needs-value

امتیاز نیازها

درود بر همراهان عزیز

 

در خصوص بقا، قدرت، عشق و احساس تعلق و تفریح از پنج نیاز اساسی از نظر آقای دکتر گلسر صحبت کردیم…

از پنج نیاز ، آزادی باقی مونده که مثالی داشته باشیم…

به طور مثال بعد از ازدواج برخی از طرفین باز هم می خوان آزادی قبل از ازدواج رو داشته باشند

 

 

به طور مثال می خواد با دوستاش بره گردش در حالی که همسرش می خواد با هم برند بیرون

برخی محدودیت ها، آزادی رو تحت تاثیر قرار می دن…

در مورد عشق و احساس تعلق هم بیشتر بنویسم

انسان نیاز داره که عشق دریافت کنه و عشق ارایه کنه…

برخی با ارایه عشق بیشتر ارضا می شن و برخی با دریافت اون

در ضمن وقتی که از طرف کسی پذیرفته می شند نیاز به احساس تعلق برآورده می شه

پس نیاز عشق و احساس تعلق به طور کامل وقتی برآورده می شه که طرف دومی وجود داشته باشه و شخص نمی تونه به تنهایی اون رو برآورده کنه

در حالی که فرد می تونه بقا و تفریح رو به تنهایی برآورده کنه

حال آقای دکتر گلسر برآوردن این پنج نیاز اساسی رو برای تحلیل رفتار زوجین به کار می گیره…

 

همونطور که شب قبل اشاره کردم به هر نیاز خودتون از ۱ تا ۵ امتیاز بدید

یکی ممکنه امتیاز ۵ به بقا بده و امتیاز ۴ به عشق و امتیاز ۲ به آزادی و ….

در خصوص بقا و عشق و تفریح هر چه امتیاز دو طرف به هم نزدیک باشند اون دو نفر می تونند که بهتر با هم کنار بیان

 

در خصوص قدرت فرق می کنه اگه هر دو به قدرت امتیاز بالا بدند ممکنه که به مشکل برخورد بکنند

در خصوص آزادی …اگر هر دو آزادی بالا لازم داشته باشند هر دو می تونند که با دوستانشون جداگانه به سفر برند و بعد دوباره به هم برگردند و سفر دو نفره هم داشته باشند…

پس فقط نزدیک بودن امتیازها کافی نیستند بلکه لازم هست که به نیازها به خوبی آشنا باشیم و راه حل هایی بدیم که نیاز هر دو طرف رو برآورده کنه…

روانشناسی یک علم خلاقانه هست… اینطور نیست که راه حل ها وجود داشته باشند و وقتی مراجع مراجعه کرد و مشکلش رو گفت راه حل رو از جیبمون دربیاریم و به ایشون ارایه کنیم…

انسان ها منحصر به فرد هستند و حتا برای مشکلات مشابه هم نمی شه راه حل مشابه ارایه داد و لازم هست که راه حل ها مختص اون فرد ابداع بشند البته اگر پیشتر ابداعی وجود نداشته باشه… و این ابداع رو مشاور به تنهایی انجام نمی ده از خلاقیت خود مراجع هم استفاده می کنه…

 

برخی روانشناس ها اصرار دارند که در همه زمینه ها اظهار نظر کنند و مراجع را به یک همکار دیگر که در آن موضوع خاص تبحر داره ارجاع نمی دن…

یا گاهی اوقات خود مراجع تلاش نمی کنه و همچنین مراجعه رو به حد کافی ادامه نمی ده…

در ضمن اینکه برخی از سبک ها در برخی زمینه ها پاسخگو نیستند و مراجع نمی دونه و به مشاور اعتماد می کنه ولی نتیجه نمی گیره

 

از همکاران سراغ دارم که در زمینه درمان اعتیاد تبحر داره، بنابراین مراجعین در این زمینه رو به ایشون ارجاع می دم و همکاران دیگه رو شناسایی کردم…

به طور مثال یکی از دوستان رو برای مشاوره خانواده به یکی از همکاران ارجاع دادم

خواهر زاده این دوستمون نیاز به مشاوره تحصیلی داشته بنابراین این دوستمون خواهرزاده اش رو هم پیش همان همکار ما برده…بعد که مطلع شدم به ایشون گفتم اگر به من می گفتی همکار دیگه ای رو برای خواهرزاده شما بهتون معرفی می کردم…

بنابراین با یک مشاور و مشاوره ناامید نشید و به یکی دیگه مراجعه کنید تا به نتیجه برسید

در ضمن اینکه ، حمید عزیز مشاور قرار نیست که حق رو به یک طرف بده …. قرار هست راه حلی با هم پیدا کنید که هر دو طرف راضی باشند…

 

کتاب “ازدواج بدون شکست” نوشته آقای گلسر رو چند بار بخونید و سعی کنید که اون رو در زندگیتون پیاده کنید و البته نمی شه یک شبه متحول شد… به مرور در زندگیتون کاربردش رو پیدا می کنید…

شاداب و سلامت باشید

شب خوش در آرامش و لذت

 

سینا یاوریان – سخنران، مدرس و مشاور روانشناسی

تعیین کردن هدف

مشخص کردن هدف…

 

در مورد مطلب قبلی که در مورد بخشش بود، بنفشه نوشته> با احترام به همه ی دوستان و استادان عزیز ولی به نظر من خیلی ایده آل هست…

 

بله بنفشه عزیز… انجام کار خوب آسان نیست…

 

با اینکه این مطلبی که عنوان شد یعنی بخشیدن و رها کردن یا پذیرفتن و صحبت بر سر مسایل مورد اختلاف، مشکل هست اما قابل اجراست….

انجام دادن همه کارهای درست مشکل هست…

به همین خاطر هست که ما مشکلات زیادی داریم چون افراد جامعه ما اغلب ترجیح میدن راه آسون رو که اغلب اشتباه هست انتخاب کنند…

در مورد رابطه زن و مرد و ازدواج در ایران هم این موضوع آشکار هست…

اغلب دخترها و پسرها در انتخاب طرف مقابل خودشون راه آسون رو انتخاب می کنند

یا برای تشکیل زندگی مشترک هم راه آسون رو انتخاب می کنند…

اغلب نمی خوان مسوولیت بخش خودشون رو در زندگی مشترک بپذیرند بنابراین شخصی رو انتخاب می کنند که مسوولیت بخش اونها رو هم به عهده بگیره…

چرا آمار ازدواج داره پایین میاد و آمار طلاق داره میره بالا… دلیلش اغلب همین هست…

یکی که بخواد همه مسوولیت زندگی رو بپذیره لابد یه شیله پیله ای داره و شخصی هم که دنبال همچین آدمی هست مشخصه که شیله پیله داره…پس دو تا آدم شیله پیله دار با هم ازدواج می کنند و دو ماه نشده زندگی همدیگه رو از هم می پاشند….

و عبرت هم نمی گیرند… تقصیر رو میندازند گردن طرف مقابل و همون رویه قبلی رو برای پیدا کردن شخص دیگه پی می گیرن…

همونطور که شب گذشته در مورد بخشش مطرح کردم در این مورد هم هدف مهمه…

 

در همه مسایل ، تعیین کردن هدف مهمترین بخش و با اولویت ترین هست…

بعد که هدف مشخص شد…راه های رسیدن به اون مورد بررسی قرار می گیره و چند گزینه برای تحلیل و برنامه ریزی انتخاب می شند و وقتی که برنامه ریزی برای یکیشون امکانپذیر تشخیص داده شده اون پیگیری می شه…

در مورد ازدواج هم…هدف ازدواج مهمه…اینکه شخص برای چی می خواد ازدواج کنه؟

برای رختخواب …برای آشپزخانه… برای پز دادن در جمع… به خاطر اینکه یک سنت هست و باید انجام بشه…

شما هم دلایلی که مردم امروزه در جامعه ما به اون دلیل ازدواج می کنند رو برامون بنویسید..

 

برای مهاجرت هم دلیل دیگر امروزی هست … در اختیار داشتن پول طرف مقابل یا پدر طرف مقابل…

چند نفر به خاطر این ازدواج می کنند که شریکشون رو پیدا کردند و می خوان با او بودن رو رسمی و دایمی کنند؟

 

می خوان از اون بچه داشته باشند و از با او بودن بیشتر لذت ببرند؟

 

هدف ازدواجمون رو بررسی کنیم… و اگر ازدواج رو نه به خاطر با او بودن بلکه به خاطر امکاناتی که از طریق اون به دست میاریم انجام می دیم، راه آسون رو انتخاب کردیم….

 

پس در هر مساله ای راه درست، مشکل ترین راه هست…

شاداب و سلامت باشیم در هوشیاری و آگاهی

شب خوش در آرامش

 

سینا یاوریان – سخنران، مدرس و مشاور روانشناسی

woman self respect

احترام زن

امشب سومین شب است که راجع به احترام و بخصوص احترام زن و مرد صحبت می کنیم

امشب اختصاصی در مورد احترام زن صحبت کنیم شبی دیگر در خصوص احترام مرد

لیلای عزیز البته من هم به تفکر مردان اشاره کردم اما نمی شه آمار دقیق از احترام متقابل زن و مرد در ایران ارائه کرد

چراکه طبقات و فرهنگ های متفاوتی در ایران زندگی می کنند و رفتارها و تفکرات متفاوتی دارند

یک شوخی با جمله شما بکنم؛ یعنی به نظر شما این مردان هستند که اصرار دارند مهریه بپردازند و مالکیت زن را به دست آورند؟

همانطور که نوشتم رفتارها و فرهنگ های مختلفی در جامعه وجود دارد و نمی توان نظر قطعی نوشت

من نمی توانم به تفکر اقشار مختلف جامعه جهت بدهم

من تنها می توانم نظر خود را ارتقا دهم و بیان کنم

 

و اگر فردی نیاز به همراهی برای ارتقا داشت در مسیر ارتقا خودم ایشان را نیز برای ارتقا خودش همراهی کنم

این نوشته ها نمی تواند جایگزین کوچینگ خصوصی باشد فقط برای آشنایی بیان می شوند تا اعلام گردد که هرگاه برای کوچینگ نیاز بود در خدمتم

لازم هست که همه ما با بخش های مختلف یک موضوع آشنا بشیم تا بتونیم درست تصمیم بگیریم

 

لازم هست در ابتدا زن به خودش احترام بگزارد بعد از جنس مقابل هم انتظار احترام داشته باشد…

 

همانطور که در جلسه قبل اشاره کردم اکنون زن در تلاش برای برابری با مرد است در حالی که در دوران های گذشته این موضوع چندان مورد توجه نبوده بنابراین لازم است که زن ابتدا احترام به خود را بیاموزد بعد به دنبال برابری باشد…

و همانطور که اشاره کردم موارد بسیاری به لحاظ فرهنگ های متفاوت وجود دارند که نمی توانم به همه آنها بپردازم به طور مثال خرده گرفتن به همدیگر در مورد حجاب در زنان دیده می شود…

 

و موارد بسیار دیگری که من مهریه را برای صحبت امشب برمیگزینم که در اکثر فرهنگ های موجود در ایران مشترک و مرسوم هست

بسیاری از دختران فلسفه مهریه را نمی دانند و از آن به عنوان سنت یاد می کنند…به نگرش مردان به این موضوع امشب کاری ندارم…

برخی از دختران آن را هدیه ای از طرف مرد می دانند

 

و برخی آن را ضمانت اجرایی عنوان می کنند

اگر از ابتدای فلسفه وجودی آن بدانیم شاید که بیشتر مایل باشیم که در خصوص احترام تامل کنیم…

قبل از اسلام در وادی عرب ها زن جایگاه خوبی نداشت و به عنوان یک وسیله تلقی می شد

 

پیامبر اسلام همانطور که به طور قطع اعلام نکرد که برده داری ممنوع است به طور قطع هم بیان نکرد که زن و مرد برابر هستند . و همچنان خرید برده و کنیز برچیده نشد…

 

اما برای اینکه کمی حق برای زنان قایل شده باشد در سوره نسا آیه ۲۸ خطاب به مردان آمده است که زنا نکنید اما اگر بهره مند شدید مهر دهید. تفاوت همسر با کنیز در این بود که هنگام خرید، پول را به صاحب کنیز می دادند و هنگام صیغه، پول را به خود زن می دادند

 

بنابراین تا آن زمان که زنان در وادی عرب ها بدون هیچگونه حقی مورد بهره برداری قرار می گرفتند از آن زمان به بعد با مهریه مورد مهر قرار گرفتند

 

بزرگان ایران بعد از اسلام ملاحظه کردند که بر طبق قوانین جدید حاکم شده بر ایران زنان با مهریه ای به خانه مرد می روند و مرد هرگاه که خواست مهریه را داده و زن را بیرون می اندازد و یا زنان دیگری می گیرد

در حالی که در ایران قبل از اسلام زنان جایگاهی نزدیک به مردان داشتند و از برابری با مردان چندان دور نبودند

 

بنابراین بزرگان ایرانی که توانایی تغییر قوانین حاکم را نداشتند از همان قوانین استفاده کردند و با بالا گرفتن مبلغ مهریه تا حدودی سلامت زندگی زنان را تامین کردند. و ارایه راهکارهای جدید همچنان ادامه دارد و در مجلس به تصویب می رسد تا هرچه بیشتر به برابری زن و مرد نزدیک شویم

 

پس تا اینجا می رسیم به اینکه در ایران مهریه تبدیل شد به ضمانت اجرایی در حالی که در هیچ کشور اسلامی دیگری چنین نیست و مهریه مبلغ بسیار پایینی در حد همان خرید و هدیه دارد

 

پس زن اگر بخواهد که به خود احترام قایل شود در وهله اول لازم است این موضوع را برای خود حل کند که حقوق برابر می خواهم و فروشی نیستم… البته اگر به برابری معتقدند…

 

در مرحله بعد اگر حقوق برابر به دست نیامد، مهریه و حربه های دیگری را به عنوان ضمانت اجرایی نه به عنوان هدیه به کار گیرد

 

اینها رو نوشتم فقط به این خاطر که شخص در ابتدا باید خود و خواسته هایش را بشناسد و بعد طلب خواسته بکند نه اینکه دنباله رو هر آنچه که از دیگران می شنود باشد…

 

اینجا راهکاری برای حقوق برابر در ازدواج ارایه نمی کنم فقط به فلسفه موضوع اشاره کردم تا خود راه را انتخاب کنید در ضمن اینکه موضوع ما احترام بود…

شاداب باشیم و آگاه در هوشیاری…

شب خوش و در آرامش

 

 سینا یاوریان 

سخنران، مدرس و مشاور روانشناسی

jerry-maguaire

جری مگوایر

جری مگوایر (به انگلیسیJerry Maguire) فیلمی ۱۳۹ دقیقه‌ای در سبک کمدی درام و ورزشی به کارگردانی کامرون کرو با بازی تام کروز، کوبا گودینگ جونیور و رنه زلوگر محصول سال ۱۹۹۶ است.[۱]

● در حاشیه فیلم «جری مگوآیر»
▪ یک: کمرون کرو فیلمنامه نویس و کارگردان خوش ذوقی است. سینمادوستان ایرانی هم او را می شناسند. بیشتر فیلم هایش را دیده اند و همین «جری مگوآیر» یا «تقریبا مشهور» و «آسمان وانیلی» فیلم هایی هستند که دست به دست چرخیده اند. کمرون کرو یکی از معدود کارگردان هایی است که گوش موسیقی دارد، یعنی فرق موسیقی خوب و بد را تشخیص می دهد و می داند که بهترین نوازنده های جز، یا بلوز چه کسانی هستند و برای همین است که در بیشتر کنسرت های موسیقی شرکت می کند و یک شنونده حرفه ای موسیقی است و علاوه بر استفاده از بهترین ترانه ها در فیلم هایش، در بعضی از دیالوگ ها هم به این موسیقی ها ارجاع می دهد.
یک نمونه خوبش همین جری مگوآیر علاوه بر این، با بعضی از خواننده نوازنده ها هم دوست است. اما عمده شهرت کرو در ایران مدیون کتاب «گفت وگو با بیلی وایلدر» است که سال ۱۳۸۰ خانم «گلی امامی» آن را به فارسی ترجمه کردند. کارگردان هایی مثل کرو که فرصتی برای هم صحبت شدن با وایلدر کبیر پیدا کرده باشند، زیاد نیستند و کرو که خوب می دانست گفت وگو با این نابغه سینما چه لذتی دارد همه آن جمله ها را روی کاغذ آورد و منتشر کرد. کمرون کرو یک شیفته سینما است، یک بچه سینما.
▪ دو: جری مگوآیر را جزء کمدی رمانتیک ها دسته بندی می کنند. یعنی کمدی هایی که عاشقانه هم هستند و بعضی ها اصرار دارند بگویند نسلش منقرض شده. اما اگر فکر می کنید منظور از کمدی، صحنه های بزن بکوب اسلپ استیک است و آدم ها کیک های خامه ای را طرف هم پرت می کنند و پوست موز زیر پای دیگران می اندازند، اشتباه می کنید.
چون جری مگوآیر همچو فیلمی نیست و هرچند کمدی است، بعضی صحنه هایش ممکن است کاری کند که اشک در چشم هایتان حلقه ببندد. خب، پس کمدی جری مگوآیر، یک کمدی پیش پاافتاده نیست و به قول خود کمرون کرو، یک کار جدی است، یک جور تعقیب شرافتمندانه لحظه های زودگذر زندگی. اما مطمئن باشید که حوصله تان از دیدن فیلم سر نمی رود. یعنی بعید است سر برود.
▪ سه: نیمی از فیلم هایی که درباره آدم های موفق ساخته می شوند، داستان هایی واقعی دارند. فیلم هایی هستند زندگینامه وار درباره آدم هایی که آنها را می شناسیم، یا زندگی شان را قبلا خوانده ایم، یا آنها را در کتاب ها و مستندها و خبرهای تلویزیون دیده ایم. اما کمرون کرو در جری مگوآیر این قاعده را رعایت نمی کند. او آدم موفق خودش را می سازد، یک مدیر برنامه، یک برنامه ریز ورزشی که وقتی تصمیم می گیرد همه چیز را تغییر دهد، اخراجش می کنند.
چاره ای جز شروع دوباره دارد نه، ولی جز یکی دو دوست، همه او را ترک می کنند. جری مگوآیر داستان شروع کردن زندگی از صفر است، این که مردی با کلی ثروت و سرمایه یک دفعه شکست می خورد و برای اثبات خودش مجبور است دست به هر خطری بزند. جری مگوآیر یک جور کلاس درس است، یکی از آن کلاس هایی که در آن موفقیت در زندگی و چیزهایی مثل این را درس می دهند. ولی خوبی اش به این است که همه چیز را خیلی شیرین می گوید.
● موقع تماشای فیلم حواسمان به چه چیزهایی باشد
▪ یک: به خود فیلم. به این که چقدر آرام و بی ادعا داستانش را تعریف می کند و لزومی به ادا درآوردن و چرخاندن دوربین و سر و ته کردن داستان و چیزهایی مثل این ندارد. خوبی داستانی مثل جری مگوآیر در سرراستی اش است، در این که سراغ یک مدیر شخصیت معمولی نرفته. ما با یک ورزشکار اسطوره ای یا با یک خواننده و بازیگر روبه رو نیستیم. طرف مقابل ما یک مدیر برنامه ورزشکارها است. مدیری است که هدفی جز موفقیت ندارد. به این که زندگی در همه صحنه هایش جریان دارد و چیزی که می بینیم، شبیه یک زندگی واقعی است.
▪ دو: به فیلمنامه و کارگردانی کمرون کرو که استاد مسلم داستان گویی است، هرچند مثل خیلی از کارگردان های موفق دیگر مخالفانی دارد و این مخالفان بعد از نمایش عمومی کار آخرش، یعنی «الیزابت تاون» بیشتر هم شده اند. کافی است حواسمان را کمی جمع کنیم و ببینیم که او یک داستان به ظاهر ساده را داستان مردی که شکست می خورد و به پیروزی فکر می کند چگونه به فیلمی جذاب تبدیل کرده است.
▪ سه: به «تام کروز» که یکی از بهترین بازی های عمرش را ارائه داده است. کروز را خیلی ها جدی نمی گیرند، حتی حالا که سن و سالش دارد بالا می رود و چروک ها روی پیشانی اش نشسته اند. اما واقعیت این است که او هم مثل هر بازیگر خوب دیگری به کارگردان های خوب نیاز دارد، به آدم هایی که درست هدایتش کنند. برای همین است که در فیلمی مثل همین جری مگوآیر که دقیقا ده سال پیش ساخته شده یا «چشمان باز بسته» که کار آخر استنلی کوبریک بود یا «آسمان وانیلی» که باز هم کار کمرون کرو است این قدر خوب بازی می کند.
▪ چهار: به رنی زل وگر که نقش روبه روی تام کروز را بازی می کند و در آن سال هایی که فیلم ساخته شد، به اندازه حالا شناخته شده نبود. زل وگر در همه صحنه هایی که با تام کروز همبازی است، سعی می کند پابه پای او پیش بیاید و کم نیاورد. کار سختی است. چون کروز همان موقع هم یک ابرستاره بود و اگر کسی می خواست زیر سایه او نباشد، باید کلی زحمت می کشید. و رنی زل وگر واقعا زحمت کشیده است.
● درباره نسخه دوبله فارسی
▪ یک: متاسفانه، این بار هم با دی وی دی طرف نیستیم، چیزی که پیش روی ما است، یکی از همین وی سی دی هایی است که شرکت های تولید و توزیع فیلم در ایران، به بازار می فرستند و معمولا فیلم ها را در دو سی دی عرضه می کنند. البته می شود امیدوار بود که روزی روزگاری این فیلم درجه یک را روی دی وی دی هم به بازار عرضه کنند. چون فیلم، فقط روی دی وی دی معنا می دهد. دست کم تا موقعی که تکنولوژی برتری به بازار نیامده است.
فقط زمانی که مجبورید فیلم را روی چیزی جز دی وی دی ببینید. اما بعضی ها حتی در این صورت هم حاضر به مصالحه و کنار آمدن نیستند که حق دارند. بنابراین، از آن منوهای متحرکی که در دی وی دی ها هست و هر کدامشان بخشی از فیلم هستند خبری نیست. خبری از انتخاب زبان و زیرنویس هم نیست. فقط می توانید صدای دوبله فارسی را گوش کنید، حتی نمی توانید راجع به دالبی بودن یا سراند بودنش تصمیم بگیرید و تازه این را هم داشته باشید که پشت جلد این وی سی دی نام دوبلورها را ننوشته اند. نوشتن نام دوبلورها، احترام به آنها است، معرفی آنها است به فیلم دوست هایی که دارند یک فیلم دوبله را می بینند. با این همه چنین چیزی را از تماشاگر جری مگوآیر دریغ کرده اند. خب، تصمیم نهایی با شما است. فیلم را می بینید
▪ دو: مدیر دوبلاژ فیلم «سعید مظفری» است و دوبله شخصیت اصلی فیلم، یعنی جری مگوآیر را هم خودش به عهده دارد. یعنی به جای «تام کروز» حرف زده است. مهم ترین ویژگی صدای منحصربه فرد سعید مظفری جوان بودنش است. بنابراین، صدای شنیدنی اش را خیلی وقت ها می شود روی چهره های جوان شنید و اینجا هم می شود باور کرد که اگر تام کروز می توانست فارسی حرف بزند و واقعا صاحب صدایی خوش بود، چنین صدایی داشت و اگر هنوز یادتان نیامده که صدای سعید مظفری را به جای چه کسانی شنیده اید، کافی است به خاطره هایتان مراجعه کنید تا صدای «ریوزو» در «دور از خانه اوشین» در گوشتان بپیچد، یا صدای «کلینت ایستوود» در «دنیای کامل» که همین چند ماه پیش از شبکه سوم پخش شد. جری مگوآیر مثل خیلی از فیلم های دیگری که سعید مظفری مدیریت دوبلاژشان را به عهده داشته، دوبله ای شنیدنی دارد و این، در وانفسای دوبله های سردستی و نامربوطی که این روزها از تلویزیون پخش می شود یا در شبکه ویدئویی موجود است، کم چیزی نیست.
و البته این خوش اقبالی ماست که فیلمی مثل جری مگوآیر به فارسی دوبله می شود.
● شناسنامه فیلم
▪ جری مگوآیر Jerry Maguire
▪ فیلمنامه نویس و کارگردان: کمرون کرو، مدیر فیلمبرداری: یانوش کامینسکی، تدوینگر: جو هاتشنیگ، انتخاب بازیگرها: جیل لوین، موسیقی متن: نانسی ویلسن، باب دیلن، فرد وایز، نیل یانگ، بازیگرها: تام کروز، کیوبا گودینگ جونیر، رنی زل وگر، کلی پرسن، جری اوکانل، جی موهر، بانی هانت، رجینا کینگ، جاناتان لیپینکی، تاد لوئیسو و اینگرید بیر، تهیه کننده ها: جیمز ال. بروکس و کمرون کرو، محصول: ایالات متحده آمریکا ۱۹۹۶، دوبله و پخش در ایران: تصویر دنیای هنر TDH
محسن آزرم
منبع : روزنامه شرق
pride-prejudice

غرور و تعصب

 

غرور و تعصب (به انگلیسیPride & Prejudice) به کارگردانی جو رایت برگرفته از کتاب بسیار مشهور غرور و تعصب از نویسندهٔ انگلیسی، جین آستن است.

کیرا نایتلی (به انگلیسیKeira Christina Knightley) بازیگر انگلیسی تبار هالیوود برای بازی در این فیلم نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول زنشده‌است.

خلاصه داستان

سال ۱۷۹۷، انگلستان. قبل از مرگ آقای بنت، همسرش کوشیده تا پنج دخترش- جین، الیزابت، مری، لیدیا و کیتی- را برای یافتن شوهری مناسب آماده کند. چون این کار را تنها راه دستیابی یک زن به رفاه و آسایش می‌داند.

زمانی که سر و کله جوان ثروتمند و خوش سیمایی به نام بینگلی و دوستش آقای دارسی در همسایگی آنها پیدا می‌شود، خانواده بنت سخت دچار هیجان می‌شود. به زودی جین با آقای بینگلی دوست می‌شود و به نظر می‌رسد که الیزابت نیز به آقای دارسی بی توجه نیست. اما رفتار آقای دارسی خودپسند الیزابت هوشمند را که در سایه پرورش پدری دختری باشهامت و خودگردان بار آمده، خوش نمی‌آید. از این رو به زودی کشمکش و درگیری زبانی میان آنان آغاز می‌شود.

شایان توجه آنکه شخصیت دارسی در این فیلم بیشتر کمرو و رومانتیک است. زبان آدمهای داستان بیشتر امروزی است. خانم بنت زنی خردمند، هوشمند و تقنن گراست. آقای بنت کشت کار آقازاده ای است، ساده و روان سخن می گوید و از اشاره‌های ریشخندآمیز در سخنانش هیچ نشانی نمی توان یافت. تاکید فیلم بیشتر بر احساسات عاشقانه زوجهاست تا بر درگیری آنها بر سر خودخواهی یکی و پیش داوری‌های ناخواسته و ناروای دیگری که دست آخر سبب آزار و دلخوری دیگران می شود.

جلد نسخه انگلیسی کتاب غرور و تعصب

marriage

ارتباط زن و مرد

شناخت تفاوت های زن و مرد چه فیزیکی و چه ذهنی، یادگیری ارتباط موثر در زوجین در پایان کارگاه شما را به سمت یک زندگی بدون تنش رهنمون خواهد شد.

    • شناخت تفاوت های این دو جنس از نظر جسمی و ذهنی تا چه حد ضروریست؟
    • چرا این دو جنس می خواهند با هم ارتباط داشته باشند؟
    • ارتباط مناسب این دو جنس چگونه امکان پذیر است؟
    • آشنایی و ازدواج
    • آشتایی با ارتباط جنسی مناسب
ManWomanBrainTest

تست مغز زنانه و مغز مردانه

تست مغز زنانه و مغز مردانه از کتاب “چرا مردان گوش نمی دهند و زنان نمی توانند نقشه بخوانند” نوشته “باربارا و آلن پیز” ترجمه ” ناهید رشید و نسرین گلدار”

۱ – وقتی می خواهید نقشه و یا راهنمای خیابان‏ها را بخوانید

الف – دچار مشکل می‏شوید و از دیگران کمک می‏خواهید.

ب – نقشه را می‏چرخانید تا جهتی که می‏خواهید بروید روبرویتان قرار گیرد.

ج – هیچ مشکلی در خواندن نقشه یا راهنمای خیابان‏ها ندارید.

۲ – در حال پختن غذایی پیچیده از طریق برنامه آشپزی رادیو هستید که دوستتان تلفن می‏کند

الف – رادیو را روشن می‏گذارید و در حالی که با تلفن حرف می‏زنید به آشپزی خود ادامه می‏دهید.

ب – رادیو را خاموش می‏کنید ، دست از آشپزی می‏کشید و با تلفن صحبت می‏نمایید.

ج –  به دوستتان می‏گویید که بعد از آشپزی بی‏درنگ به او زنگ خواهید زد.

 ۳ – دوستانتان می‏خواهند برای دیدنتان بیایند و از شما مسیر خانه جدیدتان را می‏پرسند

الف –  برای آنها کروکی واضحی از مسیر می‏کشید، جهت را مشخص می‏کنید و برایشان می‏فرستید و یا از کسی می‏خواهید تا مسیر را برایشان توضیح دهد.

ب –  از آنها می‏پرسید که چه علامت‏ها و یا نشان‏هایی را در مسیر می‏شناسد، بعد سعی می‏کنید  برایشان توضیح دهید که چگونه خانه شما را بیابند.

ج –  شفاها به آنها می گویید:”وارد خیابان کاج می شوید، به سمت چپ می‏پیچید، به دومین چراغ قرمز که رسیدید…”

۴ – وقتی در حال توضیح یک نظریه یا مفهوم هستید، اغلب

الف – از مداد یا حرکات دست و صورت استفاده می‏کنید.

ب – از صحبت و حرکات دست و صورت و بدن استفاده می‏کنید.

ج – با دقت و صراحت و فقط با کلام آن را توضیح می‏دهید.

۵ –  وقتی بعد از دیدن فیلمی فوق‏العاده به خانه برمی‏گردید ترجیح می‏دهید

الف – صحنه‏ها را در ذهنتان تصویر کنید و به یاد آورید.

ب – درباره صحنه‏ها و حرف‏های بازیگران صحبت کنید.

ج – عمدتا حرف‏های زده شده در فیلم را عینا نقل قول نمایید.

۶ – در سینما معمولا چه مکانی را برای نشستن انتخاب می‏کنید؟

الف – طرف راست

ب – فرقی نمی‏کند

ج – طرف چپ

۷ – یکی از وسایل مکانیکی دوستتان از کار افتاده است، شما

الف – با همدردی درباره احساس آنها در مورد این مشکل بحث می‏کنید.

ب – یک نفر قابل اعتماد را برای تعمیر آن وسیله معرفی می‏نمایید.

ج – با در نظر گرفتن نحوه کار وسیله خراب سعی بر تعمیر آن می‏کنید.

۸ – در محلی ناآشنا قرار گرفته‏اید و کسی از شما مسیر شمال را می‏پرسد،

الف – می‏گویید نمی‏دانم.

ب – پس از کمی فکر کردن جهت شمال را حدس می‏زنید.

ج – بدون هیچ مشکلی جهت شمال را نشان می‏دهید.

۹ – محل تنگی برای پارک کردن پیدا کرده‏اید و باید با دنده عقب وارد آن شوید،

الف – ترجیح می‏دهید جای دیگری برای پارک اتومبیل خود را بیابید.

ب – با دقت سعی می‏کنید با دنده عقب وارد محل تنگ شوید.

ج – بدون هیچ مشکلی با دنده عقب در آن پارک می‏کنید.

۱۰ – در حال تماشای تلویزیون هستید که تلفن زنگ می‏زند،

الف- همانطور که تلویزیون روشن است، به تلفن جواب می‏دهید.

ب – تلویزیون را خاموش می‏کنید و بعد جواب تلفن را می‏دهید.

ج – تلویزیون را خاموش می‏کنید ، به دیگران می‏گویید ساکت باشند و بعد جواب تلفن را می‏دهید.

۱۱- به تازگی ترانه جدیدی از خواننده محبوبتان شنیده‏اید،

الف – می‏توانید برخی قسمت‏های آن را بدون مشکل بخوانید.

ب – اگر ترانه ساده باشد می‏توانید برخی قسمت‏های آن را بخوانید.

ج – به یاد آوردن ترانه برایتان مشکل است اما بعضی کلمات آن را به یاد می‏آورید.

۱۲ – در پیشگویی نتایج کارها یا مسایل فوق‏العاده هستید چون

الف – از الهام مدد می‏جویید.

ب – برپایه اطلاعات در دسترس و احساس باطنی تصمیم می‏گیرید.

ج – از حقایق ، آمار و اطلاعات استفاده می‏کنید.

۱۳ – کلیدتان را گم کرده‏اید،

الف – به کارهای دیگر مشغول می‏شوید تا یادتان بیاید کلید را کجا گذاشته‏اید.

ب – در حالی که به کارهای دیگر می‏پردازید ، سعی می کنید به یاد آورید که آن را کجا گذاشته‏اید.

ج – در ذهنتان مرحله به مرحله کارهایتان را مرور می‏کنید تا بالاخره یادتان بیاید.

۱۴ – در هتل هستید و صدای آژیر خطر از فاصله دور به گوشتان می‏رسد

الف – نمی‏توانید جهت صدا را تشخیص دهید.

ب – شاید با کمی تمرکز بتوانید جهت صدا را تشخیص دهید.

ج – بی‏درنگ می‏گویید که صدا از کدام طرف می‏آید.

۱۵- به یک گردهمایی می‏روید و به چند شخص جدید معرفی می‏شوید، روز بعد

الف – به راحتی می‏توانید چهره‏های آنها را به یاد آورید.

ب – صورت یک یا دو نفر آنان را به یاد می‏آورید.

ج – بیشتر اسم‏های آنها را به یاد می‏آورید.

۱۶ – برای تعطیلات دوست دارید به روستای حومه شهر بروید اما همسر یا نامزد و یا خانواده‏تان میل دارند به ساحل دریا بروند، برای همراه کردن آنها با نظر خود

الف – به ملایمت احساس خود را به او یا خانواده می‏گویید. اظهار می‏دارید که روستای ییلاقی مورد علاقه شماست و بچه‏ها و خانواده اغلب در آنجا اوقات خوبی را می‏گذرانند.

ب – به او یا خانواده می‏گویید که اگر به روستای ییلاقی بیایند، ممنون خواهید شد و دفعه آینده با او یا خانواده به کنار دریا خواهید رفت.

ج – از دلایل منطقی استفاده می‏کنید: روستای ییلاقی نزدیک‏تر و کم‏هزینه‏تر و برای ورزش و تفریح مناسب‏تر است.

۱۷- هنگام برنامه‏ریزی فعالیت‏های روزانه‏تان

الف – فهرستی می‏نویسید تا بفهمید چه کارهایی باید انجام دهید.

ب – درباره آنچه باید انجام دهید فکر می‏کنید.

ج – در ذهنتان افراد یا جاهایی را که باید ببینید و کارهایی را که باید انجام دهید، مجسم می‏کنید.

۱۸ – یکی از دوستان دچار مشکل شخصی شده و نزد شما می‏آید تا درباره آن با شما صحبت کند،

الف – اظهار همدردی می‏کنید و او را می‏فهمید.

ب – به او می‏گویید که مشکلات معمولا به آن سختی که به نظر می‏آیند نیستند.

ج – توصیه‏ها و نصایح منطقی خود را برای حل مشکل به او ارایه می‏کنید.

۱۹ – زن یکی از دوستانتان با شوهر دوست دیگرتان رابطه پنهانی دارد، چگونه به این رابطه پی می‏برید؟

الف – خیلی راحت موضوع را می‏فهمید.

ب – پس از مدتی به موضوع پی می‏برید.

ج – اصلا بویی نمی‏برید.

۲۰ – از دید شما زندگی به طور کلی چه مفهومی دارد؟

الف – داشتن دوستان و زندگی کردن در هماهنگی و سازگاری با اطرافیان

ب – داشتن رابطه دوستانه با دیگران در حین حفظ استقلال فردی.

ج – دستیابی به هدف‏های با ارزش، به دست آوردن احترام دیگران، پیشرفت و کسب اعتبار و آبرو.

۲۱ – اگر حق انتخاب داشته باشید، ترجیح می‏دهید

الف – در گروهی متشکل از افراد لایق کار کنید.

ب – در کنار دیگران ولی با حفظ جا و موقعیت خاص خود کار کنید.

ج – به تنهایی کار کنید.

۲۲ – چه کتاب‏هایی را برای مطالعه ترجیح می‏دهید؟

الف – رمان و افسانه.

ب – مجلات و روزنامه‏ها.

ج – کتاب‏های مستند ، واقعی و زندگی‏نامه‏ها.

۲۳ – هنگام خرید،

الف – اغلب بدون برنامه‏ریزی چیزهایی را می‏خرید که همیشه مورد توجه‏تان هستند.

ب – برنامه‏ای کلی برای خرید دارید ولی چیزهایی را می‏خرید که توجه‏تان را جلب می‏کنند.

ج – برچسب‏ها را می‏خوانید و قیمت‏ها را مقایسه می‏کنید.‏‏

۲۴ – ترجیح می‏دهید خوابیدن ، بیدار شدن و  غذا خوردن‏تان،

الف – مطابق میل‏تان باشد.

ب – طبق یک برنامه اساسی باشد اما گاهی آن را مطابق میل‏تان تغییر دهید.

ج – دقیق و سرِ ساعت معین باشد.

۲۵- کار جدیدی را شروع کرده‏اید و با افراد جدیدی در محل کار آشنا شده‏اید، یکی از آنها به منزل شما تلفن می‏کند،

الف – او را راحت از روی صدایش می‏شناسید.

ب – پس از کمی مکث او را به یاد می‏آورید.

ج – در تشخیص صدایش دچار اشکال می‏شوید.

۲۶ – هنگام بحث با دیگران چه چیزی شما را بیشتر ناراحت می‏کند؟

الف – سکوت و جواب ندادنشان.

ب – عدم توجه به نظر شما.

ج – سوالات و نظرات مبارزه‏جویانه و موشکافانه آنها.

۲۷ – در مدرسه چه احساسی راجع به امتحانات کتبی و شفاهی داشتید؟

الف – هر دو نسبتا آسان بودند.

ب – معمولا یکی از این دو نوع امتحان برایتان راحت‏تر از دیگری بود.

ج – در هیچ کدام از آنها موفق نبودید.

۲۸ – وقتی می‏خواستید برقصید،

الف – اگر رقصیدن را آموخته باشید می‏توانید موسیقی را احساس کنید.

ب – می‏توانید برخی رقص‏ها یا حرکات موزون را انجام دهید اما برخی رقص‏ها یا حرکات برایتان دشوار است.

ج – در حفظ زمان و ریتم دچار مشکل می‏شوید.

۲۹ – تا چه حد در تشخیص و تقلید صدای حیوانات توانا هستید؟

الف – نه چندان خوب.

ب – خوب.

ج – خیلی خوب.

۳۰ – در پایان روزی طولانی معمولا ترجیح می‏دهید

الف – با دوستان یا خانواده درباره روزی که گذشت صحبت کنید.

ب – به حرف‏های دیگران درباره روزی که داشتند گوش کنید.

ج – روزنامه بخوانید، تلویزیون تماشا کنید و حرف نزنید.

چگونه به این آزمون نمره بدهیم؟

برای مردان :

تعداد جواب های الف * ۱۰ =

تعداد جواب های ب * ۵ =

تعداد جواب های ج * ۵- =

مجموع امتیاز =

برای زنان :

تعداد جواب های الف * ۱۵ =

تعداد جواب های ب * ۵ =

تعداد جواب های ج * ۵- =

مجموع امتیاز =

برای هر سوال که جواب آن در مورد شما صدق نمی کند یا به آن جواب ندادید ۵ امتیاز در نظر بگیرید.

بررسی نتیجه آزمون

اغلب مردان بین ۰-۱۸۰ و زنان بین ۱۵۰-۳۰۰ امتیاز کسب می‏ کنند. مغزهایی که اساسا برای افکار مردانه برنامه‏ ریزی شده‏ اند معمولا کمتر از ۱۵۰ امتیاز به دست می‏ آورند. هر قدر این امتیاز به صفر نزدیک‏تر باشد برنامه ‏ریزی مغز مردانه‏ تر و تستوسترون بدن بیشتر است. این افراد بسیار منطقی، اهل تجزیه تحلیل و مهارت‏ های کلامی و نظم و انضباط هستند، در امر طرح‏ ریزی قیمت‏ ها و برنامه ‏ریزی نتایج برای اطلاعات آماری قابلیت بیشتری دارند و به زحمت تحت تأثیر احساسات قرار می‏ گیرند. امتیاز کم نشانگر قابلیت مردانه بیشتر است. این امتیاز دلالت بر میزان تستوسترون بیشتر بدن جنین در هفته‏ های اول تشکیل و رشد دارد. هرقدر امتیاز یک مرد بیشتر از ۱۸۰ باشد، احتمال همجنس‏ باز بودن او بیشتر است.

هرچه امتیازات یک زن کم‏تر باشد ، او تمایل بیشتری به همجنس‏ بازی دارد. مغزهایی با برنامه‏ ریزی زنانه امتیازاتی بالای ۱۸۰ کسب می‏ کنند. هرقدر امتیاز بالاتر باشد ، مغز زنانه‏ تر است وخلاقیت‏ ها و استعدادهای هنری بیشتری را بروز می‏ دهد. زنی با امتیاز بالا در موسیقی با استعدادتر است و بیشتر تصمیماتش بر الهام و شهود مبتنی می ‏باشد. او با کمترین میزان اطلاعات، بهترین تشخیص را ارایه می‏ دهد.

مردانی با امتیاز زیرصفر و زنانی با امتیاز بالای ۳۰۰ دارای مغزهایی کاملا متفاوت و متضاد هستند. تنها چیزی که آنها را به هم پیوند می‏ دهد، زندگی روی یک سیاره می‏ باشد.

کسانی که امتیاز بین ۱۵۰-۱۸۰ کسب می کنند سازگارترند. این افراد هیچ تعصبی در مورد عقاید زنانه یا مردانه از خود نشان نمی ‏دهند. این انعطاف در فکر و اندیشه امتیاز برجسته ‏ای در روند حل مسایل به شمار می‏ آید. افراد مذکور با هر دو جنس زن و مرد به راحتی دوست می‏ شوند و ارتباط برقرار می‏ کنند.

 

سینا یاوریان – سخنران ، مدرس و مشاور روانشناسی

Relation right

برابری در حقوق همسری

چندین بار خانم هایی به من مراجعه کرده اند و شکایت داشته اند که همسرشان با یک خانم دیگر در ارتباط است.

من سوالی از ایشان داشته ام؛

آیا شما مسلمان هستید؟

همه بیان داشته اند که مسلمان هستند .

در پاسخ پرسیده ام مگر در قرآن به آقایان این حق داده نشده است که می توانند چند همسر اختیار کنند؟

در جواب به من گفته اند بله اما…

ادامه ندارد… می گویند اما … ولی سکوت می کنند.
می گویند این فرق دارد. می پرسم چه فرقی؟ نمی توانند احساس خود را بیان کنند.
بین اعتقاد و احساس خود مانده اند.
نه اسلام خود را به خوبی می شناسند نه احساس خود را.

شما نمی دانید که در اسلام مرد حق ازدواج های مجدد دارد؟ شما نمی دانید که در اسلام دیه زن نصف دیه مرد است؟ شما نمی دانید که در اسلام ارث رسیده به زن نصف ارث رسیده به مرد است؟

اینجا نمی توان همه مباحث را یک جا باز کرد پس یک مبحث را از نو بازنویسی می کنم.

در قرآن سوره نسا آیه ۲۴ خطاب به مردان آمده است؛ زنا نکنید اما اگر بهره مند شدید مهر دهید.

تحقیق در مورد تعریف و تفسیر زنا را به عهده خودتان می گذارم اما آنچه که روشن است و در تفاسیر وجود دارد مهریه هدیه ای است که در قبال بهره مند شدن مرد از زن از طرف مرد به زن پرداخت می شود.

حال سخن من اینجاست، خطاب من شما خانم هاست. تکلیف خود را روشن کنید یا خود را با آقایان برابر می دانید یا نمی دانید.
در قوانین حکومت ایران نیز امکانات بسیاری قرار داده شده تا شما خانم مسلمان بتوانید حقوق برابر خود را با آقایان داشته باشید.

هنگام ازدواج و همسر گزینی و شریک شدن دو گزینه دارید که از ذهنیت شما ناشی می شود؛

۱- یا خود را برابر با آقایان می دانید که در قبال لذت از همدیگر نیازی نیست از هم مبلغی دریافت کنید ( مهریه ) و می توانید حقوق برابر را در عقد خود قید کنید؛

– وکالت حق طلاق
– سرپرستی فرزند
– حق مسافرت
– حق انتخاب محل زندگی
– حتا در این گزینه می توانید بنویسید که حق هیچگونه ازدواج مجددی را به همسر خود نمی دهید. به دلیل اینکه در قوانین حکومت ایران آمده است که برای ازدواج مجدد آقایان اجازه همسر فعلی لازم است. این قانون در قوانین هیچ کشور اسلامی دیگر وجود ندارد به طوریکه مرد می تواند بدون اطلاع همسران فعلی خود تا ۴ همسر رسمی و چند همسر غیر رسمی اختیار کند.

اما وقتی که ادعای برابری دارید برابر هزینه می کنید و برابر مشورت می کنید و تصمیم می گیرید. دیگر وسط کار باز یادتان نیفتد که مهریه در عرف و شرع وجود داشته است. برای برابری تلاش می کنید و جسارت به خرج می دهید.

۲- اگر می خواهید مهریه بگیرید به این معنی است که در قبال اینکه ایشان از شما بهره مند می شود هدیه دریافت می کنید.

البته در تمام کشورهای اسلامی مهریه یک هدیه است و در همان شب عقد پرداخت می شود اما در ایران اجداد ما از این بند شرعی استفاده کردند تا ضمانت اجرایی برای دخترانشان داشته باشند. پس با در نظر گرفتن مبلغ بالایی برای مهریه ، در ایران مهریه تبدیل شد به ضمانت اجرایی که تا حدودی بتواند حق انسانی زن را تامین کند.
حال اگر شما خانم محترم این عقیده را دارید که آقا از شما یک طرفه بهره می برد و لازم است در ازای این بهره بردن به شما هدیه ای پرداخت کند (که این معنا را دارد که شما برابر نیستید) ،
یا اگر در حال حاضر شما خانم محترم همچنان از لحاظ مادی به همسر خود وابسته هستید و چاره ای جز جنس دوم بودن ندارید و چاره ای جز پذیرفتن مهریه ندارید بنابراین حقوق بسیاری را در همان شب عقد می پذیرید که به همسر خود بدهید ؛

– چند همسری
– حق طلاق
– حق سرپرستی فرزند
– حق انتخاب محل زندگی

و در نهایت، تمکین کامل در هر صورتی

حق انتخاب با خود شماست که در حال حاضر کدام گزینه را انتخاب کنید.

شما خانم های ایرانی تا زمانی که تکلیف خود را روشن نکرده اید همچنان از تبعیض ها خواهید نالید.
اما هم خدا هم خرما نمی شود. یکی را انتخاب کنید یا مهریه یا برابری.

البته اگر این گزینه ها را نمی پسندید گزینه سومی هم وجود دارد که در نوشته های قبلی خود نیز به آن اشاره کرده ام و آن تحریم ازدواج است تا زمانی که قوانین بهتری برای خانم ها از شرع استنباط شده و وضع گردند.

اگر برابری را انتخاب کردید فکر نکنید که مشکلی نخواهید داشت. هر گزینه ای را که انتخاب کنید مشکلات همواره وجود دارند و لازم است که همواره برای رفع مشکلات از عقل و شعور خود یا مشاوره با مشاور یا واسطه خانواده ها و راه حل های بسیار استفاده کنید.

هر فعالیتی جسارت خود را نیاز دارد.

ما در کشوری زندگی نمی کنیم که همه مشکلات را اجداد ما حل کرده باشند و ما به راحتی در رفاه زندگی کنیم. ما در حال حاضر اجداد انسان هایی هستیم که قرار است مبارزه کنیم و حقوقی انسانی را حاکم کنیم که آنها در رفاه زندگی کنند.

در کشورهای پیشرفته نیز همین اتفاق افتاده است. تنبلی بس است.

سینا یاوریان – سخنران ، مدرس و مشاور روانشناسی

woman

ارتباط دو جنس

   
 
۱- دو جنس مخالف و حتا متضاد ، نیازهای متفاوتی دارند. لازم است که ارتباط آنها در چارچوب خاصی شکل گیرد تا هر دو از آسیب مصون بمانند. 
اینطور نیست که شما خانم ها بخواهید نیاز هم صحبتی خود با جنس مخالف را برآورده کنید و نیاز او را برآورده نکنید. لازم است که بپذیریم که این دو جنس نیاز متفاوتی دارند و نمی توانند از هم توقع داشته باشند که نیازهایشان را تغییر دهند و مثل نیاز طرف مقابل بکنند. پس دیگر جنس مخالف نخواهند بود.
خانم ها با آقایان تماس می گیرند و نیاز هم صحبتی خود را ارضا می کنند و به آقا می گویند همانطور که من دارم با شما صحبت می کنم شما هم صحبت کن چرا چیز دیگری از من می خواهی. 
لازم است که بپذیریم که نیازهایمان متفاوت است.
هنگامی که شما به یک آقا نزدیک می شوید احساسات او را بر می انگیزید. باز نگویید احساسات سکسی. نه . احساسات دوست داشتن او را بر می انگیزید که از طریق نیاز به بغل کردن و بوسیدن و … نمود بیرونی می یابد. نمود بیرونی احساسات این دو جنس نیز متفاوت است. از جنس مقابل انتظار نداشته باشید همچون شما بیاندیشد و رفتار کند.
خانم ها چاره ای ندارید یا باید خود را کنترل کنید و به خاطر برآورده کردن نیاز هم صحبتی خود زیاد به آقایان نزدیک نشوید یا اگر خود را کنترل نکردید و همچنان خواستید که نیاز خود ( که یکی از آنها هم صحبتی با جنس مرد است) را ارضا کنید از طرف مقابل هم انتظار نداشته باشید که ارضای نیاز خود را کنترل کند.
پس ارتباط را محدود نگهدارید و فکر نکنید که مقصر طرف مقابل است که نمی تواند خود را کنترل کند. این طبیعت دو جنس است که هر دو لازم است در کنترل آن کوشا باشند نه فقط یک طرف. ( اگر لازم است که کنترل شود)
 
۲- سه سال پیش در پاسخ به خانمی که می گفتند “پسرها این روزها دیگه مرد نیستند ، ابروهاشون رو نازک می کنند ، صداشون رو نازک می کنند و با ناز صحبت می کنند ” گفتم ” در روزهایی که خانم ها خشن شده اند ، آقایان چاره ای ندارند برای ایجاد موازنه در ارتباط ، نازک و ظریف و لطیف شوند”
این روزها پسر ها نمی دانند با کدام ساز دخترها برقصند. خودشان باشند می گویند خشن هستند ، به رفتار و روش دخترها عمل کنند می گویند مرد نیستند!؟؟!؟!
 
این روزها دخترها به دو دلیل خشن شده اند؛
الف – فکر می کنند که با این روش می توانند حقوق برابر با مردان را به دست آورند. 
اما نمی دانند که با روش مردانه نمی توانند حقوق زنانه خود را به دست آورند.
ب‌- به دلیلی که در بالا اشاره کردم فکر می کنند که با خشن بودن می توانند رابطه را محدود و کنترل شده نگه دارند
راه حل هیچکدام خشن بودن نیست
البته این موضوع یک گذار است که شاید دو نسل بعد ، فمینیست ایرانی متوجه بشود که با رفتار مردانه نمی تواند حقوق زنانه برابر با مردان را به دست بیاورد.
(در این زمینه مطالب قبلی من رو بخوانید )
 
زن بودن را بیاموزید. البته قبول دارم که هر دو جنس در ایران نیاموخته هستند . هر دو جنس لازم است که خود بودن را بیاموزند و طرف مقابل خود را نیز بشناسند تا شاید که یک ارتباط صحیح ایجاد گردد. این موضوع در آموزش و پرورش غرب لحاظ شده و چندین نسل است که زن و مرد در غرب همدیگر را شناخته اند.
 
 
خود را بشناس و آنگاه طرف مقابل تو نیز بر تو شناخته خواهد شد.
 
شاداب باشیم و آگاه در هوشیاری

 

سینا یاوریان – سخنران ، مدرس و مشاور روانشناسی

Girl-Boy

برابری در آشنایی دختر و پسر

برای آشنایی و دوستی چه شیوه ای پیشنهاد می کنید تا بتوانیم برابری را لمس کنیم؟

اگر دختر هستیم و انتظار داریم که اول پسر ناز ما را بکشد و اگر با توهین با او برخورد کردیم نیز او به روی خود نیاورد و همچنان برای آشنایی و دوستی اصرار ورزد تا آشنایی و دوستی و ازدواج شکل بگیرد چگونه می توانیم انتظار برابری داشته باشیم.

موضوع ارتباط ، که ارتباط زن و مرد یکی از انواع آن است ، موضوعی پیچیده و دیالکتیکی است. به این معنا که متقابل است و تمام موارد آن به هم مرتبط است. وقتی از باکرگی می نویسیم لازم است موارد دیگر را نیز در نظر بگیریم وقتی از برابری می نویسیم لازم است موارد دیگر را نیز در نظر بگیریم. پیشتر در مورد برابری حقوق به مهریه اشاره داشته ام حال در مورد موضوع باکرگی به ارائه پیشنهاد برای آشنایی اشاره می کنم.

پسر لازم است که پروپوزال های متنوعی ارائه کند تا اگر برای دختر خوش آمد بپسندد و در نهایت جواب مودبانه بله بگوید – با ناز و عشوه. چه چیزی را دختر می خواهد عرضه کند که ناز و عشوه می فروشد و خریدار می طلبد؟!؟!

چنانچه خود با تفکر و نگرش برابر به این قضیه نگاه نکنیم چگونه برابری بخواهیم. آیا چنین نیست که هرگاه به طور برابر با هم آشنا شدیم و برابر رفتار کردیم آنگاه از همدیگر برابر نیز انتظار داشته باشیم؟

هر گاه این بازار عرضه و تقاضا را خود با رفتارمان برچیدیم آنگاه همه چیز حل خواهد شد و نیازی نیست از سنت ها و قوانین و شرع و غیره گله کنیم.

دو انسان برای آشنایی در ابتدا لازم است برخورد چشمی داشته باشند ، سپس به هم لبخند بزنند ( نوشتم به هم ، ننوشتم پسر لبخند بزند و دختر رویش را آن طرف برگرداند به این معنی که اگر خواستی خودت باید اقدام کنی من اقدامی نخواهم کرد حتا لبخند!!!!) . بعد به سمت هم آمده و موضوعی را مطرح می کنند جهت آشنایی….

برای من جالب است که دخترها می گویند ما حق انتخاب نداریم بلکه باید منتظر باشیم تا انتخاب شویم در حالی که سوال من این است چرا رفتار خود را تغییر نمی دهید و هنگام مبادله لبخند خودداری می کنید و انتخاب نمی کنید و همچنان منتظر اقدام طرف مقابل هستید؟!؟؟! و اگر اقدامی نکرد در دل حسرت می خورید و به زبان به دوست خود می گویید ارزش من را نداشت به درد من نمی خورد.

خطاب به دختر خانم ها ؛ خودت نگرش خودت را در مورد باکرگی و چیزی که برای عرضه داری تغییر بده و انتخاب کن که انتخاب کننده باشی نه انتخاب شونده. نگرش ناز کردن را کنار بگذار. اگر فکر می کنی که برابر هستید هر دو برای دوستی چیزهایی دارید و نیازی نیست که کسی ناز دیگری را بکشد.

قصه بسیار است. تا زمانی که نگرش خود را به سمت نگرش برابر تغییر نداده ایم نمی توانیم برابری را طلب کنیم.

شاداب باشیم و آگاه در هوشیاری

سینا یاوریان – سخنران ، مدرس و مشاور روانشناسی