interaction

تعامل در جهت ارتقا

درود بر همراهان عزیز

 

 

در ادامه صحبت  شب گذشته می خوام بنویسم

در سال ۸۱ که وبلاگ نویسی آشنا شدم بلافاصله وبلاگ خودم رو بر روی سایت شخصیم طراحی کردم

وبلاگ رو وسیله ای دیدم که می تونه من رو به یکی از اهدافم در راستای رسالتی که از نوجوانی برای خودم تعیین کرده بودم برسونه…

تشکیل یک گروه برای کمک به افراد جامعه

بعد از یک سال که با وبلاگ نویس های بسیاری ارتباط برقرار کرده بودم… پیشنهاد تشکیل گروه نیک اندیشان رو اعلام کردم

همه این مطالب در سایت نیک اندیشان و در تاریخچه اون ذکر شده

اما اینجا مختصری رو بیان می کنم

از ۲۵ نفر که دعوت کرده بودم ۸ نفر اومدن

می خوام تاکید کنم که گروه نیک اندیشان یک گروه حضوری و عملی بود

از این ۸ نفر ۲ نفر در تشکیل گروه اعلام آمادگی کردند و ۲ نفر دیگه در برخی نشست ها شرکت کردند…

هدف گروه ارتقا شخصی بود

شعار گروه ؛ بیایید از خود شروع کنیم

وسیله گروه برای ارتقا شخصی؛ ارتباط افراد بود

با ارتباط گرفتم و تعامل ، افراد می تونند رشد کنند

با خواندن صرف کتاب یا شرکت در کلاس ها نمی شه ارتقا رو تجربه کرد

هر هفته یک نشست دو ساعته که بچه ها تا ۳ ساعت ترک نمی کردند تشکیل می شد با صحبت در حول یک موضوع خاص البته یک نفر هم به طور داوطلبانه کتابی رو معرفی می کرد و یک نفر شعری یا سخنی زیبا را برای اعضا که هنراهان نامیده می شدند می خواند

موضوع یک بهانه هست برای صحبت

هرچند که یک موضوع تعیین شده سبب تبادل اطلاعتی در اون زمینه می شه اما مهمتر از اون اطلاعات ارتباط گرفتن افراد و روش تعاملات هست…

 

پس روش گروه نیک اندیشان برای ارتقا، فراهم کردن محیطی برای تبادل اطلاعات نبود بلکه فراهم کردن محیطی برای تعاملات و ارتقا روش های تعامل بود که منجر به ارتقا فرد می شد…

 

نوشته زیر را یک خانم در اینستاگرام که خود را روانشناس معرفی می کند نوشته است:

“اگه یک نفر ازت پرسید چقد دوسم داری؟ نگو بی نهایت! بگو اندازه ای که هستی.

اگه پرسید تا کی دوسم داری؟ نگو تا ابد بگو تا وقتی هستی.

اگه پرسید….”

 

من با جملات این نوشته موافق نیستم

دوست داشتن یا پاسخ دادن به اینگونه سوالات نمی تواند شرطی باشد….

وقتی کسی را دوست داری ، در زمان حال دوست داری و نمی توانی در مورد گذشته و آینده صحبت کنی

می توانی در مورد احساس اکنونت صحبت کنی… در پاسخ به این سوال که تا کی مرا دوست خواهی داشت؟ با این جمله شروع می کنی که احساسی که الان دارم ….بگونه ای هست که می خواهم تا ابد با تو باشم…

احساس خود را به عملکرد او وصله نمی کنی

فریبا نوشته:

سلام جناب یاوریان خسته نباشید
ممنون از مطالب خوبتون مثل همیشه عالی و کاربردی

استاد در این جا فرمودید که بیان احساسات در حال و زمان اکنون مهم هستند و من اینو صد در صد قبول دارم
ولی در قسمت دومش با طرح سوالی که میگه تو مرا دوست خواهی داشت ؟؟ که یعنی احساسی که الان دارم بگونه ای هست که مطمئن باشم تا ابد با تو هستم

از شما این سوالو دارم فرضا زنو شوهر موقع ازدواج مگر نه این که این پیمانو با هم میبندند که تا ابد با هم باشند ؟
این پرسشها از هم طبیعی نیست ؟
مگر نه این که ما ادمها در برابر هر کار و هر احساسی که برای هم بوجود میاریم مسئولیم ؟
این مسئولییت یعنی تو در برابر آن عملکرد تا وقتی با منی باید جوابگو باشی
اینگونه نیست؟؟

 

استنباط من از حرفهای شما نسبت به اون متن اینه که ..

من اکنون دوستت دارم و احساسم به تو در این زمان اینگونه هست و هیچ تضمینی برای بیان همین احساس در فردا برای تو نخواهم داشت

پاسخ :

فریبای عزیز ، بله این سوال ها چندان مناسب نیستند اما افراد در سطوح مختلف، متفاوت عمل می کنند و گاهی اکثر افراد برای تکرار شنیدن دوستت دارم این سوال را می پرسند و از شنیدن تایید چندین باره لذت می برند… البته اگر بدون سوال بگیم دوست دارم خوبه ولی باز می پرسه چقدر ؟ تا کی؟…

فرصت شد باز می نویسم….

 

 

شاداب و سلامت باشید

شب در آرامش

 

سینا یاوریان – سخنران، مدرس و مشاور روانشناسی

ایجاد روابط موثر

ایجاد روابط موثر یعنی بالا بردن کیفیت رابطه، امری مهم در زندگی شخصی و اجتماعی محسوب می شود.
از طریق ادب و نزاکت و تواضع، مهربانی و توجه، صداقت، احساس تعهد و خوش قول بودن می توانیم پشتوانه عاطفی معتبری برای روابط خود ایجاد کنیم . از شش راه می توان کیفیت هر رابطه ای را اعتبار و تعالی بخشید.

این شش طریق عبارتند از :
۱- مهربانیهای ساده کوچک: تشکر و قدردانی و احوالپرسی و تحسین و نزاکت و ادب.

۲- صداقت: به همین سادگی، کافی است انسان صادقی باشید.

۳- تصریح و تشریح توقعات: یا مدیریت انتظارات.

۴- وفاداری: فرض کنید همکار هستیم و داریم درباره سرپرست خود حرف می زنیم و من پشت سر او بد گویی می کنم. آیا این فکر برایتان پیش نخواهد که در غیاب شما نیز همین کار را خواهم کرد؟ کسانی که نسبت به غایبان وفادارند، به حاضران نیز وفادار خواهند بود.

۵- تمامیت وجود: یعنی حس تعهد نسبت به اصول، انطباق اندیشه و گفتار، با قصد و عمل و توجه مدام به استحکام منش خویش و در نظر گرفتن همه جنبه های روابط خود.

۶- صمیمانه پوزش بطلبید: هرگاه یکی از پنج مورد بالا را رعایت نکردید، بیاموزید به اشتباه خود اقرار و عذرخواهی کنید.

از کتاب هفت عادت مردمان مؤثر نوشته استفان کاوی

friendship

ارتباط با جنس مقابل در شبکه های اجتماعی

این روزها در شبکه‌های اجتماعی، هر کس وارد گروهی می‌شود در زیر کلمه members آن گروه، عکس‌هایی از زنان و مردانی می‌بیند که به راحتی می تواند به آنها پیام بدهد.

رفتار “برخی از” هم‌وطنان (بیشتر مردان) در قبال این عکس‌ها قابل‌تأمل است. آنان روزی چند بار مدام ذوق‌مرگ می‌شوند. مدام انگشت اشاره را روی صفحۀ تلفن همراه ُسر می‌دهند و عکس‌های دیگران را یکی‌یکی مرور می‌کنند. روی بعضی از عکس‌ها مکث می‌کنند؛ ضربۀ آرامی به‌عکس زده و صبر می‌کنند تا عکس در سایز بزرگ بالا بیاید. گاهی با دیدن برخی عکس‌ها هیجان‌زده می‌شوند و با خودشان حرف می‌زنند:” این عکسو نگا! این حتماً اهلشه! مگه میشه نباشه؟” و لحظه‌های خوش ذوقمرگی آنان همچنان ادامه می‌یابد.

ویکتور فرانکل متخصص مغز و اعصاب و روان‌پزشک اتریشی بر اساس خاطرات خود از دوران سخت و طاقت‌فرسای اسارت در اردوگاه‌های کار اجباری نازی‌ها در کتابی می‌گوید که باید مراقب کسانی بود که پس از اسارتِ طولانی‌مدت؛ آزاد می‌شوند. آثار تلخ محرومیت سختی که آنان تجربه کرده‌اند به‌آسانی برطرف نخواهد شد و به همین دلیل احتمال می‌رود که آنان بی‌مهابا دست به هر کاری بزنند. مثلاً آن‌قدر غذا بخورند تا بمیرند! باید زمانی سپری شود تا آنان به زندگی عادی بازگردند.

شبکه های اجتماعی فرصت‌های جدیدی فراهم کرده‌اند که یافتن نام و ارسال پیام به خانم‌ها یکی از آن‌هاست.
جامعه ما در خصوص ارتباط با جنس مخالف، آدم‌های محروم بسیاری داشته است. به همین دلیل برخی از هم‌وطنان طاقتِ دیدنِ این‌همه زن و امکان ارسال آسان پیام برای آنها را ندارند.

اساساً یاد نگرفته‌اند که امکان آسان ارسال پیام به افراد نمی‌تواند موجب فرصت‌طلبی و مزاحمت شود. متأسفانه در این خصوص فرایندِ اجتماعی شدن ما نیز ضعف‌هایی دارد.
یعنی نه در کودکی بلکه در بزرگ‌سالی باید یاد بگیریم که ارتباط محترمانه چگونه است، حفظ شأن آدم‌ها یعنی چه، حقوق طبیعی هر آدم چیست، چه هنجارهایی را باید در ارتباط با دیگران رعایت کرد، اینکه نوع پوشش یا آرایش یک خانم در یک عکس به معنای ” دعوت‌نامه” نیست.
جایی می‌خواندم که در دهه‌های قبل برخی از زنان معترضِ اروپایی روی دامنشان مقوای کوچکی می‌چسباندند و روی آن خطاب به مردان می‌نوشتند:” نگاه نکن. دامن کوتاه من تو را به چیزی دعوت نمی‌کند، این فقط یک دامن است”.

روزی در جاده‌های خارج از شهر فردی را سوار کردم و در طول جاده هم‌صحبت شدیم. می‌گفت یک‌بار در نوجوانی می‌خواسته به دختر همسایه پیام بدهد که عاشق او شده است و برای همین شلوار خودش را پایین کشیده!!! از او پرسیدم چرا شلوارت را پایین کشیدی؟ گفت “خب می‌خواستم به او بگویم عاشقش شده‌ام! او ماده بود”!!! . متأسفانه کم نیستند کسانی که در شبکه‌های اجتماعی بیشتر از آنکه نشان دهند آدم‌اند نشان می‌دهند که ” نر ” یا ” ماده” اند!

مسئله دیگر جامعه ما ” بی‌اخلاقی” در فضای مجازی است. آدم‌های محروم و مبهوت! -که قبلاً درباره آنان گفتم –در ارسال پیام‌های بی‌شرمانه مقیّد به هیچ حدومرز اخلاقی و عرفی نیستند.

احساس می‌کنند که هیچ‌کس آن‌ها را نمی‌بیند. از هر عکسی خوششان آمد بی‌درنگ برای صاحب عکس پیشنهاد بی‌شرمانه می‌فرستند. متأهل یا مجرد بودن یا موقعیت اجتماعی صاحب عکس هیچ تأثیری در تصمیم آنان ندارد. در دیزی باز است و حیائی در گربه نمانده است! البته ناگفته نماند که بعضی از همین آدم‌های محروم و مبهوت که پیشنهادهای بی‌شرمانه می‌فرستند خودشان متأهل‌اند و البته بسیار هم سخت‌گیر برای همسرشان!

شاید این دوره، دوره‌ای موقت باشد. یعنی آدم‌ها با آزمایش و خطا؛ به‌تدریج یاد بگیرند که چه هنجارهایی را باید در ارتباطات اجتماعی رعایت کنند. ولی دراین‌بین قطعاً مشکلات و آسیب‌هایی بروز خواهد یافت که باید نسبت به آن‌ها آگاه بود.
این آسیب‌ها درجاهایی بیشتر است که در آن‌ها فاصله بین زندگی واقعی و آنچه در شبکه‌های اجتماعی جریان دارد بسیار زیاد است. جایی که در دنیای واقعی از تفکیک جنسیتی صحبت می‌شود و دنیای مجازی بار تبعات آنرا به دوش می‌کشد.
جایی که نهادهای آموزشی و پرورشی؛ تعامل اجتماعی صحیح بین دختر و پسر را به دانش آموزان یاد نمی‌دهند. در دبیرستان‌ها “روش محترمانه ارائه پیشنهاد و روش محترمانه رد پیشنهاد” به جنس مخالف؛ در دروس مهارت‌های اجتماعی گنجانده نمی‌شود.
مدتی قبل یکی از همین صدها جملۀ حکیمانۀ منتشرشده در تلگرام را می‌خواندم که می‌گفت “هر آنچه سرکوب شود به شکل دیگری بازخواهد گشت”. شبکه های اجتماعی بار خیلی از مسائل اجتماعیِ خارج از خودشان را بر دوش می‌کشد. بسیاری از ضعف‌های اجتماعی جامعۀ ایرانی در شبکه های اجتماعی سر باز می کند و بیرون می‌زند!

( درِ دیزی باز است و دیگر حیائی هم در گربه نمانده است )
(نویسنده: دکتر فردین علیخواه)

کانال روانشناسی
#پیپل_سایکولوژی
@psogy

criticising

عیب جویی

سینا یاوریان – سخنران، مدرس و مشاور روانشناسی:

درود بر همراهان عزیز

امشب قرار بود راجع به چه موضوعی صحبت کنیم؟

کیا فیلم inside out رو تماشا کردن؟

دو تا ازعادات کنترل بیرونی یعنی صحبت همیشگی در خصوص مسایل مورد اختلاف و تشویق رو صحبت کردیم…

تشویق می تونه مثل هدیه دادن در هر روز و ساعتی اتفاق بیافته

فقط لازم هست که برای طرف مقابل تشویق با کنایه اشتباه گرفته نشه

مثل اینکه در هوای طوفانی بگیم .. عجب هوایی.. در هوای آفتابی و ملایم هم بگیم عجب هوایی… این دو تا دو معنی متفاوت دارند….

پس شرایط مهمه…

در مورد عیب جویی که یکی از عادات کنترل بیرونی هست و لازم هست که ترک بشه بنویسم…

در کتاب های دکتر گلسر ترجمه شده توسط دکتر صاحبی criticising هم عیب جویی و هم انتقاد ترجمه شده

و مترجم تاکید کرده که انتقاد مثبت که مصطلح شده هم قابل قبول نیست و باید ترک بشه…

در واقع به نظر می رسه که عیب جویی عبارت مناسبی برای این موضوع باشه…

عیب جویی کردن از شخص باید در هر شرایطی ترک بشه اما…

اما اگه قرار باشه همواره بر سر مسایل مورد اختلاف صحبت کنیم چطوری مشکلات رو مطرح کنیم که عیب جویی نباشه؟

در عیب جویی ، طرف مقابل زیرسوال می ره اما در صحبت بر سر مسایل مسیله زیر سوال می ره و مورد بررسی قرار می گیره

به طور مثال اگه خواسته مطرح بشه شاید نیاز به عیب جویی نباشه …

به این صورت که خانم از آقا می خواد؛ اگه هر شب آشغال ها رو دم در بزاری خیلی خوب می شه… به جای عیب جویی که تو یادت میره هر شب آشغال ها رو دم در بزاری….

نقد در واقع بیان جنبه های مثبت و منفی یک موضوع هست اما انتقاد کردن به طور مشخص و آنچه که مصطلح شده بیان جنبه های منفی یک موضوع هست… اگر انتقاد شامل بیان نکات مثبت یک موضوع یا شخص می بود آن همان تشویق خواهد بود…

بنابراین سعی می کنیم که از عیب جویی یا انتقاد کردن دوری کنیم…

گوش سپردن یکی از عادات کنترل درونی هست…

چرا آقای گلسر گوش سپردن رو یکی از عادات کنترل درونی آورده…

برای اینکه بتونیم خوب گوش بدیم یا به قولی به طور فعال گوش بدیم لازم هست که چند جنبه رو در خودمون کنترل کنیم…

هنگام گوش دادن حواسمون به موضوعات دیگه پرت نشه و روی صحبت طرف مقابل تنرکز داشته باشیم…

به فکر ساختن پاسخ در ذهنمون نباشیم چراکه ممکنه از صحبت های طرف مقابل برداشت درستی نگیریم

سعی کنیم خودمون رو کنترل کنیم و صحبت طرف مقابل رو قطع نکنیم…

سعی کنیم به صحبت های طرف مقابل گوش بدیم و سعی کنیم بفهمیم که هدفش چی هست نه اینکه فقط بشنویم تا حرفش تموم بشه حرف خودمون رو بگیم…

در فهم یک مطلب در یک گفت و گوش متقابل، ۵۰ درصد گوینده ۵۰ درصد شنوه دخیل هستند

اگر گوینده هرچه سعی کنه به طور روشن بیان کنه ولی شنونده به طور فعال گوش نده مطلب درست منتقل نمی شه…

برعکسش هم هست و بدیهیه که اگه گوینده نتونه روشن و واضح حرفش رو بزنه و یا در لفافه صحبت کنه احتمال اینکه با گوش دادن فعال طرف مقابل هم مطلب منتقل نشه و برداشت های مختلفی پیش بیاره زیاده

پس در صحبت بر سر مسایل هم همه نکات دیگه از جمله تشوق کردن، عیب جویی نکردن، گوش سپردن و … هم لازم هست یادمون باشه و رعایت بشه…

 

اینهایی رو که نوشتم از یک کتاب و نویسنده واحد نیست….چکیده مطالب و تجربیات بسیار هست…

شاداب و سلامت باشید

شبتون خوش و در آرامش

empathy

تفاوت در احوال پرسی زن و مرد

ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﺩﻭﺗﻦ ﺍﺯ ﺯﻧﺎﻥ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ :

-ﺳﻼﻡ
– ﺳﻼﻡ
– ﺣﺎﻝ ﺷﻤﺎ
– ﻗﺮﺑﻮﻧﺘﻮﻥ ﺑﺮﻡ
– ﻓﺪﺍﯼ ﺷﻤﺎ
– ﺣﺎﻝ ﺷﻤﺎ ؟
– ﻓﺪﺍﯼ ﺷﻤﺎ

– ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺑﯿﻦ ؟
– ﻗﺮﺑﻮﻥ ﺷﻤﺎ
– ﻓﺪﺍﯼ ﺷﻤﺎ
– ﭼﻪ ﺧﺒﺮ ؟
– ﻗﺮﺑﻮﻥ ﺷﻤﺎ

– ﻓﺪﺍﺗﻮﻥ ﺑﺸﻢ
– ﺷﻤﺎ ﭼﻪ ﺧﺒﺮ ؟
– ﻓﺪﺍﯼ ﺷﻤﺎ
– ﻗﺮﺑﻮﻧﺘﻮﻥ ﺑﺸﻢ

– ﺩﯾﮕﻪ ﭼﻄﻮﺭﯾﻦ ؟
– ﻓﺪﺍﯼ ﺷﻤﺎ
– ﻗﺮﺑﻮﻧﺘﻮﻥ ﺑﺸﻢ
– ﻓﺪﺍﺗﻮﻥ ﺑﺸﻢ

– ﻗﺮﺑﻮﻥ ﺷﻤﺎ
– ﺳﻼﻡ ﺑﺮﺳﻮﻧﯿﻦ
– ﻓﺪﺍﯼ ﺷﻤﺎ
– ﻗﺮﺑﻮﻥ ﺷﻤﺎ
– ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ

– ﻓﺪﺍﯼ ﺷﻤﺎ
– ﻗﺮﺑﻮﻧﺘﻮﻥ ﺑﺮﻡ
– ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ

ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﺩﻭﺗﻦ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ :
ﺳﻼﻡ ﭼﺎﮐﺮﻡ
– ﺳﻼﻡ ﻣﺨﻠﺼﻢ

….

 

نوشته بالا را در گروه تلگرام قرار دادم و نظر دوستان رو پرسیدم:

به نظر شما این دو نوع سلام و احوال پرسی چی رو نشون می ده؟

دوستان نظرات مختلفی رو نوشتن:

 

– راستش به نظر من برداشت های متفاوت از این گفتگو میشه برداشت کرد

-ازیه منظر میشه گفت که این دونفر
ازبس دایره لغت ضعیفی دارن که
به جز همین دوسه کلمه نمیتونن کلمات
دیگری ردوبدل کنن
واین برمیگرده به عدم مطالعه وکم سوادی

– بنظرم این نشون دهنده تعارفی بودن ما هست با هم خیلی تعارف داریم و از واقعیتها دور هستیم

 

– سلام اینک مردها راحتر وصمیمی تر از خانوم هاهستن

– خوب در اینکه خانم ها تعارف بیشتر نسبت به اقایون در صحبت ها ومحاوره های روزمره دارند شکی نیست ولی به این نکته باید توجه داشت که خانم ها هرچه نسبت دور تر و غریبه تری داشته باشند تعارفشون بیشتر برعکس اقایون که صحبت خیلی کوتاه و تقریبا نیمه صمیمی دارند با افراد غریبه و نااشنا

– آقایون سریع و کوتاه به نتیجه میرسن خانمها چون خودشون پیچیده هستن کمی طولانی تر اقایون دقت به اطرافشون کمتر از خانمها هس اما خانمها با همان احوال پرسی هم به بررسی اطراف و محیط و خود شخص میکنند بنظرم بخاطر همین طولانی تر میشه

– سلام وآدینه همگی بخیرو شادمانی
به نظر من این تفاوت شخصیتی زن و مرد هارا نشان میدهد
بعد احساسی زنها وبعد عقلایی مردها در برخوردبا یک موضوع واحد را نشان میدهد

در نهایت من چنین نوشتم:

درود بر شما…اکثر دوستان به نکات خوبی اشاره کردند…در واقع این تفاوت به هوش هیجانی یا به قولی هوش عاطفی و احساسی مربوط می شه… خانم ها در حین احوال پرسی، طرف مقابل رو بررسی می کنند و از دو موضوع مطمئن می شند اول اینکه حال طرف، واقعن خوب هست و اگر خلاف این رو مشاهده کردند سوال بیشتری می پرسند دوم اینکه می خوان مطمئن بشند که به حد کافی با طرف مقابل دل و قلوه رد و بدل کردند و هنگام جدا شدن ، طرف مقابل برای جدا شدن آماده هست… برخی از آقایون هم چنین هستند و البته میزان طول کشیدن احوالپرسی بسته به میزان آشنایی دو طرف هم هست…

بخشی از هوش هیجانی ؛ همدلی و توانایی درک احساس های طرف مقابل هست

 

سپاس از همراهی عالیتون

 

سینا یاوریان

سخنران، مدرس و شماور روانشناسی

jealousy

احساس مالکیت در رابطه

زمانی که حسادت و احساس ناامنی در فرد ایجاد می گردد، عشق را تبدیل به مالکیت می کند و با روش هایی محسوس و نامحسوس تلاش می کند تا شریک خود را کنترل کند. این کنترل و مالکیت، صرفا به دلیل کاهش هیجان و اضطراب حاصل از حسادت و ناامنی فرد است نه عشق و علاقه.

عشق به معنی وابستگی و یا ایجاد فشار احساسی-هیجانی بر روی معشوق نیست. تلاش برای کنترل و مالکیت معشوق باعث می گردد، عشق و صمیمیت از بین برود. وقتی کسی را کنترل می کنید، او را محدود می کنید تا خودش نباشد. این رفتار ناخودآگاه برای کاهش اضطراب و هیجان در کنترل کننده می باشد و باعث احساس فشار روانی، عاطفی بر روی کنترل شونده خواهد شد.

همه افراد احساس ترس و ناامنی را در رابطه های عاطفی تجربه می کنند. این احساسات، حاصل چالش های عمیق فرد با موضوع اعتماد، عزت نفس، ترس از طردشدگی و ترس از صمیمیت است. این احساسات ریشه ای، ناخودآگاه، فرد را مجبور به کنترل و ایجاد مالکیت می کند.

به عنوان مثال؛ زمانی که فرد باور دارد که خوب و دوست داشتنی نیست؛ این نگرش منفی نسبت به خود تولید احساس حسادت و ناامنی خواهد کرد. گاهی فرد این احساسات را فرافکنی می کند به این امید که نیازهایش دیده شوند. یعنی شریک خود را به حسادت و احساس ناامنی متهم می کند. گاهی فرد خود را در نقش قربانی قرار می دهد تا بتواند کنترل بیشتری داشته باشد.
چنان چه ملاحظه می کنید، وفتارهای کنترل و مالکیت، عموما برای اصلاح و بهبود شرایط رابطه نیست. بلکه برای کاهش اضطراب و هیجانات غیر خوب فرد کنترل گر است.
به همین دلیل غالبا کنترل شونده اشاره می کند؛ من تغییرات زیادی انجام داده ام، آن چه کنترل گر خواسته انجام داده ام. ولی همچنان کنترل کننده رفتار های کنترلی خود را با شدت تداوم می دهد. کنترل شونده بایستی آگاه شود که این رفتارها به کنترل کننده مربوط است نه این که شما که هستید و یا چه می کنید!

راه حل خروج

برای تبدیل رابطه ای ناامن به رابطه ای مطمئن و خروج از احساس مالکیت روش های زیر را استفاده کنید:

١- خود شناسی
در صورتی که ناامنی، باعث ایجاد احساس حسادت و مالکیت در شما می شود، بهتر است انگیزه های جدیدی در زندگی خود ایجاد کنید، تا احساس تعلق به هستی در شما افزایش یابد. باورهایی که احساس ناامنی در شما ایجاد می کنند، پیدا کنید و آن ها را با پیام های بالغانه جابجا کنید. خودارزشمندی و عزت نفس خود را افزایش دهید.

٢- حسادت، کنترل گری و رفتارهای تنبیهی را متوقف کنید.
رفتارهای کنترل گرانه، رابطه را به دوری احساسی و عدم صمیمیت تبدیل می کند. هم چنین احساس ناامنی را در شما افزایش خواهد داد. چرا که شما می خواهید چیزهایی و یاکسی را کنترل کنید که موفق نخواهید شد. واین عدم موفقیت در کنترل باعث می شود احساس بدی نسبت به خود پیدا کنید.
بهتر است برای کاهش اضطراب های خود روشی پیدا کنید تا این که بخواهید شرایط خارج از خود را کنترل کنید. چرخه های تنبیهی خود مانند؛ قهرکردن، سکوت کردن، خشونت های کلامی و … را از مراحل ابتدایی شناسایی و در همان مراحل اولیه در مغز خود متوقف کنید.

٣- بپذیرید این احساسات مربوط به گذشته هستند.
اضطراب ها قابل مدیریت نیستند تا زمانی که ریشه های آن را پیدا کنید. در این بخش نیاز به خودشناسی و خودآگاهی است. به ساختار خانواده ای که رشد کردید، دقت کنید، افکار، احساس و رفتار آن ها را بررسی کنید. زمینه های حسادت و ناامنی را در آن جا پیدا کنید، سپس با تغییر کودک به بالغ خود را آزاد کنید. این موضوع باعث ایجاد آرامش در این زمان و مکان خواهد شد. این روش را بارها و بارها تکرار کنید.

۴- کاهش اضطراب
روش هایی برای کاهش اضطراب خود بیابید. به عنوان مثال؛ مدیتیشن، یوگا و … . زمان و مکان های اضطرابی خود را بیابید و دلایل آن را بررسی کنید.

۵- واگویه های داخلی را حذف کنید.
– او مرا ترک خواهد کرد.
– او مرا دوست ندارد.
-او به من خیانت خواهد کرد.
و …
این جملات و واگویه های درونی، اصلی ترین دلیل برای تولید اضطراب هستند و در ادامه کنترل و مالکیت. شما نمی توانید از ورود این افکار جلوگیری کنید. چرا که به صورت واقعی این افکار موجود هستند. شما فقط می توانید زمان ماندن و پردازش این افکار را کنترل و مدیریت کنید. پس زمانی که هجمه ای از افکار منفی به شما هجوم می آورد. به موضوعات خنثی بپردازید.

۶- ایجاد ثروت در زندگی
برای زندگی خود برنامه ریزی کنید. در راستای اهدافتان قدم بردارید. ثروت های مادی و معنوی را به زندگی خود دعوت کنید. ارتباطات سطح اجتماعی خود را بالغانه گسترش دهید. ارتباط با خانواده خود را بهبود دهید. خود مختاری و استقلال را در خود پرورش دهید.

٧- با او صحبت کنید.
در صورتیکه شریک شما آگاهانه و یا ناآگاهانه رفتاری دارد که در شما احساس ناامنی ایجاد می کند

کانال روانشناسی
#پیپل_سایکولوژی
@psogy