معرفی رشته روانشناسی بالینی و بیان کاربردهای آن روانشناسی بالینی معرفی رشته روانشناسی بالینی و بیان کاربردهای آن 558221 PKPALR 601 1024x683

معرفی رشته روانشناسی بالینی و بیان کاربردهای آن

روانشناسی بالینی یکی از گرایش های  پر طرفدار رشته ی روانشناسی است. یکی از شاگردان ویلهلم ونت بنام ویتمر، روانشناسی بالینی را مطالعه افراد با مشاهدات یا تجربیات با هدف ارتقای تغییر دانسته است.  با کمک رشته روانشناسی بالینی  انواع ناهنجاری، آشفتگی های شناختی ، هیجانی و زیست شناختی، ناتوانی های اجتماعی و رفتاری و موارد بسیار دیگری قابل درمان است.حیطه ی فعالیت تعداد زیادی از روانشناسان در حوزه ی روانشناسی بالینی می باشد.  به کمک این رشته می توان بسیاری از اختلات روانی افراد همچون اسکیزوفرنی و افسردگی و … را درمان نمود. در رشته روانشناسی علاوه بر بحث تشخیص و درمان بیماری، متخصصان این رشته به کارهای پژوهشی نیر مشغول می شوند.  ارزیابی و تشخیص، مداخله و درمان، مشاوره، آموزش و نظارت بر کار روان درمانگرها، پژوهش و مدیریت به عنوان نقش های شش گانه رشته روانشناسی بالینی دانسته شده است. شکل گیری روانشناسی بالینی نتیجه فعالیت ها و زحمات بسیار زیاد زیگموند فروید است.

روانشناسی بالینی یکی از گرایش های مهم روانشناسی

از زمان شکل گیری رشته روان شناسی به صورت علمی و تخصصی تقریبا یک قرن می گذرد. در طی سالیان این رشته همانند سایر رشته ها در معرض پیشرفت و تکامل بوده اما بیشترین پیشرفت در گرایش های روانشناسی، اختصاص به رشته روانشناسی بالینی داشته است. همچنین تعداد افرادی که در این رشته فعالیت می کنند به مراتب بیشتر از سایر گرایش های روان شناسی می باشد. این امر بیانگر جذابیت این گرایش و کارآیی بالای آن است. همچنین روانشناسی بالینی و روانشناسی کودک ارتباط زیادی با هم دارند زیرا یکی از علل پیدایش روانشناسی بالینی تمایل به بررسی کودکان معلول بوده است.  برای تحصیل در این گرایش، افراد با دارا بودن مدرک کارشناسی رشته روانشناسی و با مشاوره و راهنمایی گرفتن از افراد مطلع، می توانند اقدام نمایند.

پیشینه ی رشته روانشناسی بالینی در ایران

این رشته جذاب و پرطرفدار در سال ۱۳۵۰ برای اولین بار اقدام به پذیرش دانشجوی کارشناسی ارشد در بیمارستان روزبه تهران نمود. از سال ۱۳۸۰ به بعد انجمن روانشناسی بالینی در ایران شکل گرفته است. افتخار اولین دانشجوی دکتری این رشته نصیب آقای دکتر نورمحمد بخشایی شد. دکتر بخشایی علاوه بر اشتغال در دانشگاه علوم پزشکی زاهدان، سردبیر مجله بین المللی رفتار های پرخطر و اعتیاد نیز می باشد.

انواع روانشناسی بالینی

روانشناسی بالینی دارای انواع مختلفی است و به حوزه های تخصصی گوناگونی تقسیم می شود. انواع روانشاسی بالینی شامل : روانشناسی کودک، اختلالات هیجانی، سلامت روانی بزرگسالان ، سوء مصرف دارو، ناتوانی یادگیری، روانشناسی سلامت رفتاری، متخصص اعصاب و روان، مددکار اجتماعی در حوزه روان درمانی و مشاوره روانشناسی به صورت حضوری و آنلاین است.

وظایف روانشناسان بالینی

روانشناسان بالینی بسته به محیط کاری، نوع گرایش تخصصی و طی کردن دوره های علمی،  وظایف مختلفی دارند. برخی از این افراد در بیمارستان های روانی به تشخیص بیماری و یا روان درمانی می پردازند. برخی نیز مشغول فعالیت های علمی، پژوهشی و … هستند.

معرفی رشته روانشناسی بالینی و بیان کاربردهای آن روانشناسی بالینی معرفی رشته روانشناسی بالینی و بیان کاربردهای آن 16150

دروس کنکور کارشناسی ارشد گرایش روانشناسی بالینی

برای موفقیت در کنکور این رشته و وارد شدن در رشته روانشناسی بالینی، داوطلبان باید دورس تخصصی این گرایش را مطالعه کنند. دروس مورد نیاز برای آزمون شامل ۷ درس می باشد که به ترتیب به بیان جزئیات آنها می پردازیم.

زبان انگلیسی

  • یکی از درس های مهم و تاثیرگذار در این رشته همانند سایر رشته ها زبان انگلیسی است. برای موفقیت در این گرایش، داوطلبان نباید از زبان تخصصی غافل شوند. زیرا تاثیر چشمگیری در رتبه و به تبع آن قبولی دواطلبان دارد. این درس در کنکور داری ضریب دو بوده و به همین دلیل تاثیر آن در قبولی بسیار مشهود است.
  • آمار و روش تحقیق: بعد از زبان انگلیسی دومین درسی که از آن سوال می آید آمار و روش تحقیق است. سوالات این بخش با ضریب یک بوده و با اندکی تسلط، داوطلبان می توانند در این درس درصد بالایی کسب کنند.

روانشانسی مرضی و کودکان استثنایی

این درس دارای ضریب دو بوده و جزو یکی از دروس اصلی رشته روانشناسی بالینی محسوب می شود. در این درس انواع اختلالات روانشناختی مثل اختلال اوتیسم، بیش فعالی، انواع عقب ماندگی و انواع اختلالات دوره میانسالی مورد بحث و بررسی قرار می گیرد. موفقیت در این درس نیاز به مرور و تکرار مطالب دارد زیرا با تمام جذابیت هایی که دارد، کمی فرّار است.

روانشناسی رشد

از دیگر درس های جذاب رشته روانشناسی بالینی، روانشناسی رشد است. این درس دارای ضریب دو می باشد. حجم مطالب آن نسبتا زیاد بوده و موفقیت در پاسخ گویی به سوالات آن، مستلزم دانشی عمیق و تسلط کامل بر بحث است.

علم النفس از دیدگاه اندیشمندان اسلامی

علم النفس یکی از درس های سخت این رشته محسوب می شود و داری ضریب یک است. داوطلبان به سبب سختی درس معمولا تمایلی به مطالعه آن برای کنکور ندارند. با این وجود شرکت کنندگان در آزمون با مطالعه منظم و دقیق، به راحتی می توانند در این درس درصد بالایی کسب کنند.

روانشناسی بالینی

این درس دارای ضریب سه بوده و جزو یکی از اصلی ترین درس ها برای قبولی در رشته روانشناسی بالینی محسوب می شود. با توجه به بالا بودن ضریب این درس با مطالعه و فهم صحیح مطالب آن به راحتی می توانید به رتبه دلخواه خود برسید.

روانشناسی فیزیولوژیک و انگیزش و هیجان

این درس نیز با وجود سخت بودن مطالب آن دارای ضریب یک است. در این درس بحث سیستم عصبی انسان و نقش آن در بروز اختلالات عصبی بیان شده است.

روانشناسی بالینی معرفی رشته روانشناسی بالینی و بیان کاربردهای آن 64617

آینده ی شغلی گرایش روانشناسی بالینی

افرادی که در رشته روانشناسی بالینی تحصیل می کنند بعد از اتمام دوره ی آموزشی، می توانند در یکی از موارد های زیر، بسته به علاقه و توان خود اقدام به فعالیت نمایند. از جمله ی این فعالیت ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱- بعد از اتمام دوره کارآموزی و احراز شرایط لازم همچون دریافت مجوز رسمی  برای تاسیس کلینیک مشاوره  و… افراد می توانند به عنوان روانشناس بالینی اقدام به تاسیس کلینک نمایند.

۲- تاسیس سرای سالمندان با کسب مجوز رسمی از سازمان بهزیستی

۳- تاسیس مهد کودک با اخذ مجوز رسمی از سازمان بهزیستی

۴- روانشناس کلینیک های درمان اعتیاد

۵- کارشناس روانشناس بالینی در مراکز دولتی همچون زندان ها، کانون اصلاح و تربیت، نیروی انتظامی، شهرداری، بهزیستی و سایر مراکز دولتی

۶- همکاری با روانپزشکان در کلینک های خصوصی روانپزشکی

۷- فعالیت در حیطه ی کارهای درمانی همچون بازی درمانی و … در کلینک های مشاوره ای.

۸- انجام فعالیت های پژوهشی و آموزشی در موسسات آموزش عالی و آموزش و پرورش

تفاوت میان رشته روانشناسی بالینی و روانپزشکی

پی بردن به تفاوت روانشناس بالینی و روانشناس، کمک شایانی برای رجوع افراد به ایشان می کند.  زیرا بسیاری از افراد تفاوت این دو را نمی دانند و ممکن است دوره درمان آنها طول بکشد و یا از روند درمان خود احساس رضایت کافی نداشته باشند. معمولا خود پزشک یا روانشناس مراجعه به فرد درست را به متقاضی پیشنهاد می کنند.

روانشناسی بالینی معرفی رشته روانشناسی بالینی و بیان کاربردهای آن 2251

برخی از مهم ترین و بارزترین تفاوت های میان روانشناسی بالینی و روانپزشکی شامل موارد زیرا است:

۱- نام دیگر روانپزشک، متخصص اعصاب و روان است. همان گونه که مشخص است روانپزشک در رشته پزشکی تحصیل می کند و بعد تخصص خود را در حوزه ی اعصاب و روان می گیرد. در حالی که روانشناس بالینی در رشته روانشناسی تحصیل می کند و پس از اخذ مدرک کارشناسی، وارد گرایش روانشناسی بالینی می شود و بعد از اتمام تحصیل بسته به علاقه خود در زمینه مشاوره و… فعالیت می کند.

۲- از آنجایی که روانپزشک، پزشک محسوب می شود. لذا برای درمان بیماران حتما از دارو کمک می گیرد و به عبارتی دارو درمانی انجام می دهد و افرادی که مشکلات روانپزشکی دارند در جلسات کوتاه مدت و طی بازه ی بلند مدت باید به روانپزشک مراجعه کنند. در حالی که رواشناس بالینی این گونه نبوده و هرگز نمی تواند به مریض خود دارو تجویز نماید (گرچه در موارد نادری این کار صورت می گیرد) و برهه های زمانی مراجعه افراد بیمار به روانشناس بالینی کوتاه مدت در جلسات طولانی است.

نکات تکمیلی برای موفقیت در رشته روانشناسی بالینی

  •  برای موفقیت در گرایش روانشناسی بالینی بهتر است که مدرک کارشناسی رشته روانشناسی را داشته باشید. این امر در موفقیت شما تاثیر بسزایی دارد.
  •  از آنجایی که فرصت های شغلی خوب و بازار کار مطلوب، نیازمند داشتن مدرک دکتری در رشته روانشناسی بالینی است لذا بهتر است از همان ابتدای ورود به دانشگاه برای تحصیل در مقطع دکتری نیز برنامه منظمی داشته باشید. البته این به منزله ی عدم توان فارغ التحصیلان کارشناسی برای اشتغال مطلوب نیست.

مطالب گفته شده توضیحاتی جامع در خصوص رشته روانشناسی بالینی است. همان گونه که در بالا ذکر شد این رشته یکی از گرایش های پرطرفدار و پرکاربرد در روانشناسی محسوب شده و از نظر جایگاه شغلی در شرایط بسیار مطلوبی است و آینده روشنی دارد. متقاضیان این رشته  با اطلاعات جامعی که از این علم کسب می کنند به راحتی می توانند برای افراد جامعه مفید باشند.

شرط اول برای موفقیت تحصیلی در این رشته همانند سایر رشته ها داشتن علاقه است. امیدوارم مطالب بیان شده برای پاسخ گویی تمام سوالات و ابهامات ذهنی شما در خصوص روانشناسی بالینی مفید باشد. با افق دیدی روشن و واضحی و با خیالی آسوده این گرایش را انتخاب نمایید.

جفری یانگ کیست و طرحواره درمانی او چه کاربردی دارد؟ جفری یانگ جفری یانگ کیست و طرحواره درمانی او چه کاربردی دارد؟                   1024x576

جفری یانگ کیست و طرحواره درمانی او چه کاربردی دارد؟

جفری یانگ پایه‌گذار شیوه طرحواره درمانی است.ادامه این مقاله، جفری یانگ و طرحواره درمانی که آن را توسعه داده است، می پردازیم. ما بررسی خواهیم کرد که طرحواره درمانی چیست و چگونگی از آن برای درمان بیماران بهره می برند.

جفری یانگ کیست؟

جفری یانگ عضو هیئت علمی گروه روانپزشکی در دانشگاه کلمبیا است. او نویسنده کتاب های منتشر شده در زمینه طرحواره درمانی و موضوعات مختلف خودیاری است.

وی بیش از ۲۵ سال به تدریس و پژوهش مشغول بوده و مدیر هر دو موسسه طرحواره درمانی و مرکز شناخت درمانی است.

جفری یانگ همچنین در پروژه های تحقیقاتی زیادی شرکت کرده و عضو هیئت ژورنال های تحقیقاتی مختلف است.

سال‌هاست که روان درمانی به شاخه های مختلفی اعم از درمان شناختی-رفتاری، روان پویشی و درمان فرد محور یا انسان گرایانه تقسیم می شود. هر شاخه درمانی ایده های متفاوتی برای چگونگی آنچه باید درمان شود دارد. در مواجهه با این پیچیدگی، بسیاری از درمانگران روش التقاطی را در پیش گرفته اند؛ به این معنی که آنها سعی می کنند، به صورت همزمان از چندین روش درمانی در کنار هم استفاده کنند. درمان التقاطی به راحتی می تواند درمانگران و بیماران را گیج کند. به علاوه اطلاع دقیق از اهداف مورد نظر این درمان برای دستیابی، دشوار است.

دکتر جفری یانگ که در ابتدا به عنوان یک رفتارگرای شناختی آموزش دیده بود، بنیانگذار طرحواره درمانی است که نشان دهنده تلاش او برای ادغام سیستماتیک و منسجم رویکردهای مختلف درمانی است. با وجودی که در این درمان یک هدف درمانی عمومی دنبال می شود، طرحواره درمانی با هدف کمک به افراد دارای اختلال شخصیت و بیماران مقاوم به درمان برای بهبود آن‌ها استفاده می شود.

دکتر جفری یانگ بنیانگذار و مدیر مراکز شناخت درمانی نیویورک و کانکتیکات و انستیتوی طرحواره درمانی است. وی همچنین استاد گروه روانپزشکی دانشکده پزشکان و جراحان دانشگاه کلمبیا است.

 

جفری یانگ کیست و طرحواره درمانی او چه کاربردی دارد؟ جفری یانگ جفری یانگ کیست و طرحواره درمانی او چه کاربردی دارد؟                                                 1

تحصیلات و تحقیقات جفری یانگ

وی دوره کارشناسی خود را در دانشگاه ییل و مدرک التحصیلی خود را از دانشگاه پنسیلوانیا دریافت کرد. یانگ سپس بورس تحصیلات دکتری را در مرکز شناخت درمانی در دانشگاه پنسیلوانیا با دکتر آرون بک به اتمام رساند و به عنوان مدیر تحقیقات و آموزش در آنجا خدمت کرد.

دکتر جفری یانگ طی ۲۴ سال گذشته در مورد درمان های شناختی و طرحواره درمانی در سطح بین المللی سخنرانی کرده است. او هزاران نفر از متخصصان بهداشت روان را آموزش داده است و به دلیل مهارت های برجسته ای که در زمینه تدریس دارد، مورد تحسین فراوان قرار گرفته است.

دکتر یانگ بنیانگذار طرحواره درمانی، یک رویکرد یکپارچه برای اختلالات شخصیت و بیماران مقاوم به درمان است. او به طور گسترده در زمینه های درمان شناختی و طرحواره کتاب منتشر کرده است، از جمله دو کتاب اصلی او:

طرحواره درمانی: راهنمای پزشک، که برای متخصصان سلامت روان نوشته شده است و زندگی خود را دوباره بیافرینید: یک کتاب خودیاری محبوب مبتنی بر طرحواره درمانی است.

علاوه بر این، دکتر جفری یانگ نویسنده مطالعه نتیجه روان درمانی است که اثربخشی شناخت درمانی را در مقایسه با داروهای ضد افسردگی ارزیابی می کند. وی همچنین به عنوان مشاور در بسیاری از فعالیت های تحقیقاتی شناختی و طرحواره درمانی، از جمله مطالعه مشارکتی افسردگی NIMH، و در هیئت تحریریه مجلات در زمینه شناخت درمانی و پژوهش و تمرین های شناختی و رفتاری فعالیت داشته است. دکتر جفری یانگ در سال ۲۰۰۳ موفق به دریافت جوایز معتبر مربی بهداشت روان NEEI سال شد.

طرحواره درمانی چیست؟

در طرحواره درمانی، دکتر جفری یانگ رویکرد منحصر به فرد خود برای ارتباط با مراجعینی که دارای اختلال شخصیت هستند یا افرادی که در برابر درمان مقاوم هستند را نشان می دهد. طرحواره درمانی یک روش درمانی نوآورانه، درمان یکپارچه است که در ابتدا به عنوان گسترش درمان‌های سنتی شناختی – رفتاری توسعه یافته است.

در مقایسه با درمان شناختی-رفتاری، طرحواره درمانی بر الگوهای مادام العمر، تکنیک های تغییر خلق و رابطه درمانی تاکید می کند و همه این راهکارها را بر خلاف تمرکز فقط روی یکی از آنها پیشنهاد می کند.

جفری یانگ کیست و طرحواره درمانی او چه کاربردی دارد؟ جفری یانگ جفری یانگ کیست و طرحواره درمانی او چه کاربردی دارد؟

روش طرحواره درمانی به همان اندازه از درمان شناختی-رفتاری، تئوری دلبستگی، مفاهیم روان پویشی و روش‌های متمرکز بر احساسات ناشی می شود، در مقایسه با درمان شناختی – رفتاری، طرحواره درمانی تاکید ویژه ای بر روی الگوهای مادام العمر، تکنیک های تغییر خلق و رابطه درمانی دارد.

این روش درمانی مخصوصاً برای مراجعینی که اختلال دشواری دارند و به درمان مقاوم هستند با اختلالات روانی مزمن و از جمله اختلالات شخصیت (مانند اختلال شخصیت مرزی و خودشیفتگی) و اختلالات خوردن، مشکلات زوج های لجوج و مجرمان، بسیار مناسب است. همچنین مشخص شده است که برای پیشگیری از عود در افسردگی، اضطراب و سوء مصرف مواد موثر است.

نتایج اولیه یک مطالعه علمی مقایسه ای مهم نشان داده است که طرحواره درمانی برای درصد بالایی از بیماران سرپایی با اختلال شخصیت مرزی، با میزان ترک تحصیل پایین، مؤثر است.

مراجعانی که سال‌ها است برای به دست آوردن بینش ارزشمندی با معالجه روانگردان تلاش می کنند، اما که از عدم پیشرفت ناامید شده اند، غالباً به رویکرد طرحواره درمانی، منظم، انعطاف پذیر و عمیق پاسخ می دهند.

جفری یانگ عناصر دیگری به کار خود، از جمله عناصر روان درمانی و نظریه دلبستگی را اضافه کرد. این بدان معنا است در حالی که تکنیک های شناختی باعث می شد که مراجعان وی برای تغییر شیوه انتخاب خود در حال حاضر تلاش کنند، اما آنها هم اکنون به دنبال کودکی خود بودند تا تصور کنند که گرایش آنها به سمت الگوهای شکست، از کودکی آنها ناشی می شود. این ترکیب موفق به نظر می رسید. وی سپس عناصر گشتالت درمانی را که از نظر شناخت درمانی و روان پویشی متفاوت است، به آن اضافه کرد. این امر بر انتقال مراجع به دور از واقعیت به وضعیتی که می تواند احساساتی را که در ناخودآگاه او دفن شده اند، تحریک و پردازش کند، متمرکز است.

تفاوت طرحواره درمانی با روش التقاطی چیست؟

در نگاه اول، طرحواره درمانی متفاوت از روش التقاطی نیست. (در این روش فرد درمانگر به تمامی روش های درمانی اشراف دارد و در طول جلسات بسته به آنچه احساس می کند مراجع نیاز دارد و می تواند از آن بهره ببرد، ار روش های مختلف استفاده می کند).

اما طرحواره درمانی سیستماتیک تر است. در حالی که یک درمانگر التقاطی به طریقی از روش آزمون و خطا استفاده می کند، طرحواره درمانی یک مدل کلی مجزا دارد، و تکنیک های مختلفی که از آن استفاده می کند در یک نظم و فرایندی قرار دارند که مورد تحقیق و آزمایش قرار گرفته اند و  مؤثر اند.

جفری یانگ کیست و طرحواره درمانی او چه کاربردی دارد؟ جفری یانگ جفری یانگ کیست و طرحواره درمانی او چه کاربردی دارد؟                                                 2

طرحواره درمانی به چه افرادی می تواند کمک کند؟

در ابتدا طرحواره درمانی برای کمک به اختلالات شخصیتی مانند شخصیت مرزی ساخته شد که به سایر روش های درمانی پاسخ نمی دهند.

یک مطالعه آمریکایی در مورد طرحواره درمانی و اختلال شخصیت مرزی نشان داد که پس از ۸ ماه از طرحواره درمانی، ۹۴ درصد شرکت کنندگان دیگر علائم اختلال شخصیت مرزی را نداشتند و به طور چشمگیری بهبود نشان دادند، در حالی که تنها ۶٪ از آنها که جلسات درمانی منظم را برای این اختلال انجام دادند، بهبودی چشمگیری نداشتند.

سایر اختلالات شخصیتی که طرحواره درمانی برای آنها موثر بوده است عبارتند از:

اختلال شخصیت اجتناب ناپذیر، اختلال شخصیت پارانوئید، اختلال شخصیت هیستریونیک، اختلال شخصیت وابسته، اختلال شخصیت وسواس جبری و اختلال شخصیت خودشیفته.

اما طرحواره درمانی همچنین برای هر مسئله ای که از دوران کودکی منشا گرفته باشد، نیز مفید است، مانند:

  • افسردگی
  •  مسائل مربوط به مدیریت خشم
  • عزت نفس کم
  •  مشکل در ارتباط
  •  ترس از صمیمیت
  •  وابستگی زیاد

اکنون از طرحواره درمانی در زوج درمانی نیز استفاده می شود، به عنوان نوعی مشاوره در رابطه، به هر یک از شرکا کمک می کند تا تله زندگی خود را بشناسند و ببیند چگونه باعث درگیری و بهم خوردن رابطه می شود.

طرحواره درمانی آیا راهی بهتر برای درمان است؟

در حالی که درمان سنتی به شما برچسب یک اختلال شخصیت می زند و به گونه ای اوقات شما را تلخ می کند که احساس محدودیت می کنند و فکر می کنند دیگر امیدی به درمان نخواهد بود، طرحواره درمانی در عوض لیستی از الگوهای واضح و مفید را ارائه می دهد که همه ما با آنها ارتباط برقرار می کنیم و از این طریق با مراجع همدلی می کند. از این طریق، راه را برای درک بیشتر و تغییر واقعی باز می کند.

نتیجه گیری

کار با یک متخصص درمانگر برای شناخت روش های ناکارآمد در زندگی شما به معنای این است که در نهایت می توانید الگوهای طولانی مدت غلط را تغییر دهید. در این روش درمانی جفری یانگ، می توانید با احساسات واقعی خود در تماس باشید، راه های سالم تر عمل کردن غیر از طرحواره های خود را بیاموزید، و تلاش کنید تا نیازهای عاطفی خود را با روش هایی سالم تر و متمرکز برآورده کنید.

اختلال شخصیت مرزی چیست؟ راه های درمانی اختلال شخصیت مرزی (BPD) اختلال شخصیت مرزی اختلال شخصیت مرزی چیست؟ راه های درمانی اختلال شخصیت مرزی (BPD)                                 7 1024x666

اختلال شخصیت مرزی چیست؟ راه های درمانی اختلال شخصیت مرزی (BPD)

اختلال شخصیت مرزی نوعی اختلال سلامت روان است که بر نحوه تفکر و احساس شما نسبت به خود و دیگران تاثیر می گذارد و باعث اختلال عملکرد در زندگی روزمره می شود. این اختلال شامل مسائل مربوط به تصویر ذهنی فرد، مشکل در مدیریت احساسات و رفتار و الگویی از روابط ناپایدار است.

اختلال شخصیت مرزی (BPD) شرایطی است که با مشکلاتی در تنظیم احساسات ایجاد می شود. این بدان معنی است که افرادی که BPD را تجربه می کنند احساسات شدیدی را برای مدت طولانی تجربه می کنند و بازگشت به حالت پایدار هیجانی پس از یک رویداد تحریک عاطفی برای آنها سخت است.

در اختلال شخصیت مرزی، فرد از ترک شدن و یا بی ثباتی ترس زیادی دارد و ممکن است در تحمل تنها بودن نیز مشکل داشته باشد. با این وجود عصبانیت شدید و نامناسب، بی انگیزگی و تغییر مکرر خلق و خوی ممکن است موجب فاصله دیگران از شما شود، حتی اگر تمایل به روابط دوست داشتنی و ماندگار داشته باشید.

اختلال شخصیت مرزی می تواند منجر به تکانشگری، خودپنداره ضعیف، روابط متزلزل و واکنش های شدید عاطفی به عوامل استرس زا شود. مقابله با خود تنظیمی نیز می تواند منجر به رفتارهای خطرناکی مانند خود آزاری (به عنوان مثال خود جرحی) شود.

اختلال شخصیت مرزی معمولاً در اوایل بزرگسالی شروع می شود. به نظر می رسد این وضعیت در اوایل بزرگسالی شدید تر شده و به تدریج با افزایش سن بهبود یابد.

اگر شما نیز اختلال شخصیت مرزی دارید، ناامید نشوید. بسیاری از مبتلایان به این اختلال با گذشت زمان با درمان بهتر می شوند و می توانند نحوه زندگی رضایت بخشی را یاد بگیرند.

افراد مبتلا به BPD نوسانات گسترده ای را تجربه می کنند و احساس بی ثبات و ناامنی زیادی دارند.

علائم اختلال شخصیت مرزی

این اختلال بر نحوه احساس شما نسبت به خودتان، نحوه ارتباط شما با دیگران و نحوه رفتارتان تأثیر می گذارد. علائم و نشانه های این اختلال شامل موارد زیر است:

_ فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی احتمالا ترس شدید از ترک شدن، دارد و حتی اقدامات جدی برای جلوگیری از جدایی و یا تصویر آن جدایی انجام می دهد.

_ این فرد ممکن است الگویی از روابط شدیدا ناپایدار، داشته باشد برای مثال در یک لحظه تصویری ایده آل از فردی داشته باشد و سپس ناگهان تغییر عقیده دهد و تصور کند که شخص به اندازه کافی به او اهمیت نمی دهد و یا انسان بی رحمی است.

_ تغییرات سریعی در هویت و تصویر فرد از خودش اتفاق می افتد که شامل تغییر اهداف و ارزش های او می شود، و خود به گونه ای تصور می کند که انگار اصلا وجود ندارد و یا بد است.

اختلال شخصیت مرزی چیست؟ راه های درمانی اختلال شخصیت مرزی (BPD) اختلال شخصیت مرزی اختلال شخصیت مرزی چیست؟ راه های درمانی اختلال شخصیت مرزی (BPD)                                 5

_ دوره های پارانویا ناشی از استرس و از دست دادن تماس با واقعیت، از چند دقیقه تا چند ساعت در چنین فردی ادامه دارد.

_ رفتار تکانشی و پرخطر مانند قمار، رانندگی بی پروا، رابطه جنسی ناامن، پرخوری و یا سوء مصرف مواد مخدر، و خراب کردن یک موفقیت با ترک ناگهانی یک کار خوب یا پایان دادن به یک رابطه مثبت در این افراد مشاهده می شود

_ دوره های خلق و خوی شدیدا افسرده، تحریک پذیری یا اضطراب که از چند ساعت تا چند روز به طول می انجامد.

_ احساس خستگی مزمن

_ رفتار تهدیدآمیز و خودکشی یا آسیب به خود و خود جرحی، اغلب در پاسخ به ترس از جدایی رخ می دهند.

_ نوسانات گسترده ای در خلق فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی اتفاق می افتد که از چند ساعت تا چند روز به طول می انجامد و می تواند شامل محتوای خوشبختی زیاد، تحریک پذیری، شرم یا اضطراب باشد.

_ احساس پوچی مداوم

_ عصبانیت نامناسب و شدید، مانند از دست دادن و تغییر مکرر خلق و خوی، طعنه گزنده و یا تلخ و یا نزاع جسمی.

_ احساسات تجزیه ای مانند جدا شدن از افکار و احساس هویت متفاوت و یا افکار پارانوئید مرتبط با استرس. موارد شدید استرس همچنین می تواند به موارد سایکوتیک منجر شود.

چه زمانی باید به پزشک مراجعه کنید؟

اگر می دانید که هر یک از علائم یا نشانه های فوق را دارید، با پزشک و یا یک روانشناس صحبت کنید.

اگر افکار خودکشی دارید:

اگر خیالات یا تصاویر ذهنی در مورد صدمه زدن به خودتان و یا افکار خودکشی و خود جرحی دارید، با انجام یکی از این اقدامات فوراً کمک بگیرید:

_ بلافاصله با شماره صدای مشاور ۱۴۸۰، و یا اورژانس شهری ۱۱۵ و یا اورژانس روانپزشکی تهران به شماره ۴۴۵۰۸۲۰۰ تماس بگیرید.

_ با شماره تلفن اورژانس اجتماعی تماس بگیرید. در اورژانس اجتماعی ( وابسته به سازمان بهزیستی ایران) خط تلفن سه رقمی ۱۲۳ در جهت اورژانس های اجتماعی که خودکشی نیز بخشی از آنها است به صورت ۲۴ ساعته به ارائه خدمات می پردازد.

_ با روانشناس، پزشک یا سایر ارائه دهندگان خدمات بهداشتی تماس بگیرید.

_ با یک دوست نزدیک، آشنا قابل اعتماد یا همکار تماس بگیرید و درخواست کمک کنید.

_ اگر در انجمنی عضو هستید با شخصی از اعضای آن تماس بگیرید.

اگر علایم و نشانه های فوق را در یکی از اعضای خانواده یا دوستان خود مشاهده کردید، در مورد مراجعه به پزشک یا روانشناس با آن شخص صحبت کنید. اما شما نمی توانید کسی را مجبور به دریافت کمک کنید. اگر رابطه شما با آن شخص موجب ایجاد استرس قابل توجهی برای شما می شود، ممکن است مراجعه خودتان به یک درمانگر مفید باشد.

اختلال شخصیت مرزی چیست؟ راه های درمانی اختلال شخصیت مرزی (BPD) اختلال شخصیت مرزی اختلال شخصیت مرزی چیست؟ راه های درمانی اختلال شخصیت مرزی (BPD)                                 4

علل اختلال شخصیت مرزی

مانند سایر اختلالات سلامت روان، علل اختلال شخصیت مرزی کاملاً مشخص نشده است. علاوه بر عوامل محیطی، مانند سابقه کودک آزاری و غفلت، اختلال شخصیت مرزی ممکن است به علت یکی از مواردی که در ادامه ذکر می کنیم مرتبط باشد:

۱- ژنتیک

برخی مطالعات درباره دوقلوهای همسان و ناهمسان و خانواده ها حاکی از آن است که اختلالات شخصیتی ممکن است به ارث برده شود و یا به شدت با سایر اختلالات سلامت روان در بین اعضای خانواده همراه باشد. در حالی که هیچ ژن یا مشخصات خاصی از ژنی مستقیماً باعث ابتلا به اختلال شخصیت مرزی نمی شود، تحقیقات نشان می دهد افرادی که دارای رابطه نزدیک خانوادگی با افراد مبتلا به این اختلال هستند ممکن است در معرض خطر بیشتری برای ابتلا باشند.

۲- ناهنجاری های مغزی

برخی تحقیقات آسیب به مناطق خاصی از مغز که در تنظیم احساسات، تکانشگری و پرخاشگری درگیر هستند را نشان داده اند. علاوه بر این، برخی مواد شیمیایی مغز که به تنظیم خلق و خو کمک می کنند، مانند سروتونین، ممکن است به درستی کار نکنند و یا تولید نشوند.

سیستم تنظیم عواطف ممکن است در افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی متفاوت باشد، و نشان می دهد که برای برخی از علائم مبنای عصبی وجود دارد. به طور خاص، بخش هایی از مغز که احساسات و تصمیم گیری را کنترل می کنند ممکن است با یکدیگر ارتباط بهینه نداشته باشند.

عوامل خطرساز اختلال شخصیت مرزی

برخی از عوامل مرتبط با رشد شخصیت می توانند خطر بروز اختلال شخصیت مرزی را افزایش دهند. این موارد عبارتند از:

۱- استعداد ارثی

ممکن است در شرایطی که بستگان نزدیک مانند مادر، پدر، برادر یا خواهر شما دارای این اختلال و یا اختلال مشابه باشند، در معرض خطر بیشتری قرار گیرید.

۱- کودکی استرس زا

بسیاری از مبتلایان به این اختلال در دوران کودکی مورد آزار جنسی یا جسمی قرار می گیرند و مورد بی توجهی قرار می گیرند. برخی از افراد هنگام کودکی از والدین یا مراقبان نزدیک خود جدا شده اند و یا گم شده اند و یا آنها را به جهت سوء مصرف مواد یا سایر مشکلات سلامت روان از دست داده اند. برخی دیگر در معرض درگیری خصمانه و روابط خانوادگی ناپایدار بوده اند.

اختلال شخصیت مرزی چیست؟ راه های درمانی اختلال شخصیت مرزی (BPD) اختلال شخصیت مرزی اختلال شخصیت مرزی چیست؟ راه های درمانی اختلال شخصیت مرزی (BPD)                                  2

عوارض اختلال شخصیت مرزی

این اختلال می تواند به بسیاری از مناطق زندگی شما آسیب برساند. و بر روابط صمیمی، شغل، تحصیل، فعالیت های اجتماعی و تصویر شما از خودتان تاثیر منفی بگذارد، در نتیجه:

_ تغییرات مکرر شغلی و از دست دادن سرمایه خود

_ عدم توانایی ادامه تحصیل و نیما کاره ماندن دوره آموزشی

_ بروز مسائل حقوقی مانند زندان

_ روابط پر از درگیری، استرس زناشویی یا طلاق

_ آسیب زدن به خود مانند بریدن عضوی از بدن

_ بستری شدن مکرر در بیمارستان

_ دخالت در روابط ناهنجار و سوءاستفاده دیگران از فرد مبتلا

_ حاملگی های غیرمترقبه، عفونت های مقاربتی، تصادفات وسایل نقلیه موتوری و درگیری جسمی به دلیل رفتارهای تکانشی خطرناک

_ اقدام به خودکشی

علاوه بر این شما ممکن است اختلالات سلامت روان دیگری نیز داشته باشید، مانند:

_ افسردگی

_ سوء مصرف مواد یا الکل

_ اختلالات اضطرابی

_ اختلالات اشتها

_ اختلال دو قطبی

_ اختلال استرس پس از ضربه (PTSD)

_ اختلال کمبود توجه / بیش فعالی (ADHD)

_ سایر اختلالات شخصیتی

اختلال شخصیت مرزی چیست؟ راه های درمانی اختلال شخصیت مرزی (BPD) اختلال شخصیت مرزی اختلال شخصیت مرزی چیست؟ راه های درمانی اختلال شخصیت مرزی (BPD)

تشخیص اختلال شخصیت مرزی

هیچ آزمایش پزشکی قطعی برای تشخیص اختلال مرزی وجود ندارد و تشخیص بر اساس یک علامت یا علائم خاص انجام نمی شود. اختلال مرزی به دنبال مصاحبه بالینی کامل که توسط پزشکان انجام می شود، بررسی ارزیابی های پزشکی قبلی و در صورت لزوم مصاحبه با دوستان و خانواده، توسط یک روانشناس بالینی تشخیص داده می شود.

اهداف درمانی اختلال شخصیت مرزی

در گذشته، بسیاری از پزشکان بر این باور بودند که BPD غیرقابل درمان است. از آنجا که دانشمندان بینش بیشتری در مورد این اختلال به دست آورده اند، رویکردهای جدید درمانی به بسیاری از افراد کمک کرده است تا در بعضی موارد بدون استفاده از دارو، بهبودی ماندگار از BPD را تجربه کنند.

نتایج می تواند متفاوت باشد، درحالی که برخی بهتر از سایرین جواب می دهند. اما در بیشتر موارد، با درمان آگاهانه و فردی، BPD می تواند به همان روش دیابت یا سایر بیماری های مزمن کنترل شود. ممکن است این بیماری از بین نرود، اما می تواند به شکلی مدیریت شود که کیفیت زندگی بهتری را برای شما فراهم کند.

درمان اختلال شخصیت مرزی

یک برنامه درمانی موثر باید ترجیحات شما را شامل شود و در عین حال به شرایط موجود دیگری که ممکن است داشته باشید نیز توجه شود. نمونه هایی از گزینه های درمانی شامل روان درمانی، دارو درمانی و گروه درمانی، و گروه حمایتی همسالان و خانواده می شود.

هدف اصلی درمان این است که فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی به طور فزاینده برنامه درمانی خود را هدایت کند، زیرا یاد می گیرد چه چیزی موثر است و چه گزینه ای مفید نیست.

افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی که در برنامه های جامع درمانی شرکت می کنند، نتایج بلند مدت خوبی را گزارش کرده اند. اکثر آنها بهترین نتیجه را با استفاده از ترکیبی از روان درمانی، حمایت همسالان و خانواده و دارو درمانی برای رفع علائم خود کسب کرده اند. افراد مبتلا به BPD معمولاً شرایط دیگری دارند که برنامه درمانی آنها نیز باید به این موارد بپردازد.

قبل از شروع درمان می توانید با تیم درمانی خود صحبت کنید تا خطرات و مزایای هر یک از این دوره های درمانی و همچنین نحوه عملکرد آنها با یکدیگر را بشناسید.

روان درمانی

روان درمانی به عنوان هدف اصلی برای درمان اختلال شخصیت مرزی در نظر گرفته می شود زیرا هدف آن رفع اختلال در تنظیم عواطف است. ویژگی بارز درمان، مدیریت تنظیم عواطف با یادگیری مهارت های مقابله ای، بینش و پذیرش است. انواع مختلف روان درمانی که برای درمان این اختلال موثر اند عبارتند از:

۱- رفتاردرمانی دیالکتیکی (DBT)

این درمان بر آموزش مهارت های مقابله ای برای مقابله با خواست های معکوس، تنظیم عواطف و بهبود روابط متمرکز است. DBT با مشارکت فردی و گروهی، تکنیک های ذهن آگاهی مانند مدیتیشن، تنفس تنظیم شده و آرامش بخش فرد را درمان می کند. تحقیقات نشان می دهند که رفتاردرمانی دیالکتیکی در کاهش رفتارهای خودکشی، بستری در بیمارستان، ترک تحصیل، سوء مصرف مواد، عصبانیت و مشکلات بین فردی موثر است.

اختلال شخصیت مرزی چیست؟ راه های درمانی اختلال شخصیت مرزی (BPD) اختلال شخصیت مرزی اختلال شخصیت مرزی چیست؟ راه های درمانی اختلال شخصیت مرزی (BPD)                                  1

۲- درمان شناختی رفتاری (CBT)

این درمان به برطرف کردن تفکر منفی و رفتارهای مرتبط با اختلال شخصیت مرزی کمک می کند. هدف از این درمان شناخت افکار منفی و یادگیری راهکارهای مقابله موثر است.

۳- درمان مبتنی بر ذهنیت (MBT)

این درمان به مردم می آموزد که چگونه از وضعیت درونی خود آگاه شوند و چگونه می توانند همدلی خود را برای درک تجربیات افراد پرورش دهند. این روش درمانی همچنین برای کشف احساسات و ایجاد توضیحات جایگزین برای تعامل منفی با دیگران استفاده می شود.

۴- درمان مبتنی بر طرحواره (SFT)

این درمان با هدف شناسایی و تغییر الگوهای تفکر و رفتار عمیق در ارتباط با گذشته ما (معمولاً آنهایی که برای بقای عاطفی به آنها وابسته  ایم) صورت می گیرد.

۵- درمان با محوریت انتقال (TFT)

این درمان با هدف جلوگیری از احساسات منفی در مورد تجربیات گذشته و انتقال افراد به تجربیات فعلی انجام می شود.

۶- آموزش سیستم ها برای پیش بینی عاطفی و حل مسئله (STEPPS)

این درمان یک برنامه آموزشی ۲۰ هفته ای مبتنی بر کتابچه راهنمای است که به افراد مبتلا به BPD کمک می کند تا رفتارها و احساسات مرتبط با تشخیص خود را شناسایی کنند و به آنها مهارت لازم برای تغییر رفتارها و مدیریت احساسات را می دهد.

دارودرمانی

هیچ داروی مفردی طراحی نشده است که به طور خاص علائم اصلی اختلال شخصیت مرزی را درمان کند. داروها می توانند در درمان برخی علائم مرتبط با BPD مانند افسردگی و اضطراب مفید باشند. همچنین می توان از آنها برای افزایش توانایی شخص در روان درمانی استفاده کرد.

_ داروهای ضد افسردگی، از جمله مهارکننده های انتخابی سروتونین (SSRI) که معمولاً در درمان خط اول مورد استفاده قرار می گیرد.

_ دارو های ضد روانپریشی، مانند Zyprexa (olanzapine) که به دلیل کاهش تحریک پذیری، خصومت و علائم روان پریشی BPD شناخته می شود.

_ تثبیت کنندگان خلق، از جمله Topamax (توپیرامات)، Lamictal (لاموتریژین)، و Depakote (والپروات سمی سدیم) که ممکن است در درمان پرخاشگری BPD مفید باشد.

_ داروهای ضد اضطراب از جمله آتیوان (لورازپام)، کلونوپین (کلونازپام)، زاناکس (آلپرازولام) و والیوم (دیازپام)

اختلال شخصیت مرزی چیست؟ راه های درمانی اختلال شخصیت مرزی (BPD) اختلال شخصیت مرزی اختلال شخصیت مرزی چیست؟ راه های درمانی اختلال شخصیت مرزی (BPD)                                 3

سطح مراقبت

در حالی که بیشتر افراد می توانند در طول درمان ( بیمار سرپایی) در جامعه زندگی کنند، اما مراقبت های سطح بالاتری در مواقعی که نیاز به حمایت بالینی فشرده تر باشد ممکن است مفید باشد. به عنوان مثال، یک واحد بستری در بیمارستان می تواند برای فرد مبتلا به BPD که خودکشی کرده است، یک محیط امن را فراهم کند.

در چارچوب رفتاردرمانی دیالکتیکی، هدف معمولاً یادگیری مهارت های مقابله ای در اجتماع است. این امر در مورد بیمار های بستری سازماندهی نشده است. اگرچه، برخی از امکانات که برنامه DBT در مورد بیماران بستری وجود دارد، این الگویی است که شما در خانه می خوابید و در طول روز در آن جلسه درمانی شرکت می کنید. تعیین سطح مراقبت از شما قبل از شرکت در معالجه (و در طول مدت درمان) مهم است.

مقابله با اختلال شخصیت مرزی می تواند بسیار چالش برانگیز باشد. اما اگر شما، به عنوان یکی از اعضای خانواده یا یک دوست در تلاش برای بهبود فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی هستید، به انجام این روند کمک می کنید.

به خودتان کمک کنید

اگرچه ممکن است تشخیص داده باشید که رفتارهای شما مخرب است، اما هنوز هم ممکن است کنترل آنها برای شما دشوار باشد. درمان موثر می تواند به شما کمک کند. در اینجا چند روش دیگر برای کمک به مدیریت شرایط شما آورده شده است:

با دیگران در ارتباط باشید

از تجارب و پشتیبانی عاطفی افرادی که به BPD مبتلا بودند استفاده کنید. به اشتراک گذاشتن افکار، ترس ها و سوالات خود با افرادی که همان شرایط را دارند، مفید است. از گروه های آنلاین در برنامه های شبکه اجتماعی برای ارتباط با این افراد و گفتگو استفاده کنید.

مراقب بدن خود باشید

غذاهای مناسب بخورید و ورزش کنید. برای تسکین استرس، فعالیت هایی مانند مراقبه، یوگا یا تای چی را امتحان کنید.

_ از مصرف مواد مخدر و الکل خودداری کنید. این مواد می توانند تعادل عاطفی را مختل کرده و با داروها در تداخل باشند.

اختلال شخصیت مرزی اختلال شخصیت مرزی چیست؟ راه های درمانی اختلال شخصیت مرزی (BPD)                                             BPD

کمک به یک عضو خانواده یا یک دوست مبتلا به اختلال شخصیت مرزی

حمایت خانواده و دوستان در درمان اختلال شخصیت مرزی بسیار مهم است، زیرا بسیاری از افراد مبتلا به این بیماری ممکن است از رابطه و افراد کناره‌گیری کنند، حتی در شرایطی که بیشتر به آنها احتیاج دارند.

۱- به دنبال علائم هشدار دهنده باشید

افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی اغلب تجربه سوء استفاده های جنسی یا سوءمصرف مواد دارند و در دعوا و بحث و گفتگو رفتارهای تکانشی ارائه می دهد. اگر دوست شما تجربه این موارد را دارد، درباره این رفتار ها با آنها صحبت کنید تا بتوانند علائم را زود تشخیص دهید.

۲- طی روند درمان را تشویق کنید

خانواده و دوستان می توانند فرد مبتلا را برای شروع و ادامه روند درمان مناسب برای این بیماری ترغیب کنند.

۳- درمان را درک کنید

اگر دوست شما در یک رویکرد مبتنی بر مهارت مانند DBT قرار دارد، زبان این روش درمانی را یاد بگیرید و از آن برای کمک به پشتیبانی از او استفاده کنید.

۴- صادقانه و با مهربانی صحبت کنید

دوست و یا عضو خانواده خود را به دلیل عدم کنترل خود یا انتخاب های بد مسخره نکنید. درعوض، پیشنهادات خاصی را برای کمک به او ارائه کنید. به این فرد بگویید که به او اهمیت می دهید و بپرسید که چه احساسی دارند.

۵- با آرامش واکنش نشان دهید

حتی اگر یکی از اعضای خانواده یا دوست شما در معرض بحران جدی باشد، باید آرامش خود را حفظ کنید. به او گوش دهید و آنها را درک کنید، سپس قدم بعدی را برای کمک بردارید.

نتیجه گیری:

آیا اختلال شخصیت مرزی قابل درمان است؟

اگر به دنبال رفع سریع علایم و بهبود کامل اختلال شخصیت مرزی در مدت زمانی کوتاه به دنبال درمان می رود، ناامید خواهید شد. درمان اختلال شخصیت مرزی در کوتاه مدت کاری دشوار است، اما درمان این اختلال امکان پذیر است.

با درمان علائم BPD را می توان به طور موثر مدیریت، کنترل کرد و در نهایت شدت آن را کاهش داد، یا به طور کامل از بین برد. تعهد محکم به بهبودی برای مبتلایان به اختلال شخصیت مرزی کاملاً حیاتی است، که در صورت وفاداری به فرایند درمانی خود می توانند سلامتی پایدار پیدا کنند و در برابر هرگونه عود بیماری و علایم در امان بمانند.

کمال طلبی منفی چیست و چه اثرات مخربی بر زندگی دارد؟ کمال طلبی منفی کمال طلبی منفی چیست و چه اثرات مخربی بر زندگی دارد؟                            1024x752

کمال طلبی منفی چیست و چه اثرات مخربی بر زندگی دارد؟

کمال طلبی ویژگی ذاتی همه انسان ها است. اما این ویژگی می تواند مانند یک شمشیر دولبه عمل کند. اگر به اندازه و درست باشد، می تواند باعث رشد فردی و موفقیت شود و اگر زیاد باشد (کمال طلبی منفی) می تواند باعث شکست و سرخوردگی شود.

افراد کمال طلب احتمالا از کودکی آموخته اند به میزان کارآیی شان در انجام امور به آنها بها داده می شود. آن ها فکر می کنند در صورتی به آنها ارزش داده می شود که مورد قبول دیگران واقع شوند. در کمال گرایی مثبت فرد برای خود استانداردهای بالایی در نظر می گیرد و از این کار برای انگیزش خود استفاده می کند. اما می داند که اگر به این استانداردها هم نرسد، شخصیت و زندگی او از بین نمی رود و برای باز تعریف استانداردها و یا تلاش های خودش آمادگی دارد.

اما در کمال طلبی منفی، فرد در تعریف استانداردها و تعیین اهداف، بسیار آرمانی عمل می کند. به گونه ای که تمام زندگی و شخصیت خود را تحت تأثیر قرار می دهد. خود را تخریب می کند، ارزش هایش را به نتیجه کارهایش گره می زند و در نتیجه در صورت شکست خوردن، آسیب جدی می بیند.

دستاوردهایی که در کمال طلبی منفی در نظر گرفته می شوند، اغلب از هزینه هایی که برای رسیدن به آنها پرداخته می شوند، کمترند. کمال گرایی در این مدل، مجموعه افکاری همراه با خودخوری است که شما را وادار به رسیدن به اهدافی غیر واقع گرایانه می کند که فقط زندگی را برای شما سخت می کند. لذت را از شما می گیرد. اعتماد به نفس تان را می گیرد. توانایی شما را برای انجام کارها می گیرد. اشتیاق شما را می گیرد. توانایی رشد شما را می گیرد. البته مضرات کمال طلبی منفی فقط به موارد گفته شده ختم نمی شود، بلکه علاوه بر این ها اثرات عمده زیر را در زندگی به همراه خواهد داشت.

مضرات کمال طلبی منفی

۱- فرصت ها را از دست می دهید

از آن جایی که افراد کمال طلب همواره یک روش درست و استاندارد را برای تصمیم گیری و انجام دادن کارهایشان می شناسند و می پسندند، اغلب فرصت ها را از دست می دهند. مثلا گاهی پیش می آید که گزینه ای با داشتن ۸۵ درصد از موارد مورد پسند آنها را نادیده گرفته و از دست می دهند. و به دنبال گزینه دیگری می گردند که مثلا حدود ۹۵ درصد از موارد دلخواه آنان را داشته باشد. در این مدت آنها ممکن است گزینه ۸۵ درصدی را به کل از دست بدهند و یا زمان طلایی را دیگر به دست نیاورند.

کمال طلبی منفی چیست و چه اثرات مخربی بر زندگی دارد؟ کمال طلبی منفی کمال طلبی منفی چیست و چه اثرات مخربی بر زندگی دارد؟                           3

۲- سطح عملکرد جامع شما پایین می آید

در کمال طلبی منفی، فرد برای اینکه به استانداردهای خودش توجه کند و انرژی صرف آنها کند، از جنبه های دیگر زندگی خود اغلب غافل می شود. و این غفلت به نوعی ناخواسته اتفاق می افتد.

مثلا دانش آموزی که به دنبال افزایش سطح نمره های درسی خود است و در آن دچار کمال طلبی منفی شده است، ممکن است از توانایی برقراری ارتباط با همکلاسی ها و برقراری ارتباطات اجتماعی و یا انجام کارهای تیمی، یا حتی برخی کارهای تفریحی و مسافرت ها و سرگرمی ها جا بماند.

سطح جامع عملکرد در کار و زندگی یا تحصیل و زندگی عادی، حاصل عملکرد در ده ها حوزه مختلف است که صرف وقت و انرژی زیاد در هر کدام از آنها موجب غفلت از حوزه های دیگر می شود. این غفلت در نهایت به کاهش سطح جامع عملکرد منتهی می شود. کمال طلبی منفی با کاهش سطح عملکرد جامع، تعادل بین کار و زندگی را بر هم می زند.

۳- دچار استرس و اضطراب می شوید

افرادی که دارای کمال طلبی منفی هستند، به جای اینکه از امکانات و شرایطی که دارند لذت ببرند و از آنها استفاده کنند، به دلیل اینکه مدام خود را در فاصله ای با حد مطلوب خود می بینند، در استرس به سر می برند. چون همیشه نگران این موضوع هستند که آیا همه چیز طبق استانداردهای آنها پیش می رود یا نه؟ چنین حس هایی نهایتا همه لذت زندگی را از شما می گیرد و منجر به فرسودگی شما می شود. کمال طلبی منفی باعث می شود شما حتی نسبت به عمل خودتان ترس و شک داشته باشید و این شما را دچار اضطراب می کند.

۴- بیش از حد روی ظاهرتان حساس می شوید

یکی از نگرانی های دائمی افراد دارای کمال طلبی منفی، نظر دیگران در مورد ظاهر آنها است. این ترس ناسالم که به شکل وسواس خود را نشان می دهد، باعث می شود افراد دارای کمال طلبی منفی بیشتر از دیگران برای انتخاب لباس، یا خرید و تماشای خود در آینه وقت بگذارند. از آنجایی که این افراد سعی دارند در همه جنبه های ظاهری بدن هم، خوب به نظر برسند، دچار اختلالات غذایی همچون پرخوری عصبی و یا بی اشتهایی عصبی نیز می شوند.

۵- از ریسک کردن به طور کلی اجتناب می کنید

در ذهن افرادی که دارای کمال طلبی منفی هستند نوعی تفکر صفر و یکی وجود دارد. مبنای این تفکر این است که یا کاری را انجام نمی دهم و یا آن را به نحو کامل انجام می دهم. پس وقتی اندک احتمال شکست بدهند از انجام دادن آن به کلی منصرف می شوند.

چون همه چیز را در نهایت کمال خود می خواهند و ریسک کردن همواره درصدی از شکست را در درون خود دارد، پس ریسک نمی کنند. و این ریسک نکردن اجازه رشد کردن، امتحان کردن موقعیت های جدید و تجربه های جدید را از آنها می گیرد. در نتیجه آن ها تبدیل به افرادی می شوند که بسیار محتاط اند و به سختی از شرایط موجود جدا می شوند.

کمال طلبی منفی چیست و چه اثرات مخربی بر زندگی دارد؟ کمال طلبی منفی کمال طلبی منفی چیست و چه اثرات مخربی بر زندگی دارد؟                           2

۶- از واگذار کردن کارها به دیگران اجتناب می کنید

افراد دارای کمال طلبی منفی به دلیل اینکه استانداردهای خاصی را در نظر دارند و برای انجام دادن هر کاری فقط یک روش خاص را می پسندند و درست می دانند، راه حل دیگران برای انجام دادن کارها را نمی پذیرند. در نتیجه کارها را هم به دیگران واگذار نمی کنند. حاضرند خودشان همه کارها را طبق نظر خودشان انجام بدهند، ولی وارد مشارکت با دیگران نشوند.

در چنین حالتی فشار کاری روی چنین افرادی به شدت بالا می رود. چه در محیط کاری و چه در محل زندگی. چنین روحیه ای منجر می شود تا دیگران نسبت به آن ها دید منفی پیدا کنند.

۷- زود به زود با بیماری مواجه می شوید

افراد دارای کمال طلبی منفی برای اینکه طبق استانداردهای مد نظرشان باشند و با آنها مطابقت پیدا کنند، فشار زیادی را به خود می آورند و انرژی زیادی صرف می کنند. گاهی این فشارها بیش از حد توانایی های آنان نیز می شود. اضطراب ها و استرس هایی هم که دچار آن می شوند مزید بر علت شده و در نتیجه سیستم ایمنی بدن آنها در حالت ضعیفی قرار می گیرد.

به همین دلیل هم همواره خطری جدی سلامتی آنها را تهدید می کند. یکی از اشتباهات بزرگ چنین افرادی نیز این است که کمتر به دنبال راهی برای کم کردن اضطراب و استرس خودشان هستند. پس ریسک بروز سرطان، دیابت، افزایش وزن و حتی کوتاه شدن عمر نیز برای آنان وجود خواهد داشت.

۸- بیش از حد اهل انتقاد کردن از دیگران هستید

افراد اهل کمال طلبی منفی به دلیل اینکه همیشه در حال چک کردن خود با استانداردهایشان هستند، این حالت به رفتاهایشان نیز سرایت می کند. در نتیجه متأسفانه به قضاوت کردن دیگران نیز می پردازند. حتی اگر آنها سعی کنند این انتقادگری را با شوخ طبعی نیز انجام دهند، باعث دوری دیگران از آنها می شود. چون استانداردهای بسیار بالا و تیزبینی های آزاردهنده شان برای دیگران اصلا جالب نیست. ذات انتقادی آنها برای دیگران یک شخصیت ضداجتماعی خودشیفته را به نمایش می گذارد.

۹- هر بازخوردی را حاصل کار خود می دانید

افراد دارای کمال طلبی منفی مرکز کنترل صرفا درونی دارند، یعنی حاصل تمام شکست ها و پیروزی ها را خودشان می دانند. این برای شرایطی که موفقیت آمیز بوده باشد، خوب است. همه چیز را حاصل تلاش ها و جنبه های مثبت خود می دانند. اما چون همه چیز را در رابطه با ارزش های شخصی خود می سنجند، وقتی با شکست روبه رو می شوند به شدت دچار بازخورد منفی بدی در مورد ویژگی ها و ارزش های خود می شوند. چون قائل به حد میانه ای در مورد ارزش ها و یا استانداردهای خود نیستند. و با حس شکست خود کنار نمی آیند.

کمال طلبی منفی چیست و چه اثرات مخربی بر زندگی دارد؟ کمال طلبی منفی کمال طلبی منفی چیست و چه اثرات مخربی بر زندگی دارد؟                           1

۱۰- دچار اهمال کاری می شوید

چون دچار کمال طلبی منفی هستید و می خواهید هر کاری را در نهایت کمال انجام دهید، مدام سعی می کنید کارها را برای انجام دادن به تعویق بیندازید. برای اینکه مثلا در وقتی مبسوط آنها را در کیفیتی مطلوب انجام بدهید. غافل از اینکه این اقدام فقط باعث می شود مدام آن کار را به تعویق بیندازید و هیچ زمان مناسبی برای انجام آن پیدا نکنید.

مثلا همه کسانی که مطالعه روزانه ندارند، اتفاقا علاقه زیادی نیز ممکن است به مطالعه داشته باشند. ولی چون دنبال پیدا کردن فرصتی مناسب برای تمرکز و مثلا یادداشت برداری هستند و چنین فرصتی نیز اغلب پیش نمی آید، آنها هم هرگز نمی توانند مطالعه کنند. در حالی که مطالعه روزانه کاری است که می توان در لابه لای کارهای روزمره آن را انجام داد.

۱۱- خلاقیت شما از بین می رود

از بس به دنبال تطابق با استانداردهای تعریف شده هستید که جایی برای بروز خلاقیت و نوآوری ها باقی نمی ماند. در حالی که خلاقیت و نوآوری از عوامل مهم موفقیت هر فردی است و شما با کمال طلبی منفی آن را از خود دور می کنید. یکی از دلایل سرکوب شدن خلاقیت در افراد این چنینی، استرس های مداوم آنهاست.

۱۲- به هر قیمتی به دنبال جلب رضایت از همه هستید

افراد دارای کمال طلبی منفی اغلب دوست دارند همه را از خودشان راضی نگه دارند. و نظر دیگران در مورد آنها مثبت و خوشایند باشد. زمینه ی فکری صفر و یکی آنها در این مورد نیز اینطور ایجاب می کند که اگر مردم آنها را دوست داشته باشند، آدم خوبی هستند، و اگر از آنها خوششان نیاید، قطعا آدم خوبی نیستند و حد میانه ای وجود ندارد.

در نتیجه چنین افرادی برای راضی نگه داشتن همه، تلاش های زیاد در عین حال گاهی غیرمنطقی و یا حتی برخلاف میل و توان خودشان را حاضرند انجام بدهند. تا کسی از آنها آزرده خاطر نشود. در نتیجه چنین اقداماتی افراد کمال طلب اغلب با مشکلات زیادی مواجه می شوند.

۱۲- کمتر استراحت می کنید

افراد کمال گرا تا زمانی که کار به انتها نرسیده باشد سراغ استراحت کردن نمی روند. تمرکز بسیار بالایی روی کار خود دارند و بر روی جزئیات بسیار حساس اند. در نتیجه بیشتر از همکاران خود در محل کارشان کار می کنند و حتی ساعات بیشتری را در محل کار سپری می کنند تا مطمئن شوند همه چیز به درستی انجام شده و یا حتی کار بقیه نیز به درستی پیش رفته است. همه اینها برای چنین افرادی چیزی جز فرسودگی باقی نمی گذارد.

کمال طلبی منفی چیست و چه اثرات مخربی بر زندگی دارد؟ کمال طلبی منفی کمال طلبی منفی چیست و چه اثرات مخربی بر زندگی دارد؟                           4

۱۳- به پر خوری روی می آورید

فشاری که کمال گراها به دلیل نوع فکر کردنشان در مورد مسائل زندگی تحمل می کنند، همیشه قابل کنترل نیست. نهایتا در جنبه ای از زندگی آنها رخ نمایی می کند. یکی از کارهای مورد استفاده کمال گراها پرخوری است که از طریق آن اندکی از احساس شکست های خود فرار می کنند. گاهی ما هم این تجربه را داشته ایم که مثلا وقتی به یکی از موقعیت های مهم زندگی فکر می کرده ای،م خیلی سریع همه غذایمان را خورده ایم بدون اینکه متوجه حجم آن شویم. اما همه می دانیم که پرخوری چه عواقب بدی برای سلامتی بدن دارد. بنابراین فهمیدن این موضوع که برای فرار از مشکلات به خوردن غذا روی آورده می شود، می تواند هشداری باشد که باید به آن توجه جدی کرد.

۱۴- و این لیست همچنان ادامه دارد!

اثرات دیگری که کمال طلبی منفی بر روی زندگی دارد. ابتلا به افسردگی، ایجاد مشکلاتی در زندگی زناشویی، احساس فرسودگی و… تنها بخش دیگری از این لیست است.

این لیست می تواند ادامه دار باشد، اما در ادامه این نوشته برآنیم راه حل هایی برای مقابله با این ویژگی را به شما پیشنها دهیم تا با به کار بردن آنها از پیشروی این ویژگی در وجودتان جلوگیری کنید.

راه کارهای مقابله با کمال طلبی منفی

۱- پذیرش و جستجوی علت را در درون خود آغاز کنید

تغییر دادن ویژگی ای که سال ها در انسان بوده بسیار سخت است و نیاز به تلاش ویژه و انگیزه درونی دارد. اگر شما باور داشته باشید که این ویژگی باعث ایجاد مشکلاتی در زندگی و رابطه های شما می شود و بهترین کسی که می تواند به شما کمک کند خود شمایید، در درمان شما بسیار موثر خواهد بود.

اولین قدم پذیرفتن و کنار آمدن با داشتن این ویژگی است که شما را دچار مشکلاتی کرده است. و نیز پذیرفتن اینکه این ویژگی به مرور زمان قابل حل شدن است. ممکن است در راه یافتن علل ابتلای خود به کمال طلبی منفی به شخص یا اشخاصی برسید که مسئول به وجود آمدن چنین وضعیتی در شما باشند. اما این ماجرا نباید مانع از خودشناسی و خودآگاهی شما باشد. تلاش خود را برای رهایی از این دام ادامه دهید.

۲- انسان بودن و ممکن الخطا بودن خود را بپذیرید

همه چیز را همه گان دانند. پس چیزهایی وجود دارد که شما نمی دانید و در ازای آنها ممکن است خطاهایی از شما سر بزند. دلیلی هم برای سرزنش شما وجود ندارد. همه انسان ها در طول زندگی خود ممکن است دچار اشتباه شوند.

پس انتظارات خودمان از خودمان را در حد انسانیت مان قرار بدهیم. هر چند باید در راهی که انتخاب می کنیم به حد کافی تلاش کنیم و از مشورت و راهنمایی دیگران نیز استفاده کنیم ولی پذیرفتن و کنار آمدن با خطاها نیز امر مهمی است.

کمال طلبی منفی چیست و چه اثرات مخربی بر زندگی دارد؟ کمال طلبی منفی کمال طلبی منفی چیست و چه اثرات مخربی بر زندگی دارد؟                           5

۳- کمال طلبی منفی را تشخیص بدهید

شما باید تشخیص بدهید فقط کمال طلب هستید یا به سمت کمال طلبی منفی گرایش دارید؟ بعضی افراد فکر می کنند فقط استانداردهای بالایی دارند و برای رسیدن به بهترین ها تلاش می کنند، نه اینکه کمال طلبی منفی داشته باشند. به طور کلی افرادی که برای رسیدن به استانداردهایشان دچار مشکل هستند. ترس وحشتناکی از شکست خوردن دارند. از اشتباهات هراس دارند. به خاطر حساسیت به خرج دادن روی کار، آخرین مهلت تحویل کار را هم از دست می دهند. دیگران، انتظارات آنها را غیر واقعی می دانند و اعتماد به نفس آنها به نتیجه کارهایشان بستگی دارد، به احتمال زیاد دچار کمال طلبی منفی هستند.

۴- هدف های واقع بینانه انتخاب کنید

متناسب با شرایط، امکانات و توانایی های خود هدف گذاری کنید. هدف های خارج از دسترس، هدف هایی که هیچ کدام از امکانات فعلی شما جوابگوی رسیدن به آنها نیست و یا فعلا به هیچ عنوان در توان شما نیست را برای خودتان تعریف نکنید. البته هدف های واقعی هم چندان در دسترس نیستند، ولی با اندکی تلاش می توان به آنها هم رسید. مثل رسیدن به نوک کوهی که شما در دامنه آن قرار داشته باشید و نیازمند کوهپیمایی شماست تا فتح قله.

 

۵- از افکاری که شما را به سمت کمال طلبی منفی سوق می دهد اجتناب کنید

ابتدا افکار غیر منطقی و منفی خود را که شما را به سمت کمال طلبی منفی می کشاند شناسایی کنید. سپس به مقابله منطقی با آنها بپردازید. در این صورت به محض اینکه چنین افکاری به سراغ شما بیایند جملات مثبتی که برای مواجهه با آنها آماده کرده اید در ذهنتان خواهند آمد. و کم کم با تمرین و تکرار این افکار از ذهن شما خارج می شوند و افکار مثبت جایگزین آنها می شوند. افکار منفی می توانند جملاتی از این قبیل باشند:

  • باید حتما همه چیز بی نقص باشد.
  • من نباید در هیچ کاری خطا کنم.
  • من همه کارهایم را باید بصورت ایده آل انجام دهم.
  • حتما باید نمره کامل را بگیرم.
  • حتما باید نفر اول شوم.
  • جملات و افکار مثبت هم می تواند از این قبیل باشد:
  • من همه تلاشم را کرده ام هدفم کسب نتیجه خوب است. نه الزاما نمره کامل.
  • ما انسان کامل نیستیم که همه کارها را کامل و بی عیب انجام دهیم.
  • برای حل مشکل همه تلاشم را می کنم ولی عذاب نمی کشم.
  • بیش از اندازه زحمت نمی کشم.

افکار مطلق گرایانه تان را به افکار معتدل و معقول تبدیل کنید مثلا: «باید این سفر را انجام می دادم» به «بهتر بود این سفر را انجام می دادم» تبدیل شود.

کمال طلبی منفی چیست و چه اثرات مخربی بر زندگی دارد؟ کمال طلبی منفی کمال طلبی منفی چیست و چه اثرات مخربی بر زندگی دارد؟                           6

۶- به دنبال تجربه های جدید باشید

گفتیم که کمال گراها به دلیل اجتناب از اشتباه، از ریسک کردن اجتناب می کنند و اصلا به دنبال تجربه های جدید نیستند. یکی از راه های درمانی برای شما امتحان کردن تجربه های جدید و گشودگی در تجربه است. بدانید که اشتباه کردن به شما فرصت رشد کردن می دهد. و تحمل اشتباهات یکی از عناصر مهم خلاقیت است. وقتی تلاش می کنید برای کسب تجربه جدید، در این صورت برای پذیرفتن اشتباه کردن، احساس راحت تری داشتن، تجربه تازه کار بودن و خرابکاری کردن پذیرش بیشتری خواهید داشت. از بی نقص بودن در چنین شرایطی فاصله می گیرید.

۷- استانداردهایتان را پایین بیاورید

از اینکه همه کارها در حد ۱۰۰ در صد کامل باشند کمی پایین تر بیایید و اگر در حد ۹۰ درصد هم هستند راضی شوید. و بعد به ارزیابی دست بزنید. آیا اتفاق بسیار ناگواری رخ داده است؟ تلاش های شما به هدر رفته است؟ یا باز هم اگر استاندارد شما در حد ۸۰ درصد هم می رسید مشکل خاصی پیش نمی آمد؟

۸- انتقاد پذیری را یاد بگیرید

بعضی از افراد انتقاد پذیرند، یعنی اینکه مورد انتقاد چه کسی هستند، در چه حیطه ای از آنها انتقاد شده است و انتقاداتی که از آنها شده است تا چه اندازه مفید هستند را بررسی می کنند و برایشان اهمیت دارد. اما افراد دچار کمال طلبی منفی که احساس می کنند، هر انتقادی فارغ از اینکه از طرف چه کسی است، صرفا حمله به شخصیت آنها است و نسبت به هر انتقادی حس بدی دارند.

آن ها مدام نسبت به انتقادها در ذهنشان درگیری دارند. باید یاد بگیرند که هر چقدر هم سعی کنند کاری را بدون عیب و نقص انجام بدهند مردم همیشه می توانند نکته ای را برای اشاره پیدا کنند. پس به جای فرار کردن از انتقاد، باید در مورد فرد گوینده، محتوا و مفید بودن انتقادی که می شنوند فکر کنند و از آن در جهت بهبود کارشان بهره ببرند.

این ویژگی به شما کمک می کند تا بدانید در عین اینکه همیشه فکر می کرده اید کمال گرا بوده اید دارای نقایصی بوده اید که به چشم خودتان نیز نمی آمده اند و فقط در صورت انتقاد پذیری می توانستید از آنها مطلع شوید.

5 باید و 5 نباید قانون جذب که باید بدانید! قانون جذب 5 باید و 5 نباید قانون جذب که باید بدانید!                  2 1024x683

۵ باید و ۵ نباید قانون جذب که باید بدانید!

با استفاده از قانون جذب به صورت موفقیت آمیز مشکلی دارید؟ چقدر قانون جذب را خوب می شناسید؟ تا چه حد آن را در زندگی روزانه خود به کار می برید؟ اگر در اجرای قانون جذب در زندگی خود مشکل دارید، به این دلیل است که احتمالاً نحوه کارکرد آن را نمی دانید.

اگر واقعا قصد دارید قانون جذب را در زندگی خود به کار بگیرید، این مقاله به شما کمک می کند بدانید که چه اشتباهی انجام می دهید تا بتوانید آن را تغییر دهید. بنابراین می توانید نتایج بهتری از این طریق دریافت کنید.

همانطور که گفتیم ۵ باید و ۵ نباید وجود دارد که هنگام کار با قانون جذب باید به آنها توجه کنید.

۵ باید اجرای قانون جذب

۱- همانطور که می خواهید باشید

شما احتمالاً فکر می کنید «وای چه نکته مفیدی. اگر من واقعا بتوانم همانطور که می خواهم باشم، پس دیگر تمایلی به جذب آن خواهم داشت؟» چه حدسی می زنید؟ حق با شماست. دنیای اطراف شما بازتاب کاملی از آنچه شما بوده اید، است.  شما در حال حاضر، جمع کل افکار و احساسات خود تا به امروز هستید.

قانون جذب دقیقا بدین شکل عمل می کند. اجازه دهید فرض کنیم که شما به دنبال ثروت فراوانی هستید. حالا فرض کنیم، شما عملا ثروتمند هستید. چه احساسی دارید؟ چگونه فکر می کنید؟ چگونه به این قضیه واکنش نشان می دهید؟ چگونه در مواجهه با اتیکت قیمت در فروشگاه واکنش نشان می دهید؟  این عبارت را به یاد بیاورید

همان تغییری باشید که می خواهید در جهان ببینید

در این جمله نکات عمیقی زیادی وجود دارد.

۲- منطق را کنار بگذارید

تنها چیزی که باید بفهمید، این است که شما یک آرزو دارید پس دقیقاً بدانید که شما چه می خواهید. و بعد فرض کنید که قبلاً انجام شده است. نیازی نیست بدانید که چگونه این کار را انجام دهید. روش های زیادی برای اجرای تمایلات شما وجود دارد. راه هایی فراتر از تصورات شما!

با عدم تحلیل چگونگی اجرای آن، به نفع خودتان عمل می کنید. نکته دیگر این است که سعی نکنید منطقی باشید. به هر دلیلی آنها خواسته های شما هستند. خواسته ها یک طرف سکه هستند. طرف دیگر سکه تحقق آن است. به عبارت دیگر، سعی نکنید خواسته خود را به این دلیل که «غیر منطقی» به نظر می رسند زیر سوال ببرید.  منطق را کنار بگذارید. جادو را در آغوش بگیرید!

قانون جذب 5 باید و 5 نباید قانون جذب که باید بدانید!                   1

۳- مدیتیشن کنید

مراقبه مهم است. این مورد کمک می کند، در حالی که رویای خود را جذب می کنید، آرام باشید. اگر احساس اضطراب می کنید، نمی دانید چه موقع و چگونه باید مراقبه کنید. اگر فکر می کنید که تصورات، و سایر تکنیک های شما موثر واقع می شوند، مراقبه کنید.

مراقبه به شما کمک می کند تا مرکز خود را پیدا کنید. مراقبه شما را به قدرت نامحدودی که در وجود شما است متصل می کند.  شما را به سکون در می آورد. در آن سکون، شما می دانید که تمام آنچه شما می خواهید انجام شده است! بنابراین می توانید استراحت کنید.

۴- قدردانی کنید

بابت آنچه که دارید قدردانی کنید. قدردانی آنچه که دارید و آنچه قرار است جذب کنید بسیار مهم است. تصور کنید تمام آنچه که می خواهید را به دست آورده اید. تنها کار شما این است که فرض کنید شما همان چیزی هستید که می خواهید باشید.

هر تکنیکی که برای کمک به شما در این راه پیشنهاد می شود، همه در یک نکته خلاصه می شوند، «فرض کنید» از آنجا که در حال حاضر همان چیزی هستید که می خواهید، چه احساسی در مورد تجربه آن دارید؟ قطعا قدردان آن خواهید بود. باید خدا را شکر کنید که اکنون آن را دارید.

۵- تمرین جدایی

شما احتمالا از تمرین رهایی شنیده اید. اما این مفهوم تازه ای است که ما به آن می پردازیم.  این رهایی از هر چیزی است که شما را از خواسته های تان جدا می کند. این رهایی از فردی است که قبلاً بودید.

از فردی که بی پناه، یا بدون عشق یا مریض بود.  این رهایی کامل از الگوهای خود، باورها و ایده های قدیمی شماست. این جدا شدن رهایی از قدیم است و دلبستگی به حالت جدید و ترجیح وجود خود است.

۵ نباید هنگام اجرای قانون جذب

۱- سعی نکنید همیشه احساس خوبی داشته باشید

احتمالا از شنیدن این جمله تعجب کرده اید. ما به شما توضیح خواهیم داد. شما می خواهید ثروتمند شوید؟ عالی است. آیا می دانید که افراد ثروتمند روزهای بدی نیز پشت سر گذاشته اند؟

بعضی اوقات مریض شده اند. با برخورد های بدی مواجه شده اند و ناراحت شده اند.  آیا آنها به دلیل داشتن بیماری و یا ناراحتی صدمه دیده اند و یا ثروت خود را از دست داده اند؟

خیر. آنها هنوز هم ثروتمند هستند. بعضی اوقات ممکن است احساس خوبی نداشته باشید. اما حتی وقتی با بدترین احساس دنیا مواجه هستید، نکته اصلی این است که فرض کنید شما در حال حاضر همان چیزی هستید که می خواهید.

من تجربیات بی شماری از شرایط ناخوشایند را تجربه کرده ام، با این وجود همچنان به فرضیه قانون جذب ادامه می دهم. دیدگاه شما باید اینگونه باشد که من همیشه آنچه را که می خواهم، با وجود تمام سختی ها به دست می آورم.

از قانون 5 ثانیه تا قانون جذب قانون جذب 5 باید و 5 نباید قانون جذب که باید بدانید!

۲- تردید نداشته باشید

بخش منطقی ذهن شما به هر شکلی شما را به شک می اندازد. این یک نوع مکانیسم محافظ است که در صورت ناکامی، شما را از ناامیدی باز می دارد.

ذهن منطقی شما به آن عادت کرده است. و ربطی به نحوه کار قانون جذب ندارد. تنها می تواند مشخص کند که شما چه تمایلات و خواسته هایی دارید. هنگامی که خود را در شک و تردید می بینید، به جای یادآوری شک ها، خواسته خود را انتخاب کنید.

ممکن است یک دوست خوب به شما بگوید که امکان ندارد خواسته های شما محقق شوند.

ذهن خود شما دلیل هایی را ارائه می دهد که احتمالا این ایده کار نخواهد کرد. هر بار که شک می کنید، سوالی در ذهن شما ایجاد می شود که:

آیا شما واقعاً همانی هستید که می گویید؟ 

از شک و تردید به عنوان یک ابزار مثبت استفاده کنید تا به شما خواسته های تان را دوباره یادآوری کند.

۳- از جستجوی نشانه ها خودداری کنید

آیا قانون جذب عمل می کند؟ البته، آیا منظور آنها این است که تمایلات شما در حال اجرا است؟ مطمئن باشید که همینطور است.

بنابراین جستجوی نشانه ها چه مشکلی به وجود می آورد؟ بعد از انجام کارهای لازم نشانه ها بروز پیدا می کنند. قبل از آن اتفاقی نمی افتد. برای دیدن نشانه های مثبت، باید همیشه به آنچه انجام می دهید باور داشته باشید.

اگر به دنبال نشانه هایی هستید که اثبات کنند آنچه تصور می کنید کار می کند، به این معنی است که شما آن را باور نمی کنید. اگر آن را باور نمی کنید، و هیچ نشانه ای پیدا نمی کنید، ایمان خود را از دست می دهید. پس این کار را کنار بگذارید.

۴- ندای درون خود را نادیده نگیرید

وقتی برای انجام کاری احساس ناخوشایندی دارید، به ندای درون خود گوش دهید. آن را خاموش نکنید. آن را به تعویق نیندازید. قطعا دلیلی برای احساس نیاز به برقراری آن تماس، ارسال آن ایمیل یا مراجعه به یک شخص خاص وجود دارد.

همیشه به ندای درونی خود گوش دهید. آن را دنبال کنید تا شما را به سوی خواسته های تان سوق دهد. شهود شما این است که چگونه خدا با شما صحبت می کند.

۵- فرض نکنید که کار نمی کند

زمان هایی وجود داشته است که من برای کار در یک پروژه انتخاب نشده ام. در حالی که فرض می کردم که این کار را دارم و در آن پروژه سمتی دارم. با وجود شواهد عینی برعکس، حدس بزنید چه اتفاقی می افتاد؟ همیشه اوضاع بهتر از آنچه تصور می کردم پیش می رفت.

فقط به دلیل اینکه خبرهایی می شنوید که مطابق میل شما نیست، به معنای عدم موفقیت قانون جذب نیست. این عبارت را با خود تکرار کنید که «من به آنچه تمایل دارم، میرسم.»  نه فقط صرفا با ادای کلمات بلکه باید واقعا ایمان داشته باشید. اگر باور کنید که توانایی جذب هر آنچه بخواهید را دارید، همه خبرهای بد می توانند به نفع شما تغییر کنند.

در نهایت عبارت «من آنچه را که هستم جذب می کنم» را نباید فراموش کنید.

امیدواریم که مقاله ۵ باید و نباید قانون جذب برای شما مفید باشد و با تکنیک های مطرح شده به آنچه تمایل دارید دست پیدا کنید.

 

از قانون 5 ثانیه تا قانون جذب قانون 5 ثانیه از قانون 5 ثانیه تا قانون جذب: چگونه این قوانین باعث موفقیت می شوند؟            5            1024x686

از قانون ۵ ثانیه تا قانون جذب: چگونه این قوانین باعث موفقیت می شوند؟

راه رسیدن به موفقیت آنقدرها هم که برخی تصور می کنند سخت و پیچیده نیست. کافی است قوانین و راه های دستیابی به آن را بدانید. یکی از قوانین جالب توجه موفقیت، قانون ۵ ثانیه است.

در زندگی اکثر افراد بر این باور هستند که برای ایجاد تغییر، باید احساس آمادگی داشته باشند. یک واقعیت درباره تمام انسان ها وجود دارد. و آن این است که ما برای کارهای سخت و ناراحت کننده به وجود نیامده ایم. بلکه ذهن ما به شکلی طراحی شده است که از ما در برابر این قبیل از کارها محافظت کند. چون ذهن ما تلاش می کند تا با کمترین تلاش و زحمت، ما را زنده نگه دارد.

قانون ۵ ثانیه

بدون شک تمام افراد در ذهن خود مجموعه ای  از کارها را دارند که می خواهند هر روز انجام داده و به آن عمل کنند. باید به این نکته توجه داشت که برای انجام دادن این کار ها شما فقط ۵ ثانیه یا کمتر، زمان دارید قبل از اینکه ذهن سعی کند شما را برای انجام کار منصرف کند. پس فقط ۵ ثانیه وقت دارید تا ایده خود را تبدیل به واقعیت کنید و آن کار را انجام دهید.

این قانون را اولین بار خانم مل رابینز در کتابش به نام قانون ۵ ثانیه منتشر کرد.

قطعا همه افراد تمایل دارند در زندگی خود تغییرات مثبتی را ایجاد کنند؛ اما همیشه به دنبال فرصتی  هستند تا حس ایجاد تغییر را داشته باشند. با این حال واقعیت این است که اگر به دنبال کسی هستید که زندگی شما را تغییر دهد، باید در آینه نگاه کنید.

از قانون 5 ثانیه تا قانون جذب قانون 5 ثانیه از قانون 5 ثانیه تا قانون جذب: چگونه این قوانین باعث موفقیت می شوند؟            5           2

شما با کمک تصمیمات ۵ ثانیه ای، می توانید زندگی خود را عوض کنید. همچنین قانون ۵ ثانیه باعث افزایش شجاعت، اعتماد به نفس، موفقیت، میزان درآمد و سایر اتفاقات مثبت در زندگی شما خواهد شد.

خانم رابینز، زمانی این قانون را کشف کرد که همه چیز زندگی اش از جمله ازدواج و شغلش، رو به تباهی کشیده شده بود. او مشکلات بزرگی در زندگی داشت و هر روز می ترسید از رختخواب بیرون بیاید و با این مشکلات بزرگ مواجه شود. خانم رابینز به کمک قانون ۵ ثانیه توانست زندگی خود را تغییر دهد.

اما چگونه؟

قانون ۵ ثانیه به شما کمک خواهد کرد که به جای فکر کردن به اقدامات کوچک، به طور جدی عمل کنید. شما می توانید با کمک قانون ۵ ثانیه می توانید شادتر، موثرتر و خلاق تر شوید. اما آیا فقط قانون ۵ ثانیه به تنهایی باعث موفقیت می شود؟

مهمترین قوانین برای موفقیت

قانون علت و معلول

قانون علت و معمولی همانند قانون ۵ ثانیه از اهمیت خاصی برخوردار است. بدون شک هر چیزی برای به وقوع پیوستن نیاز به علت دارد. برای هر علتی معلولی است و برای هر معلولی، علت یا علت های به خصوصی وجود دارد. قطعا یقین داشته باشید که هرگز چیزی به اسم اتفاق وجود ندارد. در زندگی هر کاری را که بخواهید می توانید انجام دهید؛ به شرط آن که تصمیم بگیرید که دقیقا چه می خواهید و سپس عمل کنید.

قانون جذب

قانون جذب یکی از مهم ترین قوانین جهان هستی است که از اهمیت بالایی همانند قانون ۵ ثانیه بر خوردار است. قانون جذب به شما یاد می دهد که زندگی هر فردی بر باور ها و افکار هایش استوار است.

بر اساس قانون جذب، شما احساساتی دارید که همانند یک راهنما و مسیر یاب بسیار قدرتمند در جهت اهداف و خواسته هایتان حرکت می کند. یعنی احساسات به شما نشان می دهد که به آن خواسته و هدفی که دارید میرسید یا خیر؟ برای آنکه متوجه شوید به خواسته و هدف که دارید نزدیک یا دور می شوید، بهترین راه توجه کردن به احساسات تان خود است.

از قانون 5 ثانیه تا قانون جذب قانون 5 ثانیه از قانون 5 ثانیه تا قانون جذب: چگونه این قوانین باعث موفقیت می شوند؟

به طور کلی افکار ما زندگی ما را می سازد و از طریق احساسات خود می ‌توانیم بفهمیم که افکار ما درست است یا اشتباه. اگر در مورد چیزی که فکر می کنید، احساس تان خوب بود، نشانه این است که دارید به آن خواسته و هدف می رسید. اما اگر احساستان در مورد مسئله ای بد بود، نشانه این است که دارید از آن خواسته و هدف دور می شوید و فاصله می گیرید.

بدون شک قانون جذب همواره روش زندگی بسیاری از ثروتمندان و افراد مشهور جهان بوده است. همه رویداد های مثبت یا منفی توسط خود شما جذب خواهد شد. این یک اصل مهم در قانون جذب است.

مفهوم قانون جذب هرگز به پول و ثروت محدود نخواهد شد. هر فکری که داشته باشیم اتفاقات و شرایط کاملا متناسب با همان فکر را در هر زمینه ای از زندگی جذب می کنیم. این قانون طبیعی می تواند برای ثروت، روابط یا حتی قبول شدن در آزمون رانندگی مورد استفاده قرار گیرد.

البته ممکن است بسیاری از مردم هنوز آن طور که باید و شاید با عملکرد قانون جذب آشنایی نداشته باشند. هر چند بسیاری دیگر این را پذیرفته اند که شرایط و اتفاقات امروز آنها حاصل تفکرات گذشته و حال آنها می باشد.

قانون جذب دقیقا مانند قانون ۵ ثانیه بی طرف است. قانون جذب همواره تاکید می کند که شما هیچ چیزی را تجربه نمی کنید مگر آنکه آن را به شکل یک فکر قالب در ذهن داشته باشید.

به زبان ساده، قانون جذب به فرکانس و ارتعاش هایی که ما همواره در حال ارسال آن به کائنات هستیم را پاسخ می دهد. احساسات ما مانند چراغی دنیای تاریک افکار ما را روشن می کند و ما را از افکار مان باخبر می کند. به طور مثال اگر احساس منفی دارید یعنی به صورت خود آگاه یا ناخودآگاه به مسائل منفی فکر میکنید. اگر احساس مثبتی دارید پس فکر قالب شما به مسائل مثبت متمرکز است.

قانون تمرکز

یکی از بهترین  قوانین موفقیت، قانون تمرکز است که مثل قانون ۵ ثانیه در موفقیت و یا شکست ما نقش بسیار مهمی دارد، این قانون به زبان ساده به شما خواهد گفت که باید بر روی هر موضوعی تمرکز کنید تا در آن موضوع قوی شده و همین تمرکز در موضوع مورد نظر باعث می شو نتیجه آن را زندگی خود ببینید.

بسیاری از مردم هدفی انتخاب می ‌کنند، ولی به جای اینکه روی پیشرفت و رسیدن به هدفشان تمرکز کنند، روی سختی ‌های کار و دستیابی به هدف و همینطور روی شکست ‌های احتمالی تمرکز می‌ کنند. طبق قانون تمرکز روی هر موضوعی تمرکز کنید قوی می ‌شود و در نهایت در زندگی ‌تان آشکار خواهد شد.

از قانون 5 ثانیه تا قانون جذب قانون 5 ثانیه از قانون 5 ثانیه تا قانون جذب: چگونه این قوانین باعث موفقیت می شوند؟

قانون احساس

بی شک یکی از قوانینی که با سرشت انسان آمیخته شده، قانون احساس است. قانون احساس نیز دقیقا مثل قانون ۵ ثانیه اثر انفجاری بر روی شما دارد.

احساسات شما همانند قطب ‌نما برای شما عمل  خواهند کرد. یکی از مهمترین معیارهایی است که می‌ توانیم تشخیص دهیم آیا در مسیر اهداف مان هستیم یا از مسیر اهداف مان خارج شده‌ایم، همین قانون است. قانون احساس دقیقا مانند یک جهت یاب برای هواپیما است.

هر چیزی که ما در زندگی تجربه می‌ کنیم حاصل باورها و نگرش‌ هایی است که داریم. باورها مانند یک صفحه در جلوی شما هستند که ما از پشت آن صفحه جهان خودمان را می ‌بینیم. هسته اصلی باورها هم افکار قالب هستند. یعنی وقتی ما به یک موضوعی دائم فکر کنیم طبق قانون تمرکز کم ‌کم آن فکر تقویت شده و در نهایت به فکر قالب یا باور تبدیل می ‌شوند و تجربیات زندگی ما را شکل می ‌دهند.

وقتی روی هدف تان تمرکز می‌ کنید بسیار مهم است که احساستان خوب باشد. یعنی احساستان هر چقدر که به سمت مثبت باشد، به هدف خود نزدیک ‌تر می شوید. به همان میزان فکر تان قوی‌ تر شده و زودتر به افکار قالب تبدیل می ‌شود. در نهایت باعث خلق هدفتان می‌ شود.

فیزیک کوانتوم و رابطه آن با قانون جذب

فیزیک دانان همواره در تلاش بوده اند تا انعکاس بیشتری از قدرت ذهن در زندگی ما و جهان که بازتاب شده است را کشف کنند.

علم قانون جذب بدون شک توسط دانشمندان و متفکران بزرگ به طور یکسان مورد بررسی قرار گرفته است. به کمک علم بیشتر می توانیم درک کنیم که چقدر نقش ذهن در شکل گیری زندگی و دنیای اطراف مهم است.

باور قلبی مثل قانون ۵ ثانیه به اینکه خواسته های ما اکنون محقق شده در بازدهی و عملکرد قانون جذب تاثیر شگرفی دارد. در واقع شما باید به این اصل اعتقاد داشته باشید که قانون جذب در زندگی ما عمل کرده و آن رویا یا خواسته ما، اکنون و یا حتی در مدتی قبل تر جذب شده است.

البته نباید این اصل را هرگز نباید با تصور اشتباه کرد. چرا که تصور به معنای تصویر کوتاه مدت چیزی است که هرگز وجود ندارد. اما در باور فرد باید چیزی که وجود ندارد را به عنوان چیزی که وجود دارد و واقعیت دارد تصور کرده و در ذهن آن باور را پرورش دهد. شما می توانید با کمی تمرین و تسلط بر این تمرین ها به بهترین شکل ممکن از قانون جذب در راستای رسیدن به اهداف خود بهره برده و به موفقیت هایی زیادی برسید.

در آخر

باید این نکته را خاطر نشان کرد که تمام قوانین گفته شده در این مقاله ابزاری برای دستیابی به موفقیت و رضایتمندی درونی است. با این حال نکته مهم این است که شما برای رسیدن به موفقیت ها و اهداف خود باید تلاش کنید و باور داشته باشید که به اهداف خود خواهید رسید.

 

7 اقدام ضرروی که برای حفظ رابطه تان باید انجام دهید  7 اقدام ضرروی که برای حفظ رابطه تان باید انجام دهید                   5 1024x683

۷ اقدام ضرروی که برای حفظ رابطه تان باید انجام دهید

آغاز یک رابطه ای که منجر به ازدواج می شود، می تواند بسیار رویایی و پر از هیجانات زیبا باشد. و در عین حال یک رابطه ی قوی و پایدار باشد. اما بعد از گذشتن زمان و با وصال بعد از ازدواج که در آن دیگر دوری ها از بین رفته و انتظار می رود که عمق رابطه و پایداری آن بیشتر شود؛ بسیاری از موارد شاهد آن هستیم که زندگی های بسیاری در اوایل شکل گیری شان از بین رفته اند. و اصلا مجال قوت گیری و حفظ رابطه پیدا نشده است.

باید دانست که رابطه عاشقانه همانند کودکی است که مدام به مراقبت و توجه نیاز دارد. باید به آن رسیدگی شود و برای حفظ طراوت و سر زندگی آن انرژی و وقت و خلاقیت صرف شود. قطعا یک رابطه خوب و پایدار، رنگ زندگی شما را تغییر می دهد. و حس دلچسبی از زندگی را در سراسر وجودتان ایجاد خواهد کرد.

همان طور که یک رابطه ی ناسالم و رو به زوال استرس زا است. مدام تنش به همراه دارد. و در پی آن تحلیل سیستم ایمنی بدن و وقوع سکته مغزی و قلبی، فشار خون بالا و … را به همراه خواهد داشت.

می دانیم که برای انجام هر کاری عقل و منطق ایجاب می کند که مهارت های لازم فرا گرفته و رعایت شوند. اغلب ما رفتارهای درست و استاندارد در زندگی مشترک را بلد نیستیم. مثلا نمی دانیم که چگونه در رابطه دو نفره مان عاشقی متعهد باشیم، مسئولیت عشق مان را بپذیریم. خود خواه نباشیم. درست ابراز مخالفت کنیم و یا انتقاد کنیم و …

7 اقدام ضرروی که برای حفظ رابطه تان باید انجام دهید  7 اقدام ضرروی که برای حفظ رابطه تان باید انجام دهید

تلاش برای حفظ رابطه

در نتیجه  زوج هایی که نمی توانند چالش های رابطه شان با یکدیگر را پشت سر بگذارند و فاقد مهارت های لازم در این زمینه اند، سریعا به قطع رابطه می اندیشند. برخی افراد در همان آغاز متوجه اشتباه بودن رابطه شان می شوند و وقت شان را برای ادامه دادن و یا تغییر رابطه صرف نمی کنند.

اما برخی افراد هم وجود دارند که چالش های پیش آمده را امری طبیعی و قابل حل می بینند و علی رغم وجود آن ها، همچنان شاد و خرسند زندگی می کنند. این افراد هم با انواع مشکلات خاص رابطه خودشان درگیرند ولی آنقدر حفظ رابطه برایشان مهم است که با وجود اختلاف نظرها و برخی عدم تفاهمات، این توانایی را دارند که در هر شرایطی بهترین و کار ساز ترین راه حل را پیدا کنند.

این مهارت ها و این توانمندی ها یاد گرفتنی است. هر کسی بتواند خطاهای رابطه شان را بفهمد و سپس موارد لازم را به کار ببند، قطعا به حفظ رابطه منجر خواهد شد. اگر می خواهید بفهمید، یاد بگیرید و استفاده کنید که زوج های موفق چگونه به حفظ رابطه و عشق خود می پردازند، پیشنهاد می کنیم مواردی را که در این نوشته به آن ها اشاره می کنیم با دقت ملاحظه و مطالعه کرده و برای به کار بستن آن ها در زندگی تان برنامه ای داشته باشید.

۷ اقدام ضرروی که برای حفظ رابطه تان باید انجام دهید

۱- هنر خوب گوش کردن

یکی از موارد بسیار خطرناک در یک رابطه، شروع یک سکوت است که احتمالا بر اثر برخوردهای غلط قبلی در بیان برخی صحبت ها شروع شده است. وقتی که یک نفر برای بیان حقیقت به جای دروغ، عواقب بدی را متحمل شده است. و یا به دلیل بیان آرزوها و یا حرف های دل و حتی حرف های غیر منطقی، سرزنش و یا تحقیر شده است؛ در چنین حالتی یک سردی در بیان احساسات و علاقه به هم کلامی و صحبت دو طرفه ایجاد می شود که خطر جدی ای برای حفظ رابطه خواهد شد.

7 اقدام ضرروی که برای حفظ رابطه تان باید انجام دهید  7 اقدام ضرروی که برای حفظ رابطه تان باید انجام دهید                  2

زوج های موفق می دانند که برای هم صحبتی با یکدیگر باید علاقه و وقت کافی صرف کنند. حتما زمان ثابتی برای حرف زدن در مورد آن چه در هفته گذشته رخ داده قرار می دهند. و ضمن رعایت آداب صحبت کردن، سعی می کنند شنوندگان خوبی برای یکدیگر باشند.

شنونده ای که حرف طرف مقابل را قطع نمی کند، با او همدلی کرده و با بیان برخی کلمات و یا ادای برخی حرکات بدنی گوینده را متوجه ادراک خود می کند، برداشت های خود از کلام گوینده را که ابهام برانگیز بوده مورد سوال قرار می دهد تا به منظور صحیح او دست یابد. او را قضاوت نمی کند و در حین صحبت های او واقعا به حرف هایش توجه می کند. و مثلا به فکر آماده کردن جواب خود برای صحبت های او نیست.

۲- ادای نقش والدگری

زوج های موفق نوعی رابطه نمادین والد-فرزندی بین یکدیگر دارند. به این دلیل که مطمئنا بعد از مدتی زندگی کردن و شناخت یکدیگر، متوجه علاقه مندی ها، حساسیت ها، نگرانی ها و نیازهای یکدیگر می شوند. در نتیجه نوعی حس والدگری نسبت به طرف مقابل خود برای پاسخ به نیازهای او پیدا می کنند.

در موقعیت هایی مثل باز شدن یک زخم کهنه قدیمی که یادآور برخی غم ها یا مشکلات است، شریک زندگی خود را موظف می بیند که برای همدلی و رفع اندوه معشوق خود تمام تلاش خود را بکند. همانند والدی که برای کودک خود از هیچ چی دریغ نمی کند. و دلسوزانه و مهربانانه قصد آرام کردن او را دارند.

۳- احترام به استقلال یکدیگر

یکی از موانع حفظ رابطه، سعی در تسلط کامل داشتن بر دیگری و تحت نظر قرار دادن او است. گاهی زوج های بسیار صمیمی از شدت نزدیکی به یکدیگر از اینکه دچار کنترل غیرمنطقی شوند، شروع به دوری از یکدیگر می کنند.

در عین اینکه باید پذیرفت در زندگی مشترک، تحت کنترل بودن گاهی طبیعی و اجتناب ناپذیر و لازمه زندگی و توجه به یکدیگر است؛ که اتفاقا به حفظ رابطه نیز کمک می کند؛ ولی باید توأم با اعتماد به یکدیگر و نیز به رسمیت شناختن استقلال طرفین باشد. احترام و عزت نفس طرفین حفظ شده و حقی از کسی زایل نشود.

صحبت کردن در مورد نوع کنترل و تعیین حد و مرز آن بدون آسیب رسیدن به استقلال طرفین به نتیجه گیری خوبی منجر خواهد شد که مورد رضایت طرفین نیز باشد.

7 اقدام ضرروی که برای حفظ رابطه تان باید انجام دهید  7 اقدام ضرروی که برای حفظ رابطه تان باید انجام دهید                   4

۴- شناخت نقاط ضعف خود

ایراد گرفتن از بقیه و انتقاد کردن از آن ها شاید راحت ترین کاری باشد که در رابطه اغلب از ما سر می زند و اغلب غلط نیز انجام می شود. اگر مدتی را به نگاهی از بیرون به خودتان اختصاص بدهید، رفته رفته متوجه می شوید که در شرایطی خاص، ناگهان عصبانی می شوید و یا در موقعیتی ویژه به شدت ناراحت و دلسرد می شوید. خشمگین شدن، قهر کردن، دلسرد شدن، خوشحال شدن و… را در مورد خودتان در می یابید. به الگویی از رفتارها و احساسات خودتان می رسید که برخی را خوشایند و برخی را بسیار بد می دانید. این کاوش شما درباره خودتان، شما را بهتر به خودتان و نقص هایتان آگاه می کند.

به طور کلی کسی که مدام به دنبال دیدن عیب ها خود و یافتن راهی برای رفع آن ها باشد کمتر مجالی برای خرده گیری از دیگران به دست خواهد آورد. حاصل چنین تلاشی شما را در پذیرفتن نقص داشتن همسرتان نیز یاری می کند. چون او را نیز مجموعه ای از خصوصیات متفاوت خوب و بدی چون خودتان خواهید دید. نهایتا برای حفظ رابطه مهمترین قدم از سوی خودتان را نیز برداشته اید.

۵- طراوت های اولیه رابطه را زنده نگهدارید

عمل همیشه نمی تواند جایگزین کاملی برای حرف زدن باشد. همان گونه که در ابتدای رابطه تان به راحتی و به وفور به یکدیگر ابراز علاقه کلامی می کردید، در ادامه و در زندگی تان هم این کار را انجام دهید.

از فرصت ها برای هدیه دادن به یکدیگر و یا غافلگیر کردن با یک چیز دلخواه و خوشایند استفاده کنید. برای داشتن لحظات با نشاط و خوب با توجه به علایق مشترک تان برنامه ریزی کنید. برای تداوم و حفظ رابطه عاشقانه شما درست کردن خاطراتی به شیرینی اوایل رابطه تان ضروری است.

7 اقدام ضرروی که برای حفظ رابطه تان باید انجام دهید  7 اقدام ضرروی که برای حفظ رابطه تان باید انجام دهید                   3

۶- حل تعارض را یاد بگیرید

تعارض و تضاد در هر رابطه ای وجود دارد. و از آن گریزی نیست. چون هر دو طرف نیاز دارند که خود را ابراز کنند و شنیده شوند. هدف پیروزی یک نظر بر دیگری نیست. بلکه رسیدن به نقطه ای که تفاهم و عشق و توجه در آن باشد مهم است.

پس با در نظر داشتن خفظ رابطه، فکر نکنید درگیر یک جنگ هستید. احساساتتان را با جمله ای که در ابتدای آن از واژه «من» و نه «تو» است استفاده کنید. طرف تان را قضاوت نکنید. محترمانه خواسته تان و دلیل آن را برای او بیان کنید. به هیچ وجه بحث های کش دار قبلی را زنده نکنید و به گذشته برنگردید. تمرکزتان به روی موضوع فعلی و یافتن راه حل باشد.

۷- مثبت اندیش باشید

قطعا همسرتان نقاط مثبتی داشته که به او علاقه مند شده اید. آن ها را هر روز برای خودتان یادآوری کنید و هر از گاهی از بیان آن ها در حضور همسرتان غافل نشوید. نقاط قوت آن ها را تحسین کنید و به آن ها بگویید که به او افتخار می کنید. با این کار او را به زندگی و حفظ رابطه دلگرم می کنید. سعی کنید هر روز از او به خاطر خوشی ها و زیبایی ها و حس های خوبی که به زندگی تان آورده است قدر دانی کنید. هیچ وقت این کار را دست کم نگیرید.

سخن پایانی

برای حفظ رابطه بیش از زمان به دست آوردن آن باید تلاش کرد. هیچ گاه فکر نکنید بعد از ازدواج با کسی که دوستش داشتید دیگر همه چیز تمام شده است! ازدواج تازه شروع کار است. شما حتی سال های سال پس از اردواج باید تنور رابطه تان را گرم گرم نگه دارید.

 

راز موفقیت چیست؟ راز موفقیت 3 راز موفقیت که هیچ کس به شما نخواهد گفت                    2 1024x613

۳ راز موفقیت که هیچ کس به شما نخواهد گفت

از تمام قول و قرارهای دروغی که به شما داده اند، خسته شده اید؟

احتمالا چیزی که تاکنون درباره موفقیت شنبده اید این است که، رسیدن به موفقیت و اهداف در زندگی ساده است و با تلاش زیاد می توانید به آن ها برسید. اما بیایید منطقی فکر کنیم. زمان های زیادی بوده است که به سختی کار و تلاش کرده اید و در نهایت هم شکست خوردید.

و احتمالا با این فرمول معروف آشنایی دارید:

زیاد تلاش کن. به یک مدرسه خوب برو و در نهایت هم صاحب یک شغل خوب شو که برنامه ی منظم و بازنشستگی دارد.

بعد از آن هر سال را به سختی کار می کنید تا پول بیشتری درآورید و حقوق تان افزایش یابد. در این حین باید به رئیس تان هم جواب پس بدهید که اصلا به رشد فردی و شغلی شما حتی فکر نمی کند.

حالا شما با تلاش و پشتکار به جایی رسیده اید که قبلا تصور می کردید موفقیت است؛ اما فقط دچار روزمرگی و خستگی های شدید می شوید.

چیزی که هیچ کس به شما نمی گوید این است که شاید این فرمول برایتان ثبات و آسایش را ایجاد کند، اما حداکثر فقط ۵۰% از وجودتان را اشباع و راضی می کند، و شما را به موفقیت حقیقی نمی رساند. پس راز موفقیت چیست؟

راز موفقیت چیست؟ راز موفقیت 3 راز موفقیت که هیچ کس به شما نخواهد گفت                    3

به یاد زمانی افتادم که پس از دانشگاه بلافاصله ۶ شغل عوض کردم. آن زمان غیرقابل انتظارترین بخش زندگی من بود. من هنوز درونم پر از افکار منفی بود، هنوز مشکل اعتماد به نفس و عزت نفس داشتم و هنوز به خودم باور قلبی نداشتم. من احساس یک آدم شکست خورده و بازنده را داشتم.

گاهی بعضی مردم توصیه هایی به شما می کنند، که نه تنها شما را به موفقیت نزدیک نمی کند، بلکه شما را سردرگم تر از قبل می کند. مثلا می گویند:

  • فقط آنچه را انجام بده که تو را خوشحال می کند.
  • احساساتت را دنبال کن و پس از آن پول به دنبالت خواهد آمد.
  • صبر کن، من مطمئنم که تو به اهدافت میرسی.

این حرف ها و عبارات فقط بیشتر باعث می شد که من بیشتر احساس کنم که گیر افتاده ام.

پس راز موفقیت چیست؟

سایمون سینک ،نویسنده کتاب با چرا شروع کن، داستانی جذاب دارد. این داستان کمک خوبی برای دانستن راز موفقیت به ما می کند.

یک بار برای مراسمی به یک شرکت معروف و با عملکرد بالا رفتم و در آن جمع سوالی پرسیده شد: «کدام یک از شما به اهداف مالی خود رسیده اید؟» جالب است بدانید که ۸۰% جمعیت سالن دست خود را به نشانه ی مثبت بالا بردند. سوال بعدی این بود: «کدام یک از شما احساس موفقیت در زندگی دارید؟»

و این بار در کمال تعجب بعضی دست ها پایین آمدند. این مثال کوچک نشان می دهد که هیچ ارتباطی بین احساس موفق بودن و اندازه گیری میزان استاندارد موفقیت وجود ندارد.

راز موفقیت چیست؟ راز موفقیت 3 راز موفقیت که هیچ کس به شما نخواهد گفت                    5

تعریف درست موفقیت

در بیشتر زندگی ام، من بعد از دستیابی به هر هدف، فورا دنبال رسیدن به دیگری بودم. من به تمام دنیا سفر کردم. با سلبریتی های مختلف فیلم ساختم و حقوق های بسیار بالایی دریافت کردم، اما باورتان نمی شود هیچ کدام از این ها در من حس موفقیت ایجاد نکرد. تا زمانی که درون خودم را عمیقا جستجو کردم تا یاد بگیرم و بفهمم که به راستی راز موفقیت چیست و چه چیزی واقعا من را راضی و خوشحال می کند.

این ضربه، نقطه ی عطفی برای من بود

من بیشتر عمرم را با دنبال کردن حرف هایی که بقیه مردم به من می زدند، احساس موفقیت کردم.

من به اشتباه فکر می کردم که اگر پول بیشتری به دست آورم، شهرت بیشتری کسب کنم و به اهداف بیشتری در زندگیم برسم، احساس موفقیت خواهم کرد اما این درست نبود. در نهایت بعد از اینکه در این مورد کامل فکر کردم، تصمیم گرفتم که این چرخه ی معیوبی که من را پی در پی برای رسیدن به چیز دیگری آماده می کرد، تمام کنم.

مشکل بزرگ این است که ما بدون تفکر تنها چیزهایی را دنبال می کنیم که به ما گفته شده است. ما راز موفقیت مان را در حرف های مردم دنبال می کنیم!

آندره آغاسی یکی از بزرگترین تنیس بازهای دنیا است که صراحتا اعلام کرده که از ورزش تنیس متنفر است! و تنها به این دلیل که پدرش به او فشار می آورده، این ورزش را دنبال کرده است.

مادر ببرها فرزندانش را به درون مشکلات هل می دهد تا آن ها بتوانند در آینده با مقام و موقعیت زندگی کنند. حتی دوستان اطراف ما هم در مورد موفقیت اشتباه فکر می کنند و دائم به دنبال کسب پول و شهرت هستند. چرا که جامعه آن ها را اینطور مجبور کرده است.

اما باید بدانید که بین چیزی که مردم به شما می گویند موفقیت است و آن چیزی که خودتان حس می کنید، معمولا ارتباطی وجود ندارد! تعجبی ندارد که یک تحقیق در آمریکا نشان می دهد که حدود ۵۰% مردم از شغل خود احساس رضایت نمی کنند.

از هر ۶ امریکایی، یکی از آن ها نسخه ی روان پزشکی دارد و بیشتر آن ها داروهای ضد افسردگی و ضد اضطراب مصرف می کنند.

پس برای فهمیدن این موضوع، من شخصا سفر کردم تا ببینم که چه چیزی به مردم واقعا احساس موفقیت می دهد و رازهای موفقیت در چه چیز یا چیزهایی است؟

۳ راز موفقیت که هیچ کس به شما نخواهد گفت

در طول این سفر من اطلاعاتی فراتر از توصیه های کلیشه ای مردم و کتاب ها پیدا کردم. بعد از ملاقاتم با مردمی که هم موفق و هم شاد بودند، من سه موضوع مشترک را بین آن ها پیدا کردم که بیش از هر چیزی به چشم می آمد:

راز موفقیت چیست؟ راز موفقیت 3 راز موفقیت که هیچ کس به شما نخواهد گفت

۱- اولین راز موفقیت: خودتان سکان دار زندگی تان باشید

افرادی که به موفقیت واقعی می رسند، هیچگاه آن را تصادفا پیدا نمی کنند. آن ها بسیار مصممند و برای پیدا کردن حقیقتی که برای آن ها در زندگیشان مهم است، تلاش می کنند.

افراد موفق، به جای گوش دادن به دوستان، خانواده، کتاب ها و… که چگونه باید زندگی کنند، خودشان متوجه می شوندکه مالکیت زندگی برای خودشان است و این حق و مسئولیت آن ها است که سرنوشت کامل خود را در دست داشته باشند. البته این به این معنی نیست که در طول زندگی تان از کمک و مشورت دیگران استفاده نکنید. قطعا در حدی باهوش هستید که منوجه منظور نگارنده شوید.

افراد موفق به موفقیت واقعی می رسند، چرا که یکی از رازهای موفقیت را فهمیده اند:

این که با نصیحت و صحبت های دیگران در زندگی پیش بروی کاری ساده است، چرا که بعدا اگر مسیر غلطی را به تو نشان داده باشند، می توانی دیگران را مقصر بدانی!

هیچ راه آسانی برای رسیدن به موفقیت وجود ندارد. کسانی که به موفقیت حقیقی می رسند این راز موفقیت را می دانند که زندگی کردن برای ساده تر کردن آن نیست. زندگی کردن برای قوی تر کردن خود انسان است.

و تنها راه قوی شدن در مسیر زندگی این است که بدانید شما تنها شخصیت اصلی در داستان زندگی تان هستید. این بدین معنی است که از یک جا نشستن و سپردن مسیر به دست دیگران یا سرنوشت دست بردارید و خودتان اقدامی انجام دهید.

افراد موفق می دانند که انگیزه پیدا شدنی نیست، ساختنی است. آن ها بدون توجه به اینکه بقیه مردم درباره ی آن ها چه می گویند، احساسات و انگیزه های درونی خود را دنبال می کنند.

“این منتقد نیست که حساب می کشد. مردی نیست که نشان می دهد بقیه چطور سکندری می خورند یا افراد کجای کار را می توانستند بهتر انجام دهند. اعتبار واقعی برای کسی است که واقعا در صحنه ی زندگی است. صورتش از خون و گرد وغبار پر شده است.

مردی که با جدیت تلاش می کند، اشتباه می کند و دوباره و دوباره شکست می خورد؛. چرا که هیچ تلاشی بدون شکست نخواهد بود. اما درون خود را خوب می شناسد، انگیزه هایش را می داند و برای کاری ارزشمند تلاش می کند.

این انسان موفق می داند که اگر به موفقیت خود دست یابد، یا اگر در بدترین حالت شکست بخورد، حداقل جسارت انجام آن را داشته است. و این آدم هرگز ناکام نبوده. و مانند روح های ترسو نیست که تفاوت بین شکست یا پیروزی را نمی دانند.

تئودور روزولت

 

راز موفقیت چیست؟ راز موفقیت 3 راز موفقیت که هیچ کس به شما نخواهد گفت                    4

۲- دومین راز موفقیت: ذهن تان را برای فراتر از حالت بقا برنامه ریزی کنید

قسمتی در مغز ما به نام آمیگدال وجود دارد که به اندازه یک بادام است و به همین دلیل به آن بادامه نیز می گویند. به نظر می رسد کار این قسمت مرتبط با بقا باشد.

با تمام مسئولیت هایی که در زندگی بر دوش ما است و با تمام انتظاراتی که بقیه مردم از ما دارند، مغز ما به طور خودکار برای حالت بقا آماده می شود.

در اینجا به چند اتفاق اشاره کرده ایم که وقتی مغزتان در حالت بقا باشد، برایتان اتفاق می افتد:

  • نمی توانید به خوبی فکر کنید و معمولا تصمیمات غیرمنطقی می گیرید. (مثلا زمانی که عصبانی هستید، حرف هایی می زنید که بعدا پشیمان می شوید.)
  • میدان دیدتان محدود است و نمی توانید تمام موقعیت را ببینید.
  • معمولا مضطرب، ترسیده و عجول هستید.
  • فقط به پول و چگونگی زیاد کردن آن فکر می کنید. در این زمان اغلب در روابط هم دچار مشکل می شوید.

و تمام این ترس هایی که به همراه دارید مغزتان را در فشار می گذارد تا فقط بر حالت بقا تمرکز کنید.

قسمت بد ماندن در حالت بقا این است که زمانی که بادامه مغزتان با فشار روانی فعال می شود، قسمت قشر جلویی مغز که مسئول تفکر درست است، غیرفعال می گردد.

مغز ما در هر حالتی تلاش می کند که برای زنده ماندن و بقا به ما کمک کند و از ماندن در مخمصه جلوگیری کند. به همین دلیل است که وقتی در حالت بقا هستید، در واقع در شرایط غیرفعال به سر می برید. و اگر مدت زیادی را در زندگی اینگونه به سر ببرید، یعنی زمان زیادی را به درستی فکر نخواهید کرد تا چه تغییراتی را یجاد کنید تا شرایط بهتری داشته باشید.

پس چکار کنید تا مغزتان را از حالت بقا بیرون بیاورید؟ خصوصا زمانی که در شرایط واقعا سختی قرار دارید.

جواب این است که باید به خودتان یک فضای امن بدهید. حتی اگر این فضا در حد یک ثانیه است. باید جایی را برای خودتان پیدا کنید که در آن از هر انتظار و فشاری فارغ هستید.

و اگر من از فضای امن صحبت می کنم، منظورم راه گریز نیست. راه گریز برای زمانی است که می خواهید از تمام مشکلات و احساسات سخت فرار کنید. فضای امن جایی است که به دور از هر فشاری قرار گرفته اید و می توانید خود واقعیتان را پیدا کنید. در این حالت است که قادر به تفکر درست هستید.

مدیتیشن

و یکی از ساده ترین راه ها برای انجام این کار، مدیتیشن است. مدیتیشن به شما کمک می کند که از حالت بقا و غیرفعال مغزتان خارج شده و قسمت تفکر را فعال کنید که می تواند عملکردهای مهمی برایتان انجام دهد تا بتوانید منطقی فکر کنید، استدلال بیاورید و شرایطتان را تغییر دهید.

راز موفقیت چیست؟ راز موفقیت 3 راز موفقیت که هیچ کس به شما نخواهد گفت                    1

۳- سومین راز موفقیت: از هر دو نیمکره مغزتان استفاده کنید

مغز ما از دو نیمکره تشکیل شده است که وظایف متفاوتی را انجام می دهند. نیمکره سمت چپ مغز ما، قسمت منطقی است و جایی است که استدلال منطقی و زبان ما از آن جا نشات می گیرد. نیمکره سمت چپ، مسئول احساسات ماست.

هر دو نیمکره ی مغز برای سلامت روان ما مهم هستند، اما واقعیت این است که بیشتر مردم تمایل دارند تنها از نیمکره غالب مغزشان استفاده کنند.

قبلا من مربی کسی بودم که انسانی بسیار منطقی بود و تلاش می کرد برای هر چیز کوچکی دلیل و استدلال بیاورد. او به من می گفت که زمان تماشای بازی بسکتبال به جزئیات ریزی که در بازی وجود داشت دقت می کند. مثلا اینکه جنس توپ بسکتبال چیست و زمین را چگونه ساخته اند.

بعدا وقتی با او جلسه مشاوره داشتم فهمیدم زمانی که او کوچک بوده است، پدر او به مادرش خیانت کرده و حتی داستان درام تر شده و معلوم می شود که پدرش کشیک بوده است.

هیچ گاه قادر به تحلیل احساسات و استدلال بچه ای در شرایط او نخواهیم بود. بچه ای که برای بقیه ی عمرش نیمکره چپ مغز، او را مجبور به استدلال و تجزیه و تحلیل کرده بود.

من تا حدی می توانم به احساسات او مربوط باشم، اما متوجه شدم که یکی از بزرگترین دلایل شاد نبودن من، این است که من تنها بر یکی از نیمکره های مغزم غلبه داشتم.

هر آدم موفقی را که ملاقات کردم، فهمیدم که او به خوبی قادر به استفاده از هر دو نیمکره مغز خود می باشد. آن ها از لحاظ عقلی و احساساتی باهوش هستند.

دکتر دانیل سیگل در کتاب پرفروش خود بنام «ذهنیت» به خوبی توضیح می دهد که چگونه می توانیم از هر دو نیم کره مغزمان استفاده کنیم. من این کتاب را بارها و بارها خوانده ام و این یکی از دلایلی است که الان می توانم چیزهایی که حقیقتا احساس موفقیت به من منتقل می کنند، پیدا کنم.

فرمول راز موفقیت

پیدا کردن یک فرمول برای زندگی بسیار ساده است. اما هیچ تضمینی برای شادی و معنادار بودن به شما در زندگی نمی دهد.

شغلی که تازه در شروع آن هستید، فکری که در سر دارید و خلاصه هر کاری که قصد انجام آن را داشته باشید، شما را از موفقیت لبریز نخواهد کرد. مگر اینکه به خود واقعی و حقیقی تان متصل باشید و درونتان را بشناسید.

پس قبل از اینکه برای تغییر شرایط بیرونی تان حرکتی انجام دهید، برای تغییر درونتان تلاش کنید تا بتوانید شرایط بیرون را هم تغییر دهید. و در این زمان خواهد بود که موفقیتی را که همیشه به دنبال آن می گشتید، در خود احساس خواهید کرد.

چگونه هدف یکتای زندگی تان را پیدا کنید

من معتقدم هر فرد مجموعه ای از احساسات و استعدادهای منحصر به فرد دارد که می تواند با وجود آن ها کارهای مهمی را در جهان انجام دهد. متاسفانه، پتانسیل بیشتر مردم زیر فشارها و کارهای سخت روزانه آن ها دفن شده است.

بهبود مهارت تصمیم گیری: چگونه تصمیم های بهتری بگیریم؟ تصمیم گیری بهبود مهارت تصمیم گیری: چگونه تصمیم های بهتری بگیریم؟                                1024x664

بهبود مهارت تصمیم گیری: چگونه تصمیم های بهتری بگیریم؟

تصمیم چیست؟

تصمیم گیری انتخاب آگاهانه یک گزینه بین چندین مورد است. تصمیم گیری با توجه به تحلیل ما از عواقب انتخاب خود صورت می پذیرد. این انتخاب ممکن است گاهاً تحت شرایط نامعلوم نیز باشد، که در این صورت انتخاب شما ریسک دار خواهد بود. البته سختی انتخاب فقط به دلیل نامعلومی شرایط رخ نمی دهد. بلکه ممکن است به دلیل وجود چندین هدف و حتی دیدگاه های متفاوت و نتایج متفاوت هم به وجود آید.

دیدگاه های متفاوتی درباره تصمیم گیری و مهارت تصمیم گیری وجود دارد و هرکدام ویژگی ها و شرایطی را برای آن توضیح داده است. یکی از این نظریه ها نظریه ای به نام نظریه انتخاب می باشد. این نظریه به چرایی و چگونگی رفتار یک فرد می پردازد و به نیت و نحوه بروز آن تمرکز دارد.

تئوری انتخاب

بر اساس این تئوری تمام فلسفه انتخاب، بر انگیزه درونی و انتخاب استوار است. یعنی هر رفتاری از انسان سر می زند، چه مثبت و چه منفی بر اساس انگیزه درونی نشأت می گیرد و نه عوامل بیرونی. در این نظریه بیان می شود که انسان ها خود مسئول رفتار خود هستند. حال سوالی پیش می آید که نقش دیگران چیست؟

درست است که دیگران هم در انتخاب و تصمیمات ما نقش دارند، اما این نقش تعیین کننده نیست. بلکه این انگیزه های درونی ما است که اثربخش است. البته باید دانست که تصمیمات انسان برای برآورده کرده میل خود انجام می گیرد. این نیاز می تواند شامل: نیاز به بقاء، عشق، احساس تعلق، قدرت و پیشرفت، آزادی و تفریح باشد.

مهارت های تصمیم گیری

زمانی که به گذشته و تصویر زندگی افراد بسیار موفق نگاه می کنید، به این نکته پی خواهید برد که این موفقیت حاصل تصمیم گیری درست و به موقع آنها بوده است. چه مهارت تصمیم گیری می تواند به افراد در انتخاب بهتر کمک کند؟ آیا انتخاب بهتر یک استعداد است یا مهارت تصمیم گیری چیزی است که می توان آموخت و بهبود داد؟

بهبود مهارت تصمیم گیری: چگونه تصمیم های بهتری بگیریم؟ تصمیم گیری بهبود مهارت تصمیم گیری: چگونه تصمیم های بهتری بگیریم؟ 1972032
ما هر روزه تصمیم های زیادی می گیریم و این تصمیمات قطعاً عواقبی دارند که منجر به نتایج مثبت یا منفی خواهد شد. پس لازم است که توانایی تصمیم گیری صحیح را بیاموزیم. مهارت هایی برای بهبود این توانایی می تواند اساسی برای یک زندگی مولد تلقی شود. یادگیری مهارت های تصمیم گیری فرصتی است که می تواند باعث افزایش نتایج مثبت و همچنین کاهش شکست ها و طبعات منفی شود.

چه مهارت هایی برای تصمیم گیری مهم است؟

باید توجه کرد که کسب مهارت تصمیم گیری باید از همان ابتدا در انسان نهادینه شود. البته چرا که با اندک بی توجهی در انتخاب خود چه در زندگی شخصی و چه در زندگی کاری ممکن است عواقب بدی برای باشد.

مهم ترین اصل در مهارت تصمیم گیری توانایی جمع آوری و گزینش صحیح اطلاعات است. این مهارت آنجا اهمیت پیدا می کند که گزینش اطلاعات در میان منایع نامحدود در دنیای مدرن و دیجیتال کار بسیار هنرمندانه ای است. البته شاید نتوان به تنهایی این کار انجام داد و برای همین مشورت با افراد واجد شرایط امری ضروری است.

مهارت های تصمیم گیری باید در دستیابی به دانش موثر باشند و باعث شوند که انتخاب های ما مؤثر واقع شود. مدل تصمیم گیری ما به ما کمک می کند تا اطلاعات و توانایی های مهم در انتخاب را شناسایی کنیم. این مهارت ها عبارتند از:

مهارت های مهم تصمیم گیری

  • شناسایی ارزش ها و نیازها و تجزیه و تحلیل شرایط ذینفعان و خود و انعکاس صریح نتایج به دست آمده
  • کشف و توسعه خلاقیت که می تواند به شناسایی یا تولید گزینه های تصمیم گیری کمک کند
  • تخیل و تجسم برای پیش بینی راه حل های جایگزین پیامدهای احتمالی آینده
  • اطلاعات، جمع آوری داده ها و روش های مشاهده که ارزیابی راه حل ها را ممکن می سازد.
  • انتخاب روش درست تصمیم گیری در مورد کمک به تجزیه و تحلیل و ارزیابی گزینه های تصمیم گیری.
  • تجزیه و تحلیل درست از اطلاعات به دست آمده و فهم صحیح از نتایج حاصل شده
  • ارزیابی ریسک، عدم اطمینان و کاربرد آنالیز احتمالی نتایج.
  • همکاری، ارتباطات، یادگیری مشارکتی، مذاکره و گوش دادن فعال مورد نیاز برای تصمیم گیری گروهی مؤثر
  • استراتژی های مقابله با استرس که ضمن افزایش عینیت در موقعیت های تصمیم گیری، به مدیریت احساسات و ادراک کمک می کنند.
  • انتزاع، طبقه بندی و سازماندهی اطلاعات که مفاهیم مرتبط را شناسایی و به هم متصل می کند.
  • خود تنظیمی، انضباط و کسب مهارت های رهبری که الهام بخش اقدام برای یک راه حل انتخابی است.
  • مدیریت زمان و ملزم بودن به رعایت آن برای اجرای موفقیت آمیز تصمیم لازم است.

بهبود مهارت تصمیم گیری: چگونه تصمیم های بهتری بگیریم؟ تصمیم گیری بهبود مهارت تصمیم گیری: چگونه تصمیم های بهتری بگیریم؟ 1936328

شاید بتوان تمامی راهکاهای ارائه شده را در مراحل زیر خلاصه نمود:

  • مهارت جمع آوری و گزینش اطلاعات
  • پیدا کردن گزینه و راه حل های امکان پذیر
  • توانایی تجزیه و تحلیل داده ها
  • انتخاب مناسب ترین گزینه یا راه حل
  • مهارت ارزیابی انتخاب

حل مسئله و تصمیم گیری با یکدیگر ارتباط نزدیکی دارند. تا آنجا که بسیاری از مهارت های حل مسئله برای فرایند تصمیم گیری مفید هستند. تفکر انتقادی و تفکر سیستمی نیز به شدت با توجه به شایستگی ها در تصمیم گیری همراه هستند .

چگونه می توان مهارت تصمیم گیری را بهبود بخشید؟

مهارت های تصمیم گیری در مورد ساختن انتخاب های روزا نه مان، فرصتی را برای ما فراهم آورده اند تا مهارت خود را در تصمیم گیری ها بهبود بخشیم. بسیاری از این گزینه ها به صورت عادت انجام می شوند؛ اما صرفا با آوردن این انتخاب ها به سطح آگاهانه می توانید ارزیابی، تجزیه و تحلیل و تأمل خود را فعال کنید که می تواند برای بهبود این و تصمیمات دیگر استفاده شود.
مطمئناً بهبود مهارت های تصمیم گیری از آموخته های حاصل از تجربه عواقب تصمیم گیری های ضعیف حاصل می شود. با این حال، برای تصمیم گیری های با ارزش بالا که عواقب قابل توجهی دارد، ما می خواهیم این مهارت ها را از قبل تهیه کرده باشیم تا از نتایج فاجعه آمیز، تا حد ممکن جلوگیری کنیم.

هدف این است که مهارت های تصمیم گیری را در محیطی بهبود بخشیم که خطر عواقب منفی قابل توجه ناشی از انتخاب نامناسب کاهش یابد یا از بین برود.
بازی های تصمیم گیری، چنین محیطی را فراهم می کند. فرصتی برای مهارت آموزی در زمینه کاوش و پیش بینی نتایج احتمالی بر اساس احتمالات و همچنین توسعه توانایی های استراتژیک.

شبیه سازی ها می توانند تجارب تصمیم گیری احساسی را فراهم آورند که مقابله بهتر را بهبود می بخشند. آنها همچنین می توانند به یکی از چالش های مربوط به مشکلات پیچیده تصمیم گیری کمک کنند و آن پیش بینی نتایج طولانی مدت در انتخاب های ما است.
مانند همه مهارت ها، یادگیری و انتخاب بهتر با دیدن، گوش دادن و انجام دادن حاصل می شود. آنها با مطالعه، مشاوره، مربیگری و تمرین بهبود می یابند. اولویت بندی یادگیری یا انتخاب ارزش های اصلی می تواند با تهیه یک چارچوب ارزیابی زودهنگام و ماندگار برای تصمیم گیری های آینده به تصمیم گیرندگان کمک کند.

تصمیم گیری بهبود مهارت تصمیم گیری: چگونه تصمیم های بهتری بگیریم؟ 1894107

چگونه می توانید بگویید مهارت تصمیم گیری بهبود یافته است؟

ارزیابی مهارت های تصمیم گیری عملی است که به خوبی میزان پیشرفت ما در آموزش مهارت تصمیم گیری را به نمایش می گذارد. نتایج خوب یا بد لزوماً به معنای تصمیم گیری خوب یا بد نیست. به استثنای مواردی که می توان علیت شفاف و مستقیم را اثبات کرد، نتایج تصمیم گیری تحت تأثیر شرایط تصادفی، حوادث غیرقابل پیش بینی و دانش ناقص است.

با جدول زمانی تصمیم گیری که بیش از چند سال طول بکشد، آشکار می شود که حتی در انتظار تأثیر تصمیم گیری ممکن است ارزیابی بهبود مهارت ها با مشکل روبه رو شود.

نشانه های بهبود مهارت تصمیم گیری

برخی از نشانه هایی که می توانند پیشرفت مداوم مهارت تصمیم گیری را نشان دهند عبارتند از:

  • اندازه گیری پیشرفت به سمت اهداف بلند مدت
  • شواهدی از نتایج بهتر مداوم با وجود شکست های گاه به گاه
  • پیش بینی موفقیت آمیز از نتایج حاصل از آزمون مهارت های تصمیم گیری با انتخاب ریسک کمتر
  • افزایش عینیت و استفاده از اطلاعات و شواهد
  • استفاده از شکست به عنوان فرصتی برای یادگیری
  • افزایش اعتماد به نفس در تصمیم گیری
  • در نظر گرفتن و ایجاد گزینه های بیشتر
  • افزایش توانایی در ایجاد انگیزه در تعهد و اقدام لازم
  • مدیریت بهتر احساسات را در رسیدن به نتایج مطلوب
  • استفاده روتین و بهبود فرآیند تصمیم گیری
  • زمان بندی بهتر و اولویت بندی تصمیم گیری
  • افزایش توانایی در تصور و پیش بینی پیامدهای احتمالی
  • استفاده مؤثرتر از مشاوره و مربیگری
  • امکان استفاده از تکنیک های مختلف برای موقعیت های مختلف تصمیم گیری
  • افزایش نفوذ و همکاری
  • استفاده از چندین استراتژی تصمیم گیری

تصمیمات آینده ما را مشخص می کنند. آنها غالباً در یک سلسله تصمیمات متصل قرار می گیرند و ما را تشویق می کنند که در مورد آینده چگونه فکر کنیم. مهارت تصمیم گیری از همه رشته ها عبور می کند و به هر شغل یا حرفه ای قابل انتقال است. تمرکز روی این مهارتهای اساسی باید برای هر آموزش معنادار ضروری تلقی شود.

ما روزانه هزاران تصمیم می گیریم. انتخاب آسان است. اما انتخاب خوب دانش و مهارت را می طلبد.

با داشتن مربی و مشاور در امواج پرتلاطم زندگی، قایق بادبانی زندگی خود را به ساحل آرامش برسانید

 

چرا افراد ریسک پذیر موفق ترند؟ افراد ریسک پذیر چرا افراد ریسک پذیر موفق ترند؟                              2 1024x680

چرا افراد ریسک پذیر موفق ترند؟

برای درک بهتر و تعریف صحیح از افراد ریسک پذیر و علل موفقیت آنان بهتر است در ابتدا معنا و مفهوم ریسک پذیری را بدانیم. ریسک پذیری یعنی گرفتن تصمیم به انجام کاری که تاکنون آن را تجربه نکرده اید. این تعریف بیان می کند که:

ریسک پذیری منجر به ایجاد یک تصمیم جدید و در نهایت یک فعالیت جدید خواهد شد.

بسیاری از افراد با شنیدن کلمه ریسک به گونه ای از آن وحشت کرده و اینگونه به خود القا می کنند که اگر پای ریسک در میان باشد، نمی توان آن کار را انجام داد. حتی بر این باور هستند افرادی که ریسک پذیرند و ریسک انجام برخی از کارها را بر عهده می گیرند، افراد شجاع و بی باکی هستند. هر دو دیدگاه اشتباه هستند. شک نکنید که ترس در وجود همه انسان ها وجود دارد. مسئله آنجا است که چه واکنش در قبال آن صورت گیرد تا به نتیجه ای مطلوب ختم شود؟

اینجا است که فرق میان افراد ریسک پذیر و سایرین مشخص می شود. افراد ریسک پذیر در این شرایط تمام جوانب کار را می سنجند و اقدامات درست را انجام می دهد. او نه تنها خود را تسلیم ترس نمی کند، بلکه این را فرصتی مغتنم می شمارد.

مفهوم ریسک پذیر

ریسک پذیری مفهومی است که همه انسان ها از ابتدای زندگی با آن درگیر هستند، و در هر برهه ای از زندگی به نحوی در زندگی آنان بروز می کند. در ابتدای زندگی و در دوران کودکی انسان از انجام کارها و تجربیات جدید هراس چندانی ندارد و سعی در امتحان کردن آنها را دارد.

البته با گذشت زمان و با تذکرهای دیگران و والدین ترس هایی به کودک القاء خواهد شد که در نتیجه زمینه ترسیدن در وجود انسان را فراهم می کند و کم کم از تجربه کردن چیزهای جدید گریزان خواهد شد. اما چه بسیار والدینی که این با مراقبت و آموزش صحیح، کودکان را نه تنها نمی ترسانند، بلکه با روش هایی درست به آنان می آموزند که چگونه با برخی ترس ها کنار بیایند، اینها کسانی هستند که در بزرگسالی هم به درستی با ترس ها برخورد می کنند و از آن در پیشبرد اهداف خود استفاده می کنند.

چرا افراد ریسک پذیر موفق ترند؟ افراد ریسک پذیر چرا افراد ریسک پذیر موفق ترند؟                             4

باید بدانید که ریسک پذیری ترس دارد، ولی ترسی که فقط در ذهن انسان و تفکر انسان شکل می گیرد. همان طور که گفتیم می تواند منشا آن در کودکی و تجربیات تلخ گذشته باشد. ریسک پذیری حرکت از شرایط ساکن و امن به سوی یک تجربه جدید است و از همین رو است که افراد نمی خواهند این حالت امن را از دست بدهند.

این تجربه جدید به علت اینکه ناشناخته است و فرد چیزی از آن نمی داند می تواند موجب ترس شود .در چنین شرایطی باید انسان ریشه یابی کند و بداند که چرا حاضر نیست به سوی شرایط جدید حرکت کند؟ قطعا با یافتن پاسخ و حل این مشکلات می تواند آینده ای به مراتب روشن تر ایجاد نماید.

در بسیاری از موارد ریسک پذیری را با بی عقلی و غفلت هم سنگ می شمارند. در حالی که این تعبیر اشتباه است.

اشخاصی را در نظر بگیرید که می خواهند کاری را انجام دهند یا تصمیمی بگیرند. آن ها هیچ گونه تحقیق در قبال آن کار انجام نمی دهند و ناشیانه دل را به دریا می زنند. این افراد در اکثر موارد هم با شکست مواجهه می شوند. حال آنکه افراد ریسک پذیر چشمان خود را باز می کنند. به درستی شرایط را بررسی می نمایند. برای آگاهی نسبت به کار خود زمان صرف می کنند و مواردی را که منجر به شکست آنها می شود را به حداقل ممکن می رسانند. در نتیجه به موفقیت دست پیدا می کنند.

ویژگی گروه اول که با حماقت کار انجام می دهند، یک اعتماد به نفس کاذب است. به طوری که مدام می خواهند اینگونه جلوه کنند که افراد موفقی هستند و بدشانسی است که گره در کار آنان انداخته است. این در حالی است که افراد ریسک پذیر دارای اعتماد به نفس قابل قبولی اند که نه تنها آنها را مغرور نمی کند، بلکه به ابزاری برای رسیدن به اهدافشان تبدیل خواهد شد.

آیا ریسک پذیری باعث ایجاد تغییر در زندگی می شود؟

سوالی که در ذهن ایجاد می شود، این است که آیا انسان با پذیرفتن ریسک می توان در زندگی تغییر ایجاد کرد یا خیر؟ یا به عبارتی دیگر افراد ریسک پذیر نسبت به افراد ریسک گریز موفق ترند یا خیر؟ پاسخ این سوال را می توان با مشاهده و شناخت ویژگی افراد ریسک پذیر به دست آورد.

بر کسی پوشیده نیست زمانی که فرد از چیزی می ترسد، نه تنها با آن مواجه نمی شود، بلکه از آن نیز گریزان خواهد شد. در چنین شرایط فرد باید با استفاده از هوش خود این ترس واهی را از ذهن دور انداخته و با شناخت درست از مسائل به حل این ترس بپردازد.

چرا افراد ریسک پذیر موفق ترند؟ افراد ریسک پذیر چرا افراد ریسک پذیر موفق ترند؟                              3

ویژگی های افراد ریسک پذیر

۱- استفاده از هوش برای غلبه بر ترس

یکی از ویژگی های افراد ریسک پذیر که موجب می شود موفق تر از سایرین عمل کنند، این است که در مرحله ترس از انجام کار، هوش خود را به کار می گیرید. آن ها روش های برطرف کردن موانع را به خوبی تحلیل و راه حل مناسبی را ارائه می دهند. انسان می تواند یا درک صحیح از واقعیت های محیط اطراف و شرایطی که در آن جریان دارد تصمیمی درست و به موقع برای انجام برخی کارها بگیرد.

۲- فکر کردن به واقعیت ها

یکی دیگر از ویژگی های افراد ریسک پذیر فکر کردن به واقعیت ها است. این امر به آنها کمک می کند که شرایط را با تحلیلی درست بسنجند. ودر قبال آن بهترین تصمیم را بگیرند. بدیهی است که تصمیم گیری در چنین شرایطی موفقیت انسان را تضمین خواهد کرد.

۳- مثبت اندیشی

مثبت اندیشی ویژگی دیگری است که در افراد ریسک پذیر که معمولا افراد موفقی هستند به صورت واضح قابل مشاهده است. تحقیقات علمی نشان داده است که انسان افکار و اندیشه خود را به عرصه عمل می رساند.

افراد ریسک پذیر در ذهن خود ناتوانی را راه نمی دهند. نمی شود در اهداف آنان جایی ندارد.

هر زمان که می خواهند تصمیمی بگیرند و یا کاری را انجام دهند توانایی خود را غالب می بینند و به همین دلیل در انجام کارهای خود نسبت با سایرین موفق تر عمل می کنند.

۴- افزایش روحیه خلاقیت

یکی از دست آوردهای ریسک پذیری در زندگی فردی، افزایش روحیه خلاقیت است. افراد ریسک پذیر دائماً دنیاهای جدید را کشف می کنند. آن ها برای شناخت درست از این دنیاها با مسئل و مشکلات نیز مواجه می شوند. در این زمان ذهن خود را به درستی پرورش می دهند. برای عبور از مشکلات دست به اختراعات جدید می زنند و هر روز خلاقیتی جدید از خود بروز می دهند. قطعاً افراد ریسک پذیر و شجاع هستند که می توانند به راحتی ایده ها و نظریات خود را مطرح و از آن بهره برداری کنند.

چرا افراد ریسک پذیر موفق ترند؟ افراد ریسک پذیر چرا افراد ریسک پذیر موفق ترند؟                                          1

انسان تا زمانی که نخواهد خود را با چالش ها روبه رو کند و شرایط جدید و دشوار را تحمل کند، هرگز نمی تواند از عادت های هر روزه خود دست بردارد و در زندگی به پیشرفت برسد.

حال آنکه با پشت سر گذاشتن این عادت ها و پذیرفت ریسک انجام کار های جدید نقاط ضعف و قوت خود را خواهد شناخت. با توسعه ذهن و شخصیت خود چالش ها را یکی پس از دیگری طی می کند و تجارب زیادی را کسب خواهد کرد. ذهن وی با حل کردن این چالش ها هر روز پیشرفت می کند و کامل تر می شود.

افراد ریسک پذیر توانسته اند با توسعه فردی خود گوی سبقت در موفقیت را ازدیگران بربایند.

۵- مقاومت بعد از شکست

این جمله را همه شنیده ایم که موفقیت ها بعد از شکست ها به دست می آیند. البته این امر زمانی محقق می شود که ما بعد از شکست و زمین خوردن مقاومت کنیم و از آن شکست درس عبرت بگیریم. یکی از ویژگی های بارز افراد ریسک پذیر مقاومت بعد از شکست ها است. این افراد عقب نشینی را نمی شناسند و با اعتماد به نفس بالا و با شجاعت به راه خود ادامه می دهند . آنان می دانند که موفقیت به راحتی به دست نمی آید و باید برای آن سخت تلاش کرد.

۶- تصمیم گیری درست

همانگونه که گفته شد یکی از ویژگی های افراد ریسک پذیر این است که بی مهابا تصمیم نمی گیرند. این افراد ابتدا نسبت به تصمیمات خود تفسیر هایی را ارائه می دهند. آنان خطرات کار خود را محاسبه می کنند و به موانع بر سر راه خود را به درستی شناسایی می کنند. از این رو است که افراد ریسک پذیر بر خلاف سایرین خطرات را به درستی محاسبه می کنند و این امر در موفقیت آنان تأثیر به سزایی خواهد داشت.

این را باید دانست در راه رسیدن به موفقیت همیشه خطراتی وجود دارند. ولی به این نکته نیز باید توجه کرد که بدون خطر و مانع هیچ پاداشی در انتظار شما نخواهد بود.

پس رسیدن به موفقیت ارزش خطر کردن را دارد و افراد ریسک پذیر این خطر را به جان خریده اند.

با داشتن مربی و مشاور در امواج پرتلاطم زندگی، قایق بادبانی زندگی خود را به ساحل آرامش برسانید