50 راهکار برای تقویت هوش هیجانی تقویت هوش هیجانی تقویت هوش هیجانی: چگونه با افزایش هوش هیجانی به موفقیت برسیم؟ Emotional Intelligence5 1024x687

تقویت هوش هیجانی: چگونه با افزایش هوش هیجانی به موفقیت برسیم؟

هوش هیجانی باعث تقویت عملکرد شما در محل کار و همچنین در زندگی شخصیتان می شود، با این حال تقویت هوش هیجانی با خود شما شروع می شود. این هوش می تواند رسیدن به موفقیت در همه ی قسمت های زندگیتان، از اعتماد به نفس، یکدلی و خوش بینی شما گرفته تا توانایی های اجتماعی، خود کنترلی، درک و مدیریت احساسات تان را سرعت ببخشد.

مهم نیست که در چه زمینه ی حرفه ای فعالیت می کنید، چه مدیریت یک تیم دو یا بیست نفری و یا حتی مدیریت خودتان، بلکه درک اینکه چقدر در کنترل احساساتتان موثر هستید، خود یک نقطه ی خوب برای شروع است. هوش هیجانی حاصل فراگیری و یا به دست آوردن تجربه نیست و به برنامه آموزشی نیاز ندارد، پس این هوش از کجا می آید، ، آیا شما هوش هیجانی دارید و آیا می توان با راه کارهای به دنیال تقویت هوش هیجانی بود؟

خوشبختانه هوش هیجانی قابل یاد گرفتن است و ما در این مقاله یک لیست جامع و همه جانبه از نکاتی را گردآوری کرده ایم که می توانند به شما در پیدا کردن سطح هوش هیجانی و به دست آوردن توانایی های مهم در تقویت هوش هیجانی جهت پیاده سازی آن ها در زندگی روزمره کمک کنند.

هوش هیجانی

هوش هیجانی چگونگی شناسایی افراد، مدیریت احساسات آن ها و نشان دادن عکس العمل در برابر احساسات دیگران است. هوش هیجانی در واقع درک چگونگی تاثیر احساسات در افکار و عملکردهای شما است. بنابراین می توانید کنترل بهتری بر رفتارهایتان داشته باشید و توانایی هایتان را جهت مدیریت موثرتر خودتان گسترش دهید. افزایش آگاهی عاطفی، به ما اجازه ی رشد و به دست آوردن درک عمیق تری از خودمان را می دهد، ما را قادر می سازد تا با دیگران ارتباط بهتری برقرار کنیم و روابط قوی تری را بسازیم.

چگونه با افزایش هوش هیجانی به موفقیت برسیم؟

ما پیشنهاد می کنیم که با این هشت نکته ی ابتدایی شروع کنید که یک نقطه شروع خوب برای افزایش هوش هیجانی شما خواهند بود.

۱- تمرین مشاهده کردن احساسات تان

اغلب ما یک شیوه زندگی گیج کننده و پر مشغله ای را داریم و به همین دلیل از دست دادن احساسات

مان بسیار آسان است. برای به دست آوردن مجدد احساسات، سعی کنید که زمانی را برای نقاط مختلف در طول روز تنظیم کنید. بعد از اتمام زمان، چند نفس عمیق بکشید و متوجه شوید که چه احساساتی دارید. توجه کنید که این احساسات به صورت احساس فیزیکی در بدن شما ظاهر می شوند و بیانگر احساسات تان هستند. هر چه بیشتر تمرین کنید، این ویژگی به ذات شما تبدیل خواهد شد.

۲- به نحوه ی رفتارتان توجه کنید

وقتی که بر روی خودآگاهی احساسی تان تمرین می کنید، زمانی را نیز برای توجه به رفتارتان تنظیم کنید. توجه کنید که هنگام تجربه ی احساسات اصلی و مهم، چگونه رفتار می کنید و چگونه بر زندگی روزمره شما اثر می گذارند. زمانی که به عکس العمل هایمان در برابر این احساسات آگاه تر می شویم، مدیریت آن ها آسان تر می شود.

50 راهکار برای تقویت هوش هیجانی تقویت هوش هیجانی تقویت هوش هیجانی: چگونه با افزایش هوش هیجانی به موفقیت برسیم؟ Emotional Intelligence6

۳- در مورد نظرات و افکار خودتان بیندیشید

در این دنیای پر از ارتباط، به راحتی می توانیم در «حباب فکری» قرار بگیریم. در این وضعیت موجود، نظرات شخصی شما مرتبا توسط افراد با دیدگاه های مشابه دوباره اجرا می شود. برای خواندن قسمت دیگر داستان وقت بگذارید و نظرات خود را به چالش بکشید (حتی اگر هنوز هم فکر می کنید که افکار قبلی درست هستند). این کار به شما در درک دیگران و افزایش هوش هیجانی کمک خواهد کرد.

۴- مسئولیت احساسات خود را بر عهده بگیرید

منشاء احساسات و رفتارهایمان، خودمان هستیم نه سایر افراد و هنگامی که شما مسئولیت احساسات و رفتارهای خودتان را بر عهده می گیرید، در همه قسمت های زندگی تان تاثیر مثبت آن را خواهید دید.

۵- برای جشن گرفتن وقت بگذارید

کلید قسمتی از افزایش هوش هیجانی جشن گرفتن و انعکاس آن در لحظات خوب زندگی است. به صورت کلی افرادی که هیجانات مثبت را تجربه می کنند، ارتجاعی تر هستند و احتمالا روابط دارند که به آن ها در گذر از سختی ها کمک خواهند کرد.

۶-  احساسات منفی را نادیده نگیرید

انعکاس احساسات منفی به اندازه ی احساسات مثبت مهم است. درک علت احساس منفی کلیدی است که شما را به یک فرد کامل تبدیل می کند، فردی که در آینده بیشتر قادر به حل مسائل منفی خواهد بود.

۷- نفس کشیدن را فراموش نکنید

زندگی مکررا موقعیت های مختلفی را همراه با تجربه ی بعضی از انواع استرس ها بر سر راه ما قرار می دهد. برای مدیریت احساسات و جلوگیری از فوران هیجانات در این مواقع، نفس کشیدن را فراموش نکنید. در این مواقع، به صورت تان آب بزنید. بیرون بروید و هوای تازه بگیرید یا نوشیدنی بخورید (هر چیزی که شما را خنک نگه دارد) و به خودتان فرصتی دهید تا ببینید چه اتفاقی می افتد و چگونه باید پاسخ دهید.

۸- سیر طول عمر

درک کنید و به یاد آورید که هوش اجتماعی چیزی است که گسترش می یابد و نیازمند بهبود مستمر است؛ تمرین این فرآیند و افزایش هوش هیجانی در سیر طول عمر اتفاق می افتد.

تقویت هوش هیجانی: چگونه با افزایش هوش هیجانی به موفقیت برسیم؟ تقویت هوش هیجانی تقویت هوش هیجانی: چگونه با افزایش هوش هیجانی به موفقیت برسیم؟ man suit istock peopleimages

تاثیر خودآگاهی در افزایش هوش هیجانی

خودآگاهی یک عنصر کلیدی در افزایش هوش هیجانی است که در واقع توانایی شناخت و درک شخصیت، خلق و خو و احساساتتان و تاثیر آن ها بر دیگران را بیان می کند. این عنصر شامل یک ارزیابی واقع بینانه از توانایی های شما (نقاط قوت و ضعف خود) و درک ارزیابی دیگران از شما است و می تواند به شما در بهبود حوزه های مهم زندگیتان، انطباق بهتر و محدود کردن تصمیم گیری های نادرست کمک کند.

۹- یاد بگیرید که به خودتان به صورت عینی نگاه کنید

شناخت کامل خود بسیار دشوار است و تقریبا غیرممکن است که به خودتان به صورت عینی نگاه کنید، پس ورودی اطلاعات شما از کسانی که شما را می شناسند (ارزیابی آن ها از شما) بسیار حیاتی است. از آن ها در مورد نقاط قوت و ضعف خود بپرسید، آن چه که آن ها می گویند را یادداشت و مقایسه کنید. به دنبال یک الگو باشید و به یاد داشته باشید که با آن افراد بحث نکنید. (زیرا صحبت های آن ها به این معنی نیست که آن ها درست می گویند) آن ها فقط درصدد کمک به شما در ارزیابی ادراک شما از دیدگاه دیگران هستند.

۱۰- یک دفتر خاطرات داشته باشید

یک روش عالی برای ارزیابی دقیق از خودتان این است که دفتر خاطرات داشته باشید. می توانید با نوشتن آن چه که در پایان روز اتفاق افتاده است، احساس شما در آن لحظه و نحوه برخورد با آن، نوشتن دفتر خاطرات را شروع کنید. مستند سازی جزئیات به این صورت باعث می شود که شما را از آن چه که انجام می دهید آگاه کند و با مشخص کردن نقاط قوت و ضعف، از مشکلات احتمالی جلوگیری کند. پس هر روندی را یادداشت کنید و به صورت دوره ای به یادداشت های خود نگاهی بیندازید.

۱۱- بفهمید که چه چیزی باعث ایجاد انگیزه در شما می شود

هر کس یک انگیزه ی اصلی در زمان آغاز پروژه ای دارد. مشکل اصلی نگهداری این نیروی محرکه در زمان بروز سختی ها و مشکلات است. اغلب مردم یک پروژه را شروع می کنند ولی نمی توانند آن را تکمیل کنند، زیرا انگیزه خود را از دست می دهند. بنابراین برای پیدا کردن انگیزه تان زمان بگذارید و از آن برای افزایش هوش هیجانی خود استفاده کنید.

۱۲- سخت نگیرید

گاهی اوقات ممکن است شکست های عشقی رخ دهد. زیرا ما زمانی را برای کاهش سرعت ‌و رویه احساساتمان اختصاص نمی دهیم. به خودتان استراحت بدهید و تلاش آگاهانه برای فکر کردن، انجام یوگا و یا کتاب خواندن انجام دهید. کارهای کوچک اینچنینی تاثیر قابل توجهی در افزایش هوش هیجانی شما خواهند داشت.

۱۳- عوامل محرک احساسات خود را تشخیص دهید

افراد خودآگاه قادر به تشخیص احساسات خود در صورت وقوع آن ها هستند. مهم است که بتوانید با احساساتتان انعطاف پیدا کنید و آن ها را با وضعیت خود سازگار کنید. احساسات خود را در زمان وقوع انکار نکنید؛ با این حال در برابر آن ها سفت و سخت هم عمل نکنید، قبل از برقراری ارتباط با احساسات تان، زمانی را برای پردازش آن ها بگذارید.

۱۴- احساساتتان را پیش بینی کنید

به موقعیتی که در آن قرار خواهید گرفت فکر کنید و احساساتتان را پیش بینی کنید. نامگذاری و قبول کردن احساسات را تمرین کنید. نامگذاری احساسات، شما را کنترل می کند. سعی کنید به جای فقط واکنش نشان دادن، واکنش های مناسب نسبت به احساسات را انتخاب کنید.

۱۵- به بینش و بصیرت خود اعتماد کنید

اگر هنوز هم در انتخاب مسیرتان مطمئن نیستید، به بینش و بصیرت خود اعتماد کنید. زیرا بالاخره ناخودآگاه شما یاد گرفته است که کدام مسیر را برای تمام عمر خود انتخاب کنید.

مدیریت موفق زندگی به سبک افراد موفق (تکنیک های کاربردی که لازم خواهید داشت)  مدیریت موفق زندگی به سبک افراد موفق (تکنیک های کاربردی که لازم خواهید داشت) successful life3 1024x682

مدیریت موفق زندگی به سبک افراد موفق (تکنیک های کاربردی که لازم خواهید داشت)

مفهوم زندگی در ذهن و اندیشه افراد متفاوت است. فاکتورهای بسیاری در نقش بندی این مفهوم موثر هستند. هر انسان با توجه به محیطی که در آن رشد یافته، روش تربیت، سیستم آموزشی، دانشی که کسب کرده، تجربیات و نوع جهان بینی که دارد، تعریف خاصی از مفهوم زندگی در ذهن خود دارد. تا وقتی که تعریف ما از زندگی، مفهوم و چرایی آن درست نباشد، مدیریت موفق زندگی نیز اتفاق نمی افتد.

اگر این تعریف را برای خودمان مشخص نکنیم در تصمیم گیری ها و چالش های زندگی دچار سردرگمی خواهیم شد و این در مدیریت موفق زندگی تاثیر گذار است. با شناختی که از خودمان داریم و با توجه به روحیات فردی و جامعه ای که در آن هستیم می توان تعریف مشخصی از زندگی برای خودمان داشته باشیم و این به مدیریت زندگی کمک می کند.

مفهوم زندگی چیست؟

در یک تعریف کلی می توان زندگی را به تلاش برای رسیدن به تمایلات معنی کرد. این خواسته ها هستند که ما را به حرکت وا می دارند. در بعضی موارد تنها تلاش و حرکت کافی نیست و مسیر رسیدن به آنچه دوستش داریم موانع زیادی دارد. پس در تعریف کامل تر باید گفت زندگی تلاش و مبارزه برای رسیدن به خواسته ها است.

هرپه این تعریف کامل تر باشد و همه جوانب در کلیت آن در نظر گرفته شوند، به مدیریت موفق زندگی کمک بیشتری خواهد کرد. اگر شخصی زندگی را برای خودش فقط تلاش برای بقا بداند، بیش از بقیه جوانب سختی های راه را درک خواهد کرد. یا اگر تعریف مشخصی برای زندگی خود نداشته باشد، با هر ناملایمتی آسیب خواهد دید.

چگونه به مدیریت موفق زندگی دست پیدا کنیم؟

اگر بخواهیم به مدیریت موفق زندگی دست پیدا کنیم، باید تمام جوانب مسیر پیش رو را در نظر بگیریم. همین تلاشها و سختی ها را هم جزو زندگی بدانیم. تنها رسیدن به تمایلات مهم نیست بلکه همه مسیر هم جزو زندگی به حساب می آید.

مساله ای که امروزه بعضی انسانها را درگیر کرده بحران معناست. یعنی نمی دانند دقیقا چه می خواهند و تعریفی از معنای زندگی برای خود ندارند. آموزش این مساله در دوران کودکی اهمیت بالایی دارد. اینکه کودکان بعد از هفت سالگی کم کم بیاموزند قرار نیست زندگی فقط آسانی باشد و برای هر کاری باید تلاش کرد، ذهن آنها را می پروراند و در برابر سختی ها قوی می کند.

مدیریت موفق زندگی به سبک افراد موفق (تکنیک های کاربردی که لازم خواهید داشت)  مدیریت موفق زندگی به سبک افراد موفق (تکنیک های کاربردی که لازم خواهید داشت) successful life1

مدیریت علاقه ها

نقش علاقه ها در به حرکت واداشتن انسان بسیار پررنگ است. می توان گفت تمام کارهایی که انجام می دهیم یا از روی علاقه است و یا نتیجه ای که می دهد مورد علاقه ماست. پس اینکه چه چیزی را می پسندیم هم اهمیت بالایی برای رسیدن به مدیریت موفق زندگی دارد.

فاکتورهای بسیاری در شکل گیری تمایلات و خواسته های هر فرد موثر است. بخشی از آن بر اساس سلیقه شخصی است و بخش دیگر بر اساس نوع تربیت و شکل گیری شخصیت به وجود می آید. صرف وجود داشتن علاقه، درست و غلط بودن و زمان تلاش برای آن را مشخص نمی کند. مدیریت علاقه یعنی بتوانیم این را تشخیص بدهیم که در حال حاضر اولویت با انجام چه کاریست. بین علاقه شدید به تماشای فوتبال و یا تکمیل پروژه ای که فردا باید ارائه بدهید کدام را انتخاب می کنید؟ خب معمولا انتخاب اولیست و برای تکمیل کار احتمالا از وقت خوابتان خواهید زد و فردا انرژی کم تری خواهید داشت. این یک مثال ساده بود. گاهی اوقات انتخاب و گزینش علاقه ها نتایج مهم و غیر قابل بازگشتی می دهند.

باید این مهارت را در خودمان به وجود بیاوریم که اگر لازم است علاقه مان به بعضی چیزها را کاهش بدهیم و در مقابل اگر انجام کاری را لازم می دانیم بتوانیم خودمان را به آن علاقه مند کنیم. مدیریت علاقه ها از گامهای مهم مدیریت موفق زندگی است.

مدیریت فردی

ذهن و تواناهایی انسان بسیار گسترده تر از آن است که فکر می کنیم. گاهی اوقات حتی از نیمی از توانمان را هم به کار نمی گیریم. برای مدیریت موفق زندگی باید خودمان را رشد فردی خودمان را بهبود دهیم.

روی خودتان کار کنید و هیچوقت  به این حدی که هستید قانع نباشید. این دست تغییرات باید به آهستگی و همیشگی باشند. همیشه در حال یادگیری اطلاعات یا یک مهارت جدید باشید و ظرفیت های بالقوه خود را بالفعل کنید.

مدیریت موفق زندگی به سبک افراد موفق (تکنیک های کاربردی که لازم خواهید داشت)  مدیریت موفق زندگی به سبک افراد موفق (تکنیک های کاربردی که لازم خواهید داشت) successful life

مدیریت اهداف

زندگی در جهت رسیدن به هدفی والا و در کل کمال طلبی از خصوصیات فطری انسان است. که البته در بسیاری از ما نهفته مانده است. از جمله دلایل کنار گذاشتن این ویژگی می توان وسواس های فکری یا به تعبیر دیگر احتیاط بیش از حد و عدم ریسک پذیری اشاره کرد. قسمتی از آن به تربیت خانواده و اجتماع بر می گردد که بیشتر سعی می کنند فرد را حفظ کنند تا اینکه رشد بدهند. و قسمتی مربوط به خود سازی است. بسیاری از انسانهای موفق از همین شرایط برخواسته اند اما خودشان به رشد شخصی اهمیت داده اند.

مدیریت موفق زندگی بدون داشتن اهداف مشخص کار آسانی نخواهد بود. و البته انتخاب درست هدف نیز نیازمند تفکر و واقع بینی است. علاقه نقش بزرگی در انتخاب هدف دارد اما لازم است در کنار آن میزان توانایی ها و ظرفیت و محدودیت ها را بشناسیم. البته این به این معنی نیست که فقط در حدی که هستیم فکر کنیم، بلکه تا جایی که امکان رشد و حرکت به طور واقع بینانه وجود دارد، در نظر بگیریم.

هدف بزرگ، موانع بزرگ نیز سر راه خود دارد. و برخی از ما زود خسته می شویم! هستند کسانی که قدرت انگیزه بخشی بالایی دارند اما همه ما مثل هم نیستیم. باید هدف را به قسمت های کوچک تقسیم کنید و پله پله جلو بروید. می توان گفت موفقیت، موفقیت می آورد و شکست های کوچک نیز قابل جبران هستند.

در راه رسیدن به اهداف خودتان را قوی نگه دارید و اجازه ندهید چیزی از انگیزه شما بکاهد. همانطور که در قسمت تعریف زندگی و علاقه ها گفتیم، برای مدیریت موفق زندگی باید به این درک برسیم که زندگی همین مسیر رسیدن است. پس اگر نتیجه آنطور که می خواهید نشد، شما همه چیز را از دست نداده اید.

مدیریت موفق زندگی به سبک افراد موفق (تکنیک های کاربردی که لازم خواهید داشت)  مدیریت موفق زندگی به سبک افراد موفق (تکنیک های کاربردی که لازم خواهید داشت) successful life6

مدیریت زمان

زمان ارزشمندترین سرمایه برای انسان است. سرمایه ای که اگر از آن استفاده نکنیم هرگز دوباره بدست نمی آید. مدیریت زمان همیشه یکی از دغدغه های ذهن بشر بوده و نقش بسیار بزرگی در مدیریت موفق زندگی دارد.

گاهی اوقات وقتی از همیشه بیشتر کار داریم احساس می کنیم که وقت نداریم و مدام تکرار می کنیم « امروز سرم شلوغ است». آیا این فکر درست است یا فقط توهم؟ آیا زمانی که داریم را درست مدیریت کرده ایم؟ یک نکته مهم در پیش بردن کارها این است که از جمله «امروز خیلی کاردارم» استفاده نکنیم! این از همان ابتدا توهم کمبود زمان را به وجود می آورد. همیشه کسانی هستند که در همین زمانی که ما داریم کارهای بیشتری از ما انجام می دهند پس نیاز به مدیریت جدی زمان داریم.

تکنیک های  مدیریت موفق زندگی

برای مدیریت موفق زندگی باید بهترین استفاده از زمان را داشته باشیم. از راهکارهای مدیریت زمان می توان این چند روش را ذکر کرد:

۱- لیست کار داشته باشید

برنامه ریزی در پیش بردن کارها اهمیت بسیار زیادی دارد. اینکه شما بدانید چه می خواهید و یادآوری کارها با نوشتن تاثیر پررنگی در مدیریت زمان دارد. لیست شما باید دو بخش کارهای بلند مدت و کوتاه مدت داشته باشد. برای مدیریت موفق زندگی ، اگر برنامه سالیانه، ماهیانه، هفتگی و روزانه باشد بهتر است. همچنین کارهای هر روز خود را اولویت بندی کنید.

۲- کارهای تان را به تعویق نیاندازید

مهمترین قسمت کار این است که خود را ملزم به انجام برنامه تان بدانید. اگر می دانید که این کار را انجام نمی دهید، روزهای اول لیست کلی داشته باشید و بعد کم کم اولویت بندی و ساعت مشخص هر کار را به برنامه اضافه کنید.

به تعویق انداختن کارها از زمان خودشان به بعد منجر به تلنبار شدن برنامه تان می شود و در نهایت باید انرژی بیشتری بگذارید یا اینکه نتیجه درستی نخواهید گرفت. انجام کارهایتان باید به عادت تبدیل بشوند.

۳- زمان های پرت را پیدا کنید

خرده زمان هایی که بین چند کار تلف می شوند شاید به نظر مهم نیایند اما در نتیجه کار موثر هستند. باید یاد بگیریم که آنها را مدیریت کنیم.

۴- جزئیات همیشه مهم نیستند

درست است که باید بهترین نتیجه را ارئه داد اما توجه بیش از حد به جزئیات زمان و انرژی شما برای کارهای بعدی را می کاهد. رسیدگی به این موارد را در اولویت آخر بگذارید تا اگر وقتی باقی ماند به آن برسید.

۵- خوب استراحت کنید

این خواب کافی نیست که زمان شما را می گیرد؛ برای مدیریت موفق زندگی باید به موقع کار به موقع استراحت کنید.

مدیریت موفق زندگی به سبک افراد موفق (تکنیک های کاربردی که لازم خواهید داشت)  مدیریت موفق زندگی به سبک افراد موفق (تکنیک های کاربردی که لازم خواهید داشت) internet

۶- هیولایی به نام فضای مجازی

گاهی اوقات فقط می خواهیم یک برنامه را چک کنیم اما ساعاتی بعد به خودمان می آییم. معضل استفاده بیش از حد از اینترنت و فضای مجازی نه تنها مدیریت زمان بلکه مدیریت موفق زندگی را نیز به خطر انداخته است.

در مورد این مساله باید با خودتان بسیار جدی باشید. برنامه هایی که میزان استفاده شما از اینترنت و گوشی هوشمند را کنترل می کنند گزینه های خوبی هستند. با این وجود این شما هستید که باید بخواهید با کنار گذاشتن استفاده های بی مورد از رسانه های اجتماعی به مدیریت موفق زندگی دست پیدا کنید یا مهم ترین سرمایه را برای بی اهمیت ترین کار هدر بدهید.

۷- مدیریت هزینه ها

به دست آوردن درآمد گاهی اوقات با سختی زیادی همراه است. به همین دلیل یکی از فاکتورهای مهم مدیریت موفق زندگی این است که بتوانیم هزینه هایمان را کنترل کنیم. داشتن آرامش و نشاط اهمیت بیشتری از آسایش مادی دارند اما این هرگز دلیلی برای کم کاری و یا ولخرجی نیست.

تلاش برای داشتن درآمد کافی و برنامه برای مصرف آن را جدی بگیرید. از ابتدای ماه هزینه های لازم را کنار بگذارید و از باقیمانده حتما قسمتی را پس انداز کنید. دغدغه کم آوردن پول، برای مدیریت موفق زندگی یک مانع است.

۸- هزینه های اضافی را کنار بگذارید

خرید یکی از علاقه های کاذب ماست. باید تمرین کنیم چیزی را که فقط دوست داریم و فایده دیگری ندارد نخریم.

۹- پاساژگردی ممنوع

خرید کردن و گشتن بین مغازه ها برای بسیاری از ما خوشایند است. اما ممکن است توهم نیاز به خرید ایجاد کند و در نتیجه منجر به خرید خارج از برنامه بشود.

مشاوره روانشناسی زوجین  مشاوره روانشناسی زوجین couples3

مشاوره روانشناسی زوجین

مشاوره روانشناسی زوجین

انتخاب این که باید از مشاوره روانشناسی زوجین استفاده کرد یا نه بعضا می‌تواند افراد را بر سر دو راهی دشواری بگذارد و تصمیم گیری در رابطه آن کار ساده ای نخواهد بود. به بیان دیگر، اگر کسی قصد استفاده از مشاوره روانشناسی زوجین را داشته باشد، باید به این مسئله اذعان کند که مشکلی در رابطه اش وجود دارد و همه چیز، آن طور که باید و شاید نیست؛ و این مسئله ای است که به سادگی نمی توان به آن اعتراف کرد. این در حالی است که اگر با جلسه های مشاوره و درمانی مرتبط با زوجین آشنایی نداشته باشید، کار تصمیم گیری به مراتب دشوارتر هم خواهد شد.

به همین خاطر، برای این که درک بهتری از موضوع پیدا کنید، در این مقاله سعی کرده ایم برخی مشکلات رایجی را که به هنگام پدیدار شدنشان بهتر است دو طرف حاضر در رابطه اقدام به مراجعه به جلسه های مشاوره روانشناسی زوجین کنند، برای شما گردآوری کرده ایم و اطلاعات بیشتری در این مورد در اختیارتان قرار خواهیم داد. در بخش پایانی مقاله هم شما را با تعدادی از اهداف رایج و مهمی آشنا خواهیم کرد که معمولا در این گونه جلسه های درمانی دنبال می شود. با این تفاسیر، اگر از مشکل بخصوصی در رابطه شخصی خود رنج ببرید، خواهید دانست که نیاز به مراجعه به مشاوره روانشناسی زوجین را خواهید داشت یا خیر، و در صورتی که جوابتان به این سؤال مثبت باشد، می توانید بسته به نیازها و هدفی که در ذهن دارید، یکی از انواع جلسه های درمانی را انتخاب کنید. ابتدا با مشکلات رایج شروع می کنیم. با ما همراه باشید.

۱. زوجین به یکدیگر اعتماد نداشته باشند

یکی از رایج ترین مشکلاتی که به خاطر آن طرفین حاضر در رابطه مشترک به مشاوره روانشناسی زوجین روی می آورند، نیازمندی آن ها به شخصی است که بتواند کمکشان کند به گونه ای بر بی اعتمادی پدید آمده میانشان غلبه کنند. عوامل مختلفی می توانند زمینه ساز این بی اعتمادی باشند که از آن جمله می توان به خیانت یکی از طرفین؛ دروغ گفتن های متمادی درباره خرج کردن پول و دیگر مسائل این چنینی. به هر عنوان، فارغ از اینکه علت ماجرا چه باشد، شرکت در جلسه های مشاوره روانشناسی زوجین این امکان را به دو طرف می دهد که بی پرده و آزادانه درباره نقاط ضعف خود صحبت کنند و از دلیلی که باعث شده رفتار بخصوصی از آن ها سر بزند پرده بر دارند.

۲. مشاجره های میان زوجین بیشتر و بیشتر شده است

آیا احساس می کنید در رابطه مشترک خود به مشکل برخورده اید و در طول روز هر آن انتظار مشاجره ای تازه با شریک زندگی خود دارید؟ ممکن است این مشاجره ها کوچک و نسبتا کم اهمیت باشند؛ ممکن است جدی تر از آن چه باشد که بسیاری فکر می کنند و پس از پایان مشاجره به مدت زمان زیادی برای بازیابی حالت عادی خود نیاز داشته باشید. صرف نظر از این مسائل، چیزی که مهم است مکرر شدن این گونه مشاجره ها است و در این صورت حتما باید از مشاوره روانشناسی زوجین استفاده کرد. البته نباید فراموش کرد که مشاجره های گاه به گاه میان زوجین چیزی کاملا عادی است و نشان از اهمیت رابطه و زندگی برای دو طرف دارد (در مقابل کسانی قرار می گیرند که با یکدیگر صحبت نمی کنند و مشکلاتشان بزرگتر و بزرگتر می شود، تا آن که ناگهان زخم های کهنه سر باز می کند و همه چیز به هم می ریزد)، اما مکرر شدن این مشاجره ها و تحت الشعاع قرار گرفتن زندگی زوجین به خاطر آن ها حاکی از این مسئله است که مشکلی ریشه ای و عمیق میان دو طرف وجود دارد که از دیدشان پنهان مانده است و باید هر چه سریع تر در جهت رفع آن اقدام کرد.

۳. زوجین توانایی برقراری ارتباط مؤثر با یکدیگر را نداشته باشند

ممکن است مشاجره ای میان دو طرف حاضر در رابطه وجود نداشته باشد، اما از سوی دیگر هر یک از طرفین احساس کنند که شریک زندگیشان آن ها را درک نمی کند یا احساس کنند که نادیده گرفته می شوند. در این صورت هم بهتر است به فکر استفاده از مشاوره روانشناسی زوجین بود. البته این مشکل به گونه ای دیگر هم ممکن است خود را نشان دهد: ممکن است یکی از زوجین احساس کند که مسائل و مشکلات عاطفی شریک زندگی خود را نمی تواند درک کند؛ ممکن است برای یکدیگر غریبه شده باشند. یکی از مهمترین مزیت هایی که استفاده از مشاوره روانشناسی زوجین به همراه دارد، برقراری مجدد ارتباط میان زوجین و بهبود کیفیت آن است. روان درمانگری که از تجربه و دانش کافی برخوردار باشد، می تواند ابزار لازم برای این کار را در اختیار شما بگذارد و به مرور زمان می توانید با شریک زندگی خود ارتباط برقرار کنید و با گوش دادن به صحبت هایش درک بهتری از روحیات و مسائل عاطفی او پیدا کنید. البته این مهم تنها به مرور زمان قابل دست یابی است و حداقل برای یک دوره کامل درمانی باید به مشاوره روانشناسی زوجین روی آورد.

۴. مشکلی میان زوجین وجود دارد، اما هیچ یک از طرفین نمی توانند چند و چون آن را تشخیص دهند

دقیقا همانند مشاوره روانشناسی فردی، مشاوره روانشناسی زوجین هم علاوه بر اینکه می تواند برای حل کردن مشکلات نتیجه بخش باشد، به شناسایی و تشخیص آن ها هم کمک می کند. فرض کنید نسبت به ماه ها یا سال های اولیه ازدواجتان تغییراتی در زندگی روزمره پدید آمده است، اما نمی توانید به درستی علت و چگونگی آن ها را مشخص کنید. یا شاید هم به اندازه گذشته در کنار شریک زندگی خود احساس راحتی نمی کنید. تمامی این ها نشانه های اولیه ای است که مشخص می کند تعاملات میان زوجین از سلامت کافی برخوردار نیست. البته چنین مسئله ای به این معنا نیست که یکی از دو طرف مقصر است، بلکه نشان از این دارد که رابطه به طور کلی دچار مشکل شده است و مطمئن باشید در چنین شرایطی هیچ کجا بهتر از کلینیک مشاوره روانشناسی زوجین نیست و تنها با استفاده از تجربه و دانش فرد متخصص در این زمینه می توان مشکلات را ریشه یابی کرد.

حال که درک بهتری از مشکلاتی به دست آوردید که پدید آمدنشان نیاز به مشاوره روانشناسی زوجین را ضروری می کنند، شما را با مهمترین اهدافی آشنا خواهیم کرد که معمولا در این جلسه های درمانی دنبال می شوند:

هدف اول از مشاوره روانشناسی زوجین: تغییر دیدگاه زوجین نسبت به رابطه

بعضا ممکن است هر یک از دو طرف حاضر در رابطه به قدری نسبت به الگوهای متفاوت رفتاری یا فکری حساسیت نشان دهد که از تصویر رابطه به عنوان یک واحد کلی غافل شود. در چنین مواقعی مشاور روانشناسی زوجین کمک خواهد کرد تا هر یک از طرفین این دید کلی نسبت به رابطه را دوباره به دست بیاورند و با در نظر داشتن آن سعی کنند مشکلات منحصربه فردی را که تجربه می کنند هم از پیش رو بردارند. برای دست یابی به این هدف پیش از هر چیز سعی می شود دو طرف را از سرزنش کردن یکدیگر بازداشت و به جای آن تشویقشان کرد که در قالب تیمی دو نفره سعی بر حل کردن مشکلاتشان داشته باشند.

هدف دوم از مشاوره روانشناسی زوجین: تغییر یا اصلاح هر گونه رفتار ناکارآمد

احتمالا یکی از مهمترین وظایفی که روان درمانگر در حین جلسات مشاوره روانشناسی زوجین به عهده دارد این است که به دو طرف کمک کند تا رفتار خود نسبت به دیگری را اصلاح کنند یا تغییر دهند. به خصوص آن دسته از رفتارهایی که به شکل بالقوه مضر به شمار می روند. روان درمانگر پیش از هر چیز اقدام به شناسایی این دسته از رفتارها می کند و پس از آن سعی می کند به هر یک از زوجین کمک کند تا مهارت سازماندهی مجدد و اصلاح یا تغییر رفتارهای خود را پیدا کنند. این گونه رفتارها شامل گستره نسبتا وسیعی می شود و از آن جمله می توان به روابط ناسالم و رفتار خشونت آمیز اشاره کرد.

هدف سوم از مشاوره روانشناسی زوجین: بازیابی پیوند عاطفی

برقراری ارتباط پایه و اساس هر نوع رابطه ای است و فرقی نمی کند این ارتباط در قالب کلمات و جملات برقرار شود یا به وسیله ایما و اشاره و دیگر راه های ارتباطی. زوجین، برای این که شناخت بهتری از یکدیگر پیدا کنند و توانایی حل کردن مسائل و مشکلاتشان را داشته باشند، باید احساساتشان را با یکدیگر در میان بگذارند.

در طول جلسه های مشاوره روانشناسی زوجین، روان درمانگر به زوجین کمک می کند تا به شکلی مؤثر احساساتشان را با یکدیگر در میان بگذارند. ترس، یکی از مهمترین موانعی است که برای دست یابی به این مهم بر سر راه افراد قرار می گیرد و وظیفه دیگر روان درمانگر کمک به طرفین برای غلبه بر ترس هایشان است.

هدف چهارم از مشاوره روانشناسی زوجین: بهبود روابط

مسئله دیگری که در طول جلسه های مشاوره روانشناسی زوجین به آن توجه نشان داده می شود، آموختن این نکته به زوجین است که برقراری ارتباط سازنده یکی از ملزومات داشتن رابطه ای سالم است.

روان درمانگر سعی می کند علاوه بر ذکر راهکارهای برقراری ارتباط سالم و دام هایی که در این راه قرار می گیرد و زوجین باید از گرفتاری در آن ها اجتناب کنند، سعی می کند مهارت های ارتباطی دو طرف را هم بهبود دهد. باید به خاطر داشت که مسئله تنها به برقراری ارتباط ختم نمی شود و چگونگی آن هم حائز اهمیت است. زوجین تنها در صورتی قادر به برقراری ارتباط مؤثر خواهند بود که به خوبی به صحبت های یکدیگر گوش دهند و با یکدیگر همدل باشند.

لینک منابع:

https://www.psychologytoday.com/us/blog/friendship-20/201709/should-you-go-couples-therapy

https://positivepsychologyprogram.com/relationship-therapy/

 

 

انواع زوج درمانی راهی برای نجات روابط آسیب دیده زوجین  انواع زوج درمانی راهی برای نجات روابط آسیب دیده زوجین couples4 1024x682

انواع زوج درمانی راهی برای نجات روابط آسیب دیده زوجین

زوج درمانی یکی از راهکارهایی است که دو طرف حاضر در رابطه قادر خواهند بود با استفاده از آن اقدام به پیدا کردن مجدد احساساتی کنند که زمانی نسبت به یکدیگر داشتند. بسیاری از درمانگران فعال در حوزه روابط مشترک بر این باورند که برای حاصل شدن نتیجه دلخواه از یک دوره درمانی حداقل به دوازده جلسه نیاز است (هفته ای یک جلسه به مدت سه ماه) و تنها پس از گذر این مدت زمان است که امکان برخی مشکلات میان دو طرف حل شود. البته نباید فراموش کرد که این مدت زمان بسته به عواملی چون شدت مشاجره های بین دو طرف و چگونگی رویکرد آن ها در کلاس های درمانی ممکن است کمتر یا بیشتر شود. اگر در روابط مشترکتان با مسائلی دست و پنجه نرم می کنید که پیش از این برایتان بی سابقه بوده است و توانایی حل کردن این مسائل را به تنهایی ندارید، احتمالا زمان آن رسیده است که از فردی متخصص در این زمینه درخواست کمک و مشاوره کنید. روش های مختلف درمانی ای وجود دارند که از آن ها با نام انواع زوج درمانی یاد می شود. با کسب اطلاعات بیشتر در خصوص هر یک از این روش های درمانی قادر خواهید بود بسته به شرایط منحصربه فرد خود و رابطه تان از میان شان یکی را انتخاب کنید. در این مقاله قصد داریم شما را در این امر یاری کنیم و اطلاعاتی مختصر و مفید درباره انواع زوج درمانی در اختیارتان قرار دهیم. با ما همراه باشید.

انواع زوج درمانی راهی برای نجات روابط آسیب دیده زوجین

روش گاتمن

روش گاتمن یکی از انواع زوج درمانی است و اساس و پایه آن را تحقیقات و دستاوردهای جدید علمی تشکیل می دهد. در حقیقت با استفاده از ترکیبی از این تحقیقات و دستاوردها سعی بر آن است تا راهکاری برای مشکلات موجود میان زوج ها در نظر گرفته شود. مهمترین هدف از به کارگیری این روش به وجود آوردن حسی عمیق از درک متقابل، احترام و همدلی در میان دو طرف حاضر در رابطه است و نیز عبور از سد مسائل و مشکلاتی که باعث می شوند یکی از دو طرف (یا هر دوی آن ها) حاضر در رابطه مشکلاتی که در رابطه وجود دارند را به رسمیت نشناسند و بر این باور باشد که همه چیز خوب است.

مشاوره یا درمان خانواده

مشاوره یا درمان خانواده یکی از انواع زوج درمانی است که می توان با استفاده از آن به بهبود روابط متزلزل شده در محیط خانواده پرداخت. گاهی اوقات از این نوع مشاوره برای کنار آمدن با اتفاقی به خصوص استفاده می شود (برای نمونه زمانی که دو نفر از هم طلاق می گیرند). معمولا برای پیشبرد جلسه های درمانی این نوع از مشاوره به حضور تمامی اعضای خانواده نیاز است. درمانگر طی جلسات به خوبی تعاملات میان اعضای خانواده را مد نظر قرار قرار می دهد و بر اساس همین مشاهدات طی بلند مدت راجع به مشکلات و راهکارهای احتمالی تصمیم گیری می کند. البته رفتار کسانی که بعضا ساکت هستند و در این تعاملات نقشی ندارند هم مد نظر قرار می گیرد؛ برای نمونه اگر طی یکی از جلسات مشاجره ای میان دو یا چند تن از خانواده در گیرد، درمانگر از شخص یا اشخاصی که در مشاجره شرکت نداشته اند هم سؤالاتی درباره نظرش درباره حادثه پیش آمد کرده خواهد کرد. معمولا در طول جلسات مشاوره یا درمان خانواده سعی بر آن است تا روش های ارتباطی مؤثرتر و بهتری در اختیار اعضای خانواده قرار بدهند تا با یادگیری آن ها بتوانند روش های قدیمی تر خود را کنار بگذارند و از نتایج منفی آن دوری کنند.

درمان متمرکز بر هیجان

درمان متمرکز بر هیجان یکی دیگر از انواع زوج درمانی است و همانگونه که از نام آن برمی آید، هدف اصلی در آن درک بهتر و کنترل و مدیریت هیجانات است. در این روش درمانی، از هر یک از دو طرف حاضر در رابطه درخواست می شود تا در محیطی که هیچ گونه قضاوتی بر رفتار آن ها نخواهد شد، راجع به هیجانات خود صحبت کنند. هدف از اینکار این است که طرفین حاضر در رابطه درک بهتری راجع به هیجانات و واکنش های یکدیگر به دست بیاورند. به مرور زمان و با استفاده از این روش درمانی، ارتباط قوی تری میان دو طرف به وجود می آید و اگر در استفاده از مهارت های اجتماعی مشکل داشته باشند، تا حدود زیادی این دسته از مشکلاتشان هم برطرف می شود و احساس اعتماد بیشتری میانشان ایجاد می شود.

مشاوره زوجین

مشاوره زوجین یکی دیگر از انواع زوج درمانی است و به حضور مستقیم زوج ها در جلسات درمانی نیازمند است. این شیوه درمانی متمرکز بر این فرضیه است که بهترین روش برای فائق آمدن بر مشکلاتی که میان دو طرف حاضر در رابطه مشترک وجود دارد، حضور مؤثر و همزمان آن ها در کنار یکدیگر در جلسات درمانی است. کسانی که در روابط مشترک خود با مسائلی چون مشاجره های پی در پی، احساس دور بودن از یکدیگر و نبود درک متقابل، احساس خشم و عصبانیت نسبت به یکدیگر و آزردگی خاطر یا کمرنگ شدن علاقه نسبت به یکدیگر سر و کار دارند و این مسائل زندگی را تا حدودی به کامشان تلخ کرده است، می توانند با استفاده از این شیوه درمانی به نتایج خوبی دست پیدا کنند.

البته باید خاطر نشان کرد که بعضا ممکن است به صلاح دید درمانگر از یکی از دو طرف حاضر در رابطه درخواست شود به تنهایی به جلسه مشاوره بیاید (برای نمونه زمانی که یکی از دو طرف حاضر در رابطه در حضور دیگری چندان مایل به صحبت کردن نباشد).

درمان راه حل محور

درمان راه حل محور یکی دیگر از انواع زوج درمانی است و به عنوان یکی از شیوه های درمانی سازمان دهی شده و متمرکز بر هدف شناخته می شود. در این شیوه درمانی به جای آن که درمانگر سعی کند به مشکلات میان دو طرف حاضر در رابطه رسیدگی کند، برای آن ها هدفی تأیین می کند و پس از آن برنامه ریزی دقیقی برای دست یابی به هدف یاد شده طرح ریزی می کند و دو طرف باید طبق برنامه ریزی برای دست یابی به هدف پیش بروند. با استفاده از درمان راه حل محور می توان ابزارها و مهارت هایی کسب کرد که برای کنار آمدن با  چالش های هر روزه ای که پیش می آیند به کار خواهد آمد.

رفتار درمانی شناختی

رفتار درمانی شناختی از جمله انواع زوج درمانی است و در آن سعی بر آن است تا با درمانگر رابطه ای قوی شکل داده شود و پس از آن با انجام بررسی های دقیق به ریشه و علت اصلی مشکلات حادث شده میان دو طرف حاضر در رابطه پرداخت. در این روش درمانی دو طرف تشویق می شوند تا ادراک خود از اطراف، عقاید، احساسات و افکار خود را به چالش بکشند و به این صورت درک بهتری از علت اصلی برخی کارهایی که ازشان سر می زند پیدا کنند. رفتار درمانی شناختی به عنوان یکی از محبوب ترین و کارآمدترین انواع زوج درمانی شناخته می شود.

درمان سیستمی

درمان سیستمی یکی دیگر از انواع زوج درمانی است و در آن با استفاده از تکنیک های نسبتا پیچیده سعی می شود نقش اصلی هر یک از دو طرف حاضر در رابطه مشخص شود. در این روش درمانی رفتار دو طرف به دقت مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد و پس از آن تأثیری را که رفتار فرد بر رابطه می گذارد مشخص می کنند. در نهایت هم سعی می کنند رفتارهای مخرب و مضر برای رابطه را کنار گذاشته و رفتارهای سودمند را جایگزین آن کنند.

مشاوره گروهی

مشاوره گروهی یکی دیگر از انواع زوج درمانی است و در آن سعی می شود زوج ها (گاهی اوقات دو طرف با هم حاضر می شوند گاهی اوقات یکی از دو طرف) را مقابل کسانی قرار بدهند که از مشکلاتی مشابه با آن ها رنج می برند. در این جلسات این شیوه درمانی معمولا بحث های گروهی مطرح می شوند و همگی در آن شرکت می کنند.به علاوه کارگاه های آموزشی ای هم به منظور اطلاع رسانی درباره مسائلی چون مشکلات ارتباطی، چگونگی کنار آمدن با احساساتی چون خشم یا پذیرفته نشدن توسط دیگری و … برگزار می شود (گاهی هم به ارائه مطلبی کوتاه درباره هر یک از مسائل یاد شده اکتفا می شود). با استفاده از این شیوه درمانی علاوه بر این که زوج ها این امکان را خواهند داشت تا مقابل دیگران درباره مسائل و مشکلات خود صحبت کنند، می توانند به این نکته هم پی ببرند که فقط آن ها نیستند که با این گونه مسائل سر و کار دارند و دیگر افراد هم بعضا دچار آن ها می شوند. درمانگر مشاوره گروهی سعی می کند به طرفین حاضر در رابطه کمک کند تا رابطه مؤثرتری با یکدیگر برقرار کنند و درک بهتری از احساسات یکدیگر پیدا کنند. در نهایت هم اگر با به اتمام رسیدن دوره جلسات درمانی، درمانگر به این نتیجه برسد که واقعا امکان بازسازی رابطه میان دو طرف وجود ندارد، به آن ها کمک می کند تا کاملا دوستانه و بدون بحث و مشاجره اضافی از یکدیگر جدا شوند.

کلام پایانی

در این مقاله سعی ما بر آن بود تا شما را با مهمترین انواع زوج درمانی آشنا کنیم. درمانگران این روش های درمانی معمولا روانشناس های خانواده، مشاورین زوج ها و مشاورین ازدواج هستند. البته باید عنوان کرد که به جز شیوه های درمانی یاد شده در این مقاله، شیوه های دیگری هم وجود دارند که بعضا در کلینیک های درمانی به کار گرفته می شوند، اما انواع زوج درمانی که در این مقاله مورد بررسی قرار گرفتند، مهمترین و رایج ترین آن ها بودند.

7 راز زوج های موفق (چگونه یک زندگی عاشقانه بادوام داشته باشیم؟) زوج های موفق 7 راز زوج های موفق (چگونه یک زندگی عاشقانه بادوام داشته باشیم؟) couples2 1024x683

۷ راز زوج های موفق (چگونه یک زندگی عاشقانه بادوام داشته باشیم؟)

آیا تا به حال شده به زوج های موفق دور و برتان نگاه کنید و از خودتان بپرسید که چطور زوج های اطرافتان حتی بعد از سال ها هنوز با هم خوش هستند؟ البته درست است که ظاهر، همه چیز نیست و یک رابطه چیزی فراتر از آن است که می بینیم. با این حال برخی از زوج ها آنقدر موفق و خوشبخت هستند که از همان ظاهر زندگی شان هم می توان تشخیص داد.

زوج های موفق اعتماد و احترام قابل توجهی نسبت به یکدیگر دارند. آن ها آنقدر درک متقابل بالایی دارند که سر مسائل پیش پا افتاده و بچه گانه که بسیاری از زوج ها درگیرش هستند، دعوا نمی کنند.

اما چگونه می توان جزء زوج های موفق بود؟

خب، حقیقت این است که بیشتر زوج ها، اما نه همه آنها، تفاوت های خود را دارند. آنها هم با هم دعوا می کنند و لحظاتی را دارند که عمیقا از یکدیگر ناراحت می شوند. بدیهی است زمان هایی وجود دارد که حتی شادترین و موفقت ترین زوج ها هم ناراحت به نظر می آیند. با این حال، تفاوت های مهمی بین زوج های راضی و ناراضی وجود دارد. اساسا، زوج های موفق می دانند چگونه مسائل را حل کنند و چگونگی این رابطه را تقویت کنند. در ادامه به ۷ راز زوج های موفق که می توانید از آن الگو بگیرید اشاره می کنیم.

۱- زوج های موفق (خوشبخت) به یکدیگر اعتماد می کنند

حتی وقتی زوج ها مخالف چیزی هستند، به همسر مهربان، صادق و با وفای خود اعتماد می کنند. جان گوتمن، معتقد است که زوج هایی که به یکدیگر اعتماد دارند، زندگی سالم تر و طولانی تری دارند. او دریافت که اعتماد مربوط به انتشار اکسی توسین است که احساس خوبی ایجاد می کند و هورمون «عشق» است.

زوج های موفق با یکدیگر هماهنگ می شوند و در موقع نیاز به یکدیگر کمک می کنند. وقتی اختلافی پیش می آید، به جای شک کردن و تحقیر کردن، به صورت پیش فرض اعتماد و بخشش را نشانه می گیرند.

زوج های موفق 7 راز زوج های موفق (چگونه یک زندگی عاشقانه بادوام داشته باشیم؟) couples

۲- زوج های موفق (راضی) از تفاوت یکدیگر، ناامید نمی شوند

زوج های موفق می دانند که تفاوت بین انسان ها وجود دارد. همه زوج ها در ادامه رابطه شان، با درگیری هایی مواجه می شوند.

تحقیقات گوتمن نشان می دهد که بیشتر درگیری های زناشویی غیرقابل حل است. اما این لزوما به معنی ناامیدی نیست. همه اینها به چشم انداز و دیدگاه افراد بستگی دارد.

زوج های موفق به خوبی می دانند که حتی برای درگیری های غیر قابل حل، باید زمان زیادی صرف کنند. آنها می توانند احساسات ناشی از اختلاف را تحمل کنند و حتی می توانند تفاوت ها را پذیرفته یا به آن بخندند.

۳- زوج های راضی، مهربان هستند

زوج های موفق می دانند که کلمات و رفتارشان زیر نظر گرفته می شود. بحث و جدل برای همه ارزان تمام نمی شود. آنها مراقب انتخاب کلمات شان هستند تا ناراحتی و سرخوردگی شان را به درستی بیان کنند. هدف از ارتباطشان این است که به دقت گوش دهند و با مهربانی حقیقت را بگویند. حتی اگر گفتن چیزی که می خواهند بگویند، سخت باشد، آن را با مهربانی و صداقت بیان می کنند. آنها منبعی از امنیت و اعتماد ایجاد می کنند. با به دقت گوش دادن به حرف های همسرتان، به او نشان می دهید که به خوبی دیده و شنیده می شود، که همه ما آرزوی چنین چیزی را داریم.

۴- زوج های راضی می توانند با موفقیت آسیب ها را ترمیم کنند

همه ما در درون خودمان، پتانسیل بد حرف زدن و بد عمل کردن را داریم. با این حال زوج های موفق می توانند همدردی کرده، عذرخواهی کنند و ببخشند.

مسئله این است که در مورد اینکه چگونه خودمان را نشان دهیم و به همسرمان گوش دهیم، آگاه باشیم. روشی که پیام ها را انتقال می دهیم مهمتر از کلماتی است که انتخاب می کنیم. به یاد داشته باشید که «لحن صحبت، محتوای صحبت را تحت تاثیر قرار می دهد.» به عنوان مثال می توانید بگویید «من بهت گوش میدم» بسته به لحن صدای مورد استفاده، معنی آن می تواند به شدت متفاوت باشد.

7 راز زوج های موفق (چگونه یک زندگی عاشقانه بادوام داشته باشیم؟) زوج های موفق 7 راز زوج های موفق (چگونه یک زندگی عاشقانه بادوام داشته باشیم؟) couples1

۵- زوج های موفق برای سرگرمی داشتن، برنامه ریزی می کنند

زوج های موفق با به یاد آوردن خاطرات شیرین، سر صحبت را با هم باز می کنند. در مورد چیزهایی که در مورد یکدیگر دوست دارند، صحبت می کنند. آن ها به راحتی احساسات عاشقانه شان را بیان می کنند و از روی اتفاقات بد می گذرند.

اما زوج های موفق با فکر کردن در مورد ماه عسل، آتش عشق شان را شعله ور نمی کنند تا رابطه فعلی شان را تقویت کنند؛ بلکه رابطه شان را با برنامه ریزی تجربه های جالب که می تواند همه چیز را جدید و تازه جلوه دهد، تقویت می کنند. آنها حتی ممکن است تصمیم بگیرند وقت شان را با زوج دیگری که رابطه خوبی دارند، بگذرانند که باعث می شود مثبت بودن در رابطه شان را بیشتر کنند.

۶- زوج های راضی موفق آداب و رسوم دارند

آنها با هم به تختخواب می روند و صرف نظر از احساساتشان، به یکدیگر صبح بخیر و شب بخیر می گویند، و معمولا با آغوش یا بوسه همراهند. آنها در طول روز با هم در تماس هستند، نه تنها بخاطر اینکه همدیگر را دوست دارندو علاقه مندند که با یکدیگر در تماس باشند بلکه در واقع می دانند که رابطه باید همراه با عمل باشد.

۷- زوج های موفق مانند دوستان خوب، رفتار می کنند

آنها درگیری های خود را به طور عمده با روش های مثبت، مدیریت می کنند. آنها به نیازهای فردی و اهداف مشترک خود احترام می گذارند و به یکدیگر کمک می کنند تا اهداف و رویاهایشان را تحقق بخشند. هر آنچه از دستشان بربیاید انجام می دهند تا بتوانند شادی یکدیگر را حفظ کنند.

مهمتر از همه، زوج های موفق برای حفظ ارتباط قوی، سخت تلاش می کنند. آنها یکدیگر را مجازات نمی کنند و این روش ها و مهربانی ها را تمرین می کنند.

کلام پایانی:

زوج های موفق آدم های عجیب و غریبی نیستند. آن ها مثل همه ما آدم های عادی هستند. با این حال آن ها می دانند که چطور به کمک هوش هیجانی شان و تجاربی که کسب کرده اند، چگونه با شریک زندگی شان به بهترین شکل برخورد کنند. آن ها وقتی به مشکلی بر می خورند به جای داد و بیدادها و قهر کردن های بچه گانه به دنبال حل مشکلات هستند و در صورت نیاز می دانند که باید برای حل مشکلات شان به مشاوره زوجین معرفی کنند.

12 راهکار تضمینی ارتقاء رشد فردی که باعث موفقیت تان می شود ارتقاء رشد فردی 12 راهکار تضمینی ارتقاء رشد فردی که باعث موفقیت تان می شود stefan stefancik 257627 unsplash 1024x683

۱۲ راهکار تضمینی ارتقاء رشد فردی که باعث موفقیت تان می شود

به مجموعه اقداماتی که یک فرد برای رشد و ارتقاء شخصیت خود انجام می دهد، رشد فردی یا رشد شخصی گفته می‌شود. اما سوال اینجاست برای ارتقاء رشد فردی خود، باید چه کارهایی انجام دهیم. در ادامه این مقاله قصد داریم در این باره این موضوع صحبت کنیم.

چگونه مهارت های رشد فردی خود را ارتقاء دهیم؟

۱- برنامه ریزی داشته باشید

ارتقاء رشد فردی نیز مانند بسیاری از کارهای دیگر بدون برنامه‌ریزی ممکن نخواهد بود. بهتر است قبل از اینکه برنامه جدی را برای ارتقاء رشد فردی خود مشخص کنید، ابتدا اهداف زندگی تان را اولویت بندی کنید. نقاط ضعف و قوت، چالش ها، مهارت هایی که دارید، عادت هایی که باید کنار بگذارید و … را بر روی یک کاغذ یادداشت کنید. سپس با برنامه ریزی و اولویت بندی درست مسیر صحیح را برای ارتقاء رشد فردی خود ترسیم کنید.

۲- ارتقاء رشد فردی با افزایش عزت نفس

عزت نفس بیش از آنکه فکر کنید در زندگی شما موثر است. عزت نفس نیروی محرکه فعالیت‌های زندگی هر فردی است. به کمک عزت نفس است که هر فردی می تواند آینده خود را رقم بزند. کسانی که دارای عزت نفس بالایی هستند نه تنها در زندگی خود به رشد شخصی بالایی می رسند، بلکه دیگران نیز از همکاری و ارتباط با چنین افرادی راضی نخواهند بود.

یکی از مصادیق مهم عزت نفس که باعث ارتقاء رشد فردی می شود این است که فرد به جایی می‌رسد که خود را با دیگران مقایسه نمی کند. این عدم مقایسه با دیگران به خودی خود باعث افزایش آرامش و اعتماد به نفس در فرد می شود.

۳- کتاب بخوانید

حتماً شما هم از دوران کودکی تا کنون چندین بار شنیده اید که کتاب بهترین دوست انسان کتاب است؛ اما شاید به عمق چنین جمله ای فکر نکرده بودید. مطالعه کتاب های خوب و مفید باعث می شود که انسان دانش و تجربیات زیادی را کسب کند. کسب تجربه و دانش نیز باعث ارتقاء رشد فردی افراد کتابخوان می‌شود.

ارتقاء رشد فردی 12 راهکار تضمینی ارتقاء رشد فردی که باعث موفقیت تان می شود cam adams 235137 unsplash

۴- محاسبه و مراقبه انجام دهید

ارتقای رشد فردی بدون بررسی روند رشد فردی ناقص خواهد بود. به همین جهت شما باید در پایان هر روز فعالیت های روزتان را مورد بررسی قرار دهید. ببینید چه اقداماتی در راستای ارتقاء رشد فردی تان بوده و چه اقداماتی در خلاف جهت آن بوده. این بررسی را برای بازه های بلند مدت مثلا سالانه نیز می توانید انجام دهید.

۵- تقویت عادت های مثبت و حذف عادت های منفی

یکی دیگر از مهمترین مهارت های رشد ارتقاء فردی ایجاد عادت های مثبت در زندگی تان است. این عادت ها هستند که مسیر موفقیت زندگی شما را ترسیم می‌کنند. پس اگر به دنبال ارتقاء رشد فردی خود هستید از همین امروز تصمیم بگیرید که عادت های مثبت، هر چند کوچک را در زندگی خود ایجاد و یا تقویت کنید برای مثال صبح ها زودتر از خواب بیدار شوید و یا تصمیم بگیرید که حداقل هفته ای یک کتاب را مطالعه کنید.

از سوی دیگر ترک عادت های بد، مثل خواب زیاد و یا مثلا عادت به پریدن وسط حرف دیگران می تواند از موانع جدی ارتقاء رشد فردی شما باشد. پس در کنار تلاش برای ایجاد عادت های خوب در زندگی، به دنبال ترک عادت های بدتان نیز باشید.

۶- کمک گرفتن از دوستان خوب

حتما شما هم شنیده اید که دوست ناباب می‌تواند یک انسان را به منجلاب بکشاند. اما عکس این قضیه نیز صدق می کند. یعنی یک دوست خوب می‌تواند باعث ارتقاء رشد فردی شما شود. پس سعی کنید با کسانی که دارای مهارت های فردی بالایی هستند دوست شوید و از آنها برای ارتقای رشد فردی خود استفاده کنید. دوستان خوب مشوق خوبی برای طی کردن مسیر موفقیت زندگی خواهند بود.

۷- الگو داشته باشید

هرچند داشتن دوستان خوب یکی از راهکارهای خوب برای ارتقاء رشد فردی است. اما اگر دوستانتان در حد یک الگو نباشند بهتر است که به دنبال پیدا کردن یک الگوی مناسب باشید. الگویی که به شما انگیزه دهد و راه درست طی کردن مسیر رشد فردی را به شما نشان دهد.

12 راهکار تضمینی ارتقاء رشد فردی که باعث موفقیت تان می شود ارتقاء رشد فردی 12 راهکار تضمینی ارتقاء رشد فردی که باعث موفقیت تان می شود anthony delanoix 226170 unsplash

۸- سعی و تلاش کنید

اگر رشد فردی را مانند جاده‌ای در نظر بگیریم، برای رسیدن به انتهای این جاده باید مسیر پر فراز و نشیبی را طی کنید. طی کردن این مسیر پر فراز و نشیب بدون تلاش ممکن نخواهد بود. ممکن است در طی کردن این راه دچار شکست های مقطعی شوید، اما باید بدانید که شکست مقدمه پیروزی است .پس در طی کردن این مسیر ناامید نشوید و با تمام توان به جلو بروید.

۹- به سلامت روح و جسم خود اهمیت دهید

ورزش کردن را فراموش نکنید. شاید این توصیه زیادی تکراری به نظر برسد. اما حقیقت آن است که در ارتقاء رشد فردی شما اهمیت زیادی دارد. چرا که ورزش کردن هم باعث سلامت جسم و هم سلامت روان می شود. اگر انسان از نظر جسمی و خصوصا روانی سالم نباشد آنطور که باید و شاید نمی تواند مهارت های رشد فردی اش را توسعه دهد. البته این قاعده برای معلولیت ها و بیماری های جسمی چندان صادق نیست و اگر کسی که مشکلات جسمی دارد، دارای روحیه و اراده قوی باشد می تواند از بسیاری از مردم عادی پیشی بگیرد.

۱۰- بر ترس هایتان غلبه کنید

ترس فقط مخصوص بچه ها نیست. بزرگترها نیز در زندگی خود ترس هایی دارند که مانع رشد شخصی شان می شوند. ترس از صحبت کردن در جمع، ترس از مشارکت گروهی در کارگا، ترس از بر عهده گرفتن یک مسئولیت، ترس از ریسک کردن و … . اگر بتوانید ترس های خود را شناسایی کنید و به دنبال رفع آن ها باشید، می توانید گام بزرگی در راستای ارتقاء رشد فردی خود بردارید.

۱۱- تداوم داشته باشید

رشد فردی هم مثل خیلی چیزهای دیگر یک شبه به دست نمی آید. برای ارتقاء رشد فردی خود باید در انجام مهارت های رشد و توسعه فردی تلاش و تداوم داشته باشید. تداوم کلید موفقیت در هر کاری است. در نتیجه با انجام و تمرین مهارت های رشد فردی به صورت روزانه و ایجاد سبک زندگی مناسب می توانید به این مهم دست یابید.

۱۲- در کارگاه های ارتقاء رشد شخصی ثبت نام کنید

رشد فردی ذاتی نیست. یعنی وقتی شما به دنیا میایید ذاتا دارای مهارت های رشد فردی نیستید و برای کسب آن ها باید آموزش ببینید. برخی از این آموزش ها در خانواده و مدرسه حاصل می شود. اما اگر می خواهید آموزش های بهتر و کامل تری در این زمینه ببینید بهتر است در دوره ها و کارگاه های ارتقاء مهارت های رشد فردی ثبت نام کنید. شما در این لینک عناوین تعدادی از کارگاه های ارتقاء رشد مهارت های شخصی استاد سینا یلوریان را می توانید مشاهده کنید.

نتیجه گیری

توسعه رشد فردی در زندگی یک امر اکتسابی است. یعنی شما با تلاش در جهت یادگیری و ارتقاء مهارت های رشد شخصی می توانید به مراتب بالاتر رشد فردی برسید و نسخه بهتری از خودتان را ایجاد کنید. رشد شخصی نه تنها باعث پیشرفت شخص و موفقیت او می شود، بلکه باعث ایجاد تاثیر مثبت مستقیم و غیر مستقیم بر روی سایر افراد جامعه نیز می شود.

راز موفقیت انسان های بزرگ (5 راز موفقیت انسان های موفق) راز موفقیت انسان های بزرگ راز موفقیت انسان های بزرگ (5 راز موفقیت انسان های موفق) success 1024x475

راز موفقیت انسان های بزرگ (۵ راز موفقیت انسان های موفق)

راز موفقیت انسان های بزرگ چیست؟ چگونه می توان به موفقیت دست یافت؟ این سؤالات و سوالات مشابه دیگر است که کم و بیش ذهن تمامی ما را به خود مشغول کرده و به دنبال جوابی برای آن هستیم. شاید یکی از بهترین راهکارها برای یافتن جواب این سؤال مد نظر قرار دادن راز موفقیت انسان های بزرگ و تلاش برای پی بردن به آن باشد. در این مقاله سعی ما بر آن بوده است تا روش های به کار گرفته شده توسط انسان های بزرگ و موفق و چگونگی دست یابی آن ها به اهداف شان را مورد بررسی قرار دهیم و لیستی از مهمترین توصیه ها و عادات رفتاری این افراد برای شما تهیه کنیم که نقش بسزایی در موفقیت شان داشته اند. با ما همراه باشید تا جزئیات بیشتری در این باره در اختیارتان قرار دهیم.

راز موفقیت انسان های بزرگ

اولین راز موفقیت انسان های بزرگ : سعی کنید مطالعه زیادی داشته باشید

اگر فکر می کنید خوره های کتاب در زندگی بازنده هستند، بهتر است بیشتر در این باره فکر کنید، چراکه واقعیت کاملا بر خلاف این عقیده است. در حقیقت همین افراد هستند که توانایی کنترل و تسلط بر دیگران را پیدا می کنند. مطالعه اولین راز موفقیت انسان های بزرگ است. مارک کوبان، تاجر و کارآفرین موفق آمریکایی پیشنهاد کرده که حداقل سه ساعت از زمان خود در روز را به مطالعه اختصاص دهید. بیل گیتز دیگر شخصی است که به مطالعه اهمیت می داده است و هر شب پیش از خواب یک ساعت را برای این کار در نظر می گرفته است. در میان انسان های موفقی که عاشق مطالعه کردن بوده اند به نام افراد بسیاری برمی خوریم که از جمله آن ها می توان به پرزیدنت اوباما، شریل سندبرگ، جی. کی. رولینگ و آلبرت انیشتین اشاره کرد.

راز موفقیت انسان های بزرگ (4 راز موفقیت انسان های موفق) راز موفقیت انسان های بزرگ راز موفقیت انسان های بزرگ (5 راز موفقیت انسان های موفق) Success1

مزیت مطالعه کردن این است که با استفاده از آن می توان از اشتباهات و موفقیت های دیگران درس گرفت و زمان خود را بر روی تجربه های بی فایده هدر ندهیم. هدر ندادن وقت، معادل با استفاده آن در فعالیت و موقعیتی است که به سود ما باشد و همین مسئله است که مطالعه را بدل به اولین و مهمترین راز موفقیت انسان های بزرگ کرده است. به خاطر داشته باشید که بهترین راه برای اجتناب از مرتکب شدن اشتباهات رایج مردم عادی در زندگی، مطالعه کردن است.

دومین راز موفقیت انسان های بزرگ : موفقیت تنها به ضریب هوشی وابسته نیست

باهوش ترین افراد، موفق ترین آن ها هستند؛ احتمالا کمتر کسی در درستی این جمله شک می کند، اما باید عنوان کرد که این گفته چندان هم درست نیست. حتی آندرس اریکسون، استاد روانشناسی دانشگاه ایالتی فلوریدا تا آن جا پیش رفته که گفته اگر فرد نبوغ نداشته باشد، این مسئله در زندگیش مزیتی به شمار خواهد رفت. اگر این صحبت ها به نظرتان عجیب می آید، ادامه توضیحات را بخوانید تا درک بهتری از موضوع پیدا کنید:

آندرس اریکسون تعدادی شطرنج باز ماهر و با تجربه را انتخاب کرد و مورد بررسی قرار داد. نتیجه حاصل از بررسی های او این بود که ارتباطی میان موفقیت و ضریب هوشی وجود ندارد. حتی بازیکنانی که از ضریب هوشی کمتری در مقایسه با دیگران برخوردار بودند، امکان موفقیت شان بیشتر می شد. این مسئله در نگاه اول ممکن است عجیب به نظر برسد، اما با کمی دقت بیشتر می توان به منطقی بودن علت ماجرا پی برد. بازیکنانی که از ضریب هوشی کمتری در مقایسه با دیگران برخوردار بودند احساس می کردند حریف به خاطر هوش بیشترش، یک برتری نسبت به آن ها دارد و به همین خاطر تلاش خود را برای پیروزی در بازی مضاعف می کردند. این در حالی است که در سوی دیگر بسیاری از بازیکنان با ضریب هوشی بالاتر، بازی های خود را به این خاطر واگذار می کردند که حریف را دست کم گرفته و چندان برای پیروزی تلاش نمی کردند. آن ها شکست می خوردند چون در نهایت تلاش و کوشش به هوش بالا غلبه خواهد کرد و این دومین راز موفقیت انسان های بزرگ است.

راز موفقیت انسان های بزرگ (4 راز موفقیت انسان های موفق) راز موفقیت انسان های بزرگ راز موفقیت انسان های بزرگ (5 راز موفقیت انسان های موفق) success4

سومین راز موفقیت انسان های بزرگ : سازمان دهی درس هایی که یاد می گیرید برای استفاده در آینده

ممکن است کتاب بسیار خوب و مفیدی به دست تان برسد، آن را بخوانید و تعداد زیادی از پاراگراف های آن را هایلایت کنید. در ابتدای امر هیجان زیادی برای به کارگیری مطالبی که تازه یاد گرفته اید دارید، اما به مرور زمان (شاید چند روز یا چند هفته پس از اتمام کتاب) احساس می کنید بیشتر مطالب را فراموش کرده اید. این اتفاق نادری نیست و بسیاری از افراد چنین مسائلی را تجربه می کنند و اشخاصی چون رایان هالیدی و رابرت گرین، در مورد این مسئله کتاب نوشته اند و راهکارهایی ارائه کرده اند که با استفاده از آن ها می توان چنین مطالبی را سازمان دهی کرد و بعدها مورد استفاده قرار داد: استفاده از این راهکارها سومین راز موفقیت انسان های بزرگ است.

البته در این مقاله فرصت کافی برای ذکر  چگونگی این راهکارها وجود ندارد و برای اطلاعات بیشتر در این مورد می توانید به کتاب های «هنر تبدیل موانع به فرصت های طلایی» نوشته رایان هالیدی و «۴۸ قانون قدرت» نوشته رابرت گرین رجوع کنید. مقالات دیگری هم در سایت های اینترنتی موجود هستند که اطلاعات بیشتری درباره این راهکارها ارائه می دهند.

چهارمین راز موفقیت انسان های بزرگ : تبدیل شدن به استادکار در ده هزار ساعت

دیگر ارز موفقیت انسان های بزرگ که اهمیت بسیار زیادی دارد تمرین مداوم و بی وقفه است. ملکولم گلدول زندگی تعدادی از افراد موفق را به خوبی مورد بررسی و تحقیق قرار داد و در نهایت به این نتیجه دست یافت که ماهرترین و موفق ترین افراد در سطح جهانی، استعداد ذاتی و طبیعی برای انجام کارشان ندارد و مسئله ای که زمینه ساز موفقیت آن ها شده است، هفته ای چند ساعت تمرین بوده است. در نهایت زمانی که مجموع ساعات تمرین به عدد ده هزار می رسیده است، فرد در حوزه کاری یا هنری خود استادکار می شده و مهارت ویژه ای پیدا می کرده است.

نظریه مطرح شده درباره ده هزار ساعت تمرین مداوم به هیچ وجه پیچیده نیست و اساسا به این معنا است که با گذاشتن این میزان قابل توجه از زمان برای انجام کاری به خصوص، می توان به مرور زمان در آن مهارت و توانایی منحصربه فردی پیدا خواهد کرد.

البته ده هزار ساعت به هیچ عنوان زمان کمی نیست، اما اراده کافی برای به پایان رساندن آن راز موفقیت انسان های بزرگ است که از دیگر افراد معمولی جدای شان می کند. به خاطر داشته باشید که داشتن انگیزه برای بدل شدن به فردی ایده آل در حوزه کاری یا هنری از اهمیت زیادی برخوردار است و همین انگیزه است که در نهایت باعث می شود تا به این تمرین مداوم تن دهید.

در نهایت ذکر این نکته هم خالی از لطف نیست که همانگونه که عملا امکان دست یابی یک شبه به موفقیت وجود ندارد، شما نیز نباید از خود انتظار پدید آوردن تغییری شگفت انگیز در زندگی تان داشته باشید و تنها کافی است با خود عهدی ببندید که چند ساعت اضافی در طول هفته را به انجام تمرین یا کاری به خصوص اختصاص دهید. به مرور زمان که در انجام کار مهارت بیشتری پیدا کنید، می توانید زمان بیشتری را صرف آن کنید و مسیر منتهی به موفقیت را با صلابت بیشتری بپیمایید. هیچ گاه تمرین کردن را کنار نگذارید.

راز موفقیت انسان های بزرگ (4 راز موفقیت انسان های موفق) راز موفقیت انسان های بزرگ راز موفقیت انسان های بزرگ (5 راز موفقیت انسان های موفق) Success2

پنجمین راز موفقیت انسان های بزرگ: صبح ها زود از خواب بیدار شوید

از جمله افراد موفق و بزرگی که همیشه صبح ها زود از خواب بیدار می شوند می توان به سر ریچارد برانسون، کارآفرین و سرمایه گذار بریتانیایی، رابرت ایگر، مدیرمسئول دیزنی، و ماریسا مایر، از صاحب امتیازهای یاهو اشاره کرد.

پنجمین راز موفقیت انسان های بزرگ این است که صبح ها زود از خواب بیدار می شوند. البته اگر چنین عادتی ندارید، دست یابی به آن کار بسیار دشواری خواهد بود و اگر شرایطی به خصوص شما را وادار به بیدار شدن زودهنگام نکند، احتمالا به روال سابق خود پیش خواهید رفت. به همین خاطر توصیه می شود تحقیقات و مطالعات زیادی در این باره انجام دهید و تکنیک ها و راهکارهایی را پیدا کنید که با شرایط شما همخوانی دارند و با استفاده از آن ها می توانید صبح ها زود از خواب بیدار شوید، اما چند راهکار کلی وجود دارند که ذکرشان خالی از لطف نخواهد بود:

  • ساعت زنگداری پیدا کنید که بی رحمانه شما را از خواب بیدار کند؛ استفاده از زنگ تلفن های هوشمند و دیگر دستگاه های این چنینی ممکن است توان کافی برای بیدار کردن شما را نداشته باشند؛
  • سعی کنید دکمه اسنوز ساعت زنگدار را نزنید و به محض شنیدن صدای آن از جای خود بلند شوید. زدن این دکمه و خوابیدن برای مدت پنج-ده دقیقه اضافی حال تان را بدتر خواهد کرد؛
  • سعی کنید حداقل یک ساعت پیش از رفتن به رخت خواب از مشاهده صفحات نمایشگر دستگاه های دیجیتالی خودداری کنید. نور ساطع شده از این دستگاه ها کیفیت خواب را تحت تأثیر قرار می دهد؛
  • سعی کنید برنامه های روز آینده خود را جایی یادداشت کنید؛ اولین وظیفه ای که برای خود یادداشت کرده اید باید به اندازه کافی در شما ایجاد انگیزه کند که از رخت خواب خود بیرون بیایید.

سخن پایانی

در این مقاله به چند راز موفقیت انسان های بزرگ که به باور ما از اهمیت بیشتری نسبت به سایر مواردی که وجود دارند، برخوردار هستند. تنها نکته ای که باید به خاطر داشته باشید این است که در وقت و انرژی ای که قرار است صرف به کارگیری موارد یاد شده کنید، زیاده روی نکنید و اعتدال را رعایت کنید. برای نمونه اگر بخواهید تمام موارد را همزمان با هم مورد استفاده قرار دهید، کنترل اوضاع را از دست خواهید داد، بنابراین بهتر است هر کدام از موارد را به طور جداگانه برای بازه زمانی ۳-۶ ماهه به کار بگیرید و ببینید نتایج و تغییرات حاصل شده تا چه اندازه مطلوب هستند.

تست هوش هیجانی چگونه باعث موفقیت و رشد فردی شما می شود؟ (تست+ تحلیل آزمون) تست هوش هیجانی تست هوش هیجانی چگونه باعث موفقیت و رشد فردی شما می شود؟ (تست+ تحلیل آزمون) emotional intelligence test2 1024x427

تست هوش هیجانی چگونه باعث موفقیت و رشد فردی شما می شود؟ (تست+ تحلیل آزمون)

هوش هیجانی به آن دسته از مهارت هایی گفته می شود که با استفاده از آن ها می توان هیجانات شخصی را مدیریت کرد و در نتیجه روابط اجتماعی مناسبی با دیگران داشت. دیدگاه روانشناس ها درباره این مسئله که هوش هیجانی از چه زیرمجموعه هایی تشکیل شده است، کمی متفاوت با یکدیگر است، با این حال سه مهارت وجود دارند که به باور بیشتر روانشناس ها برای بهبود هوش هیجانی اهمیتی کلیدی دارند. این مهارت ها عبارتند از:

  1. آگاهی هیجانی یا خودآگاهی: که با دست یابی به آن می توان اقدام به شناسایی هیجان های مختلف شخصی و نام گذاری بر آن ها کرد
  2. مهارت و توانایی در کنترل هیجانات: به منظور به کارگیری آن ها در فعالیت های مختلفی نظیر فکر کردن یا حل کردن مشکلی به خصوص
  3. مهارت و توانایی در مدیریت هیجانات: که شامل تعدیل کردن هیجانات شخصی در مواقع ضروری و خشنود کردن یا آرام کردن هیجانات دیگر افراد می شود.

تست هوش هیجانی

تست هوش هیجانی هنوز به اندازه دیگر تست های روانشناسی محبوبیت و شناخت کافی پیدا نکرده است و همین مسئله باعث شده تا بسیاری از منتقدان زبان به انتقاد آن بگشایند و عنوان کنند که چندان مبحث قابل اتکایی نیست. البته، با وجود این گونه انتقادها، در سال های اخیر مباحث مرتبط با هوش هیجانی در میان عامه مردم و نیز در میان کسب و کارها محبوبیت و شناخت بیشتری پیدا کرده است و برخی از صاحبان مشاغل در مصاحبه استخدامی برای فعالیت های مختلف تست هوش هیجانی را هم لحاظ کرده اند. این افراد بر این باورند که هوش هیجانی بالا یکی از عوامل مهم کارایی است و برخی نظریه های مطرح شده در علم روانشناسی را به عنوان اساس عقیده های این چنینی قرار داده اند.

تست هوش هیجانی تست هوش هیجانی چگونه باعث موفقیت و رشد فردی شما می شود؟ (تست+ تحلیل آزمون) emotional intelligence test4

علاوه بر تست هوش هیجانی مرتبط با استخدام، سایت هایی هم وجود دارند که این گونه تست ها را در اختیار کاربران خود می گذارند و می توان با استفاده از آن ها علاوه بر پیدا کردن شناختی بهتر در مورد این گونه تست ها، اطلاعات ارزشمندی درباره خود به دست آورد. موضوع اصلی مقاله ما هم حول محور همین موضوع است و قصد داریم شما را با یک نمونه تست هوش هیجانی آشنا کنیم تا درک بهتری درباره چند و چون آن پیدا کنید.

در بخش بعدی مقاله شاهد یکی از نمونه های رایج پرسشنامه هایی خواهید بود که در تست هوش هیجانی مورد استفاده قرار می گیرند و با جواب گفتن به آن ها امتیازی به خصوص دریافت خواهید کرد. پس از آن تحلیلی درباره بازه نمره های مختلف حاصل شده از تست عنوان خواهد شد، بنابراین توصیه می شود پیش از رفتن به سراغ بخش تحلیلی سؤالات را با دقت مد نظر قرار دهید و به آن ها جواب دهید تا علاوه بر کسب اطلاعات درباره تست هوش هیجانی، اطلاعات شخصی ارزشمندی نیز کسب کنید. با ما همراه باشید.

پرسشنامه تست هوش هیجانی

توضیحات ابتدایی تست هوش هیجانی

پیش از هر چیز توجه شما را به جدول زیر جلب می کنیم:

هیچوقت

به ندرتبرخی مواقعاغلب اوقاتهمیشه
۱۲۳۴

۵

جدولی که مشاهده می کنید شامل جواب هایی است که به هر یک از سؤال هایی که در ادامه در پرسشنامه مشاهده خواهید کرد باید بدهید و امتیاز خود را بر اساس جواب های تان دریافت کنید.

سؤال های تست هوش هیجانی

۱. به محض تجربه هیجانی به خصوص قادر به شناسایی آن هستم (برای نمونه اگر شما به ندرت قادر به شناسایی هیجان در این زمان باشید، پاسخ شما شماره ۲ خواهد بود. باقی سؤال ها را هم به همین ترتیب پاسخ خواهید داد.).

۲. زمانی که خسته و کلافه هستم، کنترل خود را از دست می دهم.

۳. اطرافیانم می گویند شنونده خوبی هستم.

۴. زمانی که مضطرب یا ناراحت می شوم، می توانم خودم را آرام کنم.

۵. از سازمان دهی کردن گروه های مختلف از افراد لذت می برم.

۶. تمرکز کردن بر روی چیزی به خصوص برای بلند مدت برایم کار دشواری است.

۷. زمانی که کلافه یا ناراحت می شوم، ادامه دادن فعالیت های روزمره برایم دشوار می شود.

۸. به نقاط ضعف و قوت خود به خوبی واقف هستم.

۹. از بحث کردن و مجادله با دیگران دوری می کنم.

۱۰. حس می کنم چندان به کاری می کنم علاقه ندارم (یا از انجام آن لذت نمی برم).

۱۱. اگر در انجام کاری به خصوص مهارت داشته باشم، از دیگران می خواهم بازخوردشان درباره کار و پیشنهادشان برای بهبود کارم را در اختیارم قرار دهند.

۱۲. اهداف بلند مدتی برای خود در نظر گرفته ام و به شکل منظم پیشرفتم را مورد بررسی قرار می دهم.

۱۳. پی بردن به هیجانات دیگر افراد برایم کار دشواری است.

۱۴. تمام سعی خود را به کار می گیرم تا با دیگران به توافق برسم.

۱۵. زمانی که دیگران با من صحبت می کنند، تمامی حواس خود را متوجه آن ها می کنم و به حرف شان خوب گوش می کنم.

تست هوش هیجانی تست هوش هیجانی چگونه باعث موفقیت و رشد فردی شما می شود؟ (تست+ تحلیل آزمون) emotional intelligence test2 1

تحلیل امتیاز تست هوش هیجانی

بازه امتیاز ۱۵-۳۴: اگر امتیاز دریافتی شما جایی بین این دو عدد قرار می گیرد، باید بر روی هوش هیجانی خود بیشتر کار کنید. در این صورت احتمالا با قرار گرفتن در شرایط پر استرس، کنترل هیجانات خود را از دست خواهید داد؛ یا آنکه به کل از درگیر کردن خود در کشمکشی به خصوص خودداری خواهید کرد، چراکه بر این باورید که سبب ناراحتی تان خواهد شد.

همچنین در این شرایط احتمالا پس از تجربه واقعه ناخوشایند آرام شدن و برگشتن به حالت عادی برای تان کاری دشوار خواهد بود. در محیط کاری نیز ممکن است برای برقراری ارتباط با دیگر کارکنان به مشکل بر بخورید.

البته جای نگرانی نیست، چراکه در بخش پایانی مقاله توصیه هایی عنوان کرده ایم که با استفاده از آن ها قادر خواهید بود هوش هیجانی خود را بهبود دهید.

بازه امتیاز ۳۵-۵۵: اگر امتیاز دریافتی شما جایی بین این دو عدد است از سطح قابل قبولی از هوش هیجانی برخوردار هستید. در این صورت شما احتمالا با برخی از همکاران خود ارتباطی خوب و سازنده دارید، اما کار کردن و به توافق رسیدن با برخی دیگر برای تان نسبتا دشوار است.

خبر خوب برای شما این است که نسبت به بازه امتیازی قبلی کار به مراتب ساده تری برای بهبود هوش هیجانی خود دارید و توصیه های مطرح شده در بخش پایانی مقاله بیشتر به کارتان خواهد آمد.

بازه امتیاز ۵۶-۷۵: اگر بازه امتیازی شما جایی بین این دو عدد است از سطح بسیار خوبی از هوش هیجانی برخوردار هستید. در این صورت شما روابط بسیار مؤثری با دیگران برقرار می کنید و به احتمال زیاد دیگران برای مشورت کردن نزد شما می آیند و نظرتان را جویا می شوند.

البته هر اندازه هم دیگران مهارت ها و توانایی های شما را تحسین کنند، به سادگی ممکن است از مسیر موفقیت دور شوید و نیازهای خود را فراموش کنید، بنابراین بهتر است با استفاده از توصیه های بخش پایانی مقاله سعی بر تداوم روند خوب هوش هیجانی خود داشته باشید.

فراموش نکنید که به باور محققان افرادی که از این سطح از هوش هیجانی برخوردار باشند، در مقایسه با دیگران توانایی بیشتری برای هدایت و مدیریت دیگران دارند. از این ویژگی خود به منظور پیشرفت بیشتر در زندگی شخصی و حرفه ای تان بهره بگیرید.

تست هوش هیجانی تست هوش هیجانی چگونه باعث موفقیت و رشد فردی شما می شود؟ (تست+ تحلیل آزمون) emotional intelligence test

ویژگی های هوش هیجانی

دانیل گلمن روانشناسی است که بیش از هر شخص دیگری به مطرح شدن نام هوش هیجانی و مباحث مرتبط با آن کمک کرد. به باور او پنج ویژگی اساسی وجود دارند که برای داشتن و بهبود هوش هیجانی اهمیت پیدا می کنند. این پنج ویژگی عبارتند از: خودآگاهی، وضع مقررات برای خود، انگیزه سازی، همدلی با دیگران و مهارت های اجتماعی. در ادامه مقاله توضیحات و توصیه هایی عنوان خواهند شد که با استفاده از آن ها می توانید اقدام به بهبود هر یک از این ویژگی ها کنید.

خود آگاهی (سؤال های ۱، ۸ و ۱۱ از تست هوش هیجانی مرتبط با این ویژگی هستند)

دانیل گلمن در کتاب خود با نام «هوش هیجانی: چرا بیشتر از ضریب هوشی (آی کیو) اهمیت دارد؟» که در سال ۱۹۹۵ منتشر کرد در این باره عنوان کرد که آن دسته از افرادی که به سطح بالایی از خودآگاهی دست یافته اند، به هنگام پیدا کردن احساس یا هیجانی به خصوص به خوبی از آن آگاه خواهند بود.

برای داشتن خودآگاهی بیشتر ابتدا باید به طور کلی به آگاهی دست پیدا کنید: به این معنا که توجه خود را به زمان حال معطوف کنید (از جمله این که در حال حاضر چه احساسی دارید). توصیه می شود دفترچه یادداشتی به همراه داشته باشید و در آن راجع به هیجاناتی که هر روز تجربه می کنید اطلاعاتی را یادداشت کنید و تحلیل خود درباره هر یک از هیجانات را هم بنویسید.

نکته دیگر این که برای دست یابی به سطح قابل قبولی از خودآگاهی باید به نقاط ضعف و قوت خود هم واقف شوید. می توانید با درخواست بازخورد از دوستان، همکاران و کارفرمای خود اطلاعات ارزشمندی در این باره پیدا کنید و برای فعالیت های آینده به منظور بهبود کار خود برنامه ریزی کنید.

وضع مقررات برای خود (سؤال های ۲، ۴ و ۷ از تست هوش هیجانی مرتبط با این ویژگی هستند)

این ویژگی به معنای توانایی شما در کنترل کردن هیجانات تان است. برای بهبود این ویژگی پیش از هر چیز باید به فکر چگونگی مدیریت هیجانات خود باشید.

اگر زیاد عصبانی می شوید، بهتر است به دنبال محرک های خشم خود باشید و به این مسئله فکر کنید که اساسا چرا عصبانی می شوید. با استفاده از تکنیک هایی چون تنفس عمیق می توانید خود را آرام کنید و بهتر است به هنگام عصبانیت به درخواست ها و ایمیل های دیگران پاسخ ندهید و کمی صبر کنید تا به حالت عادی برگردید؛ به این شکل دیگر چیزی نخواهید گفت که بعدا به خاطر آن پشیمان شوید.

همچنین ممکن است هیجانات و احساسات دیگری چون اضطراب و استرس هم بعضا در شما بروز پیدا کنند، بنابراین مدیریت این دسته از هیجانات و احساسات هم اهمیت پیدا خواهد کرد.

دیگر نکته ای که برای بهبود این ویژگی باید به خاطر داشته باشید، مسئولیت پذیری است. سعی کنید مسئولیت کارها و رفتارهایی که از شما سر می زند را به عهده بگیرید و از این مسئله کسب اطمینان کنید که کارهای تان همه در هماهنگی با ارزش های تان قرار دارند.

انگیزه سازی (سؤال های ۶، ۱۰ و ۱۲ از تست هوش هیجانی مرتبط با این ویژگی هستند)

انگیزه سازی برای خود ارتباط نزدیک و گسترده ای با هیجانات شما دارد. زمانی که تحت تأثیر هیجانات خود قرار می گیرید، ادامه دادن فعالیت ها و انجام دادن وظایف روزانه برای تان دشوارتر خواهد شد.

برای ایجاد انگیزه یا بهبود انگیزه های حال حاضر خود بهتر است به میزان بیشتری از انضباط شخصی دست پیدا کنید و برای موفقیت های کوچک خود پاداش در نظر بگیرید (برای نمونه اگر موفقیتی کسب کردید برای خود خرید کنید یا چیزی شبیه به این). با پیروزی های کوچک به مرور زمان خود را برای اهداف بزرگتر آماده خواهید کرد.

همچنین از در نظر گرفتن اهداف بلندمدت برای خود غافل نشوید. زمانی که چنین هدفی داشته باشید و تمامی تمرکز خود را متوجه آن کرده باشید، تنها به مسائلی توجه خواهید کرد که برای تان مفید خواهند بود. داشتن اهداف بلند مدت از مهمترین عوامل ایجاد انگیزه است.

اگر با تمامی این تفاسیر هنوز هم با انگیزه سازی مشکل دارید، توصیه می شود بیشتر درباره هدف و خواسته خود فکر کنید.

تست هوش هیجانی تست هوش هیجانی چگونه باعث موفقیت و رشد فردی شما می شود؟ (تست+ تحلیل آزمون) emotional intelligence test 1

همدلی با دیگران (سؤال های ۳، ۱۳ و ۱۵ از تست هوش هیجانی مرتبط با این ویژگی هستند)

همدلی همانگونه که از نام آن برمی آید به معنای شناخت هیجانات دیگران و درک کردن دیدگاه های آن ها نسبت به مسائل مختلف است.

برای ایجاد یا بهبود همدلی در خود بهتر است با فکر کردن به دیدگاه های افراد دیگر شروع کنید. به این مسئله فکر کنید که چه احساس  یا هیجانی دارند و به هنگام صحبت کردن آن ها سعی کنید شنونده خوبی باشید تا درک بهتر و جامع تری از هیجانات آن ها به دست بیاورید.

در حین صحبت کردن آن ها سعی کنید وسط حرفشان نپرید و درباره خودتان صحبت نکنید. به زبان اشاره و حرکات بدن آن ها هم خوب دقت کنید؛ این اشارات می تواند اطلاعات ارزشمندی درباره هیجانات در اختیارتان قرار دهد. با زیر نظر گرفتن دیگران و خوب گوش سپردن به آن ها به مرور زمان قادر خواهید بود با آن ها همدل شوید و احساسات شان را درک کنید.

مهارت های اجتماعی (سؤال های ۵، ۹ و ۱۴ از تست هوش هیجانی مرتبط با این ویژگی هستند)

حتی اگر در برقراری ارتباط با دیگران چندان موفق نبوده باشید، باز هم امکان گسترش مهارت های اجتماعی تان وجود خواهد داشت. به جز تست هوش هیجانی که در این مقاله در مورد آن صحبت کردیم، تست های دیگری مختص به مهارت های اجتماعی وجود دارند که با استفاده از آن ها می توانید درک بهتری از نقاط ضعف و قوت خود در این رابطه پیدا کنید. به خاطر داشته باشید که ایجاد اعتماد و رسیدن به توافق با دیگران اهمیت بسیار زیادی در داشتن روابط اجتماعی مؤثر خواهد داشت.

همچنین سعی کنید از موقعیت های ناخوشایند کنار نکشید و راهکارهای مقابله با چنین موقعیت هایی را یاد بگیرید.

اگر به هنگام قرار گرفتن در اجتماع و در میان سایر افراد احساس خوبی ندارید، بهتر است پیش از هر چیز بر روی اعتماد به نفس خود کار کنید. البته این کار را به مرور زمان انجام دهید و گاه به گاه به دنبال موقعیتی باشید که در آن تعدادی از افراد حضور داشته باشند و بتوانید مهارت های خود را مورد سنجش و ارزیابی قرار دهید. پس از مدتی که با این روند رو به جلو حرکت کنید قادر خواهید بود در جمع های شلوغ تر از افراد حضور پیدا کنید.

مزایای تقویت هوش هیجانی

تست هوش هیجانی که در این مقاله درباره اش اطلاعاتی در اختیارتان قرار دادیم راهکار مناسبی است برای پیدا کردن درکی بهتر و جامع تر از هوش هیجانی و اتخاذ تدابیر عملی برای بهبود آن. به خاطر داشته باشید که مزایای هوش هیجانی تنها محدود به محیط کاری و حرفه ای نمی شود و ابعاد بسیار گسترده تری از زندگی شما را در بر می گیرد و با بهبود آن می توانید زندگی بهتری برای خود به ارمغان بیاورید. به باور محققان، آن دسته از افرادی که هوش هیجانی نسبتا بالایی دارند از مزایای زیر بهره مند می شوند:

۱. بهبود کارایی فعالیت ها در سطوح دانشگاهی و آکادمیک.

۲. داشتن روابطی بهتر با افراد خانواده و دوستان.

۳. داشتن روابط و ارتباطات بهتر و مؤثرتر اجتماعی.

۴. کاهش نشانه های اضطراب و استرس.

۵. کاهش افسردگی.

۶. احتمال کمتر روی آوردن به استفاده از مواد مخدر و داروهای دیگر.

۷. کاهش امکان درگیر شدن در بحث و مجادله با دیگران.

 

تاثیر هوش هیجانی بر موفقیت شغلی  تاثیر هوش هیجانی بر موفقیت شغلی 457208 PFCN3T 811 1024x683

تاثیر هوش هیجانی بر موفقیت شغلی

در سال ۱۹۹۵ بود که دانیل گلمن، روانشناس و محقق کتابی به نام «هوش هیجانی» روانه بازار کرد. کتابی که با استقبال بسیار خوبی روبه رو شد و به مدت یک سال و نیم در میان پرفروش ترین کتاب های نیویورک تایمز بود. البته دهه ها است که مفهوم و تاثیر هوش هیجانی مورد توجه و بررسی محققان و روانشناسان قرار گرفته است، اما مسئله ای که باعث شد تا تحقیقات و مطالب منتشر شده توسط گلمن متمایز از دیگران باشد، مسائلی بود که او درباره تاثیر هوش هیجانی بر موفقیت شغلی عنوان کرده بود.

دانیل گلمن برای انجام تحقیقات خود، فعالیت های نزدیک به دویست سازمان بزرگ و جهانی را مورد بررسی قرار داد و با استفاده از نتایج حاصل شده از این تحقیقات، توانست اطلاعات ارزشمندی درباره تاثیر هوش هیجانی بر موفقیت شغلی ارائه دهد.

مسئله مهمی که گلمن به آن توجه نشان داد این بود که با وجود اهمیت ویژگی هایی چون، هوش بالا، قدرت تصمیم گیری، داشتن اراده و چشم اندازی از آینده کاری در کسب موفقیت و مدیریت کارکنان، نباید به این ویژگی ها اکتفا کرد. گلمن به این نکته اشاره کرد که مدیرانی که فعالیت های شان کارآمد و نتیجه بخش است، علاوه بر ویژگی های یاد شده سطح بالایی از هوش هیجانی دارند.

البته کاربرد هوش هیجانی محدود به مدیران و صاحبان مشاغل نمی شود و در هر جایگاهی که مشغول به فعالیت باشید، تاثیر هوش هیجان بر موفقیت شغلی خود را نباید نادیده بگیرید. در حال حاضر سازمان ها اهمیت زیادی به هوش هیجانی کارکنان خود می دهند و بیشتر به دنبال کسانی هستند که به سطح قابل توجهی از آن دست یافته باشند و بتوانند با کسب تجربه کاری کافی، به جایگاه های بهتر شغلی و حتی مدیریت دیگر افراد دست پیدا کنند. باید به خاطر داشت که داشتن احساس مسئولیت کافی در هر شغلی نیازمند سطح مشخصی از هوش هیجانی است.

تحقیقات انجام گرفته در این زمینه حاکی از آن است که هوش هیجانی افراد تا حدود بسیار زیادی به شخصیت آن ها و چگونگی بزرگ شدن شان ارتباط پیدا می کند، اما غیر قابل تغییر هم نیست. اگر واقعا خواستار تغییر و پیشرفت باشید، راهکارهایی وجود دارند که با استفاده از آن ها علاوه بر مشاهده تاثیر هوش هیجانی بر موفقیت شغلی خود، زندگی شادتر و با نشاط تری برای خود به ارمغان خواهید آورد.

تاثیر هوش هیجانی بر موفقیت شغلی  تاثیر هوش هیجانی بر موفقیت شغلی ffect of Emotional Intelligence on Job Success

۵ راهکار برای افزایش تاثیر هوش هیجانی بر موفقیت شغلی

در ادامه شما را با راهکارهایی آشنا خواهیم کرد که با استفاده از آن ها قادر خواهید بود تاثیر هوش هیجانی بر موفقیت شغلی خود را افزایش دهید. این راهکارها با استناد به کتاب هوش هیجانی دانیل گلمن تدوین شده اند. با ما همراه باشید.

راهکار اول برای افزایش تاثیر هوش هیجانی بر موفقیت شغلی : افزایش خودآگاهی

خودآگاهی به مهارت فرد در درک و تعبیر احساسات، هیجانات و دیگر حالات درونی گفته می شود (و نیز تاثیری که این حالات و احساسات بر دیگر افراد می گذارد). مشخصا افرادی که به سطح مشخصی از خودآگاهی دست یافته باشند، اعتماد به نفس بیشتری دارند و به شکلی واقع گرایانه تر قادر به ارزیابی خود و فعالیت ها، افکار و رفتارشان هستند.

چگونه می توان به خودآگاهی دست یافت یا آن را بهبود بخشید؟

  • سعی کنید بر این مسئله تمرکز داشته باشید که در طول روز چه احساساتی به شما دست می دهد و منبع هیجانات خود را مشخص کنید. همچنین به خاطر داشته باشید که هیجانات متغیر و زودگذر هستند و نباید به عنوان پایه و اساس تصمیم گیری ها در نظر گرفته شوند.
  • این مسئله را به دقت مورد توجه و بررسی قرار دهید که هیجانات منفی شما (خشم، حسادت، کلافگی و …) در گذشته چه تاثیری بر کارفرما، مشتری ها و همکاران شما می گذاشته است. سعی کنید با نتایج حاصل شده از این بررسی ها رفتار خود را اصلاح کنید و اشتباهات گذشته را تکرار نکنید.
  • این مسئله را مد نظر قرار دهید که در محیط کاری چگونه قادر به مدیریت هیجانات خود خواهید بود. تنها در این صورت است که از اظهار نظرهای بی موقع و دیگر مسائل این چنینی دور خواهید بود.

تاثیر هوش هیجانی بر موفقیت شغلی 2002

راهکار دوم برای افزایش تاثیر هوش هیجانی بر موفقیت شغلی : وضع قوانین و دستوراتی مشخص برای خود

با استفاده از این راهکار فرد قادر به کنترل و هدایت مجدد هیجانات و رفتارهایی خواهد بود که فکر نشده هستند و ممکن است پیشرفت کاری او را تحت تاثیر قرار دهند. پس از آن که فرد قوانین و دستوراتی مشخص برای خود وضع کرد و رفتار و هیجانات خود را تحت کنترل درآورد، دیگر در بحث های بی نتیجه و درگیری های بی ارزش ناشی از بروز هیجانات بی موقع شرکت نخواهد کرد و شاهد تاثیر هوش هیجانی بر موفقیت شغلی خود خواهد بود.

چگونه می توان این راهکار را به کار بست یا اقدام به بهبود آن کرد؟

  • اگر در شرایطی قرار گرفته اید که تصمیم گیری برای تان دشوار شده است، یا هیجانات شما تحت تاثیر قرار گرفته اند، بهتر است اتخاذ تصمیم نهایی را چند ساعت یا حتی چند روز به تعویق بیندازید و به این شکل تحت کنترل گرفتن خود را تمرین کنید.
  • سعی کنید در مسائل و درگیری های محیط کاری خود را گرفتار نکنید. اجازه ندهید که خواسته های لحظه ای شما رفتار حرفه ای و شأن تان را تحت تأثیر قرار دهد.
  • این مسئله را قبول کنید که کلافگی، نا امیدی، عدم قطعیت و دیگر مسائل چنینی جزئی از محیط کار هستند و راه گریزی از آن ها وجود ندارد. به جای آن که به ناله کردن و غصه خوردن روی آورید بهتر است به فکر اتخاذ تدبیری عملی برای حل هر چه سریع تر مسئله و مشکل خود باشید.

راهکار سوم برای افزایش تاثیر هوش هیجانی بر موفقیت شغلی : ایجاد انگیزه

راهکار مهم دیگری که برای افزایش تاثیر هوش هیجانی بر موفقیت شغلی می توان به کار گرفت ایجاد انگیزه است. انگیزه در حقیقت همان علاقه و اشتیاقی است که نسبت به کار خود احساس می کنید (چیزی فراتر از جایگاه، وضعیت شغلی و درآمد). در حقیقت همین انرژی و کسب موفقیت بیشتر در کار است که به شما ثبات کافی برای دنبال کردن اهداف تان را می دهد. داشتن انگیزه به این معنا است که چالش هایی که به واسطه کار مقابل تان قرار می گیرد را دوست داشته باشید و برای عبور از آن ها تلاش کنید (که در نهایت منجر به افزایش کارایی شما می شود).

چگونه می توان برای ایجاد انگیزه یا بهبود آن اقدام کرد؟

  • مسئله ای که باعث می شود به کار خود علاقه داشته باشید را شناسایی کنید و به دنبال دلیل بزرگ تری باشید که به خاطر آن کار می کنید (جدای از کسب درآمد و جایگاه شغلی و این گونه مسائل). حتی اگر بخش هایی از کار خود را دوست ندارید، باز هم بر آن چه انجام می دهید تمرکز داشته باشید و سعی کنید با کارفرما یا همکاران خود درباره مسائلی که برای شما ایجاد انگیزه می کنند صحبت کنید و به مرور کارایی خود را افزایش دهید.
  • سعی کنید با دید مثبت تری به فعالیت های خود نگاه کنید. حتی اگر در ابتدای امر به نظرتان مصنوعی بیاید، به مرور بدل به یکی از ویژگی های شما خواهد شد.
  • برای خود اهدافی در نظر بگیرید که به عنوان منبع الهام شما باشند و به دنبال اتخاذ تدابیر عملی برای محقق کردن این هدف ها باشید.

تاثیر هوش هیجانی بر موفقیت شغلی  تاثیر هوش هیجانی بر موفقیت شغلی ffect of Emotional Intelligence on Job Success1

راهکار چهارم برای افزایش تاثیر هوش هیجانی بر موفقیت شغلی : افزایش مهارت در همدلی با دیگران

دیگر راهکار مهم برای افزایش تاثیر هوش هیجانی بر موفقیت شغلی پیدا کردن مهارت در همدلی با دیگران است. همدلی اساسا به این معنا است که قادر به درک کردن و نشان دادن واکنش درست به هیجانات و احساسات دیگر افراد باشید. به این صورت با دیگران با احترام و مهربانی رفتار خواهید کرد.

کارفرما یا کارمندی که این مهارت را داشته باشد می تواند خود را به جای دیگران بگذارد و احساسات، نیازها، خواسته ها و چگونگی نگاه دیگران به اطراف را به خوبی درک کند. فرد همدل می تواند به خوبی به صحبت های دیگران گوش دهد و با آن ها ارتباط برقرار کند و از قضاوت های عجولانه به دور است.

چگونه می توان با دیگران همدلی پیدا کرد؟

  • سعی کنید مسائل را از زاویه دید دیگران بسنجید. به خاطر داشته باشید که تمامی ما بر اساس دانش و تجربه های خود کار می کنیم و بهتر است از زدن برچست خوب یا بد، درست یا غلط به افکار و رفتار دیگران پرهیز کنیم.
  • علاوه بر سنجیدن مسائل از زاویه دید دیگران، بر آن صحه بگذارید. اجازه دهید بدانند که شما قادر به درک جایگاه آن ها هستید و نیز متوجه این مسئله که زاویه دید آن ها هم سودمند است.
  • انگیزه ها و رفتار خود را به دقت مورد سنجش قرار دهید. آیا تنها قصد دارید حرف خود را به کرسی بنشانید و به سایرین بفهمانید که حرف شما درست است؟ یا آن که حقیقتا به دنبال بهترین نتیجه هستید؟

راهکار پنجم برای افزایش تاثیر هوش هیجانی بر موفقیت شغلی : بهبود مهارت های اجتماعی

داشتن سطح قابل قبولی از مهارت های اجتماعی در محیط کاری به این معنا است که توانایی مدیریت روابط کاری خود را دارید و با استفاده از این مهارت قادر به افزایش تاثیر هوش هیجانی بر موفقیت شغلی خود خواهید بود. داشتن مهارت اجتماعی به این معنا است که شما توانایی متقاعد کردن دیگران و تغییر شرایط را دارید. همچنین به این معنا که شما توانایی تشکیل و هدایت گروه های مختلف را دارید.

چگونه می توان اقدام به بهبود مهارت های اجتماعی کرد؟

  • یکی از بهترین توصیه ها برای محقق شدن این هدف برقراری ارتباط مؤثر با دیگران است. باید آموخت که با دقت به صحبت های دیگران گوش داد، از آن ها سؤال های به جا و درست پرسید، و در نهایت به هنگام صحبت کردن واضح حرف زد و اطلاعات لازم را در اختیار دیگران قرار داد.
  • به هنر متقاعد کردن دیگران بیشتر اهمیت بدهید. متقاعد کردن شامل برقراری ارتباط واقعی با سایرین، بر اساس علایق، دانش حقیقی و منطق زاویه دید شما است.
  • سعی کنید به آن فردی بدل شوید که برای حل هر مسئله و مشکلی به شما مراجعه می کنند. زمانی که چنین شأن و مرتبه ای در میان دیگر افراد محیط کار خود پیدا کنید، خود را مسئول پیدا کردن راه درست و بهترین نتیجه ممکن خواهید دانست و سایرین شما را به عنوان عضوی مهم و تأثیر گذار در گروه خود خواهند دانست.

سخن پایانی

توسعه و بهبود هوش هیجانی نیازمند زمان و مسئولیت پذیری است، اما باید به خاطر داشت که در دنیای امروزی نمی توان تاثیر هوش هیجانی بر موفقیت شغلی را نادیده گرفت و حتما باید در جهت بهبود آن تلاش کرد. خوشبختانه اگر واقعا بخواهید اقدام به بهبود آن کنید، منابع مختلفی برای این کار در دسترس تان خواهد بود و مطالب یاد شده در این مقاله را می توانید به عنوان سرآغاز تحقیقات جامع تر خود در نظر داشته باشید. به خاطر داشته باشید تنها با شروع به کارگیری مهارت های مرتبط با هوش هیجانی و مشاهده تأثیر آن بر موفقیت شغلی است که انگیزه بیشتری برای بهبود این مهارت ها پیدا خواهید کرد.

کارگاه روانشناسی هوش هیجانی کاتالیزور موفقیت شما است! کارگاه روانشناسی هوش هیجانی کارگاه روانشناسی هوش هیجانی کاتالیزور موفقیت شما است! Emotional Intelligence Psychology Workshop4 1024x683

کارگاه روانشناسی هوش هیجانی کاتالیزور موفقیت شما است!

هوش هیجانی را می توان مهارت فرد در کنترل و هدایت هیجان ها و احساساتش دانست. از همین رو یا شرکت در کارگاه روانشناسی هوش هیجانی یکی از راهکارهای مؤثر برای درک بهتر این مسئله و افزایش هوش هیجانی است.

کسب شناخت بیشتر درباره خود و دیگران، و افزایش خودآگاهی، از جمله عوامل کلیدی برای برقراری ارتباطی مؤثر و بادوام با دیگران است. برای درک و به کارگیری هوش هیجانی به تحقیقات جامع و کاملی نیاز است. بسیاری بر این باورند مهمترین عوامل دست یابی به موفقیت مهارت های فنی و ضریب هوشی هستند و به همین خاطر کمتر به هوش هیجانی توجه نشان می دهند، حال آنکه هوش هیجانی اگر از اهمیت بیشتری نسبت به دو مورد دیگر برخوردار نباشد، کم اهمیت تر هم نیست.

شناخت هوش هیجانی با شرکت در کارگاه روانشناسی هوش هیجانی

برای برقراری روابط بین فردی یکی از مهمترین مسائلی که باید مد نظر قرار بگیرد، مهارت در شناخت و تشخیص هیجاناتی است که در ما و دیگران وجود دارد. چگونگی بروز دادن این هیجانات و مدیریت آن ها هم از اهمیت بسزایی برخوردارند.

هوش هیجانی چه برای موفقیت فردی، و چه برای کسب موفقیت در حوزه کسب و کار نقشی کلیدی دارد و به صاحبان مشاغل و کارکنان این امکان را می دهد که با سهام داران فعالیت های خود روابطی مؤثر برقرار کنند.

کارگاه روانشناسی هوش هیجانی کاتالیزور موفقیت شما است! کارگاه روانشناسی هوش هیجانی کارگاه روانشناسی هوش هیجانی کاتالیزور موفقیت شما است! Emotional Intelligence Psychology Workshop

همچنین کسب اطلاعات بیشتر و شناخت دقیقتر چند و چون هوش هیجانی به فرد این امکان را می دهد که از تأثیر هیجانات بر افکار، تصمیمات و اقداماتش درک بهتری پیدا کند. به دلیل عوامل یاد شده است که امروزه در حوزه روانشناسی اهمیت ویژه ای به این مسئله داده می شود و برگزاری کارگاه روانشناسی هوش هیجانی به مراتب فراگیرتر از گذشته شده است.

با شرکت در کارگاه روانشناسی هوش هیجانی و پیدا کردن درک بهتری از این مسئله قادر خواهید بود علاوه بر افزایش میزان خودآگاهی خود اقدام به طرح ریزی برنامه های کاربردی برای افزایش میزان مهارت کارکنان خود کنید (اگر صاحب کسب و کاری هستید). از دیگر مزایای این شناخت می توان به مرتبط شدن با دیگران بر پایه اعتماد دو طرفه، و مدیریت این رابطه اشاره کرد. با شرکت در کارگاه روانشناسی هوش هیجانی به مرور زمان ابزارهایی در اختیارتان قرار خواهد گرفت که با استفاده از آن ها قادر خواهید بود مهارت بیشتری در نشان دادن واکنش به هیجانات خود و دیگران نشان دهید.

زمانی که هوش هیجانی فرد افزایش پیدا می کند و درک بهتری از چند و چون آن به دست می آورد، قادر خواهد بود مسیر بهسازی مسائل مختلفی قدم بردارد که از جمله مهمترین آن ها می توان به برقراری ارتباط، کار تیمی و گروهی، رهبری و هدایت دیگران، انعطاف پذیری و بهبود کارایی کارکنان اشاره کرد.

هوش هیجانی عاملی کلیدی در موفقیت و کارایی

اخیرا تحقیقاتی درباره فعالیت های صورت گرفته در محیط های کاری و سازمانی انجام شده است و نتایج حاکی از آن بوده که میان میزان هوش هیجانی مدیر فعالیت ها با میزان و چگونگی کار کارکنان ارتباطی مستقیم وجود دارد. همچنین هر چه هوش هیجانی مدیر سازمانی به خصوص بیشتر بوده است، خدمات و محصولات ارائه شده و تولید شده در سازمان در اختیار عده بیشتری از افراد قرار گرفته است و در نهایت سود بیشتری عاید سازمان شده است. علاوه بر این در میان کارکنان نیز این مسئله صدق می کند و با استناد به نتایج همین تحقیقات هر چه هوش هیجانی کارکنان بیشتر بوده است، کارایی بهتری برای سازمان داشته اند.

در حال حاضر هوش هیجانی به عنوان عاملی کلیدی در موفقیت و کارایی کارکنان و مدیران کار شناخته می شود. این نکته را باید به خاطر داشته که مدیران موفق کسانی هستند که پیش از هر چیز دیگری قادر به هدایت درست خودشان باشند (پیش از آن که بخواهند دیگران را هدایت کنند). شرکت در کارگاه روانشناسی هوش هیجانی و پیدا کردن درک بهتری از این مسئله به شما این امکان را می دهد که هیجانات خود را به شیوه ای کارآمدتر کنترل کنید و درک بهتری از هیجانات افراد دیگر پیدا کند. به عبارت دیگر با کسب این شناخت می توانید روابط تان با دیگران را تحت کنترل قرار دهید.

کارگاه روانشناسی هوش هیجانی کاتالیزور موفقیت شما است! کارگاه روانشناسی هوش هیجانی کارگاه روانشناسی هوش هیجانی کاتالیزور موفقیت شما است! Emotional Intelligence Psychology Workshop2

بنا به آمار منتشر شده آن دسته از مدیرانی که هوش هیجانی گسترده تر و بهتری نسبت به دیگران دارند، در کنار مزایای دیگری چون بهبود روابط که به خاطر این ویژگی نصیب شان می شود، از گروهی با انگیزه تر از کارکنان بهره می گیرند.

اگر قصد راه اندازی کارگاه روانشناسی هوش هیجانی داشته باشید، می توانید برنامه ریزی برای شروع فعالیت ها را به گونه ای ترتیب دهید که به هر یک از مزیت هایی که تا کنون عنوان شده اند، دست پیدا کنید (چگونگی رفتار کردن با همکاران و مشتریان، مدیریت تغییر در فعالیت ها، انعطاف پذیری، رهبری و هدایت دیگران با استفاده از هوش هیجانی، درگیر کردن کارکنان در فعالیت های مختلف و مدیریت خود).

مباحث و محتوای کلیدی ارائه شده در کارگاه روانشناسی هوش هیجانی

در ادامه مطلب قصد داریم شما را با تعدادی از مهمترین مباحثی آشنا کنیم که معمولا در کارگاه روانشناسی هوش هیجانی مطرح می شوند. به این صورت قادر خواهید بود شناخت بیشتری در مورد این کارگاه ها پیدا کنید و چه قصد شرکت در این گونه کارگاه ها را داشته باشید و چه قصد راه اندازی، می توانید مباحثی که در ادامه مشاهده خواهید کرد را مورد مطالعه بیشتر قرار دهید:

  • توصیف و ارائه تعریفی مشخص از هوش هیجانی
  • درک شناختی بیشتر از مدل های استفاده کاربردی از هوش هیجانی
  • پی بردن به چند و چون هیجانات و محرک های رفتاری
  • شناخت قوانین و مقرراتی که درباره تکنیک های مرتبط با هیجانات وضع شده اند و افزایش توانایی در مدیریت هیجانات
  • درک بهتر ابزارها و مهارت هایی که با استفاده از آن می توان رفتاری انعطاف پذیرتر داشت و با توانایی بیشتری از هیجانات استفاده کرد
  • افزایش توانایی در شناخت هیجانات دیگر افراد به منظور برقراری ارتباطی مؤثر با آن ها و درک کردن بهترشان
  • شناخت بهتر صلاحیت های مد نظر از کنترل هیجانات که عبارتند از: خودآگاهی، وضع قوانین برای خود، انگیزه سازی، همدردی با دیگران و به دست آوردن مهارت های بین فردی
  • ارتباط مباحث مطرح شده درباره هوش هیجانی با دیگر حوزه های روانشناسی کاربردی از جمله عصب شناسی، روانشناسی مثبت و رهبری و هدایت مبتنی بر کارکرد مغز.

همچنین باید به خاطر داشت که پیش از برگزاری کارگاه روانشناسی هوش هیجانی می توانید ابزارهای گوناگونی که در این کارگاه ها مورد استفاده قرار می گیرند را به دقت مورد مطالعه و بررسی قرار دهید و با استفاده از اطلاعات حاصل شده اقدام به توسعه هوش هیجانی افراد و گروه های مد نظر خود، به شیوه دلخواه کنید.

کارگاه روانشناسی هوش هیجانی کاتالیزور موفقیت شما است! کارگاه روانشناسی هوش هیجانی کارگاه روانشناسی هوش هیجانی کاتالیزور موفقیت شما است! Emotional Intelligence Psychology Workshop3

نظر دانیل گلمن درباره هوش هیجانی

دانیل گلمن یکی از افرادی است که در حوزه روانشناسی به خوبی او را می شناسند و تا کنون کتاب ها و مقالات تحقیقاتی زیاد و با اهمیتی را به رشته تحریر در آورده است. او به مدت دوازده سال اقدام به نوشتن مقالات تحقیقاتی برای روزنامه نیویورک تایمز کرد. از جمله مباحثی که بیشتر مورد توجه او بودند می توان به علوم رفتاری و چگونگی کارکرد مغز اشاره کرد. در ادامه دو نقل قول از او عنوان خواهیم کرد که در ارتباط با هوش هیجانی عنوان شده اند. به این صورت قادر خواهید بود درک بهتری از اهمیت کارگاه روانشناسی هوش هیجانی به دست آورید:

«اگر توانایی کنترل توانایی های مرتبط با هیجان خود را نداشته باشید، اگر به خودآگاهی کافی دست نیافته باشید، اگر توانایی کنترل و مدیریت هیجانات ناراحت کننده خود را نداشته باشید، اگر توانایی همدردی با دیگران و برقراری روابط مؤثر با آن ها را نداشته باشید، آن گاه دیگر تفاوتی نمی کند که چه اندازه با هوش و استعداد باشید، بدون ویژگی های یاد شده امکان پیشرفت چندانی نخواهید داشت.». «برای دست یابی به موفقیت، داشتن شخصیتی کامل و سالم، و برای شاد زندگی کردن و دست یابی به موفقیت هایی پایدار در زندگی، یکی از مهمترین عواملی که باید مد نظر قرار دهید داشتن مجموعه ای مشخص از مهارت های مرتبط با کنترل و مدیریت هیجانات است. اکتفا کردن به مهارت های شناختی که صرفا به وسیله میزان ضریب هوشی افراد مورد سنجش قرار می گیرند به شما در دسترسی به موفقیت های یاد شده کمک نخواهد کرد.».

هدف از برگزاری کارگاه روانشناسی هوش هیجانی چیست؟

در ادامه دو نمونه از اهدافی را عنوان خواهیم کرد که در دو کارگاه روانشناسی هوش هیجانی برای افراد شرکت کننده در آن مد نظر قرار گرفته شده بود تا بتوانید درک بهتری از این مسئله داشته باشید. اهداف دسته اول متعلق به کارگاهی است که در دبی برگزار شد و دسته دوم متعلق به کارگاهی است که در مالزی:

دسته اول اهداف:

  • پیدا کردن خودآگاهی صادقانه و دقیق
  • نظارت و تطبیق دادن هیجانات و رفتارها به منظور دست یابی به مزیت ها و اهداف مختلف
  • داشتن اثری مثبت بر روی هیجانات و انگیزه های افراد دیگر
  • توسعه و گسترش گروه هایی با هوش هیجانی بالا
  • به وجود آوردن جوی که در آن به هوش هیجانی اهمیت داده می شود

دسته دوم اهداف:

  • ارائه تعاریفی مشخص از هیجانات و هوش هیجانی
  • متمایز کردن هوش هیجانی از دیگر انواع هوش که در مباحث روانشناسی مطرح می شوند
  • مشخص کردن اهمیت هوش هیجانی بالا برای موفقیت در کار، زندگی و داشتن روابطی کارآمد
  • افزایش خودآگاهی
  • افزایش توانایی برای بازیابی پس از تجربه های ناخوشایند (یا قرار گرفتن در محیط های ناخوشایند)
  • افزایش اثر روابط کاری و شخصی