loneliness

تنهایی ، نیاز ، دوست

درود بر همراهان عزیز

گلنوش مطلبی فرستاده:

وقتی تنهائیم ، دنبال دوست می‌گردیم …
پیدایش که کردیم ، دنبال عیب‌هایش میگردیم !
وقتی که از دستش دادیم ،
در تنهایی دنبال خاطراتش می‌گردیم …!
مراقب قلب‌ها باشیم …
هیچ چیز آسان‌تر از قلب نمی‌شکند !

در پاسخ به این نوشته:

 

همانطور در نوشته هایی که به تئوری انتخاب دکتر گلسر پرداختم و از ۵ نیاز اساسی نام بردم… بیان کردم که همه ما برای برآورده کردن این پنج نیاز اساسی زندگی خود رو پیش می بریم…

آزادی، تفریح، عشق و احساس تعلق، بقا ، قدرت و پیشرفت

اساسی ترین نیاز بقاست و بقیه نیازها در انسان در ادامه همین نیاز اساسی هست

عشق و احساس تعلق یکی از این نیازهای اساسی انسان هست و همواره برای داشتن فرد یا گروهی که او رو درک کنه تلاش کرده…

البته که انسان نمی خواد تنها باشه بنابراین هم با یک نفر به طور خصوصی ارتباط می گیره و هم عضو گروهی می شه اعضا اون گروه مثل خودش هستند و احساس تعلق به اون گروه او رو شاد می کنه

در ضمن وقتی با شخصی به صورت خصوصی دوست هست احساس تعلق دو طرفه هم او رو شاد می کنه یعنی فکر می کنه که به یک نفر تعلق داره و یک نفر هم به او تعلق داره..

انسان نباید نیازهاش رو دست کم بگیره یا اونها رو نادیده بگیره یا اونها رو حقیر بدونه و فکر کنه که خودش فرد حقیری هست که این نیازها رو داره بعد فکر کنه که باید این نیازها رو سرکوب کنه تا فرد قوی باشه…

انسان لازم هست که بپذیره که نیازهایی داره و نباید اونها رو انکار کنه و راه صحیح برآورده کردن اونها رو هم یاد بگیره

در این مورد صحبت کردم و در سایت هست

اینکه انسان نیاز به غذا داره

اینکه انسان نیاز جنسی داره

اینکه انسان نیاز به هم دم داره

اینکه انسان نیاز به تفریح داره

در بسیاری از عقاید برخی از این نیازها بخصوص نیاز جنسی تحقیرآمیز قلمداد می شند و سعی می شه در جامعه پنهان نگهداشته بشه…

با پنهان کردن و سرکوب نیاز ، نه تنها اون نیاز از بین نمی ره که از طرق اشتباه ظاهر می شه و آسیب های جبران ناپذیری می زنه …چه در فرد چه در جامعه…

 

 

برسیم به بخش بعدی این نوشته که در مورد عیب جویی بعد از ایجاد رابطه نوشته…

در مورد جستجوی عیب ها هم اشاره کنم به نیاز عشق و احساس تعلق که نوشتم فرد در گروهی عضو می شه که اعضا با او اشتراکاتی دارند

همچنین فرد به طور خصوصی با شخصی دوست می شه که شباهت هایی به او داره

و در بخش هایی هم که به او شباهت نداره سعی می کنه اونها رو شبیه کنه

دو نفر بعد از مدتی زندگی مشترک اگر به همدیگه علاقه داشته باشند و بخوان که به احساس های طرف مقابلشون اهمیت بدند کم کم شبیه هم می شند حتا چهرشون هم کمی به هم شبیه می شه

البته اشکال نداره که افراد برای رشد همدیگه به هم کمک کنند

در گروه نیک اندیشان هم هدف ارتقا خود بود از طریق کمک گرفتن از همدیگه … در دوستی خصوصی دو نفره هم ، دو نفر می تونند برای ارتقا خود از همدیگه کمک بگیرند…

برای این ارتقا اگر ما از عادت های کنترل درونی به جای عادت های کنترل بیرونی استفاده کنیم موفق تر خواهیم بود و دوستی مسیر خوبی طی خواهد کرد…

در مورد عادت ها پیشتر توضیح نوشتم و در سایت هست

و از کتاب ازدواج بدون شکست نوشته دکتر گلسر glasser و ترجمه دکتر صاحبی می تونید کمک بگیرید…

 

 

اگر سوالی هست بفرمایید…

شاداب و سلامت باشید و شب در آرامش و لذت

opening to touch

opening to touch

درود بر همراهان عزیز

 

سال ۸۵ در سفری که به هند داشتم یک دوره سه روزه با عنوان opening to touch گذراندم

با یک استاد ماساژ بلژیکی و پارتنرهایی که هر یک ساعت عوض می کردیم…

 

همانطور که آدمی دوست داره شادیهاشو با دیگران تقسیم کنه موقع گرفتاری و ناراحتی هم به وجود کسی نیاز داره تا باهاش درد و دل کنه، و دیدیم که بودن یه دوست (کسی که بدون انتظاری یک شنونده خوب است) حتی با یک جمله کوتاه میتواند آرامش را به طرف مقابل هدیه کند.
مشکل، پیدا کردن دوست است، کسی که همگام ما باشه، و مشکل دیگر خودخواه بودن آدمهاس. بعضی از آدمها فقط زمانیکه به بودن یه دوست نیاز دارند رفع حاجت میکنن و دیگر به اینکه طرف هم متقابلا به وجود اون نیاز داره توجهی نمیکنن. و این خودخواهی باعث سرد شدن و قطع رابطه می شود …

 

در این دوره که در ظاهر آموزش ماساژ بود اما در واقع ما رو با هم آشنا می کرد

در واقع همانطور که از عنوان دوره مشخص بود قرار بود که به ذهن ما و بدن ما برای اینکه بتونیم به پارتنرمون اجازه بدیم که ما رو لمس کنه آمادگی بده

یک کتاب هم با عنوان body and mind به ما دادند..

این دوره هم بدن ما رو برای لمس شدن آماده می کرد هم اینکه روش لمس کردن را هم به ما آموزش داد

در ایران ما خیلی از هم دوریم و روز به روز هم داریم از هم دور می شیم…

بغل کردن در دیدار در ایران مرسوم بوده و دست دادن جایگزین آن شده…

حال روبوسی عربی هم در دیدارهای نوروزی یا دیدار بعد از غیبت طولانی مرسوم شده

 

اما بامروزه دست دادن خانم ها با هم با سر انگشت و روبوسی از راه دور دیگر به کل افراد را از لمس شدن دور نگه می داره

چرا این موضوع رو مطرح کردم!؟

در گروه تلگرامی سعی شده که افراد تشویق بشند که با هم به گفت و گوش بنشینند تا افراد بتونند به هم نزدیک بشند

اینجا لمس کردن و در آغوش کشیدن فیزیکی وجود نداره اما

می تونه در آغوش کشیدن کلامی وجود داشته باشه…

 

فریبا دیروز نظرش رو در مورد موضوع مطرح شده نوشت، چند نفر از او تشکر کردند یا نظر او رو نقد کردند؟!

یادآوری می کنم که بارها ذکر کردم که بیشتر از ارسال مطلب ، این گروه را فرصتی بدانیم برای گفت و گوش و اظهار نظر…

 

دوباره بیان کنم که این گروه را فرصتی بدانیم برای opening to touch

 

از سال ۸۳ تا سال ۹۳ در یاهوگروه نیک اندیشان حدود ۱۷۰۰ نفر عضو بودند و با رد و بدل کردن ایمیل گروهی ، گفت و گوش را انجام می دادیم(علاوه بر جلسات حضوری) که به باشگاه یاهوگروه نیک اندیشان معروف بود

همان رویه را در اینجا ادامه می دهیم… البته من خوشحال می شم که مطالب خوبی دوستان ارسال می کنند اما مطالب ، زیاد و غیرمرتبط شده و چندان مناسب نیست… روزی یک مطلب ارسال کنیم اما مرتبط و بیشتر از ارسال مطلب ، خودمان در گفت و گوش مشارکت کنیم…

 

در واقع این همون یه احوالپرسی گرم و صمیمی است که در بین خیلی ها رایجه، فقط در عمومی بودنش یه خورده دچار مشکل میشیم و اون اینه که هر آدمی ظرفیت خودشو داره، و البته ممکنه گاهی شناخت ما از طرف درست نبوده باشه. و در کل کسی از opening to touch استقبال نکنه

 

 

ما مشکل دار شدیم…

اگر توضیحات بیشتری لازم بود روزهای بعد همین موضوع رو هم ادامه بدیم و دوستان در این زمینه هم نظرشون رو بنویسند…

 

شاداب باشیم در آگاهی

شب پنجشنبه لذت بخش و آرامی داشته باشید

 

سینا یاوریان – سخنران، مدرس و مشاور روانشناسی

boys-and-girls-friendship

دوستی دختر و پسر در کودکی

درود بر همراهان عزیز

موضوع جالبی مطرح شده

دوستان یک ویدیو ارسال کرده بودند که در آن یک پسر دو ساله دختر ۵ ساله رو با دو دست خود می گیره و اون رو دعوت می کنه که بایسته و مپشتک زدنش رو تماشا کنه…

در زیر این ویدئو نوشته شده بود که پسر مشکل داره…

مشکلی دیده نمی شه

دو جنس از ابتدا به هم گرایش خاصی پیدا می کنند به این خاطر که تشخیص می دن که تفاوت هایی در رفتار وجود داره

برخی از این تفاوت رفتاری به دلیل ذهنی و جسمی هست و برخی هم به دلیل تربیت کلیشه ای این دو که در این مورد نوشتم ولی به خاطر اینکه اعضای جدید داریم باز هم در شبی دیگر خواهم نوشت

به طور خیلی خلاصه بگم که رفتار کلیشه ای پدر و مادر که بین این دو تفاوت قایل می شن سبب می شه که رفتار این دو هم متفاوت باشه

بنابراین پسر یاد می گیره که برای جلب توجه والدین بپر بپر بکنه و معلق بزنه و دختر یاد می گیره که برای جلب توجه والدین ناز و کرشمه بیاد

این دو جنس همین روش جلب توجه رو در جاهای دیگه هم پیش می گیرند

 

از طرفی با دخترها و پسرهای همسن که بازی می کنند تفاوت رفتاری غیرهمجنس ها رو متوجه می شند و به سمتشون کشش پیدا می کنند و مایلند که توجه اونها رو بیشتر به خودشون جلب کنند

بسیاری پسرهای مهدکودک اذعان می کنند که دخترها ناز و لطیف هستند و این پسرها مایل هستند که با دخترها در ارتباط باشند

پسرها همون شیوه جلب توجه کردنی که برای والدین خود یاد گرفتن در مورد دخترها هم به کار می برند و در این ویدیو می بینیم که پسر اول داره برای والدین حرکت ژیمناستیک انجام میده

پسر دوم هم که ناظر این موضوع هست میبینه که دختر چقدر با اشتیاق داره حرکت پسر اول رو نگاه می کنه و مشتاق می شه که هنرش رو نشون بده

هدف پسر اول ، دختر نبود اما نگاه دختر به حرکت پسر باعث می شه که پسر دوم خواهان نگاه دختر به او هم باشه…

همه این موارد براساس شرطی شدگی اتفاق می افته البته بعد از مسایلی که مطرح کردم( رفتار کلیشه ای والدین نسبت به دو جنس، تفاوت رفتاری دو جنس براساس فکر و جسم خود)

این دو جنس از ابتدایی که خودشون رو می شناسند به جنس مقابل گرایش دارند و به روش های مختلف می خوان نظر اونها رو جلب کنند

دخترها هم با نگاه کردن به پسرها اونها رو به سمت خودشون جلب می کنند این روش از کودکی انجام می شه…

اما موضوع همونطور که اشاره کردم کشش به خاطر رفتار متفاوت و ایجاد دوستی با کسانی هست که به نظر جالب میان و هیچگونه ذهنیت جنسی در کودکان وجود نداره…

این موضوع که دو جنس بدون ذهنیت جنسی تا بزرگسالی دوستیابی می کنند در جوامع متمدن دیده می شه و تا زمانی که کشش جنسی خاصی در بین نباشه با هم دوست اجتماعی هست و دوستان زیادی هم از جنس مخالف دارند

 

اما از اونجاییکه در جامعه ایران ارتباط این دو جنس از ابتدا به اونها گوشزد می شه که جنسی هست و باید دوری بشه بنابراین در ذهن این دو جنس خیلی زود تفکرات جنسی نسبت به جنس مقابل شکل می گیره و مانع بزرگ شدن طبیعی و دوستی های طبیعی می شه..

 

در نهایت اینکه در این ویدیو هیچگونه مشکلی مشاهده نمی شه و بچه ها همیشه برای جلب نظر دوستان جنس موافق یا مخالف تلاش می کنند….

اگر سوالی هست در خدمتم…

 

دوستی های پرباری داشته باشید… با سپاس از دوستانی که نظرشون رو در این زمینه نوشته بودند…

شب خوش در آرامش

سینا یاوریان – سخنران، مدرس و مشاور روانشناسی

social friend

دوستی اجتماعی با وجود همسر_ ۲

درود بر همراهان عزیز

 

دوستان پیگیر موضوع دوستی اجتماعی بودند، در ادامه چنین نوشتم:

درود بر لیلای عزیز که همچنان پیگیر مساله دوستی اجتماعی هست

هیچوقت تعریف های افراد از یک موضوع به طور کامل بر هم منطبق نمی شه

دوستی اجتماعی یعنی دوستی که به حریم خصوصی همدیگر وارد نمی شوند

یعنی دو نفر هم جنس یا غیر هم جنس با هم دوست هستند در یک محدوده خاص

این دوستی ممکنه در محل کار یا در گروه ها و اجتماعات دیگر یا در تورهای مختلف یا کوهنوردی اتفاق بیافته

حریم تعیین شده اون در حد دوستی هست که وارد دوستی عاطفی یا جنسی نشه…

وقتی شخصی همسری داره و خودش سعی داره که وفادار باشه اگر این حریم رو خوب بشناسه می تونه که به اعتقاد وفاداری خودش در پیش خودش عمل کنه

رابطه جنسی به طور مشخص با یک دوست غیر از همسر برای همه تعریف شده و نکوهیده هست

همه حد و اون باز هم ممکنه که برای برخی هنوز روشن نباشه

شاید لمس دست هنگام صحبت را برخی جزو رابطه جنسی ندانند

اما در واقع رابطه جنسی از لمس دست در حین صحبت و بوسه تا هرگونه که تصویر ذهنی شما اجازه می ده می باشد

پس یکی از حریم های دوستی اجتماعی برای دو جنس مقابل از همان ابتدا تعیین می شود که از کوچکترین لمس خودداری شود…

 

توجه شود که دست دادن لحظه ای برای شروع و پایان ملاقات و دیدار ، یک لمس جنسی نیست.

از طرف دیگر به رابطه عاطفی اشاره کردم که کمتر از رابطه جنسی مورد توجه قرار می گیرد اما در واقع بسیار مهم تر از آن می تواند باشد…

رابطه عاطفی هنگامی اتفاق می افتد که فرد نسبت به دوست اجتماعی غیر هم جنس یا هم جنس خود احساسی عاطفی در درون خود حس می کند

البته این احساس معمولا در مورد هم جنس اشکالی ندارد اما در مورد غیرهمجنس به گونه ای رقیبی در درون برای همسر تلقی می شود

در درون شخص اگر کمی از این احساسات نسبت به دوست اجتماعی اتفاق بیافتد بهتر است که شخص هوشیار باشد و آن دوستی اجتماعی را ادامه ندهد چرا که این احساس بزرگتر خواهد شد و ممکن است که مشکلات بزرگ تری را به دنبال بیاورد…

رابطه عاطفی و رابطه جنسی همان رابطه در حریم خصوصی هست که مختص همسر خواهد ماند و اگر در دوستی دیگری به گرفته شود دیگر آن را دوستی اجتماعی نمی توان نامید.

خانم آزاده توضیحات خوبی دادند که من نخواسته بودم تا این حد موضوع را باز کنم

ولی حالا که موضوع به این حد باز شد می نویسم که بسیاری از افراد فقط رابطه جنسی با فردی غیر از همسر را خیانت می دانند

در حالی که رابطه عاطفی با غیر از همسر نیز خیانت بزرگتری است که آشکار نیست و در درون فرد اتفاق می افتد

مواظب همدیگه باشیم و اگر همدیگر را دوست داریم مواظب رابطه مون باشیم و اگر دوست نداریم آشکارا بیان کنیم و همدیگر رو گول نزنیم

در مواظبت از رابطه بنویسم که مهم نیست که طرف مقابل ما می دونه که ما چکار می کنیم یا نه

 

همین که اول بدونیم کدوم کار درست هست و بعد به اون عمل کنیم حتا اگه طرف مقابلمون در جریان کار ما نیست، داریم از رابطه مون مواظبت می کنیم

 

قرار نیست که طرف مقابل ما بدونه بعد ما عمل کنیم و اگر ندونست و در جریان نبود خیالمون راحت باشه که خبر نداره و اذیت نمی شه پس ما می تونیم غیر از اون عمل کنیم

 

مطمئن باشید که موضوع لو می ره و رابطه آسیب می بینه حتا اگر طرف مقابل شما به روتون نیاره دیگه رابطه رابطه قبلی نخواهد بود مگر اینکه بتونید دلش رو دوباره به دست بیارید و بهش اعتماد دوباره بدید

 

ما باید از درون پاک باشیم و ارتباط عاطفی خاصی رو با طرفمون احساس کنیم نه در ظاهر و اونجاست که رابطه واقعی و قوی شکل می گیره .. این موضوع به خود ما مربوطه نه حریم هایی که اون تعریف کرده…

این آخری رو نوشتم که کمی هم سطح بندی رو نشون بدیم

یعنی در سطح و طبقات مختلفی از رابطه انتظارات متفاوت و دریافتی های متفاوت خواهیم داشت

اگر فقط خودمون رو موظف بدونیم که به خواسته ها و حریم هایی که طرفمون تعریف کرده عمل کنیم یک نوع رابطه ایجاد خواهد شد

 

و هنگامی که از درون یک کاری رو انجام بدیم که آموختیم و درست می دونیم ، رابطه به گونه ای دیگه خواهد بود… عمیق و عاطفی…

 

حالا که تا اینجا اومدیم بر رشد و ارتقا فردی تاکید کنم

 

ما هرچه خودمون رو ارتقا بدیم همه چیزمون بهتر خواهد بود… روابطمون… احساساتمون.. اندیشه هامون..

پس منتظر نشیم که دیگران برای ما حریم تعریف کنند

 

خودمون رو ارتقا بدیم که رابطه های زیبایی بسازیم

خیلی ها همه چیز رو به عهده طرف مقابل میزارن حتا به ارگاسم رسیدن خودشون رو

در کارگاه های مختلف شرکت کنید و ببینید که چه راهکارهایی می تونه وجود داشته باشه که رابطه رو حتا یک تنه زیبا کنید…

و البته با رشد فردی، توانایی انتخاب های بهتری برای رابطه نیز خواهیم داشت

فردی رو جذب خودمون خواهیم کرد که از درون سالم و در مسیر ارتقا هست

 

امشب خیلی نکات ظریف و اسرار رو لو دادم با دقت مطالعه کنید

 

شاداب و سلامت باشیم

شاد و آگاه باشیم در هوشیاری

شبتون خوش

 

سینا یاوریان – سخنران، مدرس و مشاور روانشناسی

 

لیلا کلی تشکر  کرد و نگار چنین نوشت:

 

این جمله عالیه اقای یاوریان؛

> در مواظبت از رابطه بنویسم که مهم نیست که طرف مقابل ما می دونه که ما چکار می کنیم یا نه

Social Friend

دوستی اجتماعی با وجود همسر

 

درود بر همراهان عزیز

 

برای یادآوری موضوع بنویسم که موضوع دوستی اجتماعی با جنس مخالف با وجود داشتن یار بود…

 

ما در کشوری زندگی می کنیم که فرهنگ های مختلفی در جوامع مختلف اون جاری هستند..

نوشتم که برخی ممکنه مشکلی با این موضوع نداشته باشند و این ارتباطات به دوستی خانوادگی هم منجر بشه…

 

و تاکید کردم که این موضوع پیچیده ای هست و لازم هست که با اطلاع همسر اتفاق بیافته

 

جنس خاصی رو مطرح نکردم و راه حل رو به هر دو جنس ارائه دادم

در ضمن اینکه نوشتم که ما یارمون رو با اطلاع از بینش و احساساتش انتخاب می کنیم بنابراین اگر با این احساسش مشکل داریم که مانع دوستی اجتماعی ما خواهد بود باز می تونیم که در مورد انتخابمون بیشتر فکر کنیم

بیشتر فکر می کنیم و ترجیح می دیم که این فرد خوب رو در زندگیمون داشته باشیم یا اینکه ترجیح می دیم خودمون رو با این فرد محدود نکنیم…

در حال حاضر ضرورت کلاس های و مشاوره های شناختی قبل از ازدواج بسیار احساس می شه و هستند کسانی که طلاق گرفتند و بعد از طلاق تاکید کردند که کاش این کلاس ها هنگام طلاق اجباری نبود بلکه هنگام ازدواج اجباری بود….

بنابراین اگه ما از طریق این مشاوره ها بدونیم که چه چیزهایی در زندگی مشترک ممکن هست مشکل ایجاد کنند و اونها رو بررسی کنیم کمتر در زندگی مشترک به مشکل برمی خوریم

فرقی نمی کنه که این زندگی مشترک ، ازدواج رسمی باشه یا دوستی… در هر صورت دونستن اینکه در رختخواب راجع به مشکلات اقتصادی یا مقولات دیگه صحبت کردن می تونه زندگی عاطفی و رمانتیک رو تحت تاثیر قرار بده و مشکلاتی ایجاد کنه می تونه خیلی مفید باشه

 

البته ممکنه که شناخت نسبی وجود داشته باشه و وفاداری همچنین اما انسان یک ماشین کامل نیست و می تونه در دام های ذهنی خودش یا دام هایی که براش گستردن بیافته بنابراین پیشگیری شاید بهتر باشه

 

از طرف دیگه زن عملکرد همجنس خودش رو و مرد عملکرد همجنس خودش رو بهتر می شناسه بنابراین با در میون گذاشتن مسائل، همسران می تونند همدیگر رو بهتر همراهی کنند…

در نهایت لیلا به موضوع چرایی این طرز تفکر جامعه ما اشاره کرده… چراییش به خاطر آشفتگی فرهنگی هست که در جامعه ما وجود داره و من شب قبل در مقدمه به اون تاکید کردم

در واقع با این آشفتگی می تونم بگم جامعه ما جامعه ای بدون فرهنگ هست و هر کسی سعی داره راه خودش رو به تنهایی پیدا کنه…

 

دلیلش رو هم بارها نوشتم و گفتم که به آموزش مربوط می شه که به عهده حکومت است و حکومت از کارشناسان استفاده نمی کنه و سعی داره که با فرهنگ دینی خلا رو پر کنه که نتیجه اش رو دیدیم…

بنابراین تنها راهی که می مونه اینه که افراد بعد از اینکه در سن ۲۰ سالگی به خودشون اومدند و دیدند که در خلا هستند و لازم دارند که یه تکونی بخورند و چیزی یاد بگیرند و رشد بکنند خودشون اقدام به آموزش خودشون بکنند و در گروه هایی مثل گروه نیک اندیشان برای رشد خود از دوستان دیگر همراهی بخواهند

 

Nikandishan.yavarian.com

برای جمع بندی می نویسم که هر دو جنس مواظب احساس یار خودش باشه و همواره مسائل رو با هم حل کنند

شاداب و سلامت باشید

شبتون خوش در آرامش

 

سینا یاوریان – سخنران، مدرس و مشاور روانشناسی

 

بخشی از نظرات دوستان رو می نویسم:

آزاده:

اقای یاوریان موضوعی که مطرح کردید بسیار جالب و بحث برانگیز بود متاسفانه من الان فرصت کردم مطالعه کنم.واقعا توضیحاتتون عالی بود.

اعتماد بین دو طرف و حتی شناخت کامل همسر و حتی شناخت و اعتماد به دوست اجتماعی هم به نظرم معیار خوبی نیست.در مورد حریمها به نظر من حریمهایی که خودمون تعیین می کنیم مقدم هست وخیلی باید محتاط عمل کرد.به این دلیل که اکثرا، در مواقعی که با همسرمون به مشکلی برمی خوریم دنبال یک حامی هستیم که ما رو تایید کنه و بهمون ارامش بده.در این مواقع در ارتباط با دوست اجتماعی امکان داره اینقدر این شکستن حریمها به کندی و نامحسوس باشه و یا در شرایطی باشیم که برای رسیدن به ارامش به ان اهمیتی ندیم ،تا زمانی متوجه عواقب ان شویم که مشکل ساز شده باشه.

وقتی با همسرمون به مشکلی برخوردیم شاید در شرایطی نباشیم که به طور منطقی حریمهایی که از سوی او تعیین شده رو رعایت کنیم.

 

لیلا:

وقتی با همسرمون به مشکلی برخوردیم شاید در شرایطی نباشیم که به طور منطقی حریمهایی که از سوی او تعیین شده رو رعایت کنیم.

یه سوال: دوست اجتماعی رو چطور معنی میکنید؟

 

آزاده:

از نظر من می تونه یک همکار باشه یا یک همکلاسی سابق ویا افرادی در جمع های دوستانه که با مناسبتی مثلا کوه رفتن و… با انها اشنا شده باشیم.به نظر من عنوان کردم همچین موضوعی مربوط به فردیست که رابطه فراتر از یک سلام و احوال پرسی ساده هست.گاهی درد دلی ،صحبتی هم در مورد زندگی به میان می یاد.

 

لیلا:

خب من خودم اینطور معنی میکنم که دوست اجتماعی کسیست که در محیط بیرون مثلا محیط کار، دانشگاه، کلاس های آموزشی یا هنری، جلسات ، مراسمات و …. شرایط آشنایی فراهم می شود، بعضیها در همان یک جلسه لحظات خوبی رو سپری می کنند و دیگر ادامه دار نیست در محیط کاری و آموزشی هم روابط فقط در حیطه کاری و یادگیری است. نکته مهم اینجاست اگر روابط فراتر از این شود دیگر دوست اجتماعی حساب نمی شود. اجتماع یعنی در کنار دیگران، پس خصوصی نیست. اگر دو نفر دوستی اجتماعی رو تبدیل به دوستی صمیمی کنند دیگر اسمش دوستی اجتماعی نمی باشد. در دوستی اجتماعی روابط تعریف شده است حریم مشخصه، کسی نمیتونه خیلی راحت جسارت درخواست غیر معقولی از طرف مقابل مقابل داشته باشه و حالت رسمی تا حدودی حفظ میشه.

 

آزاده:

اول صحبت رو باهاتون موافقم.فرمودید حریمها مشخصه و روابط تعریف شده هست.به نظر شما اینها رو کی مشخص و تعریف کرده؟از نظر من نسبی هست و برای هر کسی تعریف خودش رو داره.به همین دلیل عرض کردم باید محتاط بود.علت اینکه گفتم این موضوع بحث برانگیز هست هم همین هست.شاید از نظر یک نفر اینکه با همکلاسیت بری ناهار میل کنی در تعریفی که از روابط با دوست اجتماعی داره اوکی باشه ولی از نظر فرد دیگه این در حد دوست صمیمی باشه.و در مورد درخواست نامعقول هم این تعریف دقیق و ثابت نیست.اینکه گفتم وقتی فرد در شرایط هیجانی مناسبی نباشه شاید مرز گذاشتن بین رفتار معقول و غیر معقول مشکل باشه.البته یادگیری مدیریت هیجانات خیلی می تونه کمک کنه.

در کل خودم مخالف این روابط نیستم ولی همچنان با تاکید بر این مساله که در رعایت حریمها محتاط باشیم.

 

لیلا:

در کل خودم مخالف این روابط نیستم ولی همچنان با تاکید بر این مساله که در رعایت حریمها محتاط باشیم.

ممنون از گفته هاتون، درست میگین. من کلی گفتم در مورد یک جامعه سالم. خب جامعه ایران همه چیزش در هم بر همه، اعتماد و احساس نقشی نداره و هر کسی فقط بفکر منافع خودشه فضیلت اخلاقی توی ایران ارزش و جایی نداره. بقول شما هر لحظه باید با احتیاط قدم برداشت وگرنه کلاهت پس معرکه است.

 

 

socialfriend

دوست اجتماعی همسر

موضوع گفت و گوش در خصوص دوست اجتماعی همسر خواهد بود…
دو نفر که همسر یا یار هم هستند و همدیگر را دوست دارند و بر وفاداری به هم نیز اعتقاد دارند، تا چه حدی می توانند با جنس مخالف ارتباط اجتماعی داشته باشند؟ دوستان اجتماعی از جنس مقابل بگیرند بدون اینکه خیانت به همسر محسوب شود…

 

هنگامی که دو نفر همدیگر رو به عنوان شریک عاطفی و جنسی انتخاب می کنند برای این انتخاب دلایلی دارند

 

آن دلایل ممکن است اخلاق، رفتار، گفتار، زیبایی ظاهری، منش، نگرش طرف مقابل و مسایل بسیار دیگر باشد..

و درک شدن از طرف مقابل یکی از دلایل مهم ارتباط است…

 

بنابر این با وجود شناخت از طرف مقابل توقعاتی نیز از طرف مقابل در فرد ایجاد می شود

 

هر دو طرف ، طرف مقابل را با نگرش خاصی که دارد می پذیرند..

شاید از ۵۰ جنبه در ۴۸ جنبه توافق داشته باشند و در ۲ جنبه توافق نداشته باشند اما چون در کل طرف مقابل را پذیرفته اند به خاطر احترام و حفظ نظر طرف مثابل آن دو جنبه را نیز رعایت می کنند

شاید هم نداشتن ۲ جنبه عدم توافق بر ۴۸ جنبه توافق بچربد چراکه آن ۲ جنبه اصولی از یک طرف را زیرپا مینهند و سبب شوند که ارتباط همسری شکل نگیرد که موضوع گفت و گوش ما نیست

ما در خصوص کسانی صحبت می کنیم که همدیگر را به عنوان همسر پذیرفته اند…

تا اینجا می خواستم تاکید کنم که هنگامی که طرف مقابل را پذیرفته ایم لازم است در خصوص حساسیت های او بیشتر بدانیم و اقدامی نکنیم که او را از خود برنجانیم…

شاید روش غذا خوردن که برای یکی از طرفین کمی نامناسب جلوه می کند چندان مهم نباشد اما موضوع دوست اجتماعی مسلما موضوع مهمی است…

افراد نظرات و احساس های مختلفی دارند

بسیاری از افراد نمی دانند که چرا احساس خاصی دارند در حالی که با کنکاش در گذشته فرد می توان به نظراتی که با آنها بزرگ شده پی برد و منشا این احساس ها را پیدا کرد

اما در وهله اول ما به دنبال پیدا کردن منشا احساس ها نیستیم آنها را می پذیریم و سعی می کنیم که طرف مقابل را نرنجانیم

ممکن است که افراد با رشد روز به روز تغییر کنند و احساسشان هم تغییر کند و حتا ممکن است بعد از تغییر و رشد یکی از طرفین ، دیگر نتوانند با هم ادامه بدهند یا اینکه بهتر از گذشته با هم ادامه بدهند…همه این مسایل بسته به اشخاص و شرایط است…

این مقدمات لازم بود تا برسم به اصل مطلب و نظرات مختلف در این خصوص

بیشتر دوستانی که نظر دادند اصل را بر اعتماد گذاشتند…

برخی مایلند که دوستان اجتماعی را وارد دوستی خانوادگی کنند و برخی مایل نیستند

شناخت دوست براساس تجربه و میزان توانایی ما در شناخت می تواند تحقق یابد و کاملن نسبی است… شاید فکر کنیم که ما به حد کافی توانایی شناخت افراد را داریم … اما اینگونه نباشد

بنابراین نه اعتماد و نه شناخت نمی توانند به ما معیار خوبی بدهند…

حفظ حریم ها می توانند ما را در این مسیر یاری داده و ارتباط همسری ما را حفظ کنند…

حریم به دو گونه

حریمی که همسر ما برای ما تعریف کرده و ما حتا اگر موافق نیستیم به خاطر اینکه او را نرنجانیم رعایت می کنیم…

و حریمی که ما در برخورد با دوست اجتماعی خودمان رعایت می کنیم…

حریم اول سطح ارتباط را از بیرون تعیین می کند و حریم دوم سطح درون ارتباط را تعیین می کند

شاید همسر فرد با دوست اجتماعی او مخالف نباشد اما سطح آن را تعیین کند که بیشتر از محل کار نباشد

 

یا اشخاصی باشند که خارج از محل کار نیز با تلفن و چت در ارتباط باشند و همسر ایرادی نگیرد … این حریم را همسر با احساسی که دارد و خود نیز نمی داند چرا تعیین می کند… چرایی آن مهم نیست… احساس مهم است…

حریم داخلی یعنی اینکه فرد با دوست اجتماعی خود چه مسایلی را در میان می گذارد…

 

آیا فرد در خصوص همسر خود با دوست اجتماعی صحبت می کند؟ تا چه حدی مسایل خصوصی خود را با دوست اجتماعی خود در میان می گذارد؟

در خصوص حریم اول لازم است دقت شود که هیچگاه هنگامی که با همسر خود هستیم و با هم فیلم می بینیم یا در کنار هم هستیم با تلفن یا چت با دوست اجتماعی خود چه جنس مخالف چه موافق مشغول نشویم و وقت کافی با همسر خود بگذرانیم… مسایل بسیاری هست که لازم است به دنبال فرصت مناسب برای صحبت در مورد آنها با همسر خود باشیم پس از فرصت ها استفاده کنیم و آنها را هدر ندهیم

 

نکته مرتبط با این موضوع این است که هیچگاه هیچ مسئله ای را در تختخواب مطرح نکنیم.. هیچ مسئله ای به غیر از خواب و معاشقه در رختخواب وارد نشوند مگر اینکه فرصت دیگری باقی نباشد… برای صحبت در مورد مسایل مختلف در زمان مناسب وقت صرف کنیم..

در خصوص حریم دوم لازم است که تاکید شود که با هیچ دوستی در خصوص مشکلات همسر خود صحبت نکنیم و فقط در صورت ضرورت با مشاور در میان بگذاریم ..

بنابراین داشتن دوست اجتماعی با اطلاع همسر خود و در چهاچوبی که احساس او تعیین می کند می تواند مناسب باشد

پس هنگام آشنایی با همسر خود این موضوع را در مورد او بشناسید

 

با مطرح کردن سوالی در واقع می توانیم اطلاعاتی هم در اختیار همسر خود قرار دهیم

به این صورت که “من با شخصی با این مشخصات آشنا شده ام نظرت در مورد این ارتباط چی هست؟”

هم نظر خواستیم هم اطلاعات دادیم

ارتباط خود را با صحبت همیشگی بر موارد مختلف و مورد اختلاف که گلسر در هفت عادت درونی تاکید می کنه ، زیبا حفظ کنیم…

 

 

باز هم شناختی در حد خودمان داریم و نمی دانیم که کافی هست یا نه بعد شناخت همسر را وارد قضیه می کنیم باز نمی دانیم که کافی هست یا نه…اما آنچه که تاکید کردم شناخت نبود احساس بود… اگر همسر احساس خوبی نداشت بی خیال شوید…

همسر کسی است که می خواهیم نفر اول زندگی ما باشد اگر چنین نیست رهایش کنید و اگر چنین هست مواظب احساساتش باشید که نرنجد…

 

همونطور که نوشتم بسته به آموخته های پیشین او هست که در او احساسات را تولید می کند… شاید با رشد تغییر یابند اما در حال حاضر او را به این صورت پذیرفته ایم

شاید فضای جامعه نیز چنین ایجاب می کند… شاید او چیزی می داند که نمی گوید… پدر یک دختر خانم افسر نیروی انتظامی است و این دخترخانم به من می گفت که پدرشان بسیار نگران ایشان است که دیروقت بیرون نباشد چون چیزهایی می داند که ما نمی دانیم…

شاید هم فقط احساس هست که به هرحال لازم است مواظب احساس طرف مقابل خود باشیم…

احساسش نسبت به ما نیز تعیین کننده است … احساسی که بیان کردم ترکیبی است از انواع احساس ها…

احساس نسبت به همسر که تا چه اندازه او را دوست دارد… احساس ترس از وضعیت جامعه… احساس نسبت به آن فرد مورد نظر… و در نهایت نظر شخصی که پیشتر به طور کلی در مورد داشتن دوست اجتماعی بیان داشته…

 

مواظب احساسات خود و یار خود باشیم

شبتون خوش و در آرامش

 

سینا یاوریان – سخنران، مدرس و مشاور روانشناسی