Schema

طرحواره ها ۲

درود بر همراهان عزیز

امشب در ادامه شب یکشنبه در خصوص طرحواره های ذهن می نویسم…

نوشتم که در صورت برآورده نشدن نیازهای اساسی در کودکی، بسته به نیاز برآورده نشده، یک سری طرحواره در ذهن فرد ایجاد می شود

نیازهای اساسی از نظر دکتر گلسر ؛ بقا، عشق و احساس تعلق، آزادی، قدرت و تفریح بودند

نیازهای اساسی از نظر جفری یانگ ؛ امنیت اولیه، ارتباط سالم با دیگران، خودمختاری، عزت نفس ، خودابرازگری و پذیرش محدودیت های واقع بینانه هستند

آقای یانگ ۱۸ نوع طرحواره ذهنی رو طبقه بندی کرده

 

چهار طرحواره اصلی از سه باور نادرست اصلی ذهنی ناشی می شند که هر فرد یکی از این سه باور اصلی رو داشته باشه یکی از این طرحواره ها رو داره

باورهای نادرست اصلی
-عدم ارزش مندی
-عدم کفایت
-دوست داشتنی نبودن

عدم ارزشمندی سبب تولید طرحواره نقص و شرم

عدم کفایت سبب تولید طرحواره شکست

دوست داشتنی نبودن سبب تولید دو نوع طرحواره محرومیت هیجانی یا رهاشدگی-بی ثباتی

به طور مثال طرحواره شکست که از باور عدم کفایت فرد ناشی می شه سبب می شه که فرد همواره در انتظار شکست در کارهایی که انجام می ده باشه و از خودش انتظار موفقیت نداشته باشه…

هر کدوم از طرحواره ها نشانه هایی دارند و فرد در مقابلشون یک نوع خاصی از رفتار رو انتخاب می کنه که شب گذشته نوشتم

یا فرد در مقابل طرحواره خودش تسلیم می شه و اون رو می پذیره یا سعی می کنه از اون فرار کنه یا با طرحواره می جنگه…

تسلیم
فرار
جنگ

سه واکنشی که یک موجود زنده در مقابل یک رویداد از خودش نشون می ده

به طور مثال کسی که طرحواره شکست داره اگر تسلیم رو انتخاب کنه شکست رو می پذیره و خودش رو همیشه بازنده می دونه

همین شخص اگر فرار رو انتخاب کنه سعی می کنه در کارهایی که ممکنه منجر به شکست اون بشند مشارکت نکنه یعنی می شه گفت دست به اقدامی نمی زنه

همین شخص اگر جنگ رو انتخاب کنه به جبران افراطی دست می زنه و سعی می کنه خودش رو فرد موفقی جلوه بده…

باز هم به دوستان پیشنهاد می کنم که برای شناخت طرحواره هاشون اقدام کنند و اونها رو تحت کنترل بگیرند تا در زندگیشون انتخاب های درستی داشته باشند…

طرحواره های ذهنی هر فردی اون رو در انتخاب هاش همراهی می کنه و منجر می شه که طرحواره تایید بشه و وقتی طرحواره تایید شد دوام پیدا می کنه و فرد نمی تونه از اون خلاصی پیدا کنه و فردی که طرحواره شکست داره نمی تونه شکست نخوره مگر اینکه با کمک روانشناس طرحواره رو تحت کنترل بگیره

در انتخاب همسر همه طرحواره ها مشکل آفرین می شند به طور مثال طرحواره رهاشدگی رو می نویسم

اگر فردی به دلیل اینکه در کودکی نیاز به امنیت اولیه براش برآورده نشده ، طرحواره رهاشدگی داشته باشه

احساس عدم امنیت باعث می شه فکر کنه که والدینش و در بزرگسالی دوستانش و همسرش او رو رها خواهند کرد

همسری که انتخاب می کنه براساس معیارهایی هست که از این طرحواره ناشی می شند…

بعد می چسبه به همسرش که مبادا رهاش نکنه

گوشی همسرش رو چک می کنه

هر شب بازخواستش می کنه که کجا بودی

اونقدر بهش می چسبه که همسرش از دستش کلافه می شه و رهاش می کنه

طرحواره ذهنی تایید شد… همسر رهاش کرد

باز هم تقصیر رو از ذهن خودش نمی دونه بلکه طرحواره ذهنش بهش می گه دیدی می دونستم که رهات می کنه … امنیتی در رابطه وجود نداره…

و طرحواره همچنان قدرتمند به زندگی خودش در ذهن فرد ادامه می ده…

اگر سوالی هست در خدمتم‌…

شب خوش و آرامی داشته باشید

سینا یاوریان – سخنران، مدرس و مشاور روانشناسی

دعوای زن و شوهر

بدترین کارها پس از دعوای زن و شوهر

کش دادن مـسئله
رفتار سـرد داشـتن
جدا کردن جای خواب
ناامید شـدن از رابطـه
مـرور جمله‌های همسـر

“چـند اصـل مـهم، در دعـواهای زناشـویی”

۱⃣ حق نداریم به خانواده‌های هم توهین کنیم.

۲⃣ سلام و خداحافظی در هر صورت لازم است.

۳⃣ هیچ‌کسی حق ندارد جای خودش را عوض کند.

۴⃣ هر کسی برای آشتی پیشقدم شود؛ نفر دیگر باید برایش کادو بخرد.

۵⃣ حق نداریم مسائل و مشکلات کهنه را مطرح کنیم. در حین دعوا فقط راجع به همان موضوع بحث می‌کنیم.

۶⃣ شام و ناهار نپختن و نخوردن نداریم. همه اعضا باید مثل قبل برای غذا خوردن حاضر باشند.

۷⃣ حق نداریم اشتباه طرف مقابل را تعمیم دهیم؛ “مثلا عبارت تو همیشه” ممنوع است چون این کار دعوا را به اوج می‌رساند.

۸⃣ باید به هم فرصت دهیم که هر فردی راجع به دیدگاهش نسبت به موضوع دعوا پنج دقیقه صحبت کند و طرف دیگر هم پنج دقیقه فرصت پاسخگویی دارد. در صحبت همدیگر نمی‌پریم. اگر حرفی هم باقی ماند باید به فردا موکول شود تا سر و ته بحث مشخص شود.

schema

طرحواره های ذهنی

درود بر همراهان عزیز

 

امشب می خوام کمی در مورد طرحواره ها بنویسم

در واقع می تونیم بگیم که نظریه طرحواره ها از زمان فروید و اوایل شکل گیری روانشناسی به چش می خوره

 

اما دسته بندی اون به تازگی توسط دکتر جفری یانگ تکمیل شده و ویرایش های جدیدی هم ارایه می شه…

روند روش های درمانی روانشناسی از روانکاوی ، رفتاردرمانی، شناخت درمانی ، رفتاری شناختی تا فراشناختی پیش رفته

و اکنون ما روش طرحواره رو داریم که ترکیبی از همه اونها رو در خودش به صورت دسته بندی شه جا داده…

در واقع فروید سعی داشت که اشاره کنه که اتفاقاتی در کودکی سبب بروز رفتارهایی در بزرگسالی می شند… به همین خاطر روان فرد رو روانکاوی می کرد تا بتونه ناخودآگاهش رو رمزگشایی کنه و به اسرار شکل گیری برخی مسایل از جمله نگرش ها و باورهای فرد دست پیدا کنه…

 

اکنون جفری یانگ با دسته بندی افکار و احساسات در ۱۸ طرحواره اونها رو به صورتی درآورده که قابل شناسایی توسط تست هستند…

در واقع طرحواره ها افکار و احساست دسته بندی شده و شناسایی شده هستند که فرد در ذهن خودش ممکنه ۳ یا چهار تا از اونها رو داشته باشه که عملکرد اون فرد رو در موقعیت های مختلف از جمله انتخاب همسر تحت کنترل خودش می گیره…

به طرحواره ها ، تله ذهنی هم می گن و لازم هست که اونها رو در خودمون شناسایی کنیم و اونها رو غیرفعال یعنی تحت کنترل دربیاریم تا اونها زندگی ما رو تحت کنترل نداشته باشند…

این موضوع تحت کنترل گرفتن طرحواره ها مثل تحت کنترل گرفتن هیجان ها در مبحث هوش هیجانی هست با این تفاوت که طرحواره هم هیجان ها رو در خود دارند هم افکار رو…

 

برآورده نشدن ۵ نیاز اساسی فرد سبب شکل گیری طرحواره ها می شند و دو عامل در این شکل گیری موثر هستند

خلق و خوی فرد
سبک فرزندپروری والدین

هنگامی که نیاز فرد به طور مثال برای احساس امنیت برآورده نمی شه نشان از سبک فرزندپروری والدین داره اما خلق و خوی فرد که مادرزادی هست شکل دهنده پاسخ فرد به این ناامنی هست… ممکنه یکی تسلیم بشه، یکی بجنگه یا یکی به کل موضوع رو نادیده بگیره…

این سه سبک پاسخ به رویداد مانند پاسخ همه حیوانات هست در مواجهه با یک رویداد و در نظریه طرحواره به اونها سبک مقابله ای می گند…

سبک مقابله ای تسلیم
سبک مقابله ای اجتناب
سبک مقابله ای جبران افراطی

به همه عزیزان پیشنهاد می کنم که پیگیر شناسایی طرحواره های خودشون باشند و در غیرفعال کردن اونها پیگیری کنند

طرحواره های ذهن ما، در انتخاب همسر، انتخاب دوست، انتخاب شریک تجاری، انتخاب سبک زندگی، انتخاب سبک فرزندپروری و در همه موارد زندگی ما تاثیر می گذارند و بدون اینکه ما بدونیم همه از یک الگوی خاص پیروی می کنیم…

این به طور خلاصه مقدمه ای بود بر طرحواره… اگر سوالی هست در خدمتم…

 

لیلا: متشکر از اطلاعاتتون، فقط مثالی هم بزنید من بهتر متوجه میشم

پاسخ:

در مورد خود طرحواره ها در شب بعد توضیح می نویسم ولی مثالی بزنم

 

به طور مثال در گذشته شنیده بودیم که فرد سادیست می تونه با فرد مازوخیست جفت خوبی باشند

سادیست دوست داره آزار بده و مازوخیست دوست داره کسی اون رو آزار بده

حالا با طرحواره متوجه می شیم که چرا یک فرد همسری رو انتخاب می کنه بدون اینکه خودش بدونه

و اون همسر اذیتش می کنه

با توضیح طرحواره ها میشه مثال های بهتری نوشت

 

شبتون خوش و در آرامش

سینا یاوریان – سخنران، مدرس و مشاور روانشناسی

Alternative

انتخاب نوع درمان

درود بر همراهان عزیز

شب یکشنبه در مورد چاکراها و انرژی درمانی خیلی کم صحبت کردم

در ادامه خوب دیدم که کمی بیشتر در مورد کارگاه سلامت تن و روان صحبت کنم

یکی از مواردی که در سبک زندگی فرد اثرگذار هست انتخاب نوع درمان هست که شاهد بودیم آقای فرشید منافی یکشنبه در تلاش برای انتخاب درمان بودند.

پزشکی رایج یک طب جز نگر است در مقایسه با طب های کل نگر

به این صورت که پزشکی رایج اجزا بدن را به طور جداگانه در نظر گرفته و اون قسمت خاص رو درمان می کنه..

در طب کل نگر مثل طب سنتی ایرانی ، بدن فرد را یک کل که از اجرای مرتبط با هم تشکیل شده در نظر می گیره و وقتی قسمتی از بدن مشکل داشته باشه کل رو بررسی می کنه به طور مثال

فلسفه گرمی و سردی.. چهار خلط صفرا و سودا و بلغم خون از طب قدیم هست که پزشکی رایج اونها رو قبول نداره

چند طب کل نگر رو نام می برم ؛ طب سنتی ایرانی، طب سوزنی، طب شیاتسو یا فشاری، طب هومیوپاتی…

 

امروزه به این نوع درمان ها ؛ درمان مکمل یا جایگزین می گند یعنی به عنوان مکمل پزشکی رایج به کار می ره alternative

البته پزشکانی هم هستند که این طب های مکمل رو قبول دارند و اونها رو تحصیل کردن و به طبابت با اون روش ها می پردازند

مثل آقای دکتر ساعتچی پسر پروفسور ساعتچی که طب سوزنی رو انتخاب کردند

مثل آقای دکتر رهنما که طب هومیوپاتی رو انتخاب کردند و مدتی دبیر انجمن هومیوپاتی بودند

من خودم دو ترم از چهار ترم دوره هومیوپاتی رو در دانشگاه تهران گذراندم و دو سال پیش آقای دکتر رهنما تحت درمان بودم

همانطور که اشاره کردم هومیوپاتی یک طب کل نگر هست بنابراین نه تنها به بدن به عنوان یک کل نگاه می کنه بلکه تند و روان رو هم به عنوان واحد در نظر می گیره در نتیجه درمان ها در هر دو بعد تن و روان تاثیرگذار هستند…

متاسفانه پزشکی رایج حتا روانشناسی رو هم جزو طب مکمل نگاه می کنه و کمتر روانپزشکی پیدا می شه که مراجع رو همزمان با مصرف دارو برای درمان به روانشناس ارجاع بده…

همانطور که پیشتر در مورد روانشناس و روانپزشک نوشته بودم… روانپزشک ، ابتدا در رشته پزشکی عمومی تحصیل می کنه و در ادامه تحصیل روانپزشکی رو انتخاب می کنه

روانشناس از دیپلم وارد رشته روانشناسی می شه و لیسانس و ارشد و دکترا رو در این زمینه تحصیل می کنه

تفاوت روانپزشک با روانشناس در این هست که روانپزشک با دارو مبادرت به درمان می کنه و روانشناس با تحلیل و ایجاد شناخت در فرد…

پیشتر هم بارها اشاره کردم که درمان با دارو امکانپذیر نیست و دارو فقط تسکین دهنده هست تا وضعیت فرد از وضعیت فعلی بدتر نشه و یا کمی بهتر بشه تا بتونه به زندگی روزمره ادامه بده

و برای درمان لازم هست که یک روانشناس متبحر با فرد کار کنه…

 

بنابراین روانشناسی هم مثل طب های کل نگر ، یک درمان مکمل محسوب می شه…

روانپزشکی مثل بقیه درمان های پزشکی رایج جز نگر هست و با دارو در بخش خاصی از بدن دخالت می کنه

برای جمع بندی بنویسم که هر دو پزشکی رایج و سنتی در مواقع مناسب لازم و مکمل هم هستند و یکی بر دیگری ارجح نیست

شاید بتونیم بگیم که پزشکی رایج برای درمان بیماری حاد کاربرد خوبی داره و پزشکی کل نگر برای درمان بیماری های مزمن

به این معنی که در مواقع اورژانس پزشکی رایج مشکل گشاست اما بعد از برطرف شدن وضعیت اورژانس برای درمان از طب جایگزین استفاده شود

به طور مثال هیچگاه فشار خون فرد با پزشکی رایج درمان نخواهد شد فقط فشار خون فرد را برای مدتی تنظیم می کند اما با طب مکمل برای همیشه قابل درمان هست

 

سلامت و شاداب باشید

شبتون خوش و در آرامش

 

سینا یاوریان – سخنران، مدرس و مشاور روانشناسی

مزیت فهرست کردن کارها

۱. نوشتن یک فهرست باعث ترغیب شما می‌شود،
۲. در حین تلاش با فهرست هماهنگ و مرتب می‌شوید،
۳. فهرست کردن کارها ذهن شما را باز می‌کند،
۴. نیازها را شناسایی کرده و راه‌حل های تازه ابداع می‌کنید،
۵. فهرست کردن کارها باعث موفقیت بیشتر شما می‌شود،
۶. فهرست باعث می‌شود زمان خود را محدود کنید،
۷. فهرست کردن کارها جلوی خرج اضافی را می‌گیرد،
۸. به حساب‌وکتاب کردن و کنترل بودجه عادت می‌کنید،
۹. فهرست کردن کارها اعتمادبه‌نفس‌تان را افزایش می‌دهد،
۱۰. اطلاعات مفیدی برای تصمیم‌گیری در اختیار خواهید داشت،
۱۱. داشتن فهرست مانع اشتباه کردن شما می‌شود،
۱۲. فهرست کمک می‌کند هر روز یکی از کارهای‌تان را مرتباً به اتمام برسانید،
۱۳. فهرست کردن کارها به تمرکز کمک می‌کند،
۱۴. یک فهرست کارهای عقب‌افتاده را نشان می‌دهد.

chakra

تخلیه انرژی

سوال:

من دیروز باشنیدن خبر خودکشی یکی از دوستانم شوکه شدم ،و از دیروز دچارسکسکه شدم و بند نیومده….و واقعا دارم اذیت میشم….

 

پاسخ:

از شنیدن خبر ناگوار متاسف شدم…

البته از قدیم این رو شنیدیم که از شوک وارده ممکنه سکسکه به فرد دست بده

یک تخلیه انرژی آنی در یک ناحیه از بدن

یکم راجع به مراکز انرژی صحبت کنم

با روانشناسی هم راهکارهای تصویرسازی و … ممکنه ارایه بشه ولی از طریق عرفان وارد بشیم شاید جواب بگیریم

در مورد مراکز انرژی که چاکرا نامیده می شند در کارگاه سلامت تن و روان که کتابش هم آماده چاپ هست توضیح می دم.

 

با روانشناسی هم راهکارهای تصویرسازی و … ممکنه ارایه بشه ولی از طریق عرفان وارد بشیم شاید جواب بگیریم

در مورد مراکز انرژی که چاکرا نامیده می شند در کارگاه سلامت تن و روان که کتابش هم آماده چاپ هست توضیح می دم.

به احتمال زیاد موقع شوک چاکرای ۳ و ۴ تخلیه می شند

بارها اتفاق افتاده که وقتی ناگهانی ترسیدیم بالای دل درد گرفته و سوزشی احساس کردیم

همه می تونند با این مراکز آشنا بشند و روشون تمرکز کنند..روش هاش رو اگه فرصت شد می نویسم

ولی الان کاری که شما می تونید انجام بدید

به پشت دراز بکشید و کف دستتون زیر جناغ سینه تقریبا روی معده و غده پانکراس بزارید

به آرامی تنفس کنید و تصور کنید که از کف دست شما انرژی وارد ناحیه بالای شکم شما می شه

این روش رو کمی انجام بدید بعد اگر نیاز احساس کردید دستتون رو کمی بالاتر بگذارید

انرژی چاکرای ۳ و ۴ رو کم کم برگردونید…

تنفس آرام و ریلکس باشید

در کارگاه توضیحات تکمیلی ارائه می شه و این روشی که الان نوشتم فقط روشی بود که به ناچار برای رفع مشکل فعلی شما ارائه شد…

پزشکی فعلی وجود انرژی رو نپذیرفته اما تجربه هایی که به برگردوندن انرژی کمک می کنند و تعادل انرژی رو در بدن ایجاد می کنند رو دیده و ارایه می کنه

ترکیب عسل و روغن کرچک گرمی هست و می تونه کمک کنه چون گرمی باز تجمع انرژی رو افزایش می ده…

اگر در مورد چاکراها و انرژی سوالی بود در خدمتم…

شبتون خوش و در آرامش باشید

شاداب باشیم و آگاه در هوشیاری

سینا یاوریان – سخنران، مدرس و مشاور روانشناسی:

آمیزش جنسی

آمیزش جنسی

 

درود بر همراهان عزیز

یک شنبه شب در مورد کلیشه هایی که در مورد علایق و وظایف وجود داره براتون صحبت کردم

رسیدم به روش هایی که در مورد آمیزش وجود داره و نوشتم که در سکس لازم هست که هر دو طرف فعال باشند…

می خوام براتون بنویسم که برای لذت بیشتر و تجربه ارگاسم دو روش وجود داره…

در ابتدا این رو بنویسم که برخلاف اونچه که بیشتر خانم ها و آقایون فکر می کنند، آقایون ارگاسم رو تجربه نمی کنند…

خانم های بسیاری ارگاسم رو تجربه نمی کنند و خانمی بعد از ۷ سال و با وجود یک دختر ، ارگاسم رو تجربه نکرده بود… اما خانم ها فکر می کنند که آقایون همیشه ارگاسم رو تجربه می کنند… خود آقایون هم اینطور فکر می کنند

اما در واقع آقایون گول خوردند

وقتی آقایون به انزال می رسند معنیش این نیست که به ارگاسم هم رسیدند

اگر آقایون به ارگاسم برسند متوجه خواهند شد که خانم ها در ارگاسم چه تجربه ای دارند به طوری که علم امروز اشاره می کنه که خانم ها تا ۱۰ برابر بیشتر از آقایون از سکس لذت می برند.

همانطور که اشاره کردم آقایون و خانم ها از دو روش می تونند به ارگاسم برسند

قبل از هر دو روش معاشقه ملایم ضروری هست…

در کارگاه ها معاشقه ملایم هم توضیح داده می شه…

روش اول بعد از معاشقه فعال بودن دو طرف هست

خاطرمون باشه در معاشقه هم هر دو باید فعال باشند

پس در روش اول هر دو حرکت می کنند کارهای خاصی انجام میدن و همدیگر رو به اوج همراهی می کنند.

در روش دوم هر دو بی حرکت هستند…

همانطور که حرکات روش اول هم به آموزش یا تجربه نیاز دارند… روش دوم هم به آموزش و تجربه نیاز داره…

 

برای روش دوم لازم هست که تمرینات چرخش انرژی به صورت انفرادی انجام بشه و در اینکار تبحر حاصل بشه که در کتاب سلامت تن و روان توضیح نوشتم که آماده چاپ هست..

بعد که تبحر در این چرخش انرژی به صورت انفرادی ایجاد شد این چرخش انرژی را بعد از دخول در پوزیشنی خاص دو نفری بدون حرکت فیزیکی انجام می دن…

این چرخش انرژی لذتی رو در هر دو بدن ایجاد می کنه که با هیچ روش دیگه ای قابل تولید نیست…

اگر سوالی هست در خدمتم…

برگردم به اول صحبتمون و نشست رو خاتمه بدم

پس روش های بسیاری وجود داره که ما حتا به گوشمون نخورده…

پس کلیشه هایی وجود دارند که آنقدر برای ما عادی شدند که فکر نمی کنیم شاید اشتباه باشند…

پس برای ارتقا خود تلاش کنیم .. دانش و تجربه خودمون را افزایش بدیم…

شاد و آگاه باشیم در هوشیاری

شبتون خوش در آرامش

 

سینا یاوریان سخنران، مدرس و مشاور روانشناسی

 

ازدواج و ارتقا

ارتقا و ازدواج

درود بر همراهان عزیز

دو شب قبل در مورد ازدواج صحبت کردیم و رسیدیم به اینکه در این مورد هم همچون مسایل دیگه ی زندگی نیاز به اتقا وجود داره

ساوین عزیز پرسید که چطوری به ارتقا برسیم…

سوال خوبیه و شاید اولش بهتر باشه که ببینیم ارتقا چی هست؟

 

ارتقا فردی یعنی اینکه شخص از جنبه های مختلفی ارتقا پیدا کنه… از جنبه فهم و درک، از جنبه آداب معاشرت، از جنبه ظاهری ، از جنبه نگرشی و جنبه های مختلف دیگه مثل اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی و هنری و علمی…

سال ۸۳ یکی از اعضای گروه نیک اندیشان که دختر خانمی ۲۲ ساله بود به من گفت سینا چرا پسرهای در پیت میان سراغ من؟

جلسه اول که این موضوع رو در جمع مطرح کرد چیزی نگفتم و فقط نگاهش کرد و در چهره ام تعجب رو نشون دادم

جلسه دوم هم همین موضوع رو مطرح کرد… یادآوری کنم که جلسات گروه نیک اندیشان هفتگی و دوشنبه ها ساعت ۶ تا ۸ هست…

جلسه سوم که جلسه تموم شده بود و در حال رفتن بودیم در خیابان باز این سوال رو مطرح کرد و گفت سینا نظرت رو می خوام…

بهش گفتم مطمئنی که نظر من رو می خوای؟

گفت بله… می خوام بهم بگی چرا…

کمی با لحن تردید آمیز بهش گفتم به خودت نگاه کردی؟

یک لحظه ایستاد و گفت یعنی من در پیتم؟

گفتم منظورم این نبود ولی همه کمی ارتقا لازم داریم…

استفاده از واژه درپیت خود نشان از ذهنیت شخص و نمونه ای از واژه های کاربردی ایشون هست…

 

واژه هایی که استفاده می کنیم در ذهن ما تاثیر میزارن و ذهنیت ما هم در ادای واژه های ما تاثیر میزارن…NLP

و ما افرادی رو جذب می کنیم که در سطح همون واژه ها هستند…

افرادی بالاتر از اون سطح رو جذب نمی کنیم .. واضح هست که افرادی با سطح فکر بالاتر با ما همراه نخواهند شد

پس تنها راهش اینه که سطح خودمون رو ارتقا بدیم

در مورد روش ادا کردن واژه ها هم .. در مورد ظاهر هم براشون گفتم و ایشون بعد از چهار سال که ملاقاتش کردم بسیار فرق کرده بود…

گاهی خود زمان و تجربه ما رو کمی ارتقا می ده اما ارتقا تعمدی و با تلاش، به ما کمک می کنند که پله های بیشتری رو سریع تر طی کنیم

برای ارتقا فقط تحصیلات کافی نیست… ما گاهی اساتید دانشگاهی رو می بینیم که بسیار بد صحبت می کنند

علوم فیزیک یا شیمی یا ریاضی یا مهندسی باعث ارتقا فرهنگی نمی شند فقط در همون رشته ما رو ارتقا می دند…

منظور از ارتقا فردی ، یادگیری مهارت های زندگی هست که به علوم رفتاری و روانشناسی و اجتماعی مربوط می شند…

مهارت های ارتباطی یکی از مهارت های زندگی هست

گاهی ما افرادی رو می بینیم که در مهارت های ارتباطی خبره هستند اما صحبت هایی که ارائه می کنند خالی از فهم و درک و بدور از علم هست

پس ارتقا شناخت خود در مورد مسایل انسانی هم یکی از مهارت های زندگی هست

دانستن اینکه چه چیزی برای خانم ها مهمه یکی از مهارت های شناختی است در حالی که ما بیشتر شایعات رو در این مورد می شنویم و باور می کنیم و بر طبق گذشته گاهی می گیم زن است دیگر!!!! با عذرخواهی از خانم ها

و همینطور شناخت آقایان برای خانم ها لازمه که نگن مردها اینطورین دیگه!!! با عذرخواهی از آقایان

یک مشکلی که در درک بین خانم ها و آقایان هست ، اینکه خانم ها خیلی حساس و ریزبین و نکته سنج ند و آقایان بیشتر کلی نگرند و این یکی از عوامل مشکل زاست… مثل زمانیکه خانمی به خودش میرسه و تغییراتی در خودش ایجاد میکنه تا به چشم همسرش بیاد ولی همسر متوجه نمیشه.

 

این یک نمونه بود… نمونه دیگه ای در موردآقایان بگیم که خانم ها لازمه بدونن

آقایان چندان مایل نیستند در مورد مشکلات کاریشون صحبت کنند

 

مهارت های جزئی زیادی وجود دارند که لازم بوده به ما در مدارس آموزش بدند و حال که چنین نشده ما خودمون با مطالعه و شرکت در کارگاه ها باید اونها رو یاد بگیریم…

 

یکی از مواردی که در جلسات گروه نیک اندیشان تمرین می کنیم گوش سپردن هست و قطع نکردن صحبت طرف مقابل… برای تمرین ابن موضوع وسایلی لازم هست

 

 

اول لازمه که شناسایی انجام بشه که چرا ما صحبت طرف مقابل رو قطع می کنیم

در اکثر موارد دلیلش این هست که می ترسیم حرفمون یادمون بره

 

پس برای پیشگیری یک دفترچه کوچک پیشنهاد می شه که همواره موقع صحبت و در جلسات همراهمون باشه

تا نکات رو که می شنویم یادداشت کنیم و نکاتی رو هم که می خواهیم بگیم با یک واژه یا یک جمله یادداشت کنیم که یادمون نره

این یک روش برای کسب یک مهارت هست

لازمه که هر مهارتی به همین صورت بررسی و کسب بشه

 

 

شب خوب و خوشی داشته باشید

 

سینا یاوریان

 

سخنران ، مدرس و مشاور روانشناسی

marriage

ازدواج ۲

درود بر همراهان عزیز

یکشنبه شب در مورد اینکه لازم هست برای ازدواج چه آمادگی وجود داشته باشه کمی صحبت کردیم….

اینکه اول لازم هست کمی خودمان را بشناسیم

بعد کمی جنس مقابل را بشناسیم

نیازهای خودمون رو به طور انفرادی بشناسیم

نیازهای جنس مقابل رو به طور انفرادی بشناسیم

چه نیازهایی رو با ازدواج می خواهیم برای خودمان بهتر برآورده کنیم

چه نیازهایی از جنس مقابل را با ازدواج می توانیم برآورده کنیم

بدون شناخت و فقط به صرف این جمله مرسوم که ..باید ازدواج کرد.. ازدواج ناموفق خواهد بود..

همه هم خوب می دانیم که فقط طلاق نشانه ناموفق بودن ازدواج نیست…

ازدواج ؛ یک ارتباط تنگاتنگ بین یک زوج از دو جنس است که این ارتباط شامل ارتباط عاطفی و جنسی هم می شود…

بنابراین اگر این ارتباط بین دو نفر مناسب نباشد هرچند که زیر یک سقف زندگی کنند آن ازدواج موفق نبوده است

چند درصد ازدواج ها موفق بوده است؟ پنجاه درصد؟

پس همونطور که از قدیم گفتند ازدواج مثل یک هندوانه سربسته هست؟

 

 

چقدر در جامعه امکان آشنایی دو جنس با هم فراهم هست…

گزارش هایی مشاهده کردیم که در چین خانواده ها به همراه دختر و پسر خود در میدان شهر حاضر می شوند تا دختر ها و پسرها برای ازدواج با هم آشنا شوند.

دوستی می گفت در روستای آنها در نزدیکی نطنز نیز چنین مراسمی بوده و در روزی خاص دخترها و پسرها را به بالای تپه می فرستادند تا آنجا با هم آشنا شوند

قدیمی ها برای ایجاد این آشنایی ها برنامه ریزی کرده بودند به این دلیل که به ضرورت این برنامه پی برده بودند

شب گذشته مطرح کردم که جدایی این دو جنس از کودکی چه طبعاتی دارد و در بزرگسالی نیز محیط هایی برای آشنایی این دو فراهم نیست و باید به طور تصادفی منتظر باشند تا یار آینده خود را ملاقات کنند.

پس با این بی برنامگی ها آمار ازدواج پایین می آید

با این بی برنامگی ها آمار طلاق بالا می رود چون دو جنس همدیگر را نمی شناسند…

و با این بی برنامگی ها اکثر ازدواج ها ناموفق هستند

 

لازم است فرد صبور باشد و آنچیزی را که به او باید می آموختند خودش بیاموزد و ارتباطاتی داشته باشد تا به شناخت خود و طرف مقابل دست یابد تا هنگام ازدواج روابط درستی شکل گیرد

و به همین دلیل سن ازدواج بالا رفته است

در گذشته خاله و دایی و عمه و عمو مسایل بسیاری را به فرد آموزش می دادند … امروزه در این دنیای ماشینی هیچ فرصتی برای اینگونه ارتباطات و آموزش ها وجود ندارد و این رسالت به عهده مدارس گذاشته شده است که از پس آن برنمی آید

admin

پس همونطور که نوشتم فرد لازم است به ارتقا خود اهمیت بسیاری قایل شود تا هم ارتباط خوبی برقرار کند و هم انتخاب خوبی انجام دهد

 

به دو مقوله ارتباط و انتخاب اشاره کردم

در جامعه ما ارتباطات مناسبی مشاهده نمی شود.. ریا بیداد می کند و ضروری به نظر می رسد

بنابراین نه ما خودمان هستیم نه می توانیم اعتماد کنیم که طرف مقابل همان خودش است

حال در این گیر و دار ما می خواهیم که ارتباط درست را بیاموزیم

یک کارگاهی طراحی کردم با عنوان” انتقاد، ارتباط، مذاکره”

که می تونه برای برقراری ارتباط صحیح به ما کمک کنه

گاهی لازم می شه که در زندگی مشترک مشکلی رو مطرح کنیم

و بر سر موضوعی مذاکره کنیم

برم سراغ انتخاب

معیارهای ما برای انتخاب همسر چه چیزهایی می تونه باشه؟

تحصیلات

مادیات

چهره و اندام

فرهنگ و سطح طبقه اجتماعی

آیا سطح خود ما در همان سطحی هست که می خواهیم طرف ما باشد

 

اگر نیست باید یه تکونی بخوریم و خودمون رو به اون سطح برسونیم

همونطور که نوشتم همه اینها نیاز به شناخت خود و دیگری داره

سوالی هست؟

بعضی ها می بینن سخته بی خیال می شن ؛-)

سقراط میگه در هر دو صورت پشیمانیست… چه ازدواج بکنیم چه ازدواج نکنیم…

منظورش اینه که در هر کدام مزایایی هست که با انتخاب یکی ، مزایای دیگری رو از دست می دیم و پشیمون می شیم…

 

پس تلاشمون رو بکنیم برای ارتقا خودمون و در این مسیر اگر ازدواج میسر شد چه بهتر ، اگر نشد چیزی از دست ندادیم کلی دانش و تجربه و فرهیختگی کسب کردیم برای زندگی بهتر…

 

 

نرگس: چجوری میتونیم به ارتقا فردی برسیم؟

ارتقا فردی همون کاری هست که در گروه نیک اندیشان و کارگاه ها به دنبالش هستیم…

 

تا شب دیگر و نشستی دیگر خوش و خرم باشید

 

شاداب باشید… شب خوش

 

سینا یاوریان

سخنران، مدرس و مشاور روانشناسی

marriage

ازدواج

در مورد ازدواج در کارگاه ارتباط زن و مرد صحبت می کنم…

در ابتدای این کارگاه کمی زن و مرد رو می شناسیم

بعد در مورد اینکه چرا این دو به هم گرایش دارند صحبت می کنیم

و بعد در مورد اینکه برای چه همدیگه رو می خوان و به ازدواج با هم فکر می کنند مطالبی عنوان می شه

 

 

یکی از مواردی که مطرح می شه موضوع دلایل خواستن هست که در نوشته ارسالی به آشپزخانه و اتاق خواب اشاره نشده

یعنی ممکنه فرد فقط به خاطر برآوردن نیاز جنسی ازدواج کنه

پس در ابتدا همونطور که نوشتم لازم هست خودمون رو بشناسیم و بعد نیازهامون رو بشناسیم که شامل نیاز جسمی و نیاز ذهنی هست… و بعد ببینیم که برای چه نیازی می خواهیم ارتباط برقرار کنیم… بعد برسیم به اینکه ارتباط کافی هست و یا برای برآوردن برخی نیازها ازدواج لازم هست…

 

> سوال: سلام روزتون بخیر و شادی. میشه مقاله ای هم در مورد اینکه اصلا چرا باید ازدواج کرد و ذهنیت و دلیل درست از ازدواج چیه نشر بدین?

سوالی که ساوین پرسیده در مورد ضرورت ازدواج هست

وضعیت کشور ما خاص هست و لازم هست که این موضوع در این محیط بررسی بشه

دختر و پسر در مدارس از هم جدا نگهداشته می شند

به غیر از خانواده هایی که ارتباطات زیاد دارند و دخترها و پسرها با هم بزرگ می شند بقیه با مشکلاتی مواجه هستند…

 

حتا دختر و پسر ها در این خانواده های با ارتباطات بالا هم مشکل دارند به این دلیل که در جامعه و مدرسه به اونها ارتباط با جنس مخالف یک تابو تعریف می شه و این موضوع جنس مخالف رو در ذهن کودک خیلی بزرگ جلوه گر می کنه…

 

> نرگس نوشته: برای من هم همینطور بوده شناخت درستی از آقایون ندارم

بله موضوع مهمی هست و لازم هست که در گروه های امن یا کارگاه ها و یا مشاوره بیشتر آشنا بشید

یعنی با این کاری که اینها می کنند نتیجه عکس می گیرند … یعنی جداسازی دختر و پسر با هدف دور نگه داشتنشون از هم هست اما اونها رو بیشتر به هم جذاب می کنه در حالی که شناختی هم از هم پیدا نمی کنند

هر چه دورتر باشند شناخت کمتر و کنجکاوی بیشتر می شه

بعد که وارد جامعه می شند خصوصیات جنس مقابل رو نمی شناسند و در ارتباطات به مشکل برمی خورند

بنابراین مقوله ازدواج هم در ایران یک مقوله خاص ایران هست… خاص و عجیب

در مورد دلایل افراد برای ازدواج در مطالبی که ارسال شده بود اشاره شده بود

در مورد معایب و محاسن ازدواج هم همینطور

امروزه در ایران هم همه اون دلایل برای ازدواج مشاهده می شن… هر کسی به خاطر یکی از اون دلایل ازدواج می کنه

اشاره ای هم به شناخت خود شده بود که نکته بسیار مهمی هست و من هم در آخرین شب به اون اشاره کردم که هرچه خودت رو ارتقا بدی فردی ارتقا یافته رو پیدا خواهی کرد…

پس پروسه شناخت خود در هر مرحله ای می تونه به ما کمک کنه تا انتخاب بهتری داشته باشیم

اگر دو نفر به یک استقلال شخصیتی دست پیدا کنند می توانند یک زندگی مشترک را بنا کنند

اگر دو نفر به استقلال دست پیدا نکرده باشند و بخواهند یکی از نقص های خود را با طرف مقابل جبران کنند به مشکل برمی خوردند

 

حال سوال مطرح می شه که اگر فردی ، یک فرد مستقل هست چه نیازی به ارتباط با دیگری داره؟

بارها شنیدیم که دو شرکت بزرگ با هم ادغام شدند

چرا ادغام می شند؟

برای سود بیشتر …

 

حالا دو نفر مستقل چرا با هم ارتباط می گیرند؟ … برای انرژی بیشتر

و این انرژی دو برابر نمی شه بلکه ۱۰ برابر می شه

 

به این دلیل که این دو جنس مقابل با هم انرژی رو به چرخش در میارند…انرژی ها رو فقط با هم جمع نمی کنند

برگردم به مسایل روز

 

امروزه در ایران ارتباطات مختلفی رو شاهد هستیم…

 

دوستی اجتماعی

دوستی نزدیک

دوستی با رابطه جنسی

ازدواج سفید

ازدواج رسمی

سه شنبه شب که نظرات شخصی شما رو هم تا اون موقع خواهیم داشت ادامه می دیم

 

 

به این دلیل که این دو جنس مقابل با هم انرژی رو به چرخش در میارند…انرژی ها رو فقط با هم جمع نمی کنند

 

نرگس نوشته : تاحالا از این دید بهش نگاه نکرده بودم به نظرم نقطه عطفی میتونه باشه برای تصمیم گیری هامون

 

پس تا سه شنبه شب

شبتون خوش و در آرامش خواب های خوب

 

سینا یاوریان

 

سخنران ، مدرس و مشاور روانشناسی