رشد و ارتقا فردی

درود بر همراهان عزیز

 

رشد و ارتقا فردی ، زوایا و جنبه های مختلف داره و لازمه که از جنبه های مختلف خودمون رشد و ارتقا بدیم…

 

به طور مثال در مورد موسیقی نوشتم. اگه من اینجا فقط تکنیک های روانشناسی ارائه بکنم و فرد به تکنیک ها عمل هم بکنه ولی از طرف دیگه به موسیقی داریوش یا معین گوش بده چه نتیجه ای می تونیم بگیریم…

عوامل مختلفی در زندگی انسان و اجتماع انسانی تاثیر دارند

فرهنگ، اقتصاد ، سیاست ، مذهب…

من قسمت رشد و ارتقا فردی رو به عهده گرفتم که عمده اون رشد فرهنگ هست که فرهنگ شامل سبک زندگی، عقاید ، ادبیات ، موسیقی ، دوستان و محیط اجتماعی و …می شه

چند شب پیش کمی راجع به موسیقی نوشتم

حالا کمی هم به ادبیات نگاه بیاندازیم…

 

دو هفته پیش که در مورد رها کردن یا رها نکردن یار و همسر نوشتم ، نوشتم که تنها راه، گفت و گوش هست و این متن از شعرهای کریس دی برگ رو براتون دیکلمه کردم که کریس دی برگ با شعر و موسیق برای ما از گفت و گوش می گه…

کریس دی برگ با ادبیات به ما آموزش می ده که چی می تونیم بگیم …

 

اون شب از من سوال شد که وقتی یکی ما رو رها می کنه چطور با موضوع کنار بیاییم..این یکی رو هم دکلمه کردم برای اینکه کریس دیبرگ با ادبیات و موسیقی به ما می گه روزهایی رو که با هم کامل بودیم رو یادآوری کنیم و نه روزهایی غم انگیز رو…

تا بتونیم دوران جدایی رو سپری کنیم…

ادبیات ما در ایران چندان کمکی به ما نمی کنه تا بتونیم راه درست زندگی رو پیدا کنیم…

ادبیات ما پر از جداییه

لیلی و مجنون

فرهاد کوه کن و خسرو و شیرین…

در داستان ها فقط خسرو هست که به شیرین می رسه و اونم دلیلش معلومه… خسرو پولدار و قدرتمند هست… تازه بدآموزی هم داره …

 

اینکه دخترها منتظر خسرو باشند نه اینکه یاری بگیرند که با هم زندگی رو بسازند….

در ادبیات معاصر هم داستان های جلف بسیاری داریم از جمله داستان های فهیمه رحیمی و بقیه…

تنها کسی که من می شناسم و در این زمینه به ادبیات و جامعه ما کمک کرده نادر ابراهیمی هست با کتاب های چهل نامه به همسرم و عاشقانه آرام

اگر شما هم کتاب هایی می شناسید که به ادبیات عشق در ایران کمک کردند معرفی کنید.. خوشحال می شم باهاشون آشنا بشم…

 

ادبیات بایستی در خدمت ارتقا فرهنگ باشه…

ما در فیلم های آمریکایی می بینیم که چطور هر قطعه فیلم رفتار مناسب با فرزندان و همسر رو آموزش می ده…

از نظر من فیلم ها هم ادبیات هستند

اگر هم فیلم آمریکایی جاهایی خشونت رو نشون می ده باز هدفش آموزش علیه خشونت هست و طراحی خاصی داره

ولی فیلم های ما پر آموزش های غلط رفتاری و به تصویر کشیدن خشونت ها هست … مثل اینکه خودمون هر روز شاهد خشونت نیستیم و لازمه یکی اونها رو برامون به تصویر بکشه…

مواظب باشیم چه کتابی می خونیم چه فیلمی می بینیم چه موسیقی گوش می دیم….

اینقدر دنبال دیدن سریال هایی مثل شهرزاد نباشیم بشینیم عاشقانه های آرام نادر ابراهیمی و متن شعرهای کریس دی برگ رو بخونیم و بهش گوش بدیم….

سبک زندگیمون رو خودمون تعیین کنیم اجازه ندیم برامون مسیر تعیین کنند…

سبک زندگی یک مبحث گسترده ای هست که یک همایش در این زمینه به زودی خواهم داشت که در کتاب سلامت تن و روان بهش پرداختم…

 

سبک زندگیمون رو خودمون تعیین کنیم اجازه ندیم برامون مسیر تعیین کنند…

 

بیشتر مطالعه کنیم و در جلسات فرهنگی بیشتری شرکت کنیم…

 

امیدوارم که دیشب که شب ولنتاین بود بهتون خوش گذشته باشه و سپندارمذ رو هم برای صمیمیت بیشتر بهانه کنید و باز هم جشن بگیرید…. هر شب را به خاطر با هم بودن جشن بگیرید

 

یک سوال:> با تشکر از شما استاد گرامی میخواستم ببینم با افرادی که از بالا به شما نگاه میکنند چگونه رفتاری باید داشت؟

پاسخ: اهمیتی نداره… اونها یک طرحواره دارند و مشکل دارند و ما نباید بهشون اهمیت بدیم… اگر حساس باشیم می شه نتیجه گرفت که ما هم یک طرحواره خاصی داریم که حساس می شیم…. از یونگ مطلبی فرستادند…

 

هممون طرحواره هایی داریم و همونطور که ماه گذشته در مورد طرحواره ها نوشتم بهتره که وقت بزاریم و از شر طرحواره هامون رها بشیم…

 

داستانهای اساطیر، فرهنگ رو می سازن و به همین خاطر هست که فرهنگ ما با واقعیت جور درنمیاد… لازم هست که از اسطوره های ذهنمون و طرحواره های ذهنمون رها بشیم…

 

واقعیت چیز دیگریست…

 

شاداب و سلامت باشید

شب جمعه آرام و لذت بخشی داشته باشید

 

سینا یاوریان – سخنران، مدرس و مشاور روانشناسی

اگر دوستش داری رهاش کن بره اگه دوستت داشته باشه برمی گرده

درود بر همراهان عزیز

 

موضوع صحبتمون در مورد این عکس و نوشته روی اون هست

نوشته اگر دوستش داری رهاش کن بره اگه دوستت داشته باشه برمی گرده…

اما در عکس یک تضادی رو با جمله نشون می ده که اگه پسر دختر رو رها کنه برگشتی نخواهد بود…

این جمله در بین دختران در مورد پسران معمول بوده و همدیگه رو با این جمله آروم می کردن…

اگر دوستش داری رهاش کن بره اگه دوستت داشته باشه برمی گرده…

و خیلی از مشاورها هم با این جمله مشاوره میدن

اما همه چیز به موقعیت و خلق و خوی طرفین بستگی داره

به طور معمول این جمله تحقق پیدا نمی کنه و با وجود دوست داشتن ، برگشتنی اتفاق نمی افته

همونطور که در تئوری گلسر بارها تاکید شد راه حل اینه که با گفت و گوش مسایل حل بشه و جدایی اتفاق نیافته…

همونطور که در عکس نشون داده شاید موقعیت به گونه ای باشه که اگه رهاش کنی از دست رفته

به طور مثال بدون اینکه خودش بدونه در دامی افتاده که اگه همراهیش نکنی و رهاش کنی بدون اینکه خودش بدونه به خود آسیب می زنه

تنها راه گفت و گوش هست

 

ممکنه قبل از اینکه شما بدونی اون رهات کرده

 

همونطور که نوشتم گاهی دوست داشتن هم هست اما چون رنجیده دیگه برنمی گرده

 

یک آقایی با آقای هلاکویی تماس گرفته بود

تعریف کرد که همسرش با گریه براش گفته که هشت ماهی هست با یه آقا ارتباط داره و می خواد که بره یک خونه جدا اجاره کنه و با اون آقا ادامه بده

آقای هلاکویی پرسید از من چه کمکی می خوای

اون آقا گفت راهی بهم بگید که باهاش صحبت کنم یا کارهایی بکنم که رابطه مون درست بشه… در ضمن تاکید کرد که با هم مشکلی نداشتن…

فقط از ۶ ماه پیش با هم رابطه جنسی نداشتن… همین موضوع نشون می ده که اون رهاش کرده بوده… فاصله که بیشتر می شه می تونه نشونه باشه

 

آقای هلاکویی در پاسخ گفت که کدوم رابطه کدوم زندگی درست بشه… ایشون انتخابش رو کرده و شما می خوای با کسی که ترکت کرده چه صحبتی بکنی…

پس اگه رابطه یکطرفه باشه رابطه رو با گفت و گوش هم نمی شه درست کرد و باید رهاش کرد و امیدی هم به برگشتش نباید داشت

هنگامی که نوشتم با گفت و گوش سعی کنیم رابطه رو درست کنیم در مورد رابطه ای نوشتم که دو طرف می خوان

و با این جمله که رهاش کنی اگه دوست داره برمی گرده کاری از پیش نمی ره…

 

در مورد اون آقا هم چاره ای نبود جز اینکه با مراقبه خودش رو آروم کنه …

در واقع این عکس اون جمله رو به چالش می کشه و می گه اگه کسی رو که دوستت داره رهاش کنی امیدی نداشته باش که برگرده..

برخی برای جلب توجه بعضی کارها رو انجام میدن که طرف مقابل رو به فکر وادارند که کار بسیار اشتباهی هست و همانطور که نوشتم تنها راه گفت و گوش هست

و چه خوبه که همونطور که در شب های پیش اشاره کردم همه برند مشاور و طرحواره هاشون رو شناسایی کنند و اونها رو غیرفعال کنند..

 

هر چیزی هزینه ای داره… وقتی شما وارد یک رابطه می شی هم مزایایی داره هم معایبی

 

از یک طرف باید برای رابطه وقت بزاری از طرف دیگه لذت هایی رو تجربه می کنی و ممکنه جدایی هم داشته باشه و آسیب… پاسخ شما همون شناخت طرحواره هاست که آسیب رو کاهش بده…

 

بسیاری از آقایون و خانم هایی که جدا شدند گفتند که ای کاش مشاوره رو قبل از ازدواج اجباری می کردند نه قبل از طلاق…

پس اگر کسی رو در شرف ازدواج یا همسری دوستی می شناسید تاکید کنید که با تایید مشاور ازدواج یا دوستی همسری کنند… تست شخصیت و بسیاری مراحل دیگه….

هنوز بسیاری از تحصیل کرده های ما هم با این موضوع مشاوره قبل از ازدواج آشنا نیستند

 

شاداب و سلامت باشید

شبتون خوش و در آرامش

سینا یاوریان – سخنران، مدرس و مشاور روانشناسی

احساس در دوستی اجتماعی

درود بر شما

فرامرز سوالی مطرح کرده: > آقای دکتر چطور میشه هیچ احساسی بین دو دوست اجتماعی ایجاد نشه در حالی که انسان موجودی احساسیه؟ و اینکه تعریف ارتباط: انتقال احساس

 

امشب در مورد سوال فرامرز که سوال خیلی ها هست صحبت کنیم

این سوال خیلی شبیه به سوال در مورد حجاب هست…

 

اینکه برخی حجاب رو برای زن اجباری می دونند و دلیلشون این هست که مرد با دیدن زن نامحرم تحریک می شه…

 

در مقابل این نظر، کسانی هستند که معتقد هستند حجاب اجباری هم توهین و تحقیر زن هست و هم توهین به مرد

وقتی در مورد انسان ناطق به معنی انسانی که می اندیشد صحبت میکنیم چه مواردی رو در نظر می گیریم؟

انسانی که اشرف مخلوقات هست یا انسانی که زیر سلطه احساس جنسی خود قرار داره؟

یک موضوع دیگه رو که ۱۰ سال پیش در وبلاگم نوشتم مطزح می کنم و ادامه می دم

در جامعه ای که همسران مقابل فرزند خود مجاز نیستند همدیگر را نوازش کنند اما مجازند در مقابل فرزند خود مشاجره کنند و این رو در تلویزیون اون جامعه هم شاهد هستیم، فرزندان مهرورزی به جنس مقابل رو چطور یاد بگیرند در حالی که الگویشان خشونت هست نه مهرورزی…

این رو نوشتم که به مقوله تربیت وارد بشم…

آموزش و پرورش در کودکی نقش بسیار مهمی در رفتار در بزرگسالی داره….

در جامعه متمدن با پرورش درست نیازی به حجاب نیست و ارتباطات هم متمدنانه هست

 

البته شاید زمانی که پرورش مدرن ابداع نشده بود حجاب لازم بوده اما اکنون …

به طور مثال زمانی در هلند هم زندان وجود داشت و اکنون همه زندان های هلند تخلیه شدند….

اونها چه مسیری در تربیت رو طی می کنند که به این درجه رسیدند؟

دکتر کلبرگ بر روی اخلاق کار کرده و نظریه معروفی داره…

داستان معروفش رو اینجا کپی می کنم

 

زنی به نوع خاصی از سرطان مبتلاست و در آستانه مرگ قرار دارد. فقط یک نوع دارو ممکن است جان او را از مرگ نجات دهد که یک داروساز که در همان شهر زندگی می‌کند به تازگی آن را کشف کرده است. ساختن دارو برای داروساز گران تمام شده، ولی او دارو را فقط به ۱۰ برابر قیمت ساخت آن می‌فروشد؛ یعنی ساختن دارو برای او مبلغ ۴۰۰ دلار هزینه داشته، ولی آن را به قیمت۴۰۰۰ دلار می‌فروشد. ‌هانس، همسر این زن بیمار، برای قرض گرفتن این مبلغ به تمام افرادی که می‌شناسد، مراجعه و از تمام راه‌های قانونی اقدام می‌کند، ولی فقط ۲ هزار دلار جمع می‌کند. او به داروساز مراجعه می‌کند و به وی می‌گوید که همسرش در شرف مرگ است و تقاضا می‌کند دارو را به قیمت ارزان‌تری در اختیار او قرار دهد، یا به او فرصت دهد که این مبلغ را بعدا به وی بپردازد، اما داروساز قبول نمی‌کند. ‌هانس ناامید می‌شود و به این فکر می‌افتد که دارو را برای همسرش بدزدد

در این داستان اگر هانس دارو را بدزدد در سه جامعه در سه سطح متفاوت واکنش ها متفاوت خواهد بود

در جامعه عقب مانده هانس بازداشت می شود ، دارو به داروساز برگردانده می شود و همسر هانس می میرد

در جامعه متوسط هانس بازداشت می شود و دارو به همسر هانس رسانده می شود و بیمه یا موسسات خیریه وظیفه را به عهده می گیرند

در جامعه پیشرفته دارو به همسر هانس رسانده می شود و وزیر بهداشت از جامعه عذرخواهی می کند که به اندازه کافی امکانات را فراهم نکرده است…

این سطوح اخلاق در جوامع مختلف هست

همین موضوع را به طور فردی در سوال مورد نظر فرامرز عزیز پیگیری کنیم…

 

در جامعه عقب مانده تربیت ها به گونه ای هست که دوستی اجتماعی به طور حتم ایجاد احساس جنسی می کند

 

در جامعه متوسط چند درصد به احساس جنسی منجر می شود و به رابطه جنسی هم منجر می شود…

در جامعه پیشرفته دوستی اجتماعی رواج دارد و رفتارها در جامعه عقب مانده و متوسط عجیب به نظر می رسد… می دانید چرا ما از نظر اونها عجیب به نظر می رسیم؟ به این خاطر که اونها از کودکی به گونه ای تربیت شده اند که فقط نسبت به کسی احساس جنسی دارند که احساس قوی عاطفی نسبت به او داشته باشند… بنابراین برایشان غیر از این عجیب می نماید…

بنابراین پاسخ در تربیت کودکی هست…

به همین خاطر تاکید کردم که اگر احساسی در خود نسبت به دوست اجتماعی درک کردید بلافاصله رابطه را قطع کنید یا در همینجا شب های پیش نوشتم که خود را کنترل کنید و حریم خود را حفظ کنید

نوشته های قبلی در وبلاگ سایتم موجود هستند

 

 

انتخاب با خودتون هست چون شما خودتون رو بیشتر از هر شخصی می شناسید…

 

پس سطح اخلاقی خود رو بشناسید و حریم هاتون رو بر اون اساس بچینید…

 

و همانطور که همیشه تاکید کردم همیشه در مسیر رشد و ارتقا خودتون سرمایه گذاری کنید

و بارها نوشتم که وقتی که به این درک رسیدیم که جامعه، ما رو خوب پرورش نداده، نوبت ما رسیده که خودمون خودمون رو پرورش بدیم….

 

یادآوری کنم که موضوع دوست اجتماعی در مورد کسانی که همسر دارند حساس تر هست…

 لیلی می پرسه:> مشکل اینجاست عدم پرورش بطور سلسه مراتب در حال انتقال به نسل های بعدی هم هست با وجود نبود زمینه مناسب چطور ممکنه؟؟؟

 

شما درست می گید اما از خود شروع کنیم بعد از اون اگر رسالتی برای کمک به ارتقا دیگران برای خودمون تعریف کردیم اقدام کنیم…

 

رسالت من در اینجا همینه… اما از خودم شروع کردم و همچنان در مسیر رشد و ارتقا خودم ادامه می دم…

امیدوارم تونسته باشم در این فرصت محدود در این مورد خاص روشن سازی کرده باشم

سپاس از شما دوستان خوب

 

فرامرز عزیز امیدوارم مطالب برای پاسخ کافی بوده باشه

 

 

شاداب و سلامت باشید

شبتون خوش

دعوای زن و شوهر

بدترین کارها پس از دعوای زن و شوهر

کش دادن مـسئله
رفتار سـرد داشـتن
جدا کردن جای خواب
ناامید شـدن از رابطـه
مـرور جمله‌های همسـر

“چـند اصـل مـهم، در دعـواهای زناشـویی”

۱⃣ حق نداریم به خانواده‌های هم توهین کنیم.

۲⃣ سلام و خداحافظی در هر صورت لازم است.

۳⃣ هیچ‌کسی حق ندارد جای خودش را عوض کند.

۴⃣ هر کسی برای آشتی پیشقدم شود؛ نفر دیگر باید برایش کادو بخرد.

۵⃣ حق نداریم مسائل و مشکلات کهنه را مطرح کنیم. در حین دعوا فقط راجع به همان موضوع بحث می‌کنیم.

۶⃣ شام و ناهار نپختن و نخوردن نداریم. همه اعضا باید مثل قبل برای غذا خوردن حاضر باشند.

۷⃣ حق نداریم اشتباه طرف مقابل را تعمیم دهیم؛ “مثلا عبارت تو همیشه” ممنوع است چون این کار دعوا را به اوج می‌رساند.

۸⃣ باید به هم فرصت دهیم که هر فردی راجع به دیدگاهش نسبت به موضوع دعوا پنج دقیقه صحبت کند و طرف دیگر هم پنج دقیقه فرصت پاسخگویی دارد. در صحبت همدیگر نمی‌پریم. اگر حرفی هم باقی ماند باید به فردا موکول شود تا سر و ته بحث مشخص شود.

آمیزش جنسی

آمیزش جنسی

 

درود بر همراهان عزیز

یک شنبه شب در مورد کلیشه هایی که در مورد علایق و وظایف وجود داره براتون صحبت کردم

رسیدم به روش هایی که در مورد آمیزش وجود داره و نوشتم که در سکس لازم هست که هر دو طرف فعال باشند…

می خوام براتون بنویسم که برای لذت بیشتر و تجربه ارگاسم دو روش وجود داره…

در ابتدا این رو بنویسم که برخلاف اونچه که بیشتر خانم ها و آقایون فکر می کنند، آقایون ارگاسم رو تجربه نمی کنند…

خانم های بسیاری ارگاسم رو تجربه نمی کنند و خانمی بعد از ۷ سال و با وجود یک دختر ، ارگاسم رو تجربه نکرده بود… اما خانم ها فکر می کنند که آقایون همیشه ارگاسم رو تجربه می کنند… خود آقایون هم اینطور فکر می کنند

اما در واقع آقایون گول خوردند

وقتی آقایون به انزال می رسند معنیش این نیست که به ارگاسم هم رسیدند

اگر آقایون به ارگاسم برسند متوجه خواهند شد که خانم ها در ارگاسم چه تجربه ای دارند به طوری که علم امروز اشاره می کنه که خانم ها تا ۱۰ برابر بیشتر از آقایون از سکس لذت می برند.

همانطور که اشاره کردم آقایون و خانم ها از دو روش می تونند به ارگاسم برسند

قبل از هر دو روش معاشقه ملایم ضروری هست…

در کارگاه ها معاشقه ملایم هم توضیح داده می شه…

روش اول بعد از معاشقه فعال بودن دو طرف هست

خاطرمون باشه در معاشقه هم هر دو باید فعال باشند

پس در روش اول هر دو حرکت می کنند کارهای خاصی انجام میدن و همدیگر رو به اوج همراهی می کنند.

در روش دوم هر دو بی حرکت هستند…

همانطور که حرکات روش اول هم به آموزش یا تجربه نیاز دارند… روش دوم هم به آموزش و تجربه نیاز داره…

 

برای روش دوم لازم هست که تمرینات چرخش انرژی به صورت انفرادی انجام بشه و در اینکار تبحر حاصل بشه که در کتاب سلامت تن و روان توضیح نوشتم که آماده چاپ هست..

بعد که تبحر در این چرخش انرژی به صورت انفرادی ایجاد شد این چرخش انرژی را بعد از دخول در پوزیشنی خاص دو نفری بدون حرکت فیزیکی انجام می دن…

این چرخش انرژی لذتی رو در هر دو بدن ایجاد می کنه که با هیچ روش دیگه ای قابل تولید نیست…

اگر سوالی هست در خدمتم…

برگردم به اول صحبتمون و نشست رو خاتمه بدم

پس روش های بسیاری وجود داره که ما حتا به گوشمون نخورده…

پس کلیشه هایی وجود دارند که آنقدر برای ما عادی شدند که فکر نمی کنیم شاید اشتباه باشند…

پس برای ارتقا خود تلاش کنیم .. دانش و تجربه خودمون را افزایش بدیم…

شاد و آگاه باشیم در هوشیاری

شبتون خوش در آرامش

 

سینا یاوریان سخنران، مدرس و مشاور روانشناسی

 

ازدواج و ارتقا

ارتقا و ازدواج

درود بر همراهان عزیز

دو شب قبل در مورد ازدواج صحبت کردیم و رسیدیم به اینکه در این مورد هم همچون مسایل دیگه ی زندگی نیاز به اتقا وجود داره

ساوین عزیز پرسید که چطوری به ارتقا برسیم…

سوال خوبیه و شاید اولش بهتر باشه که ببینیم ارتقا چی هست؟

 

ارتقا فردی یعنی اینکه شخص از جنبه های مختلفی ارتقا پیدا کنه… از جنبه فهم و درک، از جنبه آداب معاشرت، از جنبه ظاهری ، از جنبه نگرشی و جنبه های مختلف دیگه مثل اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی و هنری و علمی…

سال ۸۳ یکی از اعضای گروه نیک اندیشان که دختر خانمی ۲۲ ساله بود به من گفت سینا چرا پسرهای در پیت میان سراغ من؟

جلسه اول که این موضوع رو در جمع مطرح کرد چیزی نگفتم و فقط نگاهش کرد و در چهره ام تعجب رو نشون دادم

جلسه دوم هم همین موضوع رو مطرح کرد… یادآوری کنم که جلسات گروه نیک اندیشان هفتگی و دوشنبه ها ساعت ۶ تا ۸ هست…

جلسه سوم که جلسه تموم شده بود و در حال رفتن بودیم در خیابان باز این سوال رو مطرح کرد و گفت سینا نظرت رو می خوام…

بهش گفتم مطمئنی که نظر من رو می خوای؟

گفت بله… می خوام بهم بگی چرا…

کمی با لحن تردید آمیز بهش گفتم به خودت نگاه کردی؟

یک لحظه ایستاد و گفت یعنی من در پیتم؟

گفتم منظورم این نبود ولی همه کمی ارتقا لازم داریم…

استفاده از واژه درپیت خود نشان از ذهنیت شخص و نمونه ای از واژه های کاربردی ایشون هست…

 

واژه هایی که استفاده می کنیم در ذهن ما تاثیر میزارن و ذهنیت ما هم در ادای واژه های ما تاثیر میزارن…NLP

و ما افرادی رو جذب می کنیم که در سطح همون واژه ها هستند…

افرادی بالاتر از اون سطح رو جذب نمی کنیم .. واضح هست که افرادی با سطح فکر بالاتر با ما همراه نخواهند شد

پس تنها راهش اینه که سطح خودمون رو ارتقا بدیم

در مورد روش ادا کردن واژه ها هم .. در مورد ظاهر هم براشون گفتم و ایشون بعد از چهار سال که ملاقاتش کردم بسیار فرق کرده بود…

گاهی خود زمان و تجربه ما رو کمی ارتقا می ده اما ارتقا تعمدی و با تلاش، به ما کمک می کنند که پله های بیشتری رو سریع تر طی کنیم

برای ارتقا فقط تحصیلات کافی نیست… ما گاهی اساتید دانشگاهی رو می بینیم که بسیار بد صحبت می کنند

علوم فیزیک یا شیمی یا ریاضی یا مهندسی باعث ارتقا فرهنگی نمی شند فقط در همون رشته ما رو ارتقا می دند…

منظور از ارتقا فردی ، یادگیری مهارت های زندگی هست که به علوم رفتاری و روانشناسی و اجتماعی مربوط می شند…

مهارت های ارتباطی یکی از مهارت های زندگی هست

گاهی ما افرادی رو می بینیم که در مهارت های ارتباطی خبره هستند اما صحبت هایی که ارائه می کنند خالی از فهم و درک و بدور از علم هست

پس ارتقا شناخت خود در مورد مسایل انسانی هم یکی از مهارت های زندگی هست

دانستن اینکه چه چیزی برای خانم ها مهمه یکی از مهارت های شناختی است در حالی که ما بیشتر شایعات رو در این مورد می شنویم و باور می کنیم و بر طبق گذشته گاهی می گیم زن است دیگر!!!! با عذرخواهی از خانم ها

و همینطور شناخت آقایان برای خانم ها لازمه که نگن مردها اینطورین دیگه!!! با عذرخواهی از آقایان

یک مشکلی که در درک بین خانم ها و آقایان هست ، اینکه خانم ها خیلی حساس و ریزبین و نکته سنج ند و آقایان بیشتر کلی نگرند و این یکی از عوامل مشکل زاست… مثل زمانیکه خانمی به خودش میرسه و تغییراتی در خودش ایجاد میکنه تا به چشم همسرش بیاد ولی همسر متوجه نمیشه.

 

این یک نمونه بود… نمونه دیگه ای در موردآقایان بگیم که خانم ها لازمه بدونن

آقایان چندان مایل نیستند در مورد مشکلات کاریشون صحبت کنند

 

مهارت های جزئی زیادی وجود دارند که لازم بوده به ما در مدارس آموزش بدند و حال که چنین نشده ما خودمون با مطالعه و شرکت در کارگاه ها باید اونها رو یاد بگیریم…

 

یکی از مواردی که در جلسات گروه نیک اندیشان تمرین می کنیم گوش سپردن هست و قطع نکردن صحبت طرف مقابل… برای تمرین ابن موضوع وسایلی لازم هست

 

 

اول لازمه که شناسایی انجام بشه که چرا ما صحبت طرف مقابل رو قطع می کنیم

در اکثر موارد دلیلش این هست که می ترسیم حرفمون یادمون بره

 

پس برای پیشگیری یک دفترچه کوچک پیشنهاد می شه که همواره موقع صحبت و در جلسات همراهمون باشه

تا نکات رو که می شنویم یادداشت کنیم و نکاتی رو هم که می خواهیم بگیم با یک واژه یا یک جمله یادداشت کنیم که یادمون نره

این یک روش برای کسب یک مهارت هست

لازمه که هر مهارتی به همین صورت بررسی و کسب بشه

 

 

شب خوب و خوشی داشته باشید

 

سینا یاوریان

 

سخنران ، مدرس و مشاور روانشناسی

marriage

ازدواج ۲

درود بر همراهان عزیز

یکشنبه شب در مورد اینکه لازم هست برای ازدواج چه آمادگی وجود داشته باشه کمی صحبت کردیم….

اینکه اول لازم هست کمی خودمان را بشناسیم

بعد کمی جنس مقابل را بشناسیم

نیازهای خودمون رو به طور انفرادی بشناسیم

نیازهای جنس مقابل رو به طور انفرادی بشناسیم

چه نیازهایی رو با ازدواج می خواهیم برای خودمان بهتر برآورده کنیم

چه نیازهایی از جنس مقابل را با ازدواج می توانیم برآورده کنیم

بدون شناخت و فقط به صرف این جمله مرسوم که ..باید ازدواج کرد.. ازدواج ناموفق خواهد بود..

همه هم خوب می دانیم که فقط طلاق نشانه ناموفق بودن ازدواج نیست…

ازدواج ؛ یک ارتباط تنگاتنگ بین یک زوج از دو جنس است که این ارتباط شامل ارتباط عاطفی و جنسی هم می شود…

بنابراین اگر این ارتباط بین دو نفر مناسب نباشد هرچند که زیر یک سقف زندگی کنند آن ازدواج موفق نبوده است

چند درصد ازدواج ها موفق بوده است؟ پنجاه درصد؟

پس همونطور که از قدیم گفتند ازدواج مثل یک هندوانه سربسته هست؟

 

 

چقدر در جامعه امکان آشنایی دو جنس با هم فراهم هست…

گزارش هایی مشاهده کردیم که در چین خانواده ها به همراه دختر و پسر خود در میدان شهر حاضر می شوند تا دختر ها و پسرها برای ازدواج با هم آشنا شوند.

دوستی می گفت در روستای آنها در نزدیکی نطنز نیز چنین مراسمی بوده و در روزی خاص دخترها و پسرها را به بالای تپه می فرستادند تا آنجا با هم آشنا شوند

قدیمی ها برای ایجاد این آشنایی ها برنامه ریزی کرده بودند به این دلیل که به ضرورت این برنامه پی برده بودند

شب گذشته مطرح کردم که جدایی این دو جنس از کودکی چه طبعاتی دارد و در بزرگسالی نیز محیط هایی برای آشنایی این دو فراهم نیست و باید به طور تصادفی منتظر باشند تا یار آینده خود را ملاقات کنند.

پس با این بی برنامگی ها آمار ازدواج پایین می آید

با این بی برنامگی ها آمار طلاق بالا می رود چون دو جنس همدیگر را نمی شناسند…

و با این بی برنامگی ها اکثر ازدواج ها ناموفق هستند

 

لازم است فرد صبور باشد و آنچیزی را که به او باید می آموختند خودش بیاموزد و ارتباطاتی داشته باشد تا به شناخت خود و طرف مقابل دست یابد تا هنگام ازدواج روابط درستی شکل گیرد

و به همین دلیل سن ازدواج بالا رفته است

در گذشته خاله و دایی و عمه و عمو مسایل بسیاری را به فرد آموزش می دادند … امروزه در این دنیای ماشینی هیچ فرصتی برای اینگونه ارتباطات و آموزش ها وجود ندارد و این رسالت به عهده مدارس گذاشته شده است که از پس آن برنمی آید

admin

پس همونطور که نوشتم فرد لازم است به ارتقا خود اهمیت بسیاری قایل شود تا هم ارتباط خوبی برقرار کند و هم انتخاب خوبی انجام دهد

 

به دو مقوله ارتباط و انتخاب اشاره کردم

در جامعه ما ارتباطات مناسبی مشاهده نمی شود.. ریا بیداد می کند و ضروری به نظر می رسد

بنابراین نه ما خودمان هستیم نه می توانیم اعتماد کنیم که طرف مقابل همان خودش است

حال در این گیر و دار ما می خواهیم که ارتباط درست را بیاموزیم

یک کارگاهی طراحی کردم با عنوان” انتقاد، ارتباط، مذاکره”

که می تونه برای برقراری ارتباط صحیح به ما کمک کنه

گاهی لازم می شه که در زندگی مشترک مشکلی رو مطرح کنیم

و بر سر موضوعی مذاکره کنیم

برم سراغ انتخاب

معیارهای ما برای انتخاب همسر چه چیزهایی می تونه باشه؟

تحصیلات

مادیات

چهره و اندام

فرهنگ و سطح طبقه اجتماعی

آیا سطح خود ما در همان سطحی هست که می خواهیم طرف ما باشد

 

اگر نیست باید یه تکونی بخوریم و خودمون رو به اون سطح برسونیم

همونطور که نوشتم همه اینها نیاز به شناخت خود و دیگری داره

سوالی هست؟

بعضی ها می بینن سخته بی خیال می شن ؛-)

سقراط میگه در هر دو صورت پشیمانیست… چه ازدواج بکنیم چه ازدواج نکنیم…

منظورش اینه که در هر کدام مزایایی هست که با انتخاب یکی ، مزایای دیگری رو از دست می دیم و پشیمون می شیم…

 

پس تلاشمون رو بکنیم برای ارتقا خودمون و در این مسیر اگر ازدواج میسر شد چه بهتر ، اگر نشد چیزی از دست ندادیم کلی دانش و تجربه و فرهیختگی کسب کردیم برای زندگی بهتر…

 

 

نرگس: چجوری میتونیم به ارتقا فردی برسیم؟

ارتقا فردی همون کاری هست که در گروه نیک اندیشان و کارگاه ها به دنبالش هستیم…

 

تا شب دیگر و نشستی دیگر خوش و خرم باشید

 

شاداب باشید… شب خوش

 

سینا یاوریان

سخنران، مدرس و مشاور روانشناسی

marriage

ازدواج

در مورد ازدواج در کارگاه ارتباط زن و مرد صحبت می کنم…

در ابتدای این کارگاه کمی زن و مرد رو می شناسیم

بعد در مورد اینکه چرا این دو به هم گرایش دارند صحبت می کنیم

و بعد در مورد اینکه برای چه همدیگه رو می خوان و به ازدواج با هم فکر می کنند مطالبی عنوان می شه

 

 

یکی از مواردی که مطرح می شه موضوع دلایل خواستن هست که در نوشته ارسالی به آشپزخانه و اتاق خواب اشاره نشده

یعنی ممکنه فرد فقط به خاطر برآوردن نیاز جنسی ازدواج کنه

پس در ابتدا همونطور که نوشتم لازم هست خودمون رو بشناسیم و بعد نیازهامون رو بشناسیم که شامل نیاز جسمی و نیاز ذهنی هست… و بعد ببینیم که برای چه نیازی می خواهیم ارتباط برقرار کنیم… بعد برسیم به اینکه ارتباط کافی هست و یا برای برآوردن برخی نیازها ازدواج لازم هست…

 

> سوال: سلام روزتون بخیر و شادی. میشه مقاله ای هم در مورد اینکه اصلا چرا باید ازدواج کرد و ذهنیت و دلیل درست از ازدواج چیه نشر بدین?

سوالی که ساوین پرسیده در مورد ضرورت ازدواج هست

وضعیت کشور ما خاص هست و لازم هست که این موضوع در این محیط بررسی بشه

دختر و پسر در مدارس از هم جدا نگهداشته می شند

به غیر از خانواده هایی که ارتباطات زیاد دارند و دخترها و پسرها با هم بزرگ می شند بقیه با مشکلاتی مواجه هستند…

 

حتا دختر و پسر ها در این خانواده های با ارتباطات بالا هم مشکل دارند به این دلیل که در جامعه و مدرسه به اونها ارتباط با جنس مخالف یک تابو تعریف می شه و این موضوع جنس مخالف رو در ذهن کودک خیلی بزرگ جلوه گر می کنه…

 

> نرگس نوشته: برای من هم همینطور بوده شناخت درستی از آقایون ندارم

بله موضوع مهمی هست و لازم هست که در گروه های امن یا کارگاه ها و یا مشاوره بیشتر آشنا بشید

یعنی با این کاری که اینها می کنند نتیجه عکس می گیرند … یعنی جداسازی دختر و پسر با هدف دور نگه داشتنشون از هم هست اما اونها رو بیشتر به هم جذاب می کنه در حالی که شناختی هم از هم پیدا نمی کنند

هر چه دورتر باشند شناخت کمتر و کنجکاوی بیشتر می شه

بعد که وارد جامعه می شند خصوصیات جنس مقابل رو نمی شناسند و در ارتباطات به مشکل برمی خورند

بنابراین مقوله ازدواج هم در ایران یک مقوله خاص ایران هست… خاص و عجیب

در مورد دلایل افراد برای ازدواج در مطالبی که ارسال شده بود اشاره شده بود

در مورد معایب و محاسن ازدواج هم همینطور

امروزه در ایران هم همه اون دلایل برای ازدواج مشاهده می شن… هر کسی به خاطر یکی از اون دلایل ازدواج می کنه

اشاره ای هم به شناخت خود شده بود که نکته بسیار مهمی هست و من هم در آخرین شب به اون اشاره کردم که هرچه خودت رو ارتقا بدی فردی ارتقا یافته رو پیدا خواهی کرد…

پس پروسه شناخت خود در هر مرحله ای می تونه به ما کمک کنه تا انتخاب بهتری داشته باشیم

اگر دو نفر به یک استقلال شخصیتی دست پیدا کنند می توانند یک زندگی مشترک را بنا کنند

اگر دو نفر به استقلال دست پیدا نکرده باشند و بخواهند یکی از نقص های خود را با طرف مقابل جبران کنند به مشکل برمی خوردند

 

حال سوال مطرح می شه که اگر فردی ، یک فرد مستقل هست چه نیازی به ارتباط با دیگری داره؟

بارها شنیدیم که دو شرکت بزرگ با هم ادغام شدند

چرا ادغام می شند؟

برای سود بیشتر …

 

حالا دو نفر مستقل چرا با هم ارتباط می گیرند؟ … برای انرژی بیشتر

و این انرژی دو برابر نمی شه بلکه ۱۰ برابر می شه

 

به این دلیل که این دو جنس مقابل با هم انرژی رو به چرخش در میارند…انرژی ها رو فقط با هم جمع نمی کنند

برگردم به مسایل روز

 

امروزه در ایران ارتباطات مختلفی رو شاهد هستیم…

 

دوستی اجتماعی

دوستی نزدیک

دوستی با رابطه جنسی

ازدواج سفید

ازدواج رسمی

سه شنبه شب که نظرات شخصی شما رو هم تا اون موقع خواهیم داشت ادامه می دیم

 

 

به این دلیل که این دو جنس مقابل با هم انرژی رو به چرخش در میارند…انرژی ها رو فقط با هم جمع نمی کنند

 

نرگس نوشته : تاحالا از این دید بهش نگاه نکرده بودم به نظرم نقطه عطفی میتونه باشه برای تصمیم گیری هامون

 

پس تا سه شنبه شب

شبتون خوش و در آرامش خواب های خوب

 

سینا یاوریان

 

سخنران ، مدرس و مشاور روانشناسی