love making

بیان دوست داشتن و ابراز عشق

درود بر همراهان عزیز

در مورد نوشته فریبا که در نوشته قبلی پاسخی کوتاه نوشته بودم ، توضیحات تکمیلی نوشتم.

 

فریبا نوشته:

سلام جناب یاوریان خسته نباشید
ممنون از مطالب خوبتون مثل همیشه عالی و کاربردی

استاد در این جا فرمودید که بیان احساسات در حال و زمان اکنون مهم هستند و من اینو صد در صد قبول دارم
ولی در قسمت دومش با طرح سوالی که میگه تو مرا دوست خواهی داشت ؟؟ که یعنی احساسی که الان دارم بگونه ای هست که مطمئن باشم تا ابد با تو هستم

از شما این سوالو دارم فرضا زنو شوهر موقع ازدواج مگر نه این که این پیمانو با هم میبندند که تا ابد با هم باشند ؟
این پرسشها از هم طبیعی نیست ؟
مگر نه این که ما ادمها در برابر هر کار و هر احساسی که برای هم بوجود میاریم مسئولیم ؟
این مسئولییت یعنی تو در برابر آن عملکرد تا وقتی با منی باید جوابگو باشی
اینگونه نیست؟؟

استنباط من از حرفهای شما نسبت به اون متن اینه که ..

من اکنون دوستت دارم و احساسم به تو در این زمان اینگونه هست و هیچ تضمینی برای بیان همین احساس در فردا برای تو نخواهم داشت

در پاسخ:

فریبای عزیز وقتی می پرسند چقدر دوسم داری یا تا کی دوسم داری؟ همانطور که نوشتم کافی هست کهفقط جنبه مثبت قضیه به طرف بگیم و نیازی نیست که جنبه منفی اون رو هم متذکر بشیم… احساسی که الان بهت دارم به گونه ای هست که می خوام تا ابد باهات باشم…

البته در ادامه اون می شه جملات مثبت دیگه ای رو هم بیان کرد مثل دلیل اینکه اینقدر دوست دارم اینه که خیلی خوب هستی و با من خیلی خوب رفتار می کنی و …

نیازی نیست شرایطی منفی یا مطالبی منفی ابراز بشه

 

در مورد تئوری انتخاب چندین شب نوشتم و همشون در وبلاگ سایت موجود هستند…

 

ما اگر سعی کنیم که پایه ذهنی خودمون رو قوی کنیم بقیه عملکرد خودمون رو بعد براساس اون خواهیم ساخت

اگر تئوری انتخاب آقای دکتر گلسر رو خوب یاد بگیریم بسیاری از جملاتمون رو می تونیم بر اون اساس طراحی کنیم

به مرور این توانایی رو پیدا می کنیم که هفت عادت کنترل درونی رو جایگزین هفت عادت کنترل بیرونی کنیم

 

اگر به این جملات دقت کنید براساس عادات کنترل بیرونی هستند یعنی به این هدف طراحی شدند که طرف مقابل رو تحت کنترل بگیرند

اما لازمه که ما همیشه خودمون رو تحت کنترل داشته باشیم و جملاتمون رو بر اساس عادات کنترل درونی یعنی ؛ گوش دادن، احترام گزاردن، حمایت کردن،… صحبت همیشگی بر سر مسائل….

 

 

در مورد قسمت پایانی مطلب شما… لازم هست که بیان کنم همانطور که نوشتم ما در مورد احساس اکنون خود صحبت می کنیم تا شرطی برای طرف مقابل خود ایجاد نکنیم … اگر می خواهیم شرط و مسوولیتی برای خودمان ایجاد کنیم قضیه با جملات آن عکس تفاوت پیدا می کند و مسوولیت آن با خود ماست… به طور مثال از منظر شما هنگام ازدواج به طرف مقابل می گوییم که می خواهیم تا ابد با شما باشیم… مسوول این جمله خود گوینده هست دلیل نمی شود که شنونده هرچند وقت یکبار آن را برای گوینده تکرار کند و بگوید تا زمانی که تو به آن جمله ای که گفتی پایبند باشی من دوستت دارم… این می شود کنترل بیرونی و به رابطه آسیب می زند…

 

و در پاسخ به جمله پایانی شما

بله هیچ تضمینی برای آینده وجود ندارد اما اینکه تضمینی برای آینده وجود ندارد دلیلی نمی شود که هر لحظه آن را برای خود و دیگری تکرار کنیم…. هیچ تضمینی وجود ندارد که وقتی دوچرخه سواری می کنیم زمین نخوریم… اگر بترسیم که زمین بخوریم هیچگاه دوچرخه سواری نخواهیم کرد…

درصدها و احتمال ها در زندگی مهم هستند… چند درصد احتمال وجود دارد که یک هواپیما سقوط کند؟

اگر احتمال سقوط هواپیما در جهان ۵۰% باشد چندنفر حاضر می شوند هواپیما سوار شوند

اما شاید احتمال سقوط هواپیما امروزه یک به ۱۰۰ میلیون پرواز باشه

بنابراین احتمال سقوط هواپیما بسیار کم هست و ما هواپیما سوار می شویم…

بنابراین اینکه در آینده یک زوج، احتمال جدایی وجود داشته باشد هم وجود دارد اما لزومی ندارد در موقعیتی جملاتی بیان شود که ما را یاد آینده رابطه بیاندازد..

چه بهتر که همواره جملات مثبت و امیدبخش که احساس امروز ما بیانگر آن هست بیان گردند… احساس امروز من این هست که می خواهم تا ابد با تو باشم… هم احساسم را بیان کردم و هم ابدی بودن رابطه را در جمله خود گنجاندم…

 

شاداب و سلامت باشیم در آگاهی

شبتون در آرامش

 

interaction

تعامل در جهت ارتقا

درود بر همراهان عزیز

 

 

در ادامه صحبت  شب گذشته می خوام بنویسم

در سال ۸۱ که وبلاگ نویسی آشنا شدم بلافاصله وبلاگ خودم رو بر روی سایت شخصیم طراحی کردم

وبلاگ رو وسیله ای دیدم که می تونه من رو به یکی از اهدافم در راستای رسالتی که از نوجوانی برای خودم تعیین کرده بودم برسونه…

تشکیل یک گروه برای کمک به افراد جامعه

بعد از یک سال که با وبلاگ نویس های بسیاری ارتباط برقرار کرده بودم… پیشنهاد تشکیل گروه نیک اندیشان رو اعلام کردم

همه این مطالب در سایت نیک اندیشان و در تاریخچه اون ذکر شده

اما اینجا مختصری رو بیان می کنم

از ۲۵ نفر که دعوت کرده بودم ۸ نفر اومدن

می خوام تاکید کنم که گروه نیک اندیشان یک گروه حضوری و عملی بود

از این ۸ نفر ۲ نفر در تشکیل گروه اعلام آمادگی کردند و ۲ نفر دیگه در برخی نشست ها شرکت کردند…

هدف گروه ارتقا شخصی بود

شعار گروه ؛ بیایید از خود شروع کنیم

وسیله گروه برای ارتقا شخصی؛ ارتباط افراد بود

با ارتباط گرفتم و تعامل ، افراد می تونند رشد کنند

با خواندن صرف کتاب یا شرکت در کلاس ها نمی شه ارتقا رو تجربه کرد

هر هفته یک نشست دو ساعته که بچه ها تا ۳ ساعت ترک نمی کردند تشکیل می شد با صحبت در حول یک موضوع خاص البته یک نفر هم به طور داوطلبانه کتابی رو معرفی می کرد و یک نفر شعری یا سخنی زیبا را برای اعضا که هنراهان نامیده می شدند می خواند

موضوع یک بهانه هست برای صحبت

هرچند که یک موضوع تعیین شده سبب تبادل اطلاعتی در اون زمینه می شه اما مهمتر از اون اطلاعات ارتباط گرفتن افراد و روش تعاملات هست…

 

پس روش گروه نیک اندیشان برای ارتقا، فراهم کردن محیطی برای تبادل اطلاعات نبود بلکه فراهم کردن محیطی برای تعاملات و ارتقا روش های تعامل بود که منجر به ارتقا فرد می شد…

 

نوشته زیر را یک خانم در اینستاگرام که خود را روانشناس معرفی می کند نوشته است:

“اگه یک نفر ازت پرسید چقد دوسم داری؟ نگو بی نهایت! بگو اندازه ای که هستی.

اگه پرسید تا کی دوسم داری؟ نگو تا ابد بگو تا وقتی هستی.

اگه پرسید….”

 

من با جملات این نوشته موافق نیستم

دوست داشتن یا پاسخ دادن به اینگونه سوالات نمی تواند شرطی باشد….

وقتی کسی را دوست داری ، در زمان حال دوست داری و نمی توانی در مورد گذشته و آینده صحبت کنی

می توانی در مورد احساس اکنونت صحبت کنی… در پاسخ به این سوال که تا کی مرا دوست خواهی داشت؟ با این جمله شروع می کنی که احساسی که الان دارم ….بگونه ای هست که می خواهم تا ابد با تو باشم…

احساس خود را به عملکرد او وصله نمی کنی

فریبا نوشته:

سلام جناب یاوریان خسته نباشید
ممنون از مطالب خوبتون مثل همیشه عالی و کاربردی

استاد در این جا فرمودید که بیان احساسات در حال و زمان اکنون مهم هستند و من اینو صد در صد قبول دارم
ولی در قسمت دومش با طرح سوالی که میگه تو مرا دوست خواهی داشت ؟؟ که یعنی احساسی که الان دارم بگونه ای هست که مطمئن باشم تا ابد با تو هستم

از شما این سوالو دارم فرضا زنو شوهر موقع ازدواج مگر نه این که این پیمانو با هم میبندند که تا ابد با هم باشند ؟
این پرسشها از هم طبیعی نیست ؟
مگر نه این که ما ادمها در برابر هر کار و هر احساسی که برای هم بوجود میاریم مسئولیم ؟
این مسئولییت یعنی تو در برابر آن عملکرد تا وقتی با منی باید جوابگو باشی
اینگونه نیست؟؟

 

استنباط من از حرفهای شما نسبت به اون متن اینه که ..

من اکنون دوستت دارم و احساسم به تو در این زمان اینگونه هست و هیچ تضمینی برای بیان همین احساس در فردا برای تو نخواهم داشت

پاسخ :

فریبای عزیز ، بله این سوال ها چندان مناسب نیستند اما افراد در سطوح مختلف، متفاوت عمل می کنند و گاهی اکثر افراد برای تکرار شنیدن دوستت دارم این سوال را می پرسند و از شنیدن تایید چندین باره لذت می برند… البته اگر بدون سوال بگیم دوست دارم خوبه ولی باز می پرسه چقدر ؟ تا کی؟…

فرصت شد باز می نویسم….

 

 

شاداب و سلامت باشید

شب در آرامش

 

سینا یاوریان – سخنران، مدرس و مشاور روانشناسی

opening to touch

opening to touch

درود بر همراهان عزیز

 

سال ۸۵ در سفری که به هند داشتم یک دوره سه روزه با عنوان opening to touch گذراندم

با یک استاد ماساژ بلژیکی و پارتنرهایی که هر یک ساعت عوض می کردیم…

 

همانطور که آدمی دوست داره شادیهاشو با دیگران تقسیم کنه موقع گرفتاری و ناراحتی هم به وجود کسی نیاز داره تا باهاش درد و دل کنه، و دیدیم که بودن یه دوست (کسی که بدون انتظاری یک شنونده خوب است) حتی با یک جمله کوتاه میتواند آرامش را به طرف مقابل هدیه کند.
مشکل، پیدا کردن دوست است، کسی که همگام ما باشه، و مشکل دیگر خودخواه بودن آدمهاس. بعضی از آدمها فقط زمانیکه به بودن یه دوست نیاز دارند رفع حاجت میکنن و دیگر به اینکه طرف هم متقابلا به وجود اون نیاز داره توجهی نمیکنن. و این خودخواهی باعث سرد شدن و قطع رابطه می شود …

 

در این دوره که در ظاهر آموزش ماساژ بود اما در واقع ما رو با هم آشنا می کرد

در واقع همانطور که از عنوان دوره مشخص بود قرار بود که به ذهن ما و بدن ما برای اینکه بتونیم به پارتنرمون اجازه بدیم که ما رو لمس کنه آمادگی بده

یک کتاب هم با عنوان body and mind به ما دادند..

این دوره هم بدن ما رو برای لمس شدن آماده می کرد هم اینکه روش لمس کردن را هم به ما آموزش داد

در ایران ما خیلی از هم دوریم و روز به روز هم داریم از هم دور می شیم…

بغل کردن در دیدار در ایران مرسوم بوده و دست دادن جایگزین آن شده…

حال روبوسی عربی هم در دیدارهای نوروزی یا دیدار بعد از غیبت طولانی مرسوم شده

 

اما بامروزه دست دادن خانم ها با هم با سر انگشت و روبوسی از راه دور دیگر به کل افراد را از لمس شدن دور نگه می داره

چرا این موضوع رو مطرح کردم!؟

در گروه تلگرامی سعی شده که افراد تشویق بشند که با هم به گفت و گوش بنشینند تا افراد بتونند به هم نزدیک بشند

اینجا لمس کردن و در آغوش کشیدن فیزیکی وجود نداره اما

می تونه در آغوش کشیدن کلامی وجود داشته باشه…

 

فریبا دیروز نظرش رو در مورد موضوع مطرح شده نوشت، چند نفر از او تشکر کردند یا نظر او رو نقد کردند؟!

یادآوری می کنم که بارها ذکر کردم که بیشتر از ارسال مطلب ، این گروه را فرصتی بدانیم برای گفت و گوش و اظهار نظر…

 

دوباره بیان کنم که این گروه را فرصتی بدانیم برای opening to touch

 

از سال ۸۳ تا سال ۹۳ در یاهوگروه نیک اندیشان حدود ۱۷۰۰ نفر عضو بودند و با رد و بدل کردن ایمیل گروهی ، گفت و گوش را انجام می دادیم(علاوه بر جلسات حضوری) که به باشگاه یاهوگروه نیک اندیشان معروف بود

همان رویه را در اینجا ادامه می دهیم… البته من خوشحال می شم که مطالب خوبی دوستان ارسال می کنند اما مطالب ، زیاد و غیرمرتبط شده و چندان مناسب نیست… روزی یک مطلب ارسال کنیم اما مرتبط و بیشتر از ارسال مطلب ، خودمان در گفت و گوش مشارکت کنیم…

 

در واقع این همون یه احوالپرسی گرم و صمیمی است که در بین خیلی ها رایجه، فقط در عمومی بودنش یه خورده دچار مشکل میشیم و اون اینه که هر آدمی ظرفیت خودشو داره، و البته ممکنه گاهی شناخت ما از طرف درست نبوده باشه. و در کل کسی از opening to touch استقبال نکنه

 

 

ما مشکل دار شدیم…

اگر توضیحات بیشتری لازم بود روزهای بعد همین موضوع رو هم ادامه بدیم و دوستان در این زمینه هم نظرشون رو بنویسند…

 

شاداب باشیم در آگاهی

شب پنجشنبه لذت بخش و آرامی داشته باشید

 

سینا یاوریان – سخنران، مدرس و مشاور روانشناسی

woman's right

حقوق زن

درود بر همراهان عزیز

امشب می خوام در ادامه صحبت قبل در مورد حقوق زن صحبت کنم

در مورد شناخت زن از خودش صحبت کردم

اینکه زنان دنبال حقوق برابر هستند تا چه اندازه از خود و حقوق خود شناخت دارند؟

فعالان حقوق زنان در مورد شناساندن حقوق زنان به زنان فعالیت می کنند اما در مورد شناخت زن از خودش فعالیتی ندارند…

در ابتدا لازمه که زن خودش رو بشناسه و مسیر خودش رو تعیین بکنه تا بعد به دنبال مطالبه حقوق برابر باشه

نمی شه هم مدرن بود و هم سنتی

نمی شه که زن حقوق برابر بخواد اما بخواد خودش سنتی باشه…

لازم هست که تکلیف خودش رو با خودش روشن کنه

سبک سنگین کنه که هر روش چه مزایا و معایبی داره و تصمیمش رو بگیره که مدرنیته یا سنت رو انتخاب کنه

از نظر ذهنی نمی شه قسمتی از هر دو رو انتخاب کرد اما در راهکار می شه برخی از راهکارها رووترکیب کرد تا به خواسته خود که یا مدرنیته هست یا سنت رسید…

به طور مثال در ازدواج اگر حقوق برابر بخواهد می تواند حق طلاق ، حق حضانت فرزند، حق سفر، حق اشتغال، حق تحصیل، حق انتخاب محل سکونت را به دست بیاورد اما در قبال آن…

 

لازم هست که به طور برابر کار کنند و در ساخت خانه و زندگی مشارکت داشته باشد و مهریه ای در کار نخواهد بود چرا که هر دو انسان با هم برابرند و یکی به دیگری ارجح نیست و هدیه ای هم در کار نیست…

اگر سنت را انتخاب کند ، مرد خانه را تهیه خواهد دید، به زن مهریه پرداخت خواهد کرد و در عوض زن تمام حقوق انسانی خود را از دست خواهد داد…

در روش سنتی که برابری وجود ندارد ، حق طلاق و حقوق دیگر را ندارد و دنبال رو تصمیمات مرد است و در قبال آن مهریه دریافت می کند

بنابراین نمی توان هم به برابری معتقد بود و هم مهریه دریافت کرد

اینجاست که تاکید می کنم نمی توان دو روش مدرنیته و سنت را با هم ترکیب کرد چون فلسفه برابری زیرسوال می رود…

حال زن اگر برابری را انتخاب کند به دلیل قوانین موجود لازم هست روش هایی اتخاذ گردد تا این برابری تامین شود… به طور مثال در عقدنامه ذکر مهریه ضروری هست که با یک کتاب یا یک سکه می توان آن را پر کرد و حقوق هم لازم است جداگانه در دفتر اسناد رسمی مستند گردند

ترکیب این دو عجیب است که زن حقوق برابر را می خواهد و می گوید که مهریه جزو سنت هست و قابل حذف نیست!!!

اینجاست که نوشتم از نظر ذهنی این دو یعنی مدرنیته و سنت قابل ترکیب نیستند چرا که ذهن زن با وجود حقوق برابر با قبول مهریه خود را موجودی دیگرگون در نظر می گیرد که لازم است از طرف مقابل هدیه ای دریافت کند و این طرز تفکر برابری را زیر سوال می برد…

به غیر از ازدواج در موارد بسیاری از جمله دریافت دستمزد برابر نیز لازم هست بررسی هایی صورت گیرد

به طور نمونه در فرهنگی که در آن در زندگی مشترک زن دستمزد خود را برای خود محفوظ می داند و اعلام می کند که مرد باید خرج خانه را بدهد چگونه می توان دستمزد را برابر تعریف کرد

بنابراین زندگی مشترک یا ازدواج در حقوق برابر بسیار تعیین کننده است

اگر ذهن برابر در هر دو طرف ازدواج شکل گرفته باشد به مرور در موارد دیگر جامعه نیز تاثیر گذاشته و حقوق برابر اجتماعی را به مرور برای زن به دنبال خواهد داشت….

بنابراین به نظر من در وهله اول برای به دست آوردن حقوق برابر اجتماعی لازم هست زن تکلیف ذهنی خود را برای خودش روشن کند و به این منظور چه خوب است که فعالان برابری حقوق زنان به ارتقا شناخت زنان از برابری تلاش کنند

اگر سوالی هست در خدمتم

شاداب و سلامت باشید

شبتان خوش در آرامش

 

سینا یاوریان – سخنران، مدرس و مشاور روانشناسی

 

خانم قیصری نوشتن:

سلام شبتون نیک
صحبتهاتون بسیار بسیار مفید و ارزنده بود اما در مورد این شناخت فکر میکنم اقایون هم باید در موردش مطالعه داشته باشند مخصوصا در رابطه با حقوق برابر در کار کردن بنظرم از خود گذشتگی خانمها در طول زندگی بسیار بیشتر از اقایون هست البته بیشتر از نظر احساسی و ناخود اگاه و همین امر خیلی وقتها باعث پایمال شدن حقوق خانمها در برابر اقایون خواهد شد بنابر این فکر میکنم این شناخت خیلی وسیعتر هست و اقایون هم باید به این شناخت و حقوق برابر اگاه بشن

پاسخ:

درود بر شما خانم قیصری… البته در مورد شناخت زن در شب گذشته نوشتم و این به هر دو طرف مربوط می شه یعنی هم زن و هم مرد لازم هست که زن رو بشناسند اما موضوعی که در ادامه مطرح کردم این بود که اگر خود زن به خود و حقوق خود شناخت نداشته باشه نمی تونه از مرد انتظار شناخت زن رو داشته باشه بنابراین گام اول با اولویت بسیار بالا ارتقا شناخت زن در مورد خودش و حقوقش هست‌ … سلامت و شاداب باشید و سپاس از مشارکتتون

Woman's day

روز زن _۵ اسفند

درود بر همراهان عزیز

روز ۵ اسفند.. سپندارمذ، روز زن ایرانی و… روز ۸ مارس ، روز زن جهانی بر مردان و زنان فرخنده باد….

من همیشه روز زن رو هم به مردان و هم به زنان خجسته باد گفتم

اگر زن ، ارج نهاده بشه، مرد هم سرافراز می شه… بنابراین این روز رو به مردان هم مبارک می گم….

زن، مادر فرهنگ هست

اگر زن تکریم بشه ، اگر احترام زن نگهداشته بشه ، فرهنگ کل جامعه سالم خواهد بود

 

 

و اگر زن تحقیر بشه… حجاب اجباری و تمکین بهش تکلیف بشه… فرهنگ همینی می شه که الان باهاش دست به گریبانیم…

 

زن نقش های مختلفی در جامعه داره

نقش دوست دختر

نقش همسر

نقش مادر

در هر نقشی که باشه بر رفتار مرد تاثیر بسیاری داره

بنابراین اگر زن خوب پرورش پیدا کنه و ارج نهاده بشه در تربیت مرد نقش بسیار بزرگی داره

در نقش دوست دختر و همسر … مرد رو همراهی می کنه و به بسیاری از مسایل در رفتار مرد مسیر می ده

در نقش مادر ، هم دختران و هم پسران رو پرورش می ده…

زن در هر نقشی که باشه ، مادر فرهنگ یک جامعه هست…

عزیز نسین ؛ نویسنده اهل ترکیه داستانی داره که در اون

یک کارآگاه هر وقت که در صحنه جرم حاضر می شه می گه زن را پیدا کنید

یعنی در هر مساله ای زن نقش داره

در این داستان یک کارگر در حال تعمیر شیروانی از پشت بام سر می خره و می افته و می میره

وقتی کارآگاه از راه می رسه می گه زن را پیدا کنید

مامورها می گن قربان این کارگر پاش سرخورده زن کجا بود

ولی وقتی تحقیق می کنن متوجه می شند که در خانه روبرویی یک خانم تازه از حمام بیرون اومده بوده و این کارگر ایشون رو دیده و پاش سرخورده…

 

این داستان رو به مزاح و کنایه تعریف کردم ولی این یک واقعیت هست که در هر مساله ای زن نقش داره و نادیده گرفتن این نقش جامعه رو به نابودی خواهد کشوند

شاید خیلی ها بیان کنند که زنان نیمی از جامعه رو تشکیل می دن و به اندازه نیمی از جامعه در جامعه نقش دارند

اما من معتقدم که حتا اگر از نظر جمعیتی ، نیمی از جامعه باشند نقش اونها در جامعه بیشتر از ۶۰ درصد هست چرا که فرق دارند چرا که نقششون خاص هست

نقش هاشون رو نوشتم و اگر بخوام که در این نقش ها بیشتر توضیح بنویسم البته موضوع روشن هست…

۱۰ سال پیش در وبلاگم نوشتم که اگر زن نبود مرد در لجنزار زندگی می کرد…

پس نقش همسری زن، مرد رو در قالبی می بره که رشد فرهنگی و حتا علمی رو در پی داره

نقش مادری زن هم روشن هست… وقتی مادر بین دختر و پسر فرق نزاره… وقتی

وقتی مادر هم در تربیت پسر خوب عمل کنه و هم در تربیت دختر… نتیجه مشخص هست

 

مادری که دخترش رو محدود کنه و پسرش رو آزاد بزاره

یا برعکس مادری که به دخترش بیشتر بها بده و پسر رو به حال خودش رها کنه…

نتیجه ای که الان در جامعه می بینیم رو خواهیم دید

اگر زن تکریم بشه و همچنین خودش خوب تربیت شده باشه و یا خودش رو هر روز ارتقا بده البته که سبب ارتقا جامعه خواهد بود

در داستانی هم که از عزیز نسین بیان کردم اشاره شده که زن می تونه عامل جرایم باشه و از طرفی همانطور که بیان کردم می تونه مادر فرهنگ یک جامعه باشه…

 

پس از نظر من ؛ دید کلی جامعه به زن می تونه تعیین کننده آینده اون جامعه باشه…

زن رو بشناسیم…

 

نه اینکه فقط مردان باید زنان رو بشناسند

هم مردان و هم خود زنان باید در شناخت زن تلاش کنند

زنان هم خودشون رو نمی شناسند چطور می شه از مردان توقع داشت…

خواهش می کنم این موضوع شناخت زن رو جدی بگیریم

 

 

ونوس پرسیده :

در مورد “شناخت” میخواستم سوال کنم. که منظورتون از این شناخت چیه؟

پاسخ نوشتم:

زن و هر موجودی رو از زوایای مختلفی باید نگاه کرد و شناخت

زن در وهله اول به عنوان یک موجود زنده چگونه وجودی هست

از نظر فیزیکی و از نظر احساسی

چه نیازهایی داره ؟

چه نقش هایی داره؟

 

در ارتباط با محیط چگونه هست؟

 

در ارتباط با جنس مقابل چگونه هست و چه نقش هایی داره؟

 

چه تفاوت ها و چه شباهت هایی با موجودات دیگه داره؟

 

چه جایگاه اجتماعی داره؟

آیا تفاوت ها باعث محدودیت هست؟

 

آیا تفاوت ها رو می شه دلیل بر وجود یا تعریف محدودیت قرار داد؟

 

آیا می تونه بر موجود دیگری برتر باشه یا زیرسلطه موجود دیگر باشه؟

حق برابر یعنی چه؟

موقعیت برابر یعنی چه؟

بسیاری از خانم ها هم اینها رو نمی دونند… حق خودشون رو نمی شناسند…

محیط و تربیت بسیار موثر بوده در شکل گیری ذهنیت ما اما اکنون این ما هستیم که مسوول ذهنیت خودمون هست و در شب گذشته هم نوشتم که از ۲۰ سالگی به بعد مسوول پرورش خودمون ، خودمون هستیم

شاداب و سلامت باشید

 

سینا یاوریان – سخنران، مدرس و مشاور روانشناسی

 

افتخار نژادی…

درود بر همراهان عزیز

 

در اکثر مواردی که صحبت کردم بیشتر علمی و کمتر کاربردی صحبت کردم‌…

 

> دو نکته از زبان ترکی و فارسی ۱- زبان آذری وجود خارجی ندارد اهالی آذربایجان به زبان ترکی صحبت می کنند. ۲- در زبان ترکی صدای “ق”

این مطلب رو ارسال کردم که به چند مورد اشاره کنم که در جامعه موارد بیشتری رو که کاربردی باشه شما هم مثال بزنید…

اول اینکه فارس زبان ها بدونند که اگر ترک زبان ها حرف گ یا هر حرف دیگری رو به گونه دیگر تلفظ می کنند به دلیل ناتوانیشون نیست دلیلش این هست که در زبان خودشون اون حرف چنین صدایی داره

دوم اینکه ترک زبان ها با صداها در زبان فارسی بیشتر آشنا بشند و بدونند که می شه با تمرین و ممارست لحجه فارسی تهرانی رو اجرا کرد…

سوم اینکه دقت کنیم در فرهنگ و ببینیم چقدر به اقوام و نژادهای مختلف احترام قایل هستیم

چرا این توهم در ما ایجاد شده که ژن خوب داریم….

افغان مشکل دارد

ترک مشکل دارد

من آریایی ام و نژاد برتر و باهوش تر…

یک زمانی رضاشاه برای اینکه اقوام مختلف رو زیر یک پرچم جمع و متحد کنه از داستان نژاد آریایی بهره برد

اون زمان این روش جواب داد اما هرچیزی به مقتضای زمان و مکانش

الان اون تفکرات رو باید از ذهنمون بیرون کنیم

در هر قومی و نژادی نابغه وجود داره و اگر آموزش و پرورش درست نباشه دزد هم وجود داره…

و طبقات اجتماعی مختلف هم وجود داره و اگر ما افغان کارگر دیدیم افغان نابغه هم هست

ما اگر ترک کارگر دیدیم ترک نابغه هم هست

شاید بسیاری از دوستانی که اینجا حضور دارند خود رو مبرا از این مسایل بدونند اما از اونجاییکه هممون در این جامعه بزرگ شدیم و برتر بودن نژاد آریاییمون رو هر روز برامون تکرار کردن در ناخودآگاهمون نگاه نابرابر رو داریم

هم لازم هست که بر روی تفکر و عملکرد خودمون خیلی دقت کنیم و هر لحظه خودمون رو زیر ذره بین داشته باشیم

هم اینکه این مطالب رو برای دیگران هم بفرستیم که نگرش ها از ذهن ناخودآگاه به خودآگاه و جلو چشم بیاد…

مورد دیگر در همین راستا، تاکید بر مطالعه و شناخت قبل از قضاوت هست…

این یک نمونه بود که بیان کردم که بدون شناخت و مطالعه براساس داشته هایی که اطرافیان در ذهن ما کاشته اند قضاوت و رفتار می کنیم

 

اگر مطالعه کنیم و به شناخت برسیم ، شناخت، کافی هست و نیازی به قضاوت نخواهد بود

یا اگر حوصله مطالعه نداریم سعی کنیم قضاوت های ذهنمون رو بشناسیم و مواظب باشیم که بدون قضاوت بشیم…

اگر حوصله مطالعه داریم لازم هست منابع درست رو بشناسیم

 

یک زمانی اینترنت نبود و آقای کسروی مثل وبلاگ نویس های امروز، یکسری نظرات خودش رو چاپ کرد و اکنون نوشته های ایشان به عنوان سند مورد استناد قرار می گیرند در حالی که اغلب نوشته های ایشان براساس تاریخ و علم نیست…

پس لازمه منابع درست رو هم شناسایی کنیم بعد مطالعه کنیم

 

البته اگر فرصت باشه که همه رو مطالعه کنیم و از نظرات مختلف اطلاع داشته باشیم هم خوبه

اما فرصت کم هست و این روزها حوصله هم کمه بنابراین هر کتابی ارزش یکبار مطالعه رو نداره چون وقت نداریم…

تلاشمون رو بکنیم

شاداب و سلامت باشید

شب پنج شنبه آرام و لذت بخشی داشته

سینا یاوریان – سخنران، مدرس و مشاور روانشناسی

آمیزش جنسی

آمیزش جنسی

 

درود بر همراهان عزیز

یک شنبه شب در مورد کلیشه هایی که در مورد علایق و وظایف وجود داره براتون صحبت کردم

رسیدم به روش هایی که در مورد آمیزش وجود داره و نوشتم که در سکس لازم هست که هر دو طرف فعال باشند…

می خوام براتون بنویسم که برای لذت بیشتر و تجربه ارگاسم دو روش وجود داره…

در ابتدا این رو بنویسم که برخلاف اونچه که بیشتر خانم ها و آقایون فکر می کنند، آقایون ارگاسم رو تجربه نمی کنند…

خانم های بسیاری ارگاسم رو تجربه نمی کنند و خانمی بعد از ۷ سال و با وجود یک دختر ، ارگاسم رو تجربه نکرده بود… اما خانم ها فکر می کنند که آقایون همیشه ارگاسم رو تجربه می کنند… خود آقایون هم اینطور فکر می کنند

اما در واقع آقایون گول خوردند

وقتی آقایون به انزال می رسند معنیش این نیست که به ارگاسم هم رسیدند

اگر آقایون به ارگاسم برسند متوجه خواهند شد که خانم ها در ارگاسم چه تجربه ای دارند به طوری که علم امروز اشاره می کنه که خانم ها تا ۱۰ برابر بیشتر از آقایون از سکس لذت می برند.

همانطور که اشاره کردم آقایون و خانم ها از دو روش می تونند به ارگاسم برسند

قبل از هر دو روش معاشقه ملایم ضروری هست…

در کارگاه ها معاشقه ملایم هم توضیح داده می شه…

روش اول بعد از معاشقه فعال بودن دو طرف هست

خاطرمون باشه در معاشقه هم هر دو باید فعال باشند

پس در روش اول هر دو حرکت می کنند کارهای خاصی انجام میدن و همدیگر رو به اوج همراهی می کنند.

در روش دوم هر دو بی حرکت هستند…

همانطور که حرکات روش اول هم به آموزش یا تجربه نیاز دارند… روش دوم هم به آموزش و تجربه نیاز داره…

 

برای روش دوم لازم هست که تمرینات چرخش انرژی به صورت انفرادی انجام بشه و در اینکار تبحر حاصل بشه که در کتاب سلامت تن و روان توضیح نوشتم که آماده چاپ هست..

بعد که تبحر در این چرخش انرژی به صورت انفرادی ایجاد شد این چرخش انرژی را بعد از دخول در پوزیشنی خاص دو نفری بدون حرکت فیزیکی انجام می دن…

این چرخش انرژی لذتی رو در هر دو بدن ایجاد می کنه که با هیچ روش دیگه ای قابل تولید نیست…

اگر سوالی هست در خدمتم…

برگردم به اول صحبتمون و نشست رو خاتمه بدم

پس روش های بسیاری وجود داره که ما حتا به گوشمون نخورده…

پس کلیشه هایی وجود دارند که آنقدر برای ما عادی شدند که فکر نمی کنیم شاید اشتباه باشند…

پس برای ارتقا خود تلاش کنیم .. دانش و تجربه خودمون را افزایش بدیم…

شاد و آگاه باشیم در هوشیاری

شبتون خوش در آرامش

 

سینا یاوریان سخنران، مدرس و مشاور روانشناسی

 

ازدواج و ارتقا

ارتقا و ازدواج

درود بر همراهان عزیز

دو شب قبل در مورد ازدواج صحبت کردیم و رسیدیم به اینکه در این مورد هم همچون مسایل دیگه ی زندگی نیاز به اتقا وجود داره

ساوین عزیز پرسید که چطوری به ارتقا برسیم…

سوال خوبیه و شاید اولش بهتر باشه که ببینیم ارتقا چی هست؟

 

ارتقا فردی یعنی اینکه شخص از جنبه های مختلفی ارتقا پیدا کنه… از جنبه فهم و درک، از جنبه آداب معاشرت، از جنبه ظاهری ، از جنبه نگرشی و جنبه های مختلف دیگه مثل اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی و هنری و علمی…

سال ۸۳ یکی از اعضای گروه نیک اندیشان که دختر خانمی ۲۲ ساله بود به من گفت سینا چرا پسرهای در پیت میان سراغ من؟

جلسه اول که این موضوع رو در جمع مطرح کرد چیزی نگفتم و فقط نگاهش کرد و در چهره ام تعجب رو نشون دادم

جلسه دوم هم همین موضوع رو مطرح کرد… یادآوری کنم که جلسات گروه نیک اندیشان هفتگی و دوشنبه ها ساعت ۶ تا ۸ هست…

جلسه سوم که جلسه تموم شده بود و در حال رفتن بودیم در خیابان باز این سوال رو مطرح کرد و گفت سینا نظرت رو می خوام…

بهش گفتم مطمئنی که نظر من رو می خوای؟

گفت بله… می خوام بهم بگی چرا…

کمی با لحن تردید آمیز بهش گفتم به خودت نگاه کردی؟

یک لحظه ایستاد و گفت یعنی من در پیتم؟

گفتم منظورم این نبود ولی همه کمی ارتقا لازم داریم…

استفاده از واژه درپیت خود نشان از ذهنیت شخص و نمونه ای از واژه های کاربردی ایشون هست…

 

واژه هایی که استفاده می کنیم در ذهن ما تاثیر میزارن و ذهنیت ما هم در ادای واژه های ما تاثیر میزارن…NLP

و ما افرادی رو جذب می کنیم که در سطح همون واژه ها هستند…

افرادی بالاتر از اون سطح رو جذب نمی کنیم .. واضح هست که افرادی با سطح فکر بالاتر با ما همراه نخواهند شد

پس تنها راهش اینه که سطح خودمون رو ارتقا بدیم

در مورد روش ادا کردن واژه ها هم .. در مورد ظاهر هم براشون گفتم و ایشون بعد از چهار سال که ملاقاتش کردم بسیار فرق کرده بود…

گاهی خود زمان و تجربه ما رو کمی ارتقا می ده اما ارتقا تعمدی و با تلاش، به ما کمک می کنند که پله های بیشتری رو سریع تر طی کنیم

برای ارتقا فقط تحصیلات کافی نیست… ما گاهی اساتید دانشگاهی رو می بینیم که بسیار بد صحبت می کنند

علوم فیزیک یا شیمی یا ریاضی یا مهندسی باعث ارتقا فرهنگی نمی شند فقط در همون رشته ما رو ارتقا می دند…

منظور از ارتقا فردی ، یادگیری مهارت های زندگی هست که به علوم رفتاری و روانشناسی و اجتماعی مربوط می شند…

مهارت های ارتباطی یکی از مهارت های زندگی هست

گاهی ما افرادی رو می بینیم که در مهارت های ارتباطی خبره هستند اما صحبت هایی که ارائه می کنند خالی از فهم و درک و بدور از علم هست

پس ارتقا شناخت خود در مورد مسایل انسانی هم یکی از مهارت های زندگی هست

دانستن اینکه چه چیزی برای خانم ها مهمه یکی از مهارت های شناختی است در حالی که ما بیشتر شایعات رو در این مورد می شنویم و باور می کنیم و بر طبق گذشته گاهی می گیم زن است دیگر!!!! با عذرخواهی از خانم ها

و همینطور شناخت آقایان برای خانم ها لازمه که نگن مردها اینطورین دیگه!!! با عذرخواهی از آقایان

یک مشکلی که در درک بین خانم ها و آقایان هست ، اینکه خانم ها خیلی حساس و ریزبین و نکته سنج ند و آقایان بیشتر کلی نگرند و این یکی از عوامل مشکل زاست… مثل زمانیکه خانمی به خودش میرسه و تغییراتی در خودش ایجاد میکنه تا به چشم همسرش بیاد ولی همسر متوجه نمیشه.

 

این یک نمونه بود… نمونه دیگه ای در موردآقایان بگیم که خانم ها لازمه بدونن

آقایان چندان مایل نیستند در مورد مشکلات کاریشون صحبت کنند

 

مهارت های جزئی زیادی وجود دارند که لازم بوده به ما در مدارس آموزش بدند و حال که چنین نشده ما خودمون با مطالعه و شرکت در کارگاه ها باید اونها رو یاد بگیریم…

 

یکی از مواردی که در جلسات گروه نیک اندیشان تمرین می کنیم گوش سپردن هست و قطع نکردن صحبت طرف مقابل… برای تمرین ابن موضوع وسایلی لازم هست

 

 

اول لازمه که شناسایی انجام بشه که چرا ما صحبت طرف مقابل رو قطع می کنیم

در اکثر موارد دلیلش این هست که می ترسیم حرفمون یادمون بره

 

پس برای پیشگیری یک دفترچه کوچک پیشنهاد می شه که همواره موقع صحبت و در جلسات همراهمون باشه

تا نکات رو که می شنویم یادداشت کنیم و نکاتی رو هم که می خواهیم بگیم با یک واژه یا یک جمله یادداشت کنیم که یادمون نره

این یک روش برای کسب یک مهارت هست

لازمه که هر مهارتی به همین صورت بررسی و کسب بشه

 

 

شب خوب و خوشی داشته باشید

 

سینا یاوریان

 

سخنران ، مدرس و مشاور روانشناسی

marriage

ازدواج ۲

درود بر همراهان عزیز

یکشنبه شب در مورد اینکه لازم هست برای ازدواج چه آمادگی وجود داشته باشه کمی صحبت کردیم….

اینکه اول لازم هست کمی خودمان را بشناسیم

بعد کمی جنس مقابل را بشناسیم

نیازهای خودمون رو به طور انفرادی بشناسیم

نیازهای جنس مقابل رو به طور انفرادی بشناسیم

چه نیازهایی رو با ازدواج می خواهیم برای خودمان بهتر برآورده کنیم

چه نیازهایی از جنس مقابل را با ازدواج می توانیم برآورده کنیم

بدون شناخت و فقط به صرف این جمله مرسوم که ..باید ازدواج کرد.. ازدواج ناموفق خواهد بود..

همه هم خوب می دانیم که فقط طلاق نشانه ناموفق بودن ازدواج نیست…

ازدواج ؛ یک ارتباط تنگاتنگ بین یک زوج از دو جنس است که این ارتباط شامل ارتباط عاطفی و جنسی هم می شود…

بنابراین اگر این ارتباط بین دو نفر مناسب نباشد هرچند که زیر یک سقف زندگی کنند آن ازدواج موفق نبوده است

چند درصد ازدواج ها موفق بوده است؟ پنجاه درصد؟

پس همونطور که از قدیم گفتند ازدواج مثل یک هندوانه سربسته هست؟

 

 

چقدر در جامعه امکان آشنایی دو جنس با هم فراهم هست…

گزارش هایی مشاهده کردیم که در چین خانواده ها به همراه دختر و پسر خود در میدان شهر حاضر می شوند تا دختر ها و پسرها برای ازدواج با هم آشنا شوند.

دوستی می گفت در روستای آنها در نزدیکی نطنز نیز چنین مراسمی بوده و در روزی خاص دخترها و پسرها را به بالای تپه می فرستادند تا آنجا با هم آشنا شوند

قدیمی ها برای ایجاد این آشنایی ها برنامه ریزی کرده بودند به این دلیل که به ضرورت این برنامه پی برده بودند

شب گذشته مطرح کردم که جدایی این دو جنس از کودکی چه طبعاتی دارد و در بزرگسالی نیز محیط هایی برای آشنایی این دو فراهم نیست و باید به طور تصادفی منتظر باشند تا یار آینده خود را ملاقات کنند.

پس با این بی برنامگی ها آمار ازدواج پایین می آید

با این بی برنامگی ها آمار طلاق بالا می رود چون دو جنس همدیگر را نمی شناسند…

و با این بی برنامگی ها اکثر ازدواج ها ناموفق هستند

 

لازم است فرد صبور باشد و آنچیزی را که به او باید می آموختند خودش بیاموزد و ارتباطاتی داشته باشد تا به شناخت خود و طرف مقابل دست یابد تا هنگام ازدواج روابط درستی شکل گیرد

و به همین دلیل سن ازدواج بالا رفته است

در گذشته خاله و دایی و عمه و عمو مسایل بسیاری را به فرد آموزش می دادند … امروزه در این دنیای ماشینی هیچ فرصتی برای اینگونه ارتباطات و آموزش ها وجود ندارد و این رسالت به عهده مدارس گذاشته شده است که از پس آن برنمی آید

admin

پس همونطور که نوشتم فرد لازم است به ارتقا خود اهمیت بسیاری قایل شود تا هم ارتباط خوبی برقرار کند و هم انتخاب خوبی انجام دهد

 

به دو مقوله ارتباط و انتخاب اشاره کردم

در جامعه ما ارتباطات مناسبی مشاهده نمی شود.. ریا بیداد می کند و ضروری به نظر می رسد

بنابراین نه ما خودمان هستیم نه می توانیم اعتماد کنیم که طرف مقابل همان خودش است

حال در این گیر و دار ما می خواهیم که ارتباط درست را بیاموزیم

یک کارگاهی طراحی کردم با عنوان” انتقاد، ارتباط، مذاکره”

که می تونه برای برقراری ارتباط صحیح به ما کمک کنه

گاهی لازم می شه که در زندگی مشترک مشکلی رو مطرح کنیم

و بر سر موضوعی مذاکره کنیم

برم سراغ انتخاب

معیارهای ما برای انتخاب همسر چه چیزهایی می تونه باشه؟

تحصیلات

مادیات

چهره و اندام

فرهنگ و سطح طبقه اجتماعی

آیا سطح خود ما در همان سطحی هست که می خواهیم طرف ما باشد

 

اگر نیست باید یه تکونی بخوریم و خودمون رو به اون سطح برسونیم

همونطور که نوشتم همه اینها نیاز به شناخت خود و دیگری داره

سوالی هست؟

بعضی ها می بینن سخته بی خیال می شن ؛-)

سقراط میگه در هر دو صورت پشیمانیست… چه ازدواج بکنیم چه ازدواج نکنیم…

منظورش اینه که در هر کدام مزایایی هست که با انتخاب یکی ، مزایای دیگری رو از دست می دیم و پشیمون می شیم…

 

پس تلاشمون رو بکنیم برای ارتقا خودمون و در این مسیر اگر ازدواج میسر شد چه بهتر ، اگر نشد چیزی از دست ندادیم کلی دانش و تجربه و فرهیختگی کسب کردیم برای زندگی بهتر…

 

 

نرگس: چجوری میتونیم به ارتقا فردی برسیم؟

ارتقا فردی همون کاری هست که در گروه نیک اندیشان و کارگاه ها به دنبالش هستیم…

 

تا شب دیگر و نشستی دیگر خوش و خرم باشید

 

شاداب باشید… شب خوش

 

سینا یاوریان

سخنران، مدرس و مشاور روانشناسی