interaction

تعامل در جهت ارتقا

درود بر همراهان عزیز

 

 

در ادامه صحبت  شب گذشته می خوام بنویسم

در سال ۸۱ که وبلاگ نویسی آشنا شدم بلافاصله وبلاگ خودم رو بر روی سایت شخصیم طراحی کردم

وبلاگ رو وسیله ای دیدم که می تونه من رو به یکی از اهدافم در راستای رسالتی که از نوجوانی برای خودم تعیین کرده بودم برسونه…

تشکیل یک گروه برای کمک به افراد جامعه

بعد از یک سال که با وبلاگ نویس های بسیاری ارتباط برقرار کرده بودم… پیشنهاد تشکیل گروه نیک اندیشان رو اعلام کردم

همه این مطالب در سایت نیک اندیشان و در تاریخچه اون ذکر شده

اما اینجا مختصری رو بیان می کنم

از ۲۵ نفر که دعوت کرده بودم ۸ نفر اومدن

می خوام تاکید کنم که گروه نیک اندیشان یک گروه حضوری و عملی بود

از این ۸ نفر ۲ نفر در تشکیل گروه اعلام آمادگی کردند و ۲ نفر دیگه در برخی نشست ها شرکت کردند…

هدف گروه ارتقا شخصی بود

شعار گروه ؛ بیایید از خود شروع کنیم

وسیله گروه برای ارتقا شخصی؛ ارتباط افراد بود

با ارتباط گرفتم و تعامل ، افراد می تونند رشد کنند

با خواندن صرف کتاب یا شرکت در کلاس ها نمی شه ارتقا رو تجربه کرد

هر هفته یک نشست دو ساعته که بچه ها تا ۳ ساعت ترک نمی کردند تشکیل می شد با صحبت در حول یک موضوع خاص البته یک نفر هم به طور داوطلبانه کتابی رو معرفی می کرد و یک نفر شعری یا سخنی زیبا را برای اعضا که هنراهان نامیده می شدند می خواند

موضوع یک بهانه هست برای صحبت

هرچند که یک موضوع تعیین شده سبب تبادل اطلاعتی در اون زمینه می شه اما مهمتر از اون اطلاعات ارتباط گرفتن افراد و روش تعاملات هست…

 

پس روش گروه نیک اندیشان برای ارتقا، فراهم کردن محیطی برای تبادل اطلاعات نبود بلکه فراهم کردن محیطی برای تعاملات و ارتقا روش های تعامل بود که منجر به ارتقا فرد می شد…

 

نوشته زیر را یک خانم در اینستاگرام که خود را روانشناس معرفی می کند نوشته است:

“اگه یک نفر ازت پرسید چقد دوسم داری؟ نگو بی نهایت! بگو اندازه ای که هستی.

اگه پرسید تا کی دوسم داری؟ نگو تا ابد بگو تا وقتی هستی.

اگه پرسید….”

 

من با جملات این نوشته موافق نیستم

دوست داشتن یا پاسخ دادن به اینگونه سوالات نمی تواند شرطی باشد….

وقتی کسی را دوست داری ، در زمان حال دوست داری و نمی توانی در مورد گذشته و آینده صحبت کنی

می توانی در مورد احساس اکنونت صحبت کنی… در پاسخ به این سوال که تا کی مرا دوست خواهی داشت؟ با این جمله شروع می کنی که احساسی که الان دارم ….بگونه ای هست که می خواهم تا ابد با تو باشم…

احساس خود را به عملکرد او وصله نمی کنی

فریبا نوشته:

سلام جناب یاوریان خسته نباشید
ممنون از مطالب خوبتون مثل همیشه عالی و کاربردی

استاد در این جا فرمودید که بیان احساسات در حال و زمان اکنون مهم هستند و من اینو صد در صد قبول دارم
ولی در قسمت دومش با طرح سوالی که میگه تو مرا دوست خواهی داشت ؟؟ که یعنی احساسی که الان دارم بگونه ای هست که مطمئن باشم تا ابد با تو هستم

از شما این سوالو دارم فرضا زنو شوهر موقع ازدواج مگر نه این که این پیمانو با هم میبندند که تا ابد با هم باشند ؟
این پرسشها از هم طبیعی نیست ؟
مگر نه این که ما ادمها در برابر هر کار و هر احساسی که برای هم بوجود میاریم مسئولیم ؟
این مسئولییت یعنی تو در برابر آن عملکرد تا وقتی با منی باید جوابگو باشی
اینگونه نیست؟؟

 

استنباط من از حرفهای شما نسبت به اون متن اینه که ..

من اکنون دوستت دارم و احساسم به تو در این زمان اینگونه هست و هیچ تضمینی برای بیان همین احساس در فردا برای تو نخواهم داشت

پاسخ :

فریبای عزیز ، بله این سوال ها چندان مناسب نیستند اما افراد در سطوح مختلف، متفاوت عمل می کنند و گاهی اکثر افراد برای تکرار شنیدن دوستت دارم این سوال را می پرسند و از شنیدن تایید چندین باره لذت می برند… البته اگر بدون سوال بگیم دوست دارم خوبه ولی باز می پرسه چقدر ؟ تا کی؟…

فرصت شد باز می نویسم….

 

 

شاداب و سلامت باشید

شب در آرامش

 

سینا یاوریان – سخنران، مدرس و مشاور روانشناسی