Boy Girl friend

دوستی و آشنایی

 

 
می خواهم در خصوص یکی از اندیشه هایی که در جامعه ما برقرار هستند و در عملکرد ما تاثیر مهمی دارند بنویسم. اینگونه اندیشه ها بسیار پایه ای هستند و در ذهن مردم ما ریشه دوانده و بدون بررسی عواقب آن به آنها عمل می شوند و هنگامی که در مورد آنها بررسی و نقد صورت می گیرد بلافاصله بدون اندیشه در مورد تبعات آن ، نویسنده انگ می خورد.
 
می خواهم در مورد خواستگاری در ایران بنویسم. خواستگاری چه برای دوستی چه برای ازدواج.
 
در ایران پیشنهاد (Offer) برای دوستی به معنای درخواست (Ask) ترجمه می شود. د ر ذهن دختر و پسر ایرانی چنین حک شده که پسر از دختر درخواست دوستی می کند و دختر آن را بررسی کرده و پاسخ می دهد. لغت خواستگاری نیز همین معنا را در خود نهفته دارد. 
در جهان متمدن و برابر ، اگر دختر و پسری با نگاه به هم احساس کشش نسبت به هم داشتند معمولن پسر است که پا پیش می گذارد و پیشنهاد دوستی را ارائه می کند و دختر از پسر بابت اینکه پا پیش گذاشته تشکر می کند. 
اگر این مورد در ایران اتفاق بیافتد وقتی پسر پا پیش می گذارد دختر از او می پرسد هدف شما از این پیشنهاد چیست؟!
بیاییم ابتدا بررسی کنیم که تفاوت این دو عملکرد چیست؟ 
نکته اول این است که هنگامی که خود را موجودی برابر با دیگری بدانیم ، پیشنهاد شخص دیگری را درخواست تلقی نخواهیم کرد. به این صورت که اگر خود را بالاتر از او بدانیم از او خواهیم پرسید که چرا به ما این پیشنهاد را داده است. اگر خود را کمتر از او بدانیم همچنان با وجود اینکه در درون خود خوشحال هستیم اما در مورد هدف ایشان از این پیشنهاد سوال خواهیم کرد. اما اگر خود را برابر با او بدانیم از حسن نظر ایشان نسبت به خودمان تشکر خواهیم کرد.
 
نکته دوم این است که هنگامی که به ما پیشنهادی می شود البته آن باید مورد بررسی قرار گیرد. آیا دختر اروپایی همان وحله اول پیشنهاد را می پذیرد؟ این یک پیشنهاد برای آشنایی است و در واقع هر دو طرف شناختی نسبت به هم ندارند. پس پاسخ مهرآمیز و تشکر آمیز دختر اروپایی به پیشنهاد پسر اروپایی به معنای قبول پیشنهاد دوستی نیست بلکه به معنای پذیرفتن پیشنهاد آشنایی است. پس این نکته نیز مهم است که ما دو مقوله آشنایی و دوستی را در ذهن خود جدا کنیم همانطور که شایسته است معنای دو مقوله پیشنهاد و درخواست را در ذهن خود روشن سازی کنیم.
چه در ایران و چه در اروپا ، پیشنهاد پسر به دختر ، یک پیشنهاد برای آشنایی است. آن، نه یک درخواست است و نه یک پیشنهاد یا درخواست برای دوستی. به این دلیل که پسر نیز به مانند دختر نسبت به طرف مقابل خود شناختی ندارد فقط به دلیل کششی که ایجاد شده است پیشنهاد آشنایی را ارائه داده است.
در ایران پیشنهاد پسر به دختر در ذهن دختر ایرانی ( و تا حدودی بالجبار در ذهن پسر ایرانی) به معنای درخواست برای دوستی ترجمه می شود. یعنی هم یک درخواست است (نه پیشنهاد) و هم درخواستی است برای دوستی (نه برای آشنایی). در نتیجه پاسخی که به دنبال می آید سوال در مورد این است که چرا شما من را برای دوستی انتخاب کرده اید و برای آن درخواست می دهید.
اما در اروپا آن یک پیشنهاد تلقی می شود و دختر در پاسخ به پسر پیشنهاد دهنده می گوید : ممنون از حسن نظری که نسبت به من دارید البته می تونیم که با هم آشنا بشیم.
آیا این پاسخ برای آشنایی ، تعهدی به دنبال می آورد؟ نه. این پیشنهاد و پاسخ به پیشنهاد ، هیچ تعهدی برای طرفین به دنبال ندارد. چرا که هر دو در مورد دیگری ناآشنا هستند و می خواهند که طی جلساتی با هم آشنا شوند و اگر به هم علاقمند شدند پس از آن دوستی را آغاز کنند.
اما در ایران نگرانی از ایجاد تعهد بعد از گفتن پاسخ بله به پیشنهاد که البته درخواست ترجمه شده است ، سبب می شود که قبل از هرگونه پاسخی ، سوال و جواب از پسر پیشنهاد دهنده شروع شود. 
در ایران هر دو طرف به گونه ای گنگ هستند به این دلیل که در این مورد فرهنگی وجود ندارد و همه نیاموخته با آزمایش و خطا و رنجاندن همدیگر سعی در ایجاد رابطه هستیم.
این یک نمونه از نیاموختگی فرهنگی ماست که تعریف مشخصی از لغات و فرهنگ مشخصی برای اقدام نداریم و یا فرهنگ نادرستی جا افتاده و ما بدون بررسی به آن عمل می کنیم و نتایج آن مشهود است. هر روز آمار ازدواج پایین و آمار طلاق بالا می رود. البته این یکی از دلایل این آمار است در مورد بررسی ازدواج و طلاق مقاله دیگری خواهم نوشت.
حال می خواهم چند سناریوی پیشنهاد و پاسخ را بررسی کنم
 اگر دختر و پسری با نگاه به هم کشش داشته باشند و پسر پا پیش گذاشته و پیشنهاد آشنایی دهد. 
 
۱. اگر دختر مودب و متینی باشد دو گزینه داریم
I. یا پاسخی نمی دهد تا همچنان پسر به درخواست های خلاقانه خود ادامه دهد تا هم پسر را تا حدودی بشناسد و هم بله را زود نگفته باشد که به دختر هرزه بودن متهم نشود.
II. یا مودبانه و با لبخند پیشنهاد را برای آشنایی می پذیرد
۲. اگر دختر مودب و متینی نباشد دو گزینه داریم
I. یا پاسخی نمی دهد و با وجود اینکه در درون خود خوشحال است اما با اخم و ترشرویی به سمت مخالف نگاه می کند یا می ایستد که او برود یا رفتارهای عجیبی نشان می دهد که پسر به درخواست های خود و به التماس ادامه دهد تا شاید او التفات فرموده و نگاهی خوش بیاندازد.
II. یا بی ادبانه به پیشنهاد کننده پاسخ تند داده و او را می راند در حالی که می داند که بر طبق فرهنگی که داریم او همچنان به درخواست های خود ادامه خواهد داد و او را نرم خواهد کرد بنابراین همچنان با تندی ناز می کند.
 اگر پسری به دختری پیشنهاد دهد که آن دختر تمایلی به ارتباط با آن پسر نداشته باشد. 
 
۳. اگر دختر مودب و متینی باشد دو گزینه داریم
III. با احترام و ادب از پیشنهاد و حسن نظر او تشکر می کند و به طور مثال می گوید که نامزد دارد یا این که می گوید که ما به هم نمی آییم که در غرب به صراحت اما مودبانه می گویندWe Are not same type : یا You are not my type. یعنی شما اونی نیستید که من به دنبالش هستم.
IV. یا پاسخی نمی دهد و ترشرویی هم نمی کند و از او تقاضا می کند که لطفن تنهایش بگذارد.
۴. اگر دختر مودب و متینی نباشد دو گزینه داریم
III. یا پاسخی نمی دهد و با ترشرویی مسیر خود را تغییر می دهد.
IV. یا بسیار بی ادبانه و حتا با توهین به پسر می گوید که مزاحم نشود و یا حتا فحش می دهد و یا حتا تهدید می کند.
 
سناریوهای بسیار دیگری نیز وجود دارند که نمی توان همه آنها را در اینجا ذکر کرد . در همه سناریوهای بالا فرض اولیه این است که پسری با ادب یک پیشنهاد آشنایی را ارائه می کند. البته پیشنهادهای بی ادبانه یا گستاخانه مورد نظر نیست چون بدیهی است که رد شده هستند. اگر گزینه های دیگری نیز مایل هستید که بیان کنید دریغ نکنید.
 
پس منظور من از شکافت این مسئله این است که برداشت ما و نگرش ما به موضوع واکنش ما را تعیین می کند. و البته واکنش ما نیز بستگی کامل به تربیت ما دارد. 
پس ۱- اندیشه ما در مورد کلمات و فرهنگ ما ، نوع واکنش ما را تعیین می کنند که از تربیت و فرهنگ ما ناشی می شوند که شاید با مطالعه بیشتر اندیشه های مختلف بتوانیم اندیشه ای ساختمند در ذهن خود پدید آوریم .
۲- نوع واکنش هایی که بلد هستیم نیزتعیین کننده رفتار ما هستند که از آموزش های پیشین ما ناشی می شوند که چه رفتارهایی را در قبال چه مسائلی آموخته ایم و بلد هستیم و شاید با آموختن روش های بیشتر رفتارهای بهتری از خود بروز دهیم.
با دو گزینه بالا می توانیم که فرهنگ شخص خود در همه زمینه ها و در نهایت جامعه خود را ارتقا دهیم .
 
برگردم به موضوعی که سعی در شکافت آن دارم. درخواست و پیشنهاد. 
چند سال پیش که این موضوع را مطرح کردم که در ایران دختر ناز می کند و پسر باید ناز بکشد، دوستی در پاسخ نوشت که این طبیعت دو جنس است. اما در پاسخ به ایشان و همه دوستانی که حضوری نیز همین پاسخ را به من داده اند بیان می کنم که به دلیل تبعات بسیار منفی که در نوشته های بسیارم به آن اشاره کرده ام ، غرب این روش را کنار گذاشته و روش متمدانه تری را برگزیده است.
انسان به طبیعت خود غلبه کرده است . اولین غلبه ای که انسان بر طبیعت می آموزد ، خودداری از دفع و ادرا ر غیرارادی یا در ملاء عام است. سپس آموخته می شود که در مکان عمومی عمل جنسی نداشته باشد. انسان، بسیاری از طبیعت خود را تغییر می دهد تا به تمدن دست یابد. در بین حیوانات مشاهده می کنیم که نر به دنبال ماده می رود و بعد از کشمکش به طبیعت خود می پردازد. آیا بین انسان ها، این پیشنهاد به معنای درخواست جنسی است؟ اگر این پیشنهاد به معنای درخواست جنسی است بله آن نیز آداب خاص خود را دارد و یکی ناز می کند و دیگری از پر و بال او تعریف می کند یا یکی قیمت می دهد و دیگری چانه می زند. اما هنگامی که موضوع در مورد دوستی و آشنایی و ازدواج است، مسئله متفاوت است.
مقوله دوستی و عشق که چانه زنی ندارد. بله خسرو به دنبال سکس به شیرین بسیار چانه زد و شیرین به توصیه دایه خود نپذیرفت و در نهایت عشق بود که ازدواج را در پی داشت.
پس برابری زن و مرد در جامعه غربی سبب می شود که در مورد عشق چانه زنی نباشد و اگر چانه زنی وجود داشته باشد به معنای درخواست سکس خواهد بود. اگر دو نفر به هم کشش دارند و متمدنانه به این فکر می کنند که لازم هست برای دوستی با هم آشنا بشوند و بعد دوستی ایجاد کنند دیگر چانه زنی و ناز معنا ندارد بلکه دو طرف برای آشنایی با هم قرار می گذارد. حتا ممکن است پیشنهاد دهنده بعد از آشنا شدن بیشتر از ادامه رابطه منصرف شود. 
پس در ایران هنگامی که دختر در همان ابتدای پیشنهاد از پسر می پرسد که چرا او را انتخاب کرده است و آیا او به همه دخترها این پیشنهاد را می دهد، پسر یا باید دروغ بگوید که دختر ایرانی از همین خوشش می آید و یا باید سکوت کند چرا که دلیلی برای بیان احساس و کشش خود نمی داند که رابطه ایجاد نخواهد شد.
نتیجه گیری اینکه اکثر ارتباط هایی که در ایران شکل می گیرد شروع آن بر پایه دروغ است که دختر مسبب آن است. اگر دختر بیاموزد که این یک پیشنهاد برای آشنایی است و پاسخ او این باشد که فقط برای آشنایی ما می توانیم یک یا دو جلسه با هم سخن بگوییم و بعد از آن در مورد رابطه تصمیم بگیریم یا اگر پسر چنین توضیحی داد او بپذیرد، بسیاری از مسائل ابتدایی و بعدی و در نهایت فرهنگی حل خواهد شد.
تعریف فرمول های فرهنگی برای تعیین یک سری قرارداد ها جهت دوری از آسیب های اجتماعی در جامعه ضروری هستند و متاسفانه این موضوع در جامعه ما اتفاق نیافتاده و ناگزیر هر خانواده ای یا هر پدری برای خانواده خود قوانینی وضع کرده اند که تنها قواعد موجود تربیتی محسوب می شوند که بسیار ناقص هستند و با هم همخوانی هم ندارند و در ضمن نگهدارنده ذهنیت پدرسالاری در جامعه نیز هستند . به این معنی که در کلان ، ذهن ایرانی نمی تواند به دموکراسی بیاندیشد به این دلیل که هنوز روش ها و قواعدی را برای دوری از آسیب در جامعه تعریف نکرده است و ناگزیر است پیرو آنچه که وجود دارد و عرف نامیده می شود باشد.
 
شاداب باشیم و آگاه در هوشیاری

سینا یاوریان – سخنران ، مدرس و مشاور روانشناسی

دختر و پسر

دوستی دختر و پسر ( قسمت دوم: اروپا)

 

در جوامع اروپایی اگر لباس های زنان در یک قرنٍ پیش و پِیشتر رو نگاه کنیم همانند لباس های زنان امروزی ما بودند. لباس هایی بلند و روسری و حتی اشراف زادگان نوعی فلز گرد برای دامن هایشان داشتند که به نوعی باسن را از جلوه پنهان می کرد. 
در مورد روابط مرد و زن، همه بسیار پایبند اصول کلیسا بودند و غیر از این اصول مورد تنبیه همگان قرار می گرفت. همه، متخلفین رو طرد می کردند و کلیسا آنها را به مجازات می رساند. حتی در فرانسه که شاید می توان گفت اولین مکان آزادی روابط زنان و مردان بود مرد خاطی به زندان می رفت و به شانه زن خاطی داغی نهاده می شد که شناخته شود و کسی با او ازدواج نکند.
چطور شد که الان این همه تفاوت بین قوانین آن زمان و اکنون در اروپا پیش آمد تا جایی که در انگلیس ازدواج مرد با مرد قانونی شد.
قبلاً اگر محدودیت های کلیسا نبود هرج و مرج پیش می آمد و پلیس وجود نداشت که در همه جا حضور داشته باشد و حامی مردمان درستکردار باشد. بنابراین حجاب برای زن و محدودیت های مختلف و ایجاد ترس از کلیسا و خدا برای هر دو یعنی زن و مرد، امنیت را تأمین می کرد.
وقتی حکومت های مستقل با توان اجرایی قوی از طرف مردم بر سر کار گمارده شدند و قوانین مشخصی برای همه چیز تدوین شد و مردم آموزش داده شدند و این قوانین با دین آمیخته شد و آداب مشخصی بو جود آمدو مردم پایبند اصولی شدند که مغایرتی با اصول گذشته نداشت اما تفاوت آن در امنیت بود، آزادی در حجاب و سپس آزادی در انتخاب و آزادی در دوست شدن و آزادی در سکس شکل گرفت.
این که گفته می شود امنیت ، منظور برقراری امنیت در مقابل کسانی که همواره وجود داشته و دارند که یا درست آموزش ندیده اند یا در مکان هایی بزرگ شده اند که نمی دانند آموزش یعنی چه و یا شرایط ذهنی خاصی دارند. در هر صورت این افراد همواره در همه جوامع وجود داشته اند(البته الان در سوئیس وجود ندارند. چون همه مناطق کاملاً تحت پوشش آموزش قرار دارند.) پس باید امنیت به طریقی ایجاد شود یا با ترس و دین و یا با حضور قانون. وقتی مأموران انتظامی در همه جا حضور داشته باشند دیگر زن دلیلی نمی بیند که خود را در پارچه های ضخیم بپیچد یا شب از خانه بیرون نیاید. 
امنیت رابطه مستقیم با فرهنگ دارد، و اگر فرهنگ به حد متناسبی نرسیده باشد لازم است که نیروی انتظامی در همه جا حضور داشته باشد برای محافظت از مردم البته نه فضولی در کار مردمان که در مقاله های پیش به آن اشاره شده است. همه می دانند که دزدی خلاف است پس اگر پلیس دزدی را ببیند او را بازداشت خواهد کرد. همه می دانند که تجاوز به حریم یک زن و یا ایجاد مزاحمت برای او درست نیست و باید پلیس با آن مقابله کند. ولی اینکه در کار مردمان دخالت کند و برای آنها کسب تکلیف کند بدون اینکه زیانی به دیگران رسانده باشند نه تنها امنیت را برقرار نمی کند که به بی امنی دامن می زند. 
مقاله بعد در مورد عامل دیگر تغییر قوانین در اروپا خواهد بود.

سینا یاوریان – سخنران ، مدرس و مشاور روانشناسی

Girl Boy Friendship

دوستی دختر و پسر

 

    از من خواستن که در مورد دوستی دختر و پسر بنویسم و این خواسته کاملاً کلی بوده و با وجودی که پرسیدم که اگه منظور مورد خاصی هست بنویسم ولی جوابی دریافت نشد. به نظر میاد که منظور در همه موارد هست. 
قبلاً هم نظرات خودم رو در مورد دوستی دختر و پسر در مقالات مختلف نوشتم ولی مقاله خاصی رو به این مورد اختصاص ندادم ، می خوام یک سری مقاله در سطح معلومات خودم در این مورد بنویسم.
 
از آنجایی که انسان حیوانی متفکر است و جمعی زندگی می کند، برای بهتر شدن زندگی خود، برای رفتارها و عملکردهای افراد جامعه خود قوانینی وضع کرده است. این قوانین در هر جامعه به اقتضای آن جامعه وضع شده اند و در برخی موارد با قوانین جوامع دیگر متفاوت هست. بطور مثال پاک کردن دماغ(فین کردن) در جمع در اروپا حتی سر میز غذا عیب محسوب نمی شود ولی در ایران زشت است.
این قوانین به مرور گروه بندی شده و گروهی آداب معاشرت ، گروهی فرهنگ اجتماعی و گروهی قوانین خانواده یا تجارت یا اقتصاد و غیره نامیده شده اند.
این قوانین در اکثر جوامع با پدیده ای به نام دین ایجاد شده اند و به صورت اعتقاد در وجود انسان ها کاشته شده اند تا همه به آنها پایبند باشند تا جامعه بتواند از پس حل بسیاری از مشکلات برآید.
 
اما همواره مشکلات در حال تغییر هستند و اکثر مشکلات بعد از حل شدن یا مشکلات دیگری را در پی دارند یا جای خود را به مشکلات جدیدی می دهند که ارتباطی به مشکلات قبلی ندارند و ناشی از تکنولوژی و چیز های نو ظهور است. در هر صورت مشکل وجود دارد و انسان باید با روش های تازه تر برای رفع آن ها اقدام کند. یک نمونه از تغییر مشکل وجود بیماری های مختلف در سده های مختلف است. که به طور مثال طاعون در سده ای بسیاری از جان ها رو گرفت ولی راه حلی برای آن یافت شد. حال ایدز بیداد می کند و دانشمندان در صدد یافتن راه حلی برای آن هستند. نمونه دیگری از مشکلات، پی آمد راه حلی برای تعدد فرزندان در چین بود که در مقاله ای در همین وبلاگ آن را توضیح داده ام که در آرشیو موجود است.
 
و اما دوستی دختر و پسر؛ انسان و همه حیوانات دیگر جفت آفریده شده اند ، اما در اثر مشکلاتی که انسان در جامعه خود مشاهده کرد راه حل هایی برای رفع این مشکل ارائه کرد. مشکلاتی همچون تملک زن از طرف یک مرد و نگاه مرد دیگر به آن زن که جنگ هایی را در پی می آورد. این موضوع الان بین حیوانات به چشم می خورد. که حتی نر، بچه های یک ماده را می کُشد تا بچه های خود را بِکارد.
 
قوانینی برای رفتار های زن و قوانینی برای رفتارهای مرد وضع شد که با دین های مختلف این قوانین مستحکم تر شد و با اعتقادهای مختلف در خون و پوست افراد جامعه رسوخ کرد و شاید اصل مطلب (که این قوانین برای چه بوجود امده اند) فراموش شد.
 
ادامه دارد…

سینا یاوریان – سخنران ، مدرس و مشاور روانشناسی

شاه خوبان

شاه خوبان_ اندر معنای عشق

 این متن قسمتی از بخش “اندر معنای عشق” از کتاب پزشک و روح نوشته دکتر ویکتور فرانکل می باشد. عنوان مقاله از من است.

بخش “اندرمعنای عشق” بسیار پربار است و این تنها قسمتی از این کتاب است ، قسمت اصلی این بخش به معنای عشق راستین و روش های عشق ورزی و تحلیل آنها می پردازد.
همانطور که اکثر دوستان می دانند کتاب معروف دکتر ویکتور فرانکل که به عموم توصیه می شود ” انسان در جستجوی معنا” می باشد.
هر دو کتاب در سایت گروه نیک اندیشان در دسترس خواهد بود.

    …
تأکید بر ظاهر ، به بها دادن بیش از حد به ارزش “زیبایی” در زندگی شهوانی منتهی می شود. در عین حال شخص از این شمار بی ارزش شده است. در “زیبا” دانستن زن چیزی تحقیر کننده وجود دارد. آیا استفاده از این صفت در نهایت به این معنا نیست که ما تعمداُ از کاربرد صفت های دیگر دوری می کنیم و از داوری درباره کیفیات ذهنی زن می پرهیزیم؟ برآوردی گزاف در مقوله ای نسبتاُ کم ارزش این ظن را بر می انگیزد که ما عمدتاُ مایل به برآوردن مقولاتی با ارزش والاتر نیستیم. به علاوه، تأکید بر ظواهر نه تنها مؤید بی ارزش شمردن شخصی است که مورد داوری قرار گرفته است، بلکه هم چنین نشانه بی ارزش شمردن داوری است. زیرا اگر من درباره زیبایی زنی سخن بگویم ، این امر نشانه آن است که نه تنها چیزی مناسب درباره شخصیت آن زن ندارم ، بلکه رغبت چندانی هم نسبت به شخصیت وی ندارم – زیرا به کیفیات شخصیت بها نمی دهم.
تمام عشوه گری ها ، همه عاشق پیشگی ها ی معمولی گذشته و حال، به شخصیت درونی یار به طور ناخودآگاه توجه ندارند. یگانگی و تفرد دیگری عمداُ در این گونه برخوردها نادیده گرفته می شوند. مردمی که داوطلب این گونه عشق ورزی های سطحی اند ازتعهدات عشق واقعی می گریزند، از هر نوع حس داشتن پیوندهای واقعی با یار فراری اند – زیرا این پیوندها مسؤولیت به بار می آورد. این عده در مفهومی جمعی پناه می گیرند و یک “سنخ” را ترجیح می دهند؛ یارشان در هر موقعی کم و بیش نماینده اتفاقی آن سنخ است. ایشان بیش تر سنخ بر می گزینند تا شخصی بخصوص را . عشق ایشان معطوف “دیدهای” سنخی ولی غیرشخصی است. آن سنخ زنانه ای که بیش تر مورد پسند واقع می شود، دختری است که در گروه همسرایان کار می کند.
هنگامی که شخصیت این سنخ را تجزبه کنیم به آسانی می توان وی را درک کرد. دختر همسرا ، به اصطلاح سمبلی است از دختران “عمده فروش” . او نمونه ای جدایی ناپذیر از ساز و کاری معین است: تمام گروه. او عضو گروه رقص است و به این تربیت بخشی از یک گروه جمعی. با این حساب وی نمی تواند از چهارچوب آن گروه پا فراتر بگذارد، او نمی تواند در دسته ای که روی صحنه هستند از خط گروه خارج شود. مردم معمولی امروزی این نوع زن را به عنوان زن آرمانی برای عشق ورزی برمی گزیند، زیرا این زن ، با بی شخصیتی خود نمی تواند به مرد مسؤولیت تحمیل کند. این نوع زن همه جا هست. همان گونه که در نمایش ، دختری را می توان جای دختر دیگر نشاند، این دسته از زنان در زندگی به آسانی جابه جا می شوند. دختر سمبلیک گروه رقص و آواز زنی است بی شخصیت که هر مردی بدون نیاز به رابطه شخصی و تعهد می تواند به وی نزدیک شود؛ زنی که این مرد می تواند داشته باشد و از این رو به عشق نیازی ندارد. این گونه زن مانند شیئی است بدون خصیصه های شخصی ، بدون ارزش شخصی. تنها شخص انسان می تواند معشوق را دوست داشته باشد، بی شخصیتی دختر رقصنده را نمی توان دوست داشت. در این زنان مشکل، وفاداری وجود ندارد؛ بی وفایی تابع بی شخصیتی است. نه تنها بی وفایی در این گونه روابط شهوانی محتمل است؛ بلکه ضروری نیز هست. زیرا آن جا که سعادت در عشق موجود نباشد، این فقدان را باید با کمیت لذت جنسی جبران کرد.
این نوع عشق ورزی ، نشانه ای از شکل معیوب عشق که اغلب این جمله را درباره شان به کار می برند؛ “من این زن را داشته ام” . این جمله بطور کامل ماهیت این گونه عشق ورزی را به معرض نمایش می گذارد. آن چه که “دارید” می توانید دور بیندازید؛ آنچه که مالک آنید، می توانید تغییرش دهید. هرگاه مردی ” مالک زنی باشد، به آسانی می تواند وی را مبادله کند، حتی می تواند برای خود زنی دیگر بخرد.”
این رابطهء “داشتن” در نگرهء زن نیز رونوشتی دارد. زیرا اینگونه عشق ورزی سطحی که تنها به سطح یار ، ظاهر بیرونی وی توجه دارد، خود برای زن هم موضوعی سطحی است. آنچه که شخصی به اینگونه “هست” به حساب نمی آید، تنها چیزی که به حساب می آید مقدار نیازی است که شخص به عنوان یار احتمالی جنسی دارد. آنچه که دارید ممکن است برهم بریزد، همینطور “سطح” زن نیز – با آرایش- قابل تغییراست. بنابراین نگرهء زن با نگره مرد تطبیق می کند. این زن آن چه در قدرت دارد، به کار می برد تا کیفیت های شخصی خود را پنهان سازد، تا مرد را با آنها آزار ندهد، و به مرد آن چیزی را بدهد که در جست و جویش است؛ یعنی چیزی که مرد ترجیح می دهد. این زن – یا بهتر است گفته باشیم “عروسک” شهری معاصر – به طور کامل در ظاهر خود غرقه است. او می خواهد که “مورد مصرف” واقع شود. ولی نمی خواهد که به شدت مورد مصرف واقع شود ، و نمی خواهد برای آن چه که به واقع هست به کار گرفته شود؛ یعنی شخص آدمی با همه وحدانیت و تفردش. او می خواهد به عنوان عضوی از یک جنس به کار گرفته شود، و از این رو تن اش را ، با تمام کیفیات غیر اختصاصی آن در معرض دید می گذارد . او می خواهد بی شخصیت باشد و نمایندهء آن دسته زنانی که طرفدار مد روزاند و نمایش دهندهء اتفاقاتی که در بازار بیهودگی های شهوانی روی می دهد. این زن هرچه برده وارتر خواهد کوشید این سنخ مردمی را تقلید کند، و در انجام این کار الزاماُ باید به خود و خویشتن خود وفادار نباشد.
برای مثال ، این زن می تواند نمونهء خود را از میان هنرمندان سینما برگزیند. او بارها و بارها خود را با سنخ می سنجد. سنخی که نمایش دهندهء خود او یا نمونهء زن آرمانی مردی است که با او است. او ابداُ نیازی ندارد بر شخصیتی که در تمام موجودات انسان یگانه و مقایسه ناپذیر است تأکید کند.
این زن حتی اشتیاقی هم ندارد که خود نوع جدیدی از زن دیگر بیافریند، و برای ارائه شیوه ای جدید هم اقدامی نمی کند. وی به جای آفریدن دسته ای جدید، به این راضی است که نمایندهء دستهء خود باشد. این زن با شادی، و در کمال آزادی، خود را به مردی از آن دسته که ترجیح می دهد، عرضه می کند. این زن هرگز خویشتن را در اختیار مرد قرار نمی دهد، هرگز عاشقانه خویشتن را تسلیم نمی کند.
با پرداخت این چنین گمانه ها و طی کردن این گونه خط سیر، بیش تر و بیش تر از حقیقت دور می افتد و تجربهء شهوانی را کام می بخشد. زیرا مردی که از این قماش زنان بر می گزیند، ابداُ خواهان او نیست؛ این مرد در واقع قماش خود را برگزیده است. این زن با تبعیت از امیال مرد، در واقع به آن چه مرد نیاز دارد و می خواهد ” دارا” باشد، پاسخ می گوید. و هر دو طرف معامله دست خالی هستند. به جای جستجوی یکدیگر و یافتن خویشتن هم دیگر ، یافتن وحدانیت و تفرد که به تنهایی برای عاشق یکدیگر بودن و زندگی ارزشمند داشتن کافی است، این زن و مرد خود را فریب داده اند. زیرا هر مرد در کار خلاق خود، آشکارساز وحدانیت و تفرد خویش است، ولی در عشق وحدانیت و تفرد یار خود را به خویش می گیرد. در تسلیم دو جانبهء عشق ، در داد و دهش میان دو انسان ، شخصیت هر یک از طرفین به جای خود می آیدو تکانهء عشق تا آن لایه ای از وجود پیش می رود، که در آن هر وجود شخصی آدمی ، دیگر نمایندهء “دسته ای” خاص نیست، بلکه نشانهء خود او است، غیرقابل مقایسه ، جایگزین ناپذیر و دارای شوکت کامل وحدانیت خویش. این شوکت ، شوکت آن فرشتگانی است که به عقیدهء فلاسفه اسکولاستیک نشانهء نوع نیستند؛ بلکه از هر کدام شان تنها یک مورد وجود دارد.

 
شاه خوبانی و منظور گدایان شده ای
قدر این مرتبه نشناخته ای یعنی چه
 
شاداب باشیم در هوشیاری و آگاهی
 

سینا یاوریان – سخنران ، مدرس و مشاور روانشناسی

Blood Type

گروه خونی

 

    
در مورد خودم در رابطه با گروه خونی به نکته ای پی برده بودم که برام جالب بود. با چند نفر در میان گذاشتم که بیشتر روشن شد. بعد که در اینترنت هم در مورد گروه خونی مطالعه کردم مطالب بیشتری رو متوجه شدم. اون موردی که در مورد شخصیت خودم توجه من رو جلب کرده بود در مطالب اینترنت بهش اشاره نشده ولی در مطالب اینترنتی هم به رابطه گروه خونی و شخصیت پرداخته شده هر چند که نمی شه گفت به صورت علمی هم ثابت شده.
بعداز اینکه نظر خودم رو نوشتم مطالب اینترنتی رو هم در مورد رابطه شخصیت و گروه خونی که از چند سایت گرفتم اینجا قرار می دم شاید که برای خواننده ها جالب باشه.
 
گروه خونی من +O هست . همونطور که اکثر شما می دونید ، گروه خونی +O به همه گروه های خونی A B AB O می تونه خون بده ولی فقط از +O می تونه خون دریافت کنه. من در شخصیت خودم متوجه این موضوع شدم که در حین اینکه می تونم محبت کنم ولی از هر کسی نمی تونم محبت یا هدیه ای قبول کنم و فقط از افراد خاصی می تونم بپذیرم. این موضوع من رو به معنای عزت نفسی که در خود احساس می کنم می رسونه. 
برای تحقیق در این مورد با چند نفر نیز صحبت کردم. یک خانم ۶۰ ساله که در کوه با هم همراه بودیم به طور تصادفی در مورد گروه خونی خود که +O می باشد صحبت کردند و من در مورد یافته خودم در مورد رابطه شخصیت و گروه خونی خودم به ایشان گفتم. ایشان گفتند ” درسته من هم همینطور هستم. چرا ما اینطوری هستیم؟ شاید ما غُد هستیم؟!” 
نمونه دیگر؛ آقای پیرایشگر موهای من هست که هنرمند هست و ۱۶ سال هست که از ایشون وقت می گیرم و موهای من رو با هنرمندی پیرایش می کنه. هربار که پیشش می رم درحین پیرایش صحبت می کنیم و از هم می آموزیم. در دیدار اخیر از خصوصیات خودش صحبت می کرد که از هرکسی چیزی قبول نمی کنه و به خاطر به دست آوردن چیزی خودش رو کوچیک نمی کنه، که به طور روشن نشان از عزت نفس داشت. از گروه خونیش پرسیدم و گروه خونی ایشون هم +O هست. خودشون از موضوع بده بستان گروه خونیشون مطلع بودند. بعد از اینکه موضوع رابطه گروه خونی و این خاصیت ایشون رو بهشون گفتم، گفت “نمی دونم شاید از غرور ماست!” ولی من به ایشون گفتم عزت نفس و شرف الان کم شده و افراد نادری مثل ایشون هستند.
 
چند سال پیش در این وبلاگ در مورد غرور مثبت نوشتم و به همین موضوع عزت نفس و شرف مربوط می شه. که در مطلب بعدیم به این موضوع خواهم پرداخت.
همونطور که در مطلب نظریه شخصیت نوشتم شاید بشه بیشتر رفتارها رو تغییر داد.
 
حالا نظر شما رو به مطالب اینترنی در مورد گروه خونی جلب می کنم که در مورد صحت یا سقم  اونها مسوولیتی را نمی پذیرم؛
 
همواره شاداب و شناور باشید
 
سینا یاوریان – سخنران ، مدرس و مشاور روانشناسی
 
*****************************************************
سیستم گروه خونی (ABO)
 
در سال ۱۹۰۱ میلادی فیزیولوژیست اطریشی بنام کارل لاند شتاینر 
 
( Karl Landsteiner) موفق به کشف سیستم گروه خونی گردید . اوبه افتخار این کشف بزرگ درسال ۱۹۳۰ به دریافت جایزه نوبل پزشکی نایل آمد. 
 
 
 
——————————————————————————–
 
 
 
لاند شتاینر در آن زمان دریافته بود که بعضی از انسان ها روی سطح گویچه های قرمز خونشان یک ماده پروئئینی دارند. او نام این ماده پروئئینی را آنتی ژن Aلاند شتاینر این افراد که روی سطح گویچه های قرمزخون خود آنتی ژن A داشتند . را در گروه خونی A قرار داد. 
 
 
——————————————————————————–
لاند شتاینر به مطالعات خود ادامه داد تا اینکه افرادی را یافت . که روی سطح گلبولهای قرمزخونشان عامل پروتئینی د یگری وجود داشت نام این آنتی ژن B را نهاد 
——————————————————————————–
واین گونه نتیجه گرفت افرادی که روی سطح گویچه های قرمزخونشان آنتی ژن Bباشد. به گروه خونی B تعلق دارند. 
——————————————————————————–
لاند شتاینر دامنه مطالعاتش را افزایش می دهد در این مسیر افرادی کمی را می یابد که روی سطح گویچه های قرمز خونشان هر دو عامل آنتی ژنی A و B را یکجا داشتند آنها را در گروه خونی AB قرار می دهد.
——————————————————————————–
 
 
بالاخره کشف او نتیجه بخش می شود چون افرادی یافت می شوند
 
که در سطح گویچه های قرمز خونشان هیچیک از عامل های آنتی ژنی A و B را نداشتند .این آدمها در گروه خونی O قرار گرفتند 
 
 
 
نتایج مهم : 
 
سیستم گروه خونی براساس تحقیقات ارزشمند کارل لاند شتاینر (ABO )بنا می شود که در این سیستم جمعا ۴ نوع گروه خونی A , B , AB , O وجود دارد.
 
اگر گروه خونی شما (A) است , در سطح گویچه های قرمز خون شما آنتی ژن 
 
(A) و جود دارد و در داخل سرم یا پلاسمای خون شما آنتی کر B موجود است .
 
اگر گروه خونی شما (B) است , در سطح گویچه های قرمز خون شما آنتی ژن 
 
(B) و جود دارد و در داخل سرم یا پلاسمای خون شما آنتی کر A موجود است
 
اگر گروه خونی شما (AB) است , در سطح گویچه های قرمز خون شما آنتی ژن (A , B) و جود دارد در داخل سرم یا پلاسمای خون شما آنتی کرهای, A B وجود نه دارند.
 
اگر گروه خونی شما (O) است , در سطح گویچه های قرمز خون شما آنتی ژن (A , B) و جود نه دارد در داخل سرم یا پلاسمای خون شما آنتی کرهای, A B وجود دارد.
 
تهیه کننده : مهدی خواجه – آموزشیار آزمایشگاه سلام گویچه قرمز http://abo.blogsky.com
 
 
********************************************************
 
تشخیص شخصیت از روی گروه خونی شما 
 
 
گروه خونی O :
صادق، خوشبین و پر انرژی هستند و از اعتماد به نفس بالایی برخوردارند. برای رسیدن به هدف قدرت و تحمل خوبی دارند. اگر در میانه راه به بیهوده بودن کاری که در حال انجامش هستند پی ببرند، خیلی راحت آنرا رها می کنند. درباره ی گذشته مثبت اندیشند، لذا چندان افسوس گذشته را نمی خورند.به مسائل مادی اهمیت می دهند. آرام و باثباتند و در برابر صداقت بسیار حساسند. رک و صریح نظراتشان را بیان می کنند. می توانند از جزئیات براحتی صرفه نظر کنند. غالباً از رهبری کردن خوششان می آید و معمولاً از قدرت تمرکز خوبی برخوردارند.
گروه خونی A :
محتاط در تصمیم گیری، بدبین و بسیار حساس هستند و مایلند مسائل را به دو گروه سیاه و سفید تقسیم کنند. به قوانین و استانداردهای اجتماعی بسیار اهمیت میدهند. از تحمل و صبر بالایی برای انجام کارهای فیزیکی و رقابتی برخوردارند. به آینده بسیار بدبینند و براحتی می توانند ظاهر آرامی از خودشان نشان دهند، حتی اگر عصبانی باشند. به نظرات دیگران بسیار اهمیت می دهند. اگر قلبشان بشکند، به سختی التیام می یابد. آنها بسیار مسئولند و همواره خطی بین کار و تفریح میکشند. آنها معتقدند که در مسائل دینی و اخلاقی می توان به کمال رسید. ترجیح می دهند از سرگرمی هایی بهره ببرند که از فشار عصبیشان بکاهد. 
گروه خونی B :
براحتی از دیگران دستور نمی گیرند. سریع تصمیم گیری می کنند، قابل انعطافند و چندان به قوانین اهمیت نمی دهند. به مسائل علمی و اکتشافات علاقه فراوانی دارند. چندان صبور به نظر نمی رسند و از کارهای رقابتی خوشان نمی آید. معقول و خونسردند و درعین بامزگی، بسیار خجول هستند. از بیان ایده های جدید نمیهراسند. از مورد انتقاد قرار گرفتن ترسی ندارند. از انجام کاری به مدت طولانی خسته و دلزده نمی شوند. براحتی می توانند خاطرات گذشته را فراموش کنند. خلاق و مبتکر بوده و بین کار و تفریح نمی توانند مرزی قائل شوند.
گروه خونی AB :
رومانتیک و احساساتی هستند و به شدت فعالند. در تجزیه و تحلیل مسائل بسیار ماهرند. در نقد موضوعات مختلف بسیار منصف اند. درموقع لزوم نمی توانند سریع تصمیم بگیرند. برای سخت کار کردن و صبور بودن باید سعی کنند. درباره ی گذشته بسیار حساسند و از قدرت فهم بلایی برخوردارند. چندان مسئولیت پذیر نیستند. خونسردند اما در برخورد با مسائل غیرمنتظره خیلی زود نگران می شوند. حالات روحی آنها خیلی سریع تغیر می کند. می توانند در آنِ واحد چند کار را با هم انجام دهند و از کارهای هنری بسیار خوششان می آید.
 
 
 
گردآوری : گروه اینترنتی نیک صالحی 
 
www.niksalehi.com 
 
 
**********************************************************
بخشی از شخصیت شما در رگهایتان جاریست آیا گروهای خونی می توانند باعث ایجاد یک خصوصیت یا عادت شخصی شوند؟شاید بله…شاید هم نه…برای نزدیک شدن به پاسخ این مقاله را بخوانید.اما فراموش نکنید که اتکا به یک مقوله یا دلیل برای قضاوت در مورد اشخاص تنها نوعی ساده لوحی است. 
 
گروه خونی O تیپ گرم 
 
حدود۳۸%مردم جهان دارای گروه خونی O+ و ۶%دارای گروه خونی O- هستند.
 
خصوصیات: 
 
بی پروا،با اراده،مغرور،بخشنده،اجتماعی،با انرژی،برونگرا،رک وصریح،واقع گرا،نمایشی،عمومی،مثبت،مستقل،ریسک پذیر،نا فرمان،بی اعتبار،لجوج وخودمحور. به آسانی دوست می شوندوبا جریانات همراه شده وبه فرصت ها چنگ می زنند.برای شروع یک پروژه یا شکاریک ایده ونظر صریح هستند.درفعالیت های سازمان یافته خوب عمل می کنند.دربعضی موارد چندان دقیق نیستندواحساسات زیاد و قوی از خود نشان می دهند.ممکن است به سرعت مخالفت عمیق خود را با یک نظر بیان کننداما معمولا این مخالفت پایدار نیست.کارگشایانی سنتی،محرک وکمی لاف زن هستند. 
احساسات خود را خیلی نشان می دهنداما در برخورد با دیگر گروهای خونی این بیان اظهارات متغیر است.نوعی ظرافت ذاتی وفطری دارند.شخصیت های اجتماعی وپر زرق و برق هستندمیتوانند در حوادث و بحران ها سازگاری خوبی داشته باشند.لغات و کلمات به آسانی به سراغ آنها می آیند.خجالتی نیستندورک وصریح احساسات درونیشان را فاش می کنند.جاه طلب اند اما گاهی با جزییات سرگرم می شوند.علاقمند به حفظ روابط هستند وخودشان در این زمینه تلاش می کنند. 
 
 
 
——————————————————————————–
 
گروه خونی A تیپ سرد
 
حدود ۳۴%از مردم دارای گروه خونی A+و۶%دارای گروه خونیA-هستند.
 
 
خصوصیات: 
 
مطیع وآرام،دقیق،دلسوزوغمخوار،فداکار،مودب،درستکار،وفادار،احساساتی،درونگراوکمی دستپاچه.حتی در مواقع آشوب و غضب آرام وخون سرد هستند.نسبت به نظرات عمومی حساس اند.اغلب درون گرا هستند دربرخورد با دیگران خجالتی وکمرو هستند یا حتی مریض به نظر می رسند کمی بدبین هستند.برای روابط ارزش قائل بوده ونسبت به دیگران وفادارند.نسبت به تغییرات تردید دارند.دوست داران طبیعت وگریزان از جمعیت وشلوغی هستند.به یک مکان شخصی یا پناهگاه امن ومخفی برای خود نیازمندند.عموما دو دل و غیر قاطع اند.برای حضوردر کارهای تیمی آماده هستند مخصوصا وقتی دستوری به آنها داده شود.علاقه مند به ایجادرابطه نیستندوتلاش چندانی هم برای اینکار نمی کنند. 
 
 
 
——————————————————————————–
 
گروه خونی B فعال
 
حدود ۹% از مردم جهان دارای گروه خونی B+ و۲۵%هم دارای گروه خونی B- هستند
 
 
خصوصیات:
 
بشاش وخوشرو،خوش بین،فعال،حساس،مهربان،فراموش کار،آشفته،درهم وسازمان نیافته،پرسروصدا،خودپسندوخودبین،پرانرژی وجدی در راه رسیدن به هدف،معمولا جزوبهترین افراد تیم می شوندوافراد تکرویی هستند.اغلب کارها رابا روشهای خودشان انجام می دهندوخود کفا هستند.شخصیتهای ماجراجوودلیر،علاقه مند به داشتن یک راه مشخص ومخصوص،موجوداتی اجتماعی وعلاقه مند به مهمان داری هستند.علاقه به حفظ روابط هستند وخودشان در این زمینه تلاش می کنند. 
 
 
 
——————————————————————————–
 
گروه AB فارغ از مراقبت وبی نیاز از توجه
 
 
حدود۴%مردم گروه خونی AB+ و۱%گروه خونی AB- دارند 
 
خصوصیات : 
 
اجتماعی، سخت گیر نیستند،غمخوار ودلسوز،دیپلماتیک،اهل گشت وگذار،خلاق،غیر قابل پیش بینی،هنرمند،انعطاف پذیر،ترشرو ودرخود!مخلوطی از تضادها،خجالتی در مقابل بعضی ها ، بی باک وگستاخ با بعضی دیگر، برونگراودرونگرا،گاهی غیر قابل پیش بینی است وگاهی ظاهرا بسیار آرام وخونسردبه نظر می رسند.قدرت خلاقه زیادی دارند،توانا در پیدا کردن مشکلات ودور زدن آنها،علاقه مند به محیط شهری،به آسانی خسته می شوند.به نظر می رسد که هر کاری که انجام می دهند از روی اجبار است. هرگزکاری را برای قدردانی انجام نمی دهند.اسرار آمیز بنظر می رسند.در فعالیتهای اجتماعی می توانند هماهنگ ظاهر شوند.علاقه مند به ایجاد رابطه نیستندوتلاش چندانی هم برای این کار نمی کنند.
 
 
*******************************************************
 
ویژگی های شخصیتی گروه خونی O
 
افراد این گروه دارای ژنی در بدن هستند که به آنها قدرت تحمل مصائب، اعتماد به نفس ، شهامت و خوشبینی می بخشد. افراد این گروه خود را باور دارند و به خود اهمیت فراوان می دهند. علت این امر آن است که گروه O قدیمی ترین گروه خونی افراد جهان است و اجداد این گروه به ورزش ، شکار ، حمله به حیوانات، و مقاومت در برابر مشکلات عادت داشته اند و این عادت به افراد بعدی این گروه منتقل شده است.
 
به هر حال افراد این گروه خونی، افرادی مصمم، کوشا، جدی، قاطع و پابرجا هستند و اگر تحقیق کنید خواهید دید که بسیاری از سیاستمداران فعلی جهان در گروه خونی O قرار دارند.
 
ساختار شخصیتی گروه خونی A
 
از خواص مهم افرادگروه خونی A آن است که از خوردن سبزی لذت می برند و دارای دستگاه هاضمه بسیار ظریف می باشند. سیستم دفاعی آنان با جایی که در آن زندگی می کنند خوب همسانی پیدا می کند. در برابر حوادث روحی مثل استرس ها و ناراحتی های فکری با آرام کردن درون خود خوب مقاومت می نمایند و افرادی فعال و سازنده به شمار می روند.
 
افراد این گروه در معرض ابتلای به استرس ها قرار دارند و بهترین راه درمان استرس در افراد این گروه استفاده از ورزش یوگا است. به طور کلی ورزش های سبک برای افراد این گروه بسیار مفید است. افراد این گروه به خوبی می توانند در جوامع پر جمعیت و بزرگ زندگی کنند و به طور کلی آنها افرادی هستند که تابع قانون، منظم و شایسته هستند. احترام دیگران را رعایت می کنند و از خود خاطره خوبی در سایر افراد باقی می گذارند. نخستین افراد این گروه از بدو پیدایش انسان در کره زمین افرادی باهوش ، حساس و باشوق بودند و قادر بودند با حوادث محیط خود مبارزه کنند. این افراد می توانند در مواقع حساس به خوبی تصمیم بگیرند و خوب و صحیح عمل کنند.
 
همچنین آنها قادرند که در مواقع سخت، اضطراب و هیجان خود را به خوبی کنترل کنند. اما وقتی هیجان و ناراحتی آنها از حد فراتر رود این افراد منفجر می شوند افراد این گروه نمی توانند برای کارهایی که به مدیریت دقیق نیاز دارد نامزدهای مناسبی باشند در حالی که افراد گروه O دارای این صلاحیت می باشند.
 
گروه خونی B
 
افرادگروه B در برابر برخورد با حوادث می توانند بلافاصله تغییر وضع داده و خود را با شرایط زمان و مکان هم آهنگ کنند؛ این سخن به آن معنا نیست که در فکر خود پابرجا نیستند بلکه منظور آن است که می توانند با هر تغییری هماهنگ شده و خود را از برخورد با مشکلات در امان نگه دارند. افراد گروه B قادرند در مقابل بسیاری از بیماری های شایع مقاومت و پایداری کنند. حتی اگر بیماری های قلبی و سرطانی هم بگیرند باز هم عمر بیشتری می توانند داشته باشند.
 
این افراد در مقابل بیماری ها مقاومت بیشتری نشان می دهند و کمتر از سایر گروه ها بیمار می شوند. کارهای روزمره را با نهایت دقت و نظم انجام می دهند. بهره وری از ورزش و خوردن غذای فراوان برایشان مفید است. شرایط زندگی برای این افراد راحت تر است. کمتر دچار برخوردهای ناراحت کننده می شوند؛ به خوبی می توانند نظرات دیگران را درک کنند.
 
۳۰ تا ۴۰ درصد از میلیونرها از گروه خونی B هستند. بسیاری از مدیران و اشخاص سطح بالا در جهان گروه خونی B دارند. افراد این گروه دارای تعادل چشمگیر و هماهنگی اعمال بدن هستند. انرژی های مختلفی که در بدن آنها وجود دارد موافق و موازی هم می باشند و به همین جهت این افراد کمتر دچار بیماری می شوند. خواص گروه خونی B داشتن زندگی منظم و آرام است.
 
گروه خونی AB
 
وجه مشخصه این گروه همراه شدن خواصگروه A وB با هم است. قابلیت تغییر شرایط بدنی با تغییر یافتن عوامل خارجی را داشته، دستگاه هاضمه حساس و ضعیفی دارند. سیستم دفاعی آنها مقاومت کمی دارد و می توانند با استفاده از ورزش به استرس ها و ناراحتی های محیطی پاسخ دهند. خلاقیت در این افراد وجود دارد. آنها در همان مراحل اولیه استرس به آن جواب می دهند و آن را از سر می گذرانند. در افراد این گروه عشق به معنای واقعی وجود دارد.
 
این افراد ، مهربان خوش خلق، خلیق و آرام هستند. میل به نصیحت کردن و راهنمایی مردم در آنها زیاد است و بسیاری از آنها هر کاری از دست شان برمی آید برای کمک به دیگران انجام می دهند. سیستم دفاعی آنها ضعیف بوده و در برابر میکروب ها و ویروس ها از خود مقاومت زیادی بروز نمی دهند. افراد گروه AB به خاطر حسن نیت فراوان و خوش قلبی ، همیشه خیر و خوبی مردم را می خواهند و همه را به صلح و آرامش دعوت می کنند. بسیاری از درمانگرها و کسانی که روی انرژی درمانی کار می کنند دارای گروه خونی AB می باشند.
 
مریم سلطانیان
 
***********************************************************

سخنران ، مشاور و مدرس روانشناسی. سینا یاوریان - sina yavarian

کارگاه “سلامت تن و روان”

ثبت نام برای کارگاه “سلامت تن و روان” آغاز شد.

Yoga Workshop
کارگاه سلامت تن و روان

ثبت نام این کارگاه تا ۱۵ تیر ماه ۱۰ درصد تخفیف خواهد داشت

☄تخصصی ترین کارگاه؛ تحت عنوان “سلامت تن و روان” با جدیدترین متد روز دنیا

☄هدیه ارزشمند این کارگاه آموزشی برای شما :
به دست آوردن سلامت جسمی و ذهنی، کاهش استرس،
افزایش انگیزه و هدف گذاری در زندگی شخصی و کاری و نهایتا موفقیت و آرامش خواهد بود.

♀برای کلیه کسانی که به دنبال تحول اساسی در زندگی خود هستند

سخنران : سینا یاوریان – کارشناس ارشد روانشناسی

میزان سرمایه گذاری : ۶۴۹ هزار تومان
مدت دوره : ۸ جلسه ۲ ساعته روز و ساعت برگزاری : پنج شنبه ها ساعت ۴ زمان شروع : ۲۲ تیر ۹۶

تخفیف ها : ۲۰ درصد تخفیف برای اعضای همزمان گروه و کانال سینا یاوریان

در صورت تمایل به تبلیغات در سمینار و
برای کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام، با شماره ۰۹۱۲۳۴۴۷۸۹۳ تماس حاصل فرمایید.

سرفصل های کارگاه سلامت تن و روان:

ارتباط عرفان و روانشناسی
علم شرقی ، علم غربی
آشنایی با یوگا
آشنایی با انواع مراقبه، تمرکز، ریلکسشن
آشنایی با فرکانس های مغز و هیپنوتیزم
آشنایی با چاکراها، مراکز انرژی بدن
آشنایی با جریان انرژی در بدن
کسب و حفظ سلامت از طریق جریان انرژی بدن
کنترل نیروی جنسی از طریق جریان انرژی بدن
جریان انرژی بدن در ارتباط جنسی

شرایط تخفیف:

ثبت نام کارگاه “سلامت تن و روان” با تخفیف، تا ۱۵ تیر خواهد بود.
☄برای اعضای همزمان گروه و کانال تلگرام سینا یاوریان، ۲۰ درصد تخفیف و برای غیر اعضا ، ۱۰ درصد تخفیف در نظر گرفته شده است.
☄برای فعالین گروه تلگرام، ۵ درصد تخفیف اضافه شامل خواهد شد.
در نظر داشته باشید که ظرفیت کارگاه ، محدود به ۱۲ نفر است.
توجه به این نکته لازم است که امکان برگزاری هر یک از کارگاه های سینا یاوریان در سال یک بار می باشد.

برای ثبت نام، نام و نام خانوادگی و آدرس ایمیل خود را به شماره ۰۹۱۲۳۴۴۷۸۹۳ با اس ام اس ارسال کنید تا شرایط ثبت نام برای شما ایمیل گردد.

آدرس گروه  تلگرام سینا یاوریان:
https://t.me/joinchat/AAAAAEJpDBKY4KD_TiMydQ
آدرس کانال تلگرام سینا یاوریان:
@SinaYavarian
Http://t.me/SinaYavarian

https://t.me/joinchat/AAAAAEDkKYzBHAq2Izm76Q

 

سینا یاوریان – سخنران ، مدرس و مشاور روانشناسی

kindness

مهرورزی و خشونت طلبی

 

خواستم توجه ها رو به موضوعی جلب کنم.

توجه کردین در ایران پدرها و مادرها مقابل فرزندشون همدیگر را نوازش نمی کنند و در آغوش نمی کشند و اینکار رو مقابل کودک زشت می دانند.

(البته خانواده های فرهیخته هم وجود دارند که چنین نیستند)

اما هنگام مشاجره رعایت فرزند را نمی کنند و مقابل او با هم مشاجره می کنند. و فرزند چه بسا از داد و بیداد آنها به گریه می افتد.

خوب در ایران کودکان از کجا مهرورزی بیاموزند؟

نوازش و مهرورزی در رسانه ها ممنوع است. در مدرسه ممنوع است. در خانواده ممنوع است.
البته در آغوش گرفتن کودکان فقط مرسوم است. کودک نیز می آموزد که فقط در آغوش گرفتن کودکان مرسوم است.

از طرف دیگر مشاجره در خانواده آزاد است. خبرهای پر از جنجال و وحشت در رسانه ها آزاد است.
پس ذهن کودک در ایران بیشتر از مهرورزی ، خشونت را می آموزد.

حال نمی شود انتظار داشت که این کودک بزرگسال بتواند خشونت نورزد و مهر بورزد.

بیایید از خود آغاز کنیم. بیایید کمتر انتقاد کنیم و بیشتر تشکر کنیم. بیایید بیشتر مهر بورزیم.

دقت کردین وقتی یک ایمیل به دستمون می رسه اگه خوب بود صدامون در نمی یاد و اگه خلاف ذهنیتمون بود بلافاصله تحریک می شیم که جواب بنویسیم؟!؟!
از وقتی سایت هایی مثل فیس بوک لایک کردن رو باب کردند این فرهنگ تشویق کردن در جامعه ما هم داره نهادینه می شه.

از همینجا می شه آغاز کرد.

شاداب باشید

سینا یاوریان – سخنران ، مدرس و مشاور روانشناسی

Club

از قهوه خانه تا باشگاه

 

در دوران نه چندان دور که هنوز تکنولوژی رشد نکرده بود در ایران در شهر ها و روستاها اکثر آقایان بعد از کار ، عصرها در قهوه خانه ها جمع می شدند و در مورد مسائل مختلف شهر و روستا با هم صحبت می کردند. در بعضی قهوه خانه ها هم نقالی بود که داستان های شاهنامه یا کتاب های دیگر را نقل می کرد. خانم ها هم در آن دوران در کوچه ها در فرصت هایی که به دست می آمد کنار درب منازلشان می نشستند و با همسایه ها تبادل نظر می کردند.

 

    در کشورهای اروپایی نیز مکان هایی به عنوان کافه ها و بارها برای حضور وجود داشت که اکثر آقایان و برخی خانم ها در آنجا حضور پیدا می کردند و خود را با گپ زدن و نوشیدن و موسیقی سرگرم می کردند یا غذایی صرف می شد. در این کشورها اعیان و خواص به بارها مراجعه نمی کردند و در خانه همدیگر حضور می یافتند و گپ می زدند. البته به مرور که رستوران های مجلل پدید آمد اعیان نیز با مراسم خاص خود برای صرف شام مراجعه می کردند. اما رستوران هایی که بار داشتند همچنان برای حضور عموم بودند.

 

    به مرور که زندگی ماشینی می شد ، نوع موسیقی در این کافه ها و بارها تغییر کرد و در ایران رادیو جای نقالی را گرفت. 

 

    در اروپا اعیان برای مداومت حضور خود، مکان هایی را تدارک دیدند که همچون کافه های عمومی بود اما برای خواص بود و نیاز به عضویت داشت. با این روش ، آنها نیز می توانستند در مکان های مشخصی حضور داشته باشند و گپ بزنند و تبادل نظر کنند. این مکان ها کلاب یا کلوپ نامیده شدند. که در ایران فرهنگستان زبان فارسی عنوان باشگاه را به معنی جای بودن و حضور به این نوع مکان ها اطلاق کرد.
    این باشگاه ها در اوایل تشکیل، مردانه بودند و عضو زن نداشتند که بعد ها باشگاه های مختلط نیز ایجاد شد. این باشگاه ها با عنوان ها و اهداف مختلفی تشکیل می شدند و اعضای خاصی را می پذیرفتند. با گسترش علم و تکنولوژی و تغییر مشاغل و ایجاد اعتبارات شغلی جدید، باشگاه های مختص شغلی نیز ایجاد شدند. با گذشت زمان و تغییر شرایط دیگر باشگاه ها فقط به اعیان تعلق نداشتند، کارمندان یا افراد معتبر دیگر نیز در باشگاه ها عضو می شدند. برخی باشگاه ها فقط برای بودن تشکیل شده بودند و برخی با اهداف خاصی ایجاد شده بودند، اهدافی چون فرهنگ ، اقتصاد ، خیریه.
    در کتاب هشتاد روز دور دنیا نوشته ژول ورن در یک باشگاه اعیان در مورد سفر به دور دنیا شرط بندی می کنند و در یکی از داستان های شرلوک هلمز ، برادر شرلوک که جزو اعیان است باشگاه جدیدی بنا کرده است که باشگاه سکوت نام دارد و افرادی که مایل نیستند صحبت کنند و فقط مایل هستند در جمع حضور داشته باشند و روزنامه بخوانند و نوشیدنی بنوشند عضو این باشگاه می شوند.

 

    این روش که روش بسیار مناسبی است که جایگزین کافه می شود چند حسن دارد؛ اول اینکه اعضا برای بقای باشگاه مبلغی پرداخت می کنند. دوم این که افرادی که عضو این باشگاه می شوند با ثبت نام ، تمام مشخصات خود را در اختیار باشگاه قرار می دهند که همه اعضا با اطمینان خاطر بیشتری در این مکان ها حضور می یابند. سوم اینکه افرادی که در باشگاه هایی با اهداف مشخص عضو می شوند می دانند که می توانند با اعضای دیگر در موارد مشترکی تبادل نظر کنند و گپ بزنند.

 

    برخی باشگاه ها ترکیبی از بارها و رستوران ها و کلوب ها را طراحی کرده اند که هم غذا سرو می شود ، هم نوشیدنی و هم موسیقی دارند و بعضی از باشگاه ها میز بیلیارد هم دارند. این نوع باشگاه ها همچون کافه ها هستند با این تفاوت که عضو می پذیرند و بدون عضویت کسی وارد این مکان ها نمی شود. اسم مهمان نیز با نام میزبان او ثبت می شود و مسئولیت او با میزبان است.

 

    این نوع مکان ها و فرهنگ آن در اوایل سده ۱۳۰۰ وارد ایران شد و با حضور مستشاران در ایران این باشگاه ها برای اعضای سفارت ها و دولتی ها تشکیل شدند.

 
 

    باشگاه انقلاب یکی از نمونه های این نوع مکان ها هست که در ایران برای عموم ساخته شدند. اگر دقت شود با وجود این که این باشگاه پر از امکانات ورزشی است اما به آن عنوان ورزشگاه داده نشده و باشگاه نامیده می شود. چرا که با هدف بودن و حضور پیدا کردن تشکیل شده که انگیزه های حضور در این باشگاه ، دویدن ، شنا کردن و ورزش های مختلف و یا حضور و نشستن و گپ زدن در کافه های این باشگاه هستند.

 

    انسان موجودی اجتماعی است و از طریق اجتماع رشد می یابد. انسان همواره به دنبال روش هایی برای اجتماع و حضور در کنار هم بوده که این باشگاه ها و کافه ها و ورزشگاه ها این نیاز را به شیوه مناسبی تامین می کنند.

 

    در این عصر ماشین ، که ارتباط حضوری و فیزیکی انسان ها را کاهش می دهد ، ارتباط مجازی برای ادامه وجود ارتباط ایجاد شده اند که نمی توانند جایگزین حضور و جمع باشند. بنابراین برای انتقال فرهنگ و رشد افراد نیاز است که باشگاه هایی ایجاد شوند تا این نیاز را تامین کنند.

 

    فرهنگسراها تا حدودی برآورنده این نیاز هستند اما برای سنین خاصی در نظر گرفته شده اند و نیاز به فعالیت های خاص تعریف شده در آن فرهنگسراها باعث محدودیت شرکت کننده ها می شود و همه نمی توانند در آنها حضور یابند.

 

    گروه نیک اندیشان نیز با هدف حضور و ارتقا تشکیل شده و باشگاه های مختلفی در درون خود پیش بینی کرده است. باشگاه نشست ها برای دور هم نشینی در نشست های هفتگی و تبادل نظر در نظر گرفته شده است. باشگاه کوه و گردش با دعوت دوستان به همراهی در کوه و گردش ها نیاز با هم بودن و تشکیل اجتماعات را برآورده می کند. در حین اینکه هدف گروه نیک اندیشان ارتقا شخصی با حضور در جمع است ، باشگاه ها روش این گروه محسوب می شوند برای ایجاد انگیزه برای حضور و در کنار هم بودن و همراهی کردن هم با اهداف و مسئولیت پذیری مشخص. 

 

    امید که با همراهی هم و تشکیل باشگاه هایی برای حضور با روش مناسب برای انتقال داشته ها و استفاده بهینه از فرصت های زندگی و جلوگیری از اتلاف وقت جوان ها در خیابان ها یا گپ زدن های بی هدف ، گامی در جهت فرهنگ و رشد برداشته شود.

شاداب باشیم

سینا یاوریان – سخنران ، مدرس و مشاور روانشناسی

Sex-Control

کنترل نیروی جنسی

    همه ما شایسته است که با عرفان شرقی آشنا شده و از این طریق با بدن خودمون بیشتر آشنا بشیم

به طور نمونه بعد از تحقیق بسیاری که در این زمینه ها داشتم متوجه شدم که چاکراها که چینی ها و هندی ها و ژاپنی ها بر روی آنها تمرکز می کردند و انرژی بدن را تحت کنترل داشتند ، بر روی غدد بدن ما قرار دارند.

در واقع در زمان قدیم غدد شناسایی نشده بودند اما عارفان پی برده بودند که هنگامی که بر روی این نقاط از بدن خود تمرکز می کنند اتفاقات خاصی در انرژی بدنشان اتفاق می افتد.

نکته ای که وجود دارد این است که تمرکز بر هر نقطه از بدن می تواند آن نقطه را التیام بخشد و این می تواند از طریق علم پزشکی نیز توجیه گردد که با گرم کردن یک نقطه از بدن با کیسه آب گرم یا با تمرکز بر آن نقطه ، خون بیشتری در آن نقطه جریان پیدا می کند و التیام (ترمیم ) را تسریع می کند.

حال شما لازم است مقولات بسیاری را در این زمینه بیاموزید

-Relaxation
-Concentration
-Meditation
-Tantric meditation

در ابتدا لازم است چاکراها را مطالعه کنید و اینکه هرکدام چه انرژی هایی دارند
سپس طریقه تمرکز بر هرکدام را بیاموزید

تذکر مهم : با چاکرای ۶ که همان چشم سوم است و چاکرای ۱ که همان تجمع انرژی جنسی است به هیچ عنوان کاری نداشته باشید!

بعد از اینکه تمرکز و ریلکسیشن و مدیتیشن را آموختید می توانید انرژی را در بین این چاکراها به صورت یک خط مستقیم از پایین به بالا و سپس به طور برعکس جابه جا کنید که این تانترای مقدماتی خواهد بود.

یک روش ساده که می تونم پیشنهاد کنم اینه که در قسمت زیر شکم هنگامی که تحریک اتفاق می افته، یک توده ابری از انرژی رو در نظر بگیرید و تصویرسازی کنید که این ابر از لایه های شکم رو به بالای بدن حرکت می کنه و از سینه رد می شه و از گلو و گردن گذر کرده و به سر می رسه. این روند رو چندین بار تکرار کنید تا انرژی به سر منتقل بشه و تحریک خاموش بشه. با این کار انرژی حفظ می شه و می تونه در خلاقیت و ورزش به کار گرفته بشه.

امیدوارم موفق بشید

اگر پیگیر باشید مطمئنم که موفق می شید

سینا یاوریان – سخنران ، مدرس و مشاور روانشناسی

Social-laziness

تنبلی اجتماعی

 

    “تنبلی اجتماعی” یک صفت است که به فرد داده می شود. به فردی که در فعالیت های اجتماعی مشارکت نمی کند و مشغول کارهای خود است. که می توان این صفت را به اکثر ایرانیان نسبت داد.
در همین زمینه در ادامه نوشته های خودم نوشتم که روی سخن گروه نیک اندیشان با طبقه متوسط به بالای جامعه ایران هست و تاکید کردم که منظور ، طبقه متوسط به بالای فرهنگی و اجتماعی هست نه طبقه متوسط به بالای اقتصادی و نه طبقه متوسط به بالای علمی.
اکنون مطلب اخیر را با مثال باز می کنم که روشن تر گردد.
به طور مثال سراغ داریم کسانی را که به طرق مختلف به پول های هنگفتی دست یافته و از نظر اقتصادی خود را به طبقه بالا رسانده اند اما همچنان از طبقات پایین فرهنگی محسوب می شوند و مثال ساده آن پرتاب شدن قوطی نوشابه به خیابان از بهترین مدل موجود اتومبیل در تهران است. 
گاهی این سوال پیش می آید که رای دادن یک فعالیت اجتماعی است یا سیاسی ؟ وارد مبحث فرهنگ سیاسی نمی شوم آن نیز می تواند یک مباحثه دیگر باشد. اما در مورد بخش اجتماعی آن خواهم نوشت، چرا که در بسیاری موارد فعالیت اجتماعی با فعالیت سیاسی هم پوشانی دارد.
یک گریزی بزنم به تربیت . پیشتر به تربیت رجال در ایران اشاره داشتم به طور مثال مصدق از رجال ایران بود به این معنا که چندین نسل قبل از او از طبقه اجتماعی و اقتصادی خوبی بودند که در نتیجه به تربیت شخصی چون او منجر شده بود. تربیت رجال پروسه ای بود که در دهه های آخر قاجار شکل گرفت و به بار نشست و از بین رفت. در حال حاضر ما رجال سیاسی نداریم ، همانطور که پیشتر اشاره کرده بودم یکهو یک فرد فرهنگی می آید و نامزد سیاسی می شود. این شخص یک رجل سیاسی نیست بنابراین نمی تواند در این بخش خوب عمل کند. برای تربیت رجل سیاسی لازم است چهار نسل دیگر منتظر بمانیم. که شاید از نسل سیاستمداران امروز پدید آیند که البته یک بعدی خواهند بود چراکه ابعاد دیگر حق رشد و فعالیت ندارند و این به ضرر رشد سیاسی خود اوست است چون به جای تفکر برای مباحثه ، حریف خود را حذف می کند. تفکر سیاسی نیاز به چالش ذهنی دارد بنابراین از نظر تفکر سیاسی نمی تواند رشد کند و عقیم خواهد بود.
 
از بحث خارج شدم.
 
بنابراین هر بخشی تربیت خاص خودش را نیاز دارد. 
 
مثالی دیگر در وادی علم این است که ما اساتید دانشگاه بسیاری را می شناسیم که از نظر علمی رتبه بسیار خوبی دارند اما از نظر فرهنگی در رتبه بسیار پایینی قرار دارند و رفتار آنها در اجتماع چندش آور است. بنابراین نمی توان گفت که هرکسی که در علم و تکنولوژی رشد یافته است از طبقه متوسط به بالای فرهنگی و اجتماعی نیز هست.
در همین زمینه علم ، مثال دیگری می توانم ذکر کنم و آن ابداع اتاق های گاز نازی هاست. می توانید در مورد آن در اینترنت مطالعه کنید. آن یک ابداع علمی است در مسیر تحقق فرهنگ نازی. آیا می توانیم بگوییم که علم همواره درست عمل کرده است؟ یا در جهت درستی استفاده شده است؟ آیا فرهنگ نازی یک فرهنگ است؟
برخی می گویند فرهنگ، بد و خوب ندارد و همه فرهنگ ها خوب هستند اما با هم تفاوت هایی دارند. دوستی یک مثال جالبی می زد از پرستش تپاله گاو در هندوستان که آن هم یک فرهنگ است.
به نظر من فرهنگ خوب و فرهنگ بد وجود دارد و لازم است که شناخته شود.آن نیز می تواند یک مباحثه دیگر باشد.
 
از بحث خارج نشوم. 
 
پس از روش نقض، بیان داشتم که اینطور نیست که یک شخص از همه نظر از طبقه متوسط و بالا باشد.
افراد جامعه را از نظر اجتماعی ، فرهنگی ، سیاسی ، علمی ، اقتصادی و … می توان به طبقات ضعیف ، متوسط و بالا به طور نسبی طبقه بندی کرد.
ممکن است شخصی از نظر اقتصادی از طبقه ضعیف باشد اما از نظر فرهنگی و اجتماعی از طبقه بالا باشد. اینگونه افراد نیز کم نیستند.
حال می رسیم به تعریف فعالیت اجتماعی که ادعا می کنیم ایرانی ها در این زمینه ضعیف هستند. البته پیشتر نیز اشاره داشته ام که اینگونه تربیت تقصیر خودشان نبوده اما مسئولیت ماندن در آن با خودشان است.
در همین زمینه تنبلی اجتماعی ، دوستی اشاره داشت به اینکه ایرانی ها به مانند غربی ها در کشف کشور خود و کشور های دیگر مُصِر نبوده و تنبل عمل کرده اند.
 
همچنین ماه گذشته با دوستی که ساکن خارج از کشور است صحبت می کردیم که ایشان نیز به گونه ای به این مورد اشاره کردند که ایرانی ها در داخل و خارج کشور فرقی ندارند و همان طرز تفکر و تنبلی اجتماعی را با خود حمل می کنند. اکثر کسانی که مقیم خارج کشور هستند و کمی اهل تفکر و فعالیت هستند در مورد ایرانیان مقیم داخل و خارج کشور همین نظر را دارند.
به طور نمونه دیگر ، یک آشنایی ساکن غرب دارم که همچنان که در داخل کشور به فعالیت اجتماعی می پرداخت در خارج کشور نیز با هزینه خود آن فعالیت ها را ادامه می دهد. چند نفر از اطرافیان خود سراغ داریم که به فعالیت اجتماعی چه در داخل و چه در خارج مشغول هستند.
تاکید می کنم فعالیت سیاسی از فعالیت اجتماعی جداست و همانطور که پیشتر اشاره کردم کمی با هم هم پوشانی دارند. (یعنی در معدودی موارد ، یک فعالیت ، هم سیاسی هم اجتماعی محسوب می شود)
امر خیریه یکی از فعالیت های اجتماعی است که می توان گفت تنها فعالیت اجتماعی شناخته شده در ایران می باشد. البته شرکت در شب شعر و انجمن های ادبی نیز از فعالیت های اجتماعی هست که نیازی به مسئولیت پذیری ندارد و شما می توانید در آن مشارکت کنید و به شعر بسیاری بدون مسوولیت و معدودی هنرمند مسئولیت پذیر گوش بسپارید و آنها را تحسین کنید و سپس همه را فراموش کنید. این نهایت فعالیت اجتماعی یک ایرانی است. البته یک مثال از معدود ایرانیانی که فعال هستند آوردم که متهم نشوم که همه را به یک چشم می بینم اما در مورد اکثریت صحبت می کنم.
 
زیاد شد
 
بقیه اش برای بعد….
 
شاداب باشیم و آگاه در هوشیاری

سینا یاوریان – سخنران ، مدرس و مشاور روانشناسی