل و فصل کند. و همچنین با بدست آوردن آن سری از صفاتی که در وجود خود نمیابد (چون آنها را انکار و سرکوب کرده است و آنها را در وجود نامزد یا همسر فعلی خویش با انجام عملکرد ِ فرافکنی،میبیند) احساس کند که به تمامیت و کمال رسیده است و به آرامش برسد…
و البته که این توهمی بیش نیست و بعد از ازدواج رسمی و تعهد به زندگی مشترک و روبرویی با واقعیت انسانی شخص مقابل که هیچگاه نمیتواند آن حس محبت “بدون شرطی “که مادر و پدرش به او میدادند را از او بدست اورد، مجبور میگردد فرافکنیهای خو درا “پس بگیرد” و دوباره احساس تنهایی کند و بدینگونه است که شعله عشق رومانتیکش ذره ذره به خاموشی میگراید.

“دکتر هندریکس”

 

در همین زمینه طرحواره درمانی می تواند به ما کمک کند که طرحواره های خود را بشناسیم و متوجه باشیم که این طرحواره ها چگونه ما را در انتخاب همسر و دوست ، انتخاب سبک فرزندپروری  و انتخاب نوع رفتار با دوستان و همکاران هدایت می کنند.

ازطریق مشاوره با دکتر یاوریان انتخاب های بهتری داشته باشیم

 

ManWomanBrainTest

تست مغز زنانه و مغز مردانه

تست مغز زنانه و مغز مردانه از کتاب “چرا مردان گوش نمی دهند و زنان نمی توانند نقشه بخوانند” نوشته “باربارا و آلن پیز” ترجمه ” ناهید رشید و نسرین گلدار”

 

۱ – وقتی می خواهید نقشه و یا راهنمای خیابان‏ها را بخوانید

الف – دچار مشکل می‏ شوید و از دیگران کمک می‏ خواهید.

ب – نقشه را می‏ چرخانید تا جهتی که می‏ خواهید بروید روبرویتان قرار گیرد.

ج – هیچ مشکلی در خواندن نقشه یا راهنمای خیابان‏ ها ندارید.

۲ – در حال پختن غذایی پیچیده از طریق برنامه آشپزی رادیو هستید که دوستتان تلفن می ‏کند

الف – رادیو را روشن می‏ گذارید و در حالی که با تلفن حرف می‏ زنید به آشپزی خود ادامه می‏ دهید.

ب – رادیو را خاموش می‏ کنید ، دست از آشپزی می‏ کشید و با تلفن صحبت می‏ نمایید.

ج –  به دوستتان می ‏گویید که بعد از آشپزی بی‏درنگ به او زنگ خواهید زد.

 ۳ – دوستانتان می‏ خواهند برای دیدنتان بیایند و از شما مسیر خانه جدیدتان را می‏ پرسند

الف –  برای آنها کروکی واضحی از مسیر می‏ کشید، جهت را مشخص می‏ کنید و برایشان می‏ فرستید و یا از کسی می‏ خواهید تا مسیر را برایشان توضیح دهد.

ب –  از آنها می ‏پرسید که چه علامت‏ها و یا نشان‏ه ایی را در مسیر می‏ شناسد، بعد سعی می‏ کنید  برایشان توضیح دهید که چگونه خانه شما را بیابند.

ج –  به طور شفاهی به آنها می گویید:”وارد خیابان کاج می شوید، به سمت چپ می ‏پیچید، به دومین چراغ قرمز که رسیدید…”

۴ – وقتی در حال توضیح یک نظریه یا مفهوم هستید، اغلب

الف – از مداد یا حرکات دست و صورت استفاده می‏ کنید.

ب – از صحبت و حرکات دست و صورت و بدن استفاده می ‏کنید.

ج – با دقت و صراحت و فقط با کلام آن را توضیح می‏ دهید.

۵ –  وقتی بعد از دیدن فیلمی فوق‏ العاده به خانه برمی‏ گردید ترجیح می‏ دهید

الف – صحنه‏ ها را در ذهنتان تصویر کنید و به یاد آورید.

ب – درباره صحنه‏ ها و حرف‏های بازیگران صحبت کنید.

ج – عمدتا حرف‏ های زده شده در فیلم را عینا نقل قول نمایید.

۶ – در سینما معمولا چه مکانی را برای نشستن انتخاب می‏ کنید؟

الف – طرف راست

ب – فرقی نمی‏ کند

ج – طرف چپ

۷ – یکی از وسایل مکانیکی دوستتان از کار افتاده است، شما

الف – با همدردی درباره احساس آنها در مورد این مشکل بحث می ‏کنید.

ب – یک نفر قابل اعتماد را برای تعمیر آن وسیله معرفی می‏ نمایید.

ج – با در نظر گرفتن نحوه کار وسیله خراب سعی بر تعمیر آن می‏ کنید.

۸ – در محلی ناآشنا قرار گرفته ‏اید و کسی از شما مسیر شمال را می‏ پرسد،

الف – می ‏گویید نمی‏ دانم.

ب – پس از کمی فکر کردن جهت شمال را حدس می‏زنید.

ج – بدون هیچ مشکلی جهت شمال را نشان می‏دهید.

۹ – محل تنگی برای پارک کردن پیدا کرده ‏اید و باید با دنده عقب وارد آن شوید،

الف – ترجیح می‏ دهید جای دیگری برای پارک اتومبیل خود را بیابید.

ب – با دقت سعی می‏ کنید با دنده عقب وارد محل تنگ شوید.

ج – بدون هیچ مشکلی با دنده عقب در آن پارک می‏ کنید.

۱۰ – در حال تماشای تلویزیون هستید که تلفن زنگ می‏ زند،

الف- همانطور که تلویزیون روشن است، به تلفن جواب می دهید.

ب – تلویزیون را خاموش می کنید و بعد جواب تلفن را می‏ دهید.

ج – تلویزیون را خاموش می‏ کنید ، به دیگران می‏ گویید ساکت باشند و بعد جواب تلفن را می‏ دهید.

۱۱- به تازگی ترانه جدیدی از خواننده محبوبتان شنیده‏ اید،

الف – می ‏توانید برخی قسمت‏ های آن را بدون مشکل بخوانید.

ب – اگر ترانه ساده باشد می‏ توانید برخی قسمت‏ های آن را بخوانید.

ج – به یاد آوردن ترانه برایتان مشکل است اما بعضی کلمات آن را به یاد می ‏آورید.

۱۲ – در پیشگویی نتایج کارها یا مسایل فوق‏ العاده هستید چون

الف – از الهام مدد می‏ جویید.

ب – بر پایه اطلاعات در دسترس و احساس باطنی تصمیم می‏ گیرید.

ج – از حقایق ، آمار و اطلاعات استفاده می ‏کنید.

۱۳ – کلیدتان را گم کرده ‏اید،

الف – به کارهای دیگر مشغول می‏ شوید تا یادتان بیاید کلید را کجا گذاشته اید.

ب – در حالی که به کارهای دیگر می ‏پردازید ، سعی می کنید به یاد آورید که آن را کجا گذاشته‏ اید.

ج – در ذهنتان مرحله به مرحله کارهایتان را مرور می‏ کنید تا بالاخره یادتان بیاید.

۱۴ – در هتل هستید و صدای آژیر خطر از فاصله دور به گوشتان می‏رسد

الف – نمی‏ توانید جهت صدا را تشخیص دهید.

ب – شاید با کمی تمرکز بتوانید جهت صدا را تشخیص دهید.

ج – بی‏ درنگ می ‏گویید که صدا از کدام طرف می‏آید.

۱۵- به یک گردهمایی می‏ روید و به چند شخص جدید معرفی می‏ شوید، روز بعد

الف – به راحتی می‏ توانید چهره‏ های آنها را به یاد آورید.

ب – صورت یک یا دو نفر آنان را به یاد می آورید.

ج – بیشتر اسم‏ های آنها را به یاد می ‏آورید.

۱۶ – برای تعطیلات دوست دارید به روستای حومه شهر بروید اما همسر یا نامزد و یا خانواده ‏تان میل دارند به ساحل دریا بروند، برای همراه کردن آنها با نظر خود

الف – به ملایمت احساس خود را به او یا خانواده می‏ گویید. اظهار می‏ دارید که روستای ییلاقی مورد علاقه شماست و بچه‏ ها و خانواده اغلب در آنجا اوقات خوبی را می‏ گذرانند.

ب – به او یا خانواده می‏ گویید که اگر به روستای ییلاقی بیایند، ممنون خواهید شد و دفعه آینده با او یا خانواده به کنار دریا خواهید رفت.

ج – از دلایل منطقی استفاده می‏ کنید: روستای ییلاقی نزدیک‏ تر و کم‏ هزینه‏ تر و برای ورزش و تفریح مناسب ‏تر است.

۱۷- هنگام برنامه‏ ریزی فعالیت‏ های روزانه‏ تان

الف – فهرستی می‏ نویسید تا بفهمید چه کارهایی باید انجام دهید.

ب – درباره آنچه باید انجام دهید فکر می‏کنید.

ج – در ذهنتان افراد یا جاهایی را که باید ببینید و کارهایی را که باید انجام دهید، مجسم می‏ کنید.

۱۸ – یکی از دوستان دچار مشکل شخصی شده و نزد شما می ‏آید تا درباره آن با شما صحبت کند،

الف – اظهار همدردی می‏ کنید و او را می‏ فهمید.

ب – به او می‏ گویید که مشکلات معمولا به آن سختی که به نظر می‏ آیند نیستند.

ج – توصیه‏ ها و نصایح منطقی خود را برای حل مشکل به او ارایه می‏ کنید.

۱۹ – زن یکی از دوستانتان با شوهر دوست دیگرتان رابطه پنهانی دارد، چگونه به این رابطه پی می‏ برید؟

الف – خیلی راحت موضوع را می‏ فهمید.

ب – پس از مدتی به موضوع پی می‏ برید.

ج – اصلا بویی نمی‏ برید.

۲۰ – از دید شما زندگی به طور کلی چه مفهومی دارد؟

الف – داشتن دوستان و زندگی کردن در هماهنگی و سازگاری با اطرافیان

ب – داشتن رابطه دوستانه با دیگران در حین حفظ استقلال فردی.

ج – دستیابی به هدف‏ های با ارزش، به دست آوردن احترام دیگران، پیشرفت و کسب اعتبار و آبرو.

۲۱ – اگر حق انتخاب داشته باشید، ترجیح می‏دهید

الف – در گروهی متشکل از افراد لایق کار کنید.

ب – در کنار دیگران ولی با حفظ جا و موقعیت خاص خود کار کنید.

ج – به تنهایی کار کنید.

۲۲ – چه کتاب‏ هایی را برای مطالعه ترجیح می‏دهید؟

الف – رمان و افسانه.

ب – مجلات و روزنامه‏ ها.

ج – کتاب ‏های مستند ، واقعی و زندگی‏نامه‏ ها.

۲۳ – هنگام خرید،

الف – اغلب بدون برنامه ‏ریزی چیزهایی را می‏ خرید که همیشه مورد توجه‏تان هستند.

ب – برنامه ‏ای کلی برای خرید دارید ولی چیزهایی را می‏ خرید که توجه‏تان را جلب می‏ کنند.

ج – برچسب‏ ها را می‏ خوانید و قیمت‏ ها را مقایسه می‏ کنید.‏‏

۲۴ – ترجیح می ‏دهید خوابیدن ، بیدار شدن و  غذا خوردن‏تان،

الف – مطابق میل‏تان باشد.

ب – طبق یک برنامه اساسی باشد اما گاهی آن را مطابق میل‏تان تغییر دهید.

ج – دقیق و سرِ ساعت معین باشد.

۲۵- کار جدیدی را شروع کرده ‏اید و با افراد جدیدی در محل کار آشنا شده ‏اید، یکی از آنها به منزل شما تلفن می ‏کند،

الف – او را راحت از روی صدایش می‏ شناسید.

ب – پس از کمی مکث او را به یاد می‏ آورید.

ج – در تشخیص صدایش دچار اشکال می ‏شوید.

۲۶ – هنگام بحث با دیگران چه چیزی شما را بیشتر ناراحت می‏کند؟

الف – سکوت و جواب ندادنشان.

ب – عدم توجه به نظر شما.

ج – سوالات و نظرات مبارزه ‏جویانه و موشکافانه آنها.

۲۷ – در مدرسه چه احساسی راجع به امتحانات کتبی و شفاهی داشتید؟

الف – هر دو نسبتا آسان بودند.

ب – معمولا یکی از این دو نوع امتحان برایتان راحت‏ تر از دیگری بود.

ج – در هیچ کدام از آنها موفق نبودید.

۲۸ – وقتی می‏ خواستید برقصید،

الف – اگر رقصیدن را آموخته باشید می‏توانید موسیقی را احساس کنید.

ب – می‏توانید برخی رقص‏ها یا حرکات موزون را انجام دهید اما برخی رقص‏ها یا حرکات برایتان دشوار است.

ج – در حفظ زمان و ریتم دچار مشکل می‏شوید.

۲۹ – تا چه حد در تشخیص و تقلید صدای حیوانات توانا هستید؟

الف – نه چندان خوب.

ب – خوب.

ج – خیلی خوب.

۳۰ – در پایان روزی طولانی معمولا ترجیح می‏ دهید

الف – با دوستان یا خانواده درباره روزی که گذشت صحبت کنید.

ب – به حرف‏های دیگران درباره روزی که داشتند گوش کنید.

ج – روزنامه بخوانید، تلویزیون تماشا کنید و حرف نزنید.

 

چگونه به این آزمون نمره بدهیم؟

برای هر سوال که جواب آن در مورد شما صدق نمی کند یا به آن جواب ندادید ۵ امتیاز در نظر بگیرید.

برای مردان :

تعداد جواب های الف * (۱۰) =

تعداد جواب های ب * (۵ )=

تعداد جواب های ج * (۵ -) =

مجموع امتیاز = حاصل جمع اعداد به دست آمده

برای زنان :

تعداد جواب های الف *(۱۵) =

تعداد جواب های ب * (۵ )=

تعداد جواب های ج * (۵ -) =

مجموع امتیاز = حاصل جمع اعداد به دست آمده

 

بررسی نتیجه آزمون

اغلب مردان بین ۰-۱۸۰ و زنان بین ۱۵۰-۳۰۰ امتیاز کسب می‏ کنند. مغزهایی که اساسا برای افکار مردانه برنامه‏ ریزی شده‏ اند معمولا کمتر از ۱۵۰ امتیاز به دست می‏ آورند. هر قدر این امتیاز به صفر نزدیک‏تر باشد برنامه ‏ریزی مغز مردانه‏ تر و تستوسترون بدن بیشتر است. این افراد بسیار منطقی، اهل تجزیه تحلیل و مهارت‏ های کلامی و نظم و انضباط هستند، در امر طرح‏ ریزی قیمت‏ ها و برنامه ‏ریزی نتایج برای اطلاعات آماری قابلیت بیشتری دارند و به زحمت تحت تأثیر احساسات قرار می‏ گیرند. امتیاز کم نشانگر قابلیت مردانه بیشتر است. این امتیاز دلالت بر میزان تستوسترون بیشتر بدن جنین در هفته‏ های اول تشکیل و رشد دارد. هرقدر امتیاز یک مرد بیشتر از ۱۸۰ باشد، احتمال همجنس‏ باز بودن او بیشتر است.

هرچه امتیازات یک زن کم‏تر باشد ، او تمایل بیشتری به همجنس‏ بازی دارد. مغزهایی با برنامه‏ ریزی زنانه امتیازاتی بالای ۱۸۰ کسب می‏ کنند. هرقدر امتیاز بالاتر باشد ، مغز زنانه‏ تر است و خلاقیت‏ ها و استعدادهای هنری بیشتری را بروز می‏ دهد. زنی با امتیاز بالا در موسیقی با استعدادتر است و بیشتر تصمیماتش بر الهام و شهود مبتنی می ‏باشد. او با کمترین میزان اطلاعات، بهترین تشخیص را ارایه می‏ دهد.

مردانی با امتیاز زیرصفر و زنانی با امتیاز بالای ۳۰۰ دارای مغزهایی کاملا متفاوت و متضاد هستند. تنها چیزی که آنها را به هم پیوند می‏ دهد، زندگی روی یک سیاره می‏ باشد.

کسانی که امتیاز بین ۱۵۰-۱۸۰ کسب می کنند سازگارترند. این افراد هیچ تعصبی در مورد عقاید زنانه یا مردانه از خود نشان نمی ‏دهند. این انعطاف در فکر و اندیشه امتیاز برجسته ‏ای در روند حل مسایل به شمار می‏ آید. افراد مذکور با هر دو جنس زن و مرد به راحتی دوست می‏ شوند و ارتباط برقرار می‏ کنند.

 

سینا یاوریان – سخنران ، مدرس و مشاور روانشناسی