داگویل: نابودی جامعه توسط جامعه (نقد و بررسی فیلم داگویل) داگویل داگویل: نابودی جامعه توسط جامعه (نقد و بررسی فیلم داگویل)              1024x624

داگویل: نابودی جامعه توسط جامعه (نقد و بررسی فیلم داگویل)

داگویل محصول سال ۲۰۰۳ است که توسط لارس فون تریر ساخته شده است. محتوای فیلم داگویل استعاره ای از شرایط کلی انسان و نقد آن است. فیلمبردار دانمارکی لارس فون تریر از فیلم Dogma به سراغ فیلم Dogville رفته است. این اثر کارگردان، یک تمثیل سیاسی سه ساعته است که باعث بحث و جدال در سطح جهان شده است.

صحنه های فیلم عبارتند از یک سناریو از برتولت برشت، درج موسیقی متن فیلم که تنها چند لحظه روایت را برجسته می کند، یک کارکرد نمایشی از چراغ ها و خطوط، تقریباً یک انتزاع زمانی و جغرافیایی و امضای منحصر به فرد کارگردان، است.

داگویل بخشی از یک سه گانه (ایالات متحده، سرزمین فرصت ها) به همراه مندرلی و وینگستون است که هدف آن نقد جامعه بورژوازی کوچک و سرمایه داری آمریکا است که (به لطف انتزاع منظره آن) به محکومیت کل جهان اتفاقی تبدیل می شود. از این منظر، نیکول کیدمن با چهره ای مانند فرشته، موهای بلوند و چشمان نافذ و روشن به صورت نمادین بره قربانی سرمایه داری می شود. کیدمن نقش گریس را بازی می کند. زنی که پناهگاه بعضی از افراد گانگستر در داگویل، دهکده کوچک واقع در کوه های راکی را ​​پیدا می کند.

جمعیت داگویل فقط شامل ۱۵ بزرگسال، چهار فرزند و یک سگ است، تام نویسنده جوانی است که با گریس وارد رابطه خواهد شد.

این یک جهان بسته است، جایی که هرکسی وظیفه دقیقی برای ادامه دادن جامعه دارد. فون تریر تصمیم دارد شهر را به طور مصنوعی بازسازی کند و آن را به عنوان صحنه ای از یک تئاتر نشان می دهد که یک استعاره واقعی از کل جامعه است.

داگویل داگویل: نابودی جامعه توسط جامعه (نقد و بررسی فیلم داگویل)             2

داگویل در یک صحنه با خطوط گچی بر روی زمین که نمایانگر شهر است و تنها مبلمان ابتدایی دارد نشان داده می شود. این فیلم بر روی تحریک استقلال، حریم خصوصی، کم نظری و سوء ظن ساکنان یک شهر متمرکز شده است. و اینکه چگونه آنها ابتدا توسط زنان جوان متفکر و زیبا، اما نیازمند که خود را صرف کمک از طریق بچه داری و باغبانی می کنند، جذب می شوند.

شهروندان این شهر ادعای توانایی پذیرش، شادی و احترام به دیگران را نشان می دهند. اما هنگامی که اطلاعات بیشتری در مورد رابطه گریس با دنیای خارج کسب می کنند و به او نیاز پیدا می کنند به وحشی گری و آسیب زدن روی می آورند. در این فیلم زن جوانی است که وقتی به او بدی می شود، می بخشد و می گذرد چرا که بخشش برای او با ارزش است.

حرکات دوربین در داگویل کم است. چرا که کارگردان می خواهد که ما از دید یک دانای کل نظاره گر ماجرا باشیم. انتظار می رود در این سناریو بسیار واضح و روشن از فیلمبرداری با چند حرکت دوربین قدردانی کنیم. فیلم برداری به صورت دستی موجب می شود ما احساس کنیم که در صحنه حضور داریم و شاهد واقعیت ماجرا هستیم.

توصیف آنچه رخ خواهد داد

با این وجود، همان طور که گفتیم این فیلم کاملا از نمایشنامه برشت تاثیر گرفته است. او نه تنها در سناریو حضور دارد، بلکه بیشتر در تقسیم فیلم در نه فصل و یک پیش نویس است که همگی با توصیف آنچه در این قسمت رخ خواهد داد معرفی شده است. به این ترتیب کارگردان اجازه نمی دهد تماشاگر با احساسات خود درگیر شود و با این احساس عاشقانه به تماشای فیلم بنشیند.

توصیف آنچه به زودی اتفاق خواهد افتاد، موجب می شود عقل و اندیشه احساسات را به دست گیرند و تماشاگر بتواند درباره آنچه می بیند به صورت انتقادی تفکر کند.

هر فصل داستان خاص خود را دارد و با فرض یک ارزش فکری جهانی، روایت خطی بر اساس رابطه علت و معلولی پیش می رود. در طول سه ساعت مدت زمان داگویل، لارس فون تریر واقعاً تماشاگر را به چالش می کشد.: او اثر غافلگیرانه ای ارائه نمی دهد. در نتیجه شناسایی ساده شخصیت های اصلی را برای مخاطب امکان پذیر نمی کند.

داگویل: نابودی جامعه توسط جامعه (نقد و بررسی فیلم داگویل) داگویل داگویل: نابودی جامعه توسط جامعه (نقد و بررسی فیلم داگویل)             1

کیدمن با استعداد، با خونسردی واکنش نشان می دهد. او در مقابل ظلم کاری نمی کند. چرا که باور دارد حقیقت جامعه این است. افراد جامعه قدرت تغییر ندارند و از گرفتاری داگویل رنج می برند. در ابتدا، جامعه تمایلی به قبول یک عنصر خارجی ندارد، اما آن ها در نهایت شرایط پیشنهادی توسط تام را می پذیرند.

در هفته بعد گریس به ساکنان شهر کمک می کند. در پایان آن شهروندان رأی می دهند و تصمیم می گیرند که آیا به او اجازه ماندن بدهند یا خیر. گریس با اشتیاق به همه کمک می کند.

همه به آرامی، با کار های او متقاعد می شوند، حتی چاک (که در گذشته از یک شهر بزرگ به داگویل منتقل شده بود، و فردی که خود را در گریس می دید). بنابراین، با معرفی مطلوبی از زن در جامعه این شهر به گریس رأی می دهد و در طی این صحنه ها اعلام عشق بین گریس و تام احساس می شود. با این وجود، آرامش بی نظیر جامعه از طریق اعلامیه های پلیس مختل می شود که اعلام می کند گریس ناپدید شده است، و او را دزدیده اند.

استفاده ابزاری از غریبه

در اینجا، در دیدگاه انتقادی فون تریر، غریبه به منبع خوبی تبدیل می شود تا زمانی که از آن سوء استفاده نشود. احساسات و ترس تنها بهانه های ریاکاری در تلاش برای توجیه سودگرایی بورژوازی هستند. دفاع از قلمرو، لهجه ای که به ریشه های افراد تعلق دارد، ترغیب افراد یک ملت به داشتن چیزی مشترک، تنها ابزاری برای تحقق منافع شخصی خود هستند.

با این وجود، غریبه ای که به ملت تعلق ندارد، فایده اجتماعی خود را تنها به واسطه اینکه یک وسیله است دارد.

در سرمایه داری، افراد حضور دیگران در اطراف خود را نمی بینند. بلکه فقط کالاهایی را که می توانند (باید) مورد استفاده قرار گیرند را حس می کنند.

داگویل: نابودی جامعه توسط جامعه (نقد و بررسی فیلم داگویل) داگویل داگویل: نابودی جامعه توسط جامعه (نقد و بررسی فیلم داگویل)             3

سوء استفاده جنسی از نقش زن

اما گریس نه تنها غریبه است، بلکه زن نیز هست و این عنصری است که نمی توان از آن چشم پوشی کرد. کیدمن به دلیل زیبایی خود مورد احترام است. او مورد سو استفاده قرار می گیرد. دورادور دوستش دارند، اما مورد سوء استفاده قرار می گیرد. به این معنا که یک صحنه نمایانگر تجاوز به گریس توسط چاک است.

این صحنه در خانه اتفاق می افتد و به همین دلیل پشت درهای بسته اما از آنجا که دیوارهای خانه ها در صحنه تصور شده توسط کارگردان فقط از خطوط ترسیم شده روی زمین تشکیل شده است، تماشاگر واقعیت ناامید کننده تجاوز را مشاهده می کند که در جلوی چشم همه ساکنان داگویل اتفاق می افتد، اما آنها چیزی نمی بینند و هشدار نمی دهند.

این قطعاً یک استعاره قوی و قدرتمند از نگرش جامعه در مقابل خشونت های صورت گرفته بر نقش زن است. این مشکل واضح و آشکار است و توسط همه افراد شهر دیده می شود، اما هیچ کس برای تغییر این وضعیت اقدامی نمی کند و چیزی نمی گوید.

گریس سپس به عنوان یک شی، یک برده واقعی جامعه داگویل، تا پایان فیلم یا تا زمان ورود گانگسترها (همان چیزی که شخص قهرمان در فصل اول فیلم از آن فرار کرده است) باقی می ماند.

فرصت هایی برای تغییر

در اینجا ما پیچیدگی پلاتو قدرتمندی را داریم: رئیس گانگسترها در واقع پدر گریس است. در صحنه ای که در اتومبیل با او صحبت می کند، رئیس گانگستر ها دختر خود را به خاطر استکبار خود سرزنش می کند.

توجیه اعمال شیطانی دیگران در هر لحظه، فقط خودرایی است، زیرا او فکر می کند که سایر انسانها قادر به رعایت موازین عالی اخلاقی که به خود تحمیل می کنند نیستند.

گریس در ابتدا نمی خواهد به زندگی گذشته خود بازگردد، اما بعد به داگویل (استعاره جامعه) نگاه می کند و متوجه خود خواهی خودش می شود. او متوجه می شود که جامعه به هیچ وجه قابل توجیه نیست. او متوجه می شود که جامعه همیشه فرصت هایی برای پس گرفتن خودش داشته و خواهد داشت. فرصت هایی که به هرحال به طور غم انگیزی هدر می روند.

و پس از آن، صحنه ی نمایش کوچک و نمادین در آتش است. جهان در آتش است و خرده بورژوازی با آن از بین می رود. این سقوط کامل سرمایه داری است.

در پایان کار فون تریر به قتل عام ناراحت کننده و تمثیلی ساکنین داگویل ختم می شود.

قدرت جامعه را قتل عام می کند، اما در حقیقت این خود جامعه بود که باعث قتل عام خود شد.

پیش‌نویس خودکار معرفی فیلم؛ شاهین کره بادام زمینی The Peanut Butter Falcon2

معرفی فیلم؛ شاهین کره بادام زمینی

شاهین کره بادام زمینی (انگلیسی: The Peanut Butter Falcon) یک فیلم در ژانر درام به کارگردانی مایکل شوارتز است که در سال ۲۰۱۹ منتشر شد.

پیش‌نویس خودکار معرفی فیلم؛ شاهین کره بادام زمینی The Peanut Butter Falcon1 300x156

فیلمی در ژانر درام،کمدی،ماجراجویی که در سال ۲۰۱۹ به کارگردانی تیلر نیلسون و مایکل شوارتز اکران شد و توانست رضایت ۸۰ درصدی مخاطبان را کسب نماید و در باکس آفیس نیز موفق باشد.
داستان راجب زک یک پسر دارای سندروم داون است که رویای تبدیل شدن به یک کشتی کج کار حرفه ای را در سره خود می پروراند و تصمیم به فرار از آسایشگاه و پیدا کردن اسطوره زندگی اش میگیرد و در این راه…
فیلم در پلان اول و مدیوم شات اول شخصیت قصه مارا نشان میدهد تا عنصر قصه سازه فیلم مارا به مخاطب نشان دهد سپس با اکت های بعدی و موقعیت اول فیلم تم سفر و ماجراجویی خود را از اولین فرار زک نشان میدهد.سپس رول های دو سه نیز در فیلم با فضای داستانی خودشان نشان داده میشوند.فیلم با توجه به آنکه اثری پخته از کارگردانانی است که تا الان فیلم هایی کمتر مطرح شده و با اسلوب های حرفه ای ساخته اند اما شاهین کره بادام زمینی.در تصویر برداری ها و روایت بصری در خدمت پلات و فیلمنامه عمل کرده.فیلم با لانگ شات هایی که در تمام اجزای کادر با تکیه به ابعاد زیباشناختی عمل کرده گرایش ناتورالیستی کارگردانانو نیز نشان میده.کادربندی دقیق و تقارن و زاویه های ای لول دوربین که سوژه ها را در مرکز تصویر و قصه ما نشان میده.صداگذاری و صدابرداری های دقیق از محیط و نورپردازی های استاندارد و آمبیانس های متناسب با سکانس ها همگی فیلم را در ساحت فرم خود همچون یک سفر تشبیه کرده.با گذر از رود ها و مستر شات هایی که از ساختار یعنی طبیعت داده میشه.و یکی از دلایل آن این است که به غیر به اصطلاح آن آنتاگونیست های قصه ما همه پرسوناژ با محرک های شخصیتی و چالش هایی روبرو شده اند که سرشتی از طبیعت و عوامل وابسته به آن داشته تا میل انسان دوستانه فیلمساز مشخص شود که در مسیر زندگی و موانع طبیعت همه ما انسان ها چه سندروم داون و چه غیره ممکن است گریبان گیر مشکلاتی شویم و فرقی باهم در ری اکشن به آنها نداریم.فیلم موسیقی متن همخوان با ریتم فیلم و تدوین های پویا دارد و فیلمبرداری های کم نقص و در برخی سکانس ها میزانسن هایی فرمیک اعم از سکانس رقص النور و زک باهم دارد.شاهین کره بادام زمینی در امر تکنیکی اثری سرپا. است که ابژه را در مسیر قصه بخوبی می نمایاند.

 

پیش‌نویس خودکار معرفی فیلم؛ شاهین کره بادام زمینی The Peanut Butter Falcon 220x300

«شیا لباف»، «داکوتا جانسون» و «زک گاتسگن» در حال تبلیغ فیلم «The Peanut Butter Falcon». این فیلم در مورد یک پسر مبتلا به سندروم داون است که برای رسیدن به رویای کشتی گیر شدن از خانه فرار می‌کند.

 

اما بنظر میرسد که فیلم در فیلمنامه اثری سرپا تر است اما در پیرنگ کمی ضعیف مانند سکانسی که مافوق النور بدون دلیل مبرهنی اورا مسئول پیدا کردن زک میکند یا در شخصیت پردازی این این کاراکتر شناخت چندان کاملی از نیاز نمایشی و ماهیت آن جز سکانسی روی قایق داده نمیشود و این توام با بازی و اکت های ساده داکوتا جانسون نیز است اما فیلمنامه جزء این ایراد در درام سازی ها و شیمی شخصیتی میان زک و تیلر بخوبی عمل میکند.مانند آن سکانسی که تیلر در ماشین حضور دارد و حضور سگ و گفتن صاحب او از وفاداری اش.غبطه ای میخورد که زک را حتی کمتر از یک سگ میدید اما برگشت و این دو باهم شروع به سفری دوستانه و پر فراز و نشیب میکنند.و شخصیت پردازی تیلر که با فلش بک های خوب و نمودار کردن بخش های مختلف زندگی آن بخوبی پردازش میشود و سمپات مخاطب با او به عنوان دوست زک نیز برقرار میشود.فیلم شوخی سازی ها و لحظات کمیک استاندارد و زیبایی دارد و زیرمتن هایی نیز نظیر سیاست های تبلیغاتی و جذب کننده ورزش کشتی کج در فیلمنامه نیز وجود دارد اما نقطه عطف اصلی داستان شخصیت زک و تیپ سازی آن است که از نیاز نمایشی تا نوع دیالوگ نویسی ها برای این شخصیت توأم با بازی خوب بازیگرش مخاطب را همه جوره همراه با رویاپردازی و سفر او میکند که ساختار فیلمنامه نیز روی سفر نهادینه شده است و با کنش های مختلف در موقعیت ها که هریک بعدی دیگر از شخصیت ها به ما میداد میرسیم به مقصد و فصل پایانی فیلم یعنی تحقق رویای زک.و گره گشایی دوست داشتنی.

 

پیش‌نویس خودکار معرفی فیلم؛ شاهین کره بادام زمینی The Peanut Butter Falcon3 300x168

شاهین کره بادام زمینی با همان اشاره های سینمایی اش به کره بادام زمینی که تنها آذوقه آنها در سفر بوده تا زک که همچون شاهینی در مسیر رویاهایش پرواز میکند هم اسمی خلاقانه دارد و هم نیت و خلوص انسانی را در برقراری یک حس انسان دوستانه نشان میدهد.جاییکه که آدم هایی که به نوعی دغدغه مند از شرایط اجتماعی یا شخصی خود هستند تصمیم به همراهی با سفر زندگی میگیرند تا در آن عشق،انسانیت، فداکاری را یاد بگیرند.میل به تغییر در همه انسانها بذرش کاشته شده است فقط کافیست با جریان زندگی همراه شویم.شاهین کره بادام زمینی به ما می‌فهماند که فرقی ندارد سندروم داون باشیم یا یک انسان عادی برای رسیدن به خواسته هایمان هرکاری که باید بکنیم.از آنجا به بعد تاثیر ما روی دیگران و تحت تأثیر قرار دادن آنها با هدفمان است.فصل پایانی فیلم که فیلمساز به معنای واقعی مجیک رئالیسم را به عینیت نشانمیدهد.که زک حریفش را از رینگ پرتاپ میکند هرچقدر که از دیدگاه مخاطب تصنعی بنظر برسد اما در فضای داستانی بسیار حسی و خوشحال کننده است که این شخصیت دوست داشتنی ما سراخر به آرزویش میرسد.و این ما مخاطب و دوستانش بودیم که در این مسیر همراهی اش کردیم و همراهی کردن انسانها در مسیر رویاهایشان ممکن است همانقدر لذتی که به او میدهد به ما نیز بدهد حتی اگر مانند تیلر پای جونمان وسط باشد.شاهین کره بادام زمینی ممکن است فیلم تمام عیاری نباشد اما در این برهه فیلم های منفعل اثری با کانسپتی شریف است.

 

پیش‌نویس خودکار معرفی فیلم؛ شاهین کره بادام زمینی The Peanut Butter Falcon4 300x169

 

The Peanut Butter Falcon poster.jpeg پیش‌نویس خودکار معرفی فیلم؛ شاهین کره بادام زمینی 220px The Peanut Butter Falcon poster
کارگردان Tyler Nilson
مایکل شوارتز
تهیه‌کننده آلبرت برگر

ران یرکسا

نویسنده
  • Tyler Nilson
  • مایکل شوارتز
فیلم‌نامه‌نویس Tyler Nilson
مایکل شوارتز
بازیگران شایا لباف
داکوتا جانسونجان هاکس
بروس درن
جان برنثال
توماس هیدن چرچ
توزیع‌کننده رودساید اترکشنز
تاریخ (های) انتشار
مدت
۹۸ دقیقه
کشور آمریکا
زبان انگلیسی
بودجه ۶٫۲ میلیون دلار[۱]
گیشه ۲۰٫۷ میلیون دلار[۲][۳]

 

یک هیولا صدا می زند پیش‌نویس خودکار معرفی فیلم؛ يک هیولا صدا می زند A Monster Calls poster

معرفی فیلم؛ یک هیولا صدا می زند

هیولایی فرا می‌خواند (به انگلیسی: A Monster Calls) فیلمی در ژانر فانتزی تاریک محصول مشترک آمریکا و اسپانیا و به کارگردانی خوان آنتونیو بایونا است. فیلمنامه بر اساس رمانی با همین نام که در سال ۲۰۱۱ توسط پاتریک نس نوشته شده‌است به نگارش درآمده و خود پاتریک نس این وظیفه را بر عهده داشته‌است. لوئیس مک دوگال، لیام نیسون، فلیسیتی جونز، سیگورنی ویور، توبی کبل و جرالدین چاپلین در این فیلم هنرنمایی کرده‌اند.

 

پیش‌نویس خودکار معرفی فیلم؛ يک هیولا صدا می زند monster 300x200

هیولایی فرا می‌خواند برای اولین بار در ۱۰ سپتامبر ۲۰۱۶ در جشنواره فیلم تورنتو ۲۰۱۶ نمایش داده شد. این فیلم بعداً در ۷ اکتبر ۲۰۱۶ در اسپانیا اکران شد و در انگلستان در تاریخ ۱ ژانویه ۲۰۱۷ به نمایش درآمد. در ایالات متحده آمریکا فیلم به صورت محدود در ۲۳ دسامبر ۲۰۱۶ انتشار یافت که منتهی به انتشار گسترده آن در ۶ ژانویه ۲۰۱۷ شد اما با این حال به عنوان فیلمی مستقل و خارج از بدنه اصلی هالیوود از آن استقبال گرمی شد. بیشتر فروش فیلم مربوط به کشور اسپانیا می‌باشد. هیولایی فرا می‌خواند با استقبال منتقدان رو به رو شد و نقدهای ستایش آمیزی دریافت کرد. هیولایی فرا می‌خواند در سال ۲۰۱۷ چندین جایزه گویا برد و یکی از پر افتخارترین فیلم‌های تاریخ این جوایز محسوب می‌شود. فیلم در دوازده رشته نامزد شد و توانست ۹ جایزه از جمله جایزه بهترین کارگردانی برای بایونا و بهترین موسیقی را بدست بیاورد. همچنین هیولایی فرا می‌خواند موفق شد جایزه امپایر بهترین فیلم فانتزی را نیز در سال ۲۰۱۷ بدست آورد.[۶] این فیلم در تمام دنیا ۴۵٫۶ میلیون دلار فروش کرد.

 

 

پیش‌نویس خودکار معرفی فیلم؛ يک هیولا صدا می زند monster3 300x159

 

 

کانر اوملی (لوئیس مک‌دوگال) پسربچه‌ای تنها و غمگین و منزوی است که زندگیش با مشکلات ریز و درشت بسیاری گره خورده‌است. پدر و مادر او از هم طلاق گرفته‌اند و مادرش مدتی است که به سرطان مبتلا شده‌است. کانر بخاطر عجیب بودن و متفاوت بودنش مدام در مدرسه اذیت می‌شود و از قلدرها کتک می‌خورد. تنها سرگرمی کانر فقط نقاشی کشیدن است که استعداد ذاتی آن را از مادرش به ارث برده‌است. بعد از مدتی کانر برای خلاص شدن از این وضعیت اسفناک در ذهن خود هیولایی مخوف به شکل یک درخت خلق می‌کند که هر شب در ساعت ۱۲:۰۷ دقیقه نیمه شب به دیدنش می‌آید و به کانر می‌گوید که می‌خواهد برایش سه داستان واقعی تعریف کند. گرچه این ملاقات‌های شبانه و عجیب ابتدا یک ترفند ذهنی برای فرار از مشکلات شخصی کانر به نظر می‌رسد اما طولی نمی‌کشد که کانر دربارهٔ هویت واقعی درخت غول پیکر و اتفاقات تلخی که برای مادرش افتاده‌است دچار شک می‌شود و با خود فکر می‌کند که شاید این رؤیای به ظاهر عجیب واقعیتی عجیب تر باشد.

 

یک هیولا صدا می زند پیش‌نویس خودکار معرفی فیلم؛ يک هیولا صدا می زند monster4 300x159

«هیولایی صدا می‌زند» بررسی تامل‌برانگیزی در باب تاثیری که سایه‌ی مرگ بر روی زنده‌ها می‌گذارد است و بخش زیادی از دلیل موفقیت فیلم در انتقال این پیام، به هنرنمایی درخشان بازیگرانش مربوط می‌شود. مخصوصا لوییس مک‌دوگال در نقش کانر. نقشی که ترکیب دقیقی از تیزهوشی در نمایش هرج‌و‌مرج درونی شخصیت و بیرون ریختن احساسات خالص یک بچه‌ی وحشت‌کرده و سردرگم را طلب می‌کند و مک‌دوگال کارش را به‌طرز بی‌نظیری انجام می‌دهد. البته جز این هم انتظار نمی‌رود. ناسلامتی بایونا همان کسی است که تام هالند، اسپایدرمن جدید سینما را معرفی کرد و او با دو فیلم قبلی‌اش نشان داده که مهارت کم‌نظیری در بازی گرفتن از کودکان دارد. سینگوری ویور هنرنمایی سفت و محکمی در نقش مادربزرگ کانر دارد. او موفق می‌شود نه تنها خستگی ناشی از بیماری دخترش را منتقل کند، بلکه شیمی خیلی خوبی هم با لویس‌ مک‌دوگال دارد و فیلم در نمایش برخورد شخصیت‌های این دو، در حالی که پرخاشگری‌هایشان قابل‌درک باشد موفق است.

 

پیش‌نویس خودکار معرفی فیلم؛ يک هیولا صدا می زند monster2 300x159

بزرگ‌ترین خصوصیت «هیولایی صدا می‌زند» این است که مثل اکثر فانتزی‌های هالیوودی این روزها به سرهم‌بندی داستانی تکراری و چپاندن چندتا کاراکتر تک‌بعدی با لباس‌های پرزق‌و‌برق در آن خلاصه نشده است. عناصر فانتزی و شگفت‌انگیز تنها ویژگی فیلم نیستند. فیلم درباره‌ی یک هیولای بی‌شاخ و دم و رابطه‌ی آن با یک پسربچه نیست، بلکه درباره‌ی ماهیت این رابطه و کندو کاو در احساسات عمیق انسانی از طریق این هیولاست. داستان و فلسفه‌ی فیلم زیر سایه‌ی چیز دیگری قرار نمی‌گیرد. در عوض اینجا با استفاده‌ی اصولی و درستی از جلوه‌های ویژوال طرفیم. طراحی خلاقانه‌ی هیولای درختی و نحوه‌ی زنده شدن آن نه تنها تا پایان فیلم به چیزی عادی نزول نمی‌کند، بلکه جذابیت و میخکو‌ب‌کنندگی‌اش را در تمام طول فیلم حفظ می‌کند. «هیولایی صدا می‌زند» از اهمیت رفتار کردن با بچه‌ها مثل بزرگ‌ترها می‌گوید. فیلم درباره‌ی دعوت کردن بچه‌ها به دنیای تاریک و غم‌انگیزی که در بزرگسالی انتظارشان را می‌کشد است. فیلم درباره‌ی جواب دادن به هیولایی است که صدایمان می‌زند. درباره‌ی اینکه شیاطین و هیولاهای درون ما بخش جدایی‌ناپذیر و مهمی از وجودمان هستند که بهتر از هر چیزی دیگری حقیقت را بهمان نشان می‌دهند. درباره‌ی جواب دادن به هیولایی که صدایمان می‌زند.

 

برگرفته از ویکی پدیا

 

هیولایی فرا می‌خواند
A Monster Calls poster.jpg پیش‌نویس خودکار معرفی فیلم؛ يک هیولا صدا می زند A Monster Calls poster
پوستر رسمی اکران هیولایی فرا می‌خواند
کارگردان خوان آنتونیو بایونا
تهیه‌کننده Belén Atienza
Mitch Horwits
Jonathan King
نویسنده پاتریک نس
بر پایه هیولایی فرا می‌خواند اثر
پاتریک نس
بازیگران لوییس مک دوگال
لیام نیسون
فلیسیتی جونز
سیگورنی ویور
توبی کبل
جرالدین چاپلین
موسیقی فرناندو بلاسکس
فیلم‌برداری Óscar Faura
شرکت

تولید

Apaches Entertainment
La Trini
Participant Media
River Road Entertainment
توزیع‌کننده فوکس فیچرز
تاریخ (های) انتشار
  • ۱۰ سپتامبر ۲۰۱۶ (TIFF)
  • ۶ ژانویه ۲۰۱۷ (ایالات متحده)
مدت
۱۰۸ دقیقه
کشور ایالات متحده
زبان انگلیسی
بودجه ۴۳ میلیون دلار
گیشه ۴۵٫۶ میلیون دلار
کارگاه معماری رابطه معارفه کارگاه معماری رابطه اخبار: معارفه کارگاه معماری رابطه                                                   yellowviolet 01 724x1024

اخبار: معارفه کارگاه معماری رابطه

 

 

🌹🌲🌷🌴

کاهش استرس و اضطراب در رابطه

ایجاد رابطه زیبا در ازدواج
تبدیل رابطه دوستی به ازدواج
رابطه خوب فرزندان و والدین
افزایش کیفیت رابطه همکاران
بهره وری در رابطه با مشتریان

🙋🏻‍♂با کارگاه معماری رابطه🙋‍♀

مدرس : استاد یاوریان

معارفه این کارگاه به تاریخ ۱۰ دی در ساعت ۱۸ رایگان خواهد بود

شرکت برای عموم آزاد است

به دلیل محدودیت فضا جهت رزرو ؛ نام و نام خانوادگی و عدد ۳ را به ۰۹۱۰۰۲۰۰۴۹۵ ارسال نمایید

تهران – کلینیک آرامش

 

کارگاه معماری رابطه

  • آیا مدتهاست که به دنبال راهکاری برای بهبود کیفیت روابط خود با دیگران هستید؟
  • آیا احساس می کنید که روابط شما تحت کنترل شما نیستند؟
  • آیا می خواهید کیفیت رابطه خود را با همسر خود بهبود بخشید؟
  • آیا می خواهید رابطه ای زییا با همسر خود خلق کنید؟
  • آیا می خواهید رابطه دوستی خود را به رابطه همسری بدل کنید؟
  • آیا می خواهید فردی را به عنوان همسر برگزینید؟
  • آیا می خواهید با جنس مخالف ارتباط ایجاد کنید؟
  • آیا به دنبال ایجاد رابطه خوب با مدیر خود هستید؟
  • آیا به دنبال ارتباط مناسب با مشتریان برای فروش بالاتر هستید؟
  • آیا به دنبال بهبود کیفیت رابطه خود با همکاران هستید؟
  • آیا می خواهید با فرزند خود رابطه ای پربار و صمیمی برقرار کنید؟
  • آیا به دنبال رابطه‫ی‫ نزدیک با والدین خود هستید؟

 

کیفیت روابط شما به میزان مهارتهای آموخته شدهی شما بستگی دارد.

 

برخی از دستاوردهای شرکت در کارگاه معماری رابطه:

  • شناخت برخی عوامل اساسی موثر در رابطه و ارتباط موثر
  • شناخت عادات کنترل درونی و بیرونی
  • شناخت مولفه های رفتاری
  • شناخت دنیای مطلوب افراد
  • شناخت نیازهای اساسی خود و طرف مقابل رابطه
  • فراگیری مهارت کنترل خود
  • فراگیری مجموعه ای از مهارت های ایجاد ارتباط
  • فراگیری مجموعه ای مهارت های حفظ رابطه
  • فراگیری مجموعه ای مهارت های زیباسازی رابطه
  • ارتقا کیفیت روابط و تعاملات خانوادگی ، اجتماعی و حرفه ای
  • کاهش و حذف استرس و اضطراب های ناشی از روابط
  • برقراری ارتباط موثر و مدیریت روابط با همسر، فرزندان، همکاران و …

 

طول دوره: ۴ جلسه در ۴ سه شنبه متوالی

زمان دوره: از ساعت ۱۸ تا ساعت ۲۰ (در مجموع ۸ ساعت کلاسی)

آغاز دوره: سه شنبه ۱۷ دی ماه

مدرس دوره: سینا یاوریان

مکان دوره : تهران – خیابان گاندی جنوبی – نبش خیابان ۱۱ – کلینیک آرامش – ۸۸۸۵۷۲۶۳

مبلغ دوره: دویست و بیست هزار تومان بابت ۸ ساعت آموزش

ظرفیت دوره: ۲۰ نفر

 

روش ثبت نام:

  • بعد از جلسه معارفه با ۱۰ درصد تخفیف به صورت حضوری
  • از طریق سایت تا یک هفته بعد از جلسه معارفه با ۵ درصد تخفیف
  • از طریق واریز به کارت ۶۳۶۲ ۱۴۱۰ ۷۸۶۱ ۴۹۱۵ به نام سینا یاوریان

 

کارگاه معماری رابطه معارفه کارگاه معماری رابطه اخبار: معارفه کارگاه معماری رابطه                                                   yellowgreen 01 724x1024

اخبار: معارفه کارگاه معماری رابطه

 

 

🌹🌲🌷🌴

ایجاد رابطه زیبا در ازدواج
تبدیل رابطه دوستی به ازدواج
رابطه خوب فرزندان و والدین
افزایش کیفیت رابطه همکاران
بهره وری در رابطه با مشتریان

🙋🏻‍♂با کارگاه معماری رابطه🙋‍♀

مدرس : استاد یاوریان

معارفه این کارگاه به تاریخ ۳ دی ماه در ساعت ۱۸:۳۰ رایگان خواهد بود

شرکت برای عموم آزاد است

به دلیل محدودیت فضا برای رزرو تماس بگیرید
تهران – کلینیک آرامش : ۸۸۸۵۷۲۶۳

 

کارگاه معماری رابطه

  • آیا مدتهاست که به دنبال راهکاری برای بهبود کیفیت روابط خود با دیگران هستید؟
  • آیا احساس می کنید که روابط شما تحت کنترل شما نیستند؟
  • آیا می خواهید کیفیت رابطه خود را با همسر خود بهبود بخشید؟
  • آیا می خواهید رابطه ای زییا با همسر خود خلق کنید؟
  • آیا می خواهید رابطه دوستی خود را به رابطه همسری بدل کنید؟
  • آیا می خواهید فردی را به عنوان همسر برگزینید؟
  • آیا می خواهید با جنس مخالف ارتباط ایجاد کنید؟
  • آیا به دنبال ایجاد رابطه خوب با مدیر خود هستید؟
  • آیا به دنبال ارتباط مناسب با مشتریان برای فروش بالاتر هستید؟
  • آیا به دنبال بهبود کیفیت رابطه خود با همکاران هستید؟
  • آیا می خواهید با فرزند خود رابطه ای پربار و صمیمی برقرار کنید؟
  • آیا به دنبال رابطه‫ی‫ نزدیک با والدین خود هستید؟

 

کیفیت روابط شما به میزان مهارتهای آموخته شدهی شما بستگی دارد.

 

برخی از دستاوردهای شرکت در کارگاه معماری رابطه:

  • شناخت برخی عوامل اساسی موثر در رابطه و ارتباط موثر
  • شناخت عادات کنترل درونی و بیرونی
  • شناخت مولفه های رفتاری
  • شناخت دنیای مطلوب افراد
  • شناخت نیازهای اساسی خود و طرف مقابل رابطه
  • فراگیری مهارت کنترل خود
  • فراگیری مجموعه ای از مهارت های ایجاد ارتباط
  • فراگیری مجموعه ای مهارت های حفظ رابطه
  • فراگیری مجموعه ای مهارت های زیباسازی رابطه
  • ارتقا کیفیت روابط و تعاملات خانوادگی ، اجتماعی و حرفه ای
  • کاهش و حذف استرس و اضطراب های ناشی از روابط
  • برقراری ارتباط موثر و مدیریت روابط با همسر، فرزندان، همکاران و …

 

طول دوره: ۴ جلسه در ۴ سه شنبه متوالی

زمان دوره: از ساعت ۱۸:۳۰ تا ساعت ۲۰ (در مجموع ۸ ساعت کلاسی)

آغاز دوره: سه شنبه ۱۷ دی ماه

مدرس دوره: سینا یاوریان

مکان دوره : تهران – خیابان گاندی جنوبی – نبش خیابان ۱۱ – کلینیک آرامش – ۸۸۸۵۷۲۶۳

مبلغ دوره: دویست و بیست هزار تومان بابت ۸ ساعت آموزش

ظرفیت دوره: ۲۰ نفر

 

روش ثبت نام:

  • بعد از جلسه معارفه با ۱۰ درصد تخفیف به صورت حضوری
  • از طریق سایت تا یک هفته بعد از جلسه معارفه با ۵ درصد تخفیف
  • از طریق واریز به کارت ۶۳۶۲ ۱۴۱۰ ۷۸۶۱ ۴۹۱۵ به نام سینا یاوریان

 

معارفه کارگاه معماری رابطه اخبار؛ معارفه کارگاه معماری رابطه                                                   01 1 724x1024

اخبار؛ معارفه کارگاه معماری رابطه

 

🌹🌲🌷🌴

رابطه زیبا در ازدواج
تبدیل رابطه دوستی به ازدواج
رابطه خوب فرزندان و والدین
افزایش کیفیت رابطه همکاران
بهره وری در رابطه با مشتریان

🙋🏻‍♂با کارگاه معماری رابطه🙋‍♀

معارفه این کارگاه به تاریخ ۲۶ آذر در ساعت ۱۸:۳۰ رایگان خواهد بود
به دلیل محدودیت فضا برای رزرو تماس بگیرید
تهران – کلینیک آرامش : ۸۸۸۵۷۲۶۳

 

سینا یاوریان – سخنران ، مدرس و مشاور روانشناسی

پیش‌نویس خودکار معرفی فیلم؛ دستیار intern1 683x1024

معرفی فیلم؛ دستیار

دستیار یا کارآموز (انگلیسی: The Intern) فیلمی کمدی به کارگردانی نانسی مایرز است که در سال ۲۰۱۵ منتشر شد. در این فیلم بازیگرانی همچون رابرت دنیرو، ان هتوی، رنه روسو، آندرس هولم، اندرو رنلز، زک پرلمن، آدام دیواین، نات وولف، لیندا لوین، سلیا وستون، مری کی پلیس، استیو وینوویچ و مالی برنارد ایفای نقش کرده‌اند.

 

پیش‌نویس خودکار معرفی فیلم؛ دستیار intern2 300x162

 

داستان

بنجامین ویتاکر (دنیرو) بازنشسته‌ای است که از حدود سه سال پیش در غم از دست دادن همسرش به سر می‌برد. او که چندان از بی‌کار بودنش خرسند نیست، تصادفاً تبلیغ یک شرکت فروش اینترنتی لباس مبنی بر استخدام کارآموز باتجربه (سالخورده) را می‌بیند. بعد از آن وی به عنوان کارآموز، دستیار شخصی جولز آستین (هتوی) مدیر عامل شرکت می‌شود که بسیار در کار خود غرق شده و زندگی خصوصی و اجتماعی آشفته‌ای دارد. بن با تثبیت خود در کنار جولز به کمک او می‌شتابد.

 

 

پیش‌نویس خودکار معرفی فیلم؛ دستیار intern3 300x162

 

 

نقد فیلم

 

نانسی میرز از معدود کارگردانان زن هالیوودی است که در مسیر حرفه ایش که بیش از سه دهه ادامه داشته، همواره علاقه مند به روابط میان انسانها و مشخصا دنیای زنان بوده است. وی در فیلم « زنان چه چیز می خواهند » به سراغ مردی رفت که قادر بود به ندای قلب زنان گوش دهد و در آخرین ساخته اش هم به نام « پیچیده هست » به سراغ زوج کهنسالی رفت که دچار مشکلات زناشویی شده بودند. وی اینبار نیز شخصیت اصلی داستانش را مردی بازنشسته انتخاب کرده و او را در مقابل زنی جوان قرار می دهد و قرار است که مثل همیشه، این دو در کنار یکدیگر به توفیق برسند.

بن ( رابرت دنیرو ) پیرمرد بازنشسته ای است که تصمیم می گیرد که دوباره به بازار کار برگردد اما در عین حال می داند که بازگشتنش به کار با شرایطی که دارد، بسیار سخت است. به همین منظور، وی به سراغ اعضای اداره کننده یک سایت آنلاین فشن می رود که همه کاره این مجموعه دختری به نام جولز استین ( آن هاتاوی ) می باشد. بن در این شرکت به عنوان کاراموز مشغول به کار می شود و رفته رفته به دلیل تجربه های بسیار خوبی که در زندگی کسب کرده، در دل افراد جا باز می کند اما…

پیش‌نویس خودکار معرفی فیلم؛ دستیار intern4 300x200

 

«دستیار» دنباله روی دیگر آثار نانسی میرز است. میرز در طی دوران فعالیت هنری خودش به عنوان کارگردان، همواره شخصیت اصلی فیلمهایش را زنانی قدرتمند از لحاظ کاری و اجتماعی تشکیل داده اند. در « کارآموز » نیز آن هاتاوی زنی زیبا، قدرتمند و موفق است که به نظر می رسد از هر لحاظ عالی باشد. اما دقیقا در نقطه ای دچار آسیب پذیری و ضعف هست که دیگر شخصیت های زن فیلمهای سابق میرز نیز با آن دست و پنجه نرم کرده اند؛ یعنی ازدواج و مسائل مربوطه.

فیلم جدید میرز بر پایه رابطه میان بن و جولز می گذرد. خوشبختانه اینبار خبری از رابطه عاشقانه میان این دو نیست و اختلاف سنی بالای آنها می تواند ضامن این مسئله باشد که رابطه آنها دوستانه خواهد بود و سمت و سویی رمانتیک نخواهد گرفت. کلیت فیلم « کارآموز » نیز بر پایه همین رابطه دوستان میان دو شخصیت اصلی داستان بنا شده.

یکی از ویژگی های مثبت میرز در نگارش فیلمنامه، قدرت دیالوگ نویسی اوست. میرز ثابت کرده یکی از خلاق ترین و خوش ذوق ترین نویسندگان زن هالیوودی در نگارش متن می باشد و با نگاهی به آثار مختلف کارنامه هنری اش، می توان جملات ماندگار بسیاری را جستجو کرد. این اصل، در فیلم « کارآموز » نیز وجود دارد و صحبت های مختلفی که میان بن و جولز شکل می گیرد، شنیدنی و جذاب هستند و بهترین لحظات فیلم را تشکیل می دهند. این صحبت ها از خودشناسی گرفته تا دیدگاه نسبت به زندگی و آدمهای پیرامونمان، قطعا می تواند ارزش چند بار شنیدن را داشته باشد. میرز اینبار هم به خوبی ثابت کرده که همواره گزینه قابل اعتمادی برای ساخت یک اثر دیالوگ محور محسوب می شود.

پیش‌نویس خودکار معرفی فیلم؛ دستیار intern5 300x156

 

 

اما در عین حال که « کارآموز » اثر گرم و خوشایندی در بخش دیالوگ هاست، باز هم از مشکلات آثار سابق میرز در بخش روایت رنج می برد. متاسفانه خرده داستانهای فیلم « کارآموز » کشش چندانی ندارند و شخصیت های فرعی که به داستان ورود می کنند، فاقد پرداخت و عمل لازم هستند. رابطه میان جولز و همسرش هم که به تیرگی رفته و قرار است بن در این زمینه جولز را یاری دهد، چندان قادر نیست مخاطبش را درگیر کند چراکه فیلم زمان لازم برای پرداخت بهتر این مشکلات را فراهم نمی کند. « کارآموز » در بخش روایت، متوسل به کلیشه هاست و در تنوع موضوعاتی که مطرح می کند هم آنقدر جذابیت ندارد که به مخاطب اجازه دهد ذهنش را معطوف به فیلم نماید و به کلیشه ها فکر نکند.

با اینحال « کارآموز » بازیهای خوبی دارد و این غیرقابل پیش بینی نبود چراکه میرز اگرچه در بخش روایت داستان تا به امروز به مرز پختگی نرسیده، اما در بازی گرفتن از بازیگرانش تبحر دارد. رابرت دنیروی کهنه کار اینبار در نقشی کمدی، بازی خوبی از خود به نمایش گذاشته است اما کماکان باور کردنش در چنین جایگاهی که انواع و اقسام شکلک ها را با صورتش به نمایش بگذارد، سخت است! آن هاتاوی هم در نقش جولز، به نوعی یادآور فیلم « شیطان پرادا می پوشد » می باشد با این تفاوت که جایگاه وی به مدیر و همه کاره مجموعه تغییر یافته است. هاتاوی در « کارآموز » گرم و قابل باور است و آن لبخند کشیده اش هم درفیلم جواب داده است.

« دستیار» را در مجموع می توان کمدی ساده و جمع و جوری معرفی کرد که ادعایی ندارد اما می تواند شما را تا انتهای فیلم مشتاق نگه دارد. فیلم در روایت داستان پیرو کلیشه هاست و به فیلم بهتری از ساخته های پیشین میرز تبدیل نمی شود. اما خوشبختانه چندین سکانس میان جولز و بن که با دیالوگ های زیبایی همراه هست، می تواند باعث شود از گذاشتن زمانتان برای تماشای فیلم پشیمان نشوید؛ بعلاوه اینکه بهرحال « کارآموز » فیلمی نیست که حال شما را در این روزها بد کند و تلخی به همراه داشته باشد.

کتاب معرفی کتاب؛ تئوری انتخاب teorientekhab

معرفی کتاب؛ تئوری انتخاب

کتاب تئوری انتخاب (درآمدی بر روانشناسی امید) به نویسندگی ویلیام گلاسر توسط انتشارات سایه سخن منتشر شده است.

تئوری انتخاب یک تئوری مبتنی بر روانشناسی کنترل درونی است که معتقد است گذشته بر زندگی کنونی ما اثر شگرفی داشته و دارد، ولی تعیین کننده رفتار کنونی ما نیست. تئوری انتخاب معتقد است هنگامی که افراد در ارضای نیازهای خود ناکام می شوند، دست به رفتار می زنند. یعنی رفتار و عمل خاصی را انتخاب می کنند تا شاید بدان وسیله نیازشان را برآورده کنند.

درباره مولف
ویلیام گلسر، پزشک و روانشناس شناخته شده ای در جهان است که در سراسر جهان سخنرانی می کند. او نویسنده کتاب های زیادی از جمله تئوری انتخاب، واقعیت درمانی، مدرسه کیفیت و دور هم جمع شدن و دور هم  ماندن و رئیس انستیتو William Glasser در لس آنجلس است.

مشخصات کتاب

وزن ۶۸۵.۰۰۰۰
انتشارات سایه سخن
مولف ویلیام گلاسر
مترجم علی صاحبی
قطع کتاب رقعی
نوع جلد شومیز
نوع چاپ تک رنگ
نوع کاغذ معمولی

 

خلاصه ای از کتاب

گلاسر در کتاب تئوری انتخاب به اهمیتِ روابطِ خوب در زندگی پرداخته است. در این کتاب می خوانیم بجز بیماری، فقر و کهنسالی، سایر مشکلات مهم بشری مثل خشونت، بزهکاری، بدرفتاری با کودکان، بدرفتاری باهمسر، اعتیاد به الکل و مواد مخدر، روابط عاری از عشق و ناراحتی های هیجانی ریشه در روابط غیررضایت بخش دارند. کل این کتاب بیان این قضیه است و راه بهتر کنار آمدن با یکدیگر را نشان می دهد.

ویلیام گلاسر روی ۴ نوع رابطه که همگی باید بهبود یابند تمرکز می کند. این ۴ رابطه عبارتند از رابطه زن و شوهر، رابطه والد با فرزند، رابطه معلم با شاگرد و رابطه مدیر با کارمند.

به نظر نویسنده اگر روابط را بهبود نبخشیم، در کاهش مشکلات اشاره شده توفیق چندانی نخواهیم داشت. ابتدا، چنین ادعایی را ادعای گستاخانه می بینیم ولی پیش از آن که کتاب حاضر زیر چاپ برود ، آقای گلاسر به تحقیقات جدیدی دست یافت که نوجوانان برای پرهیز از رفتارهای خودمخرب، به روابط والد و فرزندی و معلم و شاگردی خوب احتیاج دارند.

 

از دیدگاه نظریه انتخاب اگر فردی در زندگی احساس نارضایتی و ناخشنودی می کند به این دلیل است که یک یا چند نیاز از نیازهای بنیادین (basic needs) او ارضا نشده است. اگر این نیازها را بشناسید می توانید تشخیص دهید که وقتی ناخشنود و ناراحت هستید کدام نیازهای شما ارضا نشده است و برعکس، وقتی که از زندگی راضی و خشنود هستید کدام نیازهای شما ارضا شده است.

 

تئوری انتخاب چیست و چه کاربردی دارد؟ کتاب معرفی کتاب؛ تئوری انتخاب                                    300x169

۵ نیاز اساسی از نظر ویلیام گلاسر:

۱-نیاز به بقا

نیاز به بقا از نیازهای فیزیولوژکی بدن برای زنده ماندن است،هر کسی بر اساس خواسته های خود و میزان نیاز به بقا رفتار خواهد کرد و ظرف خود را پر می کند.نه تنها در همه ی انسان ها بلکه در هر موجود زنده ای مشترک است.

۲-نیاز به عشق
همانگونه که ما نیازمند توجه به نیازهای دیگران هستیم و به عشق ورزیدن و مراقبت کردن از دیگران نیازاساسی داریم ،همان اندازه و حتی بیشتر برایمان مهم است که برای دیگران عزیز و دوست داشتنی باشیم و دیگران به نیازهای توجه داشته باشند

۳-نیاز به قدرت
در تئوری انتخاب منظور از نیاز به قدرت «قابلیت و توانایی»داشتن است .
در مفهوم بنیادی احساس قدرت به معنای احساس درونی خود شکوفایی و کنترل درونی داشتن است.دربردارنده ی احساس رشد ،پیشرفت ،اهمیت ،اعتماد و احترام به خود و تمام چیزهای مربوط به رشد است که به سنجش و نمره گذاری دیگران نیازمند نیست .

۴-نیاز به آزادی
نیاز به آزادی چهارمین نیاز روان شناختی از دیدگاه ویلیام گلاسر است .این نیاز به معنای استقلال و خود مختاری است .داشتن حریم شخصی ،توانایی انتخاب کردن ،احساس عدم محدودیت و اجبار در در محیط زندگی و اراده ی آزاد از عوامل مهم و لا ینفک مفهوم آزادی در نیاز به آزادی است .

۵-نیاز به تفریح
تفریح، پاداش ژنتیکی یادگیری است. ما وارثان کسانی هستیم که بیشتر یا بهتر آموخته اند. این بهتر و بیش تر آموختن به آنان مزیت حفظ بقا و زنده ماندن داده است و به این ترتیب نیاز به تفریح در ژن های ما جای گرفته است.

 

تئوری انتخاب در جامعه کتاب معرفی کتاب؛ تئوری انتخاب                                  300x169

این رویکرد مثبت نگر که توسط ویلیام گلاسر عرضه شده است، به عنوان درآمدی بر روانشناسی امید، توضیح
می دهد که چرا مردم رفتار می کنند. در این دیدگاه منشأ تمام رفتارها، نیازهای درونی انسان است و ما همواره
رفتارهای خود را در راستای ارضای این نیازها انتخاب می کنیم. بر این اساس، تئوری انتخاب را دراصطلاح
((روانشناسی کنترل درونی)) نیز می نامند که درواقع در برابر ((روانشناسی کنترل بیرونی)) که باور دارد ما و
دیگران متقابلا می توانیم یکدیگر را تغییر داده و یا خیر و صلاح دیگری را تعیین کنیم، ایستادگی می کند. این
دیدگاه منشأ احساس بدبختی در بشر را کنترل بیرونی دانسته و به دنبال آن است تا از طریق تئوری انتخاب
انسان را به آزادی و شادکامی در سایه روابط کیفی و انتخابهای مسئولانه، واقع بینانه و اخلاقی بر پایه کنترل
درونی رهنمون سازد.

ویلیام گلاسر تئوری انتخاب را در واقع روانشناسی کنترل درونی می نامد و به همین منظور روانشناسی کنترل
بیرونی را با بنیانهای زیر توضیح می دهد :
۱ -منشا تمام رفتارهای ما محرک های بیرونی می باشد و ما می توانیم از طریق آن دیگران را تغییر داده و یا
کنترل کنیم.
۲ -دیگران قادرند افکار، احساسات و اعمال ما را تعیین کرده و ما نیز می توانیم افکار، احساسات و اعمال آنها
را تغییر دهیم.
۳ -ما وظیفه داریم دیگران را مجبور کنیم تا از قواعد ما پیروی کنند و حق داریم درصورت مقاومت از تنبیه و
در صورت موافقت از تشویق و پاداش استفاده نماییم.
از دیدگاه گلاسر انسانها اکثرا از تلاش برای کنترل بیرونی استفاده می کنند و خیلی از افراد به نوعی یا در
معرض کنترل بیرونی قرار دارند و یا در حال تلاش برای رهایی از این کنترل و رساندن خود به جایگاهی که
خودشان بتوانند دیگران را تحت کنترل درآورند می باشند و به همین دلیل شادکامی و احساس سعادت
موضوعی دست نیافتنی برای انسان به شمار می رود.
ارتباطات در تئوری انتخاب به عنوان شاهراه ارضای نیازها معرفی می گردد و در واقع بنیادی ترین و مهمترین
مفهوم این تئوری است. ارتباطاتی که بر اساس کنترل بیرونی می باشند هیچگاه رضایت بخش نبوده و به عنوان
پایه اصلی تمام مشکلات بشری ( به جز عقب ماندگی ذهنی، فقر و کهنسالی) می باشد.
چهار تلاش بی ثمر بر اساس کنترل بیرونی به شرح زیر است :
۱ -شما سعی می کنید همواره به طور علنی یا ضمنی دیگری را مجبور به چیزی کنید که او نمی خواهد.
۲ -دیگری سعی می کند همواره شما را به طور علنی یا ضمنی مجبور به چیزی کند که شما نمی خواهید.
۳ -شما و دیگری همزمان در حال تلاش برای مجبور کردن طرف مقابل هستید.
۴ -شما همواره خودتان را مجبور به چیزی می کنید که نمی خواهید.

(واقعیت درمانی) با رویکرد روان درمانی مبتنی بر تئوری انتخاب به دنبال این است تا همراه با آموزش تئوری
انتخاب، افراد را به مسئولیت پذیری دعوت و به آنها کمک کند تا با پذیرش واقعیت و انتخابهای اخلاقی و
مسئولانه، ارتباطات خود را براساس کنترل درونی کیفی سازد و زندگی خود را به سوی شادکامی و سعادت
هدایت نمایند. بر اساس واقعیت درمانی،واژه بیماری و آسیب شناسی،مردود بوده است و اساسا پذیرش بیماری
را شیوه ای جهت فرار از زیر بار مسئولیت انتخاب ها می دانیم. علائم و بیماریها در واقعیت درمانی ،
راهکارهای خلاق افراد به منظور ارضای نیازهایشان می باشد و ادامه این شیوه ها هر چند آسیب و رنجهایی را
در بر دارد اما قطعاً نشان دهنده تاثیر آنها در برآورده سازی نیازها خواهد بود.

 

ده اصل بنیادین «تئوری انتخاب»

اصل اول:
تمام آنچه از تولد تا مرگ از ما سر میزند «رفتار» است. تمام رفتارهای ما یک «رفتار کلی» است که از چهار
مؤلفهی به هم پیوسته: عمل، فکر، احساس و فیزیولوژی تشکیل شده است.
این بدین معناست که اگر شخصی عصبانی میشود یعنی عصبانی شدن را انتخاب کرده است.کسی که افسرده
است در واقع افسردگی را انتخاب کرده است.
اصل دوم:
تمام رفتارهای کلی، انتخابی هستند، اما ما فقط بر مؤلفههای عمل و فکر بهطور مستقیم و بر مؤلفههای احساس
و فیزیولوژی بهطور غیرمستقیم کنترل داریم.
اصل سوم:
تمام رفتارهای کلی معمولاً با فعل، آنهم بهصورت مصدر یا اسم مصدر بیان و با مؤلفهای که در هنگام بروز
رفتار بیشتر قابل تشخیص است نامگذاری میشوند.
اصل چهارم:
ما توسط پنج نیاز ژنتیکی سوق داده میشویم که عبارتند از:
۱ .نیاز به بقا و زنده ماندن؛
۲ .نیاز به عشق و احساس تعلق؛
۳ .نیاز به قدرت؛
۴ .نیاز به آزادی؛
۵ .نیاز به تفریح.
البته شدت و ضعف این ویژگی ها در افراد مختلف متفاوت است.آقای گلسر اذعان می کند که نمی داند علت
این موضوع چیست؟
اصل پنجم:
ما میتوانیم این نیازها را فقط تصویر یا تصاویری که در دنیای مطلوب خود داریم ارضا کنیم.
اصل ششم:
تنهای فردی که میتوانیم رفتارش را کنترل کنیم، رفتار خودمان است.
تعارض در رابطه انسانی
۱ :من میخواهم دیگری را مجبور به کاری کنم.
۲ :دیگری میخواهد مرا مجبور به کاری کند.
۳ :من و دیگری میخواهیم همدیگر را کنترل کنیم. (مجبور کنیم.)
۴ :من میخواهم خودم را مجبور به کاری کنم.
باورهای کنترل بیرونی
۱ :من میتوانم دیگری را کنترل کنم.
۲ :چیزها و امور مهمتر از افراد هستند.
۳ :من وظیفه دارم که از افراد انسانهای بهتری بسازم.
اصل هفتم:
تمام آنچه میتوانیم از دیگران دریافت کنیم و به دیگران بدهیم «اطلاعات» است.
اصل هشتم:
تمام مشکلات روانشناختی طولانیمدت، مشکلات رابطهای هستند.
هفت عادت مخرب روابط انسانی
۱ : .عیبجویی (انتقاد)
۲ .سرزنش
۳ .شکوه و گلایه
۴ .نق و غرغر
۵ .تهدید
۶ .تنبیه
۷ .دادن باج یا رشوه برای تحت کنترل گرفتن دیگری
هفت عادت سازنده که باید جایگزین عادات مخرب سازیم
۱ .گوش سپردن
۲ .حمایت
۳ .تشویق
۴ .احترام
۵ .اعتماد
۶ .پذیرش
۷ .گفتگوی همیشگی برای حل اختلافات
اصل نهم:
همیشه آن رابطهی مشکلدار، بخشی از زندگی کنونی ماست.
اصل دهم:
وقایع دردناکی که در گذشته بر ما رفته است، اگرچه برآنچه امروز هستیم تأثیری شگرف داشته، اما بازنگری و
مرور این گذشتهی دردناک، برآنچه امروز لازم است انجام دهیم، یعنی بهبود بخشیدن به رابطهی مهم کنونیمان،
اثر ناچیزی داشته و هیچ کمکی به ما نمیکند.

 

شما می توانید با شرکت در کارگاه ” معماری رابطه” استاد یاوریان ، روابط خود را بهتر مدیریت کنید…

 

کتاب معرفی کتاب؛ تئوری انتخاب choicetheory 212x300

کتاب معرفی کتاب؛ ازدواج بدون شکست (با هم بمانیم) Staying together

معرفی کتاب؛ ازدواج بدون شکست (با هم بمانیم)

راهکارهای ارائه شده در این کتاب برخلاف اسمی که در ترجمه گرفته، فقط برای زوجین و فقط برای رابطه در ازدواج نیست بلکه روش های ارائه شده در آن که براساس تئوری انتخاب می باشد، برای همه روابط از جمله رابطه والدین و فرزندان، رابطه مدیر و کارمند، رابطه معلم و شاگردی و رابطه دوستان هم کاربرد دارد.

آقای گلسر رفتارهای صحیح، چگونگی واکنش به رفتار مقابل، عادت های بد و مخرب و … را در این کتاب به روشی ساده و در قالب داستان‌هایی واقعی که در تک‌تک زندگی هر کدوم از ما ممکنه اتفاق بیفته، توضیح داده. گلسر در این کتاب، تاکید ویژه‌ای بر روی تئوری انتخاب داره و حرفش اینه که تمام رفتارهای ما در ذهن ما برنامه‌ریزی شده‌اند، میتونیم کنترل کنیم (کم و زیاد کنیم) اما در نهایت همون چیزی هستیم در اول بودیم. همین اول، میخواد یه نکته رو روشن کنه. شما فقط می تونید رفتار خودتون رو اصلاح کنید، نه رفتار دیگران رو… دل نبندید به تلاش برای تغییر دیگران اما با اصلاح رفتار خودتون، می تونید به صورت غیر مستقیم بر روی رفتار بقیه هم تاثیر بگذارید.

 

ترسیم نیمرخ‌ها بر اساس شدت نیازها: با شناخت پنج نیاز خود و همسرتون/دوست‌پسر/دوست‌دخترتون خیلی راحت میتونید بفهمید مشکل اساسی شما کجاست. یه کاغذ بردارید و این پنج نیاز رو برای خودتون و پارتنرتون مشخص کنید. امتیاز بندی کنید؛ از ۱ تا ۵. شمارۀ ۱ (بسیار کم)، ۲ (کم)، ۳ (متوسط)، ۴ (زیاد) و شمارۀ ۵ (بسیار زیاد). نیمرخ شما یه عدد پنج رقمی میشه. برای مثال، اگر شدت تمام نیازها متوسط باشد، نیمرخ شما ۳۳۳۳۳ است، اگر شدت نیازهایتان بسیار زیاد است، اون عدد ۵۵۵۵۵ خواهد شد.
بعد ازینکه شدت نیاز خودتون و پارنترتون رو مشخص کردید، در هر کدوم از پنج‌تا نیاز بالا که اختلاف بیشتر از دوتا داشته باشید، مثلا در نیاز به آزادی شما ۵ هستید و پارتنرتون ۳، به مشکل میخورید چون نمیتونید همو درک کنید و این به علت، تفاوت در نیازهاتونه. و فکر نکنید اگه تفاوت دارید باهم، یعنی یه کدوم از شما مشکلی داره تو شخصیتش، اینطور نیست. فقط این نیاز کمتره. اصلا بحث من خوبم، تو بدی نیست. صحبت از نقش ژن‌هاست.

 

خلاقیت: خلاقیت نبض تپنده یک رابطه‌است. سورپرایز کردن، رفتن به یک مکان جدید که تابحال نرفتید، شکستن تابوهایی که از بچگی تو مغز ما کردن از رابطه، خلاقیت در رابطه جنسی و … همه‌ش میتونه جزئی از خلاقیت باشه. استفاده از خلاقیت، رابطه رو شاداب نگه می‌داره. اجازه میده هربار که پی‌ام میده یا همو میبینید، فارغ از تمام مشکلاتی که در زندگی روزمره باهاش دست‌وپنجه نرم می‌کنید، لحظاتی که باهمید بقیه چیزها رو فراموش کنید، بی‌اختیار لبخند بزنید و درون خودتون از اینکه باهاش هستید احساس خوشبختی کنید. رابطه‌تون رو زنده نگه دارید، شاید فردا برای این‌کارها دیر باشه.

 

رفتارهای مخرب عبارتند از:
۱. انتقاد کردن ۲. سرزنش کردن ۳. شکوه و شکایت کردن ۴. غرغر کردن ۵. تهدید کردن ۶. تنبیه کردن ۷. باج دهی برای کنترل کردن دیگری
از این رو این عادات را مخرب می‌دانم که اگر برای مدت طولانی اعمال شوند، زندگی‌های زناشویی بسیاری را از بین می‌برد.

فرض اصلی کنترل بیرونی این است که: اگر احساس ناخشنودی می‌کنم، من مسئول این احساس نیستم، بلکه دیگران و رویدادها و عوامل خارج از کنترل من آن را در من ایجاد کرده‌اند و مقصرند یا دست خودم نیست، بلکه مغز من به لحاظ ساختاری یا شیمیایی به گونه‌ای است که بدون آن‌که بخواهم، این مشکل را ایجاد میکند.

شما می‌توانید بیش‌تر از موفقیت‌هایتان درس بگیرید تا از ناکامی‌هایمان. تاسف بر شکست‌های گذشته اتلاف وقت گران‌بهایی است که باید صرف آفریدن حالِ رضایت‌بخش شود.

گفتگو کردن تنها راه حل مشکلات مربوط به نیاز به آزادی است. اگر طرفین نپذیرند که هریک به مقدار معینی آزادی نیاز دارند، زندگیشان رنگ رضایت و خشنودی نخواهد دید.

افرادی که به شدت عاشق یکدیگرند، با رضایت خاطر به یکدیگر آزادی می‌دهند و کاملاً در عشقشان احساس امنیت میکنند و به راحتی فضای آزاد مورد نیاز را در اختیار یکدیگر قرار می‌دهند. باید بدانم وابستگی عاطفی نیز یک رفتار کنترل‌گرانه است. با یادگیری تئوری انتخاب به ما کمک می‌کند چگونه فضای خالیِ نبودِ همسرمان را پر کنیم.

 

تست هوش هیجانی چگونه باعث موفقیت و رشد فردی شما می شود؟ (تست+ تحلیل آزمون) کتاب معرفی کتاب؛ ازدواج بدون شکست (با هم بمانیم) emotional intelligence test 300x166

 

رفتارهای پیوند دهنده:
۱. گوش کردن ۲. حمایت کردن ۳. تشویق کردن ۴. احترام گذاردن ۵. اعتماد کردن ۶. پذیرفتن فرد همانگونه که هست ۷. گفتگوی همیشگی بر سر اختلافات

ایجاد و نگهداری رابطه برای خشنودی ما بسیار حیاتی است و به محض این که مشکلی ایجاد شد باید با گفتگو و مذاکره آن را حل کرد.

لازم است که نگاهمان را عوض کنیم، بدین معنا که همۀ ما چه زن و چه مرد از هوش و ذکاوتمان استفاده کنیم و در صورتی که روش کنونی در زندگی جواب نمی‌دهد، روشمان را تغییر دهیم.

طبق تئوری انتخاب پذیرفته‌ام که فقط می‌توانم رفتار خودم را کنترل کنم.

عاشق بودن نیازمند توجه و دقت بسیار زیاد است.

ازدواج محدودکننده‌ترین شرایطی‌ است که یک انسان می‌تواند برای خود تصور کند.

هنگامی که عشقم را کاملاً به او نثار می‌کنم، دیگر علاقه‌ای به نگاه کردن به فرد دیگری ندارم، اما همچنان آزادم، زیرا به انتخاب خودم، منحصراً با او خواهم ماند.

اما آن‌چه به تداوم رابطۀ جنسی رضایت‌بخش منجر می‌شود، دوستی و صمیمیت میان زوجین است.

با همسرتان همان‌طور رفتار کنید که با بهترین دوستتان رفتار می‌کنید.

 

 

شما می توانید با شرکت در کارگاه ” معماری رابطه” استاد یاوریان ، روابط خود را بهتر مدیریت کنید…

 

کتاب معرفی کتاب؛ ازدواج بدون شکست (با هم بمانیم) choicetheory 212x300

کارگاه شناخت خود و ساختار کائنات کارگاه شناخت خود و ساختار کائنات فایل صوتی: کارگاه شناخت خود و ساختار کائنات artem kovalev 86365 unsplash 1024x683

فایل صوتی: کارگاه شناخت خود و ساختار کائنات

یه چیزهایی در درون ما هست که مانع ما میشه و ما رو متوقف میکنه اما نباید نا امید شد. به ندای درونتون گوش بدین، صدایی هست که میخواد ما پیروز شیم.

خیلی از ما ها فقط منتظریم و نشستیم تا دنیا، تا روزگار، خودش بیاد بیاره بده بهمون. ولی اگر داستان اینجوریا که ما فکر میکردیم نباشه چی؟

اگر داستان اینجوری باشه که باید میخواستیم، باید طلب میکردیم تا بهمون بدن چی؟ دیدین وقتی آدم منتظر یه مهمون عزیزه، چه حال و هوایی داره. خونه رو آماده میکنه، قرار مداراشو کنسل میکنه، به سر و وضع خودش میرسه. اصلا یه انرژی تو وجود آدم میاد که انگار ادم جون دوباره میگیره.

بعد جالب اینه که مهمون کی قراره بیاد؟ دو هفته دیگه! یعنی وقتی ما منتظر یک اتفاق خوبیم، برنامه ریزی میکنیم. خودمون رو برای اون اتفاق خوب آماده می کنیم و جالبه! وقتی منتظرم عزیزم بیاد، با کوچکترین علامتی متوجه اومدنش میشم. صدای ماشینش میاد، صدای موتورش میاد. صدای پاش میاد! قبل از اینکه در بزنه در رو براش باز میکنم! این داستان عین زندگی ماست!

ما اگر منتظر اتفاق خوب باشیم، و براش برنامه داشته باشیم، تا کوچکترین نشونه ای ازش میب ینیم، میریم به استقبالش و میاریمش تو. برعکسش هم هست؛ یعنی وقتی ما راجع به اتفاقی منفی فکر می کنیم و نگرانیم، با کوچکترین علامت، دست اون اتفاق بد رو می گیریم و وارد زندگیمون می کنیم. یعنی میخوام بگم چه بسا این ما هستیم که بدی های اتفاقات رو وارد زندگیمون می کنیمو حتی ممکنه اون اتفاق به خودی خود بد نبوده باشه!

پس تو یک کلام! وقتی به چیزی فکر می کنیم، ما داریم براش کارت دعوت می فرستیم! اما چرا اینجوریه؟

چون ما قدرتمندیم! ما قدرتمندیم چون جزئی از یک کل قدرتمند و منظم هستیم. ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند. برای من به شرط اینکه مقصدی برای رسیدن تعریف کرده باشم. به شرط اینکه هدفم و رسالت زندگیم رو بشناسم و بدونم که قراره با کمک این ابرو باد به کجا برم؟.

اگر نیاز اصیلی، آرزوی اصیلی در درون من به وجود اومده حتما پاسخی هم در دنیای بیرون براش وجود داره، وگرنه  بین این همه آدم چرا این مسئله باید دغدغه و و مسئله من باشه؟

باید مقصدی وجودداشته باشه تا بتونی تابلوهای به سمت اون مقصد رو هم ببینی. خیلی وقتا تابلو و علائم هست، ولی چون ما نمیدونیم دقیقا میخوایم کجا بریم، اصلا متوجه علائم و نشانه ها نمی شیم و از کنار تابلوها به راحتی رد می شیم و هی دور خودمون می چرخیم! امواجی ک مغز ما تولید میکنه در کل کائنات منتشر میشه. کائنات رام اراده و باورهای ماست. ما باید در خواست کنیم تا بتونیم دریافت کنیم. و انتخاب با ماست که از این هستی قدرتمند تاریکی طلب میکنیم ،یا نوور؟

ما در کارگاه شناخت خود و ساختار کائنات انسان رو به عنوان جزئی از کائنات بررسی میکنیم. از انرژی های کیهانی و تاثیر پذیری انسان از نظام هستی براتون میگیم. از رابطه عجیب و عمیق ذهن و جسم در ساختار کائنات اگاه می شید. و باهم یاد میگیریم که چطور میتونیم از قدرت کائنات در راه  رسالت و اهدافمون استفاده کنیم. یادمون باشه.

اگر ندونیم به کجا می خوایم بریم ممکنه به هیچ کجا هم نرسیم! باد هست، آب هست، خورشید هم هست. اما آیا بذری هم کاشتیم تا از  قدرت کائنات و مشیت الهی، انتظار سبز کردن سرزمینمون رو داشته باشیم؟

یادمون باشه نمیشه جلوی طوفان های زندگی رو گرفت ولی میشه با اگاهی و آمادگی، قایق زندگی رو به سلامت به مقصد رسوند.